ديوانه محمد چلبى
معرف

ديوانهمحمد چلبى، از مشايخ مهم سلسله مولويه در سدههاى نهم و دهم.

متن


ديوانهمحمد چلبى، از مشايخ مهم سلسله مولويه در سدههاى نهم و دهم. بنابر قرائنى، او احتمالاً در نيمه دوم سده نهم در قرهحصار بهدنيا آمد. طبق شجرهنامههاى موجود، او از خاندان چَلَبيان و از فرزندان بالىمحمد چلبى سلطان، ملقب به عباپوشولى (متوفى ۸۹۰) بود و نسبش به مطهرهخاتون، دختر سلطانولد (زوجه خضرپاشا يا همسر سليمانشاه گرميانى) مىرسيد (← افلاكى، ج۲، ص۶۷۷ـ۶۷۸؛ گولپينارلى، ۱۳۶۶ش، ص۱۳۷ـ۱۳۸). پدر ديوانهمحمد، شيخ مولوىخانه قرهحصار بود كه به خاندان ايشان اختصاصداشت و پس از قونيه مهمترين مولوىخانه بهشمار مىرفت؛ چنانكه علاقهمندان و مريدان پس از زيارت آرامگاه مولانا به آنجا نيز مىرفتند (>دايرةالمعارف زبان و ادبيات تركى<، ذيل مادّه؛ گولپينارلى، ۱۳۶۳ش، ص۱۱۷؛ همو، ۱۳۶۶ش، ص۴۰۶، ۴۳۱).



در وقفنامهاى كه از محمدچلبى برجا مانده، او خود را «محمدبن محمد المشهور ديوانه محمد چلبى» معرفى كردهاست (← گولپينارلى، ۱۳۶۶ش، ص۱۴۰). بعضى نويسندگان، شايد به سبب ناپسندبودن لقب ديوانه، او را ملقب به «سلطان ديوانى» دانستهاند (← بروسهلى، ج۱، ص۷۹؛ >دايرةالمعارف زبان و ادبيات تركى<، همانجا). از استادان او اسدالدين متكلم و احمد افندى بودهاند (افلاكى، ج۲، ص۶۷۳؛ گولپينارلى، ۱۳۶۶ش، ص۱۴۹، ۱۵۱).



ديوانهمحمد معاصر و از ارادتمندان اولوعارف چلبى، از  بزرگان مولويه، بود، و در مجالس سماعى كه عارف چلبى در سيواس و شهرهاى ديگر برگزار مىكرد، شركت مىجست (افلاكى، ج۲، ص۸۳۶، ۸۵۳ـ۸۵۶). مشرب ديوانهمحمد به مشرب اولوعارف كه گويى گرايشهاى قلندرى و باطنى از زمان او به ميان مولويان راه يافتهبود، مشابهت بسيار داشت و وى حتى تندروتر و بىباكتر از اولوعارف بود. اولوعارف و برادرش، اولوعابد چلبى، و ديوانهمحمد مانند دراويش قلندرى مىزيستند (د.اسلام، چاپ دوم، ج۲، ص۳۹۵). ديوانهمحمد گرايشهاى بكتاشى، شيعى و حتى حروفى نيز داشت كه آثار آن در بعضى از اشعارش پيداست (← گولپينارلى، ۱۳۶۶ش، ص۳۸۴). او از اوان جوانى در كوهها و بيابانها مىگشت و فقط تنورهاى (نوعى لباس قلندرى) مىپوشيد و عبايى قلندرى بر دوش مىانداخت. گاه كلاه مولوى، گاه كلاه سيفى (گونهاى از كلاه مولويان كه شبيه شمشير بود) و گاه تاجحسينى يا تاجدوازده تَرك بر سر مىنهاد. اين تاجمنسوب به شمس تبريزى است و احتمالاً به همين جهت او را از پيروان طريقه شمسيه (منتسب به شمس تبريزى) انگاشتهاند، كه از زيرشاخهها و انشعابات مولويه و تاحد زيادى متأثر از قلندريان بودهاست (← بينباش، ص۷۶؛ نيز ← بكتاشيه*). گاه نيز به شيوه قلندران چارضرب* مىزد (موى سر، سبيل، ريش و ابرويش را مىتراشيد) و پيروانش را هم به اين كار وامىداشت. او پيوسته جام شراب بهدست داشت (← گولپينارلى، ۱۳۶۶ش، ص۱۴۳ـ ۱۴۴، ۱۵۴). گذشته از اينها، گفته شده كه ديوانهمحمد آغازگر روىآوردن مولويان به افيون بود و برخلاف اولوعارف علاقه زيادى به آن داشت (همان، ص۲۵۹). ديوانهمحمد حتى از انجامدادن فريضه حجسر باز مىزد و به مريدانش نيز اجازه نمىداد به حجبروند. باتوجه به ظاهر و كارهاى قلندروار و تأكيدش بر مرام قلندريان بود كه كمالالدين احمد حريرىزاده* (متوفى ۱۲۹۹)، مؤلف تبيان وسائلالحقائق، قلندريه را شاخهاى از مولويه پنداشته و تأسيس اين شاخه را به محمد چلبى نسبت دادهاست (← د.ا.د.ترك، ذيل مادّه).



گرايشهاى شيعى چلبى از آنجا آشكار مىشود كه يكبار به خانقاه حاجىبكتاشولى (مؤسس سلسله بكتاشيه، معاصر مولانا و متوفى ۶۷۰) رفت و با چهل ابدال بكتاشى ــ و به قولى چهل درويش مولوى ــ به جانب عراق سفر كرد. بعد از زيارت قبور ائمه عليهمالسلام در نجف، كربلا، بغداد و سامرا به قصد زيارت امامرضا عليهالسلام در ۸۱۸ به مشهد رفت. در آن ديار، قلندريان به شايستگى از او استقبال كردند و دو عَلَم موجود در آستان قدس، يك ديگ و تعدادى از ظروف موقوفه آستان قدس را به او اهدا كردند. او از خراسان بار ديگر براى زيارت عتبات به بغداد رفت (گولپينارلى، ۱۳۶۶ش، ص۱۴۷ـ۱۴۸، ۱۵۳). مطلب ديگرى كه از تمايلات شيعى او حكايت مىكند، آن است كه در اشعار تركىاش دوازده امام و بهويژه على عليهالسلام را ستايش مىكرد (← همان، ص۱۵۳ـ۱۵۷، ۵۸۴ـ۵۸۷).



ديوانهمحمد شمشيرى داشت كه بر قبضه آن عبارت «نادِعلياً» حك شدهبود. بعدها كرامات بسيارى به او نسبت دادند و بدينجهت او را ابوالسيف خواندند (همان، ص۱۵۴). وفاتش را در ۹۳۶ (← بروسهلى، ج۱، ص۷۹)، ۹۵۱ (د.ا.د.ترك، همانجا) و ۹۵۲ (گولپينارلى، ۱۳۶۶ش، ص۱۶۱) ذكر كردهاند، اما باتوجه به وقفنامهاى به تاريخ ۹۵۲ كه امضاى چلبى بر آن است، وفات وى نبايد پيش از ۹۵۲ باشد. آرامگاه او در مولوىخانه قرهحصار است (بروسهلى، همانجا؛ گولپينارلى، ۱۳۶۶ش، ص۴۳۱).



ديوانهمحمد در ترويجمولويه مؤثر بود. وى به مناطق مختلف مانند حلب، صندوقلى، لاذقيه، الجزاير، مصر و مُغلَه سفر كرد و مولوىخانههايى در اين مناطق بنا كرد (← بينباش، ص۶۹؛ گولپينارلى، ۱۳۶۶ش، ص۱۴۷ـ۱۴۸؛ د.اسلام، چاپ دوم، ج۶، ص۸۸۷)؛ احتمالاً مولوىخانه فارس را نيز او تأسيس كردهاست. ديوانهمحمد خلفايى نيز داشت، ازجمله معرفاوغلى، صاحب اثر منظوم وحدتنامه بهفارسى و خليفه او در حلب و مصر. چلبى كسانى همچون ابراهيمدده شاهدى* (متوفى ۹۵۷) را براى ترويجمولويه مأمور كرد كه اين اقدامات به گسترش طريقت مولويه انجاميد (← گولپينارلى، ۱۳۶۶ش، ص۱۵۹ـ۱۶۱). او همچنين شاگردان و مريدانى تربيت كرد كه به آنها ابدال يا ابدال مولوى مىگفتند؛ يوسف سينهچاك، شاعر مشهور مولويه، يكى از آنهاست (همان، ص۱۶۷، ۲۵۹).



چلبى شعر نيز مىسرود و اشعارى به فارسى هم دارد (همان، ص۱۵۸؛ براى نمونههايى از اشعار تركى و فارسى او ← همان، ص۵۶۷ـ۵۹۶). او در بيشتر اشعارش «سماعى» و گاه «ديوانه» تخلصمىكرد (← >دايرةالمعارف زبان و ادبيات تركى<؛ بروسهلى، همانجاها؛ گولپينارلى، ۱۳۶۶ش، ص۱۴۶). منظوم رساله (دربارة يكى از رسوم سماع مولويان) كه در كتابخانه موزه قونيه (ش ۱۰۹.۴۹.۴.۱۷) موجود است، حاوى اشعار چند شاعر ازجمله ديوانهمحمد چلبى است (د.اسلام، ج۶، ص۸۸۳؛ گولپينارلى، ۱۹۶۷ـ۱۹۷۲، ج۲، ص۳۶۶).



منابع: احمدبن اخى ناطور افلاكى، مناقبالعارفين، چاپ تحسين يازيجى، آنكارا ۱۹۵۹ـ۱۹۶۱، چاپ افست تهران ۱۳۶۲ش؛ محمدطاهر بروسهلى، عثمانلى مؤلفلرى، استانبول ۱۳۳۳ـ۱۳۴۲؛ عبدالباقى  گولپينارلى، مولانا جلالالدين: زندگانى، فلسفه، آثار و گزيدهاى از آنها، ترجمه و توضيحات توفيق ه . سبحانى، تهران ۱۳۶۳ش؛ همو، مولويه بعد از مولانا، ترجمه توفيق ه . سبحانى، تهران ۱۳۶۶ش؛



İlker Evrim Binbaş, "Music and Samā‘ of the Mavlaviyya in The fifteenth and sixteenth centuries: origins, ritual and formation", in Sufism, music and society in Turkey and the Middle East, ed. Anders Hammarlund, Tord Olsson, and Elisabeth Özdalga, İstanbul: Swedish Research Institute in İstanbul, ۲۰۰۱; EI۲, s.vv. "Djalāl al-Dīn Rūmī" (by H. Ritter), "Mawlawiyya.۱: origins and ritual of the order" (by T. Yazici), "ibid.۳: spread of the order" (by D.S. Margoliouth); Abdülbâki Gölpınarlı, Mevlânâ Müzesi yazmalar kataloğu, Ankara ۱۹۶۷-۱۹۷۲; Türk dili ve edebiyatı ansiklopedisi, İstanbul: Dergâh Yayınları, ۱۹۷۶-۱۹۹۸; s.v. "Dîvâne Mehmed Çelebi" (by A. Gölpınarlı); TDVİA, s.v. "Divane Mehmed Çelebi" (by Nihat Azamat).



/ سيده فاطمه زارعحسينى /


نظر شما
ایمیل ایمیل
مولفان

سيده فاطمه زارع‌حسينى

حوزه موضوعی
رده های موضوعی
جلد 18
تاریخ چاپ 1392
وضعیت انتشار
  • چاپ شده