ديوانى، خط
معرف

ديوانى، خط، خط رسمى ديوان همايونى در حكومت عثمانى براى نوشتن اسنادى چون فرمانها، منشورها، شكايتها، دفترها، حكمها، تصميمهاى حكومتى، مكتوبات، بَرات، طُغرا، يارليق (نوعى فرمان)، نشان، و وقفيه (درمان، ص۱۸؛ سرين، ص۳۲۳؛ د. ا. د. ترك، ذيل «ديوانى»).

متن


ديوانى، خط، خط رسمى ديوان همايونى در حكومت عثمانى براى نوشتن اسنادى چون فرمانها، منشورها، شكايتها، دفترها، حكمها، تصميمهاى حكومتى، مكتوبات، بَرات، طُغرا، يارليق (نوعى فرمان)، نشان، و وقفيه (درمان، ص۱۸؛ سرين، ص۳۲۳؛ د. ا. د. ترك، ذيل «ديوانى»). در ايران نيز خطوطى مانند توقيع* و رقاع* و تعليق* را، كه در امور ديوانى رايجبودند، اقلام ديوانى مىخواندند؛ چنانكه خاقانى، شاعر سده ششم (ص۴۱۱)، در بيتى از خط ديوانى ياد كردهاست.



از آغاز پيدايش اين خط اطلاع دقيقى دردست نيست. گويا نخستين كسى كه خطى مخصوصبراى كاتبان ديوانى وضع كرد، حسنبن حسينبن على فارسى*، خطاط سده چهارم، بود كه مراسلات ديوانى را به خط تعليق ابتدايى مىنوشت (← مايل هروى، ۱۳۸۰ش، ص۲۶۹). از دوره سلجوقى، قواعدى خاصدر كتابت متون ديوانى رايجشد كه بعضى از آنها در رساله عبدالخالق ميهنى (زنده در سده ششم) ديده مىشود. ويژگيهايى كه ميهنى (ص۳ـ۴) براى خط مخصوصكتابت نامهها بيان مىكند، شباهتهايى با خطوط تعليق و ديوانى دارد، از جمله اوجگرفتن كرسى كلمات در انتهاى سطرها. ظاهراً در همين دوره، شكل سادهاى از خط ديوانى در ميان تركان رايجبودهاست (← سرين، همانجا؛ >فرمانهاى امپراتورى عثمانى<، ص۲).



گفته شده شكل اوليه خط ديوانى تركيبى از خطوط ثلث* و نسخ* و ريحان* بودهاست (زينالدين، ص۳۸۰، پانويس)، اما غالباً خط تعليق را اساس خط ديوانى دانستهاند. اين خط كه دستكم از سده هشتم در اسناد رسمى دربارةاى ايران بهكار مىرفت، پس از شكست اوزونحسن آققويونلو (حك: ۸۵۷ـ۸۸۲) از سلطانمحمد فاتح (حك: ۸۵۵ـ۸۸۶)، بهواسطه هنرمندان ايرانى به استانبول راه يافت و خط ديوانى از آن مشتق شد. ازهمينرو، بين خط تعليق و ديوانى از نظر شكل و تركيب حروف، شباهت زيادى وجود دارد (درمان، ص۱۷ـ۱۸؛ آلارسلان، ص۱۹۱؛ سرين، همانجا). حتى برخى از مورخان ترك، مانند مصطفى عالىافندى (ص۶۰)، خط تعليق ايرانيان را ديوانى مىخواندند.



خط ديوانى در سدههاى نهم و دهم بين خطاطان عثمانى گسترش يافت. بنا به گفتةها، نخستين كسى كه قواعدى بر اين خط وضع كرد، ابراهيم مُنيف، كاتب ديوان سلطانمحمد فاتح بود؛ هرچند ميزان تأثير او در اين زمينه چندان مشخصنيست. همچنين احمد شهلاپاشا، صدراعظم سلطاناحمد سوم (۱۰۸۴ـ ۱۱۴۹)، در اصلاح قواعد خط ديوانى كوشيد (زينالدين، ص۳۸۰ـ۳۸۱؛ آلپارسلان، همانجا). نصوح مَطراقچى (متوفى ۹۷۱) و بابايوسف از ديگر خطاطان پيشرو اين خط در استانبول بودند. تاجىبيگ در آماسيه كتابت امور مالى بايزيد دوم (حك: ۸۸۶ـ ۹۱۸) را برعهده داشت. تاجىزاده جعفرچلبى در زمان سلطانسليم (حك  : ۹۱۸ـ۹۲۶) و تاجزاده محمدچلبى، رئيس الكُتّاب سلطانسليمان قانونى (حك: ۹۲۶ـ۹۷۴)، هم در اصلاح و گسترش خط ديوانى كوشيدند (مصطفى عالىافندى، ص۶۱؛ سرين، همانجا؛ د.ا.د.ترك، همانجا). اين خط تا پايان حكومت عثمانى در سده سيزدهم، همچنان در نوشتن اسناد رسمى بهكار مىرفت، اما پس از رواج خط لاتين در تركيه، كاربرد آن محدود شد (زينالدين، ص۳۸۱، پانويس؛ فضائلى، ص۴۲۳). گفته مىشود خط ديوانى از اسرار دربار عثمانى بود و فقط كاتبان و برخى از آگاهان قادر به خواندن آن بودند. حتى مشهور است كاتبان ديوان همايونى را قسم مىدادند تا از اين خط در خارج از ديوان استفاده نكنند (درمان، ص۳۹؛ كردى، ص۱۰۲).



پس از ركود خط ديوانى در تركيه، تعليم و استفاده از آن در مصر رونق گرفت و مصطفىبيك غزلان (متوفى ۱۳۵۶)، خوشنويسِ شهير، در نوشتن آن مهارتى چشمگير يافت. او علاوهبر تدريس در مدرسه «تحسين خطوط عربى»، دفترهايى براى آموزش قواعد خط ديوانى تدوين و منتشر كرد. به سبب اثرگذارى شيوه او، اين خط در مصر به خط غزلانى شهرت يافتهاست. محمد عبدالعزيز رفاعى (متوفى ۱۳۵۳) از ديگر استادان مشهور خط ديوانى در مصر است (كردى، ص۱۰۳؛ فضائلى، ص۴۲۱).



براى حفظ اسرار مكتوب و پيشگيرى از تحريف متن، كلمات در خط ديوانى عثمانى بسيار فشرده و تودرتو نوشته مىشد؛ البته اين نكته بيشتر دربارة نامههاى دربارى صدق مىكند. در شيوه غزلانى و كاربردهاى جديد خط ديوانى، كه كتابت متون دينى و ادبى است، حروف كشيدهتر و فاصله كلمات بيشتر است. همه حروف خط ديوانى اندكى به سمت چپ تمايل دارند. شايد ازهمينرو، در عثمانى بدان خط چپ و كاتبان ديوانى را چپنويس مىگفتند. حروف عمودى همچون «الف»، «ل»، «ط»، و «ك»، همانند خط تعليق، در بالاى سمت چپ، ترويس (سرك) بلندِ روبه پايين دارند، اما سركش حرف «ك» غالباً ترويسى در سمت راست دارد. گاه اين ترويس بهصورت زائدهاى ضخيم به انتهاى سمت چپ برخى حروف، از جمله «ف» و «ق»، چسبيدهاست. دنباله حروفى چون «ب»، «س»، «ص»، و «ن» غالباً روبه بالا به سمت راست انحنا يافته و گاه در حروف «ك»، و «ل» به شكل مدور به عقب برگشته و ترويس و قسمت عمود حرف را قطع كردهاست. دنباله حرف «ى» گاه با انحنا به عقب برگشته و گاه در زير خط كرسى گسترده شده و كلمه پس از خود را درميان گرفتهاست. اين ويژگى در حروفى چون «ب»، «ك»، و «ل» هم ديده مىشود. در نمونههاى متأخر، حرف «ن» و دهانه منقار حرف «ع» را بهصورت دايرهاى بسته نوشتهاند. همچنين، دواير معكوس را در حروفى چون «ع» و «ح» بهصورت مفتوح رها كردهاند. دو حرف «س» و «ش» هم با دندانه و هم كشيده و بدون دندانه نوشته مىشود. در موارد بسيارى، حروف نامتصل مانند «الف»، «د»، «ر»، و «و» به حروف پيش يا پس از خود متصل مىشوند كه اينگونه پيوستگيها خواندن خط ديوانى را دشوارتر مىسازد؛ هرچند در برخى از نمونهها، اتصال حروف كمتر و ترويسها كوتاهتر است. تكنقطه و دو نقطه حروف بهترتيب بهصورت لوزى و مستطيلى كشيده و سه نقطه به شكل (۸) است. غالباً در اين خط، اعرابگذارى و تزيين بهكار نمىرود (← مصطفى عالىافندى، ص۶۰؛ كوتوكاوغلو، ص۶۱؛ فضائلى، ص۴۲۲ـ۴۲۳، پانويس؛ زينالدين، تصاوير ص۲۴۷ـ۲۵۳؛ عفيفى، ص۱۵۶، پانويس؛ جبورى، ج۲، تصاوير ص۱۴ـ۲۳).



در خط ديوانى، كلمات بهصورت مورب بر سطر كرسى قرار مىگيرند و هر كلمه بهطور مشخص، جهتى روبه پايين سطر دارد. اما در كرسىبندى نهايى، در يكسوم انتهايى سطر، كلمات روبه بالا مىروند. بههمينسبب، فاصله سطرها در اين خط بيشتر از خطوط ششگانه است. برايناساس، خط ديوانى به لحاظ تنظيم كلمات در سطر و كرسىبندى كاملا مشابه خط تعليق است. بااينهمه، در ديوانى قديم، بهطور كلى شيب حروف كمتر است و كلمات بر خط كرسى استوارترند.



در اواخر قرن دهم و اوايل قرن يازدهم، خط ديوانى جلى از خط ديوانى مشتق شد و در اسناد مهم دربار عثمانى بهكار رفت. شكوه و زيبايى اين خط را نمادى از قدرت و عظمت حكومت عثمانى شمردهاند. مبتكر اين خط شناخته نيست، اما شهلاپاشا و تاجالدين را از مروّجان آن دانستهاند. اندازه حروف با معيار نقطه در خط ديوانى جلى مشابه خط ثلث است. در ديوانى جلى، به عكس خط ديوانى، كلمات را حركتگذارى مىكنند و تزيينات زيادى به كار مىبرند؛ چنانكه تمام فواصل بين حروف و كلمات پر مىشود. گفته شده تزيينات اين خط را از خط چينى اقتباس كردهاند، اما اين نظر نادرست مىنمايد؛ اين ويژگى احتمالاً برگرفته از خط ثلث جلى است كه در آن فضاى خالى بين حروف را براى ايجاد تعادل بين سواد و بياض خط، با اِعراب و تزيينات مىپوشانند. فشردگى كلمات در ديوانى جلى بسيار زياد است؛ بهطورى كه حروف غالباً يكديگر را قطع مىكنند يا روى هم مىنشينند. غالباً خط ديوانى جلى را بين دو سطر موازى، با فاصله طول يك «الف»، با قلمى ضخيم مىنوشتند و سپس حركتگذارى و تزيينات را با قلمى ديگر، به ضخامت ربع قلم اول، اضافه مىكردند (← زينالدين، ص۳۸۱ـ۳۸۳، پانويس؛ آلپارسلان، ص۱۹۲ـ۱۹۳؛ عفيفى، ص۱۵۹؛ آكتان، ص۳۶۶). در اسنادى كه به خط ديوانى جلى نوشتهاند، فاصله سطرها معمولاً زياد و انتهاى آنها به طرف بالا كشيده شدهاست. غالباً در انتهاى سطر، كشيدگى يكى از حروف بيشتر از حد معمول است؛ چنانكه از چهارچوب صفحه بيرون زدهاست (← درمان، تصاوير ص۱۶۹ـ۱۷۵). شگفت آنكه ميهنى (ص۴) هم در بيان قواعد خط نامهنگارى، بسيارى از اين ويژگيها را ذكر كردهاست؛ اين نكته نشاندهنده ديرپايى اصول خط ديوانى است. خوشنويسان تركيبهاى متنوعى با خط ديوانى جلى پديد آوردهاند. يكى از رايجترين آنها تركيب زورقى است كه در آن انتهاى سمت چپ سطور موازى به بالا كشيده مىشود و شكلى شبيه قايق ايجاد مىكند. از اين تركيب گاه در اسناد معاملات يا اسكناسها استفاده مىشد. برخى از خطاطان عرب نيز در اشكال مختلف هندسى و عناصر طبيعى، همچون ماه و ستاره، تركيبهايى ساختهاند كه در زمره خطوط تفننى بهشمار مىرود (← آلپارسلان، تصاوير ص۱۹۳ـ۱۹۶؛ جبورى، ج۲، ص۹، تصاوير ص۳۸، ۴۳، ۶۵ـ۶۶).



ديوانى جلى تا سده سيزدهم همچنان كاربرد داشت و براى كتابت تفننى آيات قرآن و گاه عبارات ادبى بهكار مىرفت. در اين آثار، فشردگى كلمات كمتر و نوشته خواناتر است و كشيدگى انتهاى سطر به طرف بالا بسيار نادر است. اقلام ديوانى و ديوانى جلى را به سبب انتساب به ديوان همايونى، خط همايونى و خط مقدس هم خواندهاند (← جبورى، ج۲، تصاوير ص۲۷، ۴۲، ۱۲۸؛ زينالدين، ص۳۸۱، پانويس).



نوعى ديگر از خط ديوانى، كه از اوايل سده يازدهم براثر تندنويسى اين خط شكل گرفت، ديوانى قيرماسى (ديوانى شكسته) است؛ خواندن اين خط به سبب پيوستگى زياد حروف و رعايتنكردن بسيارى از قواعد خط ديوانى دشوار است. از اين خط هم در نوشتن اسناد و فرمانها استفاده شدهاست (آلپارسلان، ص۱۹۲؛ آكتان، ص۳۶۶).



گفته شده گونهاى نازيبا از خط ديوانى در ايران عصر صفوى رواجداشتهاست. احتمال مىرود خط ديوانى به كاتبان هند هم رسيده باشد (← شاد، ذيل «خط ديوانى»؛ مايل هروى، ۱۳۷۲ش، ص۶۴۲ـ۶۴۳). در ۱۳۳۲، خطاطى به نام عارف حكمت، خطى به نام سنبلى را از خط ديوانى استخراجكرد (زينالدين، ص۴۰۲). برخى از مشهورترين كاتبان متأخر خط ديوانى در تركيه عبارتاند از: ممتازافندى (۱۲۲۵ـ۱۲۸۷)، محمد شفيقبيگ (۱۲۳۵ـ۱۲۹۷)، و فريدبيگ (۱۲۷۴ـ۱۳۴۴). برخى از خوشنويسان عرب خط ديوانى عبارتاند از : عبدالرحمان صادق عبوش (متولد ۱۳۳۹)، هاشم محمد بغدادى* (۱۳۳۵ـ ۱۳۹۳)، و محمد صبرى هلالى* (۱۳۱۸ـ ۱۳۷۲؛ آلپارسلان، ص۱۹۵ـ۱۹۶؛ جبورى، ج۲، ص۱۰ـ۱۲).



منابع : كاملسليمان جبورى، موسوعة الخط العربى، بيروت ۱۴۲۰/۱۹۹۹؛ بديلبن على خاقانى، ديوان، چاپ ضياءالدين سجادى، تهران ۱۳۷۸ش؛ ناجى زينالدين، مصورالخط العربى، بيروت ۱۳۹۴/۱۹۷۴؛ محمدپادشاهبن غلام يحيىالدين شاد، آنندراج: فرهنگ جامع فارسى، چاپ محمد دبيرسياقى، تهران ۱۳۶۳ش؛ فوزى سالم عفيفى، نشأة و تطور الكتابةالخطية العربية و دورها الثقافى و الاجتماعى، كويت ۱۴۰۰/۱۹۸۱؛ حبيباللّه فضائلى، اطلس خط، اصفهان ۱۳۵۰ش؛ محمدطاهر كردى، تاريخ الخط العربى و آدابه، ]قاهره [۱۳۵۸/۱۹۳۹؛ نجيب مايل هروى، تاريخ نسخهپردازى و تصحيح انتقادى نسخههاىخطى، تهران ۱۳۸۰ش؛ همو، كتابآرايى در تمدن اسلامى، مشهد ۱۳۷۲ش؛ مصطفى عالىافندى، مناقب هنروران، استانبول ۱۹۲۶؛ محمدبن عبدالخالق ميهنى، دستور دبيرى: متنى از قرن ششم هجرى، چاپ على رضوى بهابادى، يزد ۱۳۷۵ش؛



Ali Alparslan, Osmanlı hat sanatı tarihi, İstanbul ۲۰۰۴; Ali Aktan, "Divanî yazı", Vakıflar dergisi, vol.۲۱ (۱۹۹۰); M. Uğur Derman, Letters in gold: Ottoman calligraphy from  the Sakıp Sabancı Collection, İstanbul, New York ۱۹۹۸; Mübahat S. Kütükoğlu, Osmanlı belgelerinin dili (diplomatik), İstanbul ۱۹۹۴; Osmanlı padişah fermanları: sergi kataloğu= Imperial Ottoman fermans: exhibition catalogue, London: Ayşegül Nadir, ۱۹۸۶; Muhittin Serin, Hat sanatı ve meşhur hattatlar, İstanbul ۲۰۰۳; TDVİA, s.v. "Divanî" (by Ali Alparslan).



/ منيژه صدرى و ولىاللّه كاوسى /


نظر شما
ایمیل ایمیل
مولفان

منيژه صدرى و ولى‌اللّه كاوسى

حوزه موضوعی
رده های موضوعی
جلد 18
تاریخ چاپ 1392
وضعیت انتشار
  • چاپ شده