ديوان لغات الترك

معرف

ديوان لغاتالترك، نخستين لغتنامه زبان تركى تأليف محمودبن حسين كاشغرى، در سده پنجم.

متن
(p dir="RTL" style="text-align: justify;")
(strong)ديوان لغات(/strong)(span dir="LTR")‌(/span)(strong)الترك(/strong)، نخستين لغت(span dir="LTR")‌(/span)نامه زبان تركى تأليف محمودبن حسين كاشغرى، در سده پنجم. براساس گفته كاشغرى، پدرش، حسين(span dir="LTR")‌(/span)بن محمد (۱۳۳۳ـ۱۳۳۵، ج۱، ص(span dir="LTR")‌(/span)۲، ج۳، ص(span dir="LTR")‌(/span)۹۹؛ ۱۹۸۵ـ۱۹۸۶، ج۱، ص(span dir="LTR")‌(/span)۳، ج۳، ص(span dir="LTR")‌(/span)۱۳۵)، زاده بَرْسْخان(sup)*(/sup) بوده و بعدها به كاشغر مهاجرت كرده(span dir="LTR")‌(/span)است. ظاهراً محمود در بَلاساغون(sup)*(/sup) و كاشغر(sup)*(/sup) تحصيل كرده (← زينالوف، ص(span dir="LTR")‌(/span)۱۵؛ قولويف، ص۲۰) و به تحصيل و مطالعات خود در سرزمينهاى ترك(span dir="LTR")‌(/span)نشين، ايران و عراق و تكميل فراگيرى زبانهاى تركى، عربى، فارسى و حتى به روايتى رومى، ادامه داده(span dir="LTR")‌(/span)است (← (em)د. ا. د. ترك(/em)، ج۲۵، ص(span dir="LTR")‌(/span)۱۰). احتمالاً سفر وى به نيشابور، كه خود نيز به آن اشاره كرده (← كاشغرى، ۱۹۸۵ـ۱۹۸۶، ج۱، ص(span dir="LTR")‌(/span)۴)، به(span dir="LTR")‌(/span)قصد تكميل تحصيلات بوده(span dir="LTR")‌(/span)است (← زينالوف، ص(span dir="LTR")‌(/span)۲۰). اثرش هم حاكى از وقوف او به زبانهاى عربى و فارسى و علوم رايجآن روزگار است (قدرت، ص(span dir="LTR")‌(/span)۱۱۴).(/p)
(p dir="RTL" style="text-align: justify;")
كاشغرى در مقدمه اثرش بر اينكه پدرانش از «امرا» بوده(span dir="LTR")‌(/span)اند، تأكيد كرده و دربارة نياكانش گفته(span dir="LTR")‌(/span)است كه چون غُزها «الف» را به «خ» بدل مى(span dir="LTR")‌(/span)كردند، پدران او («محمود، صاحب كتاب») را به(span dir="LTR")‌(/span)جاى آنكه «امير» بنامند، «خمير» مى(span dir="LTR")‌(/span)ناميدند (۱۳۳۳ـ۱۳۳۵، ج۳، ص(span dir="LTR")‌(/span)۹۹؛ ۱۹۸۵ـ۱۹۸۶، ج۱، ص(span dir="LTR")‌(/span)۱۱۲). جدّ او نيز كه سرزمين تركان را از سامانيان گرفته بود، بحركين لقب داشت. آتالاى (كاشغرى، ۱۹۸۵ـ۱۹۸۶، ج۱، ص(span dir="LTR")‌(/span)۱۱۲، پانويس) بر آن است كه به(span dir="LTR")‌(/span)جاى بحركين، خميرتكين درست است. خميرتكين همان هارون قلجبغراخان، نوه عبدالكريم ساتوق بغراخان، آغازگر نخستين تاخت(span dir="LTR")‌(/span)وتازهاى قراخانيان در قلمرو سامانيان، در ۳۸۰، بوده(span dir="LTR")‌(/span)است (← بارتولد، ج۱، ص(span dir="LTR")‌(/span)۵۴۸ـ۵۵۰؛ اقبال آشتيانى، ص(span dir="LTR")‌(/span)۲۴۱ـ۲۴۲؛ گورون، ج۱، ص(span dir="LTR")‌(/span)۲۷۳). به نظر بعضى هم شايد وى نصرتكين بوده(span dir="LTR")‌(/span)باشد كه دراين(span dir="LTR")‌(/span)صورت با نصر ايلك(span dir="LTR")‌(/span)خان و برادر و جانشين ايلك(span dir="LTR")‌(/span)خان ابونصر، فاتح ماوراءالنهر و بخارا، در ۳۹۸، منطبق است (← بارتولد، ج۱، ص(span dir="LTR")‌(/span)۵۶۹ـ ۵۷۰؛ اقبال آشتيانى، ص(span dir="LTR")‌(/span)۲۴۶؛ مرچيل، ص(span dir="LTR")‌(/span)۲۰ـ۲۱). بعضى هم بدون ارائه دليلى وى را از دودمان خاقانهاى قراخانى و از شاهزادگان قراخانى دانسته(span dir="LTR")‌(/span)اند (← (span dir="LTR")>(/span)ادبيات تركى تركيه از دوران قديم تا امروز(span dir="LTR")<(/span)، ص(span dir="LTR")‌(/span)۱۴۵؛ قوجه ترك، ص(span dir="LTR")‌(/span)۲۲، پانويس ۱).(/p)
(p dir="RTL" style="text-align: justify;")
رشادگنج (ص(span dir="LTR")‌(/span)۳) با نظر پريتساك، نويسنده مدخل «قراخانيان» در (em)د. ا. ترك(/em)، مبنى(span dir="LTR")‌(/span)بر انتساب بى(span dir="LTR")‌(/span)واسطه كاشغرى به خاندان حاكم قراخانى، محتاطانه مخالفت كرده و چنين استدلال كرده(span dir="LTR")‌(/span)است كه كاشغرى دربارة امير فاتح بخشى از قلمرو سامانى و ديگر اميران، با عناوينى عمومى مانند «پدرمان» و «پدرانمان» ياد مى(span dir="LTR")‌(/span)كند و نه «پدرم»؛ ازسوى ديگر، اگر به(span dir="LTR")‌(/span)راستى او از منسوبان خاندان قراخانى مى(span dir="LTR")‌(/span)بود، به هنگام نام(span dir="LTR")‌(/span)بردن از خود، پدر و جدّش عناوين و القاب مربوط را نيز ذكر مى(span dir="LTR")‌(/span)كرد؛ درصورتى(span dir="LTR")‌(/span)كه كوچك(span dir="LTR")‌(/span)ترين اشاره(span dir="LTR")‌(/span)اى دراين(span dir="LTR")‌(/span)خصوص(span dir="LTR")‌(/span)نكرده(span dir="LTR")‌(/span)است. به(span dir="LTR")‌(/span)نظر او (همانجا) شخصى منسوب به خاندان حاكم آن همه امتيازات و موقعيت را رها نمى(span dir="LTR")‌(/span)كرد و سالها در سرزمينهاى ترك(span dir="LTR")‌(/span)نشين نمى(span dir="LTR")‌(/span)گشت و درنهايت براى تكميل تأليف اثرش آن را به خليفه بغداد اهدا نمى(span dir="LTR")‌(/span)كرد. زينالوف (ص(span dir="LTR")‌(/span)۱۷) هم باتوجه به اطلاعات دقيق و وسيع كاشغرى از آداب و رسوم دربارى و سازمانهاى دولتى، وى را از منسوبان عالى(span dir="LTR")‌(/span)رتبه اشرافى دانسته(span dir="LTR")‌(/span)است. بااين(span dir="LTR")‌(/span)همه از اظهارات خود كاشغرى چنين استنباط مى(span dir="LTR")‌(/span)شود كه خانواده وى به يكى از قبايل معتبر تشكيل(span dir="LTR")‌(/span)دهنده دولت قراخانيان، كه درحقيقت اتحاديه(span dir="LTR")‌(/span)اى از قبايل بود (← يوسف خاص(span dir="LTR")‌(/span)حاجب، مقدمه دانكوف، ص(span dir="LTR")‌(/span)۲)، و احيانآ به قبيله يغما، خاستگاه خاندان قراخانى ( ←سومر، ص(span dir="LTR")‌(/span)۵۶۸؛ (em)تعليقات (/em)(em)بر حدودالعالم(/em)، ص(span dir="LTR")‌(/span)۲۴۰ـ۲۴۱، پانويس ۱؛ بارتولد، ج۱، ص(span dir="LTR")‌(/span)۵۴۲) تعلق داشته(span dir="LTR")‌(/span)است (گنج، ص(span dir="LTR")‌(/span)۳ـ۴).(/p)
(p dir="RTL" style="text-align: justify;")
آرامگاه محمود كاشغرى در حدود نُه قرن پس از درگذشت او در آذر ۱۳۶۱/ دسامبر ۱۹۸۲ در فراز تپه(span dir="LTR")‌(/span)اى در روستاى آزقدر ناحيه اُپال، واقع در پنجاه كيلومترى شهر كاشغر، كشف شد و مقبره(span dir="LTR")‌(/span)اى براى او برپا شد (← كاشغرى، ۱۳۷۵ش، مقدمه دبيرسياقى، ص(span dir="LTR")‌(/span)هفده(span dir="LTR")‌(/span)ـ هجده؛ همو، ۱۳۸۴ش، پيشگفتار محمدزاده(span dir="LTR")‌(/span)صديق، ص(span dir="LTR")‌(/span)۲۷ـ۳۲).(/p)
(p dir="RTL" style="text-align: justify;")
در قلمرو دولت قراخانيان شهرهايى چون كاشغر، بلاساغون، سمرقند(sup)*(/sup) و بخارا(sup)*(/sup)، از مراكز فرهنگ اسلامى شدند و زبانهاى عربى (زبان دين و علم) و فارسى (زبان ادبيات) در اين مراكز رواجيافت. اين دو زبان در گذر زمان بر واژگان و حتى تركيب زبان خواص(span dir="LTR")‌(/span)ترك چنان تأثير گذاشتند كه در كنار زبان عوام، زبانى ادبى آميخته با عناصر عربى و فارسى پديد آمد (← بانارلى، ج۱، ص(span dir="LTR")‌(/span)۹۱؛ (span dir="LTR")>(/span)دايرة(span dir="LTR")‌(/span)المعارف زبان و ادبيات تركى(span dir="LTR")<(/span)، ذيل (span dir="LTR")"Karahanl(/span)(span dir="LTR")ı(/span)(span dir="LTR")lar"(/span)). اين زبان ادبى تركى كه در بخش شرقى قلمرو قَراخانيان (ايلك(span dir="LTR")‌(/span)خانيان)، به(span dir="LTR")‌(/span)ويژه در شهرهاى كاشغر و بلاساغون، پديد آمد، به زبان نوشتار و زبان رسمى دولت قراخانيان بدل شد و به زبان قَراخانى (← (span dir="LTR")>(/span)دايرة(span dir="LTR")‌(/span)المعارف زبان و ادبيات تركى(span dir="LTR")<(/span)، همانجا) معروف گرديد. كاشغرى (۱۳۳۳ـ۱۳۳۵، ج۱، ص(span dir="LTR")‌(/span)۳۰ـ۳۱؛ ۱۹۸۵ـ۱۹۸۶، ج۱، ص(span dir="LTR")‌(/span)۳۰) آن زبان را تركى خاقانى (تركية(span dir="LTR")‌(/span)الخاقانيه) ناميده و فصيح(span dir="LTR")‌(/span)ترين زبانهاى تركى به(span dir="LTR")‌(/span)شمار آورده(span dir="LTR")‌(/span)است (نيز ← زينالوف، ص(span dir="LTR")‌(/span)۱۶؛ قولويف، ص(span dir="LTR")‌(/span)۲۲)، به گفتة كاشغرى (همانجاها) در روستاهاى اطراف كاشغر بوميان غيرترك به زبان كَنجاكيه تكلم مى(span dir="LTR")‌(/span)كردند و زبان ساكنان شهر كاشغر تركى خاقانى/ خاكانى است.(/p)
(p dir="RTL" style="text-align: justify;")
تركى خاقانى به سبب اهميت ادارى و فرهنگى كاشغر در دوره مذكور، زبان كاشغرى (كاشغرتيلى) نيز ناميده شده(span dir="LTR")‌(/span)است (جعفراوغلو، ج۲، ص(span dir="LTR")‌(/span)۷۵). كاشغرى هم همان تركى دولت(/p)
(p dir="RTL" style="text-align: justify;")
قراخانيان را اساس قرار داده و واژه(span dir="LTR")‌(/span)هاى آن را و لهجه(span dir="LTR")‌(/span)هاى ديگر تركى را، باتوجه به اشكال صوتى و آوايى آنها، نشان داده(span dir="LTR")‌(/span)است (قولويف، همانجا). يوسف خاص(span dir="LTR")‌(/span)حاجب مؤلف نخستين كتاب شناخته(span dir="LTR")‌(/span)شده به زبان تركى خاقانى (يعنى (em)قوتادغوبيليگ(/em)(sup)*(/sup)) خاطرنشان كرده(span dir="LTR")‌(/span)است كه «كتابها به زبانهاى عربى و فارسى فراوان بود، ليكن در زبان ما اين (span dir="LTR")](/span)اثر(span dir="LTR")[(/span)، مجموعه عقليات است» (ص۲۶۰). اگر كتاب (em)جواهرالنحو فى لغات(/em)(span dir="LTR")‌(/span)(em)الترك (/em)(← ادامة مقاله) ــكه كاشغرى مدعى تأليفش شده ناديده گرفته(span dir="LTR")‌(/span)شود، بعد از (em)قوتادغوبيليگ(/em)، (em)ديوان لغات(/em) (em)الترك (/em)را به سبب اينكه زبان كاشغرى در آن اساس قرار داده شده(span dir="LTR")‌(/span)است شايد بتوان دومين كتاب تأليف(span dir="LTR")‌(/span)شده در حوزه زبان كاشغرى به(span dir="LTR")‌(/span)شمار آورد. (em)عَتَبة(/em)(span dir="LTR")‌(/span)(em)الحقايق(/em) اثر منظوم اديب احمد يوكْنَكى(sup)*(/sup)، تأليف(span dir="LTR")‌(/span)شده در نيمه اول سده ششم، نيز از آثار شناخته(span dir="LTR")‌(/span)شده حوزه زبان كاشغرى است (← كوپرولو، ص(span dir="LTR")‌(/span)۲۰۴ـ۲۱۰؛ پكولجاى، ص(span dir="LTR")‌(/span)۵۱؛ <دايرة(span dir="LTR")‌(/span)المعارف زبان و ادبيات تركى(span dir="LTR")<(/span)، ذيل (span dir="LTR")"Atabetü‘l-hakay(/span)(span dir="LTR")ı(/span)(span dir="LTR")k"(/span)).(/p)
(p dir="RTL" style="text-align: justify;")
كاشغرى پيش از آن هم چنان كه خود گفته (← ۱۳۳۳ـ ۱۳۳۵، ج۱، ص(span dir="LTR")‌(/span)۳؛ ۱۹۸۵ـ۱۹۸۶، ج۲، ص(span dir="LTR")‌(/span)۴)، مدتى طولانى در سرزمينهاى تركان به گردآورى لغات و قوافى (اشعار) طوايف، از تركى و تركمانى و غزى و چگلى و يغمائى و قرقيزى پرداخته(span dir="LTR")‌(/span)است (نيز ← گنج، ص(span dir="LTR")‌(/span)۴). او پس از سياحت و پژوهش در بين تيره(span dir="LTR")‌(/span)ها و قبايل ترك آسياى مركزى از طريق ايران به عراق رفته(span dir="LTR")‌(/span)است. رشاد گنج(همانجا) كوشيده(span dir="LTR")‌(/span)است تا با مراجعه به (em)ديوان(/em)، سرزمينهاى ترك(span dir="LTR")‌(/span)نشين و قبايلى را كه كاشغرى در جريان پژوهشهاى ميدانى خود ديده، تعيين نمايد. سندى مبنى(span dir="LTR")‌(/span)بر اينكه وى در چه تاريخى تصميم جدّى به تأليف (em)ديوان (/em)گرفت و گردآورى مواد و مطالب لازم براى تأليف چنان اثرى را آغاز كرد دردست نيست (همان، ص(span dir="LTR")‌(/span)۱۲ـ۱۳).(/p)
(p dir="RTL" style="text-align: justify;")
تاريخ آغاز تأليف (em)ديوان(/em) در پايان اثر غره جمادى(span dir="LTR")‌(/span)الاولى  ۴۶۴ آمده كه تأليف آن، پس از چهار بار بازخوانى و تصحيح در  ۱۲ جمادى(span dir="LTR")‌(/span)الآخره ۴۶۶ به(span dir="LTR")‌(/span)پايان رسيده(span dir="LTR")‌(/span)است (كاشغرى، ۱۳۳۳ـ ۱۳۳۵، ج۳، ص(span dir="LTR")‌(/span)۳۳۳). البته تاريخهايى كه كاشغرى ذكر مى(span dir="LTR")‌(/span)كند چندان صحيح نيست (براى نمونه ← كاشغرى، ۱۹۸۵ـ ۱۹۸۶، ص(span dir="LTR")‌(/span)۳۴۶ و پانويس؛ همو، ۱۳۳۳ـ۱۳۳۵، ج۱، ص(span dir="LTR")‌(/span)۲۹۰؛ نيز ← تقى(span dir="LTR")‌(/span)زاده، ص(span dir="LTR")‌(/span)۲، پانويس ۲). به(span dir="LTR")‌(/span)نظر مى(span dir="LTR")‌(/span)رسد تاريخهاى آغاز و انجام تأليف كتاب كه در پايان آن قيد گرديده، نيز چندان درست نباشد (← گنج، ص(span dir="LTR")‌(/span)۱۳؛ (em)د. ا. د. ترك(/em)، ذيل مادّه). (em)ديوان لغات(/em)(span dir="LTR")‌(/span)(em)الترك (/em)پس از تأليف به ابوالقاسم عبدالله(span dir="LTR")‌(/span)بن محمد، فرزند خليفه المقتدى بامرالله (متوفى ۴۸۷)، اهدا شده(span dir="LTR")‌(/span)است (كاشغرى، ۱۳۳۳ـ۱۳۳۵، ج۱، ص(span dir="LTR")‌(/span)۴۰۳؛ نيز ← حاجى(span dir="LTR")‌(/span)خليفه، ج۱، ستون ۸۰۸).(/p)
(p dir="RTL" style="text-align: justify;")
محمود كاشغرى در مقدمه (em)ديوان(/em) (۱۳۳۳ـ۱۳۳۵، ج۱، ص(span dir="LTR")‌(/span)۲ـ۳؛ ۱۹۸۵ـ۱۹۸۶، ج۱، ص(span dir="LTR")‌(/span)۳ـ۴) از اهميت زبان تركى و ضرورت آموختن آن سخن گفته و در اين مورد حديثى نيز نقل كرده(span dir="LTR")‌(/span)است (نيز ← ۱۳۳۳ـ۱۳۳۵، ج۱، ص(span dir="LTR")‌(/span)۲۹۲ـ۲۹۵؛ ۱۹۸۵ـ۱۹۸۶، ج۱، ص(span dir="LTR")‌(/span)۳۵۰ـ۳۵۲).(/p)
(p dir="RTL" style="text-align: justify;")
اگرچه بنابه يادداشت پايان كتاب، تأليف آن در حدود ۲۵ ماه و چند روز زمان برده (← سطور بالا)، ليكن باتوجه به گفتة(span dir="LTR")‌(/span)هاى كاشغرى (۱۳۳۳ـ۱۳۳۵، ج۱، ص(span dir="LTR")‌(/span)۴)، به(span dir="LTR")‌(/span)نظر مى(span dir="LTR")‌(/span)رسد كه وى تأليف آن را از همان دوره گردآورى مواد مورد نياز آغاز كرده باشد. هدف وى از تأليف (em)ديوان لغات(/em)(span dir="LTR")‌(/span)(em)الترك(/em) ــكه فرهنگنامه(span dir="LTR")‌(/span)اى تركى به عربى با توجه به لهجه(span dir="LTR")‌(/span)ها و گويشهاى مختلف آن است ــ تعليم زبان تركى به غيرتركهاى عربى(span dir="LTR")‌(/span)دان بوده(span dir="LTR")‌(/span)است. او بر آن بوده تا برابرى زبان تركى را با زبانهاى ديگر و از آن جمله با زبان عربى نشان دهد و غناى آن زبان را بيان كند (← زينالوف، ص(span dir="LTR")‌(/span)۲۳؛ قولويف، ص(span dir="LTR")‌(/span)۲۲؛ (span dir="LTR")>(/span)ادبيات تركى تركيه از دوران قديم تا امروز(span dir="LTR")<(/span)، ص(span dir="LTR")‌(/span)۱۴۵؛ منگى، ص(span dir="LTR")‌(/span)۳۱). كاشغرى به(span dir="LTR")‌(/span)منظور آنكه(/p)
(p dir="RTL" style="text-align: justify;")
استفاده از لغت(span dir="LTR")‌(/span)نامه براى عربى(span dir="LTR")‌(/span)دانها آسان باشد، آن را براساس ساختار دستورى زبان عربى و سنّت فرهنگ(span dir="LTR")‌(/span)نويسى عربى تدوين كرده(span dir="LTR")‌(/span)است. او با گنجاندن تصنعى واژگان تركى در قالب قواعد عربى، درحالى(span dir="LTR")‌(/span)كه هركدام از اين دو زبان داراى ساختارهاى دستور كاملا متفاوتى(span dir="LTR")‌(/span)اند، مشكلاتى را نيز فراهم آورده(span dir="LTR")‌(/span)است (← كاشغرى، ۱۹۸۵ـ ۱۹۸۶، ج۲، ص(span dir="LTR")‌(/span)۳۶۴، پانويس ۱؛ جعفر اوغلو، ج۲، ص(span dir="LTR")‌(/span)۲۱؛ قراخان، ص(span dir="LTR")‌(/span)۱۴).(/p)
(p dir="RTL" style="text-align: justify;")
كاشغرى اثر خود را با اقتباس از قواعد صرف عربى به هشت كتاب (باب) تقسيم كرده(span dir="LTR")‌(/span)است كه عبارت(span dir="LTR")‌(/span)اند از: كتاب(span dir="LTR")‌(/span)الهمزه، كتاب(span dir="LTR")‌(/span)السالم، كتاب(span dir="LTR")‌(/span)المضاعف، كتاب(span dir="LTR")‌(/span)المثال، كتاب ذوات(span dir="LTR")‌(/span)الثلاثة، كتاب ذوات(span dir="LTR")‌(/span)الاربعة، كتاب الغُنّة، كتاب الجمع بين(span dir="LTR")‌(/span)الساكنين. هر كتاب هم از دو بخش اسما و افعال تشكيل يافته كه اسمها بر فعلها مقدّم شمرده شده(span dir="LTR")‌(/span)است (كاشغرى، ۱۳۳۳ـ۱۳۳۵، ج۱، ص(span dir="LTR")‌(/span)۴ـ۵؛ همو، ۱۹۸۵ـ۱۹۸۶، ج۱، ص(span dir="LTR")‌(/span)۵ـ۶). در هر بخش هم برحسب قواعد صرف عربى به(span dir="LTR")‌(/span)ترتيب كلمات ثنائى (دو حرفى)، ثلاثى (سه حرفى)، رباعى (چهار حرفى)، خماسى (پنج حرفى) و سداسى (شش حرفى) را آورده، در اين ميان به سالم، مثال، مضاعف، لفيف، ناقص، مهموز و اجوف توجه كرده(span dir="LTR")‌(/span)است (همو، ۱۳۷۵ش، مقدمه دبيرسياقى، ص(span dir="LTR")‌(/span)شش ـ هفت).(/p)
(p dir="RTL" style="text-align: justify;")
به(span dir="LTR")‌(/span)نظر على(span dir="LTR")‌(/span)اشرف صادقى (ص(span dir="LTR")‌(/span)۳۸۱) الگوى كاشغرى در تأليف (em)ديوان لغات(/em)(span dir="LTR")‌(/span)(em)الترك(/em)، فرهنگهاى عربى و ظاهراً (em)ديوان(/em)(span dir="LTR")‌(/span)(em)الادب (/em)فارابى (span dir="LTR")](/span)لغوى معروف(span dir="LTR")[(/span) است. (em)ديوان لغات(/em)(span dir="LTR")‌(/span)(em)الترك(/em) لغتنامه(span dir="LTR")‌(/span)اى تطبيقى براى واژه(span dir="LTR")‌(/span)هاى تركى در لهجه(span dir="LTR")‌(/span)ها و گويشهاى متفاوت است (← زينالوف، ص(span dir="LTR")‌(/span)۱۶، ۲۳؛ هيئت، ۱۳۵۸ـ۱۳۶۹ش، ج۲، ص(span dir="LTR")‌(/span)۵۰۹؛ صادقى، همانجا؛ ارجيلاسون، ص(span dir="LTR")‌(/span)۳۱۴)؛ چنان(span dir="LTR")‌(/span)كه براى ترجمه انگليسى آن عنوان (span dir="LTR")>(/span)چكيده لهجه(span dir="LTR")‌(/span)هاى تركى(span dir="LTR")<(/span) برگزيده شده(span dir="LTR")‌(/span)است. كاشغرى به(span dir="LTR")‌(/span)طور كلى لهجه(span dir="LTR")‌(/span)هاى تركى را به دو گروه اصلى تقسيم كرده(em)(span dir="LTR")‌(/span)(/em)است: ۱) خاقانى (← سطور پيشين)، كه همان تركى متداول در مراكز بزرگ قراخانيان، چون كاشغر و بلاساغون بوده(span dir="LTR")‌(/span)است. اين زبان از سده هشتم چغتايى ناميده شده(span dir="LTR")‌(/span)است و به(span dir="LTR")‌(/span)عنوان تركى شرقى نيز شناخته مى(span dir="LTR")‌(/span)شود (← چغتايى(sup)*(/sup)، زبان و ادبيات). تركان اويغور، ارغوُ، چگل، يغما و احتمالاً قَرلُق به آن سخن مى(span dir="LTR")‌(/span)گفتند. ۲) غزى كه در همان سالها زبان تركان غز، قپچاق، پِچَنْگ و بلغار بود. غزى، كه بعدها تركى غربى ناميده مى(span dir="LTR")‌(/span)شود، ريشه در زبانى دارد كه كتيبه(span dir="LTR")‌(/span)هاى گوك(span dir="LTR")‌(/span)ترك بدان نوشته شده(span dir="LTR")‌(/span)اند. اين گونه تركى از سده هفتم به بعد در آناطولى رواجروزافزون يافت. گروه(span dir="LTR")‌(/span)بندى محمود كاشغرى دربارة زبان تركى تاكنون هم اعتبار دارد (← منگى، ص(span dir="LTR")‌(/span)۳۲). (em)ديوان لغات(/em)(span dir="LTR")‌(/span)(em)الترك (/em)ضمن به(span dir="LTR")‌(/span)دست دادن اطلاعاتى دربارة لهجه(span dir="LTR")‌(/span)ها و گويشهاى تركى، آگاهيهايى نيز دربارة زبانهاى ديگرى چون خُتَنى (← سكايى(sup)*(/sup)، زبان) و سُغدى (← سغد(sup)*(/sup))، از خانواده زبانهاى ايرانى، دربردارد (← صادقى، ص(span dir="LTR")‌(/span)۳۸۱ـ۳۸۲). محمد دبيرسياقى (كاشغرى، ۱۳۷۵ش، مقدمه، ص(span dir="LTR")‌(/span)سى(span dir="LTR")‌(/span)وپنج) هم (em)ديوان(/em) را منبعى دانسته(span dir="LTR")‌(/span)است براى بررسى لغاتى كه از فارسى به تركى (به(span dir="LTR")‌(/span)ويژه گويش غزى) و از تركى به فارسى وارد شده(span dir="LTR")‌(/span)اند.(/p)
(p dir="RTL" style="text-align: justify;")
در (em)ديوان لغات(/em)(span dir="LTR")‌(/span)(em)الترك(/em) حدود ۷۵۰۰ تا ۸۵۰۰ واژه معنى و شرح شده(span dir="LTR")‌(/span)است (← زينالوف، ص(span dir="LTR")‌(/span)۲۳؛ (em)د.ا.د. ترك(/em)، همانجا؛ قدرت، ص(span dir="LTR")‌(/span)۱۱۴؛ قراخان، ص(span dir="LTR")‌(/span)۱۳). اين اثر به(span dir="LTR")‌(/span)سبب حفظ شمار درخور توجهى از واژه(span dir="LTR")‌(/span)هاى لهجه(span dir="LTR")‌(/span)هاى تركى سده پنجم و سده(span dir="LTR")‌(/span)هاى پيش از آن، گنجينه بى(span dir="LTR")‌(/span)مانندى است (← قراخان، ص(span dir="LTR")‌(/span)۱۵؛ زينالوف، ص(span dir="LTR")‌(/span)۲۶). كاشغرى پيش از تأليف (em)ديوان(/em)، به ادعاى خودش (۱۳۳۳ـ۱۳۳۵، ج۱، ص(span dir="LTR")‌(/span)۲۴؛ همو، ۱۹۸۵ـ ۱۹۸۶، ج۱، ص(span dir="LTR")‌(/span)۲۵) كتاب (em)جواهرالنحو فى لغات(/em)(span dir="LTR")‌(/span)(em)الترك(/em) را تأليف كرده بود كه نسخه(span dir="LTR")‌(/span)اى از آن باقى نمانده(span dir="LTR")‌(/span)است. او در آن اثر از مباحث مربوط به نحو زبان تركى سخن گفته(span dir="LTR")‌(/span)است (← گنج، ص(span dir="LTR")‌(/span)۹؛ قراخان، ص(span dir="LTR")‌(/span)۱۲؛ ارجيلاسون، ص(span dir="LTR")‌(/span)۳۱۵).(/p)
(p dir="RTL" style="text-align: justify;")
كاشغرى در (em)ديوان(/em) به تكرار بيان قواعد جمع، مفرد، تفصيل و تصغير نپرداخته(span dir="LTR")‌(/span)است (كاشغرى، همانجاها). بااين(span dir="LTR")‌(/span)همه در (em)ديوان (/em)هرجا كه ايجاب مى(span dir="LTR")‌(/span)كرده اطلاعاتى دربارة اجزاى دستور زبان تركى آورده(span dir="LTR")‌(/span)است ((em)د. ترك(/em)، ذيل (span dir="LTR")"Kâ(/span)(span dir="LTR")ş(/span)(span dir="LTR")garl(/span)(span dir="LTR")ı(/span)(span dir="LTR") Mahmud"(/span)). على چيچكلى (ص(span dir="LTR")‌(/span)۵۳ـ۶۶) بعضى از قواعد پراكنده زبان تركى در سراسر (em)ديوان(/em) را گردآورى كرده(span dir="LTR")‌(/span)است. دربارة همين قواعد مندرجدر (em)ديوان (/em)تحقيقات مستقلى نيز صورت گرفته(span dir="LTR")‌(/span)است (← (em)د.ا.د.ترك(/em)، همانجا).(/p)
(p dir="RTL" style="text-align: justify;")
كاشغرى از آنجايى كه (em)ديوان لغات(/em)(span dir="LTR")‌(/span)(em)الترك(/em) را به الفباى عربى تأليف كرده، و هر كدام از دو زبان تركى و عربى از نظر صوتى ويژگيهاى خود را دارند، ناگزير روشهايى براى ثبت كلمات تركى به(span dir="LTR")‌(/span)كار برده كه دربارة آنها توضيحاتى در مقدمه داده(span dir="LTR")‌(/span)است (← كاشغرى، ۱۳۳۳ـ۱۳۳۵، ج۱، ص(span dir="LTR")‌(/span)۸ـ۱۰؛ همو، ۱۳۷۵ش، ص(span dir="LTR")‌(/span)۵ به(span dir="LTR")‌(/span)بعد؛ نيز ← صادقى، ص(span dir="LTR")‌(/span)۳۸۱).(/p)
(p dir="RTL" style="text-align: justify;")
كاشغرى معمولاً در توضيح معنى لغات مثالهايى نيز آورده(span dir="LTR")‌(/span)است كه اشعار و مثلهاى تركى از آن جمله(span dir="LTR")‌(/span)اند (منگى، ص(span dir="LTR")‌(/span)۳۱ـ۳۲). نمونه(span dir="LTR")‌(/span)هاى اشعار نقل(span dir="LTR")‌(/span)شده در (em)ديوان(/em) غالباً به اوزان هجايى (← چيچكلى، ص(span dir="LTR")‌(/span)۲۲۹ـ ۲۳۰؛ (span dir="LTR")>(/span)دايرة(span dir="LTR")‌(/span)المعارف زبان و ادبيات تركى(span dir="LTR")<(/span)، ج۴، ص(span dir="LTR")‌(/span)۱۹۴) سروده شده(span dir="LTR")‌(/span)اند و به(span dir="LTR")‌(/span)احتمال زياد مؤلف اكثر آنها را از زبان مردم شنيده و يادداشت كرده(span dir="LTR")‌(/span)است (← كوپرولو، ص(span dir="LTR")‌(/span)۱۱۶؛ قدرت، ص(span dir="LTR")‌(/span)۱۱۴؛ منگى، همانجا). معدودى از اين قطعات ادبى نيز از اشعار كلاسيك(span dir="LTR")‌(/span)اند كه معلوم نيست از كدام اثر اخذ گرديده(span dir="LTR")‌(/span)اند (جعفراوغلو، ج۲، ص(span dir="LTR")‌(/span)۲۷ـ۲۸). كوپرولو (ص(span dir="LTR")‌(/span)۳۵، ۱۱۵ـ۱۱۷) (em)ديوان(/em) را منبع بى(span dir="LTR")‌(/span)مانندى به سبب دربرداشتن نمونه(span dir="LTR")‌(/span)هاى زيادى از اشعار بسيار قديمى دانسته و ارزش فوق(span dir="LTR")‌(/span)العاده(span dir="LTR")‌(/span)اى براى اشعار پراكنده در (em)ديوان(/em)، از سده پنجم و سده(span dir="LTR")‌(/span)هاى پيش از آن و حتى سده(span dir="LTR")‌(/span)هاى پيش از اسلام، قائل شده(span dir="LTR")‌(/span)است.(/p)
(p dir="RTL" style="text-align: justify;")
موضوعات نمونه(span dir="LTR")‌(/span)هاى شعرى منقول در (em)ديوان(/em) متنوع است (← كاشغرى، ۱۹۸۵ـ۱۹۸۶، ج۱، ص(span dir="LTR")‌(/span)۳۷۶؛ كوپرولو، ص۱۸۵؛ قوجه(span dir="LTR")‌(/span)ترك، ص(span dir="LTR")‌(/span)۲۲؛ (em)د.ا.د.ترك(/em)، همانجا؛ كاشغرى، ۱۳۷۵ش، همان مقدمه، ص(span dir="LTR")‌(/span)بيست(span dir="LTR")‌(/span)وچهار). شمار قطعات اشعار نقل(span dir="LTR")‌(/span)شده در (em)ديوان(/em) در منابع گوناگون، متفاوت آمده(span dir="LTR")‌(/span)است. چنان(span dir="LTR")‌(/span)كه گنج(ص(span dir="LTR")‌(/span)۱۲) تعداد آنها را ۲۲۰ بيت و قطعه، قوجه(span dir="LTR")‌(/span)ترك (همانجا) ۲۲۸ قطعه، دبيرسياقى (كاشغرى، ۱۳۷۵ش، مقدمه، ص(span dir="LTR")‌(/span)بيست(span dir="LTR")‌(/span)وسه) ۲۳۰ قطعه، چيچكلى (ص(span dir="LTR")‌(/span)۹) حدود  ۲۴۰ قطعه، هيئت يك(span dir="LTR")‌(/span)بار (۱۳۶۵ش، ص(span dir="LTR")‌(/span)۵۵) ۳۰۰ دوبيتى و بارى ديگر (۱۳۵۸ـ ۱۳۶۹ش، ج۲، ص۵۱۰) ۴۰۰ قطعه دوبيتى، ارجيلاسون (ص(span dir="LTR")‌(/span)۳۱۷) و (em)د. ا. د. ترك(/em) (همانجا) ۷۶۴ مصراع نوشته(span dir="LTR")‌(/span)اند. از جمله موارد منقول، قطعاتى از چند منظومه حماسى(span dir="LTR")‌(/span)اند كه معروف(span dir="LTR")‌(/span)ترين آنها منظومه (em)اَلب ارتنكا(/em) است (افراسياب، قهرمان معروف شاهنامه؛ ← بانارلى، ج۱، ص(span dir="LTR")‌(/span)۱۳ـ۱۵؛ (span dir="LTR")>(/span)دايرة(span dir="LTR")‌(/span)المعارف زبان و ادبيات تركى(span dir="LTR")<(/span)، ذيل(span dir="LTR")"Alp  Er Tonga destan(/span)(span dir="LTR")ı(/span)(span dir="LTR")"(/span)). چون بيشتر اشعار نقل(span dir="LTR")‌(/span)شده در (em)ديوان (/em)از ادبيات شفاهى برگرفته(span dir="LTR")‌(/span)شده، نام سرايندگان آنها در (em)ديوان (/em)نيامده(span dir="LTR")‌(/span)است. از تنها شاعرى كه، آن هم تنها يك بار در (em)ديوان (/em)(۱۳۳۳ـ۱۳۳۵، ج۲، ص(span dir="LTR")‌(/span)۱۸۰) نام برده(span dir="LTR")‌(/span)شده، جوجو/ چوچو است. احتمالاً بعضى از اشعار منقول در (em)ديوان(/em) سروده همان شاعر ناشناخته باشد (← جعفراوغلو، ج۲، ص(span dir="LTR")‌(/span)۲۸؛ (em)د. ا. د. ترك(/em)، همانجا).(/p)
(p dir="RTL" style="text-align: justify;")
مثلها از ديگر عناصر زبانى(span dir="LTR")‌(/span)اند كه به فراوانى براى تفهيم معانى كلمات تركى در (em)ديوان(/em) ذكر شده(span dir="LTR")‌(/span)است. شمار مثلهاى (em)ديوان (/em)را بين ۲۷۲ (هيئت، ۱۳۵۸ـ۱۳۶۹ش، همانجا) و ۳۰۰ (← چيچكلى، همانجا؛ كاشغرى، ۱۳۷۵ش، همان مقدمه، ص(span dir="LTR")‌(/span)بيست(span dir="LTR")‌(/span)ويك) ذكر كرده(span dir="LTR")‌(/span)اند و غالباً آنها را ۲۹۰ مورد دانسته(span dir="LTR")‌(/span)اند (← (em)د.ا.د. ترك(/em)؛ هيئت، ۱۳۶۵ش، همانجاها؛ گنج، ص(span dir="LTR")‌(/span)۱۱).(/p)
(p dir="RTL" style="text-align: justify;")
(em)ديوان لغات(/em)(span dir="LTR")‌(/span)(em)الترك(/em) دربردارنده آگاهيهاى باارزش متنوعى دربارة قوم(span dir="LTR")‌(/span)شناسى، باورها، تاريخ، جغرافيا، تمدن و فرهنگ، اوضاع اجتماعى و اقتصادى و شيوه زندگى تركان است (← قدرت، ص(span dir="LTR")‌(/span)۱۱۴ـ۱۱۵؛ قولويف، ص(span dir="LTR")‌(/span)۲۲؛ (em)د. ا. د. ترك(/em)، همانجا)، چنان(span dir="LTR")‌(/span)كه پژوهندگان بر ارزش دانشنامه(span dir="LTR")‌(/span)اى آن تأكيد كرده(span dir="LTR")‌(/span)اند (براى نمونه ← راسونيى، ص(span dir="LTR")‌(/span)۱۴؛ ارجيلاسون، ص(span dir="LTR")‌(/span)۳۱۷؛ گنج، ص(span dir="LTR")‌(/span)۱۰). منگى (ص(span dir="LTR")‌(/span)۳۲) و چيچكلى (همانجا) آن را نخستين و قديم(span dir="LTR")‌(/span)ترين دانشنامه جهان ترك دانسته(span dir="LTR")‌(/span)اند. ساختار دانشنامه(span dir="LTR")‌(/span)اى (em)ديوان (/em)هم غالباً از آگاهيهاى گوناگونى ناشى شده(span dir="LTR")‌(/span)است كه كاشغرى با ذكر شواهد و مثالهاى استنادى در توضيح بعضى مدخلها داده(span dir="LTR")‌(/span)است. كاشغرى (۱۳۳۳ـ۱۳۳۵، ج۱، ص(span dir="LTR")‌(/span)۲۷ـ۲۸؛ همو، ۱۹۸۵ـ۱۹۸۶، ج۱، ص(span dir="LTR")‌(/span)۲۸) در بحث از «طبقات» (تيره(span dir="LTR")‌(/span)ها) و قبايل، آنان را به بيست قبيله تقسيم كرده، همه را به ترك(span dir="LTR")‌(/span)بن يافث(span dir="LTR")‌(/span)بن نوح نسبت داده(span dir="LTR")‌(/span)است. او هر قبيله را داراى «بطون» (طوايف) بى(span dir="LTR")‌(/span)شمارى دانسته(span dir="LTR")‌(/span)است و بيان كرده كه وى فقط به برشمردن بزرگ(span dir="LTR")‌(/span)ترين و مهم(span dir="LTR")‌(/span)ترين طوايف اكتفا كرده و نام گروههاى پراكنده را نياورده(span dir="LTR")‌(/span)است. در اين ميان، احيانآ به(span dir="LTR")‌(/span)مناسبت نفوذ روزافزون سلجوقيان، اهميت ويژه(span dir="LTR")‌(/span)اى براى تركمانان غُز قائل شده(span dir="LTR")‌(/span)است (← ۱۳۳۳ـ۱۳۳۵، ج۱، ص(span dir="LTR")‌(/span)۵۶ـ۵۸؛ ۱۹۸۵ـ ۱۹۸۶، ج۱، ص(span dir="LTR")‌(/span)۵۵ـ ۵۹). او در مدخل «تركمان» (۱۳۳۳ـ ۱۳۳۵، ج۳، ص(span dir="LTR")‌(/span)۳۰۴ـ ۳۰۷؛ ۱۹۸۵ـ۱۹۸۶، ج۳، ص(span dir="LTR")‌(/span)۴۱۲ـ ۴۱۶) به دو قبيله(span dir="LTR")‌(/span)اى كه از مجموعه ۲۴ قبيله(span dir="LTR")‌(/span)اى غزان جدا شده و قبيله «قال اَج/ خَلَجْ» را تشكيل داده بودند، اشاره كرده(span dir="LTR")‌(/span)است. راسونيى (ص(span dir="LTR")‌(/span)۱۶۳) هم ضمن اشاره به همين حادثه، بيان كرده(span dir="LTR")‌(/span)است كه ۲۱ قبيله از ۲۲ قبيله مذكور غزان با ۲۱ قبيله از  ۲۴ قبيله اغزان مندرجدر (em)جامع(/em)(span dir="LTR")‌(/span)(em)التواريخِ (/em)رشيدالدين فضل(span dir="LTR")‌(/span)الله (ج۱، ص(span dir="LTR")‌(/span)۴۷ـ ۶۳) قابل تطبيق است (نيز ← قفس(span dir="LTR")‌(/span)اوغلو، ص(span dir="LTR")‌(/span)۱۳۴ـ۱۳۵). (em)ديوان (/em)درعين(span dir="LTR")‌(/span)حال دربردارنده بعضى اطلاعات تاريخى پراكنده است، از جمله دربارة جنگى كه بين قراخانيان مسلمان با تيره(span dir="LTR")‌(/span)هاى ترك نامسلمان براى مسلمان(span dir="LTR")‌(/span)كردن آنها صورت گرفته بود (← كاشغرى، ۱۹۸۵ـ ۱۹۸۶، ج۱، ص(span dir="LTR")‌(/span)۳۲۵، ج۲، ص(span dir="LTR")‌(/span)۵ـ ۶، ۳۱۲، ج۳، ص(span dir="LTR")‌(/span)۳۵۵ـ ۳۵۶؛ نيز ← قفس(span dir="LTR")‌(/span)اوغلو، ص(span dir="LTR")‌(/span)۳۱۸؛ جعفراوغلو، ج۲، ص(span dir="LTR")‌(/span)۴۶).(/p)
(p dir="RTL" style="text-align: justify;")
(em)ديوان لغات(/em)(span dir="LTR")‌(/span)(em)الترك(/em) براى مطالعه بقاياى باورداشتهاى شمنيستى، در ميان تركان قراخانى كه مسلمان شده بودند و نيز خوارق اعمال و عادات مرسوم در ميان تركان سده پنجم/ يازدهم ارزشمند است (براى نمونه ← كاشغرى، ۱۳۳۳ـ۱۳۳۵، ج۱، ص(span dir="LTR")‌(/span)۳۱۵، ۳۴۶، ۳۷۷ـ۳۷۸، ۳۹۵، ج۲، ص(span dir="LTR")‌(/span)۲۲۸، ج۳، ص(span dir="LTR")‌(/span)۱۷۱ـ ۱۷۵؛ همو، ۱۹۸۵ـ۱۹۸۶، ج۱، ص(span dir="LTR")‌(/span)۳۷۷ـ۳۷۸، ۴۱۳، ۴۵۲ـ۴۵۳، ۴۷۵، ج۲، ص(span dir="LTR")‌(/span)۲۸۵ـ۲۸۶، ج۳، ص(span dir="LTR")‌(/span)۲۲۵، ۲۲۷ـ ۲۲۸، ۲۳۰).(/p)
(p dir="RTL" style="text-align: justify;")
(em)ديوان(/em) به سبب مشتمل(span dir="LTR")‌(/span)بودن بر آگاهيهاى جغرافيايى، به(span dir="LTR")‌(/span)ويژه دربارة مناطق ترك(span dir="LTR")‌(/span)نشين و سرزمينهاى همجوارشان نيز درخور توجه بوده، و نقشه مدور پيوستى كه در كتاب آمده براهميت آن از اين نظر افزوده(span dir="LTR")‌(/span)است. كراچكوفسكى (ص(span dir="LTR")‌(/span)۲۱۳) اگرچه نقشه پيوست كتاب را داراى اهميت فوق(span dir="LTR")‌(/span)العاده دانسته(span dir="LTR")‌(/span)است، نظر هرمان را، كه آن را اثرى بديع و كاملا اصيل به(span dir="LTR")‌(/span)حساب آورده، بى(span dir="LTR")‌(/span)اساس پنداشته(span dir="LTR")‌(/span)است. او احتمال داده(span dir="LTR")‌(/span)است كه اين نقشه مربوط به نقشه(span dir="LTR")‌(/span)كشى اطلس اسلام در مكتب جغرافياى دوره قديم باشد؛ ولى ترسيم(span dir="LTR")‌(/span)كننده آزادى بسيار براى خود قائل بوده، مثلاً به(span dir="LTR")‌(/span)جاى مكه، كه به(span dir="LTR")‌(/span)طور سنّتى مركز جهان اسلام شناخته مى(span dir="LTR")‌(/span)شده، شهر كاشغر و منطقه «يِدى(span dir="LTR")‌(/span)سو» (هفت رود) و شهر بلاساغون را مركز نقشه قرار داده(span dir="LTR")‌(/span)است.(/p)
(p dir="RTL" style="text-align: justify;")
كاشغرى (۱۳۳۳ـ۱۳۳۵، ج۱، ص(span dir="LTR")‌(/span)۲۶ـ۲۷؛ ۱۹۸۵ـ۱۹۸۶، ج۱، ص(span dir="LTR")‌(/span)۲۷ـ۲۸) گفته(span dir="LTR")‌(/span)است كه از كوهها، بيابانها، دره(span dir="LTR")‌(/span)ها، آبها و آبگيرهاى موجود در بلاد اسلام، غيرمعروفها را نام نبرده و فقط برخى از آنها را كه در ديار شرك بوده، آورده(span dir="LTR")‌(/span)است. از آن ميان شهرها و آباديهاى واقع در اطراف بلاساغون و كاشغر بيش از جاهاى ديگر مورد توجه مؤلف بوده؛ درحالى(span dir="LTR")‌(/span)كه به بعضى از سرزمينها، از جمله سرزمينهاى شمال كوههاى تيان(span dir="LTR")‌(/span)شان كمتر پرداخته شده، و گويا مؤلف اطلاعات كوتاهى را هم كه دربارة آنها آورده، از ديگران شنيده(span dir="LTR")‌(/span)است. البته از بعضى از شهرها كه در متن كتاب نام آنها آمده، در نقشه اثرى ديده نمى(span dir="LTR")‌(/span)شود. از قبايلى چون چگل و سوار هم كه بارها در (em)ديوان (/em)نامشان آمده، با آنكه يكى از دلايل ترسيم نقشه براى نشان(span dir="LTR")‌(/span)دادن اقامتگاههاى تيره(span dir="LTR")‌(/span)ها و قبايل ترك بوده، نشانى در نقشه ديده نمى(span dir="LTR")‌(/span)شود (← جعفراوغلو، ج۲، ص(span dir="LTR")‌(/span)۲۹ـ۳۰؛ (em)د. ترك(/em)، همانجا). اين نقشه، نخستين نقشه جهان (span dir="LTR")](/span)ترسيم(span dir="LTR")‌(/span)شده به(span dir="LTR")‌(/span)دست(span dir="LTR") [(/span)تركها (جعفراوغلو، ج۲، ص(span dir="LTR")‌(/span)۲۹؛ (em)د.(/em) (em)ترك(/em)، همانجا) و نخستين نقشه دنياى ترك است ((em)د.ا.د.ترك(/em)، همانجا) و تحقيقات متعددى دربارة آن صورت گرفته(span dir="LTR")‌(/span)است (← جعفراوغلو، ج۲، ص(span dir="LTR")‌(/span)۳۰؛ كراچكوفسكى، همانجا).(/p)
(p dir="RTL" style="text-align: justify;")
رشاد گنجكوشيده(span dir="LTR")‌(/span)است با بهره(span dir="LTR")‌(/span)گيرى از مطالب متنوع (em)ديوان (/em)تصويرى فراگير را از جهان ترك در قرن پنجم/ يازدهم به(span dir="LTR")‌(/span)دست دهد و به(span dir="LTR")‌(/span)همين(span dir="LTR")‌(/span)منظور اثرى به نام (span dir="LTR")>(/span)دنياى ترك از ديدگاه محمود كاشغرى در قرن يازدهم(span dir="LTR")<(/span)  تأليف كرده(span dir="LTR")‌(/span)است.(/p)
(p dir="RTL" style="text-align: justify;")
تا سالهاى نخست مشروطيت دوم عثمانى تنها اطلاعاتى اندك و جسته(span dir="LTR")(/span)گريخته دربارة (em)ديوان(/em) دردست بود. آگاهيهاى موجود حاكى از آن است كه كتاب دست(span dir="LTR")(/span)كم از قرن هشتم شناخته شده بوده(span dir="LTR")(/span)است. برخى از مؤلفان در تأليف آثار خود از (em)ديوان (/em)استفاده كرده(span dir="LTR")(/span)اند كه عبارت(span dir="LTR")(/span)اند از: ابوحيان اندلسى(sup)*(/sup) (متوفى ۷۴۵) در تأليف كتاب (em)الادراك للسان(/em)(span dir="LTR")(/span)(em)الاتراك(/em)، ابن(span dir="LTR")(/span)محمد در تأليف (em)تاج(/em)(span dir="LTR")(/span)(em)السعاده(/em) و (em)عنوان السياده(/em) (در ۷۶۴)؛ بدرالدين العينى (متوفى ۸۵۵) در تأليف (em)عقدالجُمان فى تاريخ(/em)(span dir="LTR")(/span)(em)اهل(/em)(span dir="LTR")(/span)(em)الزمان (/em)و نيز در اثر ديگرى كه به سبب همكارى برادرش شهاب(span dir="LTR")(/span)الدين احمد در تأليف آن، (em)تاريخ الشهابى(/em) ناميده شد (← (em)د. ترك(/em)، همانجا؛ كاشغرى، ۱۹۸۵ـ ۱۹۸۶، ج۱، مقدمه آتالاى، ص(span dir="LTR")‌(/span)(span dir="LTR")XXI-XIX(/span)؛ (em)د. ا. د. ترك(/em)، همانجا). حاجى(span dir="LTR")‌(/span)خليفه هم آن را مطالعه و معرفى كرده(span dir="LTR")‌(/span)است (ج۱، ستون ۸۰۸).(/p)
(p dir="RTL" style="text-align: justify;")
نسخه منحصربه(span dir="LTR")‌(/span)فرد (em)ديوان(/em) در يكى از خاندانهاى اشرافى عثمانى نگهدارى مى(span dir="LTR")‌(/span)شد و در يكى از دو دوره وزارت معارف امرالله افندى (محرّم ۱۳۲۸ـ صفر ۱۳۲۹، صفر ـ شعبان ۳۳۰؛ ← (em)د. ا. د. ترك(/em)، ذيل «امراللّه(span dir="LTR")‌(/span)افندى») به(span dir="LTR")‌(/span)واسطه يك كتابفروش در استانبول به على اميرى(span dir="LTR")‌(/span)افندى (متوفى ۱۳۰۳ش)، كتاب(span dir="LTR")‌(/span)شناس مشهور ترك (← همان، ذيل «على اميرى(span dir="LTR")‌(/span)افندى»)، فروخته شد و به همت كليسلى معلم رفعت تصحيح و در ۱۳۳۳ـ ۱۳۳۵ در سه جلد در چاپخانه عامره دارالخلافه (استانبول) چاپ شد. كليسلى غلطنامه(span dir="LTR")‌(/span)اى نيز به آخر جلدهاى دوم و سوم افزوده(span dir="LTR")‌(/span)است. از اظهارات بسيم آتالاى (كاشغرى، ۱۹۸۵ـ۱۹۸۶، ج۱، مقدمه، ص(span dir="LTR")‌(/span)(span dir="LTR")XIX(/span)، (span dir="LTR")XXVII(/span)، (span dir="LTR")XXIX(/span)) برمى(span dir="LTR")‌(/span)آيد  كه تصحيحات كليسلى براى برطرف(span dir="LTR")‌(/span)كردن همه خطاهاى مطبعى كافى نبوده(span dir="LTR")‌(/span)است. وانگهى، خود نسخه خطى منحصربه(span dir="LTR")‌(/span)فرد (em)ديوان (/em)هم از اغلاط استنساخى خالى نبوده(span dir="LTR")‌(/span)است. ناسخ نسخه مذكور، محمدبن ابى(span dir="LTR")‌(/span)بكربن ابى(span dir="LTR")‌(/span)الفتح الساوى ثم(span dir="LTR")‌(/span)الدمشقى، در صفحه پايانى نسخه توضيح داده(span dir="LTR")‌(/span)است كه استنساخ آن را در ۲۷ شوال ۶۶۴ از روى نسخه(span dir="LTR")‌(/span)اى كه به خط خود مؤلف بوده، به(span dir="LTR")‌(/span)پايان رسانده(span dir="LTR")‌(/span)است (كاشغرى، ۱۳۳۳ـ۱۳۳۵، ج۳، ص(span dir="LTR")‌(/span)۳۳۲ـ۳۳۳؛ همو، ۱۹۸۵ـ۱۹۸۶، ج۳، ص(span dir="LTR")‌(/span)۴۵۱). آتالاى (كاشغرى، ۱۹۸۵ـ ۱۹۸۶، ج۱، مقدمه، ص(span dir="LTR")‌XVII-XVI(/span)) با بررسى (em)ديوان(/em)، به اين باور رسيده(span dir="LTR")‌(/span)است كه در نتيجه آشنانبودن نسخه(span dir="LTR")‌(/span)بردار با زبان تركى و اشراف كامل نداشتن بر ظرايف زبان عربى، اشتباهاتى در آن راه يافته(span dir="LTR")‌(/span)است و باوجود آنكه كليسلى كوشيده(span dir="LTR")‌(/span)است آنها را تصحيح قياسى كند، باز هم غلطهايى همچنان در آن باقى مانده(span dir="LTR")‌(/span)است (نيز ← چيچكلى، ص(span dir="LTR")‌(/span)۲۳؛(em) د. ترك(/em)، همانجا). انتشار چاپ كليسلى به(span dir="LTR")‌(/span)سرعت با استقبال روزافزونى در داخل تركيه و خارجاز آنجا مواجه شد. پژوهندگانى چون محمد فؤاد كوپرولو، احمد زكى(span dir="LTR")‌(/span)وليدى طوغان، نجيب عاصم (متوفى ۱۳۱۴ش)، احمد جعفراوغلو در مورد اثر و مؤلف آن تحقيقاتى منتشر كردند. در آلمان، روسيه، فرانسه، مجارستان، و انگلستان دانشورانى دربارة (em)ديوان لغات(/em)(span dir="LTR")‌(/span)(em)الترك (/em)آثارى پديد آوردند كه از آن ميان پژوهشهاى كارل بروكلمان(sup)*(/sup) آلمانى اهميت خاصى دارد.(/p)
(p dir="RTL" style="text-align: justify;")
او ضمن انتشار جداگانه مجموعه(span dir="LTR")‌(/span)هاى اشعار، مثلها و قواعد زبان (em)ديوان لغات(/em)(span dir="LTR")‌(/span)(em)الترك(/em) در قالب مقالاتى، نمايه الفبايى (em)ديوان(/em) را باعنوان (span dir="LTR")>(/span)گنجينه لغات تركى ميانه(span dir="LTR")<(/span) تدوين كرده(span dir="LTR")‌(/span)است (← كاشغرى، ۱۹۸۵ـ۱۹۸۶، ج۱، همان مقدمه، ص(em)(span dir="LTR")‌(/span)(/em)(span dir="LTR")XXII-XXI(/span)؛ (em)د.ا. د. ترك(/em)، ج۹، ص(span dir="LTR")‌(/span)۴۴۹). اثر اخير لغت(span dir="LTR")‌(/span)نامه(span dir="LTR")‌(/span)اى است تركى به آلمانى براساس (em)ديوان لغات(/em)(span dir="LTR")‌(/span)(em)الترك (/em)و مشتمل بر نزديك به هشت(span dir="LTR")‌(/span)هزار تكواژ كه به(span dir="LTR")‌(/span)صورت الفبايى تدوين گرديده(span dir="LTR")‌(/span)است (كاشغرى، ۱۳۸۴ش، پيشگفتار محمدزاده صديق، ص(span dir="LTR")‌(/span)۱۴).(/p)
(p dir="RTL" style="text-align: justify;")
پس از انتشار متن چاپى حروفى(em) ديوان(/em) بعضى از دانشمندان ترك از جمله كليسلى آن را به زبان تركى استانبولى ترجمه كردند و سرانجام «سازمان زبان ترك» ترجمه بسيم آتالاى را براى چاپ برگزيد و در آنكارا در ۱۳۲۲ش/۱۹۴۳ به(span dir="LTR")‌(/span)چاپ رساند. ترجمه جلدهاى يك تا سه به(span dir="LTR")‌(/span)علاوه جلد چهار آن، كه نمايه مفصّلى است، استفاده از آن را آسان كرده(span dir="LTR")‌(/span)است اين اثر بارها تجديد چاپ شده(span dir="LTR")‌(/span)است. كلاوسون كه (em)ديوان(/em) يكى از عمده(span dir="LTR")‌(/span)ترين منابعش در تدوين (span dir="LTR")>(/span)فرهنگ فقه(span dir="LTR")‌(/span)اللغه(span dir="LTR")‌(/span)اى تركى پيش از قرن سيزدهم(span dir="LTR")<(/span) بوده، ضمن تأييد كلى ترجمه آتالاى، آن را كاملا سودمند نيافته و در تمام موارد خود را از مراجعه به چاپ عكسى (em)ديوان(/em) بى(em)(span dir="LTR")‌(/span)(/em)نياز ندانسته(em)(span dir="LTR")‌(/span)(/em)است. او درعين(em)(span dir="LTR")‌(/span)(/em)حال نمايه آتالاى را ستوده(em)(span dir="LTR")‌(/span)(/em)است (← ص(span dir="LTR")‌(/span)(span dir="LTR")XVII(/span)). دهرى ديلچين هم سپس نمايه (em)ديوان(/em) را با الفباى عربى تدوين كرد كه در آنكارا در ۱۳۳۶ش/۱۹۵۷ منتشر گرديد. متن نسخه خطى آن را در آنكارا در سال ۱۳۲۰ش/ ۱۹۴۱ «سازمان زبان ترك» و در آنكارا در سال ۱۳۶۹ش/۱۹۹۰ وزارت فرهنگ جمهورى تركيه به(span dir="LTR")‌(/span)صورت عكسى به(span dir="LTR")‌(/span)چاپ رساند. (em)ديوان لغات(/em)(span dir="LTR")‌(/span)(em)الترك(/em) به زبانهاى ازبكى (تاشكند ۱۹۶۰ـ۱۹۶۷)، اويغورى جديد (اورومچى ۱۹۸۱) و انگليسى (هاروارد ۱۹۸۲ـ۱۹۸۵) و قزاقى (۱۹۹۷ـ ۱۹۹۸) نيز ترجمه و منتشر شده(span dir="LTR")‌(/span)است (← (em)د. ا. د. ترك(/em)، همانجا؛ كاشغرى، ۱۳۸۴، همان پيشگفتار، ص(span dir="LTR")‌(/span)۱۸ـ۱۹). سيدمحمد دبيرسياقى بخش اسامى آن را به فارسى ترجمه و به(span dir="LTR")‌(/span)صورت الفبايى تدوين كرده و به(span dir="LTR")‌(/span)چاپ رسانده(span dir="LTR")‌(/span)است (تهران ۱۳۷۵ش)، حسين محمدزاده صديق هم آن را از روى ترجمه آتالاى به فارسى ترجمه كرده(span dir="LTR")‌(/span)است (تبريز ۱۳۸۴ش). (em)ديوان(/em) تا ۱۳۸۰ش به ۲۶ زبان ترجمه شده بوده(span dir="LTR")‌(/span)است (گلادنى، ص(span dir="LTR")‌(/span)۱۳۲).(/p)
(p dir="RTL" style="text-align: justify;")
نكته درخور توجه آنكه پس از كشف و انتشار (em)ديوان(/em)، ضمن ترجمه آن به زبانهاى تركان آسياى مركزى، برخى از محافل ملى(span dir="LTR")‌(/span)گرايان افراطى در سرزمينهاى آسياى مركزى كوشيدند كه كاشغرى را به تبار خود منسوب كنند. زينالوف (ص(span dir="LTR")‌(/span)۱۸)، ادعاهاى مدعيان را مردود شمرده و چنين استدلال كرده كه كاشغرى اثر خود را براساس زبان خاقانى، كه زبان ادبى آن زمان بوده، نوشته(span dir="LTR")‌(/span)است.(/p)
(p dir="RTL" style="text-align: justify;")
محققان ايرانى نيز به (em)ديوان لغات(/em)(span dir="LTR")‌(/span)(em)الترك(/em) پس از كشف آن توجه كرده(span dir="LTR")‌(/span)اند. چنان(span dir="LTR")‌(/span)كه محمد قزوينى در حدود شش سال پس از چاپ نخست آن در نامه(span dir="LTR")‌(/span)اى به تاريخ ۲۵ اكتبر ۱۹۲۳/ ۳ عقرب (آبان) ۱۳۰۲ از پاريس به تقى(span dir="LTR")‌(/span)زاده، از اشتياق و تلاش خود براى دستيابى به آن در مدرسه السنه شرقيه لندن سخن گفته(span dir="LTR")‌(/span)است (← ص(span dir="LTR")‌(/span)۸۲). حسن تقى(span dir="LTR")‌(/span)زاده هم گذشته از آنكه در مقاله «گاهشمارى در ايران قديم» اشتباهى را در سال(span dir="LTR")‌(/span)شمارى تركى مندرجدر (em)ديوان (/em)يادآور شده (← ص(span dir="LTR")‌(/span)۲، پانويس ۲)، در مقاله «سال و ماه قديم تركها» كه ابتدا در (span dir="LTR")>(/span)يادنامه زكى وليدى طوغان(span dir="LTR")<(/span) (استانبول ۱۹۵۰ـ۱۹۵۵) به(em)(span dir="LTR")‌(/span)(/em)چاپ رسيده و سپس در (em)بيست مقاله (/em)تقى(em)(span dir="LTR")‌(/span)(/em)زاده تجديد چاپ شده، به اثر مذكور مراجعه كرده(em)(span dir="LTR")‌(/span)(/em)است (← ص(span dir="LTR")‌(/span)۴۶۹ـ۴۸۰).(/p)
(p dir="RTL" style="text-align: justify;")
(strong)منابع :(/strong) عباس (strong)اقبال آشتيانى(/strong)، (em)تاريخ مفصّل ايران:(/em) (em)از صدراسلام تا(/em) (em)انقراض قاجاريه(/em)، چاپ محمد دبيرسياقى، در حسن پيرنيا، (em)تاريخ ايران: از آغاز تا انقراض ساسانيان(/em)، تهران ۱۳۷۰ش؛ واسيلى ولاديميروويچ (strong)بارتولد(/strong)، (em)تركستان(/em)(span dir="LTR")‌(/span)(em)نامه: تركستان در عهد هجوم مغول(/em)، ترجمه كريم كشاورز، تهران ۱۳۶۶ش؛ (em)تعليقات بر حدودالعالم من المشرق الى المغرب(/em)، (span dir="LTR")](/span)با(span dir="LTR")[(/span) مقدمه و.بارتولد (span dir="LTR")](/span)و(span dir="LTR")[(/span) تعليقات و. مينورسكى، ترجمه ميرحسين شاه، چاپ مريم ميراحمدى و غلامرضا ورهرام، تهران : دانشگاه الزهرا، ۱۳۷۲ش؛ حسن (strong)تقى(/strong)(span dir="LTR")‌(/span)(strong)زاده(/strong)، (em)بيست مقاله تقى(/em)(span dir="LTR")‌(/span)(em)زاده(/em)، تهران ۱۳۴۱ش؛ (strong)حاجى(/strong)(span dir="LTR")‌(/span)(strong)خليفه(/strong)؛ (strong)رشيدالدين فضل(/strong)(span dir="LTR")‌(/span)(strong)اللّه(/strong)؛ على(span dir="LTR")‌(/span)اشرف (strong)صادقى(/strong)، «نسخه برگردان (em)ديوان لغات(/em)(span dir="LTR")‌(/span)(em)الترك(/em)»، (em)نامه بهارستان(/em)، سال ۵، ش ۱ـ۲ (بهار ـ زمستان ۱۳۸۳)؛ محمد (strong)قزوينى(/strong)، (em)نامه(/em)(span dir="LTR")‌(/span)(em)هاى قزوينى به تقى(/em)(span dir="LTR")‌(/span)(em)زاده: ۱۹۱۲ـ ۱۹۳۹(/em)، چاپ ایرج افشار، (span dir="LTR")](/span)تهران(span dir="LTR")[(/span) ۱۳۵۶ش؛ ابوالفضل آمان اوغلو (strong)قولويف(/strong)، «محمود كاشغرى»، (em)مجله وارليق(/em)، سال ۱۵، ش ۲ (تابستان ۱۳۷۲)؛ محمودبن حسين (strong)كاشغرى(/strong)، (em)ديوان لغات(/em)(span dir="LTR")‌(/span)(em)الترك(/em)، برگردان به فارسى: حسين محمدزاده صديق، تبريز ۱۳۸۴ش؛ همو، (em)كتاب ديوان لغات(/em)(span dir="LTR")‌(/span)(em)الترك(/em)، (span dir="LTR")](/span)استانبول(span dir="LTR") [(/span)۱۳۳۳ـ۱۳۳۵؛ همو، (em)نامها و صفتها و ضميرها و پسوندهاى ديوان لغات(/em)(span dir="LTR")‌(/span)(em)الترك(/em)، ترجمه و تنظيم و ترتيب الفبائى محمد دبيرسياقى، تهران ۱۳۷۵ش؛ ايگناتى يوليانوويچ (strong)كراچكوفسكى(/strong)، (em)تاريخ نوشته(/em)(span dir="LTR")‌(/span)(em)هاى جغرافيايى در جهان اسلامى(/em)، ترجمه ابوالقاسم پاينده، تهران ۱۳۷۹ش؛ محمد فؤاد (strong)كوپرولو(/strong)، (em)تورك ادبياتى تاريخى(/em)، استانبول ۱۹۲۶؛ درو سى (strong)گلادنى(/strong)، «كاشغر: دروازه غربى چين»، ترجمه محسن جعفرى مذهب، (em)بخارا(/em)، ش ۳۶ (خرداد ـ تير ۱۳۸۳)؛ جواد (strong)هيئت(/strong)، (em)آذربايجان ادبيات تاريخينه بيرباخيش(/em)، تهران ۱۳۵۸ـ۱۳۶۹ش؛ همو، (em)سيرى در تاريخ زبان و لهجه(/em)(span dir="LTR")‌(/span)(em)هاى تركى(/em)، تهران ۱۳۶۵ش؛(/p)
(p style="text-align: justify;")
Nihad Sâmi(strong) Banarl(/strong)ı(em), Resimli Türk edebiyât(/em)(em)ı(/em)(em) târihi(/em), İstanbul ۱۹۷۱-۱۹۷۹; Ahmet(strong) Cafero(/strong)(strong)ğ(/strong)(strong)lu(/strong),(em) Türk dili tarihi(/em), İstanbul ۱۹۷۰-۱۹۷۷; Ali (strong)Ç(/strong)(strong)içekli(/strong),(em) Ka(/em)ş(em)garl(/em)(em)ı(/em)(em), Mahmut: Divanü l(/em)(em)û(/em)(em)gat-it Türk(/em), İstanbul ۱۹۷۰; Gerard(strong) Clauson(/strong),(em) An etymological dictionary of pre -thirteenth-century Turkish(/em), Oxford ۱۹۷۲; Ahmet Bican(strong) Ercilasun(/strong),(em) Ba(/em)ş(em)lang(/em)(em)ı(/em)(em)çtan (/em) (em)yirminci yüzy(/em)(em)ı(/em)(em)la: Türk dili tarihi(/em), Ankara ۲۰۰۹; Reşat (strong)Genç(/strong),(em) Ka(/em)ş(em)garl(/em)(em)ı(/em)(em) Mahmud’a göre XI. yüzy(/em)(em)ı(/em)(em)lda Türk dünyas(/em)(em)ı(/em), Ankara ۱۹۹۷; Kâmuran(strong) Gürün(/strong),(em) Türkler ve Türk devletleri tarihi(/em), [İstanbul] ۱۹۸۱;(em) İA(/em), s.v. "Kara-hanlılar" (by Omelyan Prıtsak); İbrahim(strong) Kafeso(/strong)(strong)ğ(/strong)(strong)lu(/strong),(em) Türk milli kültürü(/em), Ankara ۱۹۷۷; Abdülkadir(strong) Karahan(/strong),(em) Türk kültürü ve edebiyat(/em)(em)ı(/em), İstanbul ۱۹۹۸; Mahmūd b. H¤usayn(strong) Kāshghar(/strong)ī, (em)Divānü lûgat-it Türk tercümesi(/em), tr.Besim Atalay, Ankara ۱۹۸۵-۱۹۸۶; Vasfi Mahir(strong) Kocatürk(/strong),(em) Türk edebiyat(/em)(em)ı(/em)(em) tarihi(/em), Ankara ۱۹۶۴; Mehmed Fuad(strong) Köprülü(/strong),(em) Edebiyat ara(/em)ş(em)t(/em)(em)ı(/em)(em)rmalar(/em)(em)ı(/em), Ankara ۱۹۹۹; Cevdet(strong) Kudret(/strong), (em)Ö(/em)(em)rnekli Türk (/em) (em)edebiyat(/em)(em)ı(/em)(em) tarihi(/em), Ankara ۱۹۹۵; Mine(strong) Mengi(/strong),(em) Eski Türk edebiyat(/em)(em)ı(/em)(em) tarihi(/em), Ankara ۲۰۰۷; Erdoğan(strong) Merçil(/strong),(em) Müslüman - Türk devletleri tarihi(/em), Ankara ۲۰۰۰; Necla(strong) Pekolcay(/strong),(em) İslam Türk edebiyat(/em)(em)ı(/em), İstanbul ۱۹۶۷;(em) Qedim dövrden bu güne qeder Türkiye Türk edebiyat(/em)(em)ı(/em), ed. Nevzat Kösoğlu, Feridun Alper, and Emin Alper, Ankara ۱۹۹۹; László(strong) R(/strong)(strong)á(/strong)(strong)sonyi(/strong), (em)Tarihte Türklük(/em), Ankara ۱۹۸۸; Faruk(strong) Sümer(/strong),(em) Oğuzlar(/em), İstanbul ۱۹۸۰;(em) TA(/em), s.v. "Kâşgarlı Mahmud";  (em)Türk dili ve(/em) (em)edebiyat(/em)(em)ı(/em)(em) ansiklopedisi(/em), İstanbul: Dergâh Yayınları, ۱۹۷۶-۱۹۹۸, s.vv. "Alp Er Tonga destanı" (by Ahmet B. Ercilasun), "Hece vezni" (by Rekin Ertem), "Karahanlılar" (by Tuncer Gülensoy and Mustafa Kutlu), "Atabetü’l-hakayık";(em) TDVİA(/em), s.vv. "Ali Emiri Efendi" (by M. Serhan Tayşi), "Dîvânü lugāti’t- Türk" (by Mustafa S. Kaçalin); "Emrullah Efendi" (by Ziya Kazıcı), "Kâşgarlı Mahmud" (by Ömer Faruk Akün);(strong) Yūsuf Khāss Hājib(/strong), (em)Wisdom of royal glory (kutadgu bilig): a Turko-Islamic mirror for princes(/em), translated, with an introduction and notes by Robert Dankoff, Chicago ۱۹۸۳; F. R.(strong) Zeynālov(/strong), (em)Q(/em)(em)ı(/em)(em)dim Türk yaz(/em)(em)ı(/em)(em)l(/em)(em)ı(/em)(em) abid(/em)(em)ı(/em)(em)l(/em)(em)ı(/em)(em)ri(/em) (in Cyrillic), Baku ۱۹۸۰.(/p)
(p dir="RTL" style="text-align: left;")
(strong)/ رحيم رئيس(/strong)(span dir="LTR")‌(/span)(strong)نيا /(/strong)(/p)
نظر شما
مولفان
رحيم رئيس‌نيا ,
گروه
رده موضوعی
جلد18
تاریخ1392
وضعیت چاپ
  • چاپ شده