دِيُو
معرف

دِيُو، جزيره و شهرى بندرى در جنوب ايالت گجرات هند.

متن


دِيُو، جزيره و شهرى بندرى در جنوب ايالت گجرات هند.



۱) جزيره. اين جزيره در ْ۲۰ َ۴۳ شمالى و ْ۷۱  َ۲ شرقى، در جنوب شبهجزيرة كاتياوار و مدخل خليج كمبايت*/ كمبى در درياى عرب*، واقع شده و مساحت آن حدود  ۵۲ كيلومترمربع است. اين جزيره تپههايى با ارتفاع حداكثر صد فوت (حدود ۳۱ متر) دارد و بخش زيادى از خاك آن نمكزار است و كشاورزى و باغدارى در آنجا چندان رونقى ندارد. بااينحال، پرورش درختان نارگيل و برخى ميوههاى ديگر و كشت محصولاتى چون گندم و ارزن در اين جزيره رايج است. در اوايل قرن چهاردهم/ بيستم، افزونبر شهر بندرى ديو، سه روستاى نسبتاً بزرگ در جزيره وجود داشت كه برخى از آنها داراى قلعهاى قديمى بودند (>فرهنگ جغرافيايى سلطنتى هند<، ج۱۱، ص۳۶۲ـ۳۶۳؛ وايتوى، ص۱۲۴). ادارة امور شهرى و نظامى جزيره در اين دوره، برعهدة يك پرتغالى و زيرنظر حاكم بريتانيايى مستقر در گوآ بود. جزيرة ديو در ۱۳۴۰ش/ ۱۹۶۱ از تسلط پرتغاليها خارج شد و جزء قلمرو دولت تازهاستقلاليافتة هند درآمد. اين جزيره در ۱۳۶۰ش/ ۱۹۸۱ در بخش ديو قرار داشت كه با  ۴۲۱،۳۰ تن جمعيت، جزئى از ايالت كوچك «گوآ، دمان و ديو» بهشمار مىرفت (← >فرهنگ جغرافيايى سلطنتى هند<، ج۱۱، ص۳۶۳؛ <سرزمين و مردم ايالتهاى هند...<، ج۷، ص۱۷، ۷۱).



۲) شهر بندرى. اين شهر كه نام آن در برخى منابع بهصورت ديب/ ديپ نيز ضبط شدهاست (← نظامالدين احمد هروى، ج۳، ص۹۰، ۱۱۷، ۱۶۶، ۱۹۱؛ فرشته، ج۲، ص۲۰۴، ۲۱۶)، در منتهااليه شرقى جزيرة ديو قرار دارد (>فرهنگ جغرافيايى سلطنتى هند<، ج۱۱، ص۳۶۲). شهر ديو كه ظاهراً به دست شاهان سند و گجرات احداث و تكميل شده بود، به دست پرتغاليها توسعه يافت و يكى از مراكز مهم بازرگانى در غرب اقيانوس هند شد (← ادامة مقاله). پرتغاليها امكانات دفاعى شهر را با احداث قلعه، ديوارى بلند و پهن و استقرار پادگانى چندصد نفره و چندين كشتى تقويت كردند (← متيو، ص۱۵۷ـ۱۵۸؛ پيرسون، ص۵۶؛ پراكاش، ص۶۹). شهرِ ديو بندرگاهى داشت كه به سبب عمق لنگرگاهش و تردد آسان كشتيها در آن، قرنها مورد توجه بود و با بنادر سرزمينهايى چون مالابار، عربستان، يمن، حبشه، موريتانى، سومالى، موزامبيك و خليجفارس مناسبات بازرگانى داشت (← >فرهنگ جغرافيايى سلطنتى هند<، همانجا؛ بربوزا، ج۱، ص۱۲۸ـ۱۲۹). آب آشاميدنى در شهر ديو كم بود و ساكنان آنجا آب باران را ذخيره مىكردند. در كنار بافندگى، رنگرزى و صنايعدستى، ماهيگيرى نيز وسيلة امرار معاش بسيارى از ساكنان در قرون سيزدهم و چهاردهم/ نوزدهم و بيستم بود. شهر ديو به دو محلة مسيحىنشين و غيرمسيحىنشين تقسيم شده بود. محلة غيرمسيحىنشين دوسوم كل مساحت شهر بود و معابر باريك و پيچدرپيچ داشت (>فرهنگ جغرافيايى سلطنتى هند<، ج۱۱، ص۳۶۲ـ۳۶۳). از بناهاى مهم واقع در شرق شهر قلعة مستحكم و معروف پرتغاليها بود كه بعد از جنگ ۹۵۳/ ۱۵۴۵ بازسازى و مرمت شد. همچنين بهدستور فرمانده پرتغالى، ديوار بلندى بين شهر و قلعه احداث شد (همان، ج۱۱، ص۳۶۳؛ وايتوى، ص۲۶۶). برخى از ديگر بناهاى مهم شهر كه بقاياى آنها در اوايل قرن چهاردهم/ بيستم بهجا مانده بودهاست، عبارتاند از: ضرابخانه، قورخانه، قصر حاكم، زندان و مدرسه. كاربرى برخى از بناهاى ساختهشده در عصر حاكميت پرتغاليها، بعدها تغيير يافت (>فرهنگ جغرافيايى سلطنتى هند<، همانجا؛ بالفور، ذيل مادّه). جمعيت شهر ديو در دورة اوج رونق آن در قرن سيزدهم/ نوزدهم بيش از پنجاههزار تن ذكر شدهاست (>فرهنگ جغرافيايى سلطنتى هند<، ج۱۱، ص۳۶۲).



پيشينه. پيش از فتح سند به دست محمدبن قاسم ثقفى* (۹۳)، بندر ديو جزء قلمرو يك حكومت هندو به پايتختى اَرور* بود. حاكم اين قلمرو بر سند و برخى نواحى ساحل درياى عرب فرمان مىراند (← بكرى، ص۸ـ ۹). هنگام حملة محمود غزنوى به سومنات* (۴۱۶)، ديو جزئى از قلمرو راجا بيرم ديو/ بِهيم ديو، حاكم گجرات، بود (← فرشته، ج۱، ص۳۳). در ۸۰۴، ظفرخان/ مظفرشاه آخرين حاكم سلسلة تغلقيه* (حك: ۷۲۰ـ۸۱۴) در گجرات و سلطان بعدى اين سرزمين، در تعقيب هندوان سومنات كه در حصار بندر ديو پناه گرفته بودند، به جزيرة ديو رفت و بعد از گشودن قلعه، بتخانهها را ويران كرد و در آنجا مسجدجامع و پادگان ساخت و حاكم و ديگر صاحبمنصبان شهر را تعيين كرد. در اواخر سلطنت احمدشاه گجراتى (۸۱۴ـ۸۴۶)، نوادة مظفرشاه، كوتوال بندر ديو كه منصوب وى بود، با چند كشتى جنگى سپاه گجرات را در نبرد با بهمنيان دكن* (حك: ۷۴۸ـ۹۳۳) يارى كرد (نظامالدين احمد هروى، ج۳، ص۸۹ـ۹۰، ۱۱۷ـ۱۱۸؛ فرشته، ج۲، ص۱۸۱، ۱۸۸). بندر ديو در دورة سلطنت محمود بيگره (۸۶۳ـ۹۱۷)، در مناسبات بازرگانى ميان گجرات* و ويجيانگر* جايگاه مهمى داشت (وايتوى، ص۹).



ديو از ابتداى قرن دهم، به سبب موقعيت سوقالجيشى و قرارداشتن در مسير تجارى اقيانوس هند به خليجفارس و درياى سرخ، در شمار مكانهاى مورد منازعة سلاطين گجرات، بابريان، پرتغاليها و حكومت عثمانى قرار گرفت (← همان، ص۱۱۶، ۱۹۱؛ پيرسون، ص۵۰، ۵۶؛ متيو، ص۱۵۶). پرتغاليها از ۹۰۲/ ۱۴۹۶ كه به اطراف ديو رسيدند، كوشيدند با ايجاد استحكامات در اين جزيره، موضعشان را در اقيانوس هند تقويت كنند (متيو، ص۱۵۵ـ۱۵۶). در نبردى در اواخر ۹۱۳ در اطراف ديو، عثمانيها با فرستادن سپاهى به يارى سلطان گجرات شتافتند. از افرادى كه در اين نبرد سهم بسزايى داشتند، ملك اياز از غلامان خاصسلطان گجرات و سپهسالار وى بود كه در سالهاى بعد، در بندر ديو مستقر شد و از آنجا به ادارة ولايت سورَت* پرداخت. ملك اياز ضمن كوشش براى دفع حملات پرتغاليها، با احداث قلعه، برج و استحكامات در بندرگاه، و نيز ساختن پل بين ديو و سرزمين گوگلا، ديو را توسعه داد و تجارت آنجا را رونق بيشترى بخشيد (منجو، ص۱۶۲؛ د.اسلام، چاپ دوم، ذيل مادّه؛ نيز ← ملك اياز*).



بعد از مرگ اياز (۹۲۸)، ديو بهعنوان جاگير* به پسر بزرگش اسحاق واگذار شد. او در ۹۳۳/۱۵۲۶ بر بهادرشاه (حك: ۹۳۲ـ۹۴۳) شوريد و جزيره را تسليم پرتغاليها كرد. قوامالملك كه از جانب بهادرشاه به حكومت ديو منصوب شده بود، ناوگان پرتغال را شكست داد و دوباره جزيره را ضميمة قلمرو سلطان كرد. در ۹۳۴/ ۱۵۲۷، يك كشتى فرنگى كه با وزش باد به بندر ديو افتاده بود، به دست قوامالملك مصادره شد و شمار زيادى از سرنشينان آن در مراسمى با حضور بهادرشاه، اسلام آوردند (نظامالدين احمد هروى، ج۳، ص۱۹۲، ۲۱۰؛ منجو، ص۲۶۵ـ ۲۶۸). حكومت ديو در ۹۳۷ به طوغان، پسر ديگر ملك اياز، رسيد. در ۹۴۰/ ۱۵۳۳، پرتغاليها دوباره بر بندر ديو تسلط يافتند، اما با اطلاعيافتن از حركت بهادرشاه بهسوى ديو، آنجا را ترك كردند (نظامالدين احمد هروى، ج۳، ص۲۲۷؛ منجو، ص۲۹۰؛ عليمحمدخان بهادر ديوان گجرات، ج۱، ص۷۸).



پس از اينكه همايونشاه بابرى قلمرو بهادرشاه را تسخير كرد (۹۴۳/ ۱۵۳۶)، بهادرشاه با خزاين خود به بندر ديو پناه برد و از پرتغاليها كمك نظامى خواست. پرتغاليها ناوگان خود را به اطراف جزيره رساندند و در قطعه زمينى كه در ديو براى نگهدارى اموال از بهادرشاه گرفته بودند، قلعهاى مستحكم ساختند. پس از آنكه سرداران بهادرشاه موفق شدند همايونشاه را از ديو بيرون كنند، پرتغاليها بهادرشاه را بهقتل رساندند و ديو را تصرف كردند (← نظامالدين احمد هروى، ج۳، ص۲۳۰ـ ۲۳۴؛ منجو، ص۳۱۳، ۳۱۹ـ۳۲۲؛ حاجىدبير، ج۱، ص۲۵۱ـ ۲۵۲). در اوايل سلطنت محمودشاه سوم گجراتى (حك: ۹۴۴ـ۹۶۱)، حاكم سورت به كمك ناوگان عثمانى به جنگ با پرتغاليهاى مستقر در بندر ديو شتافت و قلعة نوساز و نهچندان مستحكم آنها را محاصره كرد، اما اين عمليات به سبب بروز اختلاف بين نيروهاى سلطان گجرات و عثمانيها بىنتيجه ماند. در ۹۵۳/ ۱۵۴۶، پرتغاليها به حاكميت محدود سلطان گجرات بر ديو خاتمه دادند، مردم شهر را قتلعام كردند و اين جزيره را براى بيش از سه قرن و نيم پايگاه خود ساختند (متيو، ص۲۱۴ـ۲۲۰؛ پوپ، ص۷۹؛ وايتوى، ص۱۲۴، ۲۶۵؛ د.ا.د.ترك، ذيل «سليمانپاشا خادم»).



اكبرشاه و شاهجهان براى تسخير ديو و پسگرفتن آن از پرتغاليها بارها كوشيدند، اما موفق نشدند (>نخستين سياحتها در هند<، ص۱۶۶، ۱۷۰ـ۱۷۱؛ هيگ، ص۱۲۸ـ۱۲۹، ۲۰۰، ۲۱۹). گروهى از عربهاى مسقط نيز در ۱۰۷۹ و ۱۰۸۶ به ديو تاختند و آنجا را غارت كردند و شمارى از آنان در اين جزيره ساكن شدند، اما خطر عمدهاى سلطة پرتغاليها را تهديد نكرد و پرتغاليها با استفاده از ضعف روزافزون بابُريان (حك: ۹۳۲ـ۱۲۷۴)، بر كل جزيره و حومة آن چيره شدند و از آن براى نظارت بر ترددهاى دريايى و بازرگانى در خليج كمبايت و اطراف گجرات استفاده كردند (>فرهنگ جغرافيايى سلطنتى هند<، ج۱۱، ص۳۶۴؛ راجشيرك، ص۶۱؛ د.اسلام، همانجا).



منابع: محمدمعصوم بكرى، تاريخ سند، المعروف به تاريخ معصومى، چاپ عمربن محمد داود پوته، بمبئى ۱۹۳۸؛ عبداللّه محمدبن عمر حاجىدبير، ظفرالواله بمظفّر و آله، چاپ راس، لندن ۱۹۱۰ـ۱۹۲۸؛ عليمحمدخان بهادر ديوان گجرات، مرآت احمدى، چاپ عبدالكريمبن نورمحمد و رحمةاللّهبن فتح محمد، چاپ سنگى بمبئى ۱۳۰۶ـ۱۳۰۷؛ محمدقاسمبن غلامعلى فرشته، تاريخ فرشته (گلشن ابراهيمى)، چاپ سنگى كانپور ۱۲۹۰/۱۸۷۴؛ اسكندربن محمد منجو، مرآت سكندرى، چاپ ستيش چندر مصرا و محمد لطفالرحمان، بروده ۱۹۶۱؛ احمدبن محمدمقيم نظامالدين احمد هروى، طبقات اكبرى، چاپ بى.دى و محمد هدايت حسين، كلكته ۱۹۲۷ـ] ۱۹۳۵[؛



Edward Balfour, Encyclopaedia Asiatica, comprising Indian Subcontinent: eastern and southern Asia, commercial, industrial and scientific, New Delhi: Cosmo Publications, ۱۹۸۲; Duarte Barbosa, The book of Duarte Barbosa, translated from the Portuguese text, first published in ۱۸۱۲ A. D. and edited by Mansel Longworth Dames, [London] ۱۹۱۸-۱۹۲۱, repr. Nendeln, Liechtenstein ۱۹۶۷; Richard Burn, "Shāh Jahān", in The Cambridge history of India, vol.۴, ed. Richard Burn, Cambridge: At the University Press, ۱۹۳۷; Early travels in India: ۱۵۸۳-۱۶۱۹, ed. William Foster, New Delhi: Oriental Books Reprint Corporation, ۱۹۸۵; EI۲, s.v. "Diū" (by J. B. Harrison); Wolseley Haig, "Akbar, mystic and prophet", in The Cambridge history of India, in ibid; The Imperial gazetteer of India, vol.۱۱, New Delhi: Today & Tomorrow’s Printers & Publishers, ۱۹۰۸; Land and people of Indian states and union territories, ed. S. C. Bhatt and Gopal K.Bhargava, Delhi: Kalpaz Publications, ۲۰۰۶; K. M. Mathew, History of the Portuguese navigation in India: ۱۴۹۷-۱۶۰۰, Delhi ۱۹۸۸; M. N. Pearson, "The Portuguese in India and the Indian Ocean: an overview of the sixteenth century", in The Portuguese, Indian Ocean and European bridgeheads ۱۵۰۰-۱۸۰۰: festschrift in honour of prof. K. S. Mathew, ed. Pius Malekandathil and Jamel Mohammed, Kerala, India: Institute for Research in Social Sciences and Humanities of Meshar, ۲۰۰۱; Ethel M. Pope, India in Portuguese literature, New Delhi ۱۹۸۹; Om Prakash, European commercial enterprise in pre-colonial India, Delhi ۲۰۰۰; Ashok B. Rajeshirke, "Portuguese trade and coastal urbanization: a case of Chaul", in Goa’s external relations: seminar papers, ed. P. P. Shirodkar, Panaji, Goa: Rajhauns Vitaran, ۱۹۹۲; TDVİA, s.v. "Süleyman Paşa, Hadım" (by Erhan Afyoncu); R. S. The rise of Portuguese power in India: Whiteway, ۱۴۹۷-۱۵۵۰, New Delhi ۲۰۰۷.



/ منيژه ربيعى /


نظر شما
ایمیل ایمیل
مولفان

منيژه ربيعى

حوزه موضوعی
رده های موضوعی
جلد 18
تاریخ چاپ 1392
وضعیت انتشار
  • چاپ شده