رساله الحقوق
معرف

رسالةالحقوق، رسالهاى در باب حقوق اخلاقى واجب بر انسان از امامسجاد عليهالسلام به روايت ابوحمزه ثُمالى*.

متن


در اين رساله پنجاه تكليف واجب بر انسان و نيز آداب معاشرت و مسائل مهم زندگى دنيوى و اخروى برشمرده شدهاست (در اين باره ← رسالةالحقوق، ص ۲۹۶ و مقدمة حسينىجلالى، ص ۲۶۱ـ۲۶۳) و هر بحث با عبارت «وَ أمّا/ فَأمّا» آغاز و در بيشتر موارد با عبارت «وَ لا قُوَّةَ الّا بِاللّه» از بخش بعدى جدا شدهاست. در مقدمة رساله (ص ۲۷۱ـ۲۷۶) فهرستى از مطالب آن آمده (متن منقول در كتاب مَن لا يحضُرُه الفقيه و امالى صدوق فاقد اين مقدمه است) و بيان شدهاست كه حقوق خداوند بر انسان همه احوال و افعال وى را دربرمی‌گيرد. حقوق ديگرى نيز بر ذمة انسان است، اما مهمترين آنها كه اصل و اساس حقوق ديگر است، حق خداست. بزرگترين حق خداوند بر انسان شركنورزيدن به اوست و اگر كسى با اخلاص اين حق را بهجاى آورد، خداوند امور دنيا و آخرت او را سامان مىدهد. پس از حق خدا، حق نفس انسان است بر او كه همانا در خدمت اطاعت خدا بودن و بهجا آوردن حق اعضاى بدن است. حق هفت عضو اصلى بدن يعنى زبان، گوش، چشم، پا، دست، شكم و عورت، بر انسان، بركنارداشتن آنها از معاصى و محرّمات و بهرهگرفتن از آنها براى كسب رضاى الهى است. پس از حقوق اعضاى بدن از اداى اعمال و عباداتى نظير نماز، حج (اين مورد در نقل تحفالعقول ابنشعبه نيامدهاست)، روزه، صدقه و قربانى بحث شده كه موجب تقرب به خداست و راه بندگى انسان را هموار مىسازد. در پايان اين بخش (ص۲۸۰)، يادآورى شده كه خدا آسان گرفتهاست و سختگير نيست و تواضع و خاكسارى بندگان را بيش از تكبر (تَدَهقُن) آنان مىپسندد.



پس از اين موارد، از حقوق امامان سهگانه، يعنى حاكم (سائسُك بالسلطان)، معلم (سائسُك بالعلم) و مولى (سائسُك بالمِلك)، بر انسان بحث شده كه واجبترين حقوق انسانى بر انسان ديگر دانسته شدهاست (← ص ۲۷۱ـ۲۷۲). از حقوق حاكم بر رعيت آن است كه رعايا وسيلة آزمايش حاكماناند و مؤمنان در كنار صداقت و خيرخواهى خالصانه حاكم، نبايد موجب خشم وى شوند و با او مخالفت و مخاصمه كنند و خود و او را به نابودى بيفكنند (← ص ۲۷۸ـ۲۷۹). در اينجا امام عليهالسلام به جوامع انسانى نظر دارد كه بهطور كلى در انگاره «حاكم و مردم» زندگى مىكنند نه امامت منصوب الهى، زيرا جامعه در هر حال به حاكم نياز دارد (← نهجالبلاغة، خطبه ۴۰)، و براى ايجاد امنيت در جامعه و استحكام بنيان آن بايست با او تعامل نيكو داشت، همچنانكه حاكم بايد خود را چونان پدر مردم بداند و با آنان به داد رفتار نمايد (براى توضيح مطلب ← زيدبن على، مقدمة حسينىجلالى، ص ۲۳۸؛ حسينىجلالى، ص ۱۵۱ـ۱۵۴؛ قس موسوى، ص ۷۱ـ۷۳). در كنار حقوق ائمه سهگانه، حقوق رعاياى سهگانه، يعنى شهروندان جامعه (رعيّتك بالسلطان)، فراگيران دانش (رعيّتك بالعلم) و مملوكان (رعيّتك بالمِلك) بيان شدهاست. پس از آن به حقوق ارحام اشاره و به حق مادر و پدر (در اين باره ← حق والدين*)، فرزند (در اين باره ← حقوق كودك*) و برادر توجه شدهاست. در ادامة رساله، حقوق ساير اشخاص در ۲۵ فصل آمده كه نشانة دقت و موشكافى بسيار است؛ از جمله حق ولاءدهنده و ولاءپذيرنده (در پيوند ولاء*)، مؤذن، امام جماعت، همنشين، همسايه، دوست، شريك، بستانكار، شاكى و مُشتَكى­عنه، مشورتخواه و مشورتدهنده، نصيحتخواه و نصيحتكننده، همكيشان و دگركيشان (اهل ذمه). بسيارى از اين حقوقْ طرفينى و متقابل است، مانند حقوق سلطان بر رعيت و رعيت بر سلطان، حقوق معلم و متعلم، حقوق برده و مولى، حق شكايتكننده و شخصى كه از او شكايت مىشود، حق مهتر بر كهتر، و حقوق مشورتخواه و مشورتدهنده (نيز ← حق*). از نكات برجسته در اين رساله دقت در تقسيمبندى و عنوانبندى است، چنانكه دربارة دوستان و همنشينان انسان سه عنوان جداگانة جليس (ص ۲۸۶ـ۲۸۷)، صاحب (ص ۲۸۷ـ۲۸۸) و خليط (ص ۲۸۹ـ ۲۹۰) آمدهاست. همچنين ميان ولاء تابعيت و حمايت (المُنعِم عليك بالولاء؛ ص ۲۸۴) و ولاء ملكيت (سائسك بالملك؛ ص۲۸۰) تمايز نهاده شدهاست.



غرض اين رساله تنظيم مناسبات و حقوق انسان با خدا، خود و ديگر انسانهاست و در آن به مناسبات انسان با طبيعت و ساير جانداران اشارهاى نشدهاست. كتاب صبغة اخلاقى و فقهى دارد. در اين رساله، انسان همواره در محضر خداوند معرفى شده و از معصيت و ظلم بر خود و ديگران بازداشته شدهاست. در كنار مسائل عقيدتى، عبادى و حقوق شخصى، حجم زيادى از اين رساله به مباحث اجتماعى اختصاص يافته كه نشاندهندة اهتمام ويژة امامسجاد به امور اجتماعى و سياسى و اقتضائات جامعة اسلامى است. برخلاف برخى آرا كه در آنها امامسجاد در حاشيه و جدا از فعاليتهاى اجتماعى و سياسى معرفى شدهاست، اين رساله حاكى از توجه آن حضرت به اوضاع جامعه و كوشش براى حفظ و ارتقاى سلامت و امنيت آن و نيز تقويت ارزشهاى اخلاقى در جامعه است (حسينىجلالى، ص۱۵۱).



اسانيد اين رساله جملگى از طريق محمدبن فضيل يا اسماعيلبن فضل هاشمى از ابوحمزه ثمالى به امامزينالعابدين عليهالسلام مىرسد (براى مشجّره اسناد رساله و بررسيهاى سندى آن ← رسالةالحقوق، همان مقدمه، ص ۲۵۸ـ۲۶۰، ۲۶۹؛ نيز ← سپهرى، ص ۳۱ـ۳۷). نقل اين دو راوى (محمدبن فضيل، اسماعيلبن فضيل) تفاوتهايى با يكديگر دارد (براى اين تفاوتها ← رسالةالحقوق، تعليقات محمدرضا حسينىجلالى، ص ۲۷۱ـ۲۹۶؛ نيز ← نورى، ج ۱۱، ص ۱۶۹). بنابر نقلى، امامسجاد اين رساله (= نامه) را براى يكى از اصحاب خود نوشتهاند (← ابنبابويه، ۱۳۶۲ش، ج ۲، ص ۵۶۴). ابنطاووس در فلاحالسائل (ص ۲۸۷) بخشى از اين رساله را به نقل از كتاب رسائلالائمة كلينى (متوفى ۳۲۸ يا ۳۲۹) آوردهاست. اين كتاب مشتمل بر نامههاى امامان بود (نيز ← نورى، همانجا) و اكنون در دست نيست. شهيدثانى (ص ۲۳۴) از اين رساله با عنوان حديثالحقوق و مجلسى (ج ۲، ص ۴۲، ۶۱) با نام خبرالحقوق ياد كردهاند. نجاشى (ص ۱۱۵ـ۱۱۶)، ذيل نام ابوحمزه ثمالى در برشمارى آثار او، رسالةالحقوق را نامبرده (لَهُ رسالةالحقوق) و طريق خود را به آن ذكر كردهاست:... عن محمدبن فضيل عن ابىحمزه عن علىبنالحسين عليهماالسلام. به استناد اين تعبير نجاشى، برخى رساله را به ابوحمزه ثمالى نسبت دادهاند (← بغدادى، ايضاح، ج ۱، ستون ۵۶۲؛ همو، هديه، ج ۱، ستون ۲۴۶؛ آقابزرگ طهرانى، ج ۷، ص ۴۲). حال آنكه از تعبير «هذه رسالة علىبن الحسين الى بعض اصحابه» دانسته مىشود كه امام اين نوشته را براى يكى از اصحاب فرستاده و بهظن قوى اين شخص ابوحمزه ثمالى بودهاست، و ازاينرو نجاشى رساله را ذيل نام او آوردهاست (← رسالةالحقوق، همان مقدمه، ص ۲۵۵ـ ۲۵۶). ابنشعبه در تحفالعقول (ص ۲۵۵ـ۲۷۲)، ابنبابويه در كتابالخصال (ج ۲، ص ۵۶۴ـ۵۷۰)، الامالى (ص ۴۵۱ـ۴۵۷) و كتاب مَن لايَحضُرُهالفقيه (ج ۲، ص ۶۱۸ـ ۶۲۶)، طبرِسى در مكارمالاخلاق (ص۴۱۹ـ۴۲۴)، يحيىبن سعيد حلّى (متوفى ۶۸۹) در بخش پايانى كتاب الجامع للشرائع (ص ۶۲۵ـ۶۳۲)، حرّعاملى در تفصيل وسائلالشيعة (ج ۱۵، ص۱۷۲ـ۱۷۹)، مجلسى با نقل دو تحرير مختلف در بحارالانوار (ج ۷۱، ص ۲ـ۲۱) و سيدمحسن امين در ذيل شرححال امامسجاد در اعيانالشيعة (ج ۱، ص ۶۳۸ـ۶۴۳) اين رساله را درج كردهاند (براى ديگر كتابها ← رسالةالحقوق، همان مقدمه، ص ۲۶۶ـ۲۶۷). البته بهدليل احتواى رساله بر مباحث اخلاقى، در كتب و مباحث فقهى به مطالب آن استناد نشدهاست.



رسالةالحقوق چندين بار بهطور مستقل چاپ شده (← مدنى بجستانى، ج ۱، ص ۴۴) و سيدمحمدرضا حسينىجلالى چاپ تحقيقى آن را در پايان كتاب جهادالامام السجاد آوردهاست. شرحهاى متعددى نيز بر اين رساله نوشتهاند، ازجمله: المائدة السماويّة فى شرح الرسالة السجّاديه از معصومبن رضى حسينى قُهستانى، شرح رساله حقوق حضرت سجاد از مصطفى ميرتقى (← درايتى، ج ۱۶، ص ۴۸۳)، النَّهجَين فى شرح رسالةالحقوق للامام علىبن الحسين اثر صالحبن مهدى ساعدى (بيروت ۱۴۲۶/۲۰۰۵)، شرح سيدحسن قبانچى (قم ۱۴۰۶)، شرح عباسعلى موسوى (بيروت ۱۴۰۵/ ۱۹۸۵) و نعيم قاسم (بيروت ۲۰۰۲) و ترجمه و شرح رسالةالحقوق امام سجاد (ع) (قم ۱۳۷۲ش) اثر محمد سپهرى (براى ساير موارد ← رفاعى، ج ۸، ص ۲۰۴؛ رسالة الحقوق، همان مقدمه، ص ۲۶۷). سيدصدرالدين صدر، از مراجع تقليد قم (متوفى ۱۳۳۱ش)، نيز اين رساله را تلخيص كردهاست (← شرفالدين، ص ۴۱۶، پانويس ۲؛ امين، ج ۲، ص ۱۵۷). اين رساله به زبانهاى فارسى و اردو ترجمه شدهاست (براى فهرست آنها ← رفاعى، ج ۸، ص ۱۶۸، ۱۹۱؛ شهيدى، ص۱۷۰ـ۱۷۱؛ سپهرى، ص۳۰؛ مدنى بجستانى، همانجا) و احتمالاً كهنترين ترجمه، باتوجه به نقل فهرستنويسان، از محمدباقر خاتونآبادى* (متوفى ۱۱۲۷) است كه در مجموعه نسخههاى خطى كتابخانة اميرالمؤمنين در نجف موجود است (← طباطبائى، ص۱۴۰).



متنى ديگر با عنوان رسالةالحقوق يا الرسالة الناصحة و الحقوق الواضحة به زيدبن علىبن حسين (فرزند امامسجاد) نسبت داده شده كه كوتاهتر از رساله مورد بحث است و سيدمحمدرضا حسينى جلالى آن را تصحيح و در مجله علومالحديث (سال ۳، ش ۶، رجب ـ ذيحجه ۱۴۲۰، ص ۲۲۵ـ ۲۵۶) و نيز به طور مستقل منتشر كرده­است. مدرسى طباطبائى  (ج ۱، ص ۳۵) يكى از اين دو متن را خلاصه يا گسترشيافته ديگرى دانستهاست. حسينىاشكورى (ج ۲، ص ۴۴) نيز اين متن را خلاصه رسالةالحقوق منسوب به امامسجاد معرفى كردهاست (نيز ← زيدبن على، همان مقدمه، ص ۲۳۵). اين دو رساله با يكديگر قرابت دارند، اما تفاوتهايى در دسته­بندى و محتواى آنها ديده مىشود. از جمله اين تفاوتها كمتر بودن استشهاد به آيات قرآن و احاديث در رساله امامسجاد است. همچنين در رسالةالحقوق امامسجاد عليهالسلام پنجاه حق ذكر شده اما در رساله زيد ۲۳ حق و نيز رساله امامسجاد از هفت اصل متفرع شده درحالىكه رساله زيد فقط مبتنى بر دو اصل است (براى بررسى شباهتها و تفاوتهاى دو متن ← همان، ص ۲۳۵ـ۲۴۱).



منابع: آقابزرگ طهرانى؛ ابنبابويه، الامالى، قم ۱۴۱۷؛ همو، كتابالخصال، چاپ علىاكبر غفارى، قم ۱۳۶۲ش؛ همو، كتاب مَن لايَحضُرُه الفقيه، چاپ علىاكبر غفارى، قم ۱۴۱۴؛ ابنشعبه، تحف العقول عن آل الرسول صلىاللّهعليهم، چاپ علىاكبر غفارى، قم ۱۳۶۳ش؛ ابنطاووس، فلاحالسائل و نجاحالمسائل فى عملاليوم و الليلة، چاپ غلامحسين مجيدى، قم ۱۳۷۷ش؛ امين؛ اسماعيل بغدادى، ايضاحالمكنون، ج ۱، در حاجىخليفه، ج ۳؛ همو، هديةالعارفين، ج ۱، در حاجىخليفه، ج ۵؛ حرّعاملى؛ احمد حسينىاشكورى، مؤلفاتالزيدية، قم ۱۴۱۳؛ محمدرضا حسينىجلالى، جهادالامامالسجاد زينالعابدين علىبن الحسينبن علىبن ابىطالب عليهمالسلام، ]قم[ ۱۴۱۸؛ يحيىبن سعيد حلّى، الجامع للشرائع، قم ۱۴۰۵؛ مصطفى درايتى، فهرستگان نسخههاى خطى ايران (فنخا)، تهران ۱۳۹۰ش ـ    ؛ عبدالجبار رفاعى، معجم ما كتب عنالرسول و اهلالبيت صلواتاللّه عليهم، تهران ۱۳۷۱ش؛ زيدبن على (ع)، الحقوق، چاپ محمدرضا حسينىجلالى، در علومالحديث، سال ۳، ش ۶ (رجب ـ ذيحجه ۱۴۲۰)؛ محمد سپهرى، ترجمه و شرح رسالةالحقوق امام سجاد (ع)، قم ۱۳۷۲ش؛ عبدالحسين شرفالدين، المراجعات، چاپ حسين راضى، بيروت ۱۴۰۲/۱۹۸۲؛ زينالدينبن على شهيدثانى، منيةالمريد فى ادبالمفيد و المستفيد، چاپ رضا مختارى، قم ۱۳۶۸ش؛ جعفر شهيدى، زندگانى علىبن الحسين (ع)، تهران ۱۳۶۵ش؛ عبدالعزيز طباطبائى، «فهرس مخطوطات مكتبة اميرالمؤمنين العامة النجف الاشرف»، تراثنا، سال ۱۶، ش ۱ (محرّم ـ ربيعالاول ۱۴۲۱)؛ حسنبن فضل طبرِسى، مكارم الاخلاق، چاپ محمدحسين اعلمى، بيروت ۱۳۹۲/ ۱۹۷۲؛ علىبن ابىطالب (ع)، امام اول، نهجالبلاغة، چاپ صبحى صالح، بيروت ۱۳۸۷/۱۹۶۷، چاپ افست قم ]بىتا.[؛ علىبن حسين (ع)، امام چهارم، رسالةالحقوق، در محمدرضا حسينى­جلالى، همان منبع؛ مجلسى؛ محمود مدنى بجستانى، فرهنگ كتب حديثى شيعه، تهران ۱۳۸۵ش؛ عباس على موسوى، رسالةالحقوق للامام زينالعابدين عليهالسلام، بيروت ۱۴۱۲/ ۱۹۹۳؛ نجاشى؛ حسينبن محمدتقى نورى، مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل، قم ۱۴۰۷ـ۱۴۰۸؛



Hossein Modarressi Tabātabā&#۳۹;i, Tradition and survival: a bibliographical survey of early Shī`ite literature, vol.۱, Oxford ۲۰۰۳.



/ سيدمحمدرضا حسينىجلالى /


نظر شما
ایمیل ایمیل
مولفان

سيدمحمدرضا حسينى جلالى

حوزه موضوعی

قرآن و حدیث

رده های موضوعی

امامان شیعه - امام سجاد (ع)

جلد 19
تاریخ چاپ 1393
وضعیت انتشار
  • چاپ شده