دهخدا، على‌اكبر
معرف

دهخدا، على‌اكبر، نويسنده، روزنامه‌نگار، محقق و شاعر معاصر ايرانى و نخستين رئيس دانشكده حقوق و علوم سياسى و اقتصادى دانشگاه تهران.

متن


دهخدا، على‌اكبر، نويسنده، روزنامه‌نگار، محقق و شاعر معاصر ايرانى و نخستين رئيس دانشكده حقوق و علوم سياسى و اقتصادى دانشگاه تهران. در ۱۲۹۷ در محله سَنگلَج ‌تهران در خانواده‌اى قزوينى متولد شد. پدرش، خانباباخان (متوفى ۱۳۰۷)، از مَلّاكان قزوين بود و اندكى پيش از تولد دهخدا، دو روستاى مِلكى خود در قزوين، ياكُنْد و كَيخُنان، را فروخت و به‌قصد اقامت به تهران آمد. دهخدا در نه‌سالگى پدرش را ازدست داد و مادرش فاطمه‌خانم (متوفى ۱۳۱۶ش) تربيت دهخدا و سه فرزند ديگر خود را برعهده گرفت (دهخدا، ۱۳۶۲ـ۱۳۶۴ش، مقدمه دبيرسياقى، ص‌شش؛ معين، ص۳۷۹).



دهخدا حدود ده سال نزد شيخ غلامحسين بروجردى، از علماى تهران علم صرف، اصول فقه، كلام و حكمت خواند. او در خردسالى، از محضر درس شيخ‌هادى نجم‌آبادى* (متوفى ۱۳۲۰)، كه زمانى در همسايگى خانواده آنها سكونت داشت و پدر دهخدا از ارادتمندان او بود، بهره گرفت. دهخدا مادرش، بروجردى، و نجم‌آبادى را سه معلم اصلى خود دانسته‌است (دهخدا، ۱۳۶۲ـ۱۳۶۴ش، همان مقدمه، ص‌هفت).



او پس از اتمام دوره تحصيلات علوم قديم، وارد مدرسه سياسى شد و به آموختن زبان فرانسه پرداخت. پس از پايان‌يافتن دوره تحصيل در آن مدرسه، به خدمت وزارت خارجه درآمد و همراه معاون‌الدوله غفارى، سفير ايران در بالكان (شامل بلغارستان، يوگسلاوى، رومانى، يونان، آلبانى و قسمتى از اتريش)، به اروپا رفت و با دو سال اقامت در وين و بخارست، ضمن تكميل معلومات خود در زبان فرانسه، از پيشرفتهاى علمى و هنرى اروپا آگاهى يافت. در ۱۳۲۳ به ايران بازگشت و از رمضان ۱۳۲۴ در خدمت حاج‌حسين‌آقا امين‌الضرب، حدود شش ماه با سِمَتِ «معاونت امور راجعه به شوسه خراسان» و مترجمى مُسيو دوبروك، مهندس بلژيكى، به كار پرداخت (همان مقدمه، ص‌هشت ـ نه؛ معين، همانجا؛ تقى‌زاده، ص‌۳۹۴ـ ۳۹۵).



مقارن با آغاز نهضت مشروطيت، با همكارى جهانگيرخان شيرازى (متوفى ۱۳۲۶) و قاسم‌خان تبريزى (متوفى ۱۳۲۷ش)، هر دو مشهور به صوراسرافيل*، به نشر روزنامه صوراسرافيل پرداخت و خود سردبيرى و نويسندگى آن را برعهده گرفت. شماره اول اين روزنامه پنجشنبه ۱۷ ربيع‌الآخر ۱۳۲۵ در هشت صفحه در تهران منتشر شد. اين هفته‌نامه در طول چهارده ماه، با احتساب تعطيليها و توقيفها، جمعآ در  ۳۲ شماره منتشر شد. بازپسين شماره آن به تاريخ ۲۰ جمادى‌الاولى ۱۳۲۶ است. اين نشريه با به‌توپ‌بستن مجلس و دستگير و كشته‌شدن ميرزاجهانگيرخان و اختفا و تحصن و تبعيد دهخدا به اروپا تعطيل شد. دهخدا در هر شماره از صوراسرافيل، سرمقاله‌اى در زمينه مسائل سياسى و اقتصادى، نمودن سير فكرى جهان، ستيزه با جهل و خرافه و بى‌سوادى، افشاى ستم عمّال حاكمه و نيز مقاله طنزآميزى با عنوان «چرندپرند*» منتشر مى‌كرد (دهخدا، ۱۳۶۲ـ۱۳۶۴ش، همان مقدمه، ص‌ده ـ يازده؛ تقى‌زاده، ص‌۳۹۵؛ نيز ← صوراسرافيل*، روزنامه). طى انتشار صوراسرافيل، بر دهخدا به‌سبب چاپ مطالبش در اين روزنامه، حوادثى چند گذشت؛ برخى از لوطيان، كه با حكام قاجار مناسباتى داشتند، تصميم گرفتند او را تنبيه كنند، اما دهخدا با درايت خاص‌خود به خانه آقاعزيز، سركرده لوطيان، رفت و با او صحبت كرد و حتى او و مريدانش را به نهضت مشروطه كشاند (دهخدا، ۱۳۵۹ش، ص‌۱۳ـ۱۵). پس از پيروزى مشروطه، برخى از نمايندگان در مجلس در مخالفت با دهخدا و صوراسرافيل سخنرانى كردند و باعث محاكمه دهخدا در مجلس و توقيف شش‌ماهه صوراسرافيل شدند؛ در نهايت، دهخدا تبرئه و انتشار روزنامه آزاد شد (← همان، ص‌۵ـ۱۰). محمدعلى‌شاه با فرستادن پول براى دهخدا مى‌خواست او را به خود متمايل كند، اما موفق نشد (← همان، ص‌۱۶). سرانجام يك ماه پس از به‌توپ‌بستن مجلس، دهخدا از راه باكو به پاريس رفت و در آنجا با محمد قزوينى* و ابوالحسن پيرنيا* آشنا شد. از آنجا به سويس رفت و با كمك مالى پيرنيا، در شهر ايوِردون، سه شماره از صوراسرافيل را با همان شكل و اندازه سابق از اول محرّم تا ۱۵ صفر۱۳۲۷ منتشر كرد. او در شماره اول، مسمط مشهور «ياد آر ز شمع مرده ياد آر» را به ياد دوست شهيد خود جهانگيرخان شيرازى به‌چاپ رساند. سپس به استانبول رفت و به يارى جمعى از ايرانيان، روزنامه هفتگى سروش را به زبان فارسى در چهارده شماره، از ۱۲ جمادى‌الآخره تا ۱۰ ذيقعده ۱۳۲۷ منتشر كرد (دهخدا، ۱۳۶۲ـ۱۳۶۴ش، همان مقدمه، ص‌سيزده ـ چهارده؛ تقى‌زاده؛ معين، همانجاها).



به گفته محمد گلبن (ص‌۴۹۸ـ۴۹۹)، يك شماره از روزنامه روح‌القدس* به‌مديريت سلطان‌العلماء خراسانى به‌تاريخ  ۲۴ صفر ۱۳۲۷ ظاهراً در پاريس منتشر شده كه نام دبير و نگارنده آن على‌اكبرخان قزوينى ذكر شده و گلبن او را همان دهخدا دانسته است، اما باتوجه‌به اينكه دهخدا كمى پس از پاريس به استانبول رفته و در آنجا روزنامه سروشِ استانبول را منتشر كرده و در آن نام خود را على‌اكبر دهخدا ذكر كرده‌است، احتمال دارد على‌اكبرخان قزوينى كسى جز دهخدا باشد (گلبن، ص‌۴۹۹، يادداشت مجله آينده).



پس از فتح تهران به دست مجاهدان و خلع محمدعلى‌شاه از سلطنت، دهخدا در ۱۱ محرّم ۱۳۲۸ از عثمانى به تهران بازگشت و به نمايندگى مردم كرمان به مجلس دوم راه يافت. در اين مدت، تا پيش از آغاز جنگ جهانى اول، دهخدا گذشته از سِمَت نمايندگى مجلس، به نوشتن مقالات سياسى در روزنامه‌هاى مجلس به مديريت سيدمحمدصادق طباطبايى، شورى به مديريت ناصرالاسلام سيديحيى رشتى، آفتاب به مديريت ميرزاحسين عبدالوهاب‌زاده، ايران كنونى به مديريت مُدَبّرالممالك هرندى، و پيكار به مديريت حيدرعلى كمالى پرداخت. مقالات طنزآميز دهخدا در شماره‌هاى چهارم به‌بعد روزنامه ايران كنونى با عنوان «يتيم شادكُنك»، عنوان اصلى «چرندپرند» و عنوان فرعى «مجمع‌الامثال دخو» در انتقاد از اعمال نارواى زورمندان و بازنمودن رنجهاى دردمندان و بيدار ساختن محرومان آن چنان قوى، بديع و تأثيرگذار بود كه بارى ديگر در روزنامه شفق سرخ (۱۳۰۰ش) تجديدطبع شد (دهخدا، ۱۳۶۲ـ۱۳۶۴ش، همان مقدمه، ص‌چهارده ـ هفده).



دهخدا هم‌زمان با جنگ جهانى اول و مهاجرت آزادى‌خواهان، به اصفهان رفت و در يكى از قريه‌هاى چهارمحال و بختيارى منزوى شد و در همانجا، تهيه كتاب امثال و حكم و لغتنامه دهخدا را پى ريخت (← ادامه مقاله). او پس از پايان جنگ جهانى اول، به تهران بازگشت و از كارهاى سياسى كناره گرفت و به خدمات فرهنگى و ادبى مشغول گرديد. از ۱۳۰۰ش تا جنگ جهانى دوم، مدتى رئيس دفتر وزارت معارف و اداره تفتيش وزارت عدليه بود. سپس به رياست مدرسه علوم سياسى، كه خود در جوانى در آن تحصيل كرده بود، رسيد و پس از تبديل آن مدرسه به دانشكده حقوق و علوم سياسى و اقتصادى، تا ۱۳۲۰ش رياست آن را برعهده داشت. او سالهاى پايانى رياستش را بيشتر در خانه به استخراج‌لغات از راه مطالعه متون و تصحيح و تحشيه كتابها گذراند. مصادف با جنگ جهانى دوم، دهخدا از كار ادارى بازنشسته شد و يكسره به تأليف لغتنامه* پرداخت (همان مقدمه، ص‌هفده‌ـ هجده، بيست‌ويك؛ معين، ص۳۸۰؛ نيز ← ادامه مقاله). در تير ۱۳۲۵ در نخستين كنگره نويسندگان ايران، دهخدا جزء هيئت‌رئيسه بود و در اوايل اسفند ۱۳۲۹، نخستين جمعيت مبارزه با بى‌سوادى را در ايران شخصآ بدون كمك دولت تأسيس كرد. مقارن با نهضت ملى‌شدن نفت از حدود ۱۳۲۸ش، دوباره به عرصه سياست وارد شد و با قلم و بيان خود به دفاع از دولت محمد مصدق پرداخت و براى يارى به او، بارها به ديدار مقامات دولتى رفت و با آنان گفتگو كرد تا احتمالا از تندرويها و تصميمات نامساعد هر يك با خردمندى و تدبير جلوگيرى شود. مصدق نيز قصد داشت پس از خروج‌شاه از كشور و تشكيل شوراى سلطنت، رياست آن را به دهخدا بسپارد. ازاين‌رو، پس از كودتاى ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، دهخدا را متهم به مخالفت با دستگاه سلطنت كردند. دادستان وقت ارتش به خانه او رفت و از او سؤالهايى پرسيد و بار ديگر در ۲۵ مهر ۱۳۳۲ براى بازجويى به دادستانى دعوت شد و پس از ساعتها بازجويى، نيمه‌شب به خانه‌اش بازگردانده شد (دهخدا، ۱۳۶۲ـ۱۳۶۴ش، همان مقدمه، ص‌بيست‌ودو ـ بيست‌وچهار؛ محيط طباطبائى، ص‌۴۶۷).



دهخدا سالهاى پايانى عمرش را صرف تأليف لغتنامه دهخدا كرد. او در ۷ اسفند ۱۳۳۴ درگذشت. او را در گورستان ابن‌بابويه شهررى، در مقبره‌اى خصوصى، به خاك سپردند (دهخدا، ۱۳۶۲ـ۱۳۶۴ش، همان مقدمه، ص‌بيست‌وپنج؛ معين، همانجا).



دهخدا شاعرى توانا بود؛ گرچه با جدّيت به شعر نپرداخت، در قالبهاى مختلف شعر فارسى، اشعارى جدّى و فكاهى از او مانده‌است. او برخى از اشعارش را در روزنامه صوراسرافيل و مجله‌هايى ازجمله مهر و يغما به‌چاپ رسانده بود؛ پس از مرگش، اشعار پراكنده او گردآورى شد (← دهخدا، ۱۳۷۸ش، مقدمه دبيرسياقى، ص‌چهل‌ـ چهل‌ويك؛ نيز ← ادامه مقاله). برخى از اديبان شعرى را كه دهخدا در رثاى دوستش جهانگيرخان شيرازى سروده نخستين شعر نوى فارسى دانسته‌اند (← معين، ص‌۳۹۱؛ رعدى آذرخشى، ص‌۴۴۷). از ديگر اشعار هنرمندانه و بى‌نظير او مثنوى كوتاهى است كه آن را با عنوان «رؤسا و ملّت» به زبان عاميانه در صوراسرافيل منتشر كرده‌است (← رعدى آذرخشى، ص‌۴۳۴ـ۴۳۵، ۴۳۷). نوآورى و توجه به مسائل اجتماعى و وطن‌دوستى‌اى كه در مقالات دهخدا و چرندپرند* نمودار است، در شعرهايش نيز ديده مى‌شود (← دهخدا، ۱۳۶۲ـ۱۳۶۴ش، همان مقدمه، ص‌هجده‌ـبيست). مجموع اشعار او كمى بيش از ۱۲۰۰ بيت است؛ شمار اندكى از آنها تصنيف و اندكى نيز به تركى است (← دهخدا، ۱۳۷۸ش، ص‌۲۰۲ـ۲۰۷). نخستين اثر تحقيقى منتشرشده دهخدا امثال و حكم است كه از ۱۳۰۸ تا ۱۳۱۱ش در چهار مجلد، در قطع رحلى در  ۰۷۶،۲ صفحه متن و  ۱۸۰ صفحه فهرستها، در تهران به سرمايه وزارت معارف منتشر گرديد (معين، ص‌۳۸۰). دهخدا از زمان جنگ جهانى اول، كه در چهارمحال و بختيارى به سر مى‌برد، به فكر تهيه چنين اثرى بود. در اين كتاب، قريب به سى‌هزار مدخل همراه حدود ده‌هزار عنوانِ مرادف و نظير براى مدخلها، شامل مَثَل و حكمت و كنايه و اصطلاح، و حدود دوازده‌هزار استناد و استشهاد به اشعار شاعران يا نوشته نويسندگان معتبر فارسى گرد آمده‌است. مدخلهاى اين كتاب براساس حروف الفبا مرتب شده‌اند و دهخدا امثال را از افواه مردم و آنچه شاعران و نويسندگان فارسى به آنها تمثل جسته‌اند فراهم كرده‌است. او بر اين كتاب هيچ مقدمه‌اى ننوشته‌است (← دبيرسياقى، ص‌۴۵۴، ۴۵۷ـ۴۵۸). انتشار امثال و حكم در ۱۳۱۱ش در مجامع ادبى تهران، حادثه‌اى ادبى تلقى شد و به افتخار دهخدا، مجلسى در انجمن ادبى ايران تشكيل گرديد؛ بديع‌الزمان فروزانفر (متوفى ۱۳۴۹ش) در اين مجلس در تمجيد از دهخدا و امثال و حكم سخنرانى كرد (معين، ص‌۳۸۱).



دومين و مشهورترين اثر تحقيقى دهخدا لغتنامه است، كه استخراج‌لغات و اعلام آن سالها طول كشيد. او قراردادى در ۱۳۱۳ش با وزارت فرهنگ وقت براى طبع آن منعقد كرد و تا آغاز جنگ جهانى دوم، با دو نوبت تجديد، دو مجلد از آن را تدوين و طبع كرد. با آغاز جنگ جهانى دوم انتشار اين اثر متوقف شد. او تا تصويب قانون طبع لغتنامه دهخدا از طرف مجلس شورا در دى ۱۳۲۴، به يادداشت‌بردارى از متون براى تكميل مواد لغتنامه مشغول بود و پس از تصويب آن، تدوين و تصحيح و طبع آن را با دستيارى گروهى از همكاران خود آغاز كرد (← لغتنامه*).



دهخدا طى سالهايى كه به گردآورى مواد لغتنامه مشغول بود، براساس نسخه‌هاى خطى برخى از كتابهاى ادبى، ازجمله ديوانهاى شاعرانى كه در اختيار داشت و نيز برخى از نسخه‌هاى چاپى ديوانها، اغلاط بسيارى از آنها را تصحيح كرده يا بر آنها تحشيه و تعليقاتى نوشته‌است كه منتشر نشده‌اند (← معين، ص‌۳۸۲ـ۳۸۷). ديگر آثار منتشرنشده او عبارت‌اند از: ترجمه >عظمت و انحطاط روميان<  و >روح‌القوانين<، هر دو نوشته مونتسكيو، كه آنها را در جوانى از فرانسه به فارسى ترجمه كرده بود؛ فرهنگ فرانسه به فارسى؛ مجموعه‌اى از كلمات قصار و پندها (همان، ص‌۳۸۱، ۳۸۷). مقارن با هزاره تولد ابوريحان بيرونى، رساله‌اى از دهخدا در شرح حال بيرونى، به‌جاى پنج‌شماره از مجله آموزش‌وپرورش، از انتشارات اداره كل نگارش وزارت فرهنگ، در مهر ۱۳۲۴ منتشر شد؛ اين رساله سپس عينآ در لغتنامه دهخدا تجديدچاپ شد (همان، ص‌۳۸۱).



مجموعه اشعار دهخدا پس از مرگش نخست به كوشش محمد معين گردآورى و چاپ شد (تهران ۱۳۳۴ش) و سپس با يافته‌هاى بيشتر، به كوشش محمد دبيرسياقى منتشر گرديد (تهران ۱۳۵۸ش). مجموعه مقاله‌هاى طنز او با عنوان چرندپرند را نخست سعيد نفيسى از روزنامه صوراسرافيل استخراج‌كرد و در شاهكارهاى نثر فارسى معاصر (تهران ۱۳۳۰ش) به چاپ رساند؛ اين مقالات پس از آن نيز چندبار به‌طور مستقل منتشر گرديدند (نيز ← چرندپرند*) و همه آنها به‌همراه ديگر مقاله‌ها و نوشته‌هاى دهخدا به كوشش محمد دبيرسياقى در مقالات دهخدا (۲مجلد، تهران ۱۳۵۸ـ ۱۳۶۴ش) منتشر شدند.



منابع : حسن تقى‌زاده، «دهخدا»، در على‌اكبر دهخدا، لغت‌نامه، زير نظر محمد معين، ج‌:۱ مقدمه، تهران ۱۳۲۵ش؛ محمد دبيرسياقى، «امثال و حكم دهخدا»، آينده، سال ۵، ش ۷ـ۹ (مهرـ آذر ۱۳۵۸)؛ على‌اكبر دهخدا، خاطراتى از دهخدا و از زبان دهخدا، ]چاپ[ محمد دبيرسياقى، ]تهران ۱۳۵۹ش[؛ همو، ديوان، چاپ محمد دبيرسياقى، تهران ۱۳۷۸ش؛ همو، مقالات دهخدا، به‌كوشش محمد دبيرسياقى، تهران ۱۳۶۲ـ ۱۳۶۴ش؛ غلامعلى رعدى آذرخشى، «شعر دهخدا»، آينده، سال ۵، ش ۷ـ۹ (مهر ـ آذر ۱۳۵۸)؛ محمد گلبن، «روزنامه‌نگارى دهخدا و روزنامه روح‌القدس»، در همان؛ محمد محيط طباطبائى، «دكتر مصدق و دهخدا»، همان؛ محمد معين، «دهخدا» در على‌اكبر دهخدا، لغت‌نامه، همان.



/ محمد دبيرسياقى /


نظر شما
ایمیل ایمیل
مولفان

محمد دبيرسياقى

حوزه موضوعی

ادبیات و زبان ها

رده های موضوعی

ادبیات فارسی - اعلام

جلد 18
تاریخ چاپ 1392
وضعیت انتشار
  • چاپ شده