ديوان بيگى

معرف

ديوانبيگى، منصبى قضائى و مالى در ايران و ماوراءالنهر از دوره تيموريان تا اواخر قرن چهاردهم.

متن
(p dir="RTL" style="text-align: justify;")
(strong)ديوان(/strong)(span dir="LTR")‌(/span)(strong)بيگى(/strong)، منصبى قضائى و مالى در ايران و ماوراءالنهر از دوره تيموريان تا اواخر قرن چهاردهم. واژه ديوان(span dir="LTR")‌(/span)بيگى در منابع پيش از دوره تيموريان (اواخر قرن هشتم) يافت نشد. در برخى از منابع دوره عباسيان از صاحب(span dir="LTR")‌(/span)منصبى به نام «اميرداد» سخن گفته شده(span dir="LTR")‌(/span)است كه همراه يكى از عالمان دينى به مظالم مى(span dir="LTR")‌(/span)نشست و با مشورت وى به داورى دربارة دعاوى سپاهيان و رعيت مى(span dir="LTR")‌(/span)پرداخت (براى نمونه ← مسكويه، ج۷، ص(span dir="LTR")‌(/span)۶۸ـ۶۹؛ ابن(span dir="LTR")‌(/span)اثير، ج۱۰، ص(span dir="LTR")‌(/span)۲۶۶ـ۲۶۷). در دربار سلاطين سلجوقى نيز اميرداد يا دادبك برخى از وظايفى را كه بعدها ديوان(span dir="LTR")‌(/span)بيگى برعهده گرفت، انجام مى(span dir="LTR")‌(/span)داد. وى علاوه(span dir="LTR")‌(/span)بر مسئوليتهاى مالى (استاددارى) و قضائى، به امور اوقاف نيز رسيدگى مى(span dir="LTR")‌(/span)كرد و در دربار و دستگاه ديوانى بسيار نفوذ داشت، به(span dir="LTR")‌(/span)گونه(span dir="LTR")‌(/span)اى كه گاه حل و عقد همه كارها به او سپرده مى(span dir="LTR")‌(/span)شد (← ابن(span dir="LTR")‌(/span)بى(span dir="LTR")‌(/span)بى، ص(span dir="LTR")‌(/span)۲۵۳، ۲۵۷، ۲۸۳، ۳۵۸، ۴۱۱، ۴۱۸؛ آقسرايى، ص۶۰ـ۶۱، ۸۸؛ افضل(span dir="LTR")‌(/span)الدين كرمانى، ص(span dir="LTR")‌(/span)۷۱). اميرداد در دربار سلاطين دهلى در قرن هفتم نيز بسيار قدرتمند و معتبر بود (← منهاج(span dir="LTR")‌(/span)سراج، ج۱، ص(span dir="LTR")‌(/span)۴۴۴، ۴۴۸، ج۲، ص(span dir="LTR")‌(/span)۴۱؛ سرهندى، ص(span dir="LTR")‌(/span)۱۶).(/p)
(p dir="RTL" style="text-align: justify;")
در دوره تيمور گوركانى، ديوان(span dir="LTR")‌(/span)بيگى بالاترين مقام مالى به(span dir="LTR")‌(/span)شمار مى(span dir="LTR")‌(/span)رفت. تيمور در رأس هريك از بخشهاى مالى مربوط به سپاه و رعيت و كارخانه(span dir="LTR")‌(/span)ها و خالصجات در مجموع هفت وزير گماشته(span dir="LTR")‌(/span)بود. همه اين وزرا «تابع ديوان(span dir="LTR")‌(/span)بيگى» بودند و مهمات و معاملات امور مالى را به(span dir="LTR")‌(/span)اتفاق وى به انجام مى(span dir="LTR")‌(/span)رساندند (← تيمور گوركان، ص(span dir="LTR")‌(/span)۳۰۲ـ۳۰۴). جاى نشستن ديوان(span dir="LTR")‌(/span)بيگى در مراسم و تشريفات در مقابل تخت سلطان و جلوتر از ساير درباريان و صاحب(span dir="LTR")‌(/span)منصبان بود (← همان، ص(span dir="LTR")‌(/span)۳۲۸). علوفه همه امرا با «تصديق» ديوان(span dir="LTR")‌(/span)بيگى به آنها اختصاص (span dir="LTR")‌(/span)مى(span dir="LTR")‌(/span)يافت و علوفه خود وى ده برابر ديگران بود (← همان، ص(span dir="LTR")‌(/span)۲۳۴). ديوان(span dir="LTR")‌(/span)بيگى وظايف خود را با كمك عرض(span dir="LTR")‌(/span)بيگى انجام مى(span dir="LTR")‌(/span)داد (همان، ص(span dir="LTR")‌(/span)۳۰۴؛ وامبرى، ص(span dir="LTR")‌(/span)۱۷۳). ديوان(span dir="LTR")‌(/span)بيگيها در اين دوره بيشتر ترك بودند ((em)د. ايرانيكا(/em)، ذيل مادّه).(/p)
(p dir="RTL" style="text-align: justify;")
در دوره جانشينان تيمور، سازمان ادارى به دو شاخه نظامى و مالى ـ قضائى تقسيم شده بود. در رأس تشكيلات نظامى تواچى/ تواچى(span dir="LTR")‌(/span)بيگى قرار داشت و امور مالى و قضائى تحت نظارت ديوان اعلى يا ديوان بزرگ، به رياست فردى باعنوان امير/ وزير ديوان(span dir="LTR")‌(/span)اعلى بود، كه به(span dir="LTR")‌(/span)نظر مى(span dir="LTR")‌(/span)رسد همان وظايف ديوان(span dir="LTR")‌(/span)بيگى دوران تيمور چون مهركردن همه احكام و فرامين مالى، ثبت و ضبط اموال و نظارت بر انواع درآمدها و هزينه(span dir="LTR")‌(/span)ها را برعهده داشته(span dir="LTR")‌(/span)است (← حافظ ابرو، ج۲، ص(span dir="LTR")‌(/span)۶۵۵، ۸۱۴؛ شرف(span dir="LTR")‌(/span)الدين على يزدى، ج۱، ص(span dir="LTR")‌(/span)۴۰۷، ۹۶۷، ج۲، ص(span dir="LTR")‌(/span)۱۱۵۴، ۱۱۵۸؛ عبدالرزاق سمرقندى، ج۱، دفتر۲، ص(span dir="LTR")‌(/span)۶۵۵، ۹۸۶، ج۲، دفتر۱، ص(span dir="LTR")‌(/span)۳۸۷، ۴۵۵، دفتر۲، ص(span dir="LTR")‌(/span)۱۰۳۷).(/p)
(p dir="RTL" style="text-align: justify;")
ديوان(span dir="LTR")‌(/span)بيگى در تشكيلات ادارى دوره صفوى، از افراد نزديك به شاه و از امراى عظام بود كه در رديف افرادى چون وزيراعظم، ايشيك(span dir="LTR")‌(/span)آقاسى(sup)*(/sup)، قوللر آقاسى(sup)*(/sup) و ناظر بيوتات، لقب «عاليجاه» و «مقرب(span dir="LTR")‌(/span)الخاقان» داشت (← ميرزاسميعا، ۱۳۶۸ش، ص(span dir="LTR")‌(/span)۱۲؛ ميرزارفيعا، ص(span dir="LTR")‌(/span)۵۱۷). او در جلسات رسمى و تشريفات دربار، پايين تخت شاه و پس از جايگاه صدر مى(span dir="LTR")‌(/span)نشست. ولى هنگام حضور سپهسالار لشكر در مجلس، ديوان(span dir="LTR")‌(/span)بيگى جاى خود را به او مى(span dir="LTR")‌(/span)داد (← سانسون، ص(span dir="LTR")‌(/span)۳۲ـ۳۳). وى نماينده تام(span dir="LTR")‌(/span)الاختيار شاه در حقوق عمومى و كيفرى و رئيس دادگاههاى كيفرى و عرفى در سراسر كشور بود (← همان، ص(span dir="LTR")‌(/span)۱۸۹ـ۱۹۰؛ شاردن، ج۵، ص(span dir="LTR")‌(/span)۳۴۱؛ فلور، ص(span dir="LTR")‌(/span)۱۰). بااين(span dir="LTR")‌(/span)حال، مسئوليت اصلى ديوان(span dir="LTR")‌(/span)بيگى رياست بر محكمه سلطنتى يا ديوان عالى بود و ازاين(span dir="LTR")‌(/span)رو، شخصآ هفته(span dir="LTR")‌(/span)اى چهار روز همراه صدر خاصه و صدرالممالك در كشيك(span dir="LTR")‌(/span)خانه يا يكى از تالارهاى بزرگ عالى(span dir="LTR")‌(/span)قاپو به دعاوى مربوط به اَحداث چهارگانه يعنى قتل، ازاله بكارت، شكستن دندان و كور كردن رسيدگى مى(span dir="LTR")‌(/span)كرد (← ميرزاسميعا، ۱۳۶۸ش، ص(span dir="LTR")‌(/span)۲، ۱۲؛ كمپفر، ص۸۰ـ۸۱، ۹۹؛ فلور، ص(span dir="LTR")‌(/span)۲۷). اجراى احكام شرعى، مراقبت از نظم و آرامش پايتخت و مقابله با جرائم آشكار و اعمال منافى نظم و عفت عمومى، رسيدگى به جرائم مهمانان خارجى و مراقبت از فعاليتهاى تبليغى و تبشيرى ارامنه و مبلّغان مسيحى از ديگر وظايف ديوان(span dir="LTR")‌(/span)بيگى در اين چهار روز بود (← نصيرى، ص(span dir="LTR")‌(/span)۵۱؛ كمپفر، همانجا؛ جملى كاررى، ص(span dir="LTR")‌(/span)۷۱، ۱۳۷، ۱۶۵ـ۱۶۶؛ ميرزاسميعا، ۱۹۸۰، تعليقات مينورسكى، ص(span dir="LTR")‌(/span)۱۱۹). ديوان(span dir="LTR")‌(/span)بيگى در دو روز ديگر هفته به حل(span dir="LTR")‌(/span)وفصل دعاوى عرفى در خانه خود مى(span dir="LTR")‌(/span)پرداخت. وى به اختلافات مالى كوچك ميان مردم نيز رسيدگى مى(span dir="LTR")‌(/span)كرد، اما اگر اختلاف دربارة مالياتهاى دولتى بود يا يكى از طرفين دعوا، از زيردستان و ملازمان وزيراعظم بود، ديوان(span dir="LTR")‌(/span)بيگى اجازه رسيدگى به آن را نداشت و دعوا را به وزير ارجاع مى(span dir="LTR")‌(/span)داد. همچنين، ديوان(span dir="LTR")‌(/span)بيگى دعاوى قورچيان، غلامان و كاركنان دولتخانه شاهى را نزد رؤساى هر دسته مى(span dir="LTR")‌(/span)فرستاد (← ميرزاسميعا، ۱۳۶۸ش، ص(span dir="LTR")‌(/span)۱۲ـ۱۳؛ ميرزارفيعا، ص(span dir="LTR")‌(/span)۵۱۷ـ۵۱۸).(/p)
(p dir="RTL" style="text-align: justify;")
ديوان(span dir="LTR")‌(/span)بيگى رياست دادگاههاى استيناف (تجديدنظر) را نيز برعهده داشت. هرگاه شهروندى به حكم داروغه* يا كدخدا معترض بود، آن را نزد كلانتر مطرح مى(span dir="LTR")‌(/span)ساخت و اعتراض به حكم كلانتر را نزد حاكم شهر مى(span dir="LTR")‌(/span)برد و هرگاه به حكم حاكم شهر اعتراض داشت، از ديوان(span dir="LTR")‌(/span)بيگى دادخواهى مى(span dir="LTR")‌(/span)كرد (← فلور، ص۲۰، ۳۶). ديوان(span dir="LTR")‌(/span)بيگى به شكايات مردم ولايات از بيگلربيگيان و حكام نيز رسيدگى مى(span dir="LTR")‌(/span)كرد (← ميرزاسميعا، ۱۳۶۸ش، ص(span dir="LTR")‌(/span)۱۳). شاه گاه خود با حضور در كشيك(span dir="LTR")‌(/span)خانه، همراه با ديوان(span dir="LTR")‌(/span)بيگى، صدر خاصه و صدر الممالك به شكايتها رسيدگى مى(span dir="LTR")‌(/span)كرد. در اين محاكم، ديوان(span dir="LTR")‌(/span)بيگى براى جلوگيرى از رسيدن اخبار درست و شكايتها به شخص(span dir="LTR")‌(/span)شاه، گاه شاكيان را تهديد مى(span dir="LTR")‌(/span)كرد و آنها را از پيامدهاى چنين رفتارى مى(span dir="LTR")‌(/span)ترساند (← وحيد قزوينى، ص(span dir="LTR")‌(/span)۶۱۸). البته شاكيان نيز اگر فرصت مى(span dir="LTR")‌(/span)يافتند، از بى(span dir="LTR")‌(/span)عدالتيهاى ديوان(span dir="LTR")‌(/span)بيگى به شاه شكايت مى(span dir="LTR")‌(/span)بردند (شاردن، ج۵، ص(span dir="LTR")‌(/span)۳۴۱ـ۳۴۲). همچنين ديوان(span dir="LTR")‌(/span)بيگيها گاه از جانب شاكيان و محكومان يا حتى شخص(span dir="LTR")‌(/span)شاه تهديد مى(span dir="LTR")‌(/span)شدند (← وحيد قزوينى، ص(span dir="LTR")‌(/span)۱۹۹؛ مشيزى، ص(span dir="LTR")‌(/span)۴۷۲).(/p)
(p dir="RTL" style="text-align: justify;")
علاوه بر امور قضائى، گاه مأموريتهاى ديگرى چون فرماندهى سپاه و پذيرايى از سفراى خارجى، نيز به ديوان(span dir="LTR")‌(/span)بيگى سپرده مى(span dir="LTR")‌(/span)شد (← منشى(span dir="LTR")‌(/span)قمى، ج۱، ص(span dir="LTR")‌(/span)۳۴۴؛ وحيد قزوينى، ص(span dir="LTR")‌(/span)۲۳۵ـ۲۳۶، ۳۹۳). او يكى از اعضاى ثابت دو مجلس مهم مشورتى دوره صفوى بود: نخست «مجلس بهشت آئين» كه نهاد ناظر بر اداره كشور در دوره سلطنت شاهان خردسال صفوى بود و اداره امور حكومتى را به نيابت از شاه نابالغ برعهده داشت و پس از رسيدن شاه به سن بلوغ فقط به نظارت بر اداره امور كشور مى(span dir="LTR")‌(/span)پرداخت و به شاه مشورت مى(span dir="LTR")‌(/span)داد (← اسكندر منشى، ج۱، ص(span dir="LTR")‌(/span)۱۴۶، ۱۵۳؛ وحيد قزوينى، ص(span dir="LTR")‌(/span)۴۰۲، ۴۱۶، ۴۳۷؛ مشيزى، ص(span dir="LTR")‌(/span)۴۷۲؛ دالساندرى، ص۴۷۰)؛ ديگرى «مجمع جانقى» بود كه ديوان(span dir="LTR")‌(/span)بيگى همراه وزيراعظم، قورچى(span dir="LTR")‌(/span)باشى، ايشيك آقاسى(span dir="LTR")‌(/span)باشى ديوان اعلى، قوللرآقاسى، تفنگچى(span dir="LTR")‌(/span)آقاسى و مجلس(span dir="LTR")‌(/span)نويس عضو آن بودند (← ميرزاسميعا، ۱۳۶۸ش، ص(span dir="LTR")‌(/span)۵؛ ميرزارفيعا، ص(span dir="LTR")‌(/span)۵۰۴) و به رياست شاه براى مشورت و تصميم(span dir="LTR")‌(/span)گيرى در امور مهمى چون جنگ و تعيين جانشين براى شاه تشكيل مى(span dir="LTR")‌(/span)شد (← (em)عالم(/em)(span dir="LTR")‌(/span)(em)آراى شاه(/em)(span dir="LTR")‌(/span)(em)اسماعيل(/em)، ص(span dir="LTR")‌(/span)۵۲؛ اسكندر منشى، ج۱، ص۲۸۰؛ نصيرى، ص(span dir="LTR")‌(/span)۱۶).(/p)
(p dir="RTL" style="text-align: justify;")
تشكيلات سازمانى ديوان(span dir="LTR")‌(/span)بيگى چندان گسترده نبود؛ به(span dir="LTR")‌(/span)جز شخص(span dir="LTR")‌(/span)ديوان(span dir="LTR")‌(/span)بيگى، فردى باعنوان «نايب ديوان(span dir="LTR")‌(/span)بيگى» در كنار او بود كه همراه ديوان(span dir="LTR")‌(/span)بيگى و گاه در غياب وى به وظايف يادشده رسيدگى مى(span dir="LTR")‌(/span)كرد (← اسكندر منشى، ج۳، ص(span dir="LTR")‌(/span)۱۰۶۹؛ نصيرى، ص(span dir="LTR")‌(/span)۱۱۱). وزير ديوان، كاركنان تحت امر ديوان(span dir="LTR")‌(/span)بيگى را رهبرى مى(span dir="LTR")‌(/span)كرد و در دادگاه احكام صادرشده از جانب وى را ثبت مى(span dir="LTR")‌(/span)كرد. ديوان(span dir="LTR")‌(/span)بيگى تعدادى مأمور تحقيق اجراى احكام در اختيار داشت (يساولان) كه هنگام نياز آنان را براى جستجو دربارة جرائم خاص(span dir="LTR")‌(/span)همچون قتل، دزدى و تجاوز، به هر جا كه لازم بود، مى(span dir="LTR")‌(/span)فرستاد. غسال(span dir="LTR")‌(/span)باشى نيز به فرمان ديوان(span dir="LTR")‌(/span)بيگى جسد مقتولان را براى كشف چگونگى قتل بررسى مى(span dir="LTR")‌(/span)كرد. قورچيان آجرلو تنها گروهى بودند كه با حكم ديوان(span dir="LTR")‌(/span)بيگى دربارة قتل تحقيق و بازجويى مى(span dir="LTR")‌(/span)كردند. داروغه(span dir="LTR")‌(/span)ها نيز مأمور اجراى احكام صادرشده از ديوان(span dir="LTR")‌(/span)بيگى بودند و در سراسر كشور به نيابت از وى به برخى از دعاوى معمولى و جرائم كوچك رسيدگى مى(span dir="LTR")‌(/span)كردند. همچنين، حاكمان محلى، علاوه بر مسئوليتهاى خود، به نمايندگى از سوى ديوان(span dir="LTR")‌(/span)بيگى، محاكم عرفى و جنايى را اداره و مجرمان را مجازاًت مى(span dir="LTR")‌(/span)كردند (← ميرزارفيعا، ص(span dir="LTR")‌(/span)۵۱۷؛ سانسون، ص۱۸۹ـ۱۹۰؛ فلور، ص(span dir="LTR")‌(/span)۲۸ـ۲۹).(/p)
(p dir="RTL" style="text-align: justify;")
منصب ديوان(span dir="LTR")‌(/span)بيگى در دوره صفويه در مقايسه با مناصب و مشاغل ديگر درآمد بسيار داشت. حقوق رسمى وى در سراسر اين دوره بين پانصد، هزار، سه هزار و شش هزار تومان در نوسان بود (← ميرزاسميعا، ۱۳۶۸ش، ص۳۰؛ فلور، ص(span dir="LTR")‌(/span)۳۲). به علاوه شهرها و مناطقى به اقطاع و تيول وى داده مى(span dir="LTR")‌(/span)شد (← ميرزارفيعا، همانجا؛ منشى قمى، ج۱، ص(span dir="LTR")‌(/span)۳۴۴؛ وحيد قزوينى، ص(span dir="LTR")‌(/span)۲۱۵). ده درصد از جريمه(span dir="LTR")‌(/span)هاى پرداختى مجرمان به ديوان(span dir="LTR")‌(/span)بيگى مى(span dir="LTR")‌(/span)رسيد و طرفين دعوا نيز ممكن بود پيشكشهايى به وى تقديم كنند. احتمال دريافت رشوه(span dir="LTR")‌(/span)هاى كلان از كارگزاران حكومتى و طرفين دعوا نيز وجود داشت (← ميرزاسميعا، ۱۳۶۸ش؛ فلور، همانجاها).(/p)
(p dir="RTL" style="text-align: justify;")
فلور (ص(span dir="LTR")‌(/span)۴۴ـ۴۵) به نقل از منابع گرجى و با استناد به برخى شواهد، بر وجود منصب ديوان(span dir="LTR")‌(/span)بيگى در ايالتهايى چون گرجستان، شماخى، شيروان و تبريز تأكيد كرده، اما به(span dir="LTR")‌(/span)نظر مى(span dir="LTR")‌(/span)رسد كه اين موضوع در تمام قلمرو صفوى فراگير نبوده(span dir="LTR")‌(/span)است و در بسيارى از مناطق و ايالات، حاكم يا داروغه شهر به نيابت از ديوان(span dir="LTR")‌(/span)بيگى وظايف او را انجام مى(span dir="LTR")‌(/span)داده(span dir="LTR")‌(/span)اند.(/p)
(p dir="RTL" style="text-align: justify;")
منصب ديوان(span dir="LTR")‌(/span)بيگى پس از سقوط صفويه نيز در ايران وجود داشت، هرچند محدوده وظايف و اختيارات وى به(span dir="LTR")‌(/span)درستى شناخته نيست. محمود افغان پس از فتح اصفهان به يكى از علماى افغان به(span dir="LTR")‌(/span)منظور «تعديل و تسويه در منازعات شرعيه و دعوى حقوق عباد» منصب ديوان(span dir="LTR")‌(/span)بيگى داد (← اعتمادالسلطنه، ۱۳۶۳ـ۱۳۶۷ش، ج۲، ص(span dir="LTR")‌(/span)۱۰۸۱). در دوره قاجار، به(span dir="LTR")‌(/span)نظر مى(span dir="LTR")‌(/span)رسد وظايف ديوان(span dir="LTR")‌(/span)بيگى به صاحب(span dir="LTR")‌(/span)منصبى با عنوان «امير ديوان» كه درواقع وزير عدليه و نايب(span dir="LTR")‌(/span)سلطان براى اجراى عدالت بود، واگذار شد (← (em)وقايع اتفاقيه(/em)، ص(span dir="LTR")‌(/span)۶۷۷، ۶۸۶؛ نواب طهرانى، ص(span dir="LTR")‌(/span)۵۵؛ خورموجى، ج۲، ص(span dir="LTR")‌(/span)۳۲، ۳۱۲؛ مستوفى، ج۱، ص(span dir="LTR")‌(/span)۹۱). بااين(span dir="LTR")‌(/span)حال، ديوان(span dir="LTR")‌(/span)بيگى از القابى بود كه سلطان به برخى افراد مى(span dir="LTR")‌(/span)داد (← اعتمادالسلطنه، ۱۳۶۳ش، ص(span dir="LTR")‌(/span)۳۱۳). اعتمادالسلطنه (۱۳۶۳ـ۱۳۶۷ش، ج۳، ص(span dir="LTR")‌(/span)۱۷۴۹) از منصب «ديوان(span dir="LTR")‌(/span)بيگى اردوى همايون» نيز نام برده(span dir="LTR")‌(/span)است. گاهى شاه براى برخى ولايتها چون فارس و كردستان نيز ديوان(span dir="LTR")‌(/span)بيگى تعيين مى(span dir="LTR")‌(/span)كرد و گاه حكومت برخى مناطق نيز به آنها واگذار مى(span dir="LTR")‌(/span)شد (← خورموجى، ج۲، ص(span dir="LTR")‌(/span)۱۴۰ـ ۱۴۱؛ اعتمادالسلطنه، ۱۳۶۳ـ ۱۳۶۷ش، ج۳، ص(span dir="LTR")‌(/span)۱۵۹۱، ۱۶۹۶، ۱۷۴۹؛ ديوان(span dir="LTR")‌(/span)بيگى، ص(span dir="LTR")‌(/span)۱۱۷). حدود اختيارات اين ديوان(span dir="LTR")‌(/span)بيگيان و چگونگى مناسبات آنها با امير ديوان به(span dir="LTR")‌(/span)روشنى مشخص(span dir="LTR")‌(/span)نيست، اما شايد اين افراد نمايندگان عدليه و امير ديوان در ايالات بوده(span dir="LTR")‌(/span)اند (ديوان(span dir="LTR")‌(/span)بيگى، مقدمه افشار، ص(span dir="LTR")‌(/span)۱۵، پانويس ۲).(/p)
(p dir="RTL" style="text-align: justify;")
در دوره حكومت شيبانيان (۹۰۶ـ۱۰۰۷) و جانيان (حك: ۱۰۰۷ـ۱۱۹۹) در ماوراءالنهر و دوره خانات بخارا، خيوه و خوقند (نيمه دوم قرن دوازدهم تا ميانه قرن چهاردهم)، ديوان(span dir="LTR")‌(/span)بيگى با تفاوتهايى در محدوده وظايف، از مناصب بسيار مهم به(span dir="LTR")‌(/span)شمار مى(span dir="LTR")‌(/span)رفت. در دوره شيبانيان، زمام حل و عقد همه امور در دست ديوان(span dir="LTR")‌(/span)بيگى بود (← راقم سمرقندى، ص(span dir="LTR")‌(/span)۱۷۱) و در دوره جانيان، وى از امرايى بود كه در سمت چپ سلطان مى(span dir="LTR")‌(/span)نشست و از نظر جايگاه ادارى پس از آتاليق/ آتالق، مترادف با اتابگ (← اتابك(sup)*(/sup)) قرار داشت و مسئول جمع(span dir="LTR")‌(/span)آوری مالياتها و نيز نظارت بر نظام آبيارى بود. وى همچنين اعتبارنامه(span dir="LTR")‌(/span)هاى سفراى روس را از آنها مى(span dir="LTR")‌(/span)گرفت و به سلطان عرضه مى(span dir="LTR")‌(/span)كرد و پذيرايى از اين سفرا را برعهده داشت (← برتون، ص(span dir="LTR")‌(/span)۴؛ (em)د.اسلام(/em)، چاپ دوم، تكمله ذيل مادّه). در دوره خانات، ديوان(span dir="LTR")‌(/span)بيگى وزير امور مالى و خزانه(span dir="LTR")‌(/span)دارى بود و از نظر جايگاه پس از قوش(span dir="LTR")‌(/span)بيگى(sup)*(/sup) (وزير اعظم) قرار داشت. ديوان(span dir="LTR")‌(/span)بيگى كه مستقیماً از جانب سلطان برگزيده مى(span dir="LTR")‌(/span)شد، در مركز به(span dir="LTR")‌(/span)صورت مستقيم و در ايالتهاى ديگر از طريق شبكه(span dir="LTR")‌(/span)اى از ديوان(span dir="LTR")‌(/span)بيگيها كه نيابت او را داشتند، وظايف خود را به(span dir="LTR")‌(/span)انجام مى(span dir="LTR")‌(/span)رساند. يكى از وظايف مهم ديوان(span dir="LTR")‌(/span)بيگى جمع(span dir="LTR")‌(/span)آوری زكات بود. ازاين(span dir="LTR")‌(/span)رو، به مأموران وى در ايالتها و گاه به خود او زكات(span dir="LTR")‌(/span)چى كلان هم گفته مى(span dir="LTR")‌(/span)شد. نظارت بر خالصه(span dir="LTR")‌(/span)هاى سلطان نيز در برخى از اين دوره(span dir="LTR")‌(/span)ها برعهده ديوان(span dir="LTR")‌(/span)بيگى بود (← راتلف، ص(span dir="LTR")‌(/span)۴۵؛ بكر، ص(span dir="LTR")‌(/span)۶؛ كارردانكاس، ص(span dir="LTR")‌(/span)۲۶ـ۲۷).(/p)
(p dir="RTL" style="text-align: justify;")
 (/p)
(p dir="RTL" style="text-align: justify;")
(strong)منابع:(/strong) محمودبن محمد (strong)آقسرايى(/strong)، (em)مسامرة(/em)(span dir="LTR")‌(/span)(em)الاخبار و مسايرة(/em)(span dir="LTR")‌(/span)(em)الاخيار(/em)، چاپ عثمان توران، آنكارا ۱۹۴۴؛ (strong)ابن(/strong)(span dir="LTR")‌(/span)(strong)اثير(/strong)؛ (strong)ابن(/strong)(span dir="LTR")‌(/span)(strong)بى(/strong)(span dir="LTR")‌(/span)(strong)بى(/strong)، (em)اخبار سلاجقه روم(/em)، چاپ محمدجواد مشكور، تهران ۱۳۵۰ش؛ (strong)اسكندرمنشى(/strong)؛ محمدحسن(span dir="LTR")‌(/span)بن على (strong)اعتمادالسلطنه(/strong)، (em)تاريخ منتظم ناصرى(/em)، چاپ محمداسماعيل رضوانى، تهران ۱۳۶۳ـ۱۳۶۷ش؛ همو، (em)المآثر و الآثار، در چهل سال تاريخ ايران(/em)، چاپ ایرج افشار، ج۱، تهران: اساطير، ۱۳۶۳ش؛ احمدبن حامد (strong)افضل(/strong)(span dir="LTR")‌(/span)(strong)الدين كرمانى(/strong)، (em)كتاب عقدالعلى للموقف الاعلى(/em)، چاپ عليمحمد عامرى نائينى، تهران ۱۳۵۶ش؛ (strong)تيمور گوركان(/strong)، (em)تزوكات تيمورى(/em)، تحرير ابوطالب حسينى تربتى، به(span dir="LTR")‌(/span)فارسى، آكسفورد ۱۷۷۳، چاپ افست تهران ۱۳۴۲ش؛ جووانى فرانچسكو (strong)جملى(/strong)(span dir="LTR")‌(/span)(strong)كاررى(/strong)، (em)سفرنامه كاررى(/em)، ترجمه عباس نخجوانى و عبدالعلى كارنگ، (span dir="LTR")](/span)تبريز(span dir="LTR")[(/span) ۱۳۴۸ش؛ عبداللّه(span dir="LTR")‌(/span)بن لطف(span dir="LTR")‌(/span)اللّه (strong)حافظ(/strong)(span dir="LTR")‌(/span)(strong)ابرو(/strong)، (em)زبدة(/em)(span dir="LTR")‌(/span)(em)التواريخ(/em)، چاپ كمال حاجسيدجوادى، تهران ۱۳۸۰ش؛ محمدجعفربن محمدعلى (strong)خورموجى(/strong)، (em)حقايق(/em)(span dir="LTR")‌(/span)(em)الاخبار ناصرى(/em)، چاپ حسين خديوجم، تهران ۱۳۴۴ش؛ وينچنتو (strong)دالساندرى(/strong)، (em)سفرنامه وينچنتو دالساندرى(/em)، در (em)سفرنامه(/em)(span dir="LTR")‌(/span)(em)هاى ونيزيان در ايران: شش سفرنامه(/em)، ترجمه منوچهر اميرى، تهران: خوارزمى، ۱۳۸۱ش؛ حسين(span dir="LTR")‌(/span)بن رضاعلى (strong)ديوان(/strong)(span dir="LTR")‌(/span)(strong)بيگى(/strong)، (em)خاطرات ديوان(/em)(span dir="LTR")‌(/span)(em)بيگى (/em)((em)ميرزاحسين(/em)(span dir="LTR")‌(/span)(em)خان(/em))(em) از سال(/em)(span dir="LTR")‌(/span)(em)هاى ۱۲۷۵ تا ۱۳۱۷ قمرى: كردستان و طهران(/em)، چاپ ایرج افشار و محمدرسول درياگشت، تهران ۱۳۸۲ش؛ ميرسيدشريف (strong)راقم(/strong)(span dir="LTR")‌(/span)(strong)سمرقندى(/strong)، (em)تاريخ راقم(/em)، چاپ منوچهر ستوده، تهران ۱۳۸۰ش؛ يحيى(span dir="LTR")‌(/span)بن احمد (strong)سرهندى(/strong)، (em)تاريخ مبارك(/em)(span dir="LTR")‌(/span)(em)شاهى(/em)، چاپ محمد هدايت حسين، كلكته ۱۹۳۱، چاپ افست تهران ۱۳۸۲ش؛ (strong)شرف(/strong)(span dir="LTR")‌(/span)(strong)الدين على يزدى(/strong)، (em)ظفرنامه(/em)، چاپ سعيد ميرمحمدصادق و عبدالحسين نوايى، تهران ۱۳۸۷ش؛ (em)عالم(/em)(span dir="LTR")‌(/span)(em)آراى شاه(/em)(span dir="LTR")‌(/span)(em)اسماعيل(/em)، چاپ اصغر منتظر صاحب، تهران: شركت انتشارات علمى و فرهنگى، ۱۳۸۴ش؛ (strong)عبدالرزاق سمرقندى(/strong)، (em)مطلع سعدين و مجمع بحرين(/em)، چاپ عبدالحسين نوايى، تهران ۱۳۷۲ـ۱۳۸۳ش؛ عبداللّه (strong)مستوفى(/strong)، (em)شرح(/em) (em)زندگانى من، يا، تاريخ اجتماعى و ادارى دوره قاجاريه(/em)، تهران ۱۳۷۷ش؛ (strong)مسكويه(/strong)؛ ميرمحمدسعيدبن على (strong)مشيزى(/strong)، (em)تذكره صفويه كرمان(/em)، چاپ محمدابراهيم باستانى پاريزى، تهران ۱۳۶۹ش؛ احمدبن حسين (strong)منشى(/strong)(span dir="LTR")‌(/span)(strong)قمى(/strong)، (em)خلاصة(/em)(span dir="LTR")‌(/span)(em)التواريخ(/em)، چاپ احسان اشراقى، تهران ۱۳۸۳ش؛ عثمان(span dir="LTR")‌(/span)بن محمد (strong)منهاج(/strong)(span dir="LTR")‌(/span)(strong)سراج(/strong)، (em)طبقات ناصرى، يا، تاريخ ايران و اسلام(/em)، چاپ عبدالحى حبيبى، تهران ۱۳۶۳ش؛ (strong)ميرزارفيعا(/strong)، (em)دستورالملوك(/em)، چاپ ایرج افشار، در (em)دفتر تاريخ(/em)، ج۱، به(span dir="LTR")‌(/span)كوشش ایرج افشار، تهران: بنياد موقوفات دكتر محمود افشار، ۱۳۸۰ش؛ (strong)ميرزاسميعا(/strong)، (em)تذكرة(/em)(span dir="LTR")‌(/span)(em)الملوك(/em)، چاپ محمد دبيرسياقى، تهران ۱۳۶۸ش؛ محمدابراهيم(span dir="LTR")‌(/span)بن زين(span dir="LTR")‌(/span)العابدين (strong)نصيرى(/strong)، (em)دستور شهرياران: سالهاى ۱۱۰۵ تا ۱۱۱۰ ه .ق پادشاهى شاه(/em)(span dir="LTR")‌(/span)(em)سلطان حسين صفوى(/em)، چاپ محمدنادر نصيرى(span dir="LTR")‌(/span)مقدم، تهران ۱۳۷۳ش؛ مهدى (strong)نواب(/strong)(span dir="LTR")‌(/span)(strong)طهرانى(/strong)، (em)دستورالاعقاب: رساله انتقادى و سياسى از اوايل عصر قاجار(/em)، چاپ على آل(span dir="LTR")‌(/span)داود، تهران ۱۳۷۶ش؛ محمدطاهربن حسين (strong)وحيد قزوينى(/strong)، (em)تاريخ جهان آراى عباسى(/em)، چاپ سعيد ميرمحمدصادق، تهران ۱۳۸۳ش؛ (em)وقايع اتفاقيه: مجموعه گزارشهاى خفيه(/em)(span dir="LTR")‌(/span)(em)نويسان انگليس در ولايات جنوبى ايران از سال ۱۲۹۱ تا ۱۳۲۲ قمرى(/em)، چاپ سعيدى سيرجانى، تهران: نوين، ۱۳۶۲ش؛(/p)
(p style="text-align: justify;")
Seymour(strong) Becker(/strong),(em) Russia’s protectorates in central Aisa: Bukhara and Khiva, ۱۸۶۵-۱۹۲۴(/em), London ۲۰۰۴; Audrey (strong)Burton(/strong),(em) The Bukharans: a dynastic, diplomatic and commercial history, ۱۵۵۰-۱۷۰۲(/em), Richmond, Surrey ۱۹۹۷; Helene(strong) Carrere d’Encausse(/strong),(em) Islam and the Russain empire: reform and revolution in Central Asia(/em), Berkeley, Calif. ۱۹۸۸; Jean(strong) Chardin(/strong),(em) Voyages du Chevalier Chardin en Perse et autres lieux de l’Orient(/em), ed. L. Langlès, Paris ۱۸۱۱; (em)EIr(/em)., s.v. "Dīvānbegī. I: the Timūrid period" (by Shiro Ando);(em) EI(sup)۲(/sup)(/em),(em) Suppl.(/em), s.v. "Dīwān-Begi" (by Yu. Bregel); Willem (strong)Floor(/strong), "The secular judicial system in Safavid Persia", (em)Studia Iranica(/em), vol.۲۹, fasc.۱ (۲۰۰۰); Engelbert(strong) Kaempfer(/strong), (em)Am Hofe des persischen Grosskönigs(/em) ((em)۱۶۸۴-۸۵(/em)), ed. and tr. Walther Hinz, Leipzig ۱۹۴۰;(strong) M(/strong)ī(strong)rzā Sam(/strong)ī(strong)‘ā(/strong),(em) Tadhkirat al-mulūk: a manual of Safavid adminstration(/em) ((em)Circa ۱۱۳۷/۱۷۲۵(/em)), translated and explained by V. Minorsky, Cambridge ۱۹۸۰; Walter R.(strong) Ratliff(/strong),(em) Pilgrims on the Silk Road: a Muslim-Christian encounter in Khiva(/em), Eugene, Or. ۲۰۱۰; François(strong) Sanson(/strong),(em) Estat Pr(/em)(em)é(/em)(em)sent du royaume de Perse(/em), Paris ۱۶۹۴; Armin(strong) Vamb(/strong)(strong)é(/strong)(strong)ry(/strong),(em) History of Bokhara: from the earliest period down to the present(/em), London ۱۸۷۳.(/p)
(p style="text-align: justify;")
(strong)(span dir="RTL")/ سيداحمدرضا خضرى /(/span)(/strong)(/p)
نظر شما
مولفان
سيداحمدرضا خضرى ,
گروه
رده موضوعی
جلد18
تاریخ1392
وضعیت چاپ
  • چاپ شده