ديوان حافظ

معرف

ديوان حافظ، مجموعه اشعار شمسالدين محمد حافظ* شيرازى، شاعر قرن هشتم.

متن
(p dir="RTL" style="text-align: justify;")
ديوان حافظ، مجموعه اشعار شمس(span dir="LTR")‌الدين محمد حافظ(sup)*(/sup) شيرازى، شاعر قرن هشتم.
(p dir="RTL" style="text-align: justify;")
شمس(span dir="LTR")‌الدين محمد گل(span dir="LTR")‌اندام، گردآورنده (em)ديوان(/em) حافظ پس از درگذشت او، در مقدمه اين اثر گفته(span dir="LTR")‌است حافظ با هرگونه تدوين اشعارش مخالفت مى(span dir="LTR")‌كرد و «ناپروايى روزگار» و «غدر اهل عصر» را عذر مى(span dir="LTR")‌آورد (← حافظ، چاپ نيسارى، ص(span dir="LTR")‌۲۷). حافظ به(span dir="LTR")‌خوبى مى(span dir="LTR")‌دانست كه برخى از عبارتها در غزلهايش به(span dir="LTR")‌منزله مداركى هستند كه ممكن است براى او ناگواريهايى ايجاد كنند. ازاين(span dir="LTR")‌رو، نمى(span dir="LTR")‌خواست هيچ نوشته(span dir="LTR")‌اى به خط خودش دردسترس باشد. به(span dir="LTR")‌موجب قرائنى در چگونگى املاى بعضى از كلمات در نسخه(span dir="LTR")‌هاى خطى، كه متضمن اشتباههاى شنيدارى است، گمان مى(span dir="LTR")‌رود حافظ متن اشعارش را به(span dir="LTR")‌جاى اينكه به خط خود در اختيار علاقه(span dir="LTR")‌مندان قرار دهد، براى آنان قرائت مى(span dir="LTR")‌كرد و خواستاران متن هر غزل، آن را خود كتابت مى(span dir="LTR")‌كردند. براى نمونه، املاى كلمه «خان» در مصرع «بيا كه ترك فلك خان روزه غارت كرد» در نُه نسخه خطى متفاوت است (← نيسارى، ج۱، ص(span dir="LTR")‌۴۶۷).
(p dir="RTL" style="text-align: justify;")
اقدام احتياطى ديگر حافظ اين بود كه براى مصرع يا بيتى كه انتقادى گزنده از افرادى چون اميرمبارزالدين يا شايد اميرتيمور دربرداشت، قرائتى متفاوت مى(span dir="LTR")‌سرود و آن را در مواقع ضرورى عرضه مى(span dir="LTR")‌كرد. براى مثال، براى مصرع «محتسب شيخ شد و فسق خود از ياد ببرد» (← همان، ج۱، ص(span dir="LTR")‌۶۱۹)، مصرع «خرقه(span dir="LTR")‌پوشان دگر مست گذشتند و گذشت» را سروده(span dir="LTR")‌است (← حافظ، همان چاپ، ص(span dir="LTR")‌۱۸۹). همچنين براى بيتِ به خوبان دل مده حافظ ببين آن بيوفاييها/ كه با خوارزميان كردند تركان سمرقندى، اين بيت را سروده(span dir="LTR")‌است: به شعر حافظ شيراز مى(span dir="LTR")‌رقصند و مى(span dir="LTR")‌نازند/ سيه(span dir="LTR")‌چشمان كشميرى و تركان سمرقندى (← همان، ص(span dir="LTR")‌۴۱۸).
(p dir="RTL" style="text-align: justify;")
(em)ديوان(/em) حافظ چند قرن پيش از رواج صنعت چاپ، كه كتابها با دست(span dir="LTR")‌نويسى تكثير مى(span dir="LTR")‌شدند، بيش از هر ديوان ديگر استنساخ شده(span dir="LTR")‌است. در دوره رواجچاپ نيز، به(span dir="LTR")‌ويژه در سالهاى اخير، افزونى شمارگان چاپ (em)ديوان(/em) حافظ بيانگر علاقه(span dir="LTR")‌مندى و استقبال مردم از اين اثر جاودانه شعر فارسى است.
(p dir="RTL" style="text-align: justify;")
در نسخه(span dir="LTR")‌هاى (em)ديوان(/em) حافظ، دگرسانيها در ضبط كلمات و  عبارات افزون است و كاتبان نسخه(span dir="LTR")‌هاى خطى آگاهانه يا ناخودآگاه در ايجاد آن دخالت داشته(span dir="LTR")‌اند. اختلاف ضبط كلمات و عبارات در پنجاه نسخه خطى متعلق به سده نهم در (em)دفتر دگرسانيها در غزلهاى حافظ(/em)، اثر سليم نيسارى (تهران: فرهنگستان زبان و ادب فارسى، ۱۳۸۵ش) مندرج است.
(p dir="RTL" style="text-align: justify;")
در اوايل قرن دهم، در ۹۰۷، به(span dir="LTR")‌دستور ابوالفتح فريدون(span dir="LTR")‌ميرزا، يكى از شاهزادگان تيمورى، و با همكارى خواجه(span dir="LTR")‌شهاب(span dir="LTR")‌الدين عبدالله مرواريد (← بيانى كرمانى(sup)*(/sup)) (em)ديوان(/em) حافظ گردآورى و تصحيح شد. خواجه(span dir="LTR")‌شهاب(span dir="LTR")‌الدين مقدمه(span dir="LTR")‌اى بر اين (em)ديوان (/em)نوشته و ضمن آن ذكر كرده(span dir="LTR")‌است كه «... (span dir="LTR")]فريدون(span dir="LTR")‌ميرزا(span dir="LTR")[ به نفس نفيس با جمعى كثير از فضلاى انيس و ندماى جليس به جمع و تصحيح اين كتاب مبادرت فرمودند و قريب به پانصد جلد ديوان حافظ به هم رسيده ... با هم مقابل گرديد و بسيارى از غزلهاى دلفريب جانبخش كه به(span dir="LTR")‌واسطه كاهلى و تصرف كتّاب از صفحه روزگار مهجور و نامشهور مانده بود در سلك ربط درآمد ... و تسميه اين ديوان معجز تبيان به «لسان الغيب» اتفاق افتاد ...» (حافظ، چاپ احمد مجاهد، مقدمه نسخه فريدون(span dir="LTR")‌ميرزاى تيمورى، ص(span dir="LTR")‌۴۴ـ۴۵). در پى اين اقدام، بيش از دويست غزل بر غزلهايى كه در نسخه(span dir="LTR")‌هاى خطى سده نهم كتابت شده بود افزوده شد. پس از آن، در دوره صفويه، كاتبان تعداد ديگرى نيز بر آن افزودند.
(p dir="RTL" style="text-align: justify;")
بنابر نظر بعضى از پژوهندگان و مصححان معاصر (em)ديوان (/em)حافظ، منابع تصحيح (em)ديوان(/em) حافظ بايد به تعداد نسخه(span dir="LTR")‌هايى كه در ربع اول سده نهم كتابت شده محدود گردد. ولى پس از آنكه پرويز ناتل خانلرى(sup)*(/sup) چهارده نسخه خطى متعلق به ربع اول قرن نهم را گزينش كرد، مشخص(span dir="LTR")‌گرديد ضبط اين نسخه(span dir="LTR")‌ها در مواردى براى پشتيبانى متن منتخب كارآيى نداشته و مصحح ناگزير شده براى تصحيح بعضى از كلمات متن، به روش تصحيح قياس متوسل شود. مثلاً كلمه «مى(span dir="LTR")‌دمد» در مصرع «مى(span dir="LTR")‌دمد هر كسش افسونى و معلوم نشد»، در همه نسخه(span dir="LTR")‌هاى خطى پيش از نسخه مورخ ۸۴۳، «مى(span dir="LTR")‌دهد» نوشته شده(span dir="LTR")‌است. همچنين در همه نسخه(span dir="LTR")‌هاى خطى پيش از نسخه ۸۶۲ ، مصرع «به سعى خود نتوان برد ره به گوهر مقصود» به(span dir="LTR")‌صورت «به سعى خود نتوان برد گوهر مقصود» كتابت شده(span dir="LTR")‌است. بدين لحاظ مصحح (em)ديوان (/em)حافظ ناگزير است به موازات فهرستى از نسخ خطى براساس قدمت تاريخ كتابت، از فهرست ديگرى كه از ميان نسخه(span dir="LTR")‌هاى خطى سده نهم با استفاده از ارزيابى جامع، «اهم نسخ» تشخيص(span dir="LTR")‌داده مى(span dir="LTR")‌شود استفاده كند.
(p dir="RTL" style="text-align: justify;")
در ارزيابى پنجاه نسخه خطى، ۸۶ غزل آغاز (em)ديوان(/em) از بابت معيار اول (شمار اشتباههاى دست(span dir="LTR")‌نويسى) بررسى شدند و پنجنسخه در رديف يك تا پنج فهرست اهم نسخ قرار گرفتند. جايگاه پنجنسخه مشهور از ديوانهاى كامل، كه در فهرست اقدم نسخ در صدر جدول بودند، در فهرست اهم نسخ به رديفهاى ۱۹، ۱۶، ۲۷، ۲۹ و ۲۱ انتقال يافتند.
(p dir="RTL" style="text-align: justify;")
در (em)ديوان (/em)حافظ، چهارده چكامه از لحاظ بيان و انتخاب وزن و چگونگى قافيه، خصوصيات قصيده را منعكس كرده(span dir="LTR")‌اند و از نظر مضمون و محتوا، مشخصآ به بيان مدح اختصاص (span dir="LTR")‌دارند (براى اين چهارده قصيده ← حافظ، چاپ نيسارى، ص۵۱۵ـ۵۳۴). با نگاهى به روش دست(span dir="LTR")‌نويسى ۵۱ نسخه خطى سده نهم مشخص(span dir="LTR")‌مى(span dir="LTR")‌شود فقط كاتبان چهار نسخه (يجـ، مورخ ۸۱۳؛ كر، مورخ ۸۲۵؛ سو، مورخ ۸۶۶؛ تمر، نسخه متعلق به كتابخانه ملك)، دو تا پنج قصيده را مجزا و بعد از درج غزلها كتابت كرده(span dir="LTR")‌اند. ديگر كاتبان آنچه از مجموعه چهارده قصيده استنساخ كرده(span dir="LTR")‌اند، آميخته به غزلها نوشته و بين قصيده و غزل افتراقى منظور نداشته(span dir="LTR")‌اند.
(p dir="RTL" style="text-align: justify;")
بنابر نظر بعضى از مصححان (em)ديوان(/em) حافظ، حافظ غزلياتى متضمن مدح نيز سروده(span dir="LTR")‌است. آنان تداخل مضامين مدح را در غزل (كه معمولاً تجلى آن در قصيده يا قطعه صورت مى(span dir="LTR")‌پذيرد) از ابداعات حافظ قلمداد كرده(span dir="LTR")‌اند. اما اين تصور بيشتر حاصل نحوه درجاشعار در نسخه(span dir="LTR")‌هاى خطى، خلط مبحث در موضع، و نقش ابيات الحاقى در غزلهاى حافظ است. براى روشن(span dir="LTR")‌شدن موضوع، چهار مطلب شايسته امعان(span dir="LTR")‌نظر است:
(p dir="RTL" style="text-align: justify;")
۱) در مجموع چهارده قصيده سروده حافظ هفت چكامه هر يك شامل نه تا سيزده بيت است و كاتبان نسخ خطى تنها به اعتبار اين خصوصيت، آن چكامه(span dir="LTR")‌ها را در رديف غزل درج كرده(span dir="LTR")‌اند؛ ولى تركيب كلمات و سياق تلفيق الفاظ و مضمون عبارات و انتخاب وزن شعر و نوع قافيه در اين هفت چكامه، تعلق آنها را به جرگه قصايد به اثبات مى(span dir="LTR")‌رساند.
(p dir="RTL" style="text-align: justify;")
۲) يك غزل به مطلع «عشق(span dir="LTR")‌بازى و جوانى و شراب لعل(span dir="LTR")‌فام...» (همان، ص(span dir="LTR")‌۳۰۳) شرح و وصف مجلس انس و بزمگاه حاجى(span dir="LTR")‌قوام است و غزلى ويژه مديحه(span dir="LTR")‌سرايى تلقى نمى(span dir="LTR")‌شود. اگر ذكرى از صاحب مجلس به(span dir="LTR")‌ميان آمده، به سبب حضور او در اين مراسم بزم و شادى بوده، همچنان(span dir="LTR")‌كه به حضور خود حافظ هم در آن مجلس اشاره شده(span dir="LTR")‌است: نكته(span dir="LTR")‌دانى بذله(span dir="LTR")‌گو چون حافظ شيرين(span dir="LTR")‌سخن/ بخشش(span dir="LTR")‌آموزى جهان(span dir="LTR")‌افروز چون حاجى(span dir="LTR")‌قوام (همانجا).
(p dir="RTL" style="text-align: justify;")
در چهار غزل، حافظ وجد و سرور خود را از سرآمدن دوران زمامدارى اميرمبارزالدين و به(span dir="LTR")‌قدرت(span dir="LTR")‌رسيدن شاه(span dir="LTR")‌شجاع ابراز كرده(span dir="LTR")‌است. مضمون اين غزلها ابراز شادى از دگرگونى اوضاع اجتماعى است: شد آنكه اهل(span dir="LTR")‌نظر بر كناره مى(span dir="LTR")‌رفتند/ هزارگونه سخن در دهان و لب خاموش (همان، ص(span dir="LTR")‌۲۹۰).
(p dir="RTL" style="text-align: justify;")
يك غزل به مناسبت روى(span dir="LTR")‌كارآمدن شاه(span dir="LTR")‌منصور با اين مطلع سروده شده(span dir="LTR")‌است: بيا كه رايت منصور پادشاه رسيد/ نويد فتح و بشارت به مهر و ماه رسيد (همان، ص(span dir="LTR")‌۲۴۸). مُفاد ابيات اين غزل ابراز اميد به امكان اصلاح و تحول اجتماع و ايمنى از قاطعان طريق است و معطوف و منحصر به مديحه(span dir="LTR")‌سرايى براى شاه(span dir="LTR")‌منصور نيست. بيت تخلص(span dir="LTR")‌آن چنين است: مرو به خواب كه حافظ به بارگاه قبول/ ز ورد نيمشب و درس صبحگاه رسيد (همانجا).
(p dir="RTL" style="text-align: justify;")
۳) از فحواى بيت تخلص (span dir="LTR")‌در بعضى از غزلها چنين برمى(span dir="LTR")‌آيد كه حافظ اين غزلها را براى خواندن در حضور شاه يا وزيرى سروده(span dir="LTR")‌است. اگرچه مفاد و مضمون اين غزلها مختص(span dir="LTR")‌مديحه(span dir="LTR")‌سرايى نيست، حافظ در بيت تخلص، ذكر نام يا عنوان شاه يا وزير را براى اداى احترام رعايت كرده(span dir="LTR")‌است: كس در جهان ندارد يك بنده همچو حافظ/ زيراكه چون تو شاهى كس در جهان ندارد (همان، ص(span dir="LTR")‌۱۳۸)؛ به رندى شهره شد حافظ ميان همدمان ليكن/ چه غم دارم كه در عالم قوام(span dir="LTR")‌الدين حسن دارم (همان، ص۳۱۷).
(p dir="RTL" style="text-align: justify;")
در تأييد اين نظر كه از حافظ دعوت مى(span dir="LTR")‌شد در حضور شاه يا وزير شعرى بخواند، اشاراتى در اشعار حافظ ديده مى(span dir="LTR")‌شود: غزل گفتى و در سفتى بيا و خوش بخوان حافظ (همان، ص(span dir="LTR")‌۳۵)؛ هر مرغ به دستانى در گلشن شاه آيد/ بلبل به نواسازى حافظ به دعاگويى (همان، ص(span dir="LTR")‌۴۱۲)؛ چو غنچه با لب خندان به ياد مجلس شاه/ پياله گيرم و از شوق جامه پاره كنم (همان، ص(span dir="LTR")‌۳۴۱).
(p dir="RTL" style="text-align: justify;")
۴) حافظ در برخى غزلها، كه مضمون و مفاد آنها متنوع است، بعد از بيت تخلص، يك يا دو بيت در مدح شاه يا وزير افزوده يا از كسى نام برده(span dir="LTR")‌است. در بعضى از نسخه(span dir="LTR")‌هاى خطى سده نهم، با آنكه در درجكامل ابيات هر غزل دقت كافى به(span dir="LTR")‌كار رفته، بيت يا ابيات الحاقىِ بعد از بيت تخلص(span dir="LTR")‌حذف شده(span dir="LTR")‌است. به(span dir="LTR")‌احتمال زياد ابيات الحاقىِ بعد از بيت تخلص(span dir="LTR")‌در اوضاع خاص(span dir="LTR")‌كاربرد اتفاقى داشته(span dir="LTR")‌است و حافظ در اوضاع عادى، غزل خود را با حذف آنچه بعد از بيت تخلص (span dir="LTR")‌افزوده شده بود عرضه مى(span dir="LTR")‌كرد. تقریباً در چهل غزل چنين حالتى رخ داده(span dir="LTR")‌است. بيشتر اين ابيات الحاقى شامل مدح يا توصيفى است كه حافظ به احتمال زياد آن را در حضور شاه يا وزير خوانده و كاربرد اختصاصى داشته(span dir="LTR")‌است و در قالب اصلى غزل تداخل نيافته(span dir="LTR")‌است. غزلى به مطلع: يك دو جامم دى سحرگه اتفاق افتاده بود/ وز لب ساقى شرابم در مذاق افتاده بود (همان، ص(span dir="LTR")‌۲۱۸)، شامل هفت بيت است، ولى بيتِ گر نكردى نصرت دين شاه(span dir="LTR")‌يحيى از كرم/ كار ملك و دين ز نظم و اتساق افتاده بود، بعد از بيت تخلص(span dir="LTR")‌فقط در دو نسخه باقى(span dir="LTR")‌مانده و در بقيه نسخه(span dir="LTR")‌ها محذوف است. همچنين هيچ(span dir="LTR")‌يك از هفت بيت اين غزل تناسب و ارتباطى را با نصرت(span dir="LTR")‌الدين شاه(span dir="LTR")‌يحيى نمايان نمى(span dir="LTR")‌سازد (نيسارى، ج۱، ص۷۲۰).
(p dir="RTL" style="text-align: justify;")
چاپهاى ديوان حافظ. (em)ديوان(/em) حافظ براى نخستين(span dir="LTR")‌بار در ۱۲۰۶ در كلكته، با حروف سربى و مقدمه ابوطالب، فرزند حاجى محمدبيگ تبريزى اصفهانى، به(span dir="LTR")‌چاپ رسيد. در انتشار نخستين چاپهاى (em)ديوان (/em)حافظ، چاپخانه(span dir="LTR")‌هاى هندوستان ــ به(span dir="LTR")‌خصوص(span dir="LTR")‌در شهرهاى كلكته، بمبئى، و لكهنو  ــ و نيز چاپخانه بولاق مصر و مطابع شهر استانبول فعال بودند.
(p dir="RTL" style="text-align: justify;")
پس از گذشت ۴۷ سال از تاريخ نخستين چاپ (em)ديوان(/em) حافظ در كلكته، در ۱۲۵۴ (em)ديوان(/em) حافظ به روش چاپ سنگى در تهران منتشر شد (نيكنام، ص(span dir="LTR")‌۲).
(p dir="RTL" style="text-align: justify;")
به گزارش مهرداد نيكنام (ص(span dir="LTR")‌۲ـ۹)، در فاصله قريب به نود سال بين نخستين چاپ سنگى در تهران تا ۱۳۰۶ش/۱۳۴۶، (em)ديوان (/em)حافظ نزديك به نودبار به(span dir="LTR")‌چاپ رسيد. يكى از چاپهاى آن دوره كه شهرت بيشترى دارد، چاپ قدسى است كه نخستين(span dir="LTR")‌بار در ۱۳۲۲ش به(span dir="LTR")‌كوشش محمد شيرازى متخلص(span dir="LTR")‌به قدسى تدوين شد و به خط او در بمبئى و به روش چاپ سنگى منتشر گرديد. قدسى در شرحى در پايان كتابت (em)ديوان (/em)توضيح داده كه استفاده از پنجاه مجلد، كه به عاريه و ابتياع فراهم آمد، براى تصحيح متن كفاف نمى(span dir="LTR")‌داد. به همين سبب بعضى از پژوهندگان معاصر تصور كرده(span dir="LTR")‌اند كه قدسى پنجاه نسخه خطى دراختيار داشته، اما وى در باب استفاده از نسخه(span dir="LTR")‌هاى خطى فقط از دو نسخه خطى (يكى با تاريخ كتابت ۹۷۰ و ديگرى مكتوب به سال ۱۱۹۱) نام برده(span dir="LTR")‌است.
(p dir="RTL" style="text-align: justify;")
اخيرآ على فردوسى غزلهايى از حافظ را براساس نسخه(span dir="LTR")‌اى از كتابخانه بودليان  با تاريخ ۷۹۲، سال وفات حافظ، منتشر كرده(span dir="LTR")‌است (تهران، ۱۳۹۱ش) كه از نظر نويسنده اين مقاله فاقد اعتبار است.
(p dir="RTL" style="text-align: justify;")
چاپهاى مستند به نسخه(span dir="LTR")‌هاى خطى سده نهم. در ۱۳۰۶ش، (em)ديوان(/em) حافظ براساس يك نسخه خطى سده نهم (مورخ ۸۲۷) به اهتمام سيدعبدالرحيم خلخالى به روش حروف(span dir="LTR")‌چينى سربى در تهران به(span dir="LTR")‌چاپ رسيد.
(p dir="RTL" style="text-align: justify;")
در ۱۳۱۵ش، (em)ديوان(/em) حافظ به(span dir="LTR")‌تصحيح حسين پژمان چاپ شد. پژمان در رديف منابع خود، از سه نسخه خطى سده نهم نام برده(span dir="LTR")‌است.
(p dir="RTL" style="text-align: justify;")
در ۱۳۲۰ش، (em)ديوان(/em) حافظ به(span dir="LTR")‌كوشش علامه محمد قزوينى و قاسم غنى تدوين شد و به خط حسن زرين(span dir="LTR")‌خط دست(span dir="LTR")‌نويسى گرديد و به مباشرت وزارت فرهنگ در چاپخانه مجلس به(span dir="LTR")‌چاپ رسيد. در اين تصحيح از هجده نسخه خطى استفاده شد، ولى فقط نسخه خطى مورخ ۸۲۷ (معروف به نسخه خلخالى) متعلق به سده نهم بود.
(p dir="RTL" style="text-align: justify;")
در ۱۳۳۷ش، كتابى با عنوان (em)غزلهاى خواجه حافظ شيرازى(/em)، شامل ۱۵۲ غزل، به(span dir="LTR")‌استناد نسخه خطى مورخ ۸۱۳ـ۸۱۴ متعلق به كتابخانه موزه بريتانيا  به(span dir="LTR")‌تصحيح پرويز ناتل خانلرى منتشر شد.
(p dir="RTL" style="text-align: justify;")
در ۱۳۴۸ش، كتابى با عنوان (em)ديوان كهنه حافظ(/em) براساس نسخه خطى كتابخانه مجلس، كه فاقد تاريخ كتابت است، به(span dir="LTR")‌تصحيح ایرج افشار منتشر شد.
(p dir="RTL" style="text-align: justify;")
در ۱۳۵۰ش، دانشگاه پنجاب متنى از (em)ديوان(/em) حافظ را به(span dir="LTR")‌استناد نسخه خطى مورخ ۸۹۴، به خط محمودبن حسن نيشابورى، كه در كتابخانه دانشگاه پنجاب مضبوط است، به روش افست در كراچى به(span dir="LTR")‌چاپ رساند.
(p dir="RTL" style="text-align: justify;")
در ۱۳۵۰ش، كتابى با عنوان (em)حافظ، چهل(/em)(span dir="LTR")‌(em)وسه غزل (/em)براساس مجموعه(span dir="LTR")‌اى با تاريخ كتابت ۸۰۷ محفوظ در كتابخانه دستخطهاى شرقى فرهنگستان علوم تاجيكستان به كوشش كلثوم گليموا چاپ شد.
(p dir="RTL" style="text-align: justify;")
در ۱۳۵۰ش، (em)ديوان(/em) حافظ براساس نسخه خطى مورخ ۸۲۴ متعلق به كتابخانه سيدهاشم(span dir="LTR")‌على سبزپوش، ساكن شهر گوركپور هند، به(span dir="LTR")‌اهتمام جلالى نائينى و نذير احمد انتشار يافت.
(p dir="RTL" style="text-align: justify;")
در چاپ دوم، مصححانْ روش تصحيح چاپ تك(span dir="LTR")‌نسخه(span dir="LTR")‌اى را رها كردند و متن منتخب خود را براساس دو نسخه خطى مورخ ۸۱۳ و ۸۲۴ تنظيم كردند. چاپ سوم (em)ديوان(/em) به(span dir="LTR")‌اهتمام جلالى نائينى با همكارى نورانى وصال صورت گرفته(span dir="LTR")‌است.
(p dir="RTL" style="text-align: justify;")
در ۱۳۵۳ش، مؤسسه فرهنگى منطقه(span dir="LTR")‌اى كتابى با عنوان (em)غزلهاى حافظ(/em) به تصحيح سليم نيسارى به خط محمد سلحشور منتشر كرد. در تدوين اين كتاب از سه نسخه خطى استفاده شد: نسخه مورخ ۸۱۳ معروف به نسخه اياصوفيه؛ نسخه مورخ ۸۲۲ مضبوط در كتابخانه موزه طوپقاپى(span dir="LTR")‌سراى استانبول؛ نسخه مورخ ۸۷۴ متعلق به كتابخانه مركزى دانشگاه تهران.
(p dir="RTL" style="text-align: justify;")
در ۱۳۵۴ش، بنگاه مطبوعاتى صفى(span dir="LTR")‌عليشاه (em)ديوان مولانا شمس(/em)(span dir="LTR")‌(em)الدين محمدحافظ شيرازى (/em)را به اهتمام يحيى قريب براساس نسخه مورخ ۸۶۲ به(span dir="LTR")‌چاپ رساند.
(p dir="RTL" style="text-align: justify;")
در ۱۳۵۶ش، دانشگاه تبريز(em) ديوان(/em) حافظ را به(span dir="LTR")‌اهتمام رشيد عيوضى و اكبر بهروز با استفاده از سه نسخه خطى مورخ  ۸۱۳ معروف به نسخه اياصوفيه، مورخ ۸۲۲ به خط جعفرالحافظ و مورخ ۸۳۵ مضبوط در كتابخانه نور عثمانيه به(span dir="LTR")‌چاپ رساند.
(p dir="RTL" style="text-align: justify;")
در ۱۳۵۹ش، (em)ديوان خواجه(/em)(span dir="LTR")‌(em)شمس(/em)(span dir="LTR")‌(em)الدين محمدحافظ (/em)با مقابله چهارده متن به اهتمام پرويز خانلرى چاپ شد. دوازده متن از نسخه(span dir="LTR")‌هاى اساس اين تصحيح تصوير نسخه(span dir="LTR")‌هاى خطى سده نهم است. همچنين از چاپ جلالى نائينى به(span dir="LTR")‌جاى نسخه خطى مورخ ۸۲۴ و از چاپ قزوينى به(span dir="LTR")‌جاى متن نسخه خطى ۸۲۷ استفاده شده(span dir="LTR")‌است. انتشارات خوارزمى چاپ دوم اين (em)ديوان(/em) را در ۱۳۶۲ش منتشر كرد.
(p dir="RTL" style="text-align: justify;")
در ۱۳۶۷ش، انتشارات پاژنگ (em)ديوان(/em) حافظ را براساس نسخه مورخ ۸۷۴ به خط پيرحسين كاتب و به(span dir="LTR")‌اهتمام عبدالعلى اديب برومند در تهران به(span dir="LTR")‌چاپ رساند.
(p dir="RTL" style="text-align: justify;")
در ۱۳۷۱ش، (em)غزلهاى حافظ(/em) بر اساس ۴۳ نسخه خطى سده نهم با تدوين سليم نيسارى و خط محمد سلحشور منتشر گرديد. در اين اثر با معرفى ۴۳ نسخه خطى سده نهم يادآورى شده كه براى نخستين(span dir="LTR")‌بار در تدوين اين نشريه از ۲۱ نسخه خطى استفاده شده(span dir="LTR")‌است.
(p dir="RTL" style="text-align: justify;")
در ۱۳۷۳ش، (em)حافظ به سعى سايه(/em) چاپ شد. نشانه نسخه(span dir="LTR")‌هاى اساس تصحيح در صفحه ۷۸ مقدمه اثر قيد شده(span dir="LTR")‌است. مصحح درنظر داشته منابع خود را با رعايت تقديم تاريخ كتابت و با استفاده از اعداد معرفى كند. در اين روش، از عدد ۱ تا ۱۳ به(span dir="LTR")‌طور منظم استفاده شده، ولى در معرفى منابعى كه بعد از تدوين متن (em)ديوان(/em) و در جريان چاپ كتاب شناسايى شده(span dir="LTR")‌اند، تطابق نظم تاريخ كتابت نسخه(span dir="LTR")‌ها با ترتيب اعداد مختل شده(span dir="LTR")‌است. همچنين يك منبع (نسخه خطى ۸۲۷) يك بار ذيل رديف شماره ۱۱ (معرف چاپ افست نسخه ۸۲۷) و يك بار ديگر ذيل رديف شماره ۱۵ (چاپ علامه قزوينى به(span dir="LTR")‌جاى نسخه خطى ۸۲۷) منظور گرديده(span dir="LTR")‌است. طبق يادداشت مصحح در مقدمه (حافظ، چاپ سايه، مقدمه، ص(span dir="LTR")‌۵۰)، در شش رديف از مجموع سى رديف از منابع اين تصحيح، از متون چاپى به(span dir="LTR")‌جاى اصل يا تصوير نسخه(span dir="LTR")‌هاى خطى استفاده شده(span dir="LTR")‌است. رديف  ۳۱ نيز معرف (em)ديوان (/em)حافظ چاپ قدسى است كه هم(span dir="LTR")‌تراز نسخه(span dir="LTR")‌هاى خطى سده نهم به فهرست منابع افزوده شده(span dir="LTR")‌است.
(p dir="RTL" style="text-align: justify;")
در ۱۳۷۳ش ، بهاءالدين خرمشاهى (em)ديوان(/em) حافظ را براساس متن چاپ افست نسخه خطى ۸۲۷ تدوين كرد و با نسخه كتابخانه بودليان مورخ ۸۴۳ و نسخه مورخ ۸۹۴ چاپ دانشگاه پنجاب مقابله كرد. تجديد چاپهاى اين كتاب را انتشارات نيلوفر منتشر كرده(span dir="LTR")‌است.
(p dir="RTL" style="text-align: justify;")
در ۱۳۷۶ش، (em)ديوان(/em) حافظ براساس هشت نسخه خطى سده نهم به تصحيح رشيد عيوضى شامل دو جلد به(span dir="LTR")‌چاپ رسيد. جلد اول متن اشعار و جلد دوم اختلاف نسخه(span dir="LTR")‌ها و حواشى را دربردارد. انتشارات اميركبير چاپ مجدد اين (em)ديوان(/em) را مجددآ براساس نُه نسخه كامل مورخ ۸۱۳ تا ۸۲۷ ، در ۱۳۸۵ش چاپ كرد.
(p dir="RTL" style="text-align: justify;")
در ۱۳۷۷ش، سينا نگار (em)ديوان(/em) حافظ را براساس ۴۸ نسخه خطى سده نهم به تصحيح سليم نيسارى منتشر كرد. انتشارات سخن ويرايش جديدى از اين چاپ را در ۱۳۸۷ش با عنوان (em)ديوان حافظ(/em) براساس نسخه(span dir="LTR")‌هاى خطى سده نهم (۵۱ نسخه) به(span dir="LTR")‌چاپ رساند.
(p dir="RTL" style="text-align: justify;")
در ۱۳۸۲ش، شركت انتشارات فكر روز (em)ديوان(/em) حافظ را براساس نسخه نويافته بسيار كهنى متعلق به مؤسسه شرقى تاشكند، به(span dir="LTR")‌تصحيح سيدصادق سجادى و على بهراميان همراه با توضيح واژه(span dir="LTR")‌ها و معناى ابيات از كاظم برگ(span dir="LTR")‌نيسى (متوفى ۱۳۸۹ش) به(span dir="LTR")‌چاپ رساند. مصححان تاريخ كتابت اين نسخه را ۸۰۳ استنباط كرده(span dir="LTR")‌اند.
(p dir="RTL" style="text-align: justify;")
در ۱۳۸۲ش، انتشارات يساولى (em)ديوان(/em) حافظ را براساس نسخه(span dir="LTR")‌هاى خطى سده نهم با تدوين سليم نيسارى و خوشنويسى اميراحمد فلسفى، همراه نگاره (مينياتور)هايى از محمود فرشچيان در تهران به(span dir="LTR")‌چاپ رساند.
(p dir="RTL" style="text-align: justify;")
منابع: شمس(span dir="LTR")‌الدين(span dir="LTR")‌محمد حافظ، (em)حافظ(/em)، چاپ سايه، تهران ۱۳۷۳ش؛ همان: (em)ديوان(/em)، براساس نسخه(span dir="LTR")‌هاى خطى سده نهم، چاپ سليم نيسارى، تهران ۱۳۸۷ش؛ همان، نسخه فريدون(span dir="LTR")‌ميرزاى تيمورى، چاپ احمد مجاهد، تهران ۱۳۷۹ش؛ سليم نيسارى، (em)دفتر دگرسانيها در غزلهاى حافظ: برگرفته از پنجاه نسخه خطى سده نهم(/em)، تهران ۱۳۸۶ش؛ مهرداد نيكنام، (em)كتابشناسى حافظ(/em)، تهران ۱۳۶۷ش.
(p dir="RTL" style="text-align: justify;")
/ سليم نيسارى /
(p dir="RTL" style="text-align: justify;")
شرحها و ترجمه(span dir="LTR")‌هاى ديوان حافظ. (em)ديوان(/em) حافظ پرشرح(span dir="LTR")‌ترين ديوان شعر فارسى است. بيشتر شرحهاى قديم آن در شبه(span dir="LTR")‌قاره هند و آسياى صغير نوشته شده(span dir="LTR")‌اند. مهم(span dir="LTR")‌ترين و مشهورترين شرح (em)ديوان(/em) حافظ در آسياى صغير، شرح سودى(sup)*(/sup) بوسنوى (متوفى ح ۱۰۰۶) به تركى عثمانى است (استانبول ۱۲۵۰) كه با ترجمه عصمت ستارزاده در چهار مجلد با عنوان (em)شرح سودى بر حافظ (/em)(تهران ۱۳۴۱ـ۱۳۴۷ش) بارها منتشر شده(span dir="LTR")‌است. اين كتاب به شرح لفظى ابيات (em)ديوان(/em) پرداخته و پس از معنى واژگان هر بيت، معنى ظاهرى آن را ذيل عنوان «محصول بيت» آورده كه البته به علت ناآگاهى كامل سودى به زبان فارسى، خطاهايى در شرح او راه يافته(span dir="LTR")‌است. برخلاف شرح سودى، بيشتر شرحهايى كه بر (em)ديوان(/em) حافظ در شبه(span dir="LTR")‌قاره هند تحرير شده (← چاندبى(span dir="LTR")‌بى، ۱۳۸۶ش)، شرحهاى عرفانى است و نويسندگان اين شرحها واژگان ابيات حافظ را رمز(sup)*(/sup) تلقى كرده(span dir="LTR")‌اند. نخستين آنها (em)مَرَج(/em)(span dir="LTR")‌(em)البحرين(/em) تأليف ختمى لاهورى به سال ۱۰۲۶ است (← همان، ص(span dir="LTR")‌۳۰ـ۳۲). از ختمى لاهورى شرحى  ديگر بر (em)ديوان(/em) حافظ به(span dir="LTR")‌جاى مانده كه با عنوان (em)شرح عرفانى غزلهاى حافظ (/em)(چاپ بهاءالدين خرمشاهى، كورش منصورى، و حسين مطيعى امين، تهران ۱۳۸۷ش) منتشر شده(span dir="LTR")‌است. از ديگر شروح عرفانى هندى، (em)بدرالشروح (/em)(دهلى ۱۳۲۱) تأليف بدرالدين اكبرآبادى در ۱۲۵۱ درخور ذكر است. هم(span dir="LTR")‌زمان با شروحى كه در هند تأليف شده(span dir="LTR")‌است در ايران نيز برخى عرفا و حكما ابياتى از حافظ را از منظر عرفانى شرح و تفسير كرده(span dir="LTR")‌اند. (em)لطيفه غيبى(/em)، تأليف شاه(span dir="LTR")‌محمد دارابى (شيراز ۱۳۵۷ش)، و شرح ابيات و غزلى از حافظ به قلم جلال(span dir="LTR")‌الدين دوانى (متوفى ح ۹۰۳) كه با عنوان (em)نقد نيازى (/em)منتشر شده (چاپ حسين معلم، تهران ۱۳۷۳ش)، نمونه(span dir="LTR")‌هايى كهن از اين(span dir="LTR")‌گونه شروح است و (em)جمال آفتاب و آفتاب هر نظر(/em) تأليف على سعادت(span dir="LTR")‌پرور (تهران ۱۳۶۸ش) از نمونه(span dir="LTR")‌هاى متأخر شرحهاى عرفانى (em)ديوان (/em)حافظ به(span dir="LTR")‌شمار مى(span dir="LTR")‌آمد. در سالهاى اخير، بعضى از مؤلفان با اين رويكرد كه برخى از غزلهاى حافظ عرفانى و بعضى ديگر غيرعرفانى است و به(span dir="LTR")‌منظور كشف هنر سخن(span dir="LTR")‌پردازى حافظ شرحهايى را به(span dir="LTR")‌چاپ رسانده(span dir="LTR")‌اند، از جمله (em)شرح غزلهاى حافظ (/em)تأليف حسينعلى هروى (تهران ۱۳۶۷ش)، (em)حافظ(/em)(span dir="LTR")‌(em)نامه (/em)تأليف بهاءالدين خرمشاهى (تهران ۱۳۶۸ش)، (em)درس حافظ (/em)تأليف محمد استعلامى (تهران ۱۳۸۲ش) و شرح (em)شوق (/em)تأليف سعيد حميديان (تهران ۱۳۸۹ش). برخى نيز غزلها را تفسير نكرده بلكه به شرح و توضيح لغتها و تركيبها و مضمونهاى (em)ديوان (/em)حافظ پرداخته(span dir="LTR")‌اند، از جمله پرويز اَهور در (em)كلك خيال(/em)(span dir="LTR")‌(em)انگيز (/em)(تهران ۱۳۶۳ش)، عباس زرياب در (em)آئينه جام (/em)(تهران ۱۳۶۸ش)، محمدامين رياحى در (em)گلگشت در شعر و انديشه حافظ(/em) (تهران ۱۳۶۸ش) و فتح(span dir="LTR")‌اللّه مجتبائى در (em)شرح شكن زلف (/em)(تهران ۱۳۸۶ش).
(p dir="RTL" style="text-align: justify;")
احمد شاملو (متوفى ۱۳۷۹ش) با (em)حافظ شيراز به روايت احمد شاملو (/em)كوشيد كه به(span dir="LTR")‌زعم خود طرز درست(span dir="LTR")‌خوانى شعر حافظ را با سجاوندى به خوانندگان بياموزد و بر كتاب خود مقدمه(span dir="LTR")‌اى در سلب معنويت از حافظ نوشت كه نقدهاىِ بسيارى را باعث شد (براى نمونه ← خرمشاهى، ص(span dir="LTR")‌۲۸۹ـ۳۱۹).
(p dir="RTL" style="text-align: justify;")
(em)ديوان(/em) حافظ به بيشتر زبانهاى دنيا ترجمه شده(span dir="LTR")‌است، از جمله بارها به اردو و پنجابى و سندى (← نيكنام، ص(span dir="LTR")‌۱۴۴ـ۱۴۷)، مانند ترجمه منتخب غزلهاى حافظ به زبان پنجابى با عنوان (em)تحفه بى(/em)(span dir="LTR")‌(em)نظير(/em)، ترجمه غلام حيدر (لاهور ۱۲۷۴) و به زبان اردو با عنوان (em)تحفه دلكش(/em)، از همان غلام حيدر (گوجرانواله ۱۲۷۵). ابراهيم امين(span dir="LTR")‌الشوابى (em)ديوان(/em) حافظ را با عنوان (em)اغانى شيراز، او، غزليات حافظ شيرازى(/em) (قاهره ۱۳۲۳ـ۱۳۲۴) به عربى ترجمه كرده(span dir="LTR")‌است. عبدالباقى گولپينارلى، دانشمند ترك، اشعار حافظ را با عنوان (span dir="LTR")>ديوان حافظ: ترجمه(span dir="LTR")‌هاى منتخب(span dir="LTR")< (استانبول ۱۹۵۴) به تركى استانبولى ترجمه كرد.
(p dir="RTL" style="text-align: justify;")
از قرن يازدهم/ هفدهم (em)ديوان(/em) حافظ در اروپا به زبانهاى اروپايى ترجمه و منتشر شد. از ترجمه(em)(span dir="LTR")‌(/em)هاى كهن شعر حافظ ترجمه يك غزل او به زبان لاتين به قلم فرانسيس منينسكى در ۱۰۹۱/۱۶۸۰ در وين است. نخستين(span dir="LTR")‌بار سرويليام جونز يك غزل حافظ را در كتاب (span dir="LTR")>دستور زبان فارسى(span dir="LTR")<  (لندن ۱۷۷۱) به
(p dir="RTL" style="text-align: justify;")
انگليسى ترجمه كرد. ديگر ترجمه مشهور شعرهاى حافظ به انگليسى اثر گرترود بل به نام (span dir="LTR")>شعرهايى از ديوان حافظ(span dir="LTR")< (لندن ۱۸۹۷) است. كمى پيشتر از او كلارك(em) ديوان(/em) حافظ را در دو مجلد به انگليسى ترجمه كرده و در هند به(span dir="LTR")‌چاپ رسانده بود (كلكته ۱۸۹۱). ترجمه پنجاه غزل حافظ به قلم آربرى  (كيمبريج ۱۹۴۷) از ترجمه(span dir="LTR")‌هاى مشهور انگليسى است. در سالهاى اخير ديك(span dir="LTR")‌ديويس در كتاب (span dir="LTR")>جلوه(span dir="LTR")‌هايى از عشق(span dir="LTR")<  (نيويورك ۲۰۱۳) برخى از غزلهاى حافظ را به(em)(span dir="LTR")‌(/em)همراه شعرهايى از جهان ملك(em)(span dir="LTR")‌(/em)خاتون(sup)*(/sup) و عبيد زاكانى(sup)*(/sup) ترجمه كرده(em)(span dir="LTR")‌(/em)است. مسعود فرزاد(sup)*(/sup) نخستين ايرانى(em)(span dir="LTR")‌(/em)اى بود كه برخى از غزلهاى حافظ را به انگليسى ترجمه كرد (تهران ۱۹۵۳). در سالهاى اخير شمار بسيارى از ايرانيان به ترجمه غزلهاى حافظ به انگليسى پرداخته(em)(span dir="LTR")‌(/em)اند.
(p dir="RTL" style="text-align: justify;")
جوزف(em)(span dir="LTR")‌(/em)فون هامر نخستين(em)(span dir="LTR")‌(/em)بار (em)ديوان(/em) حافظ را به زبان آلمانى در دو مجلد ترجمه و منتشر كرد (توبينگن ۱۸۱۲ـ ۱۸۱۳). گوته با ترجمه او به حافظ علاقه(span dir="LTR")‌مند شد. از ديگر ترجمه(span dir="LTR")‌هاى  (em)ديوان(/em) حافظ به آلمانى ترجمه(span dir="LTR")‌هاى هرمان بروكاس  (ليپزيگ ۱۸۵۲ـ۱۸۵۸) و ترجمه يوهان كريستُف بروگل (برن و فرانكفورت ۱۹۷۵) و ترجمه سيروس آتاباى (فرانكفورت ۱۹۸۰) است.
(p dir="RTL" style="text-align: justify;")
نخستين(span dir="LTR")‌بار سرويليام جونز چند غزل از حافظ را به زبان فرانسه نيز ترجمه كرد (لندن ۱۷۹۷ـ۱۷۹۹). ترجمه چند غزلِ آ. ل. م. نيكولا  نيز از ترجمه(span dir="LTR")‌هاى كهن شعر حافظ به فرانسوى است (پاريس ۱۸۹۸). در سالهاى اخير ژيلبرلازار(span dir="LTR")> صدويك غزل عاشقانه(span dir="LTR")<  (پاريس ۲۰۱۰) و شارل هانرى دوفوشه(span dir="LTR")‌كور (em)ديوان(/em) حافظ را براساس چاپ خانلرى به زبان فرانسه به(span dir="LTR")‌چاپ رساندند (پاريس ۲۰۰۶).
(p dir="RTL" style="text-align: justify;")
از ديگر ترجمه(span dir="LTR")‌هاى مشهور (em)ديوان(/em) حافظ، ترجمه جووانى ماريا درمه به زبان ايتاليايى و با عنوان (span dir="LTR")>غزلخوان(span dir="LTR")< (ناپل ۲۰۰۴ـ۲۰۰۹) است (براى ترجمه(em)(span dir="LTR")‌(/em)هاى ديگر (em)ديوان(/em) حافظ ← نيكنام، ص۱۳۹ـ۲۳۱).
(p dir="RTL" style="text-align: justify;")
منابع: سيده چاندبى(span dir="LTR")‌بى، (em)حافظ(/em)(span dir="LTR")‌(em)شناسى در شبه(/em)(span dir="LTR")‌(em)قاره: بررسى شرحهاى فارسى ديوان حافظ در شبه(/em)(span dir="LTR")‌(em)قاره(/em)، اسلام(span dir="LTR")‌آباد ۱۳۸۶ش؛ بهاءالدين خرمشاهى، «(em)حافظ(/em) شاملو»، (em)كتاب الفبا(/em)، ج۶ (۱۳۵۶ش)؛ مهرداد نيكنام، (em)كتابشناسى حافظ(/em)، تهران ۱۳۶۷ش.
(p dir="RTL" style="text-align: left;")
/ مهران افشارى /
نظر شما
مولفان
مهران افشارى ,
گروه
رده موضوعی
جلد18
تاریخ1392
وضعیت چاپ
  • چاپ شده