دهانه غلامان
معرف

دهانه غلامان، محوطه‌اى باستانى از دوره هخامنشى در نزديكى زابل.

متن


دهانه غلامان، محوطه‌اى باستانى از دوره هخامنشى در نزديكى زابل. بقاياى اين شهر كه به‌دليل خشكسالى متروك و زيرخاك مدفون بود، امروزه در ۴۴ كيلومترى زابل* و چهار كيلومترى روستاى قلعه‌نو، در جنوب‌غربى شهر زهك، واقع شده‌است (← سيدسجادى، مجله باستان‌شناسى و تاريخ، سال۱۰، ش ۲، ص‌۳۸، ۴۶). اومبرتو شراتو، باستان‌شناس ايتاليايى، در ۱۳۳۸ش محل باستانى دهانه غلامان را كشف كرد و از ۱۳۴۰ تا ۱۳۴۳ش به حفارى در آن پرداخت. او به شباهت آثار به‌دست‌آمده از آن محل با معمارى و سفالگرى دوره هخامنشى پى برد و بقاياى به‌دست‌آمده را به سده‌هاى ششم تا چهارم پيش از ميلاد و دوره هخامنشيان نسبت داد (← ۱۹۷۹، ص‌۷۱۰). دوره دوم حفارى اين محوطه از ۱۳۷۹ تا ۱۳۸۷ش به سرپرستى سيدمنصور سيدسجادى صورت گرفت (← سيدسجادى، ۱۳۸۰ش، ص‌۱۵ـ۱۶). محوطه دهانه غلامان، كه از نام باستانى آن اطلاع دقيقى دردست نيست، احتمالا همان شهر زرين مورخان يونانى يا دِرانْجا يا زَرَك/ زَرَنْكاى مذكور در كتيبه‌هاى هخامنشى بوده‌است كه البته با زَرَنْج* دوران اسلامى تفاوت دارد (همو، ۱۳۷۹ش، ص‌۱۶۲ـ۱۶۳).



اين شهر از دو بخش تشكيل شده‌است: محوطه شمالى و  محوطه جنوبى.



۱) محوطه شمالى داراى هسته اصلى شهر با ابعاد ۱۵۰۰ در ۳۰۰ تا ۸۰۰ متر، شامل آثار سفالى، آبراهه، تپه‌اى منفرد معروف به قبر زردشت، و بقاياى بناهايى است كه روى زمينهاى شن و ماسه‌اى شهر قابل رديابى است. در اين محوطه، ۲۷ بنا شناسايى شده‌است. اين محوطه مسكونى و دو قسمت است: بخش غربى با ساختمانهايى در امتداد يك رود قديمى و بخش شرقى با محوطه‌اى به مساحت ۲۰۰ مترمربع (شراتو، ۱۳۴۵ش، ص‌۱۷؛ سيدسجادى، مجله باستان‌شناسى و تاريخ، سال۱۰، ش ۲، ص‌۳۷، ۳۹، ۴۲). مهم‌ترين ساختمانهاى مكشوفه در محوطه شمالى عبارت‌اند از :



الف) بناهاى ادارى ـ دولتى، با شماره‌هاى يك و دو، كه در بخش شرقى شهر قرار گرفته‌اند. بناى شماره يك داراى يك حياط بزرگ مركزى و يك ايوان است. بناى شماره دو، به ابعاد ۵۳ × ۴۳ متر، داراى ايوانهاى ستون‌دار و اتاقهاى مستطيل به ابعاد ۲۰ر۲ × ۳۱ متر در اطراف حياط مركزى است. اتاقهاى بناى شماره دو هر كدام به دو قسمت تقسيم شده و در آنها آثار اجاق، تنور، خمره و پستو به‌دست آمده كه با توجه به سكوى قربانى واقع در آن، احتمالا مكانى مذهبى بوده‌است (سيدسجادى، همان، سال۱۰، ش ۲، ص‌۴۸ـ۵۲).



ب) ساختمان مذهبى، با شماره سه، در ابعاد ۳ر۵۳ × ۳ر ۵۳ متر، كه مهم‌ترين بناى مكشوفه در دهانه غلامان است. اين بنا با توجه به آثار معمارى به‌دست‌آمده در آن، محراب، آتشدانها، اجاقها، و سكوهايى كه روى آنها مجسمه‌هاى كوچكى از انسان و حيوان، به‌ويژه گاو، ديده مى‌شود، كاربرى مذهبى داشته‌است. حياط مركزى اين ساختمان ۸ر۲۷ × ۹ر۲۸ متر است. در چهار طرف حياط، رواقى با دو رديف ستون مربع‌شكل قطور از خشت و گل واقع است. اين بنا در دو دوره ساخته شده و در كاوشها، اجاقها، سكوهاى قربانى و آتشدانهاى زيادى از هر دو دوره كشف شده‌است. اجاقها از دو بخش تشكيل شده‌است : بخش زيرينْ مكعب‌شكل و جاى قرارگرفتن سوخت؛ بخش بالايى داراى محفظه‌اى بيضوى و از يك طرف باز، مخصوص‌احتراق آتش. اجاقها و سكوهاى قربانى نشانه حضور هميشگى آتش به‌منزله ابزارى براى پرستش و قربانى‌كردن حيوانات است و از اين نظر اين بنا را در ميان ديگر بناهاى مذهبى مكشوفه در ايران، منحصربه فرد كرده‌است. هر چهار رواق اين ساختمان به حياطى مركزى با سه سكوى قربانگاه راه دارد. احتمالا آيينهاى مرسوم در اين بنابه باورهاى مشترك هندواروپايى يا پيش از زردشت مربوط بوده‌است (شراتو، ۱۹۶۶، ص‌۱۲ـ۱۳؛ همو، ۱۹۷۹، ص‌۷۱۲ـ۷۱۳؛ همو، ۱۳۷۵ش، ص‌۱۴۷ـ۱۵۹، ۱۶۱ـ ۱۶۲؛ سيدسجادى، ۱۳۷۹ش، ص‌۱۶۲).



ج) منازل مسكونى، شامل بناهاى چهار تا هفت، از نمونه‌هاى نادر خانه‌سازى در دوره هخامنشيان محسوب مى‌شود. اين منازل داراى ويژگيهاى متنوع، اما همه به شكل مربع، بدون حياط، و از خشت و گل‌اند و يك سرسراى اصلى با ستونها و جرزهاى مكعب يا مدور در مركز دارند (شراتو، ۱۳۴۵ش، ص‌۱۸؛ سيدسجادى، مجله باستان‌شناسى و تاريخ، سال ۱۱، ش ۱و۲، ص‌۴۳). در خانه شماره شش، تالار مركزى، با ابعاد ۵۲ر۵ × ۵۲ر۵ متر، هسته اصلى خانه است و در وسط آن، ستونى مربع قرار دارد كه احتمالا نگهدارنده سقف بوده‌است. اهميت اين تالار به‌سبب سكوى پله‌دارى در جنوب‌شرقى آن است كه محل اداى مراسم مذهبى خانوادگى بوده‌است. عرض درها در دهانه غلامان بين ۷۵ تا ۸۰ سانتيمتر است، اما در اين بنا، درهاى با عرض ۱۹۰ سانتيمتر نيز به‌دست آمده‌است (سيدسجادى، همان، سال ۱۱، ش ۱و۲، ص‌۴۳ـ۴۴).



د) كارگاهى صنعتى با حدود ۲۵۰۰ مترمربع مساحت، به‌شكل مربع، با ۳۶ اتاق دراز و باريك هركدام به طول ۱۰ متر و عرضى متغير بين ۵ر۲ تا ۵ر۳ متر در گرداگرد يك حياط مركزى چهارگوشه با اضلاعى به طول ۵۰ متر. بيشترين اشياى مكشوفه در اين كارگاه عبارت‌اند از: سفالينه‌هاى ساده، سفالينه‌هاى تك‌رنگ نخودى يا قرمز يا دورنگ قرمز و شيرى، ليوانهاى كوتاه قرمز و نارنجى با دهان باز و علامت سفالگر، قطعات كاسه‌هاى عميق لبه‌دار، خمره، ديگ، سينى، تعداد زيادى لوله سفالى، نوك پيكان مفرغى سه‌پر، يك قطعه گچ تزيينى، سنگ‌ساب، و يك قطعه چوب گردوى زائده‌دار، كه احتمالا درِ بطرى يا لوله سفالى بوده‌است (همو، ۱۳۸۰ش، ص‌۱۸، ۲۴، ۳۹ـ۴۰، ۴۵).



۲) محوطه جنوبى، معروف به پادگان، در حدود دو كيلومترى هسته اصلى شهر قرار دارد و شامل بقاياى بنايى مربع‌شكل با ديوارهاى حجيمى به طول دويست متر در هر ضلع است. در كنار اين بناى نظامى، چند برج‌ديده‌بانى و دفاعى وجود داشته‌است (همان، ص‌۱۱).



دهانه غلامان تنها مكان بازمانده از دوره هخامنشيان در نواحى شرقى ايران است. در اين شهر، بادهاى ۱۲۰ روزه سيستان همواره از شمال‌غربى به‌سوى جنوب‌شرقى مى‌وزيده است؛ بنابراين، در مقابل وروديهاى بناهاى اين شهر بادشكن نصب شده يا اينكه اساسآ وروديها در ضلع جنوبى بناها ساخته شده‌اند. برخى از ويژگيهاى مهم دهانه غلامان عبارت‌اند از : داشتن نقشه‌اى از پيش طراحى‌شده براى ساخت آن، وجود و كشف خانه‌هاى شخصى مردم، داشتن بناهاى مذهبى منحصربه‌فرد از دوره هخامنشيان، و بناهايى با طاقهاى هلالى‌شكل. براساس آثار يافته‌شده از دهانه غلامان، سيستان و به‌ويژه منطقه هامون، مركز پرورش گاو بوده‌است (شراتو، ۱۳۷۵ش، ص‌۱۵۱؛ سيدسجادى، مجله باستان‌شناسى و تاريخ، سال۱۰، ش ۲، ص‌۳۷؛ همو، ۱۳۸۰ش، ص‌۴، ۱۱). وجود و كشف ساختمانهاى بزرگ عمومى، مركز بايگانى و خزانه، محله‌هاى مسكونى، خيابانها و كوچه‌ها و آبراهه‌ها، و محله‌هاى صنعتى و نظامىْ شهر بودن دهانه غلامان را به‌اثبات رسانده‌است (سيدسجادى، مجله باستان‌شناسى و تاريخ، سال۱۰، ش۲، ص‌۴۵). چون اهالى شهر آن را به‌سبب خشكسالى ترك كردند اشياى چندانى به جا نگذاشته‌اند، اما آنچه به‌دست آمده عبارت است از: مهر و چند تيغه و ميله نازك استخوانى، تعدادى سوزن، النگو، ماله و مهر آهنى و مسى، ظروف و آسيابهاى سنگى، ظروف سفالى زبر دست‌ساز دورنگ صيقلى با خميره قرمز، كه قابل مقايسه با آثار به‌دست آمده از تخت جمشيد و دوره هخامنشى است (همان، سال۱۰، ش ۲، ص‌۴۶؛ همو، ۱۳۷۶ش، ص‌۱۹). دهانه غلامان را ابتدا ايتالياييها بين ۱۳۵۳ تا ۱۳۵۵ش با تلاش افراد سرشناسى چون شراتو مرمت كردند (ماريانى، ص‌۱۲ـ۱۴)، سپس سازمان



ميراث فرهنگى در فصلهاى متعدد، آن را تعمير كرد.



منابع: منصور سيدسجادى، «دهانه غلامان: شهرى هخامنشى در سيستان»، مجله باستان‌شناسى و تاريخ، سال۱۰، ش ۲ (بهار و تابستان ۱۳۷۵)، سال ۱۱، ش ۱ و ۲ (پاييز و زمستان ۱۳۷۵ ـ بهار و تابستان ۱۳۷۶)؛ همو، كاوش در يك كارگاه صنعتى (دهانه غلامان)، زاهدان: سازمان ميراث فرهنگى كشور، گروه باستان‌شناسى شهر سوخته و دهانه غلامان، ۱۳۸۰ش؛ همو، «محيط طبيعى و آثار باستانى دشت سيستان»، فصلنامه تحقيقات جغرافيائى، سال ۱۵، ش ۱ و ۲ (بهار و تابستان ۱۳۷۹)؛ همو، «منابع آبى و محوطه‌هاى باستانى سيستان در متون اسلامى»، مجله علوم انسانى دانشگاه سيستان و بلوچستان، سال ۳، ش ۲ (پاييز و زمستان ۱۳۷۶)؛ اومبرتو شراتو، «شواهدى از زندگى مذهبى در دهانه غلامان سيستان»، ترجمه ع. عابدى، اثر، ش ۲۶ و ۲۷ (۱۳۷۵ش)؛ همو، «شهرى گمشده از سيستان»، ترجمه ضياء نيكوبنياد، مجله بررسيهاى تاريخى، سال ۱، ش ۵ و ۶ (اسفند ۱۳۴۵)؛ لوكا ماريانى، بازپيرايى در دهانه غلامان و كوه خواجه، ترجمه احمد موسوى، تهران ۱۳۷۵ش؛



Umberto Scerrato, "Evidence of religious life at Dahan-e Ghulaman, Sistan", in South Asian archaeology ۱۹۷۷, vol.۲, ed. Maurizio Taddei, Naples: Istituto Universitario Orientale, ۱۹۷۹; idem, "Excavations at Dahan-i Ghulaman: Seistan-Iran, first preliminary report, ۱۹۶۲-۱۹۶۳", East and West, vol.۱۶, no.۱-۲ (Mar.- June ۱۹۶۶).



/ سيدرسول موسوى‌حاجى /


نظر شما
ایمیل ایمیل
مولفان

سيدرسول موسوى‌حاجى

حوزه موضوعی

هنرومعماری

رده های موضوعی

باستان‌شناسی - محوطه‌های باستان‌شناسی

جلد 18
تاریخ چاپ 1392
وضعیت انتشار
  • چاپ شده