ديوان

معرف

ديوان، اصطلاحى در ديوانسالارى اسلامى براى سازمانهاى كشورى و لشكرى.

متن
(p dir="RTL" style="text-align: justify;")
ديوان، اصطلاحى در ديوان(span dir="LTR")‌سالارى اسلامى براى سازمانهاى كشورى و لشكرى. منابع دربارة ريشه(span dir="LTR")‌هاى زبان(span dir="LTR")‌شناختى واژة ديوان اتفاق(span dir="LTR")‌نظر ندارند. برخى آن را مشتق از «ديپى» فارسى ميانه به معناى نوشته و نوشتن مى(span dir="LTR")‌دانند كه كلماتى چون دبير، دبستان و ديباچه با آن هم(span dir="LTR")‌خانواده(span dir="LTR")‌اند (← پورداود، بخش ۱، ص(span dir="LTR")‌۱۰۹، ۱۱۲؛ برهان، ج۲، ص(span dir="LTR")‌۹۱۸، پانويس). به(span dir="LTR")‌هرروى، هرچند اين واژه از قديم در زبان عربى كاربرد داشته (← جواد على، ج۵، ص۲۷۲) و بيشتر لغت(span dir="LTR")‌شناسان عرب آن را عربى و از ريشة دَوَّنَ به معنى تدوين و ثبت(span dir="LTR")‌كردن دانسته(span dir="LTR")‌اند، كه البته با معنى پيش(span dir="LTR")‌گفته در فارسى ميانه نيز بى(span dir="LTR")‌ارتباط نيست، احتمال اينكه اين واژه هم در لفظ و هم در مفهوم از زبان فارسى به زبان عربى راه يافته و معرّب شده(span dir="LTR")‌ باشد قوى(span dir="LTR")‌تر است (براى نمونه ← قلقشندى، ج۱، ص(span dir="LTR")‌۹۰؛ زَبيدى، ج۳۵، ص۳۴ـ۳۵).
(p dir="RTL" style="text-align: justify;")
در اين مقاله موضوع و اصطلاح ديوان در پنج فصلِ عصر خلافت، مصر، غرب اسلامى، ايران، و هند سامان يافته(span dir="LTR")‌است.
(p dir="RTL" style="text-align: justify;")
منابع: محمدحسين(span dir="LTR")‌بن خلف برهان، (em)برهان قاطع(/em)، چاپ محمد معين، تهران ۱۳۶۱ش؛ ابراهيم پورداود، (em)فرهنگ ايران باستان(/em)، بخش ۱، تهران ۱۳۵۶ش؛ جوادعلى، (em)المفصل فى تاريخ(/em)(span dir="LTR")‌(em)العرب قبل الاسلام(/em)، بغداد ۱۴۱۳/۱۹۹۳؛ محمدبن محمد زَبيدى، (em)تاج(/em)(span dir="LTR")‌(em)العروس من(/em) (em)جواهر القاموس(/em)، ج۳۵، چاپ مصطفى حجازى، كويت ۱۴۲۱/۲۰۰۱؛ قلقشندى.
(p dir="RTL" style="text-align: justify;")
/ سيدجمال موسوى /
(p dir="RTL" style="text-align: justify;")
۱) در عصر خلافت
(p dir="RTL" style="text-align: justify;")
عمر، خليفة دوم، اولين ديوان را ــ كه معمولاً الديوان خوانده مى(span dir="LTR")‌شودــ در اسلام بنياد نهاد (جهشيارى، ص(span dir="LTR")‌۱۶). اين كار در پى نياز به سازماندهى پرداخت مستمريها، ثبت آمار سربازان و تنظيم بيت(span dir="LTR")‌المال انجام گرفت (← ابويوسف، ص۲۴ـ۲۵؛ بلاذرى، ص(span dir="LTR")‌۴۴۹ـ۴۵۱؛ جهشيارى، ص۱۶ـ۱۷). هرچند برطبق برخى گزارشها ايجاد اين سازمان در سال ۱۵ ذكر شده(span dir="LTR")‌است، منابع معتبرتر سال ۲۰ را ترجيح داده(span dir="LTR")‌اند ( (span dir="LTR")← ابويوسف، ص(span dir="LTR")‌۲۴؛ بلاذرى، ص(span dir="LTR")‌۴۵۰؛ يعقوبى، (em)تاريخ(/em)، ج۲، ص۱۵۳؛ طبرى، ج۳، ص(span dir="LTR")‌۶۱۳). اين ديوان، ديوان الجند بود، كه مردم مدينه، نيروهاى شركت(span dir="LTR")‌كننده در فتوحات و آنهايى را كه براى پيوستن به پادگانهاى نظامى در ايالتها همراه اعضاى خانواده هجرت مى(span dir="LTR")‌كردند، زير پوشش داشت. شمارى از موالى نيز مشمول اين ديوان شدند، اما اين كار ادامه نيافت. در اين ديوان، عطايا و ارزاق نيز در كنار اسامى نوشته شده بود (← ابوعبيد، ص(span dir="LTR")‌۲۴۰ـ۲۴۱، ۲۴۵؛ طبرى، ج۳، ص(span dir="LTR")‌۶۱۴ـ۶۱۶). يك گروه سه(span dir="LTR")‌نفرى نسب(span dir="LTR")‌شناس كار ثبت را، براساس قبايل انجام مى(span dir="LTR")‌دادند. پرداخت عطايا بستگى داشت به خدماتى كه در گذشته به اسلام كرده بودند و به نسبت خويشاوندى با پيامبر صلى(span dir="LTR")‌اللّه(span dir="LTR")‌عليه(span dir="LTR")‌وآله(span dir="LTR")‌وسلم. ثبت براساس قبايل تا پايان دورة امويان ادامه يافت (← ابويوسف، ص(span dir="LTR")‌۲۴، ۲۶ـ۲۷؛ بلاذرى، ص(span dir="LTR")‌۴۵۰، ۴۵۷ـ۴۵۹؛ يعقوبى، (em)تاريخ(/em)؛ طبرى، همانجاها). در مراكزى همچون بصره، كوفه و فسطاط نيز ديوانهايى همانند ديوانهاى جند ايجاد شده بود (← جهشيارى، ص(span dir="LTR")‌۲۱، ۲۳؛ ثعالبى، ص(span dir="LTR")‌۵۹). افزون(span dir="LTR")‌براين، ديوانهاى خراج روم شرقى و ساسانى نيز همچون گذشته در ايالتها داير بود (← جهشيارى، ص(span dir="LTR")‌۳۸، قس ص(span dir="LTR")‌۳).
(p dir="RTL" style="text-align: justify;")
الف) دورة اموى. در دورة امويان ديوان خراج دمشق مركزيت يافت و به نشانة اهميت الديوان خوانده شد. كار اين ديوان مساحى اراضى و وضع خراج بر آنها بود. ديوان رسائل در حكومت معاويه (متوفى ۶۰) تأسيس شد. خليفه همة نامه(span dir="LTR")‌ها را مى(span dir="LTR")‌خواند و توقيع مى(span dir="LTR")‌كرد و سپس كاتب، نامه(span dir="LTR")‌ها يا اسناد لازم را تنظيم مى(span dir="LTR")‌كرد (← همان، ص(span dir="LTR")‌۲۴، ۳۴؛ قلقشندى، ج۱، ص(span dir="LTR")‌۹۳). معاويه ديوان خاتم را نيز بنياد نهاد، كه در آن نسخه(span dir="LTR")‌اى از هر نامه يا سند تهيه و بايگانى و نسخة اصلى پس از بازبينى و مُهر ارسال مى(span dir="LTR")‌شد. اين ديوان براى پيشگيرى از جعل اسناد شكل گرفت (← جهشيارى، ص(span dir="LTR")‌۲۵؛ ثعالبى، ص(span dir="LTR")‌۱۶). به(span dir="LTR")‌گزارش بلاذرى (ص(span dir="LTR")‌۴۶۴)، زيادبن ابيه، والىِ عراق، نخستين(span dir="LTR")‌بار تحت تأثير ايرانيان ديوان مذكور را تشكيل داد. معاويه همچنين ديوان بريد را پايه(span dir="LTR")‌گذارى كرد كه بعدها عبدالملك (متوفى ۸۶) آن را دوباره سازماندهى كرد (← بريد(sup)*(/sup)).
(p dir="RTL" style="text-align: justify;")
ديوان جند گهگاه افراد را براساس قبايل سرشمارى مى(span dir="LTR")‌كرد تا صورت اسامى را به(span dir="LTR")‌روز نگه دارد. ديوان مصر در قرن اول سه بار سرشمارى كرد، كه سرشمارى سوم را قُرّة(span dir="LTR")‌بن شَريك در سال ۹۵ انجام داد (← كندى، ص(span dir="LTR")‌۸۶).
(p dir="RTL" style="text-align: justify;")
ديوان نفقات كه به(span dir="LTR")‌احتمال قوى تداوم سازمانى بيزانسى است، حساب همة هزينه(span dir="LTR")‌ها را نگه مى(span dir="LTR")‌داشت (← جهشيارى، ص(span dir="LTR")‌۳). به(span dir="LTR")‌نظر مى(span dir="LTR")‌رسد اين ديوان فقط به بيت(span dir="LTR")‌المال اختصاص(span dir="LTR")‌ داشته(span dir="LTR")‌است (← همان، ص(span dir="LTR")‌۴۹). ديوان صدقه براى وضع زكات و عُشر پايه(span dir="LTR")‌گذارى شد. ديوان مستغلات، ظاهراً براى ادارة اراضى حكومتى در شهرها و ساختمانها، به(span dir="LTR")‌ويژه بازارهاى اجاره(span dir="LTR")‌اى، تأسيس شد. ديوان طِراز نيز عهده(span dir="LTR")‌دار تهية نشانها، پرچمها، لباسهاى رسمى و ساير ملزومات بود. نام صاحب ديوان طراز بر پارچه(span dir="LTR")‌ها نقش بسته بود (← همان، ص(span dir="LTR")‌۶۰؛ ابراهيم(span dir="LTR")‌بن هلال صابى، ج۱، ص(span dir="LTR")‌۱۴۱).
(p dir="RTL" style="text-align: justify;")
هر ايالتى ديوان خراج (براى دريافت هرگونه عايدى)، ديوان جند و ديوان رسائل داشت (← جهشيارى، ص(span dir="LTR")‌۲۱، ۲۳ـ۲۴، ۲۷، ۴۴، ۶۰ـ۶۱، ۶۳ـ۶۴). در دورة حجّاج، رئيس ديوان هر ماه سيصد درهم مقررى داشت (← همان، ص(span dir="LTR")‌۶۱).
(p dir="RTL" style="text-align: justify;")
عبدالملك سياست عربى(span dir="LTR")‌كردن ديوانها، طراز(sup)*(/sup) و سكه(sup)*(/sup) را آغاز كرد. تا اين تاريخ ديوانهاى خراج را به زبانهاى بومى مى(span dir="LTR")‌نوشتند: در ايران و عراق به فارسى، در شام به يونانى، و در مصر به قبطى و يونانى. كارهاى ثبت و بايگانى نيز چنين بود؛ حتى مُهرها و گاه(span dir="LTR")‌شماريهاى محلى  مكرر به(span dir="LTR")‌كار مى(span dir="LTR")‌رفت، تا اينكه اشكال و قواعد عربى متداول و تقويمهاى پيشين با سال هجرى(span dir="LTR")‌قمرى انطباق داده شد. زبان عربى پيش از آنكه زبان ادارى و رسمى شود گاه در امور ديوانى به(span dir="LTR")‌كار مى(span dir="LTR")‌رفت، هرچند زبانهاى محلى نيز تا مدت طولانى، قرن دوم، گاهى استفاده مى(span dir="LTR")‌شد (← گروهمان، ج۱، ص(span dir="LTR")‌۷۷ـ۷۹؛ عبود، ص(span dir="LTR")‌۱۳ـ۱۴). عربى(span dir="LTR")‌كردن ديوانها در حكومت اسلامى گام(span dir="LTR")‌به(span dir="LTR")‌گام اجرا شد. در سال ۷۸، حجّاج ديوانهاى عراق را (← بلاذرى، ص(span dir="LTR")‌۳۰۰ـ۳۰۱؛ جهشيارى، ص(span dir="LTR")‌۳۸) و در سال ۸۱، عبدالملك ديوانهاى شام را عربى كردند (بلاذرى، ص(span dir="LTR")‌۱۹۳؛ جهشيارى، ص(span dir="LTR")‌۴۰). ديوانهاى مصر در سال ۸۷ (← ابن(span dir="LTR")‌عبدالحكم، ص۱۲۲؛ كندى، ص۸۰) و سرانجام، ديوانهاى خراسان در عهد هشام در ۱۲۴ عربى شد (جهشيارى، ص(span dir="LTR")‌۶۷). اهل ذمه كه اكثر كاتبان را در اين ديوانها تشكيل مى(span dir="LTR")‌دادند، بركنار شدند، اما برخى به خدمت ادامه دادند. موالى همواره (span dir="LTR")]در اين ديوانها(span dir="LTR")[ مشغول به(span dir="LTR")‌كار بودند (← بلاذرى، همانجا؛ جهشيارى، ص(span dir="LTR")‌۳۸ـ۴۰، ۵۱، ۶۱، ۶۷؛ كندى، همانجا؛ تريتون، (span dir="LTR")]ص(span dir="LTR")‌۱۸ـ ۳۶(span dir="LTR")[؛ كرمر، ص(span dir="LTR")‌۱۹۶ـ۱۹۷).
(p dir="RTL" style="text-align: justify;")
ب) دورة عباسيان. عباسيان نظام ديوان امويان را گسترش دادند و سازمانى مركزى ايجاد كردند كه از طريق دارالوزاره اداره مى(span dir="LTR")‌شد.
(p dir="RTL" style="text-align: justify;")
در حكومت سفّاح، ديوانى براى مصادرة اراضى مروانيان تأسيس شد (← جهشيارى، ص(span dir="LTR")‌۹۰). اين ديوان احتمالاً به ديوان ضياع كه حافظ املاك خالصه دستگاه خلافت بود، تحول يافت (← همان، ص(span dir="LTR")‌۲۷۷). در دورة منصور ديوان موقتى براى مصادره(span dir="LTR")‌ها به(span dir="LTR")‌وجود آمده بود تا از اموال مصادره(span dir="LTR")‌شدة دشمنان سياسى نگهدارى كند (← يعقوبى، (em)تاريخ(/em)، ج۲، ص(span dir="LTR")‌۳۸۹؛ ابن(span dir="LTR")‌طقطقى، ص(span dir="LTR")‌۱۸۷). از ديوانى به نام ديوان احشام نيز نام برده شده كه احتمالاً امور خدمتكاران كاخ را برعهده داشته(span dir="LTR")‌است (← يعقوبى، (em)البلدان(/em)، ص(span dir="LTR")‌۲۴۰).
(p dir="RTL" style="text-align: justify;")
در اثناى خلافت مهدى، در ۱۶۲/۷۷۸، به ديوانهاى زمام (ديوانهاى بازرسى) برمى(span dir="LTR")‌خوريم كه هر يك از ديوانها يك زمام داشت. در ۱۶۸/۷۸۴ ديوانى مركزى به نام ديوان زمام(span dir="LTR")‌الازمّه براى بازرسى همة ديوانهاى زمام بنياد نهادند. ديوانهاى زمام گزارشهاى ديوانها را بررسى و بر كارشان نظارت مى(span dir="LTR")‌كردند و همچون واسطه(span dir="LTR")‌هايى ميان هريك از ديوانها با وزير يا با ديوانهاى ديگر عمل مى(span dir="LTR")‌كردند (← طبرى، ج۶، ص(span dir="LTR")‌۱۴۲، ۱۶۷؛ جهشيارى، ص۱۴۶، ۱۶۶، ۱۶۸). ديوان مظالم براى رسيدگى به شكايات مردم از كارگزاران حكومتى ايجاد شده بود. قضات در اين ديوان حاضر مى(span dir="LTR")‌شدند (ابن(span dir="LTR")‌طقطقى، ص(span dir="LTR")‌۲۱۲).
(p dir="RTL" style="text-align: justify;")
ديوان خراج ظاهراً عهده(span dir="LTR")‌دار همة مالياتهاى اراضى بود، درحالى(span dir="LTR")‌كه ديوان صدقه كارش به زكات چهارپايان محدود بود (← ابويوسف، ص(span dir="LTR")‌۸۰ـ۸۳؛ يعقوبى، (em)البلدان(/em)، ص(span dir="LTR")‌۲۴۳). ديوان خراج بخشهاى گوناگونى داشت، از جمله بخش جَهبذه براى مقابلة حسابها و بررسى چگونگى اقلام درآمد (جهشيارى، ص۲۲۰ـ۲۲۱؛ تَنّوخى، ج۳، ص(span dir="LTR")‌۳۱۸؛ نيز ← جهبذ(sup)*(/sup)؛ خراج(sup)*(/sup)). بخش ديگر مجلس اَسكُدار بود كه در آن نامه(span dir="LTR")‌هاى رسيده و ارسالى و اسناد با نام صاحبان ذى(span dir="LTR")‌ربط ثبت مى(span dir="LTR")‌شد. بخش مزبور در ديوان بريد و ديوان رسائل نيز ايجاد شده بود (← جهشيارى، ص(span dir="LTR")‌۱۹۹؛ خوارزمى، ص(span dir="LTR")‌۴۲، ۵۰). نامه(span dir="LTR")‌هاى ديوان خراج مى(span dir="LTR")‌بايست در ديوان خاتم بررسى مى(span dir="LTR")‌شد، اما به علت تأخير در روند امور، هارون(span dir="LTR")‌الرشيد به وزيرش اجازه داد تا نامه(span dir="LTR")‌ها را مستقیماً ارسال كند (← جهشيارى، ص(span dir="LTR")‌۱۷۸؛ خاتم(sup)*(/sup)).
(p dir="RTL" style="text-align: justify;")
در دورة متوكل، به ديوان(span dir="LTR")‌الموالى و الغلمان برمى(span dir="LTR")‌خوريم كه شايد نوع ديگرى از ديوان احشام باشد. اين ديوان با غلامان و گماشتگان كاخ، كه شمارشان بسيار بود، سروكار داشت (← يعقوبى، (em)البلدان(/em)، ص(span dir="LTR")‌۲۶۷).
(p dir="RTL" style="text-align: justify;")
ديوان خاتم، كه ديوان سرّ (ديوان امور محرمانه) نيز ناميده مى(span dir="LTR")‌شد (جهشيارى، ص(span dir="LTR")‌۱۷۷)، به سبب مناسبات نزديك صاحب اين ديوان با خليفه، اهميت ويژه(span dir="LTR")‌اى داشت.
(p dir="RTL" style="text-align: justify;")
در ايالتها نيز ديوانهاى محلى خراج، جند و رسائل وجود داشت كه نمونه(span dir="LTR")‌هاى كوچك(span dir="LTR")‌ترى از ديوانهاى مركزى بودند (← همان، ص(span dir="LTR")‌۱۴۱، ۱۷۷، ۲۲۰ـ۲۲۱).
(p dir="RTL" style="text-align: justify;")
كاتبى ممتاز گاهى بر بيش از يك ديوان گماشته مى(span dir="LTR")‌شد (← همان، ص(span dir="LTR")‌۱۷۹). تا دورة مأمون حقوق ماهانه كاتبان بين سيصد درهم تا ده دينار در نوسان بود (همان، ص(span dir="LTR")‌۱۲۶، ۱۳۱ـ۱۳۳). ديوانها در قرون سوم و چهارم به اوج ترقى خود رسيدند. ديوان خراج معمولاً نسخه(span dir="LTR")‌هايى از پرونده(span dir="LTR")‌هاى ديوانهاى محلى را نگهدارى مى(span dir="LTR")‌كرد. اما تا نيمه قرن سوم هر ايالتى در مركز خود ديوان خراج ويژه(span dir="LTR")‌اى داشت. معتضد (حك: ۲۸۹ـ۲۹۷) اين ديوانها را ادغام كرد و آنها را در يك ديوان با عنوان ديوان(span dir="LTR")‌الدار (يا ديوان(span dir="LTR")‌الدار الكبير) سازمان داد. در زمان جانشين او، مكتفى، اين ديوان دوباره در سه ديوان سازماندهى شد: ديوان مشرق براى ايالتهاى شرقى، ديوان مغرب براى ايالتهاى غربى، و ديوان سواد براى عراق. على(span dir="LTR")‌بن عيسى (span dir="LTR")]متوفى ۳۳۴، وزارت براى بار اول از ۳۰۱ تا ۳۰۴ و براى بار دوم از ۳۱۴ تا ۳۱۶؛ ← زامباور، ص(span dir="LTR")‌۸(span dir="LTR")[ ديوان سواد را مهم(span dir="LTR")‌ترين ديوان مى(span dir="LTR")‌دانست (← مسكويه، ج۵، ص(span dir="LTR")‌۲۲۰)؛ اما سازمانى مركزى (ديوان(span dir="LTR")‌الدار) در دورة مقتدر (۲۹۵ـ۳۲۰) همچنان پابرجا بود. سه ديوان مذكور زير نظر وزير، يا با همكارى يك كاتب، باقى ماندند و همچنان تا آن زمان به(span dir="LTR")‌عنوان بخشهاى ديوان(span dir="LTR")‌الدار به(span dir="LTR")‌شمار مى(span dir="LTR")‌رفتند (← قرطبى، ص(span dir="LTR")‌۴۴؛ هلال(span dir="LTR")‌بن مُحَسِّن صابى، ۱۹۵۸، ص(span dir="LTR")‌۹۱، ۱۴۸ـ۱۴۹؛ ياقوت حموى، ۱۹۹۳، ج۴، ص(span dir="LTR")‌۱۸۲۴، ج۵، ص(span dir="LTR")‌۲۲۳۶). ظاهراً كلمه دار در عنوان ديوان(span dir="LTR")‌الدار به دارالوزاره اشاره دارد (← هلال(span dir="LTR")‌بن محسّن صابى، ۱۹۵۸، ص۱۴۹). پس از روى كار آمدن آل(span dir="LTR")‌بويه (۳۳۴) به(span dir="LTR")‌علت تجزية دستگاه خلافت، فقط به ديوان سواد برمى(span dir="LTR")‌خوريم (← همو، ۱۳۷۹ش، ص(span dir="LTR")‌۴۰۷، ۵۱۰).
(p dir="RTL" style="text-align: justify;")
ديوانهاى خراج پروندة مساحتهاى اراضى، ميزان مالياتهاى نقدى يا جنسى، و اَكيال و اوزان مرسوم را نگهدارى مى(span dir="LTR")‌كردند (← خوارزمى، ص۳۷؛ ماوردى، ص۱۹۲ـ۲۰۰؛ نيز ← خراج(sup)*(/sup)).
(p dir="RTL" style="text-align: justify;")
به محض تشكيل ديوان(span dir="LTR")‌الدار، ديوانهاى مربوط به زمام در يك ديوان ادغام شدند (← هلال(span dir="LTR")‌بن محسّن صابى، ۱۹۵۸، ص(span dir="LTR")‌۹۱، ۱۴۸؛ همو، ۱۳۷۹ش، ص۵۱۰). اين ديوان نسخة ديگرى از اسناد اراضى ديوان خراج را بايگانى و نيز وضع مالياتها و امور پرداختها و دريافتها را بازرسى مى(span dir="LTR")‌كرد (ماوردى، ص(span dir="LTR")‌۲۶۶)؛ (span dir="LTR")]مثلاً(span dir="LTR")[ اقطاعى را معتضد اعطا كرد و وزير و كاتب ديوان(span dir="LTR")‌الدار هم تصويب كردند، اما صاحب ديوان زمام آن را واگذار نكرد تا وضع آن اقطاع را در پرونده(span dir="LTR")‌هاى خود بررسى كند (هلال(span dir="LTR")‌بن محسّن صابى، ۱۹۵۸، ص(span dir="LTR")‌۲۰۲ـ۲۰۳).
(p dir="RTL" style="text-align: justify;")
ديوان(span dir="LTR")‌النفقات با همة ديوانها سروكار داشت. اين ديوان هزينه(span dir="LTR")‌هاى ديوانهاى ديگر را حسابرسى و گزارشها را تنظيم مى(span dir="LTR")‌كرد (عباسى، ص(span dir="LTR")‌۱۶۰)، اما در اواخر قرن سوم اساساً سروكارش با نيازمنديهاى دارالخلافه بود (هلال(span dir="LTR")‌بن محسّن صابى، ۱۹۵۸، ص۲۰ـ۲۱، ۱۴۰؛ متز، ج۱، ص(span dir="LTR")‌۹۶). اين ديوان، اسناد همة هزينه(span dir="LTR")‌ها را نگه مى(span dir="LTR")‌داشت و داراى بخشهاى فرعى (span dir="LTR") =]مجلسها(span dir="LTR")[ مرتبط با سرفصلهاى گوناگون هزينه(span dir="LTR")‌ها بود (← همانجاها). زمام(span dir="LTR")‌النفقات هم وجود داشت كه در ۳۱۵ كاتب آن عهده(span dir="LTR")‌دار زمام خزائن هم بود (صولى، ص(span dir="LTR")‌۶۱؛ مسكويه، ج۵، ص۲۲۰).
(p dir="RTL" style="text-align: justify;")
ديوان بيت(span dir="LTR")‌المال، يا ديوان سامى، اسناد طبقه(span dir="LTR")‌بندى(span dir="LTR")‌شدة منابع نقدى و جنسى را كه وارد خزانه مى(span dir="LTR")‌شد، بايگانى مى(span dir="LTR")‌كرد و براى انواع گوناگون درآمدها، خزانه(span dir="LTR")‌ها(span dir="LTR")]ى جداگانه(span dir="LTR")[ درنظر مى(span dir="LTR")‌گرفت و براى هر كدام، ديوان كوچكى ترتيب مى(span dir="LTR")‌داد، همچون ديوان الخزانه براى پول و لباس، ديوان(span dir="LTR")‌الاهراء براى حبوبات، و ديوان خزانات(span dir="LTR")‌السلاح براى سپاهيان (← عباسى، ص(span dir="LTR")‌۱۶۶). اين ديوان همه اقلام درآمدها و هزينه(span dir="LTR")‌ها را كه مى(span dir="LTR")‌بايست از طريق آن پرداخت مى(span dir="LTR")‌شد بررسى مى(span dir="LTR")‌كرد. وزير از كاتب ديوان خواسته بود تا روى همة حواله(span dir="LTR")‌ها و دستورهاى پرداخت مُهر خود را بزند (متز، همانجا). اين ديوان ترازنامه(span dir="LTR")‌ها را معمولاً ماهانه و سالانه تنظيم مى(span dir="LTR")‌كرد، اما در ۳۱۵ على(span dir="LTR")‌بن عيسى خواسته بود تا ترازنامه(span dir="LTR")‌ها را هفتگى گزارش دهند (مسكويه، همانجا).
(p dir="RTL" style="text-align: justify;")
ديوان جَهبذه از بيت(span dir="LTR")‌المال منشعب شد (← جهبذ(sup)*(/sup)). ديوان ضياع املاك بيت(span dir="LTR")‌المال را اداره مى(span dir="LTR")‌كرد (← مسكويه، ج۵، ص۷۳؛ ابراهيم(span dir="LTR")‌بن هلال صابى، ج۱، ص(span dir="LTR")‌۱۳۹). بااين(span dir="LTR")‌حال، گاهى دربارة ضياع به بيش از يك ديوان برمى(span dir="LTR")‌خوريم. در اوايل قرن چهارم، ديوان(span dir="LTR")‌الضياع الخاصة و المستحدثة، يعنى ديوان املاك دستگاه خلافت و املاك جديدالحصول، و ديوان (span dir="LTR")‌الضياع الفراتيه، يعنى ديوان املاك واقع در ساحل رود فرات، وجود داشت (← هلال(span dir="LTR")‌بن(span dir="LTR")‌محسّن صابى، ۱۹۵۸،ص۳۰۰؛ مسكويه، ج۵، ص۲۲۰).
(p dir="RTL" style="text-align: justify;")
ابن(span dir="LTR")‌الفرات در ۳۰۴ ديوانى به نام ديوان مَرافق بنياد نهاد. مرافق كمكها و رشوه(span dir="LTR")‌هايى بود كه از سوى واليان پرداخت مى(span dir="LTR")‌شد. ظاهراً اين كمكها از محل ثروتهاى مشكوك/ نامشروع تأمين مى(span dir="LTR")‌شد. على(span dir="LTR")‌بن عيسى به دليل ايجاد فساد در دستگاه ادارى، مَرافق را لغو كرد (مسكويه، ج۵، ص(span dir="LTR")‌۹۸ـ۹۹، ۱۶۹؛ هلال(span dir="LTR")‌بن محسّن صابى، ۱۹۵۸، ص(span dir="LTR")‌۳۷).
(p dir="RTL" style="text-align: justify;")
مادام كه هر ديوان با امور مالى سروكار داشت داراى يك زمام هم بود. گاهى همة ديوانهاى زمام را يك شخص(span dir="LTR")‌ اداره مى(span dir="LTR")‌كرد. در ۲۹۶، خليفة يك(span dir="LTR")‌روزه، ابن(span dir="LTR")‌معتز، همة اصلها (ديوانهاى خاص) را برعهدة على(span dir="LTR")‌بن عيسى گذاشت و ديوان زمام را زير نظر ابن(span dir="LTR")‌عبدون قرار داد (← مسكويه، ج۵، ص(span dir="LTR")‌۵۶). در ۳۱۹، زمامها زير نظر يك كاتب و اصلها زير نظر وزير بود (همان، ج۵، ص(span dir="LTR")‌۳۰۷). اين كار در ۳۲۵ و در ۳۲۹ نيز تكرار شد (← صولى، ص(span dir="LTR")‌۸۷، ۱۴۷).
(p dir="RTL" style="text-align: justify;")
ديوان جند (span dir="LTR")]يا ديوان جيش(span dir="LTR")[ نيز آمار نيروهاى لشكرى را كه براساس رتبه(span dir="LTR")‌ها، حقوق يا اِقطاعشان طبقه(span dir="LTR")‌بندى شده بودند، نگه مى(span dir="LTR")‌داشت (← ديوان جند(sup)*(/sup)).
(p dir="RTL" style="text-align: justify;")
ديوان رسائل مستقیماً زير نظر وزير يا يك كاتب بود. نامه(span dir="LTR")‌ها و فرمانها را كاتب اولى بنابر راهنمايى وزير يا خليفه پيش(span dir="LTR")‌نويس مى(span dir="LTR")‌كرد و پس از تأييد وى نسخه نهايى تهيه مى(span dir="LTR")‌شد. گاهى يك خطاط يا محرّر مخصوص(span dir="LTR")‌ نسخه نهايى را مى(span dir="LTR")‌نوشت. به(span dir="LTR")‌فاصلة سه سال، نامه(span dir="LTR")‌ها و اسناد براى طبقه(span dir="LTR")‌بندى و فهرست(span dir="LTR")‌بندى نهايى به خزانة بزرگ فرستاده مى(span dir="LTR")‌شد (← جاحظ، ص(span dir="LTR")‌۶۱۵؛ خوارزمى، ص۵۰؛ ابن(span dir="LTR")‌صيرفى، ۱۴۱۰، ص(span dir="LTR")‌۲۵، ۲۸، ۳۷؛ قَلقَشندى، ج۱، ص(span dir="LTR")‌۱۰۳). ديوان(span dir="LTR")‌الفضّ كه احتمالاً در اصل بخشى از ديوان رسائل بود، نامه(span dir="LTR")‌ها و اسناد را دريافت، بازگشايى و طبقه(span dir="LTR")‌بندى مى(span dir="LTR")‌كرد و محتواى اسناد را پشت آنها به اختصار مى(span dir="LTR")‌نگاشت و آنگاه تقديم وزير مى(span dir="LTR")‌كرد و از هريك نسخه(span dir="LTR")‌اى نگه مى(span dir="LTR")‌داشت (← ابوحيّان توحيدى، ج۱، ص(span dir="LTR")‌۹۸؛ ابن(span dir="LTR")‌صيرفى، ۱۴۱۰، ص(span dir="LTR")‌۲۱؛ متز، ج۱، ص(span dir="LTR")‌۹۹). در ۳۱۵، ديوان فض و خاتم در يك ديوان ادغام شدند و دو ديوان بِرّ و صدقات نيز زير نظر يك كاتب قرار داشت (مسكويه، ج۵، ص(span dir="LTR")‌۲۲۰ـ۲۲۱) .
(p dir="RTL" style="text-align: justify;")
از ديوانى به نام ديوان حرم نيز سخن گفته شده كه متصدى امور اندرونى كاخ بود (← همانجا). ديوانى هم به نام ديوان مصادَرين عهده(span dir="LTR")‌دار اموال توقيفى بود (هلال(span dir="LTR")‌بن محسّن صابى، ۱۹۵۸، ص۳۳۲، ۳۳۷). براى هر مصادره دو نسخه سند تهيه مى(span dir="LTR")‌شد: يكى براى بايگانى در ديوان و ديگرى براى وزير (مسكويه، ج۵، ص(span dir="LTR")‌۲۲۴). ديوانى هم براى ادارة املاك مصادره(span dir="LTR")‌اى ايجاد شد به نام ديوان(span dir="LTR")‌الضياع المقبوضه (← هلال(span dir="LTR")‌بن محسّن صابى، ۱۹۵۸، ص(span dir="LTR")‌۴۸؛ قس مسكويه، ج۵، ص(span dir="LTR")‌ :۱۴۱ ديوان المقبوضات؛ قرطبى، ص(span dir="LTR")‌۱۱۸ آنجا كه ديوان المخالفين به(span dir="LTR")‌عنوان ادارة اموال مؤنس ذكر شده(span dir="LTR")‌است).
(p dir="RTL" style="text-align: justify;")
روشن است كه بخشهاى مختلف يك ديوان هم گاهى عنوان ديوان داشت و از طرفى، برخى از ديوانها ديرپا نبودند و براى نيازهاى مقطعى ايجاد شده بودند. افزون(span dir="LTR")‌براين، گاهى هم چند ديوان زير نظر يك كاتب قرار داشت.
(p dir="RTL" style="text-align: justify;")
حقوق صاحبان ديوان متفاوت بود. در ۳۱۴، على(span dir="LTR")‌بن عيسى مستمريها را كاهش داد، مثلاً كاتبان ديوان فضّ و ديوان خاتم هر كدام دويست دينار در ماه و كاتبان ديوان مشرق و ديوان(span dir="LTR")‌الضياع الخاصة و المستحدثة هر كدام صد دينار مى(span dir="LTR")‌گرفتند (هلال(span dir="LTR")‌بن محسّن صابى، ۱۹۵۸، ص(span dir="LTR")‌۱۹۸، ۳۴۰).
(p dir="RTL" style="text-align: justify;")
در دورة آل(span dir="LTR")‌بويه (۳۳۴ـ۴۴۷)، همچنان به ديوان سواد با يك كاتب و يك جانشين و ديوان ضياع يا ديوان(span dir="LTR")‌الضياع الخاصة برمى(span dir="LTR")‌خوريم (← مسكويه، ج۶، ص۱۵۳؛ هلال(span dir="LTR")‌بن(span dir="LTR")‌محسّن صابى، ۱۳۷۹ش، ص۴۳۷، ۵۱۰؛ ابوشجاع روذراورى، ص(span dir="LTR")‌۱۷۶).
(p dir="RTL" style="text-align: justify;")
در اين دوره، ديوان مركزى كه متصدى رسيدگى به امور مالى بود، الديوان خوانده مى(span dir="LTR")‌شد. اين ديوان زير نظر وزير بود و باتوجه به اهميت آن يك كاتب هم وى را همراهى مى(span dir="LTR")‌كرد (← مسكويه، ج۶، ص۲۸۰ـ۲۸۱، ۳۰۱ـ۳۰۲، ۳۰۶). در ۳۸۹، ديوان ويژه(span dir="LTR")‌اى براى وضع عُشر بر پارچه(span dir="LTR")‌هاى ابريشمى بافته(span dir="LTR")‌شده در بغداد پا گرفت (هلال(span dir="LTR")‌بن محسّن صابى، ۱۳۷۹ش، ص(span dir="LTR")‌۳۹۷). ديوان(span dir="LTR")‌النفقات با يك زمام ويژه براى بازرسى هزينه(span dir="LTR")‌ها هم در صورت(span dir="LTR")‌حسابها و هم در منابع به كارش ادامه داد (← مسكويه، ج۶، ص۱۵۳؛ ابوشجاع روذراورى، ص(span dir="LTR")‌۳۴۳)؛ هرچند براى نظارت بر ديوانهاى مالى، ديوان زمام نيز وجود داشت (← هلال(span dir="LTR")‌بن محسّن صابى، ۱۳۷۹ش، ص(span dir="LTR")‌۵۱۰). ديوان خزانه(span dir="LTR")‌دارى را ديوان خزائن يا ديوان خَزن مى(span dir="LTR")‌ناميدند (خوارزمى، ص(span dir="LTR")‌۴۱؛ هلال(span dir="LTR")‌بن محسّن صابى، ۱۳۷۹ش، ص۳۹۸؛ ابوشجاع روذراورى، ص(span dir="LTR")‌۹۲). رئيس اين ديوان را خازن يا ناظر مى(span dir="LTR")‌گفتند و گاهى دارالضرب نيز در حيطه مسئوليت او بود (ابوشجاع روذراورى، ص(span dir="LTR")‌۲۹۷)، هرچند ابوحيّان توحيدى (ج۱، ص(span dir="LTR")‌۹۸) از ديوان ويژه(span dir="LTR")‌اى براى ضرب سكه به نام ديوان النقد و العيار و دارالضرب نام مى(span dir="LTR")‌برد.
(p dir="RTL" style="text-align: justify;")
ديوان جند در اين دوره به دو ديوان  تقسيم شد: يكى براى ديلميان و ديگرى براى تركان (دو عنصر اصلى سپاه)، كه ديوان جيشَين خوانده مى(span dir="LTR")‌شد (هلال(span dir="LTR")‌بن محسّن صابى، ۱۳۷۹ش، ص(span dir="LTR")‌۵۱۰).
(p dir="RTL" style="text-align: justify;")
از زمان آل(span dir="LTR")‌بويه، ديوان رسائل ديوان انشاء و كاتب آن كاتب ديوان انشاء خوانده مى(span dir="LTR")‌شد (← ابوشجاع روذراورى، ص(span dir="LTR")‌۱۸۴؛ ابن(span dir="LTR")‌جوزى، ج۱۵، ص(span dir="LTR")‌۱۰، ج۱۶، ص(span dir="LTR")‌۲۹۲؛ ابن(span dir="LTR")‌ساعى، ج۹، ص(span dir="LTR")‌۲۲۲؛ ابن(span dir="LTR")‌فُوَطى، ص(span dir="LTR")‌۱۶؛ انشاء(sup)*(/sup)، ديوان). ديوان مركزى الديوان نام داشت (← ابن(span dir="LTR")‌جوزى، ج۱۵، ص(span dir="LTR")‌۲۷۱، ۲۷۹، ۳۰۲، ۳۲۱). بعدها اين ديوان ديوان عزيز ناميده شد (ابن(span dir="LTR")‌ساعى، ج۹، ص(span dir="LTR")‌۲۸۵؛ قس ابن(span dir="LTR")‌فوطى، ص(span dir="LTR")‌۴۷، ۶۳، ۸۸).
(p dir="RTL" style="text-align: justify;")
داراييها در اصل به ديوان زمام مربوط بودند كه عملا كار ديوان خراج را برعهده داشت. كشاورزان و حكمرانانِ داراى اِقطاع، عايدى (span dir="LTR")]ـِ مقطوع(span dir="LTR")[ را به اين ديوان مى(span dir="LTR")‌فرستادند (ابن(span dir="LTR")‌ساعى، ج۹، ص(span dir="LTR")‌۱۶). اين ديوان داراى دو بخش بود: ديوان اصلى با يك كاتب كه به او كاتب زمام مى(span dir="LTR")‌گفتند (← ابن(span dir="LTR")‌جوزى، ج۱۶، ص(span dir="LTR")‌۲۸۶، ج۱۷، ص(span dir="LTR")‌۲۷۲، ۲۹۵)؛ و بخش ديگر به رياست يك مشرف بود كه بر كار ديوان و عوايد آن نظارت داشت (ابن(span dir="LTR")‌فوطى، ص(span dir="LTR")‌۶۲ـ۶۳). هر ايالت يا ناحيه نيز يك ديوان داشت، كه يك ناظر و يك مشرف عهده(span dir="LTR")‌دار آن بود (همان، ص(span dir="LTR")‌۶۳، ۱۰۱).
(p dir="RTL" style="text-align: justify;")
از قرن پنجم به(span dir="LTR")‌بعد، عنوان مخزن معمور جايگزين مخزن يا خزانه شد كه به(span dir="LTR")‌جاى بيت(span dir="LTR")‌المال به(span dir="LTR")‌كار مى(span dir="LTR")‌رفت و عنوان ناظر يا صدر جايگزين عنوان صاحب مخزن شد. ديوان المخزن المعمور بر دارالضرب نيز نظارت مى(span dir="LTR")‌كرد (← ابن(span dir="LTR")‌جوزى، ج۱۴، ص(span dir="LTR")‌۳۶۶، ج۱۷، ص(span dir="LTR")‌۱۳، ۷۶، ۱۰۰، ۱۰۷، ۱۶۸، ۲۶۹، ۳۰۲؛ (span dir="LTR")]ياقوت حموى، ۱۹۶۵، ذيل «جبّى»؛ ذهبى، حوادث و وفيات ۶۱۱ـ۶۲۰ه .، ص(span dir="LTR")‌ ۳۵۴(span dir="LTR")[). اين ديوان موقعيتى عالى داشت. سرپرست (صدر) اين ديوان در ۵۹۴ بر همة ديوانها اعمال قدرت مى(span dir="LTR")‌كرد (ابن(span dir="LTR")‌ساعى، ج۹، ص۲۵۰). اين ديوانها بخشهاى متعددى داشت (مثلاً بخش خزانة الغَلّات) كه هريك را يك ناظر سرپرستى مى(span dir="LTR")‌كرد (← ابن(span dir="LTR")‌فوطى، ص(span dir="LTR")‌۷، ۳۷؛ قس ابن(span dir="LTR")‌جوزى، ج۱۷، ص(span dir="LTR")‌۱۸ـ۱۹؛ ابن(span dir="LTR")‌ساعى، ج۹، ص(span dir="LTR")‌۱۹، ۱۰۳، ۱۲۷). در اينجا باز هم يك مشرف براى سرپرستى كار مخزن وجود داشت. بديهى است كه اشراف در اينجا جايگزين زمام قديمى شد (← ابن(span dir="LTR")‌فوطى، ص۱۰۳).
(p dir="RTL" style="text-align: justify;")
ديوان(span dir="LTR")‌الجوالى (يعنى ديوان جزيه) عهده(span dir="LTR")‌دار ارزيابى و وضع ماليات سرانه بود. ديوان جديدى به نام ديوان(span dir="LTR")‌التركات الحَشرية براى ادارة اموال بى(span dir="LTR")‌وارث پديد آمد (ابن(span dir="LTR")‌جوزى، ج۱۷، ص(span dir="LTR")‌۲۹۶؛ ابن(span dir="LTR")‌ساعى، ج۹، ص(span dir="LTR")‌۱۰۷). ديوان(span dir="LTR")‌العقار به(span dir="LTR")‌سرپرستى يك ناظر، متصدى بناهايى بود كه در مالكيت دولت بودند، مانند دكانها (ابن(span dir="LTR")‌فوطى، ص(span dir="LTR")‌۶۳؛ قس ابن(span dir="LTR")‌جوزى، ج۱۷، ص(span dir="LTR")‌۲۱۷ـ۲۱۸). بااين(span dir="LTR")‌حال، ساختمانها و امور مرمتى به ديوان ديگرى به نام ديوان ابنيه مربوط بود. مهندسان و معماران از اعضاى اين ديوان بودند ((span dir="LTR")]ابن(span dir="LTR")‌جوزى، ج۱۸، ص(span dir="LTR")‌‌۱۱۸(span dir="LTR")[؛ ابن(span dir="LTR")‌ساعى، ج۹، ص(span dir="LTR")‌۱۸۴). ديوان مذكور در ۶۳۵ در بازسازى حصارهاى بغداد مشاركت داشت ((span dir="LTR")]ابن(span dir="LTR")‌جوزى، ج۱۷، ص(span dir="LTR")‌ ۲۱۸(span dir="LTR")[؛ ابن(span dir="LTR")‌فوطى، ص(span dir="LTR")‌۱۱۱). ديوان حِسبه معمولاً تحت نظر قاضى(span dir="LTR")‌القضات يا يك نايب بود (ابن(span dir="LTR")‌ساعى، ج۹، ص(span dir="LTR")‌۲۳۱؛ ابن(span dir="LTR")‌فوطى، ص۶۴؛ نيز ← حسبه(sup)*(/sup)).
(p dir="RTL" style="text-align: justify;")
غيرمسلمانان تا پايان عصر خلافت در دفاتر مالى كار مى(span dir="LTR")‌كردند. گاهى محدوديتهايى براى آنان اعمال مى(span dir="LTR")‌شد، ولى چندان ديرپا نبود. در ۵۳۳، يهوديان و مسيحيان اخراج(span dir="LTR")‌شده از الديوان و المخزن تنها پس از يك ماه به خدمت فراخوانده شدند (ابن(span dir="LTR")‌جوزى، ج۱۷، ص(span dir="LTR")‌۳۳۵). تكرار چنين فرمانهايى در سالهاى بعد نشان مى(span dir="LTR")‌دهد كه آنان تحت فشار نبودند و غيرمسلمانان همچنان به خدمت گرفته مى(span dir="LTR")‌شدند (← ابن(span dir="LTR")‌ساعى، ج۹، ص(span dir="LTR")‌۱۶۲ـ۱۶۳).
(p dir="RTL" style="text-align: justify;")
ج) فاطميان. ديوانهاى فاطمى در اصل با ديوانهاى عباسى مرتبط است. ديوان رسائل در دولت فاطمى ديوان انشاء خوانده مى(span dir="LTR")‌شد. رئيس آن صاحب ديوان انشاء يا كاتب(span dir="LTR")‌الدست الشريف نام داشت و گزارش مشروح ابن(span dir="LTR")‌صيرفى دربارة اين ديوان نشان مى(span dir="LTR")‌دهد كه اين ديوان همانند ديوان عهد عباسيان بوده(span dir="LTR")‌است (← (em)القانون فى ديوان الرسائل(/em)، ص(span dir="LTR")‌۷ـ۴۲؛ نيز ← ابن(span dir="LTR")‌قلانسى، ص۸۰؛ قلقشندى، ج۱، ص(span dir="LTR")‌۱۰۳، ج۳، ص(span dir="LTR")‌۴۸۶؛ مَقريزى، ۱۹۷۰، ج۲، ص(span dir="LTR")‌۴۰۳؛ شيال، ص(span dir="LTR")‌۱۵۵ـ۱۵۷؛ نيز ← انشاء(sup)*(/sup)، ديوان؛ ديوان جند(sup)*(/sup)).
(p dir="RTL" style="text-align: justify;")
ديوان جند در دستگاه دولت فاطمى ديوان جيش يا ديوان(span dir="LTR")‌الجيش و الرواتب (يعنى ادارة سپاهيان و مستمريها) خوانده مى(span dir="LTR")‌شد. باوجوداين، مآخذ ديگر نشان مى(span dir="LTR")‌دهند كه دو ديوان جيش و رواتب غالباً از هم مستقل بودند (← ابن(span dir="LTR")‌صيرفى، ۱۹۲۴، ص(span dir="LTR")‌۳۵، ۴۷؛ قلقشندى، ج۳، ص(span dir="LTR")‌۴۸۹، ۴۹۱؛ مقريزى، ۱۹۷۰، ج۱، ص(span dir="LTR")‌۴۰۱؛ همو، ۱۴۱۶، (span dir="LTR")]ج۳، ص(span dir="LTR")‌۱۸۲ـ ۱۸۵(span dir="LTR")[). فاطميان كه به ناوگان دريايى اهميت بسيار مى(span dir="LTR")‌دادند، ديوان العمائر/ ديوان(span dir="LTR")‌الجهاد را بنياد نهادند كه بر ساخت كشتيها و تأمين نيروهاى آن نظارت داشت (قلقشندى، ج۳، ص(span dir="LTR")‌۴۹۲).
(p dir="RTL" style="text-align: justify;")
گزارشهاى مربوط به ديوانهاى مالى روشن نيست. به(span dir="LTR")‌نظر مى(span dir="LTR")‌رسد ديوان مجلس همان ديوان مركزى باشد. اين ديوان بخشهاى مختلفى داشت، كه يكى از آنها متعلق به تيولها يا اقطاعات بود. ديوان مجلس احتمالاً همانند الديوان دورة عباسيان بود. ديوان مذكور بودجه يا استيمار را، درصورت لزوم، پس از دريافت ارزيابيهاى ديگر ديوانها برآورد مى(span dir="LTR")‌كرد (مقريزى، ۱۹۷۰، ج۱، ص(span dir="LTR")‌۳۹۷ـ۳۹۸؛ قس شيال، ص(span dir="LTR")‌۱۵۴). ديوان(span dir="LTR")‌النظر بر ديوانهاى اموال و كارمندان آنها نظارت كلى داشت. به(span dir="LTR")‌نظر مى(span dir="LTR")‌رسد اين ديوان مشابه ديوان مركزى خراج در دستگاه عباسى بوده(span dir="LTR")‌است (← ابن(span dir="LTR")‌صيرفى، ۱۹۲۴، ص(span dir="LTR")‌۳۵؛ قلقشندى، ج۳، ص(span dir="LTR")‌۴۹۰؛ مقريزى، ۱۹۷۰، ج۱، ص۴۰۰). ديوان(span dir="LTR")‌التحقيق با ديوان(span dir="LTR")‌النظر مرتبط، ولى وظيفة آن بازرسى حسابهاى ديگر ديوانهاى مالى بود. اين ديوان معادل زمام مركزى عباسيان بود (ابن(span dir="LTR")‌مُيَسّر، ص(span dir="LTR")‌۷۷؛ قلقشندى، ج۳، ص(span dir="LTR")‌۴۸۹؛ مقريزى، ۱۹۷۰، همانجا).
(p dir="RTL" style="text-align: justify;")
ديوان(span dir="LTR")‌الخاص(span dir="LTR")‌ متصدى امور مالى كاخ بود (مقريزى، ۱۴۱۶، ج۳، ص(span dir="LTR")‌۹۲)، ادارة وقف همان ديوان احباس بود (قلقشندى، ج۳، ص(span dir="LTR")‌۴۹۰). ديوان(span dir="LTR")‌المواريث الحشْريه براى رسيدگى به اموال مصادره(span dir="LTR")‌اى و اموال بى(span dir="LTR")‌وارث تشكيل شده بود (← ابن(span dir="LTR")‌ميسّر، ص(span dir="LTR")‌۸۳؛ قلقشندى، ج۴، ص(span dir="LTR")‌۳۳).
(p dir="RTL" style="text-align: justify;")
مظالم به خليفه يا وزير ارجاع مى(span dir="LTR")‌شد، اما ديوان توقيع به همراه دو كاتب با صاحبان مظالم در ارتباط بود (← قلقشندى، ج۳، ص(span dir="LTR")‌۴۸۷، ۵۲۵؛ مقريزى، ۱۴۱۶، ج۳، ص(span dir="LTR")‌۳۳۵).
(p dir="RTL" style="text-align: justify;")
حقوق كاتبان متفاوت بود. كاتب ديوان انشاء (كاتب(span dir="LTR")‌السرّ) ماهانه ۱۵۰ دينار مى(span dir="LTR")‌گرفت و كاتب ديوان(span dir="LTR")‌النظر هفتاد دينار، كاتب بيت(span dir="LTR")‌المال صد دينار، كاتب ديوان تحقيق پنجاه دينار، و كاتبان ديوانهاى جيش، توقيع، مجلس و اقطاع هر كدام چهل دينار، كاتبان جزء هم بين پنج تا ده دينار مستمرى مى(span dir="LTR")‌گرفتند (قلقشندى، ج۳، ص(span dir="LTR")‌۵۲۲). غيرمسلمانان به(span dir="LTR")‌طور گسترده در ديوانهاى فاطمى استخدام شده بودند؛ اين امر گاهى موجب واكنشهايى در مخالفت با آنان مى(span dir="LTR")‌شد (← ابن(span dir="LTR")‌قلانسى، ص(span dir="LTR")‌۵۹؛ (span dir="LTR")]ابن(span dir="LTR")‌ميسّر، ص(span dir="LTR")‌ ۷۷(span dir="LTR")[؛ ابن(span dir="LTR")‌عبرى، ص(span dir="LTR")‌۳۷۰؛ نيز ← تريتون، (span dir="LTR")]ص(span dir="LTR")‌۱۸ـ ۳۶(span dir="LTR")[).
(p dir="RTL" style="text-align: justify;")
منابع: (span dir="LTR")]ابن(span dir="LTR")‌جوزى(span dir="LTR")[؛ ابن(span dir="LTR")‌ساعى، (em)الجامع المختصر فى عنوان التواريخ و عيون السير(/em)، ج۹، چاپ مصطفى جواد، بغداد ۱۳۵۳/۱۹۳۴؛ ابن(span dir="LTR")‌صيرفى، (em)الاشارة الى من نال الوزارة(/em)، چاپ عبداللّه مخلص، قاهره ۱۹۲۴، چاپ افست بغداد (span dir="LTR")]بى(span dir="LTR")‌تا.(span dir="LTR")[؛ (span dir="LTR")]همو، (em)القانون فى ديوان(/em) (em)الرسائل و الاشارة الى من نال الوزارة(/em)، چاپ ايمن فؤاد سيد، قاهره ۱۴۱۰/۱۹۹۰؛ ابن(span dir="LTR")‌طقطقى، (em)الفخرى فى الآداب السلطانية و الدول الاسلامية(/em)، چاپ و.آلوارت، گوتا ۱۸۶۰؛ ابن(span dir="LTR")‌عبدالحكم، (em)فتوح مصر و اخبارها(/em)، قاهره ۱۴۱۱/ ۱۹۹۱(span dir="LTR")[؛ ابن(span dir="LTR")‌عبرى، (em)تاريخ مختصرالدول(/em)، چاپ انطون صالحانى، لبنان ۱۴۰۳/۱۹۸۳؛ ابن(span dir="LTR")‌فُوَطى، (em)الحوادث الجامعة و التجارب النافعة فى المائة(/em)(span dir="LTR")‌(em)السابعة(/em)، بغداد ۱۳۵۱؛ ابن(span dir="LTR")‌قلانسى، (em)تاريخ أبى يعلى حمزة ابن(/em)(span dir="LTR")‌(em)القلانسى(/em)(em)، المعروف بذيل تاريخ دمشق(/em)، چاپ آمد روز، ليدن (span dir="LTR")] ۱۹۰۸(span dir="LTR")[، چاپ افست قاهره، (span dir="LTR")]بى(span dir="LTR")‌تا.(span dir="LTR")[؛ (span dir="LTR")]ابن(span dir="LTR")‌مُيَسَّر، (em)المنتقى من اخبار مصر(/em)، انتقاه تقى(span dir="LTR")‌الدين احمدبن على مقريزى، چاپ ايمن فؤاد سيد، قاهره (span dir="LTR")? ۱۹۸۱(span dir="LTR")[؛ ابوحيّان توحيدى، (em)كتاب(/em)(span dir="LTR")‌(em)الامتاع و المؤانسة(/em)، چاپ احمد امين و احمد زين، بيروت، (span dir="LTR")]بى(span dir="LTR")‌تا.(span dir="LTR")[؛ (span dir="LTR")]ابوشجاع روذراورى، (em)ذيل كتاب تجارب الامم(/em)، در مسكويه، ج۷؛ ابوعبيد، (em)كتاب(/em)(span dir="LTR")‌(em)الاموال(/em)، چاپ محمدخليل هراس، بيروت ۱۴۰۸/ ۱۹۸۸(span dir="LTR")[؛ يعقوب(span dir="LTR")‌بن ابراهيم ابويوسف، (em)كتاب الخراج(/em)، بيروت ۱۳۹۹/۱۹۷۹؛ (span dir="LTR")]بلاذرى (بيروت)؛ مُحَسّن(span dir="LTR")‌بن على تَنّوخى، (em)كتاب(/em)(span dir="LTR")‌(em)الفرج بعداًلشدة(/em)، چاپ عبود شالجى، بيروت ۱۳۹۸/ ۱۹۷۸(span dir="LTR")[؛ عبدالملك(span dir="LTR")‌بن محمد ثعالبى،(em) لطائف(/em)(span dir="LTR")‌(em)المعارف(/em)، چاپ ابراهيم ابيارى و حسن كامل صيرفى، (span dir="LTR")]قاهره (span dir="LTR")?۱۳۷۹/ ۱۹۶۰(span dir="LTR")[؛ (span dir="LTR")]عمروبن بحر جاحظ، (em)رسائل الجاحظ: الرسائل السياسية(/em)، چاپ على ابوملحم، بيروت  ۱۹۸۷(span dir="LTR")[؛ محمدبن عبدوس جهشيارى، (em)كتاب(/em)(span dir="LTR")‌(em)الوزراء الكتّاب(/em)، چاپ مصطفى سقا، ابراهيم ابيارى، و عبدالحفيظ شلبى، قاهره ۱۳۵۷/۱۹۳۸؛ محمدبن احمد خوارزمى، (em)مفاتيح(/em)(span dir="LTR")‌(em)العلوم(/em)، مصر ۱۳۴۲؛ (span dir="LTR")]محمدبن احمد ذهبى، (em)تاريخ الاسلام و وفيات المشاهير و الاعلام(/em)، چاپ عمر عبدالسلام تدمرى، حوادث و وفيات ۶۱۱ـ۶۲۰ه .، بيروت ۱۴۱۸/۱۹۹۷؛ جمال(span dir="LTR")‌الدين شيال، (em)مجموعة(/em)(span dir="LTR")‌(em)الوثائق الفاطمية: وثائق الخلافة و ولاية العهد و الوزارة(/em)، قاهره ۱۴۲۲/ ۲۰۰۲(span dir="LTR")[؛ ابراهيم(span dir="LTR")‌بن هلال صابى، (em)المختار من رسائل ابى(/em)(span dir="LTR")‌(em)اسحق ابرهيم(/em)(span dir="LTR")‌(em)بن هلال(/em)(span dir="LTR")‌(em)بن زهرون الصابى(/em)، ج۱،  چاپ شكيب ارسلان، بعبدا، لبنان ۱۸۹۸؛ (span dir="LTR")]هلال(span dir="LTR")‌بن مُحَسِّن صابى، (em)الملحق بذيل(/em)(span dir="LTR")‌(em)الروذراورى (/em)(span dir="LTR")](em)ذيل كتاب تجارب الامم(/em)(span dir="LTR")[(em) و هو الجزء الثامن من تاريخ ابى(/em)(span dir="LTR")‌(em)الحسين هلال(/em)(span dir="LTR")‌(em)بن المحسّن(/em)(span dir="LTR")‌(em)بن ابراهيم(/em) (em)الصابى الكاتب(/em)، در مسكويه، ج۷، ۱۳۷۹ش؛ همو، (em)الوزراء، او، تحفة(/em)(span dir="LTR")‌(em)الامراء فى تاريخ الوزراء(/em)، چاپ عبدالستار احمد فراج، قاهره  ۱۹۵۸(span dir="LTR")[؛ محمدبن يحيى صولى، (em)اخبار الراضى باللّه و المتقى اللّه من كتاب الاوراق(/em)، چاپ هيورث دن، قاهره ۱۳۵۴/۱۹۳۵؛ (span dir="LTR")]طبرى، تاريخ  (بيروت)؛ حسن(span dir="LTR")‌بن عبداللّه عباسى، (em)آثار الاول فى ترتيب الدول(/em)، چاپ عبدالرحمان عميره، بيروت  ۱۴۰۹/ ۱۹۸۹(span dir="LTR")[؛ (span dir="LTR")]عريب(span dir="LTR")‌بن سعد قرطبى، (em)صلة تاريخ(/em)(span dir="LTR")‌(em)الطبرى(/em)، در محمدبن جرير طبرى، (em)تاريخ(/em)(span dir="LTR")‌(em)الطبرى: تاريخ(/em)(span dir="LTR")‌(em)الامم و الملوك(/em)، چاپ محمد ابوالفضل ابراهيم، ج۱۱، بيروت، بى(span dir="LTR")‌تا.؛ قَلقَشندى(span dir="LTR")[؛ محمدبن يوسف كندى، (em)ولاة مصر(/em)، چاپ حسين نصّار، بيروت ۱۳۷۹/۱۹۵۹؛ (span dir="LTR")]على(span dir="LTR")‌بن محمد ماوردى، (em)الاحكام السلطانية و الولايات الدينية(/em)، چاپ احمد مبارك بغدادى، كويت ۱۴۰۹/۱۹۸۹؛ آدام متز، (em)تمدن اسلامى در قرن چهارم هجرى، يا، رنسانس اسلامى(/em)، ترجمه عليرضا ذكاوتى قراگزلو، تهران ۱۳۶۴ش؛ مسكويه؛ احمدبن على مَقريزى، (em)اتّغاظ الحنفا باخبار الائمة الفاطميين الخلفا(/em)، ج۳، چاپ محمدحلمى محمداحمد، قاهره ۱۴۱۶/ ۱۹۹۶؛ همو، (em)كتاب(/em)(span dir="LTR")‌(em)المواعظ و الاعتبار بذكرالخطط و الآثار، المعروف (/em)(em)بالخطط المقريزية(/em)، بولاق ۱۲۷۰، چاپ افست بغداد ۱۹۷۰؛ ياقوت حموى، (em)كتاب معجم(/em)(span dir="LTR")‌(em)البلدان(/em)، چاپ فرديناند ووستنفلد، لايپزيگ ۱۸۶۶ـ ۱۸۷۳، چاپ افست تهران ۱۹۶۵؛ همو، (em)معجم(/em)(span dir="LTR")‌(em)الادباء(/em)، چاپ احسان عباس، بيروت ۱۹۹۳؛ يعقوبى، (em)البلدان(/em)؛ همو، تاريخ(span dir="LTR")[؛
(p style="text-align: justify;")
Nabia Abbott,(em) The Kurrah papyri(/em), Chicago ۱۹۳۸; A. Grohmann,(em) Aper(/em)(em)ç(/em)(em)u de papyrologie arabe: ètudes de papyrologie(/em), vol.۱, Cairo ۱۹۳۲; [Alfred von Kremer,(em) The Orient under the caliphs(/em), tr. S. Khuda Bukhsh, Delhi ۱۹۸۳; A. S. Tritton,(em) Caliphs and their non-Muslim subjects: a critical study of the covenant of(/em) ‘(em)Umar(/em), London(span dir="RTL")، ۲۰۰۸;  Edward von Zambaur,(em) Manuel de gènèalogie et de chronologie pour l’histoire de l’Islam(/em), Hannover ۱۹۲۷, repr. Osnabrück ۱۹۷۶].
(p dir="RTL" style="text-align: justify;")
براى صورت كامل منابع←
(p dir="RTL" style="text-align: justify;")
 (em)(span dir="LTR")EI(sup)۲(/sup)(/em)(span dir="LTR"), s.v. "D(span dir="LTR")ī(span dir="LTR")wān.I: the Caliphate"
(p dir="RTL" style="text-align: justify;")
/ عبدالعزيز دورى، با اندكى تلخيص(span dir="LTR")‌و تصرف از (em)د. اسلام(/em) /
(p dir="RTL" style="text-align: justify;")
 
(p dir="RTL" style="text-align: justify;")
۲) در مصر
(p dir="RTL" style="text-align: justify;")
به سبب آنكه پيوستگى در نهادهاى ادارى نيرومندتر از تحولات حكومتى است، تقسيمات روشنى از تحول ديوان در مصر وجود ندارد؛ اما اين تحولات را در سه دوره مى(span dir="LTR")‌توان بررسى كرد: ۱. دوره(span dir="LTR")‌اى كه مصر ايالتى از حكومت بزرگ اسلامى بود (۱۸ـ۳۵۸)؛ ۲. دورة خلافت فاطميان (۳۵۸ـ۵۶۷)؛ ۳. دورة ايوبيان و مماليك (۵۶۷ـ۹۲۳). منابع بخش اول عبارت است از گزارشهاى پراكندة مورخان متقدم و متأخر، و ادب(span dir="LTR")‌الكُتّابها و نيز پاپيروسهاى عربى. براى دوره(span dir="LTR")‌هاى دوم و سوم آيين(span dir="LTR")‌نامه(span dir="LTR")‌ها و آثار دايرة(span dir="LTR")‌المعارفى مربوط به كاتبان، اطلاعات بسيارى در اختيار مى(span dir="LTR")‌نهد. مورخان در اين دوره به حقايق عينى بيش از وصفهاى نظرى پيشين توجه دارند. در ميان آثار مورخان بعدى، (em)الخطط (/em)مَقريزى (متوفى ۸۴۵) اهميت چشمگيرى دارد. وى تقریباً گزارش پيوسته(span dir="LTR")‌اى از وضع ادارى مصر، از آغاز پيروزى مسلمانان تا زمان خود، به(span dir="LTR")‌دست مى(span dir="LTR")‌دهد (← ج۱، ص(span dir="LTR")‌۸۱ به(span dir="LTR")‌بعد،  ۳۹۷ به(span dir="LTR")‌بعد، ج۲، ص(span dir="LTR")‌۲۱۵ به(span dir="LTR")‌بعد) و علاوه بر آن اضافات بسيار مهمى در شرح(span dir="LTR")‌حالها و وصف بناها و جز آن دارد.
(p dir="RTL" style="text-align: justify;")
الف) دورة اول. مسلمانان كار ادارى را كه روميان شرقى با كمك مسيحيانِ ساكن مصر پايه(span dir="LTR")‌گذارى كرده بودند، ادامه دادند و حتى به(span dir="LTR")‌كارگيرى زبان قبطى را مجاز دانستند.
(p dir="RTL" style="text-align: justify;")
چون اصطلاح ديوان در مصر تحت حكومت روم شرقى به(span dir="LTR")‌كار نمى(span dir="LTR")‌رفت، شايد بتوان نتيجه گرفت كه اين اصطلاح را مديران جديد آورده باشند. ساويرس(span dir="LTR")‌بن مقفّع (زنده حـ۳۹۰؛ ← ابن(span dir="LTR")‌مقفع(sup)*(/sup)، ساويرس) گزارش مى(span dir="LTR")‌دهد كه دومين والى مصر عبداللّه(span dir="LTR")‌بن ابى(span dir="LTR")‌سَرح (۲۴ـ۳۵)، ديوان را در مصر (فسطاط) تأسيس كرد كه همة مالياتهاى مصر به اين ديوان پرداخت مى(span dir="LTR")‌شد (← عبود، ص(span dir="LTR")‌۱۳؛ دنت، ص(span dir="LTR")‌۷۴).
(p dir="RTL" style="text-align: justify;")
متأسفانه منابع اسلامى هيچ(span dir="LTR")‌گونه تأييدى نه از تأسيس يك ادارة مركزى و نه از كاربرد كلمة ديوان براى آن ــ در همان اوايل ــ عرضه نمى(span dir="LTR")‌كنند. مقريزى (ج۱، ص(span dir="LTR")‌۹۴) نقل مى(span dir="LTR")‌كند كه معاويه در دورة فرمانروايى مَسْلمة(span dir="LTR")‌بن مخلَّد انصارى بر مصر (حك: ۴۷ـ۶۲؛ دربارة او ← كندى، ص(span dir="LTR")‌۶۱ـ۶۳) بر هر يك از قبايل عرب مصر مأمورى گماشت تا هر صبح در ميان عربهاى مهاجر بگردد و دربارة تغييرات در وضع خانواده(span dir="LTR")‌هاى آنها يا ورود مهمانان پرس(span dir="LTR")‌وجو كند و نتيجه را به ديوان گزارش دهد. آنگاه والى مصر به اهل ديوان (كارمندان ديوان) دستور پرداخت عطاياى افزوده(span dir="LTR")‌شده را مى(span dir="LTR")‌داد. اين روايت حاكى از وجود يك ادارة سازماندهى(span dir="LTR")‌شده به نام ديوان براى ثبت و پرداخت مقرريهاى عربهاى مهاجر است. به نوشتة كندى (ص(span dir="LTR")‌۹۱ـ۹۲) نخستين ديوان را در مصر عمروبن عاص(sup)*(/sup)، دومين را عبدالعزيزبن مروان(sup)*(/sup)، سومين را قُرّة(span dir="LTR")‌بن شَريك(sup)*(/sup)، و چهارمين را بِشربن صفوان تأسيس كردند. پس از تأسيس چهارمين ديوان و در دورة خلافت هشام(span dir="LTR")‌بن عبدالملك(span dir="LTR")‌بن مروان (۱۰۵ـ۱۲۵)، طايفة قيس نيز در فهرست اين ديوان قرار گرفت (← همانجا). اين اشارة كندى نشان مى(span dir="LTR")‌دهد كه اصطلاح ديوان از همان اوايل به معناى «فهرستهاى مقررى قبايل عرب مسلمان» به(span dir="LTR")‌كار مى(span dir="LTR")‌رفت و اين فهرستها هرجا كه قبايل نقل(span dir="LTR")‌مكان مى(span dir="LTR")‌كردند همراه آنان فرستاده مى(span dir="LTR")‌شد. ازاين(span dir="LTR")‌رو، ديوان يا همان فهرست مقررى قيسيان نيز به مصر منتقل و به دواوين موجود قبلى افزوده شد.
(p dir="RTL" style="text-align: justify;")
در خلال نيمة دوم قرن اول، كاربرد اصطلاح ديوان به معناى دفاتر مركزى حكومت بايد عمومى(span dir="LTR")‌تر شده باشد. در منابع آمده(span dir="LTR")‌است كه تغيير نظام دواوين مصرى از قبطى به عربى در سال ۸۷ انجام گرفت (← همان، ص(span dir="LTR")‌۸۰؛ مقريزى، ج۱، ص۹۸). اين فقط بدين معنا مى(span dir="LTR")‌تواند باشد كه اصطلاح ديوان تا پيش از سال ۸۷، به دفتر مركزى حكومت در فسطاط اطلاق مى(span dir="LTR")‌شده(span dir="LTR")‌است. نخستين عامل خراج يا كارگزار مستقل مالى اسامة(span dir="LTR")‌بن زيد تنوخى بود كه در سال ۹۶ در پى مرگ والى، قرّة(span dir="LTR")‌بن شريك، از جانب خليفه سليمان(span dir="LTR")‌بن عبدالملك تعيين شد. اينكه اسامه با كمك يك ديوان كار مى(span dir="LTR")‌كرد از اين گزارش مقريزى (ج۱، ص(span dir="LTR")‌۷۷) برمى(span dir="LTR")‌آيد كه عمربن عبدالعزيز (۹۹ـ۱۰۱) مسلمانان را از ماليات سرانه معاف كرد و اين موضوع را به ديوان (خراج؟) اطلاع داد. در ۱۰۵، والى حرّبن يوسف مأموران ديوان را نزد كشاورزان قبطى فرستاد تا آنان را به پرداخت مالياتهاى سنگين(span dir="LTR")‌تر مجبور سازند. دو سال بعد عامل خراج معروف، عبيداللّه(span dir="LTR")‌بن حَبحاب(sup)*(/sup) (بِكِر، ۱۹۰۲ـ۱۹۰۳، ص(span dir="LTR")‌۱۰۷ـ۱۱۰)، فهرست ماليات(span dir="LTR")‌دهندگان را به(span dir="LTR")‌دقت و همراه با اطلاعات تفصيلى براى ديوان خراج تدوين و تنظيم كرد (مقريزى، ج۱، ص(span dir="LTR")‌۷۴، ۹۹). اصحاب اهراء (كارگزاران سيلوى حكومتى) نيز در پاپيروسى به تاريخ شوال ۹۰ ذكر شده(span dir="LTR")‌اند، كه به(span dir="LTR")‌نظر مى(span dir="LTR")‌رسد همان كارمندان ديوان اَهراء باشند كه بعدها نابلسى آنها را فهرست كرد (← بكر، ۱۹۰۶، ج۱، ص(span dir="LTR")‌۳۷، ۴۹، ۷۰؛ نيز ← سطور بعد).
(p dir="RTL" style="text-align: justify;")
از مقريزى (ج۲، ص(span dir="LTR")‌۲۲۶) نقل شده(span dir="LTR")‌است كه ديوان بريد در دوره(span dir="LTR")‌هاى متقدم مقدّم بر ديوان انشاء بوده(span dir="LTR")‌است (نيز ← بيوركمن، ص(span dir="LTR")‌۱۸، يادداشت ۳)، و گروهمان (۱۹۵۹، ص(span dir="LTR")‌۳۵) مسلّم مى(span dir="LTR")‌داند كه دفاتر عايدى با يك عامل و جانشين در محلهاى مهم ايالتها، علاوه(span dir="LTR")‌بر دفاتر بسيار ديگر، وجود داشته(span dir="LTR")‌است. وجود ديوان اسفل(span dir="LTR")‌الارض (ديوان مصر سفلا) نيز از روى يك پاپيروس مورخ ۱۴۳ ثابت شده(span dir="LTR")‌است (بكر، ۱۹۰۶، ج۱، ص(span dir="LTR")‌۳۶، يادداشت ۹؛ گروهمان، (span dir="LTR")>پاپيروس(span dir="LTR")‌هاى عربى در كتابخانه مصر(span dir="LTR")<، ج۴، ص۱۴۳؛ نيز ← سطور بعدى).
(p dir="RTL" style="text-align: justify;")
افزايش دواوين در سالهاى نزديك به ظهور طولونيان درخور توجه است (← مقريزى، ج۱، ص(span dir="LTR")‌۱۰۷؛ نيز ← بكر، ۱۹۰۲ـ ۱۹۰۳، ص(span dir="LTR")‌۱۴۴؛ گروهمان، ۱۹۳۸، ص(span dir="LTR")‌۱۳۲). ابن(span dir="LTR")‌مدبر(sup)*(/sup)، كارگزار معروف امور مالى، مالياتهاى تازه(span dir="LTR")‌اى براى چرا و صيد ماهى (مراعى و مَصايد) تعيين و ديوان ويژه(span dir="LTR")‌اى براى ادارة آنها تأسيس كرد. ازسوى ديگر، با فرمانى از جانب معتصم عباسى مستمريهاى مهاجران عرب طبع شد كه در پى آن دواوين وابسته نيز بايست تعطيل شده باشند. مقرّ ديوان خراج در فسطاط نخست ساختمانى نزديك مسجد عمرو بود. متولى خراج براى واگذارى و ارزيابى اراضى اقطاعى، در ميان مردم در مسجد مى(span dir="LTR")‌نشست. احمدبن طولون مقرّ اين ديوان را به مسجد احمدبن طولون منتقل كرد و تا دورة فاطميان وضع به همين منوال باقى ماند (مقريزى، ج۱، ص(span dir="LTR")‌۸۲، ۱۰۷). پاپيروس مورخ ۳۰۱، مالياتخانه(span dir="LTR")‌اى محلى را به نام ديوان(span dir="LTR")‌الخراج وصف مى(span dir="LTR")‌كند (گروهمان، (span dir="LTR")>پاپيروس(span dir="LTR")‌هاى  عربى در كتابخانة مصر(span dir="LTR")<، ج۴، ص(span dir="LTR")‌۲۲۷). استقلال عملى (span dir="LTR")]نه رسمى(span dir="LTR") [مصر از خلافت بغداد در عهد احمدبن طولون با تأسيس ديوان(span dir="LTR")‌الانشاء و نصب ابوجعفر محمدبن احمدبن مودود (متوفى ۲۷۸)، در مقام اولين رئيس آن، علنى شد (← قَلقَشندى، ج۱، ص۹۵).
(p dir="RTL" style="text-align: justify;")
ب) دورة فاطميان. منابع اصلى براى اطلاعات عمومى در اين دوره عبارت است از: قلقشندى (ج۳، ص(span dir="LTR")‌۴۹۰ـ۴۹۶)، ووستنفلد، (span dir="LTR")] ۱۹۷۶(span dir="LTR")[، مقريزى (ج۱، ص(span dir="LTR")‌۳۹۷ـ۴۰۲) و ابن(span dir="LTR")‌مماتى ((em)قوانين الدواوين(/em)؛ براى دهه(span dir="LTR")‌هاى آخر سلسله فاطميان و سالهاى اول ايوبيان).
(p dir="RTL" style="text-align: justify;")
منبع اصلى براى ديوان انشاء، به(span dir="LTR")‌ويژه كتاب (em)قانون ديوان الانشاء(/em) اثر ابن(span dir="LTR")‌صيرفى است. گزارشهاى قلقشندى و مقريزى عمدتاً مبتنى است بر اثر مفقودشده(span dir="LTR")‌اى به نام (em)نزهة(/em)(span dir="LTR")‌(em)المقلَتين فى اخبار الدولتين الفاطمية و الصلاحية(/em) نوشتة مرتضى ابومحمد عبدالسلام(span dir="LTR")‌بن محمدبن طُوير قيسرايى كه از زندگى وى اطلاعى دردست نيست.
(p dir="RTL" style="text-align: justify;")
برطبق گزارش ابن(span dir="LTR")‌طوير (← قلقشندى، ج۳، ص(span dir="LTR")‌۴۸۹ـ ۴۹۰؛ مقريزى، ج۱، ص(span dir="LTR")‌۳۹۷) اولين دفتر ادارى و مادر همة دواوين، ديوان(span dir="LTR")‌المجلس (ديوان شورا) بوده كه همة كارهاى اجرايى در آن متمركز بوده(span dir="LTR")‌است. در اين ديوان شمارى منشى در اتاقهاى مخصوص(span dir="LTR")‌به(span dir="LTR")‌خود همراه يك يا دو دستيار (معين) مى(span dir="LTR")‌نشستند. رئيس اين ديوان مسئول واگذارى اقطاعات بود (بكر، ۱۹۲۴ـ۱۹۳۲، ص(span dir="LTR")‌۲۲۶؛ بيوركمن، فهرست؛ كاهن، ۱۹۵۳) و حكمهاى وى دفترالمجلس (سند شورا) ناميده مى(span dir="LTR")‌شد. بخشهاى مختلف ديوان(span dir="LTR")‌المجلس به امورى از قبيل صدقات، هدايا، پوشاك و ادارة خزانة خصوصى سلطان مى(span dir="LTR")‌پرداخت. منابع ما معلوم نمى(span dir="LTR")‌كند كه آيا ديوان مذكور پيش از فاطميان وجود داشته يا هنگام تجزية آن به دواوين مستقل به(span dir="LTR")‌وجود آمده(span dir="LTR")‌است، اما بعيد نيست كه ديوان(span dir="LTR")‌المجلس سلف ديوان(span dir="LTR")‌الاموال باشد و ديوان(span dir="LTR")‌الانشاء نيز هم(span dir="LTR")‌زمان با آن به(span dir="LTR")‌وجود آمده باشد.
(p dir="RTL" style="text-align: justify;")
فهرست دواوين كه از منابع مذكور فراهم شده، در ادامة مقاله آمده(span dir="LTR")‌است؛ هرچند اين فهرست كامل نيست. اين را نيز بايد درنظر داشته باشيم كه دفاتر گوناگونى كه معروف به ديوان بودند به(span dir="LTR")‌لحاظ رتبه در يك سطح قرار ندارند، هم(span dir="LTR")‌چنان(span dir="LTR")‌كه ديوان گاهى اوقات حتى به معنى شعبه(span dir="LTR")‌هاى استانى دفاتر مركزى هم آمده(span dir="LTR")‌است.
(p dir="RTL" style="text-align: justify;")
۱) ديوان(span dir="LTR")‌الانشاء يا ديوان(span dir="LTR")‌الرسائل، يا ديوان(span dir="LTR")‌المكاتبات كه به سه بخش فرعى تقسيم شده(span dir="LTR")‌است: الف) صحابة ديوان(span dir="LTR")‌الانشاء و المكاتبات يا ديوان(span dir="LTR")‌النظر. مقام عالى اين ديوان، رئيس يا متولى يا صاحب يا مُشِدّ (به معناى مدير) ناميده مى(span dir="LTR")‌شد و وى را شيخ اجل خطاب مى(span dir="LTR")‌كردند. ب) دايرة استيناف (توقيعات بالقلم الدقيق) كه مسئول رسيدگى به احكام خليفه دربارة دادخواستهايى بود كه مردم در خلال بار عام به وى تقديم كرده بودند. ج) دايرة تنفيذ (توقيعات بالقلم الجليل) كه احكام دفتر استيناف را با دادن مكتوبهاى حقوقى متعدد به درخواست(span dir="LTR")‌كنندگان تنفيذ مى(span dir="LTR")‌كرد. ديوان(span dir="LTR")‌الانشاء دواير كوچك(span dir="LTR")‌ترى نيز داشت كه عبارت بودند از: دايرة مكاتبه با ملوك بيگانه؛ هيئت انتصابها؛ دايرة مكاتبه با امرا و بزرگان دولتى؛ دايره(span dir="LTR")‌اى براى بخشنامه(span dir="LTR")‌ها (مناشير)، فرمانهاى محرمانه (كتب لِطاف) و رونوشتها (نُسَخ؛ ← قلقشندى، ج۱، ص(span dir="LTR")‌۱۳۰، ج۳، ص(span dir="LTR")‌۴۸۶ـ۴۸۸؛ مقريزى، ج۱، ص(span dir="LTR")‌۴۰۲).
(p dir="RTL" style="text-align: justify;")
۲) ديوان(span dir="LTR")‌الجيش و الرواتب كه به سه بخش تقسيم مى(span dir="LTR")‌شد: الف) ديوان(span dir="LTR")‌الجيش، يك نوع ستاد جنگ مانند ادارة سپاهيگرى كه رئيس آن بايستى مسلمان مى(span dir="LTR")‌بود؛ ب) ديوان(span dir="LTR")‌الرواتب، يا همان دفتر مركزى حقوق كه متصدى پرداخت حقوق به همه حقوق(span dir="LTR")‌بگيران، از وزير تا گروههاى سواره(span dir="LTR")‌نظام، بود؛ ج) ديوان(span dir="LTR")‌الاقطاع (← قلقشندى، ج۳، ص(span dir="LTR")‌۴۸۹؛ مقريزى، ج۱، ص(span dir="LTR")‌۴۰۱ـ۴۰۲؛ نيز ← ديوان(span dir="LTR")‌جند(sup)*(/sup)).
(p dir="RTL" style="text-align: justify;")
۳) ديوان(span dir="LTR")‌الاموال كه به چهارده بخش تقسيم مى(span dir="LTR")‌شد كه هريك از آنها عنوان ديوان داشتند. قلقشندى (ج۳، ص(span dir="LTR")‌۴۸۹ـ ۴۹۲) و مقريزى (ج۱، ص(span dir="LTR")‌۴۰۰ـ۴۰۱) بسيار خلاصه اين بخشها را برشمرده(span dir="LTR")‌اند. ابن(span dir="LTR")‌مماتى (ص(span dir="LTR")‌۲۹۷ـ۳۰۶) فهرستى از هفده كارمند از طبقه مستخدمان دولتى (اسماءالمستخدمينَ مِن حَمَلة(span dir="LTR")‌الاَقلام) ارائه داده(span dir="LTR")‌است كه ظاهراً كارمندان ديوان اموال بوده(span dir="LTR")‌اند. اين چهارده بخش عبارت(span dir="LTR")‌اند از: ۱. نظرالدواوين يا ديوان(span dir="LTR")‌النظر، كه مقام عالى اين ديوان رئيس ديوان(span dir="LTR")‌الاموال (يعنى وزير امور دارايى) بود. ابن(span dir="LTR")‌مماتى بين ناظر ديوان (بازرس يا بازرس مالى كه حسابها را بررسى مى(span dir="LTR")‌كرد و مهر تأييد مى(span dir="LTR")‌زد) و متولى (يا رئيس ديوان كه عهده(span dir="LTR")‌دار همه دادوستدها بود) فرق مى(span dir="LTR")‌گذارد (بكر، ۱۹۲۴ـ۱۹۳۲، ص(span dir="LTR")‌۱۷۰، ۱۷۳). ۲. ديوان التحقيق (ديوان بازپرسى ادارى) كه آن را افضل(span dir="LTR")‌بن بدرالجمالى(sup)*(/sup) در ۵۰۱ تأسيس كرد و يك يهودى و يك مسيحى رؤساى آن بودند، اين ديوان بعدها چندان دوام نياورد ← (span dir="LTR")]ابن(span dir="LTR")‌مُيَسَّر، ص(span dir="LTR")‌۷۷(span dir="LTR")[. ۳. ديوان(span dir="LTR")‌المجلس كه فقط مسئول رسيدگى به امور مربوط به هدايا، خيرات و صدقات و ديگر امور ملوكانه بود. ۴. ديوان خزاين(span dir="LTR")‌الكِسْوَة، يعنى ادارة جامه(span dir="LTR")‌خانه(span dir="LTR")‌ها (دربارة خزاين متعدد ← فهرستهاى طولانى قلقشندى، ج۳، ص(span dir="LTR")‌۴۷۱ـ ۴۷۴؛ مقريزى، ج۱، ص۴۰۸ به(span dir="LTR")‌بعد). ۵. (span dir="LTR")]ديوان(span dir="LTR")[ الطِّراز، يعنى ادارة خزاين و كارگاههاى جامه(span dir="LTR")‌هاى نشان(span dir="LTR")‌دار. اين ديوان متصدى شعبه(span dir="LTR")‌هايى بود كه در اماكن مختلف در كنار كارگاههاى ذى(span dir="LTR")‌ربط ايجاد شده (span dir="LTR")‌بود، مثلاً شعبه(span dir="LTR")‌هاى اسكندريه، دمياط و تنّيس (← ابن(span dir="LTR")‌مماتى، ص۳۳۰ـ۳۳۱؛ نيز ← گروهمان، ۱۹۵۹، ص(span dir="LTR")‌۴۴). ۶. ديوان(span dir="LTR")‌الاحباس (ادارة اوقاف). اين ديوان از زمان بنيادگذارى در ۳۶۳ به فرمان خليفه معزّ، متصدى امور وقف بود و كارگزاران آن فقط از مسلمانان بودند (مقريزى، ج۲، ص(span dir="LTR")‌۲۹۵ به(span dir="LTR")‌بعد؛ نيز ← كاهن، ۱۹۵۶، ص(span dir="LTR")‌۲۴ـ۲۵). ۷. ديوان(span dir="LTR")‌الرواتب روشن نيست چه نسبتى بين اين ديوان و دايره(span dir="LTR")‌اى به همين نام در ديوان(span dir="LTR")‌الجيش بوده(span dir="LTR")‌است. احتمالاً اين ديوان نوعى سَلَف براى ديوان(span dir="LTR")‌الخاص(span dir="LTR")‌(ديوان اموال خصوصى خليفه) بوده(span dir="LTR")‌است (← قلقشندى، ج۳، ص(span dir="LTR")‌۴۵۲، ۴۸۹). ۸. ديوان(span dir="LTR")‌الصعيد (ديوان مصر عليا). ۹. ديوان اسفل(span dir="LTR")‌الارض (ديوان مصر سفلى). ۱۰. (span dir="LTR")]ديوان(span dir="LTR") [الثغور المحروسه (ديوان نواحى مرزى) كه در شهرهاى مرزى اسكندريه، دَمياط، تَنّيس و عيذاب براى ستاندن عوارض گمركى از بازرگانان ايجاد شده بود (← ابن(span dir="LTR")‌مماتى، ص(span dir="LTR")‌۳۲۵ـ۳۲۷). ۱۱. ديوانهاى «الجوالى» و «المواريث»، يعنى ديوان ماليات سرانه و ديوان ماليات بر ارث اهل ذمه (← همان، ص(span dir="LTR")‌۳۰۶، ۳۱۷ـ۳۲۰؛ نيز ← لوكه(span dir="LTR")‌گارد، ص(span dir="LTR")‌۵۱، ۱۴۰ـ۱۴۱؛ بكر، ۱۹۲۴ـ۱۹۳۲، ص(span dir="LTR")‌۱۷۲؛ كاهن، ۱۹۵۶، ص(span dir="LTR")‌۲۴). ۱۲. ديوان الخراجى و الهلالى، يعنى همان ديوان مالياتهاى شرعى و غيرشرعى (لوكه(span dir="LTR")‌گارد، ص(span dir="LTR")‌۱۸۵ـ۱۸۶؛ بكر، ۱۹۲۴ـ۱۹۳۲، ص(span dir="LTR")‌۱۷۷ـ۱۷۹). ابن(span dir="LTR")‌مماتى چند كارمند در اين ديوان برمى(span dir="LTR")‌شمارد: جَهبذ يا محصل مالياتى، شاهد يا سردفتر كه صورت(span dir="LTR")‌حسابها را تأييد مى(span dir="LTR")‌كرد، ماسح (مساحت(span dir="LTR")‌كننده) و كارمندان ديگر. ۱۳. ديوان(span dir="LTR")‌الكُراع يا ديوان(span dir="LTR")‌الاصطبلات (ديوان اسبها يا اصطبلها). ۱۴. ديوان(span dir="LTR")‌الجهاد يا ديوان(span dir="LTR")‌العمائر (ديوان جهاد يا ديوان بحريه) كه مقرّ آن در كارگاه كشتى(span dir="LTR")‌سازى قاهره بود و به(span dir="LTR")‌عنوان مركز ادارى نيروى دريايى اداى وظيفه مى(span dir="LTR")‌كرد (← ابن(span dir="LTR")‌مماتى، ص(span dir="LTR")‌(span dir="LTR")] ۲۹۷(span dir="LTR")[، ۳۳۹ـ۳۴۰).
(p dir="RTL" style="text-align: justify;")
ج) دوره ايوبيان. گسست سياسى و مذهبى در مصر كه حاصل انقراض خلافت فاطمى بود، با تداوم نظام ادارى به دست شخصيت برجسته قاضى(span dir="LTR")‌فاضل محيى(span dir="LTR")‌الدين (← بيسانى(sup)*(/sup)، ابوعلى)، جبران شد. وى آخرين صاحب ديوان انشاء بود كه ازسوى صلاح(span dir="LTR")‌الدين (متوفى ۵۸۹) در همان سِمَت ابقا شد و بعدها وزارت يافت. بنابراين قاضى فاضل و شاگردان متعدد او يك حلقه اتصال ميان اين دو دوره ايجاد مى(span dir="LTR")‌كنند. همان(span dir="LTR")‌طور كه پيشتر گفته شد (em)قوانين(/em)(span dir="LTR")‌(em)الدواوين(/em) ابن(span dir="LTR")‌ممّاتى(sup)*(/sup) منبعى دست اول براى نيمه اول دوره ايوبيان به(span dir="LTR")‌شمار مى(span dir="LTR")‌رود و در نيمه دوم اين دوره نيز آثار ابن(span dir="LTR")‌شيث قُرَشى و عثمان نابلسى ــ هر دو از شاگردان قاضى فاضل ــ از منابع اصلى انشاء و كتابت به(span dir="LTR")‌شمار مى(span dir="LTR")‌رود؛ ديوان انشاء از ديدگاه ابن(span dir="LTR")‌شيث مهم(span dir="LTR")‌ترين ديوان دولتى است و ازاين(span dir="LTR")‌رو رئيس آن (صاحب ديوان) بايد در اخلاق اسوه باشد تا با مرتبه عالى و مقام والايى كه در ميان هم(span dir="LTR")‌قطارانش دارد مطابقت كند. مسئولِ پس از او كه پاسخ نامه(span dir="LTR")‌ها و اسناد را مى(span dir="LTR")‌فرستاد، متولى كتابة(span dir="LTR")‌الانشاء، سرپرست دبيران ديوان، ناميده مى(span dir="LTR")‌شد. ديوانهاى ديگرى كه ابن(span dir="LTR")‌شيث آنها را برشمرده عبارت(span dir="LTR")‌اند از: ديوان(span dir="LTR")‌الجيوش كه رئيس آن، كاتب(span dir="LTR")‌الجيش، مقامش پايين(span dir="LTR")‌تر از صاحب ديوان انشاء بود. وى دفتر حساب (يا جريده(span dir="LTR")‌اى) داشت كه اسامى و املاك همه نظاميان در آن قيد شده بود و براساس آن حقوق آنها، حتى اگر هيچ رئيسى براى ديوان(span dir="LTR")‌الاقطاع تعيين نشده بود، پرداخت مى(span dir="LTR")‌شد. ديوان(span dir="LTR")‌الاقطاع ظاهراً ديوانى مستقل و رئيس آن دون(span dir="LTR")‌پايه(span dir="LTR")‌تر از رئيس ديوان(span dir="LTR")‌الجيش بود (نيز ← اقطاع). اين دو با هم كار مى(span dir="LTR")‌كردند و تحت نظارت صاحب ديوان(span dir="LTR")‌النظر كه همان صاحب ديوان(span dir="LTR")‌المال يعنى وزير دارايى بود، قرار داشتند. اين انتصاب مهم مستقیماً به دستور سلطان بود. دستيار صاحب ديوان(span dir="LTR")‌المال، مستوفى (حسابدار) خوانده مى(span dir="LTR")‌شد. مقامهاى ديگر ديوان(span dir="LTR")‌المال عبارت بودند از: شاهد بيت(span dir="LTR")‌المال (سردفتر خزانه(span dir="LTR")‌دارى)، مُشارف (ناظر)، جهبذ (مُحصِّل مالياتى)، و خازن (بايگان). نابلسى فقط اين ديوانها را برمى(span dir="LTR")‌شمارد: ديوان(span dir="LTR")‌الجيوش؛ ديوان(span dir="LTR")‌الانشاء؛ ديوان(span dir="LTR")‌الاحباس، كه در دوره فاطميان به يك وزارت مستقل بيرون از دفتر فرعى ديوان(span dir="LTR")‌الاموال، ارتقا يافته(span dir="LTR")‌بود؛ ديوان(span dir="LTR")‌المال، كه به دو بخش ديوانٌ بالاعمال (ديوان ايالتها) و ديوانٌ بالباب (ديوان دربار) تقسيم مى(span dir="LTR")‌شد. اين دو دايره از ديوانهاى جديد بودند. به(span dir="LTR")‌نظر مى(span dir="LTR")‌رسد اولى جايگزين ديوان(span dir="LTR")‌الصعيد، ديوان اسفل(span dir="LTR")‌الارض و ديوان(span dir="LTR")‌الثغور شده بود و مالياتهاى خراجى و هلالى را در اين ايالتها رسيدگى مى(span dir="LTR")‌كرد. ديوان بالباب متصدى زكات، جوالى (= جزيه) و حق(span dir="LTR")‌الارث/ مواريث و نيز متصدى نظارت بر ديگر بخشهاى خزانه يعنى ديوانهاى يادشده تحقيق، مجالس و جز آن بود.
(p dir="RTL" style="text-align: justify;")
كاربرد وسيع(span dir="LTR")‌تر و مبهم(span dir="LTR")‌تر اصطلاح ديوان در برخى گزارشهاى (em)لُمع(/em)(span dir="LTR")‌(em)القوانينِ(/em) (span dir="LTR")]اثر عثمان نابلسى(span dir="LTR")[ آمده(span dir="LTR")‌است، همچون ديوان خزاين(span dir="LTR")‌السلاح (ديوان زرادخانه)، ديوان ساحل(span dir="LTR")‌السَنَط (ديوان ساحل اقاقيا، گل(span dir="LTR")‌ابريشم؛ ← ابن(span dir="LTR")‌مماتى، ص(span dir="LTR")‌۳۴۷ـ۳۴۸)، و ديوان(span dir="LTR")‌الاهراء. نابلسى همچنين از ديوان(span dir="LTR")‌الزكاة، ديوان(span dir="LTR")‌المواريث و ديوان(span dir="LTR")‌النبوى (ديوان ذرّيه پيامبر) نام برده(span dir="LTR")‌است. ديوان(span dir="LTR")‌النبوى نوع ديگرى از ديوان نقابة(span dir="LTR")‌الاشراف بود و رئيس آن را نقيب(span dir="LTR")‌الاشراف (سرپرست نسل پيامبر) مى(span dir="LTR")‌گفتند (← پوپر، ص(span dir="LTR")‌۱۵، ۱۰۱؛ بيوركمن، فهرست).
(p dir="RTL" style="text-align: justify;")
د) دوره مماليك. سازمان حكومت مماليك نفوذ فزاينده طبقه نظامى (ارباب يا اصحاب(span dir="LTR")‌السيوف) را بر غيرنظاميان، كاتبان (ارباب(span dir="LTR")‌الاقلام)، در بيشتر بخشهاى دولتى نشان مى(span dir="LTR")‌دهد، نظير اعمال قدرت استادار و دوادار. ابن(span dir="LTR")‌خلدون اين حالت را علامت برجسته كهولت يك دوره و يك سلسله، در وضعيتى كه شمشير بر قلم برترى مى(span dir="LTR")‌يابد، دانسته(span dir="LTR")‌است (ج:۱ (em)مقدمه(/em)، ص(span dir="LTR")‌۳۱۸؛ نيز ← گولدتسيهر، ص(span dir="LTR")‌۳۲۱ـ۳۲۹). در اين دوره دو بار براى اصلاح نظام ادارى اقدام شد كه هر دو بر ديوانها اثر گذاشت. نخست سلطان(span dir="LTR")‌ناصر محمدبن قلاوون در ۷۱۰ وزارت را لغو و وظايف آن را ميان چهار كارمند دولتى تقسيم كرد: ناظرالمال (بازرس دارايى)، شادّ الدواوين (مدير ديوانها)، ناظرالخاص (span dir="LTR")‌يا حسابرس اموال خصوصى سلطان (پوپر، ص(span dir="LTR")‌۹۷) و كاتب(span dir="LTR")‌السرّ يا رازدار دولتى (قلقشندى، ج۴، ص(span dir="LTR")‌۲۸ـ۲۹؛ مقريزى، ج۲، ص(span dir="LTR")‌۲۲۷). در دومين اصلاح، نخستين مملوك چركسى سلطان(span dir="LTR")‌ظاهر سيف(span dir="LTR")‌الدين برقوق(sup)*(/sup) (۷۸۴ـ۸۰۱)، با واگذارى اداره ثغر اسكندريه به ديوان(span dir="LTR")‌الخاص، آن را تقويت كرد و ديوان(span dir="LTR")‌المفرد (ديوان دفتر ويژه) را براى نظارت بر مخارج، پوشاك و امور ديگر شاهزادگان مملوك تأسيس كرد، كه هزينه همه اينها با وزير بود. وزير اگرچه رئيس دارايى و «متصدى جمع(span dir="LTR")‌آوری همه نوع ماليات» بود، «عالى(span dir="LTR")‌ترين مقام در ميان رجال عهده(span dir="LTR")‌دار امور مالى» به(span dir="LTR")‌شمار مى(span dir="LTR")‌رفت. بنابراين ابن(span dir="LTR")‌خلدون (ج:۱ (em)مقدمه(/em)، ص(span dir="LTR")‌۳۰۱ـ ۳۰۲) روشن مى(span dir="LTR")‌كند كه چرا بسيارى از «قبطيان كه از زمانهاى گذشته با اين امور آشنا بودند»، براى اين منصب و مناصب مشابه انتخاب مى(span dir="LTR")‌شدند (نيز ← پوپر، ص(span dir="LTR")‌۹۶ـ۹۸).
(p dir="RTL" style="text-align: justify;")
۱. ديوان(span dir="LTR")‌الانشاء، كه كتابة(span dir="LTR")‌السّر نيز ناميده مى(span dir="LTR")‌شد (← قلقشندى، ج۴، ص(span dir="LTR")‌۳۰؛ مقريزى، ج۲، ص(span dir="LTR")‌۲۲۵؛ ابن(span dir="LTR")‌شاهين، ص(span dir="LTR")‌۹۸ـ ۱۰۰) همچنان بسيارى از وظايف پيشين خود را انجام مى(span dir="LTR")‌داد. رئيس آن، كاتب(span dir="LTR")‌السّر، در ميان سلسله(span dir="LTR")‌مراتب مستخدمان دولتى عالى(span dir="LTR")‌ترين رتبه را داشت (مقريزى، ج۲، ص(span dir="LTR")‌۲۲۶؛ نيز ← پوپر، ص(span dir="LTR")‌۷۲؛ ابن(span dir="LTR")‌تَغرى(span dir="LTR")‌بِردى، ۱۹۹۴، ج۷، ص(span dir="LTR")‌۳۷۶ـ۳۷۷؛ بيوركمن، ص(span dir="LTR")‌۴۱ و يادداشت ۳).
(p dir="RTL" style="text-align: justify;")
۲. ديوان(span dir="LTR")‌الجيش يا ديوان(span dir="LTR")‌الجيوش المنصورة متصدى اعطاى اقطاع به نظاميان بود، ازاين(span dir="LTR")‌رو، اين ديوان گاهى ديوان اقطاع نيز خوانده مى(span dir="LTR")‌شد. رئيس آن، ناظرالجيش، غالباً قاضى بود و افزون(span dir="LTR")‌بر صاحب ديوان جيش، كارمندان ديگرى به نامهاى شهود، كُتّاب و غيره او را يارى مى(span dir="LTR")‌دادند (پوپر، ص(span dir="LTR")‌۹۷). بنابه گزارش ابن(span dir="LTR")‌شاهين (ص(span dir="LTR")‌۱۰۳) ديوان(span dir="LTR")‌الجيش به دو بخش منطقه(span dir="LTR")‌اى تقسيم شده بود: ديوان(span dir="LTR")‌الجيش المصرى، و ديوان الجيش الشامى (← ديوان(span dir="LTR")‌جند(sup)*(/sup)).
(p dir="RTL" style="text-align: justify;")
۳. ديوان(span dir="LTR")‌الخاص(span dir="LTR")‌اعتبارش را در حكومت سلطان(span dir="LTR")‌ناصر محمدبن قلاوون به(span dir="LTR")‌دست آورد (← مقريزى، ج۲، ص(span dir="LTR")‌۲۲۷، وجود اين ديوان را پيش از اين در دوره فاطميان گزارش مى(span dir="LTR")‌دهد) و در خلال دهه(span dir="LTR")‌هاى بعد نفوذش بيشتر شد تا اينكه در آغاز عهد برقوق در ۷۹۰ آنگاه كه ديوان خزانه به آن الحاق شد به اوجخود رسيد (← همانجا؛ پوپر، همانجا).
(p dir="RTL" style="text-align: justify;")
۴. ديوان(span dir="LTR")‌المفرد (ديوان دفتر ويژه) را ظاهر برقوق آنگاه كه آن را جايگزين وزارت كرد، بنياد نهاد (مقريزى، ج۲، ص(span dir="LTR")‌۲۲۳؛ قس قلقشندى، ج۳، ص(span dir="LTR")‌۴۵۳، كه دفترى به همين نام را پيش از اين در دوره فاطميان ذكر كرده(span dir="LTR")‌است). رئيس واقعى اين ديوان استادار، صاحب(span dir="LTR")‌السيف، بود كه حتى گاهى لقب افتخارى وزير مى(span dir="LTR")‌گرفت (← ابن(span dir="LTR")‌شاهين، ص(span dir="LTR")‌۱۰۷؛ نيز ← پوپر، ص(span dir="LTR")‌۹۳). ناظر ديوان(span dir="LTR")‌المفرد تحت نظارت استادار با كمك بسيارى از كارمندان، وظايف ديوان مزبور را همچون مواجب، پوشاك، عليق و مانند آن براى سلاطين مماليك به(span dir="LTR")‌انجام مى(span dir="LTR")‌رساند (پوپر، ص(span dir="LTR")‌۹۷).
(p dir="RTL" style="text-align: justify;")
۵. ديوان(span dir="LTR")‌الاموال نظارت بر همه امور مالى را انجام مى(span dir="LTR")‌داد و مسئول پرداخت حقوق و حفظ صورت(span dir="LTR")‌حسابها بود (← قلقشندى، ج۴، ص(span dir="LTR")‌۲۹ به(span dir="LTR")‌بعد). رياست اين ديوان برعهده وزير بود، اما وى نيز همچون ناظر ديوان(span dir="LTR")‌المفرد، به(span dir="LTR")‌تدريجتابع استادار شد و درنتيجه اين ديوان از مرتبه بلند خود سقوط كرد (ابن(span dir="LTR")‌خلدون، ج:۱ (em)مقدمه(/em)، ص(span dir="LTR")‌۳۰۵؛ پوپر، ص(span dir="LTR")‌۹۶).
(p dir="RTL" style="text-align: justify;")
انتصابهاى فلاكت(span dir="LTR")‌بار نيز نشان(span dir="LTR")‌دهنده حالت واقعى امور است، مثلاً در ۸۶۸ يك قصاب به نام شمس(span dir="LTR")‌الدين محمد بباوى وزير و ناظرالدوله مى(span dir="LTR")‌شود، يا در ۸۷۰ يك فرد خبره در شناخت گوشت به نام قاسم يُغيتا ـ شُغيتا شغيته/ جُغَيته اين منصب را برعهده مى(span dir="LTR")‌گيرد، كه هر دو از تحصيلات بى(span dir="LTR")‌بهره بودند (ابن(span dir="LTR")‌تغرى بردى، ۱۳۸۳ـ۱۳۹۲، ج۱۶، ص(span dir="LTR")‌۲۹۲، ۳۴۰؛ ابن(span dir="LTR")‌اياس، ج۲، ص(span dir="LTR")‌۴۳۶). ناظرالدوله ــ گاه وزير و گاه همكار وزيرــ به(span dir="LTR")‌عنوان رئيس دارايى اداى وظيفه مى(span dir="LTR")‌كرد و تعدادى حسابدار (مستوفى) و سردفتر (شاهد) و غيره زيرنظر او بودند. همان(span dir="LTR")‌طور كه قبلا گفته شد، سرپرست ديوان(span dir="LTR")‌الاموال دفاتر متعددى به نامهاى ديوان يا نظر درخصوص(span dir="LTR")‌شعبه(span dir="LTR")‌هاى مختلف ادارى ايجاد كرد: نظر بيت(span dir="LTR")‌المال كه طبق گزارش مقريزى (ج۲، ص(span dir="LTR")‌۲۲۴) در زمان او سابقه زيادى نداشت؛ نظرالمواريث الحَشْريه (دفتر نظارت بر اموال بى(span dir="LTR")‌وارث، (span dir="LTR")]قلقشندى، ج۴، ص(span dir="LTR")‌ ۳۳(span dir="LTR")[؛ نيز ← پوپر، ص(span dir="LTR")‌۹۹)؛ نظرالمرتَجَعات كه نظرالسلطان (دفتر نظارت بر پژوهش(span dir="LTR")‌خواهيها) نيز ناميده مى(span dir="LTR")‌شد (قلقشندى، همانجا؛ نيز ← پوپر، همانجا) و رئيس آن مستوفى(span dir="LTR")‌المرتَجعات نام داشت؛ نظرالوجه القِبْلى و نظرالوجه البحرى (به(span dir="LTR")‌ترتيب دفتر نظارت بر مصر عليا و مصر سفلا)؛ ديوان(span dir="LTR")‌الاستيفاء (ديوان پرداخت حقوق)؛ ديوان(span dir="LTR")‌الاحباس (ديوان اوقاف)؛ ديوان(span dir="LTR")‌الزكاة (ديوان صدقات)؛ و دواوين ديگر. مورخان از طرز كار اين تشكيلات پيچيده و از آثار فلاكت(span dir="LTR")‌بار بى(span dir="LTR")‌كفايتيها كه با تغيير پى(span dir="LTR")‌درپى اعضاى رهبرى و حاكمان و نيز از نظام مستبدانه مجازاًتها (مصادره(span dir="LTR")‌ها)كه با هر تغييرى همراه بود و تشديد مى(span dir="LTR")‌شد نمونه(span dir="LTR")‌هاى بسيارى عرضه كرده(span dir="LTR")‌اند.
(p dir="RTL" style="text-align: justify;")
منابع : (span dir="LTR")]ابن(span dir="LTR")‌اياس، (em)بدائع(/em)(span dir="LTR")‌(em)الزهور فى وقائع(/em)(span dir="LTR")‌(em)الدهور(/em)، چاپ محمد مصطفى، قاهره ۱۴۰۲ـ۱۴۰۴/ ۱۹۸۲ـ۱۹۸۴؛ ابن(span dir="LTR")‌تَغرى بِردى، (em)المنهل الصافى(/em)، ج۷، چاپ محمد محمدامين، قاهره ۱۹۹۴؛ همو، (em)النجوم الزهراة فى ملوك مصر و القاهرة(/em)، قاهره (span dir="LTR")?۱۳۸۳ـ۱۳۹۲/ (span dir="LTR")?۱۹۶۳ـ ۱۹۷۲؛ ابن(span dir="LTR")‌خلدون(span dir="LTR")[؛ ابن(span dir="LTR")‌شاهين، (em)كتاب زبدة كشف الممالك و بيان(/em)(span dir="LTR")‌(em)الطرق و المسالك(/em)، چاپ پل راوس، پاريس ۱۸۹۴؛ (span dir="LTR")]ابن(span dir="LTR")‌مماتى، (em)كتاب قوانين الدّواوين(/em)، چاپ عزيز سوريال عطيه، قاهره ۱۴۱۱/۱۹۹۱؛ ابن(span dir="LTR")‌مُيَسَّر، (em)المنتقى من اخبار مصر(/em)، انتقاه تقى(span dir="LTR")‌الدين احمدبن على مقريزى، چاپ ايمن فؤاد سيد، قاهره (span dir="LTR")?۱۹۸۱؛ قَلقَشندى؛ محمدبن يوسف كندى، (em)ولاة مصر(/em)، چاپ حسين نصّار، بيروت ۱۳۷۹/ ۱۹۵۹(span dir="LTR")[؛ احمدبن على مَقريزى، (em)كتاب المواعظ و الاعتبار بذكر الخطط و الآثار، المعروف بالخطط المقريزية(/em)، بولاق ۱۲۷۰، چاپ افست بغداد (span dir="LTR")] ۱۹۷۰(span dir="LTR")[؛
(p style="text-align: justify;")
Nabia Abbott,(em) The Kurrah papyri(/em), Chicago ۱۹۳۸; C. H. Becker,(em) Beitr(/em)(em)ä(/em)(em)ge zur Geschichte (/em)(em)Ä(/em)(em)gyptens unter dem Islam(/em), Strassburg ۱۹۰۲-۱۹۰۳; idem,(em) Islamstudien(/em), Leipzig ۱۹۲۴-۱۹۳۲; idem,(em) Papyri Schott-Rheinhardt(/em), I, Heidelberg ۱۹۰۶; Walther Björkman,(em) Beiträge zur Geschichte der Staatskanzlei im islamishen (/em)(em)Ä(/em)(em)gypten(/em), Hamburg ۱۹۲۸; Cl. Cahen, "L’évolution de l’iqtâ‘ du IX(sup)e(/sup) au XIII(sup)e(/sup) siècle", (em)Annales economies soci(/em)(em)é(/em)(em)t(/em)(em)é(/em)(em)s civilisations(/em), VIII (۱۹۵۳), p.۲۵-۵۲; idem, "Le régime des impôts dans le Fayyum ayyubide",(em) Arabica(/em), III (۱۹۵۶); Daniel C. Dennett, (em)Conversion and the poll tax in early Islam(/em), Cambridge, Mass., ۱۹۵۰; I. Goldziher, "Ueber Dualtitel", in(em) Wiener Zeitschrift für die Kunde des Morgenlandes(/em), XIII (۱۸۹۹); Adolf Grohmann,(em) Arabic papyri in the Egyptian library(/em); idem,(em) Studien zur historischen Geographie und Verwaltung des frühmittelalterlichen (/em)(em)Ä(/em)(em)gypten(/em), Vienna ۱۹۵۹; idem, "Zum Steuerwesen im arabischen Ägypten", in(em) Actes du v(/em)(sup)e(/sup) (em)Congrès International de papyrologie(/em), Brussels ۱۹۳۸; Frede  Løkkegaard,(em) Islamic taxation in the classic period:with special reference to circumstances in Iraq(/em), Copenhagen ۱۹۵۰; W. Popper,(em) Egypt and Syria under the Circassian sultans ۱۳۸۲-۱۴۶۸ A. D.(/em), Berkeley ۱۹۵۵-۱۹۵۷; [Heinrich Ferdinand Wüstenfeld,(em) Geschichte der fatimiden Chalifen(/em), Hildesheim ۱۹۷۶].
(p dir="RTL" style="text-align: justify;")
 براى صورت كامل منابع ←
(p style="text-align: justify;")
(em)EI(sup)۲(/sup)(/em), s.v. "Dīwān.II: Egypt"
(p dir="RTL" style="text-align: justify;")
     
(p dir="RTL" style="text-align: justify;")
(span dir="LTR")/ ه . ل. گوتشالك، با اندكى تلخيص(span dir="LTR")‌از (em)د.اسلام(/em)/
(p dir="RTL" style="text-align: justify;")
 
(p dir="RTL" style="text-align: justify;")
۳) در غرب اسلامى
(p dir="RTL" style="text-align: justify;")
الف) دربارة اسپانياى اسلامى نمى(span dir="LTR")‌دانيم چه مقدار از تشكيلات كشورى و نظامى ويزيگوتها، كه قطعآ متأثر از نظام روم(span dir="LTR")‌شرقى بوده، در آغاز قرن دوم به دست فاتحان اوليه كشف و اقتباس شده(span dir="LTR")‌است.
(p dir="RTL" style="text-align: justify;")
در قرن چهارم، در دوره امويان، از سه ديوان اصلى خبر داريم كه مطابق با سه نياز اساسى كشور عمل مى(span dir="LTR")‌كرده(span dir="LTR")‌اند و اداره هر يك را وزير (يا صاحب) خاصى به(span dir="LTR")‌عهده داشته(span dir="LTR")‌است:
(p dir="RTL" style="text-align: justify;")
۱. ديوان(span dir="LTR")‌الرسائل (= الترسيل) و الكتابة، وزيرالوزرايى و دبيرخانه حكومتى، كه با مكاتبات رسمى، اعم از وارده و صادره، و نيز با صدور گواهى(span dir="LTR")‌نامه(span dir="LTR")‌ها و فرمانهاى مختلف (سجلّات، صكوك) سروكار داشت.
(p dir="RTL" style="text-align: justify;")
۲. ديوان(span dir="LTR")‌الخراج و الجبايات، ديوان(span dir="LTR")‌الاَشغال يا ديوان(span dir="LTR")‌الاعمال (+ الخراجيه يا الماليه)، ديوان(span dir="LTR")‌الحسبان، ديوان(span dir="LTR")‌الزمام، يا وزارت ماليه كه مسئول جبايت مالياتهاى گوناگون، سرپرست محصلان مالياتى، و نيز حسابدار درآمدها و هزينه(span dir="LTR")‌ها بود. ديوان(span dir="LTR")‌الخزانه كه متصدى خزانه عمومى كشور بود، كم(span dir="LTR")‌وبيش با ديوان مزبور ارتباط داشت. اين ديوان، جدا از بيت(span dir="LTR")‌المال كه جنبه دينى داشت، عمل مى(span dir="LTR")‌كرد.
(p dir="RTL" style="text-align: justify;")
۳. ديوان(span dir="LTR")‌الجيش، ديوان(span dir="LTR")‌الجند، ديوان(span dir="LTR")‌العساكر، ديوان اهل(span dir="LTR")‌الثغور، يا وزارت ارتش كه سه وظيفه مختلف داشت: نگهدارى تازه(span dir="LTR")‌ترين اسناد مالى سپاه، ثابت نگه(span dir="LTR")‌داشتن حسابها و پرداخت ارزاق و عطاياى مرسوم به سپاهيان، و توزيع املاك اعطايى (اقطاعات) به افسران ارشد؛ اما اين ديوان هيچ سهمى در فرماندهى دسته(span dir="LTR")‌هاى نظامى يا رهبرى لشكركشيها نداشت.
(p dir="RTL" style="text-align: justify;")
پس از امويان، يك سازمان سه قسمتى مشابه، اما مسلماً در مقياس كوچك(span dir="LTR")‌تر، نخست در دوره ملوك(span dir="LTR")‌الطوايف و سپس در زمان بنونصر پيدا شد.
(p dir="RTL" style="text-align: justify;")
دربارة ديوانها در افريقاى شمالى، پيش از دوره موحدون (قرن ششم) عملا چيزى يافته نمى(span dir="LTR")‌شود. در ۵۵۴، عبدالمؤمن موحدى(sup)*(/sup)، پس از آنكه قدرتش را بر شمال افريقا از وادى نول تا  برقه گسترش داد، به قصد آمارگيرى براى تعيين مالياتهاى اراضى (خراج) كه نقدى و جنسى قابل پرداخت بود، قلمرو فرمانروايى خويش را مساحى كرد. ازاين(span dir="LTR")‌رو، مى(span dir="LTR")‌توان نتيجه گرفت كه ديوان مالياتى ويژه(span dir="LTR")‌اى (span dir="LTR")]در آن زمان(span dir="LTR")[ به(span dir="LTR")‌وجود آمده يا توسعه يافته بود.
(p dir="RTL" style="text-align: justify;")
موحدىِ ديگر، (span dir="LTR")]ابويوسف(span dir="LTR")[ يعقوب المنصور(sup)*(/sup) (حك: ۵۸۰ـ ۵۹۵)، «علامت»گذارى را ابداع كرد. علامت نشانِ اجازه يا پروانه(span dir="LTR")‌اى بود كه با حروف(span dir="LTR")‌بزرگ در بالاى مراسلات و فرمانها نوشته مى(span dir="LTR")‌شد و متن آن «والحمدلِلّهِ وَحْدَه» بود. اين علامت را در آغاز خود پادشاه نقش مى(span dir="LTR")‌كرد، اما بعدها (span dir="LTR")]اين وظيفه(span dir="LTR")[ به وزيراعظم واگذار شد. بنى(span dir="LTR")‌حفص(span dir="LTR")‌و بنى(span dir="LTR")‌مَرين اين سنّت را ادامه دادند و تا پايان دوره سعديان نيز مورد توجه بود و فقط بنونصر آن را نپذيرفتند.
(p dir="RTL" style="text-align: justify;")
در زمينه(span dir="LTR")‌هاى ديگر، ديوانهاى موحدون با ديوانهاى امويان اندلس مطابقت داشت، اما صدارت عُظمى در حال تحول به سوى ديوان انشاء بود. اين سازمان را بنى(span dir="LTR")‌حفص (span dir="LTR")‌در افريقيه و بنى(span dir="LTR")‌مرين در مراكش حفظ كردند، اما غالباً چند ديوان درهم ادغام مى(span dir="LTR")‌شدند و سياستمدارى وابسته به يكى از خاندانهاى بزرگ وزارتى سرپرستى آنها را يكجا به(span dir="LTR")‌عهده مى(span dir="LTR")‌گرفت.
(p dir="RTL" style="text-align: justify;")
از قرن دهم اطلاعات بسيار اندكى راجع به اداره يا وجود ديوانها در افريقاى شمالى دردست است. در مراكش فقط از ديوان(span dir="LTR")‌الجيش اطلاع داريم كه دربرگيرنده همه سپاهيان ثابت، در درجه اول عربها و سپس سياهان زنگى (عبيد يا حَراطين) بود. چون اين سپاهيان به(span dir="LTR")‌ويژه عبيد، غالباً سلاطين علوى را عزل و نصب مى(span dir="LTR")‌كردند، ديوان آنان گاهى به شكل مجلس سلطنتى درمى(span dir="LTR")‌آمد.
(p dir="RTL" style="text-align: justify;")
بعد از جنگ تطاوين(sup)*(/sup)/ تطوان (۱۲۷۶)، سلطان(span dir="LTR")‌محمد دوم فرزند عبدالرحمان، (span dir="LTR")]ظاهراً از علويان مراكش(span dir="LTR")[، كوشيد ديوان(span dir="LTR")‌الجيش نوينى پايه(span dir="LTR")‌گذارى كند، اما كوشش وى بى(span dir="LTR")‌ثمر ماند.
(p dir="RTL" style="text-align: justify;")
ب) از دوره موحدون (قرن ششم)، نحوه معيشت در بنادرى كه ــ از مهديّه در افريقيه تا سَبته، و نيز در المِريه ــ آماده تجارت با اروپاى مسيحى بودند، مبتنى بر دفاتر ويژه(span dir="LTR")‌اى زير نظر ديوان(span dir="LTR")‌الاشغال بود. كار اين ديوان گردآورى ده(span dir="LTR")‌يكها (اعشار) و ديگر مالياتهاى مرسوم (مَلازم) بود كه بر واردكنندگان اروپايى تحميل مى(span dir="LTR")‌شد. معمولاً اين نوع از دفاتر به(span dir="LTR")‌اختصار الديوان خوانده مى(span dir="LTR")‌شد، اما عناوين فرعى(span dir="LTR")‌تر هم ذكر شده(span dir="LTR")‌است، ازجمله ديوان(span dir="LTR")‌البحر و به(span dir="LTR")‌ويژه دارالاِشراف عَلى عُمالة(span dir="LTR")‌الديوان (مركز نظارت و جمع(span dir="LTR")‌آوری عوارض گمركى). متصدى عالى(span dir="LTR")‌رتبه محلى (span dir="LTR")]در هر يك از بنادر(span dir="LTR")[، مُشرف ناميده مى(span dir="LTR")‌شد.
(p dir="RTL" style="text-align: justify;")
براى تسهيل در اداره گمرك، و به(span dir="LTR")‌علاوه براى تضمين امنيت بازرگانان مسيحى و مال(span dir="LTR")‌التجاره(span dir="LTR")‌هاى آنان، يك يا چند انبار كالا (اختصاص(span dir="LTR")‌يك انبار براى هر كشور) در نزديكى ديوان مزبور احداث شده بود. اين مراكز فُندق يا قيساريه نام داشتند كه معادلهاى شرقى آن خان و وكاله (يا دارالوكاله) بود.
(p dir="RTL" style="text-align: justify;")
استثنائاً دفاترى از اين نوع در شهرهاى مهم داخل كشور، مثلاً در تلمسان و فاس نيز داير شد. دفتر مالياتى شهر فاس بر پارچه(span dir="LTR")‌هاى وارداتى از اروپا ماليات مى(span dir="LTR")‌بست. لئوى افريقايى (اوايل قرن دهم؛ (span dir="LTR")]ج۱، ص(span dir="LTR")‌ ۲۴۲(span dir="LTR")[) از اداره مشابهى در قيساريه نام مى(span dir="LTR")‌برد كه بايد با ناحيه بازرگانى كوچكى مطابق باشد كه دقیقاً در شمال قيساريه كنونى واقع است و هنوز به «اد ديوان» معروف است.
(p dir="RTL" style="text-align: justify;")
كلمه ديوان، در اين معناى مشخص، كه معروف(span dir="LTR")‌ترين كلمه نزد بازرگانان اروپايى است، ظاهراً از ريشه دگاناى ايتاليايى و ادواناى اسپانيايى و دوان  فرانسوى اخذ شده(span dir="LTR")‌است، اما نبود حرف ـ ى ((span dir="LTR")-i-) و فزونى حرف پايانى (span dir="LTR")-a در دو اقتباس اول، (span dir="LTR")]هم(span dir="LTR")‌ريشه بودن آنها را(span dir="LTR")[ دچار مشكل مى(span dir="LTR")‌كند. پ.دو آلكالا در غرناطه (اواخر قرن نهم) در ترجمه عربى (span dir="LTR")aduana، معادل ديون (span dir="LTR")(d(span dir="LTR")ī(span dir="LTR")w(span dir="LTR")ê(span dir="LTR")n) را به(span dir="LTR")‌كار برده(span dir="LTR")‌است، اما ممكن است اصطلاح ديوانه (span dir="LTR") d(span dir="LTR")ī(span dir="LTR")wānaكه امروزه در مراكش رايجاست، متأثر از شكل اسپانيايى (span dir="LTR")aduana باشد. در زبانهاى ديگر مغربى همانند زبانهاى شرقى، يا به(span dir="LTR")‌عبارتى در كشورهاى عربى(span dir="LTR")‌زبان كه وابسته به حكومت سابق عثمانى بودند، براى عوارض ((span dir="LTR")customs)، كلمه تركى گمرك ((span dir="LTR")gümrük) را از زبان عاميانه يونانى از كلمه كُمِّرسيوم ((span dir="LTR")commercium) لاتينى اقتباس كرده(span dir="LTR")‌اند.
(p dir="RTL" style="text-align: justify;")
ج) از اواسط قرن دهم در شاهزاده(span dir="LTR")‌نشينهاى تركى الجزاير، تونس و طرابلس (span dir="LTR")]غرب(span dir="LTR")[ ديوانها پديدار شدند. در آن زمان، كلمه ديوان به معناى جمعى از مأموران ارشد بود كه براى كمك و به(span dir="LTR")‌ويژه براى نظارت بر مقامات برجسته محلى ترك تعيين مى(span dir="LTR")‌شدند. بدون شك برهمين(span dir="LTR")‌روال، در اوايل قرن يازدهم، مسلمانان شمال افريقا ساكن در قصبه رباط، ديوان يا مجلس شورايشان را كه اعضاى آن بر كار دولت نظارت مى(span dir="LTR")‌كردند، تشكيل داده بودند. متون اروپايى همان عصر، از آنها با نامهاى (span dir="LTR") duan, duano, duanaياد مى(span dir="LTR")‌كردند.
(p dir="RTL" style="text-align: justify;")
در شرق، شيوه(span dir="LTR")‌هاى خاص(span dir="LTR")‌نويسندگى در ادارات دولتى به(span dir="LTR")‌كار مى(span dir="LTR")‌رفت. به(span dir="LTR")‌ويژه براى امور سياسى و دفترى، نظام ديوانى و براى پرونده(span dir="LTR")‌هاى مالى و امور محاسباتى شيوه سياق يا سياقه، مشتمل بر نظام اختصارات عددى، استفاده مى(span dir="LTR")‌شد. حسابداران دفاتر مالى در غرب اسلامى از مجموعه(span dir="LTR")‌اى بيست(span dir="LTR")‌وهفت(span dir="LTR")‌رقمى به نام رسوم يا حروف(span dir="LTR")‌الزمام استفاده مى(span dir="LTR")‌كردند. اين ارقام كه ريشه روم(span dir="LTR")‌شرقى داشت، اختيارات يا شاخصهاى دفتر اصلى به شمار مى(span dir="LTR")‌رفت.
(p dir="RTL" style="text-align: justify;")
منابع :(span dir="LTR")]ابن(span dir="LTR")‌جبير، (em)رحلة ابن(/em)(span dir="LTR")‌(em)جبير(/em)، بيروت ۱۹۸۶، براى اسكندريه ← ص(span dir="LTR")‌۱۲ـ۱۴، براى عَكّا ← ص(span dir="LTR")‌۲۴۹؛ ابن(span dir="LTR")‌خلدون؛ لئوى آفريقايى(em)، وصف افريقيا(/em)، ترجمه عن(span dir="LTR")‌الفرنسية محمد حجى و محمد اخضر، بيروت ۱۹۸۳؛ احمدبن خالد ناصرى، (em)كتاب الاستقصا لاخبار دول(/em)(span dir="LTR")‌(em)المغرب(/em)(span dir="LTR")‌(em)الاقصى(/em)، چاپ احمدبن جعفر ناصرى، دارالبيضاء ۲۰۰۱ـ۲۰۰۵، ج۳، ص(span dir="LTR")‌۱۰۰، ۱۶۵، ۱۸۵، ج۴، ص(span dir="LTR")‌۷۷، ۲۴۹، ج۶، ص(span dir="LTR")‌۴۵، ۴۷، ۱۹۹، ج۷، ص(span dir="LTR")‌ ۱۹(span dir="LTR")[؛
(p style="text-align: justify;")
P. de Alcalá,(em) Vocabulista(/em); Henri Marie de Castries, (em)Les sources in(/em)(em)é(/em)(em)dites de l’histoire du Maroc de ۱۵۳۰ (/em)(em)à(/em)(em) ۱۸۴۵(/em), Paris ۱۹۰۵   -, series۱, V, I-XXVIII; George S. Colin, "De l’origine grecque des ‘chiffres de Fès’ et(span dir="RTL")، de nos -chiffres  arabes’",(em) JA(/em), ۲۲۲ (۱۹۳۳);(em) Hesp(/em)(em)é(/em)(em)ris(/em), XII (۱۹۳۱), p.۱۶۲ (span dir="RTL")(براى سبته); E. Lévi-Provençal, (em)L’Espagne musulmane au x(/em)(sup)e(/sup)(em) siècle(/em),  ۶۰, ۱۲۸; Louis de Mas Latrie,(em) Relations et commerce de l’Afrique septentrionale(/em), ۱۸۸۶, p.۱۶۶, ۳۳۵.
(p dir="RTL" style="text-align: justify;")
/ ژ. س. كولن  ((em)د. اسلام(/em)) /
(p dir="RTL" style="text-align: justify;")
 
(p dir="RTL" style="text-align: justify;")
۴) در ايران
(p dir="RTL" style="text-align: justify;")
در ايران اصطلاح ديوان در شكلهاى مختلف، عمومآ به معناى حكومت مركزى به(span dir="LTR")‌كار رفته، كه در اين معنى، به(span dir="LTR")‌ويژه به ديوان اعلى معروف بوده(span dir="LTR")‌است. ديوان اعلى دفتر يا محلى بود كه كارهاى حكومتى در آن جريان مى(span dir="LTR")‌يافت و امور كشورى و نه لشكرى در آنجا رسيدگى مى(span dir="LTR")‌شد، هرچند گاهى تفكيك اين دو گروه از هم مشكل است. اصطلاح ديوان به معناى حكومت مركزى تا نيمه قرن سيزدهم رايجبود و عمدتاً دولت يا دايره دولت جايگزين آن شد. همچنين واژه ديوان، به(span dir="LTR")‌طور كلى، به معناى بخشى از حكومت به(span dir="LTR")‌كار مى(span dir="LTR")‌رفت كه سرانجام وزارت، دايره و اداره جايگزين آن شدند. اين ديوانها مطابق با ضرورتهاى زمان تغيير مى(span dir="LTR")‌كرد. صفت ديوانى نيز به(span dir="LTR")‌همين(span dir="LTR")‌نحو به(span dir="LTR")‌كار رفته(span dir="LTR")‌است. براين(span dir="LTR")‌اساس، مهمات ديوانى يعنى امور اداره مركزى و تكاليف ديوانى يعنى مالياتها يا عوارض (اصولاً غيرشرعى) كه  از طريق ديوان وضع مى(span dir="LTR")‌شد و اراضى ديوانى يعنى اراضى دولتى (span dir="LTR")]در اينجا يعنى ملى(span dir="LTR")[، متمايز با اراضى سلطنتى يا املاك خصوصى.
(p dir="RTL" style="text-align: justify;")
اين عبارت بارتولد (ص(span dir="LTR")‌۲۲۷) كه «كل سازمان سياسى اسلام در شرق و همه اعضاى ادارى آن به دو گروه اصلى و كاملا متمايز درگاه (دربار) و ديوان (دفتر) تقسيم مى(span dir="LTR")‌شده(span dir="LTR")‌است»، احتمالاً بيش از حد ساده(span dir="LTR")‌انگارى است؛ چرا كه تقریباً به(span dir="LTR")‌صورتى اجتناب(span dir="LTR")‌ناپذير، به دليل ماهيت استبداد فردى اين امكان وجود داشت كه خط فاصل بين صلاحيت صاحب(span dir="LTR")‌منصبان مختلف (span dir="LTR")]برخلاف نظر بارتولد(span dir="LTR") [جابه(span dir="LTR")‌جا شود (span dir="LTR")]و يك مقام ديوانى به درگاه، يا برعكس، راه يابد(span dir="LTR")[. گرايش كلى در مراحل اوليه حكومتهاى ايلخانى، صفوى و قاجارى نسبتاً ساده بود، ولى با گذشت زمان تمايز ميان بخشهاى مختلف دولتى روبه فزونى نهاد. اين امر به(span dir="LTR")‌ويژه در دوره(span dir="LTR")‌هاى صفوى و قاجارى درخور توجه است.
(p dir="RTL" style="text-align: justify;")
ديوان اعلى همه امور ادارى را زير پوشش داشت، اما عمدتاً به سه وظيفه مى(span dir="LTR")‌پرداخت: صدور گواهى(span dir="LTR")‌نامه(span dir="LTR")‌ها و فرمانها، رسيدگى به امور مالى، و اداره دادگسترى (غير از دعاوى احوال شخصيه كه زير نظر دادگاههاى شرعى قرار داشت). دو وظيفه نخست، در حيطه كار وزير بود، ولى وظيفه سوم تا حد زيادى به صاحب(span dir="LTR")‌منصبان نظامى واگذار شده بود نه به وزير، زيرا وى قدرت لازم را براى اجراى احكام (span dir="LTR")]قضائى(span dir="LTR") [نداشت. در عهد سلجوقيان، سلطان يا گماشتگان وى همان(span dir="LTR")‌طور كه در ديوان اعلى امور دولتى را اداره مى(span dir="LTR")‌كردند، گاه(span dir="LTR")‌گاهى هم ديوان مظالم را برپا مى(span dir="LTR")‌داشتند (← مظالم(sup)*(/sup)، ديوان). در دوره تيموريان و صفويان مقام عالى قضائى ديوان(span dir="LTR")‌بيگى بود كه معمولاً عضوى از طبقات نظامى بود. سنّت مديريت فردى از جانب حاكم، كه شامل اداره دستگاه قضائى نيز مى(span dir="LTR")‌شد، تا دوره قاجار ادامه يافت. در مقرّ سلطنتى و به(span dir="LTR")‌ويژه در تالار بار، كه به ديوان(span dir="LTR")‌خانه معروف بود، همه كارهاى دولتى را حاكم (يا حكام ايالتها) انجام مى(span dir="LTR")‌داد.
(p dir="RTL" style="text-align: justify;")
سازمان مركزى تأثير كمى در امور سياست يا نصب حاكمان كه در يد قدرت سلطان يا شاه بود، داشت. مناطق وسيعى از قلمرو حكومت نيز به شكل اقطاعها و تيولها از نظارت آن سازمان خارجشده بود. بااين(span dir="LTR")‌حال، پيوستگى درخور توجهى از سنّت ادارى، به(span dir="LTR")‌ويژه در زمينه مالى، در ايران وجود داشت كه آن جنبه(span dir="LTR")‌اى از حكومت مركزى بود كه بسيار عالى سازمان يافته بود. اين سنّت كه پايانش نيمه قرن سيزدهم بود (پس از اين تاريخ دگرگونيهاى ادارى در ايران متأثر از الگوهاى كشورهاى اروپاى غربى است كه به(span dir="LTR")‌تدريججايگزين سازمان ادارى سابق شد)، به دوره(span dir="LTR")‌هاى صفوى و تيمورى بازمى(span dir="LTR")‌گردد و به(span dir="LTR")‌رغم نوآوريهاى معيّن ايلخانان، همچنان مى(span dir="LTR")‌تواند تا دوره سلاجقه بزرگ به عقب بازگردد. حفظ اين پيوستگى شايد عمدتاً بدين(span dir="LTR")‌سبب بود كه اعضاى دفاتر ادارى تقریباً به(span dir="LTR")‌طور انحصارى از ميان خاندانهاى ثابتى انتخاب مى(span dir="LTR")‌شدند و به سلسله(span dir="LTR")‌هاى متوالى خدمت مى(span dir="LTR")‌كردند. ازاين(span dir="LTR")‌رو، كارمندان ادارى در آغاز حكومت صفوى عمدتاً متشكل از صاحب(span dir="LTR")‌منصبانى بودند كه پيش از اين در خدمت دودمانهاى پيشين تركمن بودند، و به(span dir="LTR")‌همين(span dir="LTR")‌نحو صاحب(span dir="LTR")‌منصبان ادارى ايلخانان به دودمانهاى حاكم در ايرانِ پيش از فتح مغول خدمت كرده بودند. جالب توجه است كه در اوايل عهد قاجار، عمدتاً وزيران و مقامهاى زنديان (حاكمان پيش از قاجار) ديوان اعلى را اداره مى(span dir="LTR")‌كردند.
(p dir="RTL" style="text-align: justify;")
مهم(span dir="LTR")‌ترين مقام سازمان مركزى، وزير بود. قدرت وزير از طرف حاكم به وى تفويض شده بود و حتى(span dir="LTR")‌الامكان و گاهى در عمل بر همه زمينه(span dir="LTR")‌هاى حكومتى، اعم از كشورى، لشكرى و مذهبى، نظارت داشت. عامل شخصى در تعيين حوزه اقتدار و نفوذ وزير بسيار مهم بود. براى دوره(span dir="LTR")‌اى كوتاه در اوايل صفويه مقام عالى دولتى باعنوان وكيل شناخته شد و اصطلاح وزير اساساً براى رئيس يك بخش يا يك وزارت و براى مقام عالىِ سازمان ايالتى كه زير نظر حاكم قرار داشت، به(span dir="LTR")‌كار مى(span dir="LTR")‌رفت. در اواخر دوره صفويه، مقام عالى سازمان مركزى وزيراعظم خوانده مى(span dir="LTR")‌شد و داراى لقب اعتمادالدوله بود. در عهد قاجار وزير اصلى صدراعظم ناميده مى(span dir="LTR")‌شد و گاهى لقب اعتمادالدوله داشت.
(p dir="RTL" style="text-align: justify;")
در زمان سلاجقه بزرگ، اساس سازمان مركزى را وزارت تشكيل مى(span dir="LTR")‌داد. وزير وقتى در اوجقدرت خود بود، همه جوانب ادارى را سرپرستى مى(span dir="LTR")‌كرد و بر سازمان مركزى، به(span dir="LTR")‌ويژه بر امور مالى، نظارت داشت. منابع درآمد را تا اندازه(span dir="LTR")‌اى وزير تنظيم مى(span dir="LTR")‌كرد و مشغله اصلى او افزايش درآمد بود. «ديوان الانشاء و الطغراء» و نيز «ديوان الزمام و الاستيفاء» ديوانهاى اصلى تحت نظارت وزير بودند. ديوان(span dir="LTR")‌الانشاء و الطغراء كه گاهى ديوان(span dir="LTR")‌الرسائل هم خوانده مى(span dir="LTR")‌شد، با مكاتبات وارده و صادره سروكار داشت. ديوان(span dir="LTR")‌الزمام و الاستيفاء (← استيفاء(sup)*(/sup)، ديوان) كه با امور مالى سروكار داشت، ديوان(span dir="LTR")‌الاشراف نيز ناميده مى(span dir="LTR")‌شد. در قرن سيزدهم، دو بخش عمده سازمان مركزى دولت به(span dir="LTR")‌ترتيب تحت نظارت منشى(span dir="LTR")‌الممالك و مستوفى(span dir="LTR")‌الممالك اداره مى(span dir="LTR")‌شدند. ديوان(span dir="LTR")‌الزمام و الاستيفاء به دو بخش اصلى تقسيم شده بود كه يكى در اختيار مستوفى(span dir="LTR")‌الممالك و ديگرى در اختيار مشرف(span dir="LTR")‌الممالك قرار داشت. اهميت نسبى اين دو متغير بود. پس از سلاجقه، دو دفتر مزبور روبه مستقل(span dir="LTR")‌شدن نهادند. اولى با امور عايدات سروكار داشت و دومى با نظارت و كنترل. بخش بزرگى از اين درآمد صرف لشكر مى(span dir="LTR")‌شد، ازاين(span dir="LTR")‌رو اين امر حتى زمانى كه عايدى در شكل اقطاعات واگذارى مى(span dir="LTR")‌شد، زير نظر سازمان مركزى قرار داشت و اسناد اين معاملات مى(span dir="LTR")‌بايست در بخشى از سازمان مركزى يعنى ديوان عَرْض نگهدارى مى(span dir="LTR")‌شد (← منتجب(span dir="LTR")‌الدين بديع، ص(span dir="LTR")‌۳۹ـ۴۰، ۷۶).
(p dir="RTL" style="text-align: justify;")
پس از حكمرانى سه سلطان اول سلجوقى، اهميت وزير در مقايسه با اهميت مستوفى كاهش يافت. مثلاً فخرالملك، پسر خواجه(span dir="LTR")‌نظام(span dir="LTR")‌الملك و وزير بركيارق، تحت(span dir="LTR")‌الشعاع مستوفى مجدالملك بَلاسانى قرار گرفت (بندارى، ص(span dir="LTR")‌۸۴). همچنين، با اينكه در آغاز اين دوره ميان سلطان و وزير هيچ واسطه(span dir="LTR")‌اى نبود، در دوره بعد وكيل(span dir="LTR")‌دار و اميرالحاجب ميان اين دو قرار گرفتند (← همان، ص(span dir="LTR")‌۹۱، ۱۱۱، ۱۸۰؛ ابن(span dir="LTR")‌اثير، ج۱۰، ص(span dir="LTR")‌۵۵۰)؛ و به محض اينكه اعتبار وزارت كاسته شد، اين زمينه فراهم گشت كه سلطان مستقیماً، نه از طريق وزير، با رؤساى ديوانهاى مختلف تماس برقرار كند (← رشيدالدين فضل(span dir="LTR")‌اللّه، ص(span dir="LTR")‌۷۳). اين بدان معنى نيست كه در آغاز دوره سلجوقى همه امور ديوان مطلقاً برعهده وزير بود و در دوره بعد قضيه برعكس شد.
(p dir="RTL" style="text-align: justify;")
افزون(span dir="LTR")‌بر دو ديوان اصلى سازمان مركزى، ديوانهاى مختلفى براى جوانب خاص(span dir="LTR")‌امور مالى و مِلكى وجود داشت، مانند ديوان خاص(span dir="LTR")‌(درخصوص(span dir="LTR")‌املاك سلطنتى) و ديوان اوقاف (← منتجب(span dir="LTR")‌الدين بديع، ص(span dir="LTR")‌۵۲ـ۵۳؛ نيز ← وقف(sup)*(/sup)). الگوى حكومت مركزى تاحدى در ولايات هم اجرا مى(span dir="LTR")‌شد. حاكم ديوان خودش را داشت كه گاهى به ديوان ايالت شناخته مى(span dir="LTR")‌شد (← همان، ص(span dir="LTR")‌۷۹). در مناطق مهم، مثلاً در مرو و بسطام، ديوان استيفاء (← همان، ص(span dir="LTR")‌۴۶ـ۴۸، ۵۶) و شمارى ديوان درخصوص(span dir="LTR")‌زمينه(span dir="LTR")‌هاى گوناگون اداره مالى وجود داشت. بنابراين، قوام(span dir="LTR")‌الدين اينانْج قُتْلُغ بلكا كه از طرف سلطان(span dir="LTR")‌سنجر حكمران رى بود، در عهدنامه خود مأمور شده بود تا در سراى خويش ديوان عمل و ديوان شحنگى ايجاد كند (← همان، ص(span dir="LTR")‌۷۱ـ۷۳). به(span dir="LTR")‌همين(span dir="LTR")‌نحو در عهدنامه تاج(span dir="LTR")‌الدين ابوالمكارم احمدبن عباس رئيس مازندران از جانب سنجر، مقرر شده بود كه وى در اقامتگاه خويش ديوان معاملات و قسمت تشكيل دهد (← همان، ص(span dir="LTR")‌۲۱، ۲۶). امور مربوط به تعيين عوارض، معاهدات دولتى، و وضع ماليات، ظاهراً در برخى از موارد به ديوان رياست ارجاع مى(span dir="LTR")‌شد (لمتون، ص(span dir="LTR")‌۳۸۶). ميزان اختيارات رؤساى ديوانهاى مختلف در عزل و نصب كارمندانِ فروتر احتمالاً متغير بود. معين(span dir="LTR")‌الدين كه از جانب سنجر به شحنگى جوين تعيين شده بود، اختيار عزل زيردستانش را داشت، اما مأمور شده بود كه كدخدايى ديوان شحنگى را به فرمان سلطان به ثقة(span dir="LTR")‌الدين بسپارد (← منتجب(span dir="LTR")‌الدين بديع، ص(span dir="LTR")‌۶۰ـ۶۱).
(p dir="RTL" style="text-align: justify;")
با هجوم مغول به ايران، اين سنّتها تاحدى شكسته شد، بااين(span dir="LTR")‌حال بخش عمده(span dir="LTR")‌اى از ساختار ادارى سالهاى نزديك به عصر مغول باقى ماند يا بعد از مسلمان(span dir="LTR")‌شدن ايلخانان دوباره احيا شد و صاحب(span dir="LTR")‌منصبان ديوانى و نهاد مذهبى همراه ديوانهاى گوناگونشان بار ديگر در كنار مقامات حكومت نظامى قرار گرفتند. عالى(span dir="LTR")‌ترين مقام وزارت همچنان با عنوان وزير، يا گاهى در موقعيت خود به(span dir="LTR")‌عنوان نماينده حاكم به نايب معروف بود (اشپولر، ص(span dir="LTR")‌۲۸۲). باوجوداين، زمينه انتقال امور مالى از سرپرستى مستقيم وزير و سپردن آن به مقامى به نام صاحب ديوان ــ كه گاهى مقام وزير را تحت(span dir="LTR")‌الشعاع قرار مى(span dir="LTR")‌دادــ وجود داشت. بعيد به(span dir="LTR")‌نظر نمى(span dir="LTR")‌رسد كه ايلخانان در اين راه قصد داشتند احتمال دستيابى وزير به نوعى برترى فوق(span dir="LTR")‌العاده را كاهش دهند. جوينى در مقام وزير از ۶۷۷ تا چندين سال قدرت را با مشرف(span dir="LTR")‌الممالك مجدالملك يزدى شريك بود. در سالهاى ۶۹۹ـ۷۱۸، در رأس دستگاه ادارى، وزيران مشترك قرار داشتند؛ اما ممكن است ايلخانان در اين امر صرفاً از الگوهاى پيشين حاكمان آسياى مركزى پيروى كرده باشند. صفويان تعيين دو مقام براى اداره يك دفتر به(span dir="LTR")‌صورت مشترك را بعدها در مواقع مختلف پذيرفتند. هنگامى كه رشيدالدين در ۶۹۹ به صاحب ديوانى تعيين شد، نظارت كلى بر قلمرو پادشاهى، به(span dir="LTR")‌ويژه سرپرستى تشكيلات مالى، را در ميان وظايف ديگر از جمله سرپرستى املاك سلطنتى، نصب مقامات ديوانى، نظارت بر اداره بريد (يام) و توسعه كشور، برعهده گرفت (وصّاف(span dir="LTR")‌الحضره، ص(span dir="LTR")‌۳۴۷). مستوفى(span dir="LTR")‌الممالك و دواير ديگرى كه با جوانب مختلف مالى سروكار داشتند، از جمله ديوان خالصات، زير نظر صاحب ديوان بودند (همان، ص(span dir="LTR")‌۳۴۹).
(p dir="RTL" style="text-align: justify;")
در عهد تيموريان، اگرچه به(span dir="LTR")‌لحاظ نظرى كوششى در تأييد مجدد اصول حكومت شرعى و بازگشت به قالبهاى سنّتى وجود داشت، در عمل تمايز بين شاخه(span dir="LTR")‌هاى كشورى و لشكرى تشكيلات ادارى كه بيشتر با تقسيم(span dir="LTR")‌بندى ميان ترك و تاجيك (يعنى ايرانى) منطبق شده بود، كاملا آشكار بود. در دوره حسين بايقرا، ديوان اعلى، عالى(span dir="LTR")‌ترين بخش حكومتى، تقسيم شده بود به ديوان بزرگ امارت، زير نظر ديوان(span dir="LTR")‌بيگى، كه با امور لشكرى سروكار داشت، و ديوان مال، زيرنظر وزير، كه به مسائل كشورى مى(span dir="LTR")‌پرداخت (رومر، ص(span dir="LTR")‌۱۶۹ـ۱۷۰).
(p dir="RTL" style="text-align: justify;")
به(span dir="LTR")‌نظر مى(span dir="LTR")‌رسد قراقوينلوها الگوى ادارى حكومت ايلخانى را به ارث برده(span dir="LTR")‌اند (← مينورسكى، ۱۹۵۵، ص(span dir="LTR")‌۴۴۹ـ۴۶۲)؛ اما از جزئيات تشكيلات ديوانهاى مختلف آنان، غير از تشكيلات مالياتى، اطلاعات كمى دردست است. در اين دوره، از ديوان تواجى/ تواچى و ديوان پَروانَچى ياد شده(span dir="LTR")‌است (← فضل(span dir="LTR")‌اللّه(span dir="LTR")‌بن روزبهان، ص(span dir="LTR")‌۱۲۱، ۳۶۸؛ براى مطالعه دربارة تشكيلات ادارى ايلخانان در ايران ← اوزون(span dir="LTR")‌چارشيلى، به(span dir="LTR")‌ويژه ص(span dir="LTR")‌۱۸۷ به(span dir="LTR")‌بعد).
(p dir="RTL" style="text-align: justify;")
دربارة تشكيلات مركزى حكومت صفويان بيش از دوره(span dir="LTR")‌هاى گذشته اطلاعات دردست است. بااين(span dir="LTR")‌حال، كشيدن خط فاصل بين جوانب مختلف ديوان اعلى، شامل دربار سلطنتى و حكومت مركزى، بسيار مشكل است. به(span dir="LTR")‌همين(span dir="LTR")‌نحو، همواره حد و مرز مشخصى از وظايف اعضاى ديوانى، مقامات لشكرى و مقامات نهاد مذهبى وجود نداشت. سازمان درونى ديوان اعلى زير نظر ايشيك آقاسى(sup)*(/sup)باشى قرار داشت (ميرزاسميعا، ص(span dir="LTR")‌۸ به(span dir="LTR")‌بعد؛ نيز ← صفويان(sup)*(/sup)). رئيس تشريفات دربار در عهد قاجار نيز داراى همين عنوان بود. ظاهراً چيزى در حد شوراى دولتى وجود داشت كه برخى از اعضاى ديوان اعلى وابسته به آن بودند. احتمالاً اين شورا بيرون از الگوى سنّتى سازمان مركزى بوده(span dir="LTR")‌است. بنابر گفته آلساندرى، شاه(span dir="LTR")‌طهماسب شورايى روزانه مركّب از دوازده سلطان (يعنى حاكمان ايالتها و مآلا از اعضاى طبقات نظامى) و آن دسته از پسرانش كه در دربار بودند، به(span dir="LTR")‌وجود آورد (← (span dir="LTR")>روايتى از سفرهاى ايتالياييها در ايران(span dir="LTR")<، ص(span dir="LTR")‌۲۲۰ـ ۲۲۱). گويا وظايف اين مجلس صرفاً مشورتى بوده(em)(span dir="LTR")‌(/em)است. در (em)تذكرة(/em)(em)(span dir="LTR")‌(/em)(em)الملوك(/em) آمده(em)(span dir="LTR")‌(/em)است كه قورچى(em)(span dir="LTR")‌(/em)باشى، قوللرآقاسى(em)(span dir="LTR")‌(/em)باشى، تفنگچى(em)(span dir="LTR")‌(/em)آقاسى، وزيراعظم و ديوان(em)(span dir="LTR")‌(/em)بيگى و واقعه(span dir="LTR")‌نويس از زمانهاى اوليه به شوراى اميران جانقى تعلق داشتند و نيز در پايان سلطنت شاه(span dir="LTR")‌سلطان(span dir="LTR")‌حسين، گاهى ناظر، مستوفى(span dir="LTR")‌الممالك و اميرشكارباشى عضو شوراى مذكور مى(span dir="LTR")‌شدند. اگر اين شورا در موضوع فرستادن فرمانده نظامى (سپهسالار) تشكيل جلسه مى(span dir="LTR")‌داد، حضور سپهسالار در مجمع جانقى شرط لازم بود (ميرزاسميعا، ص(span dir="LTR")‌۵). مينورسكى (۱۳۶۸ش، ص(span dir="LTR")‌۷۸ـ۷۹) بر آن است كه اين نهاد ريشه مغولى يا تيمورى دارد. شاردن (span dir="LTR")]ج۵، ص(span dir="LTR")‌۲۳۷ـ۲۳۸] اشاره مى(span dir="LTR")‌كند كه هيچ شوراى حكومتى كه مشابه نهاد اروپايى باشد، در ايران وجود ندارد. سانسون (span dir="LTR")]ص(span dir="LTR")‌۱۳۸ـ۱۳۹(span dir="LTR") [بيان مى(span dir="LTR")‌كند كه همه تصميمها در شوراى سلطنتى گرفته مى(span dir="LTR")‌شد.
(p dir="RTL" style="text-align: justify;")
عالى(span dir="LTR")‌ترين مقام ديوان اعلى در زمان شاه(span dir="LTR")‌اسماعيل و شاه(span dir="LTR")‌طهماسب، وكيل(sup)*(/sup) بود كه قائم(span dir="LTR")‌مقام شاه به(span dir="LTR")‌شمار مى(span dir="LTR")‌رفت، همچنان(span dir="LTR")‌كه وزير در اوجقدرتش به(span dir="LTR")‌جاى سلطان مى(span dir="LTR")‌نشست. قدرت وكيل بر همه زمينه(span dir="LTR")‌هاى نظام ادارى گسترده بود. به(span dir="LTR")‌نظر مى(span dir="LTR")‌رسد كاربرد اصطلاح وكيل براى مقام عالى ديوان اعلى در نيمه قرن دهم به(span dir="LTR")‌تدريجرنگ باخته و اصطلاح وزيراعظم با لقب اعتمادالدوله جاى آن را گرفته باشد. پس از ۹۲۰، به مقام وى با عناوين ناظر ديوان اعلى، ناظر ديوان يا ناظر ديوان وزارت اشاره شده(span dir="LTR")‌است (← سيورى، ۱۹۶۰، ص(span dir="LTR")‌۹۱ـ۱۰۵؛ همو، ۱۹۶۱، ص(span dir="LTR")‌۶۵ـ ۸۴). (span dir="LTR")]در اين دوره(span dir="LTR")[ نظام دقيقى از شيوه ادارى در حال تكوين بود. وزير در مقام رئيس ديوان اعلى، نصب صاحب(span dir="LTR")‌منصبان را تأييد مى(span dir="LTR")‌كرد. صدور اسناد ذى(span dir="LTR")‌ربط و پرداخت حقوق مقامات از طريق دفترى معروف به دفترخانه همايون اعلى كه زير نظر وزير ويژه(span dir="LTR")‌اى قرار داشت، انجام مى(span dir="LTR")‌گرفت. اسناد پرداخت حقوق ارتش (قورچيان، غلامان، تفنگچيان و اعضاى توپخانه) از طريق دايره سركار كه زير نظر وزير و مستوفى با همكارى شمارى از دبيران وابسته به ديوان قرار داشت، صورت مى(span dir="LTR")‌گرفت (ميرزاسميعا، ص(span dir="LTR")‌۳۴ به(span dir="LTR")‌بعد).
(p dir="RTL" style="text-align: justify;")
فرمانهاى انتصاب و عطايا براى كارگزاران كشورى و لشكرى را وزيراعظم و لشكرنويس ديوان اعلى مُهر مى(span dir="LTR")‌كردند. لشكرنويس، همچنين وزير دايره (سركار) خواجگان، قوشچيان، يساولان (مخبران، راهنمايان) و قاپوچيان (دربانان) بود (همان، ص(span dir="LTR")‌۴۰ به(span dir="LTR")‌بعد).
(p dir="RTL" style="text-align: justify;")
وزير در ميان وظايف ديگر خود، در مقام رئيس ديوان اعلى، گزارشهاى مقامات را بررسى و امور مالى كشور را سرپرستى مى(span dir="LTR")‌كرد (← مينورسكى، ۱۳۶۸ش، ص(span dir="LTR")‌۸۱؛ نيز ← وزير(sup)*(/sup)). در واقع وظيفه دوم مهم(span dir="LTR")‌ترين وظيفه او بود. وى همچون اسلافش در دوره(span dir="LTR")‌هاى اوليه، موظف بود براى افزايش درآمد تلاش كند (ميرزاسميعا، ص(span dir="LTR")‌۶).
(p dir="RTL" style="text-align: justify;")
تشكيلات مالى به دو بخش اصلى تقسيم شده بود : ديوان(span dir="LTR")‌الممالك، زير نظر مستوفى(span dir="LTR")‌الممالك؛ و ديوان خاصه، زير نظر ناظر بيوتات (يا ناظر بيوتات سركار خاصه). رابطه دقيق وزيراعظم با ناظر بيوتات و چگونگى نظارتش بر ديوان خاصه، روشن نيست. بودجه بيوتات ظاهراً تسليم وزيراعظم مى(span dir="LTR")‌شد (← همان، ص(span dir="LTR")‌۹ـ۱۱، ۱۶ـ۱۷). مقامات متعددى زير نظر مستوفى(span dir="LTR")‌الممالك، عهده(span dir="LTR")‌دار دفاتر مختلف مالياتى بودند. در بسيارى از موارد، در خصوص(span dir="LTR")‌وظايف مشابه ــ خواه در ممالك خواه در نواحى خاصّه ــ دفاتر موازى به(span dir="LTR")‌وجود آمد. از جمله اين دفاتر، دفتر موقوفات (همان، ص(span dir="LTR")‌۴۴) و دفتر بقايا (اسكندرمنشى، ج۲، ص(span dir="LTR")‌۱۰۱۳) بود. دايره ويژه(span dir="LTR")‌اى به نام «سركار فيض آثار» در مشهد، اوقاف آستان امام(span dir="LTR")‌رضا عليه(span dir="LTR")‌السلام را اداره مى(span dir="LTR")‌كرد (همان، ج۱، ص(span dir="LTR")‌۵۷۸). ديوان صدارت بر اوقاف نظارت كلى داشت (بوسه، ص(span dir="LTR")‌۲۰۴ـ۲۰۵). برخى از صدرهاى ايالتى نيز صاحبِ ديوانها يا سركارهايى بودند (← مستوفى بافقى، ج۳، ص(span dir="LTR")‌۷۵۲ـ :۷۵۴ فرمانى مورخ ۱۰۷۷ براى مستوفى موقوفات يزد؛ نيز ← بوسه، ص(span dir="LTR")‌۱۳۲).
(p dir="RTL" style="text-align: justify;")
ديوان ممالك متصدى اداره ايالتها و ولايتهايى بود كه حكام اداره مى(span dir="LTR")‌كردند و از نظارت مستقيم حكومت مركزى خارجبود. ديوان خاصه متصدى مناطقى بود كه حكومت مركزى مستقیماً زير نظر وزيران اداره مى(span dir="LTR")‌كرد. وسعت مناطقى كه غيرمستقيم اداره مى(span dir="LTR")‌شد، در مقايسه با مناطقى كه مستقيم اداره مى(span dir="LTR")‌شد، متغير بود (← ميرزاسميعا، ص(span dir="LTR")‌۱۶ـ۱۷؛ (span dir="LTR")]مينورسكى، ۱۳۶۸ش، ص(span dir="LTR")‌ ۴۱(span dir="LTR")[). با افزايش (span dir="LTR")]ولايتهاى(span dir="LTR") [خاصه در زمان شاه(span dir="LTR")‌صفى، احتمالاً ديوان خاصه اهميت بيشترى يافت. به(span dir="LTR")‌نظر مى(span dir="LTR")‌رسد كه نخست مستوفى ديوان خاصه تا حدى تابع مستوفى(span dir="LTR")‌الممالك و بعداً تابع وزيراعظم بوده(span dir="LTR")‌است (← ميرزاسميعا، ص(span dir="LTR")‌۶، ۱۶ـ۱۷). اصفهان به(span dir="LTR")‌عنوان پايتخت، احتمالاً داراى موقعيت ويژه(span dir="LTR")‌اى بوده(span dir="LTR")‌است. سركار فيض آثار و سركار انتقالى با دايره(span dir="LTR")‌هاى ويژه اراضى ــاحتمالاً موقوفات و املاكى كه از طرف دولت مصادره شده بودــ سروكار داشتند. اداره املاك سلطنتى ظاهراً زير نظر وزير اصفهان قرار داشت. اين هر سه بخش، تحت نظارت كلى وزيراعظم ديوان اعلى قرار داشتند (همان، ص(span dir="LTR")‌۴۴ـ۴۶).
(p dir="RTL" style="text-align: justify;")
امور بيوتات، يعنى امور خاندان سلطنتى را وزير بيوتات تحت نظارت عمومى ناظر بيوتات اداره مى(span dir="LTR")‌كرد. اين قسمت به چند دفترخانه و كارخانه تقسيم شده بود كه هر يك زير نظر صاحب جمع و مشرف بودند. اولى عهده(span dir="LTR")‌دار فعاليتهاى كلى بيوتات بود و دومى مسئول امور معمول ادارى (همانجا؛ نيز ← بيوتات سلطنتى(sup)*(/sup)).
(p dir="RTL" style="text-align: justify;")
در عهد صفويه دايره دارالانشاء كه مطابق با ديوان(span dir="LTR")‌الانشاء پيشين بود، زير نظر منشى(span dir="LTR")‌الممالك قرار داشت (همان، ص(span dir="LTR")‌۲۴ـ۲۵).
(p dir="RTL" style="text-align: justify;")
ديوان اعلى در عهد قاجار، به(span dir="LTR")‌طور كلى از روى الگوى زمان صفوى گرته(span dir="LTR")‌بردارى شد. شيوه كار آن به عنوان دربار سلطنتى از زمان فتحعلى(span dir="LTR")‌شاه به(span dir="LTR")‌بعد دقیقاً شكل گرفت. بااين(span dir="LTR")‌حال، تشكيلات خاندان سلطنتى، كه مركّب از چند دفتر و در مجموع به بيوتات معروف بود، در مقايسه با گذشته، دقیقاً از ديوان اعلى جدا شده بود. تشكيلات ديوان اعلى در سازمان مركزى قاجار، ساختار ضعيف(span dir="LTR")‌ترى از زمان صفويه داشت، و بين دو دايره ممالك و خاصه تفاوت چندانى نبود. ظاهراً آقامحمدخان خود به جزئيات امور ادارى به(span dir="LTR")‌طور كامل رسيدگى مى(span dir="LTR")‌كرد. در سلطنت فتحعلى(span dir="LTR")‌شاه نيز به(span dir="LTR")‌همين(span dir="LTR")‌ترتيب بود، اما در خلال حكومت وى  تشكيلات ادارى توسعه يافت. صدراعظم، مقام عالى ديوان اعلى بود و قدرت وى برحسب قوّت، كاهلى و شايستگى شاه، متغير بود. گفته شده كه در زمان آقامحمدخان، حاجى ابراهيم صدراعظم بر دواير دولتى رياست مى(span dir="LTR")‌كرد (ملكم، ج۲، ص(span dir="LTR")‌۳۰۸ـ ۳۰۹). دو دايره بسيار مهم ممالك و خاصه، به(span dir="LTR")‌ترتيب زير نظر مستوفى(span dir="LTR")‌الممالك و لشكرنويس قرار داشت. لشكرنويس عهده(span dir="LTR")‌دار پرداخت و نام(span dir="LTR")‌نويسى نيروهاى نظامى بود كه دقیقاً با تشكيلات مالى پيوند داشته(span dir="LTR")‌است. به(span dir="LTR")‌نظر مى(span dir="LTR")‌رسد كه منصب منشى(span dir="LTR")‌الممالك بار ديگر در زمان فتحعلى(span dir="LTR")‌شاه اهميت يافت. تشكيلات داخلى دواير گوناگون در اوايل عهد قاجار نسبتاً ساده و ابتدايى بوده(span dir="LTR")‌است. به گزارش موريه در ۱۲۲۴/ ۱۸۰۹، دفاتر وزيران و دبيران دولتى در كاخ پادشاه واقع بود تا هر روز در آن گرد آيند و به وقت احضار، آماده حضور باشند (ص(span dir="LTR")‌۲۱۶). اما، درواقع، غالباً وزيران هر جا كه بودند، دواير خود را برپا مى(span dir="LTR")‌كردند. آقامحمدخان و فتحعلى(span dir="LTR")‌شاه هر دو، و نيز جانشينانشان، بيشتر اوقات در لشكركشيهاى نظامى و اردوگاهها همراه وزيرانشان به(span dir="LTR")‌سر مى(span dir="LTR")‌بردند. در چنين اوضاعى، دواير حكومتى مجبور بودند وظايف ادارى را بى(span dir="LTR")‌هيچ تشريفاتى انجام دهند. به گفتة ملكم (ج۲، ص(span dir="LTR")‌۳۱۰) صورت(span dir="LTR")‌حساب درآمدها و هزينه(span dir="LTR")‌هاى بخشهاى مختلف حكومتى اعم از مذهبى، كشورى، مالى و لشكرى همه با نظم و دقت بسيارى بايگانى مى(span dir="LTR")‌شد. سازماندهى ديوان مستوفى(span dir="LTR")‌الممالك مبنايى جغرافيايى داشت و ارزيابى مالياتها و اسناد منطقه(span dir="LTR")‌اى خاص(span dir="LTR")‌برعهده مستوفى بود كه به مستوفى همان ايالت معروف بود. دواير جداگانه(span dir="LTR")‌اى نيز با املاك سلطنتى (خالصه) و موقوفات و ساير زمينه(span dir="LTR")‌هاى خاص، همچون بقايا سروكار داشتند.
(p dir="RTL" style="text-align: justify;")
تشكيلات ايالتى به حاكم واگذار شده بود كه اغلب جزئيات آن را خود رسيدگى مى(span dir="LTR")‌كرد. دربار حاكم مقتدر اين ايالت، به(span dir="LTR")‌ويژه اگر از شاهزادگان قاجار بود، همانند ديوان اعلاى مركزى (در مقياس كوچك(span dir="LTR")‌تر) بود. وزير مهم(span dir="LTR")‌ترين مقام ايالتى و معمولاً منصوب ديوان اعلى بود. مسئوليت اصلى وى مراقبت از اين امر بود كه حاكم ايالت، سهميه ماليات ايالتى را به حكومت مركزى بفرستد.
(p dir="RTL" style="text-align: justify;")
منابع: (span dir="LTR")]ابن(span dir="LTR")‌اثير؛ اسكندرمنشى؛ فتح(span dir="LTR")‌بن على بندارى، (em)تاريخ دولة آل(/em)(span dir="LTR")‌(em)سلجوق (/em)((em)زبدة النُصرة و نخبة العُصرة(/em))، بيروت ۱۹۷۸؛ رشيدالدين فضل(span dir="LTR")‌اللّه، (em)جامع(/em)(span dir="LTR")‌(em)التواريخ: تاريخ آل(/em)(span dir="LTR")‌(em)سلجوق(/em)، چاپ محمد روشن، تهران ۱۳۸۶ش؛ فضل(span dir="LTR")‌اللّه(span dir="LTR")‌بن روزبهان، (em)تاريخ عالم(/em)(span dir="LTR")‌(em)آراى امينى: شرح حكمرانى سلاطين آق(/em)(span dir="LTR")‌(em)قويونلو و ظهور صفويان(/em)، چاپ محمداكبر  عشيق، تهران ۱۳۸۲ش؛ محمدمفيدبن محمود مستوفى بافقى، (em)جامع مفيدى(/em)، چاپ ایرج افشار، ج۳، تهران ۱۳۴۰ش(span dir="LTR")[؛ على(span dir="LTR")‌بن احمد منتجب(span dir="LTR")‌الدين بديع، (em)كتاب (/em)(em)عتبة الكتبة: مجموعه مراسلات ديوان سلطان(/em)(span dir="LTR")‌(em)سنجر(/em)، چاپ محمد قزوينى و عباس اقبال آشتيانى، تهران ۱۳۲۹ش؛ (span dir="LTR")]ميرزاسميعا، (em)تذكرة الملوك(/em)، چاپ محمد دبيرسياقى، تهران ۱۳۶۸ش؛ ولاديمير فئودوروويچ مينورسكى، (em)سازمان ادارى حكومت صفوى، يا، تحقيقات و حواشى و تعليقات استاد مينورسكى بر (/em)(em)تذكرة(/em)(span dir="LTR")‌(em)الملوك(/em)، ترجمه مسعود رجب(span dir="LTR")‌نيا، در همان؛ عبداللّه(span dir="LTR")‌بن فضل(span dir="LTR")‌اللّه وصّاف الحضره، (em)تاريخ وصّاف(/em)، چاپ سنگى بمبئى ۱۲۶۹؛
(p style="text-align: justify;")
Vasily Vladimirovich Barthold,(em) Turkestan down to the Mongol invasion(/em) [English translation], London ۱۹۷۷; Heribert Busse,(em) Untersuchungen zum islamischen Kanzleiwesen: an Hand turkmenischer und safawidischer Urkunden(/em), Cairo ۱۹۵۹; [Jean Chardin,(em) Voyages du Chevalier Chardin en Perse et autres lieux de l’Orient(/em), ed. L. Langlès, Paris ۱۸۱۱]; Ann Katharine Swynford Lambton, "The administration of Sanjar’s empire",(em) BSO[A]S(/em), XX (۱۹۵۷); John Malcolm,(em) The history of Persia: from the most early period to the present time(/em), London ۱۸۲۹; Vladimir Fedorovich Minorsky, "The Aq-qoyunlu and land reforms",(em) BSO[A]S(/em), XVII/۳ (۱۹۵۵); James Justinian Morier,(em) A journey through Persia Armenia, and Asia Minor, to Constantinople, in the years ۱۸۰۸ and ۱۸۰۹(/em), London ۱۸۱۲;(em) A Narrative of Italian travels in Persia in the fifteenth and sixteenth centuries(/em), tr. and ed. Charles Grey, in(em) Travels to Tana and Persia(/em), translated from the Italian by William Thomas and S. A. Roy, ed. Lord Stanley of Alderley, New York: Burt Franklin, ۱۸۷۳; Hans Robert Roemer, (em)Staatsschreiben der Timuridenzeit:  Das Šaraf-nāmä des ‘Abdallāh Marwār(/em)(em)ī(/em)(em)d in(/em)(span dir="RTL")،(em) kritischer Auswertung(/em), Wiesbaden ۱۹۵۲; Nicolas Sanson,(em) Voyage ou relation de l’etat present du royaume de Perse(/em), Paris ۱۶۹۵; Roger Mervyn Savory, "The principal offices of the Safawid state during the reign of Isma‘īl I(۹۰۷-۳۰/۱۵۰۱-۲۴)",(em) BSO[A]S(/em), XXIII/I (۱۹۶۰); idem, "The principal offices of the Safawid state during the reign of Tahmāsp I (۹۳۰-۸۴/۱۵۲۴-۷۶)", in ibid, XXIV/I (۱۹۶۱); Bertold Spuler,(em) Die Mongolen in Iran(/em), Berlin ۱۹۶۸; İsmail Hakkı Uzunçarsılı,(em) Osmanl(/em)(em)ı(/em)(em) devleti te(/em)ş(em)kilât(/em)(em)ı(/em)(em)na medhal(/em), İstanbul ۱۹۴۱.
(p dir="RTL" style="text-align: justify;")
براى صورت كامل منابع(span dir="LTR")←
(p style="text-align: justify;")
(em)EI(sup)۲(/sup)(/em), s.v. "Dīwān. IV: Īrān"
(p dir="RTL" style="text-align: justify;")
     
(p dir="RTL" style="text-align: justify;")
/ آ. ك. س. لمتون، بااندكى تلخيص(span dir="LTR")‌از (em)د. اسلام(/em) /
(p dir="RTL" style="text-align: justify;")
 
(p dir="RTL" style="text-align: justify;")
۵) در هند
(p dir="RTL" style="text-align: justify;")
به(span dir="LTR")‌نظر مى(span dir="LTR")‌رسد در هند اصطلاح ديوان به معناى اداره حكومتى، براى نخستين(span dir="LTR")‌بار در دوره غزنويان در لاهور پايتخت آنها، طرح شده باشد. ارياروق فرمانده هند، منصوبِ سلطان(span dir="LTR")‌محمود، در خلال نايب(span dir="LTR")‌السلطنگى(span dir="LTR")‌اش در هند ثروت هنگفتى اندوخته بود كه به هنگام عزل، اموالش مصادره و خودش به غزنه فراخوانده شد. بخش اعظم اين ثروت بايست از راه خراج (ماليات اراضى) به(span dir="LTR")‌دست آمده و براى دخل(span dir="LTR")‌وخرج آن نيز بايد دايره مستقلى ايجاد شده باشد. نرشخى (ص(span dir="LTR")‌۳۶) از وجود حداقل ده ديوان در عهد غزنويان نام مى(span dir="LTR")‌برد، از جمله ديوان وزارت يا دايره عايدى (نيز ← بيهقى، ص(span dir="LTR")‌۱۹۶، ۸۸۲). بيهقى خود در دوره سلطان(span dir="LTR")‌مسعود غزنوى، از كارمندان ديوان رسالت (ديوان انشاء) بود. بنابراين، ادعاى مورلند (← ص(span dir="LTR")‌XV-XIV، ۷۸، ۱۰۹، ۱۳۳، ۱۴۸، ۱۹۷، ۲۷۱) كه مورخان هندى كلمه ديوان را براى اولين(span dir="LTR")‌بار در قرون هفتم و هشتم به(span dir="LTR")‌كار برده(span dir="LTR")‌اند، درست نيست و اين اصطلاح بسيار زودتر به(span dir="LTR")‌كار گرفته شده بود.
(p dir="RTL" style="text-align: justify;")
در دوره سلطنت دهلى (span dir="LTR")]۶۰۲ـ ۹۶۲(span dir="LTR")[ كاربرد كلمه ديوان عمدتاً منحصر شده بود به متصدى عايدات كه معمولاً خود وزير بود، و دايره ذى(span dir="LTR")‌ربطش وزارت عايدات نام داشت. هر دايره جديدى نيز هم(span dir="LTR")‌زمان با شكل(span dir="LTR")‌گيرى ديوان خوانده مى(span dir="LTR")‌شد، نظير ديوان رسالت يا ديوان مظالم. در همين دوره، كلمه ديوان براى دايره نظامى نيز به(span dir="LTR")‌كار گرفته شد. اين دايره تحت نظارت وزير قرار داشت، هرچند در عهد غزنويان مستقلا ديوان عَرْض (← عَرْض(sup)*(/sup)) خوانده مى(span dir="LTR")‌شد.
(p dir="RTL" style="text-align: justify;")
از تعداد دواوين موجود چنين برمى(span dir="LTR")‌آيد كه ظاهراً نظام حكومتى در دوره سلطنت كاملا توسعه يافته بود. اين دواوين عبارت بودند از:  ۱.ديوان وزارت كه عمدتاً با امور مالى سروكار داشت (← شمس(span dir="LTR")‌الدين سراج عفيف، ص(span dir="LTR")‌۴۱۹ـ۴۲۰).  ۲.ديوان عَرض يا دايره نظامى كه زير نظر عارض(span dir="LTR")‌الممالك بود و گاهى خود سلطان اين منصب را برعهده داشت.  ۳.ديوان رسالت كه با امور دينى، موقوفات و عطاياى «مدد معاش» سروكار داشت و صدرالصدور، كه مقام قاضى(span dir="LTR")‌ممالك يا قاضى(span dir="LTR")‌القضاتى كشور نيز برعهده وى بود، آن را سرپرستى مى(span dir="LTR")‌كرد.  ۴.ديوان انشاء يا همان «ديوان رسالت» غزنويان.  ۵.ديوان مظالم كه زيرنظر صدرالصدور يا قاضى(span dir="LTR")‌القضات اداره مى(span dir="LTR")‌شد.  ۶.ديوان اِشراف زير نظر مشرف يا حسابدار كل، كه سروكارش با صورت(span dir="LTR")‌حسابهايى بود كه از ايالتها يا دواير ديگر مى(span dir="LTR")‌رسيد. اين ديوانها را دايره مشابه ديگرى كه زير نظر مستوفى(span dir="LTR")‌الممالك بود، اداره مى(span dir="LTR")‌كرد. در دوره سلطنت فيروز تُغْلُق، مشرف با عايدات سروكار داشت و مستوفى فقط با هزينه(span dir="LTR")‌ها. فيروزتغلق(span dir="LTR")‌شاه همچنين ديوان جداگانه(span dir="LTR")‌اى زير نظر متصرف براى كارخانه(span dir="LTR")‌هاى سلطنتى وضع كرده بود، گرچه به حسابهاى آن ديوان وزارت رسيدگى مى(span dir="LTR")‌كرد (← همان، ص(span dir="LTR")‌۴۰۹ـ۴۱۰).
(p dir="RTL" style="text-align: justify;")
در اثناى دوره مغول (span dir="LTR")]۹۳۲ـ ۱۲۵۳(span dir="LTR")[ تغييرى جزئى در عنوان وزير رخ داد و (span dir="LTR")]خودِ وزير(span dir="LTR")[ ديوان كل نام گرفت، و همكاران او را با همين واژه ديوان به اضافه پسوندهايى كه نشان(span dir="LTR")‌دهنده كاركردها و وظايفشان بود مى(span dir="LTR")‌ناميدند، نظير ديوان تَن (← سطور بعد) يا ديوان خالصه. تغيير مهم ديگرى كه در عهد مغولان روى داد اين بود كه رئيس دايره درآمد و دارايى را صرفاً ديوان گفتند. در خلال سلطنت اكبرشاه، كلمه وزير به اين مفهوم به(span dir="LTR")‌ندرت به(span dir="LTR")‌كار مى(span dir="LTR")‌رفت، و اصطلاح ديوان ــ كه بيشتر عنوان شخص(span dir="LTR")‌بود تا يك مؤسسه يا سازمان حكومت ــ به(span dir="LTR")‌جاى كلمه وزير دوباره رايجشد. اما در حكومت پسرش، جهانگير، روال گذشته احيا شد و اصطلاح وزير دوباره رواجيافت. در زمان حكومت شاه(span dir="LTR")‌جهان بود كه وزير عنوان ديوان كل يافت و همكاران ديگرش در اين دايره باعنوان ديوان به اضافه عناوينى كه نشان(span dir="LTR")‌دهنده سِمَتهايشان بود، خوانده مى(span dir="LTR")‌شدند. براى مدتى دو كلمه وزير و ديوان تقریباً مترادف هم باقى(span dir="LTR")‌ماندند و حتى در مشاغل خصوصى، شخصى را كه مديريت امور مالى يك مقام عالى يا فرد متمولى را برعهده داشت، ديوان مى(span dir="LTR")‌خواندند (← كنبو، ج۱، ص(span dir="LTR")‌۲۳۶).
(p dir="RTL" style="text-align: justify;")
وزارت عايدى زير نظر ديوان به ديوانى معروف بود. اصطلاح وضع(span dir="LTR")‌شده ديوانى در دوره (span dir="LTR")]استعمار(span dir="LTR") [بريتانيا نيز كاربرد داشت و دادگاههاى مدنى را، در مقابل دادگاههاى جنايى يا فوجدارى، دادگاههاى ديوانى مى(span dir="LTR")‌گفتند. هنوز هم بخشى از تشكيلات حقوقى پاكستان به همين عنوان است.
(p dir="RTL" style="text-align: justify;")
ديوان، به معناى متصدى عايدات، در دوره مغول، وظايف متعددى را انجام مى(span dir="LTR")‌داد. او نه(span dir="LTR")‌تنها مسئول واگذارى اوراق عايدى بود، بلكه نامه(span dir="LTR")‌ها و فرمانهاى فورى سلطنتى را نيز پيش(span dir="LTR")‌نويس مى(span dir="LTR")‌كرد. وى همچنين نمايندگان شاهزادگان، حكام ايالتها و اعيان را براى ملاقات با سلطان به حضور مى(span dir="LTR")‌پذيرفت. حفاظت از اطراف كاخ سلطان هنگام شب، زير نظر يكى از اعيان، بخشى از وظايف او بود. وى موظف بود گزارشهاى دخل(span dir="LTR")‌وخرجرا به سلطان تسليم كند تا وى از اين طريق از اوضاع دارايى دولت باخبر شود. وى به عنوان يك مقام ادارى، در اولين انتصاب، وظايفى را به هر يك از رجال بلندپايه واگذار و مرتبآ گزارش دريافت مى(span dir="LTR")‌كرد و درعين(span dir="LTR")‌حال مى(span dir="LTR")‌توانست آنها را از اداى وظيفه معاف دارد. مسئوليت هرگونه اسناد رسمى كه در دفترش بايگانى مى(span dir="LTR")‌شد نيز برعهده او بود (براى فهرست تفصيلى اين اسناد ← سركار، ص(span dir="LTR")‌۲۹ـ۳۲).
(p dir="RTL" style="text-align: justify;")
همكاران (span dir="LTR")]ديگر(span dir="LTR")[ او، يعنى ديوان خالصه و ديوان تن، وظايف جداگانه(span dir="LTR")‌اى برعهده داشتند. ديوان خالصه، در كنار كارهاى ديگر، صورت(span dir="LTR")‌حسابهايى را كه از طرف دايره عايدى تهيه مى(span dir="LTR")‌شد بررسى و طومار جمع (ترازنامه) خالصه يا املاك سلطنتى را كاملا بازرسى و هزينه سربازان، كارمندان و ملتزمان سلطان را برآورد مى(span dir="LTR")‌كرد. ديوان تن، در ضمن كارهاى ديگر، مسئول عرضه همه امور به سلطان بود؛ امورى كه با جاگير(sup)*(/sup)ها و هزينه(span dir="LTR")‌هاى نقدى سروكار داشت، نظير پيش(span dir="LTR")‌نويس فرمانها، نامه(span dir="LTR")‌هاى غيررسمى، پروانه(span dir="LTR")‌ها و جز اينها براى اعطاى مدد معاش به معلمان، علما، قضات و ديگران.
(p dir="RTL" style="text-align: justify;")
مقام ديوان ايالتى در اهميت فقط با مقام سپهسالار برابرى مى(span dir="LTR")‌كرد. ديوان ايالتى كه مستقیماً از طرف سلطان با پيشنهاد ديوان مركزى منصوب مى(span dir="LTR")‌شد، به(span dir="LTR")‌هيچ(span dir="LTR")‌وجه تابع حاكم ايالت نبود. وى اوامر را از ديوان مركزى دريافت مى(span dir="LTR")‌كرد و فقط در برابر او مسئول بود. اين شيوه براى حفظ استقلال خزانه ملى از حاكم ايالتى و به(span dir="LTR")‌حداقل(span dir="LTR")‌رساندن خطر اختلاس و سوءاستفاده(span dir="LTR")‌هاى مالى از بيت(span dir="LTR")‌المال و نيز براى جلوگيرى از شورش صوبه(span dir="LTR")‌داران عمل مى(span dir="LTR")‌شد. (span dir="LTR")]عليمحمدخان بهادر(span dir="LTR")[ در (em)مرآت احمدى(/em) (ج۱، ص(span dir="LTR")‌۱۷۰ـ ۱۷۸) فرمانى از اكبرشاه آورده كه صورت كاملى از وظايف ديوان ايالتى را به(span dir="LTR")‌دست مى(span dir="LTR")‌دهد. مطابق اين فرمان، متصدى ديوان ايالتى مسئوليتهاى سنگينى داشت، مثلاً گمان مى(span dir="LTR")‌رود كه وى گزارشهاى عايدى عاملان را دقیقاً رسيدگى و اشخاص(span dir="LTR")‌فاسد و رشوه(span dir="LTR")‌گير را براى عزل معرفى مى(span dir="LTR")‌كرد.
(p dir="RTL" style="text-align: justify;")
با گذشت زمان، اقتدار ديوان بسيار افزايش مى(span dir="LTR")‌يافت. وى نه فقط قادر بود تا مبلغ ۹۹ هزار دام (span dir="LTR")]هر دام معادل ۴ر۱ روپيه(span dir="LTR")[ اعطا كند، بلكه مى(span dir="LTR")‌توانست قباله(span dir="LTR")‌هاى اعطاى جاگيرها و اراضى ائمه (سيورغالات) را كه اصولاً بدون مهر سلطان و امضاى ديوان مركزى ناقص(span dir="LTR")‌و بى(span dir="LTR")‌اعتبار بود، امضا كند. به(span dir="LTR")‌رغم اينكه اين ديوان در حد مقام صوبه(span dir="LTR")‌دار به(span dir="LTR")‌عنوان رئيس قوه اجرايى نبود، موقعيت و اعتبار و احترام او در منظر عام بيش از وزير مالى بود.
(p dir="RTL" style="text-align: justify;")
پيشكار يا خدمتكارى شخصى، ديوان ايالتى را در اجراى وظايفش كمك مى(span dir="LTR")‌كرد. وى با فرمان يا سند سلطانى و با تأييد ديوان مركزى منصوب مى(span dir="LTR")‌شد. داروغه يا سردفتر، مشرف و تحويل(span dir="LTR")‌دار دفترخانه يا بايگان اسناد همگى داراى منصبى بودند. در ميان كارمندان دون(span dir="LTR")‌پايه(span dir="LTR")‌تر، ميرزا موقعيت درخور توجهى در منظر عام به(span dir="LTR")‌دست آورد و احترام بيشترى كسب كرد.
(p dir="RTL" style="text-align: justify;")
در قرن يازدهم تا دوازدهم، اصطلاح ديوانى فقط براى اداره عايدى در برابر نظامت يا فَوْجدارى به(span dir="LTR")‌كار مى(span dir="LTR")‌رفت. اصطلاحات نظامت و فوجدارى به معنى اداره عمومى، در اصل با حفظ نظم و قانون سروكار داشت (← فوج(span dir="LTR")‌دار(sup)*(/sup)). حتى تا به امروز در شبه(span dir="LTR")‌قاره هند، دادگاههاى مدنى ــ در برابر دادگاههاى جنايى يا فوجدارى ــ به دادگاههاى ديوانى معروف(span dir="LTR")‌اند. منشأ كلمه ديوانى در اين معنا به تعيين كمپانى هند شرقى به(span dir="LTR")‌عنوان ديوان ايالت بنگال برمى(span dir="LTR")‌گردد. مديريت كمپانى، اين كلمه را براى تثبيت عدليه خودشان كه ديوانى(span dir="LTR")‌عدالت ــ يعنى دادگاه ديوان ــ مى(span dir="LTR")‌ناميدند، مطلوب يافت.
(p dir="RTL" style="text-align: justify;")
رئيس(span dir="LTR")‌الوزرا در برخى از شاهزاده(span dir="LTR")‌نشينهاى سابق هند كه امروز در اتحاديه هند ادغام شده(span dir="LTR")‌اند، به ديوان معروف بود. كلمه ديوان همچنين، تشكيل(span dir="LTR")‌دهنده يك جزء از دو جزء عناوين ديوان صاحب و ديوان بَهادُر است كه از طرف حكومت بريتانيايى هند اعطا مى(span dir="LTR")‌شد، هرچند كاربردشان به افراد صاحب(span dir="LTR")‌نام جنوب هند محدود بود.
(p dir="RTL" style="text-align: justify;")
كاربرد كلمه ديوان در اصطلاحاتى نظير ديوان عام (تالار عام) و ديوان خاص(span dir="LTR")‌(تالار خاص) در كهندژهاى مغول در لاهور، آگره (اكبرآباد)، دهلى و ديگر شهرها بازتاب ضعيفى از معناى اصلى آن است. در خانه(span dir="LTR")‌ها و عمارتهاى رجال و متمولان، در روزگاران گذشته، قسمتى مجزا به نام ديوانخانه ــ معادل تالار پذيرايى امروزى ــ وجود داشت، ولى منحصرآ به استفاده اعضاى ذكور خانواده يا مهمانان و ديداركنندگان اختصاص(span dir="LTR")‌يافته بود.
(p dir="RTL" style="text-align: justify;")
منابع: (span dir="LTR")]بيهقى(span dir="LTR")[؛ شمس(span dir="LTR")‌الدين سراج عفيف، (em)تاريخ فيروزشاهى(/em)، چاپ ولايت حسين، كلكته ۱۸۹۱؛ (span dir="LTR")]عليمحمدخان بهادر ديوان گجرات، (em)مرآت احمدى(/em)، چاپ عبدالكريم(span dir="LTR")‌بن نورمحمد و رحمة(span dir="LTR")‌اللّه(span dir="LTR")‌بن فتح محمد، چاپ سنگى بمبئى ۱۳۰۶ـ۱۳۰۷؛ محمدصالح كنبو، (em)عمل صالح، الموسوم به شاه(/em)(span dir="LTR")‌(em)جهان(/em)(span dir="LTR")‌(em)نامه(/em)، ترتيب و تحشيه غلام يزدانى، چاپ وحيد قريشى، لاهور ۱۹۶۷ـ۱۹۷۲؛ محمدبن جعفر نرشخى، (em)تاريخ بخارا(/em)، ترجمه ابونصر احمدبن محمدبن نصرقباوى، تلخيص(span dir="LTR")‌محمدبن زفربن عمر، چاپ مدرس رضوى، تهران ۱۳۶۳ش(span dir="LTR")[؛
(p style="text-align: justify;")
Ibn Hasan,(em) The central structure of the Mughul empire(/em), London ۱۹۳۶, index; S. M. Jaffar,(em) Mediaeval India...(/em) (The Ghaznawids), Peshawar ۱۹۴۰, p. ۲۴۲-۲۵۴; idem,(em) Some cultural aspects of the Muslim rule in India(/em), Peshawar ۱۹۵۰, p. ۲۵-۲۹, ۵۱, ۱۱۰; William Harrison Moreland,(em) The agrarian system of Moslem India: a historical essay with appendices(/em), New Delhi ۱۹۶۸; Ishtiaq Husain Qureshi,(em) The administration of the sultanate of Delhi(/em), Lahore ۱۹۴۴, index; Charles Rieu,(em) Catalogue of the Persian manuscripts(/em) (em)in the British Museum(/em), London ۱۹۶۶, vol. ۳, p.۹۲۶; P. Saran,(em) The provincial government(/em) (em)of the Mughals(/em), Allāhābād ۱۹۴۱, p.۱۸۹-۱۹۷; Jadu Nath Sarkar,(em) Mughal administration(/em), Calcutta ۱۹۵۲; R. P. Tripathi,(em) Some aspects of Muslim administration(/em), Allāhābād ۱۹۳۶.
(p dir="RTL" style="text-align: justify;")
/ بزمى انصارى ((em)د. اسلام(/em)) /
نظر شما
مولفان
سيدجمال موسوى/عبدالعزيز دورى/ه . ل. گوتشالك/ژ. س. كولن/ آ. ك. س. لمتون/بزمى انصارى ,
گروه
رده موضوعی
جلد18
تاریخ1392
وضعیت چاپ
  • چاپ شده