ديوان شمس تبريزى
معرف

ديوان شمس تبريزى، يا ديوان كبير يا كليات شمس تبريزى يا غزليات شمس، يكى از پنجاثر جلالالدين محمد مولوى* (متوفى ۶۷۲) كه بهجز مثنوى او، ديگر اشعارش را شامل مىشود.

متن


ديوان شمس تبريزى، يا ديوان كبير يا كليات شمس تبريزى يا غزليات شمس، يكى از پنجاثر جلالالدين محمد مولوى* (متوفى ۶۷۲) كه بهجز مثنوى او، ديگر اشعارش را شامل مىشود. خاندان مولانا و سلسله مولويه* اين كتاب را ديوان كبير گفتهاند (مولوى، ۱۳۸۷ش، ج۱، مقدمه شفيعى كدكنى، ص۴۳). اما چون مولانا در جاىجاى اشعار اين كتاب از شمس تبريزى، يار و مراد خود، ياد كرده، به غزليات شمس مشهور است (← صفا، ج۳، بخش ۱، ص۴۶۹).



مولانا برخى از اشعار ديوان كبير را قطعه خوانده (← مولوى، ۱۳۸۶ش، ج۱، ص۵۷؛ همو، ۱۳۵۵ش، ج۴، ص۱۰۰) گاه نيز آنها را قصيده ناميدهاست (← همو، ۱۳۸۶ش، ج۲، ص۱۰۶۴؛ همو، ۱۳۵۵ش، ج۱، ص۳۶)، اگرچه در قالب غزلاند. اشعارى در قالب مثنوى هم درميان غزلهاى ديوان كبير ديده مىشود (← همو، ۱۳۸۶ش، ج۲، ص۹۷۴؛ همو، ۱۳۵۵ش، ج۴، ص۱۷۶)؛ حتى حكايت هم در قالب غزل در اين كتاب آمدهاست (← همو، ۱۳۸۶ش، ج۲، ص۱۳۷۴ـ ۱۳۷۵؛ همو، ۱۳۵۵ش، ج۳، ص۷ـ۹).



بىگمان مولانا بهسبب شور و بىقرارى، غزلهايش را به نام شمس تبريزى كردهاست؛ به گفتة فروزانفر (ص۱۴۹)، مولانا «پيوسته چشم از سبب دوخته و به مسبب گماشته است». او اشعارش را كه نتيجه تلقين شمس و الهام از عشق اوست، به نام شمس كردهاست (براى توضيح بيشتر ← زرينكوب، ج۱، ص۱۰۷). البته تمام غزليات او به نام شمس نيست. بعضى از آنها به نام صلاحالدين زركوب* (براى نمونه ← مولوى، ۱۳۸۶ش، ج۱، ص۴۰۸، ۸۳۰، ۸۷۳) يا حسامالدين چلبى* (براى نمونه ← همان، ج۱، ص۲۶، ۴۲)، از ياران و مريدان مولانا، است؛ اما مجموع اين غزلها بيش از صد غزل نيست (همو، ۱۳۸۷ش، ج۱، همان مقدمه، ص۴۵).



در نسخههاى خطى و چاپى ديوان مولانا، ابياتى از شاعران ديگر ازجمله جمالالدين عبدالرزاق اصفهانى (متوفى ۵۸۸)، انورى (متوفى ۵۸۳)، شمسالدين طبسى (متوفى ۶۲۴) و بيش از ۲۳۰ غزل از شاعرانى ديگر كه شمس تخلصمىكردهاند، از جمله شمس مغربى و شمس مشرقى، وارد شدهاست. ۲۷ غزل هم از بهاءالدين سلطان ولد*، فرزند مولانا، در ديوان كبير آمده است (← فروزانفر، ص۱۵۰). در عهد صفويه، غزلهايى به مولانا نسبت دادهاند كه بر تشيع او دلالت كند، حال آنكه او حنفى بودهاست (صفا، ج۳، بخش ۱، ص۴۶۹). ندرتآ در ديوان شمس تبريزى، كلمه «خاموش» يا «خموش» يا «خمش» و مانند آنها براى تخلصآمدهاست (← زرينكوب، همانجا؛ مولوى، ۱۳۸۷ش، ج۱، همان مقدمه، ص۴۴). همه غزلهاى ديوان شمس تبريزى به فارسى است و به نسبت حجم ديوان، اشعار عربى و ملمّع در ميان آن اندك است (← مولوى، ۱۳۸۴ش الف، ص۴۱)؛ ابياتى چند به تركى و حتى يونانى هم در ديوان هست (← لوئيس، ص۳۱۶ـ۳۱۷؛ نيز ← ماهيار نوابى، ص۶۸۸ـ۶۸۹ كه يك غزل مولانا را كه قوافى آن يونانى است، شرح كردهاست).



ديوان كبير از ۲۱ ديوان غزليات، هر كدام در يك بحر عروضى، و از يك مجموعه رباعيات بهوجود آمدهاست (گولپينارلى، ص۴۶۰). روش خاندان مولانا غالباً چنان بود كه ديوان را بهترتيب اوزان عروضى تدوين مىكردند تا هنگام سماع، غزلى را كه مىخواستند قوّالى كنند، از وزنش به آسانى بيابند (مولوى، ۱۳۸۷ش، همانجا). اين ترتيب اصلى در ديوان شمس تبريزى، در تصحيح بديعالزمان فروزانفر، كه مقبولترين تصحيح ديوان است، برهم خوردهاست (دربارة اين تصحيح ← ادامة مقاله).



در قديم، ديوان كبير در ميان عامه اهل شعر و دوستداران ادب رواجچندانى نداشت؛ بههمينعلت، فقط چند غزل از ديوان كه برخى از آنها از مولانا نيست، اما به نام او مشهور است، شهرت يافته بودند. فقط در خانقاهها و در حلقه صوفيان بود كه گروهى در كنار مثنوى، از غزليات مولوى هم بهرهمند مىشدند (← مولوى، ۱۳۸۴ش ب، مقدمه شفيعى كدكنى، صبيست و هشت). اما در دورههاى اخير ديوان كبير شهرت جهانى يافتهاست.



در ديوان شمس تبريزى تناقض وجود ندارد. مولانا در غزلهاى ديوانش، از يك نظام معيّن فكرى و عاطفى سخن مىگويد (همو، ۱۳۸۷ش، ج۱، همان مقدمه، ص۴۷). اشعار ديوان شمس تبريزى حاصل هيجانات و احساسات مولاناست و يكى از موضوعات اصلى آنها، شوق بازگشتنِ جان عارف به موطن اصلى اوست (همان مقدمه، ص۶۴ـ۶۵). در اين اشعار، انسان (گاه در جامه شمس تبريزى) فقط به سبب جانب الهىاش ستايش مىشود (همان، ص۶۳). مولانا آگاهانه قصد شاعرى نداشته و اشعار ديوان شمس را درحالى مىسروده كه خود و حتى شعر را فراموش مىكردهاست (← مولوى، ۱۳۸۴ش الف، ص۴۱، ۴۷).



مفاهيمى چون مرگ، زندگى، رستاخيز، ازل، ابد و عشق خميرمايه اشعار غزليات شمس است و ضمير ناهوشيار در اين اشعار حضور دارد. مولانا بسيارى از معانى تجريدى را در قلمرو عواطف خود، با تصويرهاى خاصخودش در شعر ملموس مىكند. ازاينرو، تشخيص در تصاوير شعرى ديوان مولانا ممتاز و برجسته است (← همو، ۱۳۸۴ش ب، همان مقدمه، صهجده ـ بيستويك).



با اينكه مولانا گهگاه در غزلهايش از تنگناى اوزان عروضى ابراز دلتنگى مىكند (← لوئيس، ص۳۳۰)، از اوزان عروضى متنوعى استفاده كرده كه بسيارى از آنها وزنهاى خيزابى و تند است (مولوى، ۱۳۸۴ش ب، همان مقدمه، صبيستوچهار). او وزنهاى متناسب با بداههسرايى مجالس سماع* را انتخاب كردهاست (لوئيس، ص۳۳۴). قوافى در ديوان شمس تبريزى تنوعى خاصدارد و مولانا از فراوانى قافيههاى فارسى استفاده كامل بردهاست (همانجا). قافيههاى درون بيتها، افزونبر قافيههاى آخر هر بيت، و رديفهاى بلند از ويژگيهاى بارز غزلهاى مولاناست (← مولوى، ۱۳۸۴ش ب، همان مقدمه، صبيستوچهارـبيستوشش؛ لوئيس، ص۳۳۴). مولانا بدعتها و نوآوريهايى در قالب غزل ايجاد كرده كه برخى از آنها به سبب سماع بودهاست. او در مجالس سماع، براساس قول قوّال، ارتجالا غزل مىسرودهاست (← مولوى، ۱۳۸۷ش، ج۱، همان مقدمه، ص۱۲۳ـ۱۲۴). مضامين مثنوى گاهى در ديوان كبير هم هست و برخى از غزلهاى ديوان با برخى از حكايتهاى مثنوى قياسپذير است (← زرينكوب، ج۱، ص۲۹۹ـ۳۰۰). ديوان كبير مخاطب مستقيم ندارد. اگر هم مخاطب دارد، مخاطبى است كه شأن نزول را مىداند (← سبحانى، ص۸۹). براساس بعضى از غزلهاى ديوان، كسى از مولانا شعرى مىطلبيده و مولانا براى عرضهكردن شعر، شرايطى پيشنهاد مىكردهاست (← مولوى، ۱۳۸۷ش، ج۱، همان مقدمه، ص۱۲۸ـ۱۲۹).



شمار ابيات برخى از غزلهاى ديوان كبير بسيار بيشتر از عرف رايجاست، چنانكه غزل نودودو بيتى نيز در اين ديوان يافت مىشود (همان مقدمه، ص۱۲۴ـ۱۲۵). در برخى از غزلهاى بلند، مولانا در ادامه سخن، بيتى با قافيه مستقل مىآورد و غزلى ديگر در همان وزن غزل قبلى، اما با قافيهاى ديگر مىسرايد. او خودش اين كار را ترجيع مىنامد (← همان، ص۱۲۹ـ۱۳۰؛ نيز ← ترجيعبند*).



از ديوان شمس تبريزى، كه شامل غزليات و ترجيعات و رباعيات مولاناست، نسخههاى كمترى در مقايسه با مثنوى، در كتابخانههاى جهان موجود است. ظاهراً تاكنون كمتر از نود نسخه از ديوان معرفى شدهاست. كهنترين نسخه خطى آن متعلق به كتابخانه موزه مولانا در قونيه است كه در فاصله شوال ۷۶۸ تا ربيعالاول ۷۷۰، به خط نَسخ حسنبن عثمان مولوى در دو مجلد كتابت شدهاست (← مولوى، ۱۳۸۶ش، ج۱، مقدمه سبحانى، صپنجاه و پنج ـ پنجاه و هفت).



نخستين چاپ ديوان شمس تبريزى، شامل پنجاههزار بيت، در دو مجلد در هندوستان منتشر شدهاست (لكهنو، ۱۳۰۲/۱۸۸۵). مقبولترين چاپ ديوان تاكنون، تصحيح بديعالزمان فروزانفر باعنوان كليات شمس تبريزى، يا، ديوان كبير، در ده مجلد است (تهران ۱۳۳۶ـ۱۳۴۴ش). مجلد نهم تا دهم اين تصحيح فهرست قوافى (نوعى كشفالابيات) و مجلد هشتم دربردارنده رباعيات شامل  ۹۸۳،۱ رباعى و  ۸۷۶،۳ بيت است كه بىگمان برخى از آنها سروده مولانا نيست. نيمى از مجلد هفتم شامل بعضى از اشعارى است كه غزل تلقى شدهاند؛ اين بخش دو مستدرك در هفده بيت و ۴۴ ترجيعبند دارد. جمعاً ابيات اين ديوان  ۲۳۶،۴۰ بيت است. نيمه دوم مجلد هفتم، فرهنگ نوادر لغات و تعبيرات و مصطلحات و فهارس ديوان كبير است.



چاپ ديگرى از ديوان شمس تبريزى براساس نسخه مورخ ۷۶۸ـ۷۷۰ در موزه مولانا در قونيه، در دو مجلد با قطع رحلى، همراه كشفالابيات، به كوشش توفيق هـ. سبحانى در ۱۳۸۶ش و ۱۳۸۹ش بهچاپ رسيدهاست. در اين نسخه،  ۲۶۰،۳ غزل، ۴۳ ترجيعبند،  ۸۶۶،۱ رباعى و جمعاً  ۲۸۵،۴۰ بيت آمدهاست. عبدالباقى گولپينارلى، دانشمند ترك (متوفى ۱۳۶۱ش/۱۹۸۲)، ديوان كبير را براساس همين نسخه در هفت مجلد، با توضيحاتى در پايان هر جلد، به تركى ترجمه و منتشر كردهاست (استانبول ۱۹۵۷ـ ۱۹۵۸). نويد اوغوز ارگين، محقق ترك، از روى ترجمه گولپينارلى، اين ديوان را به انگليسى ترجمه كردهاست (كاليفرنيا ۱۹۹۷). گولپينارلى ترجمه تركى يك مجلد از رباعيات ديوان كبير را بعداً بهچاپ رساند (استانبول ۱۹۶۴).



در اروپا، اشعار مولانا نخست به آلمانى ترجمه شد. نخستينبار يوزف فونهامر ـ پورگشتال (متوفى ۱۲۷۳/ ۱۸۵۶)، كاردار سياسى اتريش در خاور نزديك، پس از بازگشت به وين، كتابى دربارة تاريخ ادبيات ايران نوشت (وين ۱۸۱۸) كه ۷۸ صفحه از آن، ترجمه آلمانى قطعههايى از مثنوى و غزلهايى از ديوان شمس تبريزى است (لوئيس، ص۵۶۶). پس از هامر ـ پورگشتال، فريدريش روكِرت (متوفى ۱۲۸۲/۱۸۶۶) براساس غزليات ديوان شمس، ۴۲ غزل سرود و منتشر كرد (توبينگن،۱۸۲۱). وينتسنتس ريتر فون روزن تسوايگ ـ شواناو، خاورشناس اتريشى (متوفى ۱۲۸۲/ ۱۸۶۵)، نيز ۷۵ غزل از ديوان مولانا را گلچين كرد و متن فارسى را همراه با ترجمه آلمانى منتشر كرد (وين، ۱۸۳۸). افرادى نيز با الهام از غزليات شمس به آلمانى شعر سروده و شهرت يافتهاند، ازجمله ارنست برترام (متوفى ۱۳۳۶ش/۱۹۵۷)، هانس ماينكه (متوفى ۱۳۵۳ش/۱۹۷۴)، ارنست اگلى (متوفى ۱۳۵۳ش/۱۹۷۴)، و آنهمارى شيمل (متوفى ۱۳۸۱ش/ ۲۰۰۳؛ ← همان، ص۵۶۶ـ ۵۶۸). يوهان كريستوف بورگِل، خاورشناس سويسى، نيز مجموعهاى از غزليات و رباعيات ديوان شمس را به آلمانى در قالب شعر ترجمه و منتشر كردهاست (برن ۱۹۷۴ و چاپ كاملتر مونيخ ۲۰۰۴). او همچنين ترجمه آلمانى مجموعه صد رباعى از ديوان را جداگانه بهچاپ رساندهاست (زوريخ ۱۹۹۳؛ ← همان، ص۵۶۸).



در انگلستان، رينولد الين نيكلسون (متوفى ۱۳۲۴ش/ ۱۹۴۵)، خاورشناس نامى، علاقه خاصى به مولانا داشت و برگزيدهاى از غزليات شمس را شامل ۴۸ غزل به انگليسى ترجمه و همراه متن فارسى آنها منتشر كرد (كيمبريج ۱۸۹۸). پس از او، آرتور جان آربرى (متوفى ۱۳۴۸ش/۱۹۶۹)، شاگرد



نيكلسون، صد رباعى از رباعيات ديوان شمس تبريزى را گلچين و به انگليسى ترجمه و منتشر كرد (لندن ۱۹۴۹). او سپس مجموعه چهارصد غزل از ديوان شمس را بيتبهبيت به انگليسى ترجمه و در دو مجلد منتشر كرد (ج۱، لندن و شيكاگو ۱۹۶۸، ج۲، شيكاگو ۱۹۷۹) و تأثيرى مهم در اشاعه اشعار و افكار مولانا در غرب بهجا نهاد (← همان، ص۵۳۱، ۵۳۴ـ ۵۳۵).



ولد چلبىافندى، پير سلسله مولويه، ۲۷۶ رباعى از رباعيات مولانا را به فرانسوى ترجمه و با عنوان رباعيات منتشر كرد (پاريس ۱۹۰۵؛ همان، ص۵۶۵). مهمترين ترجمه از غزليات ديوان شمس به فرانسوى، اثر اِوا دُ ويتراى ـ ميروويچ، بانوى فرانسوى، با همكارى محمد مكرى، محقق ايرانى، است (پاريس ۱۹۷۳؛ ← همان، ص۵۴۴ـ۵۴۵). مهمترين ترجمه از ديوان شمس تبريزى به ايتاليايى ترجمه پنجاه غزل و دوازده رباعى به قلم آلساندرو باوزانى است (ميلان ۱۹۸۰؛ ← همان، ص۵۴۶). ابراهيم دسوقىشتا ۱۰۱ غزل از ديوان شمس تبريزى را در دو مجلد باعنوان مُختارات مِن ديوان شمسالدين تبريزى به عربى ترجمه كردهاست (قاهره ۱۴۲۱/۲۰۰۰). در ايران نيز گزيدههاى مهمى از اين ديوان منتشر شدهاست.



مقدّم بر همه آنها، گزيده رضاقلىخان هدايت (متوفى ۱۲۸۸) با نام شمس الحقائق به خط عسكر اردوبادى (چاپ سنگى تبريز ۱۲۸۰) است. از ۱۳۳۶ش بهبعد، گزيدههاى ديگرى با  توضيحات كوتاه و مفصّل از ديوان كبير تهيه شدهاست، ازجمله برگزيده ديوان شمس تبريزى به انتخاب محمدجعفر محجوب (تهران ۱۳۳۶ش)؛ مكتب شمس، منتخب غزليات مولوى به انتخاب ابوالقاسم اِنجوى شيرازى (تهران ۱۳۴۷ش)؛ گزيده غزليات شمس به كوشش محمدرضا شفيعى كدكنى (تهران ۱۳۴۲ش)، كه بارها تجديد چاپ شدهاست؛ غزليات شمس تبريز در دو مجلد با مقدمه و گزينش و تفسير محمدرضا شفيعى كدكنى (تهران ۱۳۸۷ش)؛ گزيده غزليات شمس به كوشش سيروس شميسا (تهران ۱۳۶۸ش)؛ و انسانم آرزوست، چهارصد غزل به انتخاب و با شرح بهاءالدين خرمشاهى (تهران ۱۳۸۶ش).



اشعار ديوان شمس در ساليان اخير، بهويژه بهواسطه موسيقى، در جهان بسيار شهرت يافتهاست (← همان، ص۶۲۵ـ ۶۳۸).



منابع: عبدالحسين زرينكوب، سرّ نى: نقد و شرح تحليلى و تطبيقى مثنوى، تهران ۱۳۶۴ش؛ توفيق هـ . سبحانى، «مولانا در مثنوى و غزليات شمس»، مجله تحقيقات فارسى، بخش فارسى دانشگاه دهلى هند (۱۹۹۶)؛ ذبيحاللّه صفا، تاريخ ادبيات در ايران و در قلمرو زبان پارسى، ج۳، بخش ۱، تهران ۱۳۷۸ش؛ بديعالزمان فروزانفر، رساله در تحقيق احوال زندگانى مولانا جلالالدين محمد مشهور بمولوى، تهران ۱۳۶۶ش؛ عبدالباقى گولپينارلى، مولانا جلالالدين: زندگانى، فلسفه، آثار و گزيدهاى از آنها، ترجمه و توضيحات توفيق هـ . سبحانى، تهران ۱۳۷۰ش؛ يحيى ماهيار نوابى، «غزلى از مولانا با قافيه يونانى»، آينده، سال ۱۶، ش ۹ـ۱۲ (آذرـ اسفند ۱۳۶۹)؛ جلالالدين محمدبن محمد مولوى، ديوان كبير: كليات شمس تبريزى، نسخه قونيه، توضيحات، فهرست و كشفالابيات توفيق هـ. سبحانى، تهران ۱۳۸۶ش؛ همو، غزليات شمس تبريز، مقدمه، گزينش و تفسير محمدرضا شفيعى كدكنى، تهران ۱۳۸۷ش؛ همو، قحط خورشيد: گزينه غزليات و رباعيات مولانا جلالالدين بلخى رومى، چاپ مجيد روشنگر، تهران ۱۳۸۴ش الف؛ همو، كليات شمس، يا، ديوان كبير، چاپ بديعالزمان فروزانفر، تهران ۱۳۵۵ش؛ همو، گزيده غزليات شمس، چاپ محمدرضا شفيعى كدكنى، تهران ۱۳۸۴ش ب؛



Franklin D. Lewis, Rumi: past and peresent, East and West, the life, teaching and poetry of Jalâl al-Din Rumi, Oxford ۲۰۰۱.



/ توفيق ه . سبحانى /


نظر شما
ایمیل ایمیل
مولفان

توفيق ه . سبحانى

حوزه موضوعی
رده های موضوعی
جلد 18
تاریخ چاپ 1392
وضعیت انتشار
  • چاپ شده