ديوان همايون
معرف

ديوان همايون، مجلس حكومت عثمانى كه تا نيمه قرن يازدهم/ هفدهم بدنه اصلى دولت بود.

متن


ديوان همايون، مجلس حكومت عثمانى كه تا نيمه قرن يازدهم/ هفدهم بدنه اصلى دولت بود. دربارة اين ديوان در عهد سلاطين اوليه، مدارك اندكى وجود دارد. بنابر گزارش عاشقپاشازاده  (ص۱۱۸)، در دوره اورخان (حك: ۶۸۷ـ۷۶۱)، دستار بستن به وقت حضور در ديوان (احتمالاً نوعى بارعام)  رسم شد. طبيب مصرى، شمسالدينبن صغير، كه ]در  ۷۹۵[ از طرف برقوق براى درمان بايزيد دوم ]به دربار عثمانى [فرستاده شده بود، چگونگى بارعام دادن سلطان عثمانى را در صبحگاهان و دادستاندن او را در ميان مردم شرح مىدهد (به نقلِ ابنحجر عسقلانى، ]ج۳، ص۱۵۸، ج۵، ص ۵۹[). عاشق پاشازاده (ص۱۵۵ـ۱۵۶) از پاشاهايى سخن مىگويد كه هنگام مرگ محمد اول «ديوان» منعقد كرده بودند، و نيز از ديوانى روزانه در دربار عثمانى (قاپو) نام مىبرد. همچنين او (ص۱۹۰ـ۱۹۱) از ديوانى همانند ديوان پاشاها كه هنگام مرگ مراد دوم تشكيل شده بود، نام مىبرد. از اين گزارشها و از گزارشهاى مشابه «نَشرى»* و ديگر گاهشماران اوليه مىتوان دريافت كه تا اوايل قرن نهم/ پانزدهم رياست سلطان عثمانى بر مجلس پاشاها شيوهاى معمول بوده و اداره اين ديوان در فاصله بين مرگ يك سلطان و تعيين جانشين او، استثنائاً برعهده خود پاشاها بودهاست. ظاهراً محمد دوم اولين سلطانى بود كه از رياست مجمع ديوان دست كشيد و اين وظيفه را به وزير تفويض كرد. دليل اين كار، براساس حكايتى كه مورخان بعدى ثبت كردهاند، اين بود كه روزى يكى از زارعان با دادخواستى وارد ديوان شد و رجال مجمع را خطاب كرد و گفت: «كداميك از شماها سلطانايد؟ من شكايت دارم». سلطان از اين پيشامد رنجيد و وزيراعظم، گديك احمدپاشا، به وى پيشنهاد كرد كه براى دورى از چنين پريشانيها بهتر آن است كه سلطان در ديوان حضور نيابد و روند مذاكرات را از پشت پرده يا پنجرهاى مشبك دنبال كند (صولاقزاده، ص۲۶۸؛ نورىپاشا، ج۱، ص۹؛ شَرَف، ص۳۵۱). حكايت كنارهگيرى سلطان از ديوان هر اندازه كه حقيقت داشته باشد، در قانوننامه آلعثمان، ]معروف به قانوننامه [محمد دوم، تأييد شده و در آنجا صريحآ آمدهاست كه سلطان پشت پرده مىنشست ( ]ص ۱۵[). اين روش تا دوره سلطانسليمان قانونى، كه حضور در مجمع ديوان را حتى به همين شكل هم متوقف كرد، ادامه داشت (قوجىبك، ص۲۰ـ۲۳؛ قس هامر پورگشتال، ج۳، ص۴۸۹).



نظامنامه و شيوه كار ديوان همايون. قانوننامه محمد دوم كه بيانگر روش پدر و پدربزرگ سلطان است، نظامنامه ديوان همايون را تا اندازهاى بهتفصيل مشخصمىكند. اين ديوان هر روز با حضور وزيراعظم، وزيران ديگر، قاضى عسكران، دفترداران و نشانجى ]مهردار سلطنتى[ تشكيل مىشد. اگر نشانجى همرتبه وزير يا بيگلربيگ بود، بالاتر از دفترداران، و اگر همسنگ سَنْجاقبيگى بود پايينتر از دفترداران مىنشست. بهمحض ورود اعضاى ديوان، چاوشباشى و سركرده دربانان تعظيم مىكردند. در هر هفته چهار نوبت، جلسهاى با حضور وزيران، قاضى عسكران و دفترداران در تالار بارعام تشكيل مىشد و سلطان در آنجا در پشت پرده حضور مىيافت. پيشتر، اين روش سلاطين با برپايى ضيافت با حضور وزيران همراه بودهاست، ولى محمد دوم اين رسم را از ميان برداشت (← قانوننامه آلعثمان، ]همانجا[).



در قرن دهم، عضويت در ديوان تاحدى توسعه يافته بود. برطبق سندى مورخ ۹۴۲ منقول از فريدونبيگ (ج۱، ص۵۹۵)، بيگلربيگى رومايلى مىتوانست در ديوان حضور يابد، اما به بيگلربيگى آناطولى چنين اجازهاى نداده بودند. بعدها به پاس توسعه مهم امور دريايى، قپودانپاشا نيز به اين جمع افزوده شد، ولى ينىچرىآغاسى، در صورت همسنگبودن با وزير، فقط عضوى از اين مجمع بود. رجال ديگر نيز در مجمع حضور مىيافتند، هرچند داراى كرسى نبودند و در شور و مشورت شركت نمىكردند. از جمله اينان رئيسالكتاب*، چاوشباشى، سركرده دربانان كه رابط بين وزيراعظم و سلطان بود، دبيران مالى، مترجمان ديوان و رؤساى پليس بودند و نيز شمارى از مأموران دربارى و ادارى ديگر كه ممكن بود براى اجراى تصميمات ديوان به اتفاق دستياران، منشيان و رسولانشان فراخوانده شوند.



در قرن دهم، ديوان همايون چهار نوبت در هفته يعنى روزهاى شنبه، يكشنبه، دوشنبه و سهشنبه تشكيل جلسه مىداد. مذاكرات اين ديوان كه دربرگيرنده همه امور حكومتى بود، از اول صبح آغاز مىشد. صبحها معمولاً براى نشستهاى عمومى، بهويژه براى شنيدن دادخواستها و شكايتها اختصاصيافتهبود، كه يك عضو ذىصلاح ديوان يا خود وزيراعظم دربارة آنها داورى مىكرد. حوالى ظهر، انبوه دادخواهان و ديگر ملاقاتكنندگان را بيرون مىكردند؛ آنگاه براى اعضاى ديوان ناهار تدارك مىشد و پس از آن به بحث دربارة كارهاى باقيمانده مىپرداختند. ويدرز (پس از بون ]سفير جمهورى ونيز در استانبول از ۱۰۱۵ تا  ۱۰۱۸[) شرح مىدهد كه اين مجمع صرفاً مشورتى بودهاست و دربارة مسئوليت نهايى مجمع كه برعهده وزيراعظم بود مىگويد: «وزيرالوزرا بهمحض اتمام شام، اندك زمانى را صرف كارهاى عمومى مىكرد و هنگام ضرورت ديگر اعضاى ديوان و ديگر پاشاها را به مشورت مىخواند و سرانجام خودش تصميم نهايى را مىگرفت و براى رفتن به نزد سلطان آماده مىشد تا گزارشى بهاجمال از همه امورى كه انجام داده بود به حضرتش ارائه كند». اين يك رسم معمول بود كه در دو روز از چهار روز ديوان، يعنى روزهاى يكشنبه و سهشنبه انجام مىگرفت (← ص۶۱۶ـ۶۱۷). افزونبر جلسات مقرر ديوان، ديوانهاى مخصوصى نيز برپا مىشدند كه عبارت بودند از : ۱)علوفه ديوانى يا غَلَبه ديوانى كه هر سه ماه يكبار براى توزيع مستمرى و ملزومات ينىچريها و ديگر غلامان درگاه و نيز براى پذيرايى از سفيران خارجى برپا مىشد. ۲) اَياق ديوانى، ديوان پا، كه مجمعى بود فوقالعاده يا اضطرارى بهسرپرستى سلطان يا فرمانده نظامى. سبب نامگذارى اين مجمع به «ديوان پا» اين بود كه همه حاضران در آن سرپا مىماندند (دربارة دو ديوان مذكور ← اوزونچارشيلى، ص۵۹، ۲۲۵ـ۲۲۹، ۴۱۵).



محل مجمع. ساختمان ديوان كه معمولاً ديوانخانه ناميده مىشد، در دومين آستانه كاخ طوپقاپى ـ بين باب ميانى (اورتاقاپى) و بابالسعاده ـ واقع بود. بناى امروزى در عهد سلطانسليمان قانونى به فرمان وزيراعظم، ابراهيمپاشا، بنا و در سالهاى ۱۱۴۱ و ۱۲۳۴ بازسازى شد. پيشتر ديوان در ساختمان ديگرى تشكيل مىشد كه بعدها آن را «ديوانخانه قديمى» مىخواندند. اتاق ديوان به قبّهآلتى (زيرگنبد) معروف بود و وزيرانى كه اجازه حضور در ديوان داشتند «وزير گنبد» خوانده مىشدند. مشرف بر اتاق مجمع، محوطهاى پوشيده بود كه به قصر عدل يا قفس معروف بود و از آنجا سلطان جلسات را نظارت مىكرد. اين قسمت مستقیماً به حرمسرا راه داشت. متصل به ديوانخانه، دفاتر و منازل وزيران مختلف و دفتر وزيراعظم به نام «دوات اوطهسى» واقع بود (دربارة اين بناها ← شرف، ص۳۲۹ـ۳۶۴، بهويژه ص۳۵۰ بهبعد).



تشكيلات ادارى. بخشهاى اصلى اداره مركزى كه زيرنظر ديوان همايون انجام وظيفه مىكردند، عبارت بودند از:



۱) ديوانْ قلمى، يا بكلك يا بكلكچى قلمى، يعنى دبيرخانه مركزى كه رياست آن را بكلكچى ـ مقام ارشد دبيرخانه ـ زيرنظر رئيسالكتاب* برعهده داشت. پيشنويس، صدور و تحرير نسخههاى فرمانها و قانونها و ديگر احكام ـ غير از احكام امور مالى ـ برعهده اين ديوان بود. معاهدات داخلى و خارجى و اعطاى امتيازات و اجازهنامهها به قواى بيگانه نيز مدتى برعهده ديوان مذكور بودهاست.



۲) تحويلْ قلمى، يا نشانْ قلمى يا كِسِه/ كيسه قلمى، متصدى صدور احكام و بايگانى عهدنامههاى مربوط به وزير، بيگلربيگى، سنجاقبيگى و مولا (قاضى ولايت) بود. صدور و بايگانى حوالهها و اسناد مربوط به تيمار*ها و زعامت*ها نيز برعهده همين دايره بودهاست.



۳) رؤوسْ قلمى، صدور و بايگانى احكام و عهدنامههاى مربوط به همه مقامات و مشاغل را ــ جز آنهايى كه مشمول تحويل قلمى بودندــ برعهده داشت. درآمدهاى تحويل قلمى از بيتالمال يا موقوفات تأمين مىشد. اين دواير علاوه بر مشاغل كشورى و لشكرى، مشاغل دينى را نيز شامل مىشد.



غير از اين سه ديوان اصلى، دو شعبه ديگر به سرپرستى تشريفاتچى و وقعهنويس (← وقايعنگار*) نيز بودند كه سروكارشان بهترتيب با امور تشريفات و ثبت وقايع تاريخى بود. مقام آمِدى با آمدجى* كه سرپرستى كارمندان شخصى رئيسالكتاب را عهدهدار بود، بعداً به شمار مقامات مزبور افزوده شد. اين مقام، مسئول هدايت مناسبات با مقامات بيگانه و مسئول حفظ ارتباط ميان دواير حكومتى و دربار بود.



برخى از كارمندان كه در اين دفاتر استخدام شده بودند، حقوق دريافت مىكردند و ديگران كه در مراتب فروترى قرار داشتند، حقوقشان از راه واگذارى تيمارها و زعامتها پرداخت مىشد، اما صاحب زعامت مىتوانست به منصب حقوقى ارتقا يابد. مهمترين مقامات منصوب، در مرتبه خواجگان (← خواجگان ديوان همايون*) بودند و خليفگان در درجه دوم قرار داشتند.



زوال ديوان همايون. اهميت روزافزون وزارت عُظمى در برابر دربار، به نظام ايكندى ديوانى منجر شد. ايكندى ديوانى، مجمعى بود كه بعد از نماز عصر (= ايكندى) در اقامتگاه وزيراعظم تشكيل مىشد و كارهاى ناتمام را كه از ديوان همايون برجا مانده بود فيصله مىداد. اين مجمع، هر هفته پنجنوبت تشكيل جلسه مىداد و بهتدريج بخش مهمى از كارهاى اصلى ديوان همايون را برعهده گرفت. انتقال نظارت مؤثر و هدايت كارها از دربار به وزارت عظمى، در ۱۰۵۴ ــ هنگامىكه سلطانمحمد چهارم ساختمانى را به وزيراعظم درويشمحمدپاشا پيشكش كرده بود تا هم اقامتگاه و هم دفتر كار او باشدــ صورت گرفت. بيشتر دواير ادارى كه سابقاً زيرنظر ديوان همايون بودند، در اين زمان به اين سازمان جديد (ايكندى ديوانى در كاخ وزيراعظم) منتقل شدند. تا قرن هجدهم، ديوان همايون اهميت خود را از دست داده بود. شكل نوينى از ديوان در زمان اصلاحات سلطانسليم سوم و سلطانمحمود دوم پديدار شد. وى مجالس ويژهاى براى طرح و اجراى فرمانهاى اصلاحى (تنظيمات*) بنياد نهاد. اين اصلاحات سپس به نظام هيئت دولت منجر شد.



منابع:] ابنحجر عسقلانى، إنباء الغُمر بأبناءالعمر، حيدرآباد، دكن ۱۳۸۷ـ۱۳۹۶/ ۱۹۶۷ـ ۱۹۷۶[؛ عبدالرحمان شرف، «توپ قاپوسراى همايونو»، در تاريخ عثمانى انجمنى مجموعهسى، ج۱، ش ۶ (۱۹۱۱)؛ صولاقزاده محمد همدهى، صولاقزاده تاريخى، استانبول ۱۲۹۷؛ فريدونبيگپاشا، منشآتالسلاطين، ]استانبول [۱۲۷۴ـ۱۲۷۵؛ مصطفى نورىپاشا، نتايجالوقوعات، استانبول ۱۳۲۷؛



‘Aşıkpaşazade, Osmanlıı tarihleri, ed. N. Atsız, İstanbul ۱۹۴۹; Joseph von Hammer-Purgstall, Geschichte des Reiches, Graz ۱۹۶۳; osmanischen [Kānûnnâme-i Âl-i Osman: tahlil ve karşılaştırmalı metin, ed. Abdülkadir Özcan, İstanbul: Kitabevi, ۲۰۰۳]; Mustafa Koçi Bey, Koçi Bey risalesi, ed. Ali Kemali Aksüt, İstanbul ۱۹۳۹; [İsmail Hakkı Uzunçarışlı, Osmanlı devletinin saray teşkilâtı, Ankara ۱۹۸۸; Robert Withers, A description of the Grand Seignor’s Seraglio, etc, ed. John Greaves, in John Greaves, Miscellaneous works of Mr. John Greaves, professor of astronomy in the University of Oxford, London ۱۷۳۷].



/ ب. لوئيس، با اندكى تلخيصاز د.اسلام /


نظر شما
ایمیل ایمیل
مولفان

ب. لوئيس

حوزه موضوعی
رده های موضوعی
جلد 18
تاریخ چاپ 1392
وضعیت انتشار
  • چاپ شده