ديوان جند (ديوان جيش)

معرف

ديوان جند (ديوان جيش)، دفتر و نيز محل ثبت اسامى و مشخصات سپاهيان و مقدار ارزاق و مواجب آنها.

متن
(p dir="RTL" style="text-align: justify;")
(strong)ديوان جند(/strong) (strong)(ديوان جيش)(/strong)، دفتر و نيز محل ثبت اسامى و مشخصات سپاهيان و مقدار ارزاق و مواجب آنها. ديوان جند، نخستين ديوانى بود كه در زمان عمر (حك : ۱۳ـ۲۳) و به(span dir="LTR")‌(/span)منظور ثبت اسامى و عطاياى مسلمانان تشكيل شد، و چون تنها ديوان موجود در آن دوره بود به(span dir="LTR")‌(/span)صورت مطلقِ «ديوان» خوانده مى(span dir="LTR")‌(/span)شد (براى آگاهى بيشتر ← ديوان(sup)*(/sup)). در دوره عباسيان و نيز اغلب خاندانهاى حكومتگر مسلمان اين ديوان را «ديوان جيش» نيز مى(span dir="LTR")‌(/span)خواندند (← ادامة مقاله).(/p)
(p dir="RTL" style="text-align: justify;")
در دوره امويان و پس از گسترش قلمرو اسلامى و ضرورت تأسيس ديوانهاى متعدد، كاركرد ديوان جند به رسيدگى به امور سپاهيان و ثبت اسامى و مواجب آنها محدود شد. تاريخ دقيق تفكيك ديوانها را به(span dir="LTR")‌(/span)درستى نمى(span dir="LTR")‌(/span)توان مشخص(span dir="LTR")‌(/span)كرد، بااين(span dir="LTR")‌(/span)حال به(span dir="LTR")‌(/span)نظر مى(span dir="LTR")‌(/span)رسد در دوره معاويه (حك: ۴۱ـ۶۰) ديوان جند به صورت ديوان مستقلى درآمده(span dir="LTR")‌(/span)بود. جهشيارى (ص(span dir="LTR")‌(/span)۲۴) از عَمروبن سعيدبن عاص (span dir="LTR")‌(/span)به(span dir="LTR")‌(/span)عنوان متولى ديوان جند معاويه نام برده(span dir="LTR")‌(/span)است. از تحولاتى كه از دوره معاويه تا پايان عصر امويان در ديوان جند صورت گرفت و نيز تشكيلات و سازمان درونى آن، اطلاع چندانى دردست نيست (← سلّومى، ص(span dir="LTR")‌(/span)۲۱۱). در اين دوره علاوه(span dir="LTR")‌(/span)بر مركز خلافت، در ايالتهايى چون مصر، بصره، كوفه و فسطاط نيز ديوانهاى جند مشابهى تشكيل شده بود (← جهشيارى، ص(span dir="LTR")‌(/span)۳۸، ۴۰؛ كندى، ص(span dir="LTR")‌(/span)۷۰ـ۷۱؛ سلّومى، ص(span dir="LTR")‌(/span)۲۰۴ـ ۲۰۵). اشارات موجود در منابع دربارة برخى مقررات جارى در ديوان جند، چون ثبت مشخصات جسمى افراد در كنار اسامى آنها (← جهشيارى، ص(span dir="LTR")‌(/span)۷۲) و حذف نام يك سپاهى از ديوان به(span dir="LTR")‌(/span)دليل غيبت يا تخلف (← بلاذرى، ج۸، ص(span dir="LTR")‌(/span)۱۸)، نشان مى(span dir="LTR")‌(/span)دهد كه در دوره امويان ديوان جند از وضع ساده(span dir="LTR")‌(/span)اى كه در دوره خلفاى نخست داشت و به دفاترى براى ثبت اسامى و مواجب محدود بود، خارج شده و به(span dir="LTR")‌(/span)صورت سازمانى با تشكيلات منظم درآمده بود (براى آگاهى بيشتر ← سلّومى، ص(span dir="LTR")‌(/span)۱۴۹ـ۱۷۱؛ نجده خمّاش، ص۲۶۰ـ۲۶۹).(/p)
(p dir="RTL" style="text-align: justify;")
در دوره عباسيان به دليل افزايش تعداد سپاهيانِ ثابت و نيز حضور سربازانى از مليتهاى مختلف در سپاه، ديوان جند يكى از بزرگ(span dir="LTR")‌(/span)ترين و مهم(span dir="LTR")‌(/span)ترين ديوانها شد و در سياست و نيز امور مالى دستگاه خلافت تأثير گذاشت (← سلّومى، ص(span dir="LTR")‌(/span)۱۶۲ـ۱۶۳). برخى از فقها و دانشمندان اين عصر در كتابهاى خويش به بيان مطالبى دربارة شرايط و چگونگى ثبت نام و عضويت و كناره(span dir="LTR")‌(/span)گيرى از اين ديوان و نيز قوانين و مقررات حاكم بر آن پرداختند (براى نمونه ← قدامة(span dir="LTR")‌(/span)بن جعفر، ص(span dir="LTR")‌(/span)۲۱ـ۳۲؛ ابن(span dir="LTR")‌(/span)وهْب كاتب، ص(span dir="LTR")‌(/span)۳۶۳ـ۳۶۸؛ ابن(span dir="LTR")‌(/span)فَرّاء، ص(span dir="LTR")‌(/span)۲۴۰ـ۲۴۳).(/p)
(p dir="RTL" style="text-align: justify;")
رئيس ديوان جيش كه تحت نظر مستقيم خليفه يا وزير كار مى(span dir="LTR")‌(/span)كرد و «صاحب ديوان جيش» خوانده مى(span dir="LTR")‌(/span)شد، از ميان افراد برجسته و سرشناس انتخاب مى(span dir="LTR")‌(/span)شد (← جهشيارى، ص(span dir="LTR")‌(/span)۸۹؛ صابى، ص(span dir="LTR")‌(/span)۵۸) و نظارت بر چگونگى ثبت نام سپاهيان و پرداخت مواجب آنان و جلوگيرى از ظلم و تعدى كاركنان ديوان به سپاهيان از وظايف وى بود (← طبرى، ج۱۰، ص(span dir="LTR")‌(/span)۴۵؛ سامرائى، ص(span dir="LTR")‌(/span)۲۶۲، پانويس ۳). وى همچنين مى(span dir="LTR")‌(/span)بايست گزارشى سالانه دربارة مخارجو هزينه(span dir="LTR")‌(/span)هاى سپاه به وزير ارائه مى(span dir="LTR")‌(/span)كرد (خوارزمى، ص(span dir="LTR")‌(/span)۳۸). گاه ممكن بود فرماندهى سپاه يا رياست بر ديوانهاى ديگر نيز برعهده صاحب ديوان جيش نهاده شود (← خليفة(span dir="LTR")‌(/span)بن خياط، ص(span dir="LTR")‌(/span)۳۰۸؛ طبرى، ج۱۰، ص(span dir="LTR")‌(/span)۴۵، ج۱۱، ص(span dir="LTR")‌(/span)۱۱؛ جهشيارى، همانجا). قدرت و نفوذ فراوان رئيس ديوان جيش گاه به وى فرصت مى(span dir="LTR")‌(/span)داد تا در رقابت افراد براى تصدى منصب وزارت و انتخاب فرد مورد نظر خويش مداخله كند (← مسكويه، ج۵، ص(span dir="LTR")‌(/span)۱۹۹؛ صابى، ص(span dir="LTR")‌(/span)۵۷ـ۵۹). به همين دليل ممكن بود با تغيير وزير، وى نيز در معرض عزل و حتى حبس و مصادره اموال قرار گيرد (← صولى، ص(span dir="LTR")‌(/span)۱۴۷ـ۱۴۸).(/p)
(p dir="RTL" style="text-align: justify;")
«كاتب جيش» از ديگر كاركنان عالى(span dir="LTR")‌(/span)رتبه ديوان جيش بود كه ظاهراً همه كاتبان شاغل در ديوان تحت نظارت وى كار مى(span dir="LTR")‌(/span)كردند. وى بايستى با علم حساب آشنا باشد، ترتيب و نحوه ثبت اسامى و ارزاق و مواجب سپاهيان و اصطلاحات رايجدر ديوان را بداند و زبان و مشخصات ظاهرى و جسمى سپاهيان و نيز ويژگيهاى سلاحها و چهارپايان آنها را به خوبى بشناسد (ابن(span dir="LTR")‌(/span)ابى(span dir="LTR")‌(/span)الربيع، ص(span dir="LTR")‌(/span)۱۱۱ـ۱۱۲؛ ابن(span dir="LTR")‌(/span)وهب كاتب، ص(span dir="LTR")‌(/span)۳۶۳؛ بَطَلْيَوْسى، ص(span dir="LTR")‌(/span)۷۴).(/p)
(p dir="RTL" style="text-align: justify;")
ديوان جيش از بخشهاى مختلف تشكيل مى(span dir="LTR")‌(/span)شد كه هر بخش را «مجلس» مى(span dir="LTR")‌(/span)خواندند (قدامة(span dir="LTR")‌(/span)بن جعفر، ص(span dir="LTR")‌(/span)۲۱). مجالسِ «انشاء»، «تحرير»، «نَسخ» و «اَسْكُدار» متولى مكاتبات ديوان بودند؛ بدين(span dir="LTR")‌(/span)ترتيب كه تهيه پيش(span dir="LTR")‌(/span)نويس نامه(span dir="LTR")‌(/span)ها و رساندن آن به رؤيت صاحب ديوان برعهده مجلس انشاء بود. پاك(span dir="LTR")‌(/span)نويس نامه(span dir="LTR")‌(/span)ها در مجلس تحرير صورت مى(span dir="LTR")‌(/span)گرفت و در مجلس نسخ، نسخه(span dir="LTR")‌(/span)هاى متعددى از نامه(span dir="LTR")‌(/span)ها براى ارسال به ديوانها و ادارات ديگر تهيه و يكى از آنها بايگانى مى(span dir="LTR")‌(/span)شد (← خوارزمى، ص۵۰؛ قدامة(span dir="LTR")‌(/span)بن جعفر، همانجا؛ سلّومى، ص(span dir="LTR")‌(/span)۲۱۱ـ ۲۱۲؛ سامرائى، ص(span dir="LTR")‌(/span)۲۵۵). پس از آن نامه(span dir="LTR")‌(/span)ها به مجلس اسكدار فرستاده مى(span dir="LTR")‌(/span)شد. در اين مجلس تعداد نامه(span dir="LTR")‌(/span)هايى كه از ديوان صادر يا به آن وارد مى(span dir="LTR")‌(/span)شد و نام صاحب و عنوان نامه(span dir="LTR")‌(/span)ها، پس از عرضه آنها به صاحب ديوان، ثبت و چكيده(span dir="LTR")‌(/span)اى از هر نامه نيز تهيه مى(span dir="LTR")‌(/span)شد تا در صورت لزوم به خليفه يا وزير ارائه شود (← خوارزمى، ص(span dir="LTR")‌(/span)۴۲، ۵۰؛ قدامة(span dir="LTR")‌(/span)بن جعفر، همانجا؛ سامرائى، ص(span dir="LTR")‌(/span)۲۵۵ـ ۲۵۶). مهم(span dir="LTR")‌(/span)ترين بخش ديوان جيش مجلسِ «تقدير» يا «تقرير» بود (براى آگاهى از اين اختلاف ← سلّومى، ص(span dir="LTR")‌(/span)۲۱۴، پانويس ۱) كه تعيين ميزان ارزاق و مواجب و ساير نفقات سپاهيان و زمان پرداخت آنها، اساسى(span dir="LTR")‌(/span)ترين وظيفه آن به(span dir="LTR")‌(/span)شمار مى(span dir="LTR")‌(/span)رفت (قدامة(span dir="LTR")‌(/span)بن جعفر، ص(span dir="LTR")‌(/span)۲۱ـ۲۲). همچنين كارهاى مهمى چون تَلْميظ (پرداخت مقدارى از مقررى به(span dir="LTR")‌(/span)صورت مساعده و پيش از موعد)، سَلَف (پيشْپرداخت همه مواجب پيش از موعد مقرر)، زيادة (مقدارى معلوم بر مستمرى كسى افزودن) و مُقاصَّه (كم كردن مساعده از حقوق) در اين مجلس انجام مى(span dir="LTR")‌(/span)شد (← خوارزمى، ص(span dir="LTR")‌(/span)۴۲ـ۴۳؛ سامرائى، ص(span dir="LTR")‌(/span)۲۵۶). به گفتة قدامة(span dir="LTR")‌(/span)بن جعفر (ص(span dir="LTR")‌(/span)۲۲) اغلب امور مالى ديوان جيش، در مجلس تقرير، سامان مى(span dir="LTR")‌(/span)يافت.(/p)
(p dir="RTL" style="text-align: justify;")
مجلس «مقابَلَه» از ديگر بخشهاى ديوان جيش بود. بررسى دفاتر و نيز نظارت بر امورى چون صحت ثبت اسامى و زمان پرداخت مواجب و تطبيق مواجب با اسامى از وظايف اين مجلس بود (همان، ص(span dir="LTR")‌(/span)۲۳). كارهايى چون تحويل (انتقال اسم از دفترى به دفتر ديگر)، وَضْع (حذف نام يك فرد از دفتر)، نَقْل (مقدارى از حقوق يك سپاهى كاستن و بر حقوق ديگرى افزودن)، فَكّ (ثبت مجدد نام حذف(span dir="LTR")‌(/span)شده در دفتر) و ساقط (حذف نام فرد متوفى يا كسى كه ديگر نيازى به وى نيست) نيز در اين مجلس انجام مى(span dir="LTR")‌(/span)شد (← سامرائى، ص(span dir="LTR")‌(/span)۲۵۷؛ خوارزمى، همانجا). به گفتة سامرائى (همانجا) آموزش نظامى سربازان و افزايش مستمر تواناييهاى رزمى آنان نيز از وظايف مجلس مقابله بوده(span dir="LTR")‌(/span)است.(/p)
(p dir="RTL" style="text-align: justify;")
مجلس «اعطا و تفرقه» آخرين بخش از ديوان جيش بود. پس از ثبت اسامى در دفاتر و تعيين ميزان مواجب و ارزاق و سپس «مقابله» آنها و تأييد وزير يا صاحب ديوان جيش، اين دفاتر براى تقسيمِ مواجب به مجلسِ اعطا و تفرقه فرستاده مى(span dir="LTR")‌(/span)شد (← صابى، ص(span dir="LTR")‌(/span)۲۲؛ ابن(span dir="LTR")‌(/span)وهب كاتب، ص(span dir="LTR")‌(/span)۳۶۸؛ بطليوسى، ص(span dir="LTR")‌(/span)۷۵؛ كَساسِبه، ص(span dir="LTR")‌(/span)۱۲۶ـ۱۲۷). پس از آن اموال و مبالغ مورد نياز، از بيت(span dir="LTR")‌(/span)المال، براى تقسيم، به اين مجلس آورده مى(span dir="LTR")‌(/span)شد (← ابن(span dir="LTR")‌(/span)وهب كاتب، همانجا). كاركنان مجلس اعطا و تفرقه، پس از اتمام كار خويش، تسويه(span dir="LTR")‌(/span)حسابهايى براى صاحب ديوان جيش مى(span dir="LTR")‌(/span)فرستادند (سلّومى، ص(span dir="LTR")‌(/span)۲۲۵ـ۲۲۶؛ سامرائى، همانجا). علاوه بر ديوان جيش، هر يك از اين مجالس نيز ممكن بود شعبه(span dir="LTR")‌(/span)هايى در ايالتها و شهرهاى مختلف قلمرو عباسيان براى رسيدگى به امور مالى سپاهيان آنجا، داشته باشند (← قدامة(span dir="LTR")‌(/span)بن جعفر؛ كندى، ص(span dir="LTR")‌(/span)۹۸، ۳۵۴؛ سلّومى، ص(span dir="LTR")‌(/span)۲۲۶).(/p)
(p dir="RTL" style="text-align: justify;")
بلوغ، اسلام، حريّت، سلامت جسمى و آشنايى با فنون جنگى، شرايط لازم براى ثبت نام افراد در ديوان جيش بود (ماوردى، ص(span dir="LTR")‌(/span)۳۴۲؛ ابن(span dir="LTR")‌(/span)فرّاء، ص(span dir="LTR")‌(/span)۲۴۱). اسامى سپاهيان در دفترهايى كه «الجرائد» يا «الجريدة(span dir="LTR")‌(/span)السّوداء» (سياهه، فهرست) خوانده مى(span dir="LTR")‌(/span)شد، ثبت مى(span dir="LTR")‌(/span)شد (قدامة(span dir="LTR")‌(/span)بن جعفر، همانجا؛ خوارزمى، ص(span dir="LTR")‌(/span)۳۸؛ صابى، ص(span dir="LTR")‌(/span)۱۳). نسب، قوميت و جغرافيا از عوامل اساسى در ترتيب ثبت اسامى و مواجب افراد در ديوان بود. بدين ترتيب، اعراب براساس عامل نسب (قبيله) دسته(span dir="LTR")‌(/span)بندى مى(span dir="LTR")‌(/span)شدند و با توجه به قرابت با پيامبر صلى(span dir="LTR")‌(/span)اللّه عليه(span dir="LTR")‌(/span)وآله(span dir="LTR")‌(/span)وسلم، عدنانيها بر قحطانيها مقدّم بودند. در ميان عدنانيها نيز مُضَر بر ربيعه و در ميان مضر، قريش و سپس بنى(span dir="LTR")‌(/span)هاشم بر ديگران پيشى مى(span dir="LTR")‌(/span)گرفتند (ماوردى، ص(span dir="LTR")‌(/span)۳۴۳ـ۳۴۴؛ ابن(span dir="LTR")‌(/span)فرّاء، ص(span dir="LTR")‌(/span)۲۴۱ـ۲۴۲؛ قَلقَشندى، ج۱۳، ص(span dir="LTR")‌(/span)۱۱۱ـ۱۱۲). ثبت اسامى افراد غير عرب نيز براساس قوميت (اجناس) يا شهرها (بلاد) صورت مى(span dir="LTR")‌(/span)گرفت. براى مثال تركان و هنود براساس قوميت و ديلميان، خراسانيان، اهالى جبال، مَغاربه و فراغنه براساس بلاد طبقه(span dir="LTR")‌(/span)بندى و سپس ثبت نام مى(span dir="LTR")‌(/span)شدند (همانجاها؛ نيز ← طبرى، ج۹، ص(span dir="LTR")‌(/span)۱۵۵، ۱۶۷، ۲۹۹، ۳۲۹، ۳۸۹؛ ابن(span dir="LTR")‌(/span)اثير، ج۶، ص(span dir="LTR")‌(/span)۴۵۲). گاه نيز ثبت نام براساس نوع خدمتى كه افراد در سپاه انجام مى(span dir="LTR")‌(/span)دادند، چون چاكريه/ شاكريه (← طبرى، ج۹، ص(span dir="LTR")‌(/span)۱۵۵، ۱۶۵) و مماليك (← ابن(span dir="LTR")‌(/span)وهب كاتب، ص(span dir="LTR")‌(/span)۳۶۷)، يا فواصل دريافت ارزاق و مواجب، همانند تسعينه (كسانى كه هر نود روز يك بار حقوق مى(span dir="LTR")‌(/span)گرفتند) و مختارون (آنان كه هر  ۷۲ روز يك بار حقوق مى(span dir="LTR")‌(/span)گرفتند)، صورت مى(span dir="LTR")‌(/span)گرفت (← قدامة(span dir="LTR")‌(/span)بن جعفر، ص(span dir="LTR")‌(/span)۳۱ـ۳۲؛ ابن(span dir="LTR")‌(/span)وهْب كاتب، همانجا؛ صابى، ص(span dir="LTR")‌(/span)۱۴؛ براى آگاهى بيشتر ← سامرائى، ص(span dir="LTR")‌(/span)۲۵۹ـ۲۶۰). علاوه(span dir="LTR")‌(/span)براين، ثبت نام افراد هر قبيله، نژاد و شهر نيز داراى ترتيبى خاص(span dir="LTR")‌(/span)بود و ويژگيهايى چون سبقت در اسلام، ديندارى، سن و شجاعت در آن دخيل بود. در صورت تساوى افراد در اين ويژگيها، قرعه يا اجتهاد صاحب ديوان، ملاك عمل قرار مى(span dir="LTR")‌(/span)گرفت (ماوردى، ص(span dir="LTR")‌(/span)۳۴۴؛ ابن(span dir="LTR")‌(/span)فرّاء، ص۲۴۲). به(span dir="LTR")‌(/span)علاوه سپاهيان از نظر مهارت در فنون جنگى، آزمايش مى(span dir="LTR")‌(/span)شدند و آنان را به خوب (جيّد)، متوسط و ضعيف (دون) تقسيم مى(span dir="LTR")‌(/span)كردند و اين امر در ترتيب ثبت اسامى آنان در ديوان تأثير مى(span dir="LTR")‌(/span)گذاشت (← صابى، ص(span dir="LTR")‌(/span)۱۳). براى سهولت تشخيص(span dir="LTR")‌(/span)و تطبيق افراد با نامهايى كه در ديوان ثبت شده بود، در كنار نام و نسب آنها، هرگونه مشخصه و ويژگى ظاهرى و جسمى (حِلْيَه) كه در شناسايى افراد دخيل بود و مانع اشتباه گرفتن آنها با يكديگر مى(span dir="LTR")‌(/span)شد، نيز ثبت مى(span dir="LTR")‌(/span)شد. بنابراين به(span dir="LTR")‌(/span)ترتيب به سن، قد، رنگ و ويژگيهاى چهره، ريش و شارب، ابروان، بينى، دندانها و ساير ويژگيهاى فرد اشاره مى(span dir="LTR")‌(/span)شد (← قدامة(span dir="LTR")‌(/span)بن جعفر، ص(span dir="LTR")‌(/span)۲۳ـ۲۶؛ ابن(span dir="LTR")‌(/span)وهب كاتب، ص(span dir="LTR")‌(/span)۳۶۵ـ ۳۶۷؛ بطليوسى، ص(span dir="LTR")‌(/span)۷۴ـ۷۵). براى بيان ويژگيهاى جسمى سربازان، اصطلاحات خاصى در ميان كاتبان ديوان جيش رايجبود (← همانجاها). دربارة فرماندهان و افراد سرشناس، تنها به نوشتن نام و مواجب، بسنده مى(span dir="LTR")‌(/span)شد (ابن(span dir="LTR")‌(/span)وهب كاتب، ص(span dir="LTR")‌(/span)۳۶۸؛ ابن(span dir="LTR")‌(/span)فرّاء، ص(span dir="LTR")‌(/span)۲۴۱). افراد گمنام و ناشناخته نيز، براى سهولت در شناسايى، لازم بود به يك عَريف(sup)*(/sup) يا نقيب(sup)*(/sup) ملحق شوند (ماوردى، ص۳۴۳؛ ابن(span dir="LTR")‌(/span)فرّاء، همانجا). به(span dir="LTR")‌(/span)علاوه نوع و ويژگيهاى چهارپايانى (دواب) كه افراد در اختيار داشتند (اسب، استر، قاطر، شتر و غيره) به(span dir="LTR")‌(/span)دقت، ثبت مى(span dir="LTR")‌(/span)شد (← قدامة(span dir="LTR")‌(/span)بن جعفر، ص(span dir="LTR")‌(/span)۲۶ـ۲۹).(/p)
(p dir="RTL" style="text-align: justify;")
نوشتن اين اطلاعات در يك صفحه ترتيب خاصى داشت. به گفتة ابن(span dir="LTR")‌(/span)وهب كاتب (ص(span dir="LTR")‌(/span)۳۶۷ـ۳۶۸)، زمان دريافت مواجب در بالا، زير آن و در وسط صفحه نسب يا نژاد، در پايين سمت راست نام، زير آن و در سمت راست مقدار مواجب و ارزاق و در سمت چپ مشخصات و ويژگيهاى هر فرد ثبت مى(span dir="LTR")‌(/span)شد (قس بطليوسى، همانجا).(/p)
(p dir="RTL" style="text-align: justify;")
 (/p)
(table align="right" border="1" cellpadding="0" cellspacing="0" dir="rtl")
(tbody)
(tr)
(td colspan="2" style="width:259px;height:74px;")
(p dir="RTL" style="text-align: justify;")
 (/p)
(table cellpadding="0" cellspacing="0")
(tbody)
(tr)
(td height="54")
(table cellpadding="0" cellspacing="0" width="100%")
(tbody)
(tr)
(td style="text-align: justify;")
 (/td)
(/tr)
(/tbody)
(/table)
(/td)
(/tr)
(/tbody)
(/table)
(p style="text-align: justify;")
(strong)موعد دريافت مواجب(/strong)(/p)
(p dir="RTL" style="text-align: justify;")
(strong)نسب، نژاد يا بلدسپاهى(/strong)(/p)
(/td)
(td rowspan="2" style="width:44px;height:74px;")
(p dir="RTL" style="margin-left: 5.65pt; text-align: justify;")
(strong)(ابن(/strong)(span dir="LTR")‌(/span)(strong)وهب كاتب، ص(/strong)(span dir="LTR")‌(/span)(strong)۳۶۷ـ۳۶۸)(/strong)(/p)
(/td)
(/tr)
(tr)
(td style="width:135px;height:123px;")
(p dir="RTL" style="text-align: justify;")
(strong)نام سپاهى(/strong)(/p)
(p dir="RTL" style="text-align: justify;")
(strong)مقدار مواجب و ارزاق(/strong)(/p)
(p dir="RTL" style="text-align: justify;")
 (/p)
(/td)
(td style="width:124px;height:123px;")
(p dir="RTL" style="text-align: justify;")
(strong)مشخصات و ويژگيهاى سپاهى(/strong)(/p)
(/td)
(/tr)
(tr height="0")
(td style="text-align: justify;")
 (/td)
(td style="text-align: justify;")
 (/td)
(td style="text-align: justify;")
 (/td)
(/tr)
(/tbody)
(/table)
(div style="clear: both; text-align: justify;")
 (/div)
(p dir="RTL" style="text-align: justify;")
 (/p)
(p dir="RTL" style="text-align: justify;")
در پايان هر دفتر نيز، تعداد سپاهيانِ ثبت(span dir="LTR")‌(/span)نام شده در آن دفتر و مقدار كل مواجب و ارزاق آنها، در يك صفحه جداگانه، نوشته مى(span dir="LTR")‌(/span)شد (همان، ص(span dir="LTR")‌(/span)۳۶۸).(/p)
(p dir="RTL" style="text-align: justify;")
حذف نام افراد از ديوان جيش، تنها با داشتن دليل موجه، توسط والى جايز بود. سپاهيان  نيز مى(span dir="LTR")‌(/span)توانستند در صورت عدم نياز به آنها، از ديوان كناره(span dir="LTR")‌(/span)گيرى كنند (ماوردى، ص(span dir="LTR")‌(/span)۳۴۵). على(span dir="LTR")‌(/span)رغم دقت فراوان در ثبت اسامى و مواجب، مقرراتى در اين ديوان جارى بود كه قدامة(span dir="LTR")‌(/span)بن جعفر (ص(span dir="LTR")‌(/span)۳۰ـ۳۱) آنها را ظالمانه و ناعادلانه دانسته(span dir="LTR")‌(/span)است. براى مثال بنابر قانونى كه «تقريب» نام داشت، چنانچه فردى در دريافت مواجب خويش تأخير مى(span dir="LTR")‌(/span)كرد و به(span dir="LTR")‌(/span)موقع حاضر نمى(span dir="LTR")‌(/span)شد، مقررى وى به بيت(span dir="LTR")‌(/span)المال تعلق مى(span dir="LTR")‌(/span)گرفت و چيزى به وى داده نمى(span dir="LTR")‌(/span)شد. همچنين پس از ثبت ميزان مقررى يك سپاهى در دفتر، امكان افزايش مبلغ مقررى وى وجود نداشت، حتى اگر دچار مصيبت يا بلايى مى(span dir="LTR")‌(/span)شد و فرمانده او نيز كم بودن مقرريش را تأييد مى(span dir="LTR")‌(/span)كرد (همانجا).(/p)
(p dir="RTL" style="text-align: justify;")
ديوان جيش با ساير ديوانهاى موجود، روابط گسترده(span dir="LTR")‌(/span)اى داشت. به همين دليل در برخى از ديوانها بخشى (مجلسى) بود كه تنظيم رابطه ميان آن ديوان و ديوان جيش را برعهده داشت. مجلسِ «جيش» در ديوان خراجكه عهده(span dir="LTR")‌(/span)دار نظارت بر پرداخت مواجب در زمان تعيين شده(span dir="LTR")‌(/span)بود و مجلس «جارى» در ديوان نفقات كه از سويى با ديوان خراجو از سوى ديگر با ديوان جيش، در ارتباط بود، از جمله اين بخشها بودند (قدامة(span dir="LTR")‌(/span)بن جعفر، ص۲۲، ۳۳؛ سامرائى، ص(span dir="LTR")‌(/span)۱۹۸، ۲۶۳؛ براى آگاهى بيشتر دربارة روابط ديوان جيش با سايردواوين ← سلّومى، ص(span dir="LTR")‌(/span)۲۴۶ـ۲۶۲). ديوانى به نام «زمام جيش» يا «زمام جند» نيز وظيفه نظارت بر محاسبات و هزينه(span dir="LTR")‌(/span)هاى ديوان جيش را بر عهده داشت (← خليفة(span dir="LTR")‌(/span)بن خياط، ص(span dir="LTR")‌(/span)۲۸۷؛ مسكويه، ج۵، ص(span dir="LTR")‌(/span)۲۲۰؛ (em)د.(/em) (em)اسلام(/em)، چاپ دوم، ذيل (span dir="LTR")"D(/span)(span dir="LTR")ī(/span)(span dir="LTR")wān.I"(/span)).(/p)
(p dir="RTL" style="text-align: justify;")
خاندانهاى حكومتگر در سرزمينهاى اسلامى، به تقليد از عباسيان، داراى ديوان جيش بودند. قوانين و مقررات و وظايف كلى اين ديوانها تحت تأثير ديوان جيش عباسيان و مشابه آن بود و تنها در برخى جزئيات، با آن اختلاف داشت. اغلب وظايف و كاركردهاى ديوان جيش، در ميان خاندانهاى مستقل و نيمه مستقل ايرانى در دوره عباسيان و پس از آن برعهده ديوان سپاه يا ديوان عرض قرار گرفته بود (← عرض(sup)*(/sup)). بااين(span dir="LTR")‌(/span)حال، در برخى منابع به ديوان جيش در دوره آل(span dir="LTR")‌(/span)بويه (حك: ۳۲۰ـ۴۵۴) اشاره شده كه به دو بخش براى ديلميان و تركان تقسيم شده بود و «ديوان جَيْشيْن» خوانده مى(span dir="LTR")‌(/span)شد (← صابى، ص(span dir="LTR")‌(/span)۴۶۷ـ۴۶۸؛ ابوشجاع روذراورى، ص(span dir="LTR")‌(/span)۴۴۳).(/p)
(p dir="RTL" style="text-align: justify;")
در دوره فاطميان مصر (حك: ۲۹۷ـ۵۶۷)، «ديوان(span dir="LTR")‌(/span)الجيش و الرواتب» به سه بخش تقسيم مى(span dir="LTR")‌(/span)شد: ۱) ديوان جيش كه رئيس آن لزومآ مسلمان بود و يك حاجب(sup)*(/sup)، دو خازن و چند نقيب تحت امر وى كار مى(span dir="LTR")‌(/span)كردند. حاجب مسئول سربازگيرى و ثبت مشخصات سربازان و نيز چهارپايان آنها بود و نقيبان نظارت و رسيدگى بر احوال سربازان چون حضور و غياب، سلامت و بيمارى و مرگ و زندگى آنان را برعهده داشتند. دستور پرداخت مواجب نيز از اين ديوان صادر مى(span dir="LTR")‌(/span)شد. ۲) ديوان رواتب كه مسئول پرداخت مواجب نظاميان و همه كسانى بود كه با خدمات نظامى سر و كار داشتند. ۳) ديوان اِقطاع كه مأمور نظارت بر اقطاعات نظاميان بود (قلقشندى، ج۳، ص(span dir="LTR")‌(/span)۴۸۸ـ۴۸۹؛ مَقريزى، ج۲، ص(span dir="LTR")‌(/span)۲۴۱ـ۲۴۳، ج۳، ص(span dir="LTR")‌(/span)۳۶۸؛ نيز ← اقطاع(sup)*(/sup)).(/p)
(p dir="RTL" style="text-align: justify;")
در دوره مماليك مصر (حك: ۶۴۸ـ۹۲۳)، «ديوان الجيوش المنصورة» يكى از مهم(span dir="LTR")‌(/span)ترين ديوانها و داراى تشكيلات گسترده و پيچيده(span dir="LTR")‌(/span)اى بود (← ابن(span dir="LTR")‌(/span)شاهين، ص(span dir="LTR")‌(/span)۱۰۳). اين ديوان به دو بخش «ديوان(span dir="LTR")‌(/span)الجيش(span dir="LTR")‌(/span)المصرى» و «ديوان(span dir="LTR")‌(/span)الجيش(span dir="LTR")‌(/span)الشامى» تقسيم مى(span dir="LTR")‌(/span)شد كه به(span dir="LTR")‌(/span)ترتيب متولى امور سپاه مصر و شام بودند (همانجا). رئيس ديوان جيش كه «ناظرالجيش» خوانده مى(span dir="LTR")‌(/span)شد، از كاركنان عالى(span dir="LTR")‌(/span)رتبه حكومت به(span dir="LTR")‌(/span)شمار مى(span dir="LTR")‌(/span)رفت و اغلب از ميان قضات برجسته برگزيده مى(span dir="LTR")‌(/span)شد. او كه پيوسته ملازم سلطان بود، علاوه(span dir="LTR")‌(/span)بر رسيدگى به(span dir="LTR")‌(/span)امور سپاهيان، نظارت(span dir="LTR")‌(/span)بر همه اقطاعات نظامى در مصر و شام و مشاورت سلطان در اين زمينه را نيز برعهده داشت (همانجا؛ نيز ← ابن(span dir="LTR")‌(/span)قاضى شهبه، ج۳، ص(span dir="LTR")‌(/span)۱۸، ۶۹، ۵۱۰، ۵۳۵، ۵۵۳؛ قلقشندى، ج۴، ص(span dir="LTR")‌(/span)۱۷؛ براى برخى از وظايف ناظرالجيش ← سبكى، ص(span dir="LTR")‌(/span)۳۳). صاحب ديوان جيش، كاتبان و شهود از ديگر كاركنان ديوان در اين دوره بودند كه همگى تحت امر ناظرالجيش فعاليت مى(span dir="LTR")‌(/span)كردند (← قلقشندى، همانجا).(/p)
(p dir="RTL" style="text-align: justify;")
در ميان خاندانهاى حكومتگر در شمال افريقا و اندلس نيز از ديوان جند، ديوان جيش، ديوان(span dir="LTR")‌(/span)العساكر يا ديوان اهل(span dir="LTR")‌(/span)الثغور سخن رفته كه متولى ارزاق و اعطيات سپاهيان بوده و فردى به نام «صاحب» بر آن رياست مى(span dir="LTR")‌(/span)كرده(span dir="LTR")‌(/span)است (← مراكشى، ص(span dir="LTR")‌(/span)۲۶۴؛ ابن(span dir="LTR")‌(/span)حجر عسقلانى، ج۱، ص(span dir="LTR")‌(/span)۱۱۳؛ مَقَّرى، ج۶، ص(span dir="LTR")‌(/span)۲۵۸؛ (em)د.(/em) (em)اسلام(/em)، ذيل (span dir="LTR")"D(/span)(span dir="LTR")ī(/span)(span dir="LTR")wan.III"(/span)).(/p)
(p dir="RTL" style="text-align: justify;")
(strong)منابع :(/strong) (strong)ابن(/strong)(span dir="LTR")‌(/span)(strong)ابى(/strong)(span dir="LTR")‌(/span)(strong)الربيع(/strong)، (em)سلوك المالك فى تدبير الممالك(/em)، چاپ عارف احمد عبدالغنى، دمشق ۱۹۹۶؛ (strong)ابن(/strong)(span dir="LTR")‌(/span)(strong)اثير(/strong)؛ (strong)ابن(/strong)(span dir="LTR")‌(/span)(strong)حجر عسقلانى(/strong)، (em)الدرر الكامنة فى اعيان المائة الثامنة(/em)، ج۱، حيدرآباد، دكن ۱۳۹۲/۱۹۷۲؛ (strong)ابن(/strong)(span dir="LTR")‌(/span)(strong)شاهين(/strong)، (em)كتاب زبدة كشف(/em)(span dir="LTR")‌(/span)(em)الممالك(/em)، چاپ پل راوس، پاريس ۱۸۹۴، در (em)الجغرافيا الاسلامية(/em)، چاپ فؤاد سزگين، ج۷۹، فرانكفورت ۱۴۱۳/۱۹۹۳؛ (strong)ابن(/strong)(span dir="LTR")‌(/span)(strong)فَرّاء(/strong)، (em)الاحكام السلطانية(/em)، چاپ محمدحامد فقى، بيروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳؛ (strong)ابن(/strong)(span dir="LTR")‌(/span)(strong)قاضى شهبه(/strong)، (em)تاريخ ابن(/em)(span dir="LTR")‌(/span)(em)قاضى شهبة(/em)، چاپ عدنان درويش، دمشق ۱۹۷۷ـ۱۹۹۴؛ (strong)ابن(/strong)(span dir="LTR")‌(/span)(strong)وَهْب كاتب(/strong)، (em)البرهان فى وجوه(/em)(span dir="LTR")‌(/span)(em)البيان(/em)، چاپ احمد مطلوب و خديجه حديثى، بغداد ۱۳۸۷/۱۹۶۷؛ (strong)ابوشجاع روذراورى(/strong)، (em)ذيل كتاب تجارب(/em)(span dir="LTR")‌(/span)(em)الامم(/em)، چاپ آمدروز، مصر ۱۳۳۴/۱۹۱۶، چاپ افست بغداد (span dir="LTR")](/span)بى(span dir="LTR")‌(/span)تا.(span dir="LTR")[(/span)؛ عبداللّه(span dir="LTR")‌(/span)بن محمد (strong)بَطَلْيَوْسى(/strong)، (em)الاقتضاب فى شرح ادب الكتّاب(/em)، بيروت ۱۴۰۷/۱۹۸۷؛ احمدبن يحيى (strong)بلاذرى(/strong)، (em)كتاب جُمَل من انساب الاشراف(/em)، چاپ سهيل زكار و رياض زركلى، بيروت ۱۴۱۷/۱۹۹۶؛ محمدبن عبدوس (strong)جهشيارى(/strong)، (em)كتاب الوزراء و الكتّاب(/em)، چاپ مصطفى سقا، ابراهيم ابيارى، و عبدالحفيظ شلبى، قاهره ۱۳۵۷/۱۹۳۸؛ (strong)خليفة(/strong)(span dir="LTR")‌(/span)(strong)بن خياط(/strong)، (em)تاريخ خليفة(/em)(span dir="LTR")‌(/span)(em)بن خياط(/em)، چاپ مصطفى نجيب فوّاز و حكمت كشلى فوّاز، بيروت ۱۴۱۵/۱۹۹۵؛ محمدبن احمد (strong)خوارزمى(/strong)، (em)مفاتيح العلوم(/em)، مصر ۱۳۴۲؛ حسام (strong)سامرائى(/strong)، (em)المؤسسات الادارية فى الدولة العباسية(/em)، دمشق ۱۳۹۱/۱۹۷۱؛ عبدالوهاب(span dir="LTR")‌(/span)بن على (strong)سبكى(/strong)، (em)معيدالنعم و مبيدالنقم : الاصلاح السياسى و الادارى فى الدولة العربية الاسلامية(/em)، بيروت ۱۹۸۳؛ عبدالعزيز (strong)سلّومى(/strong)، (em)ديوان الجند: (/em)(em)نشأته و تطوره فى(/em)(span dir="LTR")‌(/span)(em)الدولة الاسلامية حتى عصر المأمون(/em)، مكه ۱۴۰۶/۱۹۸۶؛ هلال(span dir="LTR")‌(/span)بن مُحَسِّن (strong)صابى(/strong)، (em)كتاب تحفة(/em)(span dir="LTR")‌(/span)(em)الامراء فى تاريخ الوزراء(/em)، چاپ آمدروز، ليدن ۱۹۰۴؛ محمدبن يحيى (strong)صولى(/strong)، (em)اخبار الراضى باللّه و المتّقى(/em)(span dir="LTR")‌(/span)(em)للّه من كتاب(/em)(span dir="LTR")‌(/span)(em)الاوراق(/em)، چاپ هيورث دن، بيروت ۱۳۹۹/۱۹۷۹؛ (strong)طبرى(/strong)، (em)تاريخ (/em)((em)بيروت(/em))؛ (strong)قدامة(/strong)(span dir="LTR")‌(/span)(strong)بن جعفر(/strong)، (em)الخراجو (/em)(em)صناعة(/em)(span dir="LTR")‌(/span)(em)الكتابة(/em)، چاپ محمدحسين زبيدى، بغداد ۱۹۸۱؛ (strong)قَلقَشندى(/strong)؛ حسين فلاح (strong)كَساسِبه(/strong)، (em)المؤسسات الادارية فى مركز الخلافة العباسية(/em)(em) (الدواوين)(/em)، (span dir="LTR")](/span)مؤته(span dir="LTR") [(/span)۱۴۱۳/۱۹۹۲؛ محمدبن يوسف (strong)كندى(/strong)، (em)كتاب الولاة و كتاب القضاة(/em)، چاپ رفن گست، بيروت ۱۹۰۸، چاپ افست بغداد (span dir="LTR")](/span)بى(span dir="LTR")‌(/span)تا.(span dir="LTR")[(/span)؛ على(span dir="LTR")‌(/span)بن محمد (strong)ماوردى(/strong)، (em)الاحكام السلطانية و الولايات الدينية(/em)، چاپ خالد السبع(span dir="LTR")‌(/span)العلمى، بيروت ۱۴۱۰/۱۹۹۰؛ عبدالواحدبن على (strong)مراكشى(/strong)، (em)المعجب فى تلخيص(/em)(span dir="LTR")‌(/span)(em)اخبار المغرب(/em)، چاپ محمدسعيد عريان، قاهره ۱۳۶۸/۱۹۴۹؛(strong) مسكويه(/strong)؛ احمدبن محمد (strong)مَقَّرى(/strong)، (em)نفح الطيب(/em)، چاپ احسان عباس، بيروت ۱۳۸۸/۱۹۶۸؛ احمدبن على (strong)مَقريزى(/strong)، (em)كتاب الخطط المقريزية(/em)، لبنان (span dir="LTR")](/span) ۱۹۵۹(span dir="LTR")[(/span)؛ (strong)نجده خمّاش(/strong)، (em)الادارة فى العصر الاموى(/em)، دمشق ۱۴۰۰/۱۹۸۰؛(/p)
(p style="text-align: justify;")
(em)EI(sup)۲(/sup)(/em), s.v. "Dīwān. I: the Caliphate" (by A. A. Duri), "ibid. III: Muslim West" (by G. S. Colin).(/p)
(p dir="RTL" style="text-align: left;")
(strong)/ على غفرانى(/strong) (strong)/(/strong)(/p)
نظر شما
مولفان
على غفرانى ,
گروه
رده موضوعی
جلد18
تاریخ1392
وضعیت چاپ
  • چاپ شده