رجايى، محمدعلى

معرف

دومين رئيسجمهور ايران پس از انقلاب اسلامى.

متن
(p dir="RTL")
(strong)رجايى، محمدعلى(/strong)، دومين رئيس(span dir="LTR")‌(/span)جمهور ايران پس از انقلاب اسلامى. رجايى در ۱۳۱۲ش در قزوين به(span dir="LTR")‌(/span)دنيا آمد. پدرش عبدالصمد در بازار مغازه خرازى داشت. رجايى پدرش را در چهارسالگى از دست داد. او تحصيلات ابتدايى(span dir="LTR")‌(/span)اش را در مدرسه فرهنگ قزوين به(span dir="LTR")‌(/span)پايان رساند، اما به(span dir="LTR")‌(/span)سبب مشكلات مالى تحصيل را رها كرد و در مغازه خرازى دايى(span dir="LTR")‌(/span)اش به كار مشغول شد. در چهارده سالگى در جستجوى كار مناسب به تهران رفت و مدتى در بازار تهران شاگردى و در جنوب شهر دستفروشى كرد. او در ۱۳۲۸ش با مدرك ابتدايى و با درجه گروهبانى در نيروى هوايى استخدام شد و پنج سال در آنجا خدمت كرد. رجايى هم(span dir="LTR")‌(/span)زمان با كار در بازار و خدمت در ارتش، تحصيلاتش را در دوره شبانه مدرسه احمديه، وابسته به جامعه تعليمات اسلامى(sup)*(/sup)، ادامه داد (←محمدعلى رجايى، ۱۳۶۲ش، دفتر۱، ص ۳ـ۷؛ غلامعلى رجايى، ص ۲۶، پانويس ۱، به نقل از محمدحسين شيروانى؛ (em)ياران امام به روايت اسناد ساواك(/em)، كتاب ۱۴، ص ۳۴۲ـ۳۴۳).(/p)
(p dir="RTL")
رجايى متأثر از فضاى سياسى دهة ۱۳۲۰ش به(span dir="LTR")‌(/span)سبب اعتقادات مذهبى(span dir="LTR")‌(/span)اش به فعاليتهاى سياسى ـ مذهبى روى(span dir="LTR")‌(/span)آورد. در سالهاى پايانى اين دهه، گروهى از دانش(span dir="LTR")‌(/span)آموزان مدرسه احمديه تحت(span dir="LTR")‌(/span)تأثير جامعه تعليمات اسلامى، تشكلى به نام «گروه شيعيان» را با رويكرد فرهنگى ـ مذهبى ايجاد كردند. رجايى هم در اين تشكل فعاليت مى(span dir="LTR")‌(/span)كرد. او در فاصله سالهاى ۱۳۲۷ـ۱۳۳۲ش با شركت در جلسه(span dir="LTR")‌(/span)هاى جمعيت فدائيان اسلام(sup)*(/sup)، جذب آنان شد. هم(span dir="LTR")‌(/span)زمان به مسجد هدايت مى(span dir="LTR")‌(/span)رفت كه مركز مهم فعاليتهاى دينى و سياسى بود و امامت جماعت آن را سيدمحمود طالقانى(sup)*(/sup) به(span dir="LTR")‌(/span)عهده داشت. او در آنجا با طالقانى آشنا شد و از آن پس بيش از بيست سال در جلسه­هاى تفسير قرآن طالقانى حضور داشت (محمدعلى رجايى، ۱۳۶۲ش، دفتر۱، ص ۷، ۹؛ ميثمى، ج ۱، ص ۸۹). در جريان كودتاى ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ پس از انتقال اجبارى وى از نيروى هوايى به نيروى زمينى، از ارتش استعفا كرد و به بيجار رفت و در آنجا به(span dir="LTR")‌(/span)تدريس پرداخت. پس از آن وارد دانشسراى عالى معلمان شد و در رشته رياضى ادامه تحصيل داد. در ۱۳۳۸ش فارغ(span dir="LTR")‌(/span)التحصيل شد و در همان سال در خوانسار به تدريس پرداخت. رجايى پس از چندى به تهران بازگشت و در دوره كارشناسى(span dir="LTR")‌(/span)ارشد رشتة آمار در دانشگاه تهران به تحصيلاتش ادامه داد. هم(span dir="LTR")‌(/span)زمان در مدرسه كمال (به مديريت يداللّه سحابى و مهدى بازرگان) به تدريس مشغول شد. او پس از تأسيس نهضت آزادى ايران(sup)*(/sup) به عضويت آن درآمد و هم(span dir="LTR")‌(/span)زمان با تدريس در تهران و قزوين، با نهضت همكارى مى(span dir="LTR")‌(/span)كرد. پس از چندى تحصيل را رها كرد و فقط به تدريس و فعاليتهاى سياسى پرداخت. در ارديبهشت ۱۳۴۲، ساواك وى را به جرم پخش نشريات و اعلاميه(span dir="LTR")‌(/span)هاى نهضت در قزوين دستگير كرد (← محمدعلى رجايى، ۱۳۶۲ش، دفتر۱، ص ۹ـ۱۱؛ مركز اسناد انقلاب اسلامى، آرشيو، ش ۶۵۵، ص ۳؛ (em)ياران امام به روايت اسناد ساواك(/em)، كتاب ۱۴، ص ۳۴۳ـ۳۴۶). او پس از ۴۸ روز به قيد كفالت آزاد و پس از محاكمه تبرئه شد. در ۱۳۴۶ش، رجايى با كمك محمدجواد باهنر(sup)*(/sup) و جلال(span dir="LTR")‌(/span)الدين فارسى بقاياى هيئت مؤتلفه را سازماندهى كرد (← هيئت مؤتلفه اسلامى(sup)*(/sup)). اين سه تن اعضاى تشكيلات مخفى هيئت مؤتلفه بودند و رجايى با نام مستعار «اميدوار» در جلسه(span dir="LTR")‌(/span)هاى اين هيئت شركت مى(span dir="LTR")‌(/span)كرد. آنها براى پوشش(span dir="LTR")‌(/span)دادن به فعاليتهاى سياسى(span dir="LTR")‌(/span)شان با كمك برخى از بازاريان، مؤسسه خيريه بنياد رفاه تعاون اسلامى را تأسيس كردند. به پيشنهاد و كمك اكبر هاشمى رفسنجانى و برخى از بازاريان، مدرسه دخترانه رفاه زير پوشش اين بنياد تأسيس شد. رجايى تا ۱۳۵۳ش، عضو هيئت امناى اين مدرسه بود. او در اين سالها در دبيرستان علوى تهران نيز به(span dir="LTR")‌(/span)تدريس رياضى اشتغال داشت. همچنين در شركت سهامى انتشار (ناشر و توزيع(span dir="LTR")‌(/span)كنندة كتابهاى علمى و دينى) سهام(span dir="LTR")‌(/span)دار، بازرس و عضو على(span dir="LTR")‌(/span)البدل هيئت مديره بود (← محمدعلى رجايى، ۱۳۶۲ش، دفتر ۱، ص ۱۱ـ۱۲؛ (em)ياران امام به روايت اسناد ساواك(/em)، كتاب ۱۴، ص ۳۴۶ـ۳۴۹، ۳۷۷؛ هاشمى رفسنجانى، ج ۱، ص ۲۳۳؛ فارسى، ص ۱۳۸).(/p)
(p dir="RTL")
در ۱۳۴۹ش، به(span dir="LTR")‌(/span)پيشنهاد جلال(span dir="LTR")‌(/span)الدين فارسى رهبرى تشكيلات مخفى به خارج از كشور منتقل گرديد. از همين(span dir="LTR")‌(/span)رو، فارسى خود به لبنان و سپس عراق و سوريه رفت. رجايى كه با نام مستعار «محمد امين» فعاليت مى­كرد، با همراهى ديگر فعالان سياسى، به فارسى كمك مى(span dir="LTR")‌(/span)رساند. او در ۱۳۵۰ش براى آگاهى از فعاليتهاى فارسى و نيز ديدار با فعالان سياسى به فرانسه رفت. او در ادامة سفر به سوريه رفت و با جلال(span dir="LTR")‌(/span)الدين فارسى در دمشق ديدار كرد. او كمكهاى مالى را براى آموزش نظامى و فعاليتهاى مبارزاتى در اختيار فارسى گذاشت (← (em)ياران امام به روايت اسناد ساواك(/em)، كتاب ۱۴، ص ۳۷۵ـ۳۷۶؛ فارسى، ص۲۱۶ـ۲۱۷، ۲۴۱ـ۲۴۲؛ محمدعلى رجايى، ۱۳۶۲ش، دفتر۱، ص۱۳). رجايى با بانيان و اعضاى سازمان مجاهدين خلق ايران(sup)*(/sup) ازجمله محمد حنيف(span dir="LTR")‌(/span)نژاد، على(span dir="LTR")‌(/span)اصغر بديع(span dir="LTR")‌(/span)زادگان، احمد رضايى و لطف(span dir="LTR")‌(/span)اللّه ميثمى مراوده داشت و تا ۱۳۵۳ش، كه دستگير شد، با آنان همكارى مى(span dir="LTR")‌(/span)كرد. البته به(span dir="LTR")‌(/span)سبب اختلاف در شيوه مبارزه، هيچگاه به عضويت آن سازمان درنيامد. او كه به اتهام اقدام عليه امنيت كشور دستگير شده بود، چهار سال در زندانهاى كميته مشترك ضد خرابكارى ساواك، زندان قصر و اوين حبس بود. در ۱۳۵۴ش، كه در سازمان مجاهدين خلق انشعابى صورت گرفت و گرايشهاى ماركسيستى بر سازمان غالب شد، رجايى در زندان بود. او از اين مسئله متأثر شد و براى جلوگيرى از انحراف ديگر مبارزان مسلمان، به مطالعه و گفتگوهاى نظرى روى(span dir="LTR")‌(/span)آورد (← محمدعلى رجايى، ۱۳۶۲ش، دفتر۱، ص ۱۶ـ۱۷، ۲۳ـ۲۵؛ مركز اسناد انقلاب اسلامى، آرشيو، ش ۶۵۵، ص ۹ـ۱۲؛ غلامعلى رجايى، ص ۲۱۱، به نقل از مهدى غيوران؛ ميثمى، ج ۲، ص ۱۹۱، ۳۰۱، ۳۰۸، ۳۳۸، ۳۴۶، ۳۸۱، ۳۹۴).(/p)
(p dir="RTL")
رجايى در آبان ۱۳۵۷ با اوج(span dir="LTR")‌(/span)گيرى انقلاب، پيش از پايان مدت محكوميتش از زندان آزاد شد. او پس از آزادى به انجمن اسلامى معلمان پيوست كه در همان سال در آستانه انقلاب اسلامى تأسيس شده(span dir="LTR")‌(/span)بود. انجمن در تكثير و توزيع اعلاميه(span dir="LTR")‌(/span)ها و پيامهاى امام خمينى(ره) و نيز ساماندهى اعتصاب معلمان و مدارس در روزهاى نزديك به پيروزى انقلاب سهم بسيارى داشت. رجايى هنگام بازگشت امام خمينى به ايران، در مدرسة رفاه و در كميته استقبال از امام از مسئولان تداركات بود (محمدعلى رجايى، ۱۳۶۲ش، دفتر۱، ص ۲۵ـ ۲۶؛ صباغيان، ص ۲۹). پس از پيروزى انقلاب اسلامى، رجايى به عضويت كميته(span dir="LTR")‌(/span)اى درآمد كه به(span dir="LTR")‌(/span)دستور امام(span dir="LTR")‌(/span)خمينى براى تنظيم امور مدارس تشكيل شده(span dir="LTR")‌(/span)بود. او در دولت موقت، مشاور وزير آموزش و پرورش شد و در شهريور ۱۳۵۸، پس از استعفاى غلامحسين شكوهى، وزير آموزش و پرورش، سرپرست موقت شد. در ۷ مهر ۱۳۵۸ مهدى بازرگان(sup)*(/sup) (نخست(span dir="LTR")‌(/span)وزير وقت) او را به عنوان كفيل وزارت آموزش و پرورش برگزيد. رجايى در تجديد سازمان آموزش و پرورش و ايجاد نهادهاى جديد در اين وزارت(span dir="LTR")‌(/span)خانه سهم عمده(span dir="LTR")‌(/span)اى داشت ( (em)اطلاعات(/em)، ش ۱۵۹۵۴، ۲۵ شهريور ۱۳۵۸، ص ۳، ش ۱۵۹۶۴، ۷ مهر ۱۳۵۸، ص ۲؛ (em)شهيد دكتر باهنر : الگوى هنر مقاومت(/em)، ج ۱، ص ۱۵). او در آبان ۱۳۵۸، پس از استعفاى اعضاى دولت موقت با حكم شوراى انقلاب، وزير آموزش و پرورش شد. اقدامات او در اين منصب عبارت بودند از: تغيير نظام آموزشى و محتواى كتابهاى درسى، پاك(span dir="LTR")‌(/span)سازى نيروى انسانى، دولتى(span dir="LTR")‌(/span)كردن مدارس، ايجاد امور تربيتى در مدارس، استفاده از معلمان تربيتى، تعطيل(span dir="LTR")‌(/span)كردن مدارس مختلط، رايگان(span dir="LTR")‌(/span)كردن مدارس شبانه، و ممنوع(span dir="LTR")‌(/span)كردن تحصيل دانش(span dir="LTR")‌(/span)آموزان مسلمان در مدارس اقليتهاى دينى (← سازمان اسناد ملى ايران، ش۴۹۷۳۳ـ۲۹۷، ص۲، ش۴۵۸۷۴ـ۲۹۷، ص۵۶، ۷۹؛ (em)جمهورى اسلامى(/em)، سال ۱، ش ۱۳۹، ۲۶ آبان ۱۳۵۸، ص ۱ـ۲؛ (em)اطلاعات(/em)، ش ۱۶۰۷۱، ۲۱ بهمن ۱۳۵۸، ص ۵، ۱۰؛ محمدعلى رجايى، ۱۳۶۲ش، دفتر۱، ص ۳۴ـ۳۸، ۵۶ـ۷۳).(/p)
(p dir="RTL")
رجايى در انتخابات نخستين دوره مجلس شوراى اسلامى از حوزه انتخاباتى تهران نامزد شد و در فروردين ۱۳۵۹ با بيش از  ۰۰۰(sup)،(/sup) ۲۰۰(sup)،(/sup)۱ رأى وارد مجلس شد ((em)جمهورى اسلامى(/em)، سال ۱، ش ۲۲۹،  ۱۸ اسفند ۱۳۵۸، ص ۶؛ (em)كيهان(/em)، ش ۱۰۹۶۳، ۱۴ فروردين ۱۳۵۹، ص ۱). در همين دوره، به(span dir="LTR")‌(/span)سبب ديدگاههاى متفاوت مجلس و ابوالحسن بنى(span dir="LTR")‌(/span)صدر (رئيس(span dir="LTR")‌(/span)جمهور وقت) انتخاب نخست(span dir="LTR")‌(/span)وزير به معضِلى سياسى تبديل شده بود. با توافق رئيس­جمهور و نمايندگان مجلس، هيئت چهار نفره(span dir="LTR")‌(/span)اى براى بررسى صلاحيت نخست(span dir="LTR")‌(/span)وزير تشكيل گرديد. هيئت پس از بررسى صلاحيت چند تن، رجايى را واجد شرايط دانست كه رئيس(span dir="LTR")‌(/span)جمهور، به(span dir="LTR")‌(/span)سبب اختلاف(span dir="LTR")‌(/span)نظر سياسى و فكرى با رجايى، شرط پذيرش نخست(span dir="LTR")‌(/span)وزير را رأى بالاى مجلس دانست. رجايى با ۱۵۳ رأى موافق، ۲۴ رأى مخالف و ۱۹ رأى ممتنع نخستين نخست(span dir="LTR")‌(/span)وزير جمهورى اسلامى ايران شد و در ۳۰ مرداد ۱۳۵۹ حكم نخست وزيرى(span dir="LTR")‌(/span)اش صادر گرديد (← محمدعلى رجايى، ۱۳۶۲ش، دفتر۱، ص ۱۳۱ـ۱۳۶؛ (em)كيهان(/em)، ش ۱۱۰۵۱، ۳۱ تير ۱۳۵۹، ص۲، ش۱۱۰۷۴،  ۳۰ مرداد ۱۳۵۹، ص ۱۶، ش۱۱۲۹۹، ۱۳ خرداد ۱۳۶۰، ص ۳). اختلاف بنى(span dir="LTR")‌(/span)صدر و رجايى بر سر انتخاب اعضاى هيئت دولت جدّى شد تا جايى(span dir="LTR")‌(/span)كه احتمال داشت نخست(span dir="LTR")‌(/span)وزير استعفا كند، اما با وساطت كسانى چون سيداحمد خمينى، اكبر هاشمى رفسنجانى، محمدرضا مهدوى(span dir="LTR")‌(/span)كنى، عبدالكريم موسوى اردبيلى و مهدى بازرگان، رجايى اعضاى هيئت دولت را برگزيد و به مجلس معرفى كرد. بنى(span dir="LTR")‌(/span)صدر در ۱۶ شهريور ۱۳۵۹ با چهارده تن از وزراى پيشنهادى موافقت كرد، كه از مجلس نيز رأى اعتماد گرفتند. بقية اعضاى هيئت دولت نيز به(span dir="LTR")‌(/span)تدريج در ماههاى بعد به مجلس معرفى شدند (← (em)كيهان(/em)، ش ۱۱۰۸۰، ۶ شهريور ۱۳۵۹، ص ۲؛ ش ۱۱۰۸۸، ۱۶ شهريور ۱۳۵۹، ص ۲، ش ۱۱۰۹۹، ۳۱ شهريور ۱۳۵۹، ص ۳).(/p)
(p dir="RTL")
ده روز پس از آغاز به(span dir="LTR")‌(/span)كار دولت رجايى، جنگ عراق با ايران(sup)*(/sup) (۳۱ شهريور ۱۳۵۹ـ ۲۷ تير ۱۳۶۷) شروع شد. نخست(span dir="LTR")‌(/span)وزير، جنگ را جنگى در تقابل با عقيده و انقلاب اسلامى و جنگ كفر با اسلام مى(span dir="LTR")‌(/span)دانست. رجايى مذاكرات صلح را به خروج كامل نيروهاى عراق از خاك ايران مشروط دانست و با شركت در شوراى امنيت سازمان ملل در مهر ۱۳۵۹، شرايط ايران براى صلح و زواياى مختلف تجاوز به ايران را در ديدار با دبيركل سازمان ملل مطرح كرد (← همان، ش ۱۱۱۰۳، ۵ مهر ۱۳۵۹، ص ۲، ش۱۱۱۲۰، ۲۶ مهر ۱۳۵۹، ص ۳، ۱۲؛ (em)گزارش سفر(/em)، ص ۱۱ـ۲۰). يكى از مشكلات اصلى دوره نخست(span dir="LTR")‌(/span)وزيرى رجايى، اختلاف(span dir="LTR")‌(/span)نظر او و رئيس(span dir="LTR")‌(/span)جمهور بود كه در همه امور و تصميم(span dir="LTR")‌(/span)گيريهاى دولت آشكار بود. ازاين(span dir="LTR")‌(/span)رو هيئت حل اختلافى شامل مهدوى(span dir="LTR")‌(/span)كنى، محمد يزدى و شهاب(span dir="LTR")‌(/span)الدين اشراقى، ناظر بر اين اختلافات شدند ( (em)كيهان(/em)، ش ۱۱۲۷۲، ۱۰ ارديبهشت ۱۳۶۰، ص ۴؛ (em)اسنادى از دولت شهيد رجايى(/em)، ص ۱۸۲ـ۱۸۷). از مشكلات ديگر دوره نخست(span dir="LTR")‌(/span)وزيرى رجايى، بحران ناشى از تسخير سفارت امريكا در تهران بود. رجايى با اشغال سفارت، محاكمه و سپس آزادى گروگانهاى امريكايى موافق بود. البته در ۱۳۵۹ش پس از اعلام نظر امام خمينى و تصويب مجلس شوراى اسلامى، بهزاد نبوى (مشاور در امور اجرايى نخست(span dir="LTR")‌(/span)وزير) مسئول گفتگو با مقامات امريكايى شد كه سرانجام در ۳۰ دى ۱۳۵۹ به صدور بيانيه الجزاير و آزادى گروگانهاى امريكايى منجر شد (← (em)كيهان(/em)، ش ۱۱۱۹۷، ۱ بهمن ۱۳۵۹، ص ۱، ۳؛ ستوده و كاويانى، ص ۱۴۷ـ۱۴۸، ۱۵۷ـ۱۵۹).(/p)
(p dir="RTL")
سياست خارجى دولت رجايى تأييد اصل «نه شرقى نه غربى» بود. از نظر رجايى كشورها چهار دسته بودند: كشورهاى برادر كه انقلاب اسلامى را پذيرفته(span dir="LTR")‌(/span)اند؛ كشورهاى دوست كه مردم آن مسلمان(span dir="LTR")‌(/span)اند، اما حكومتهاى آن با مردم هم(span dir="LTR")‌(/span)سو نيستند؛ كشورهاى غيرمسلمان مستقل كه به قدرتهاى جهانى اتكا ندارند؛ و كشورهاى متخاصم مانند عراق كه جنگ(span dir="LTR")‌(/span)افروزى كرد يا امريكا و شوروى كه مبارزه(span dir="LTR")‌(/span)شان سياسى است. براين اساس رجايى فعاليتهاى ديپلماتى را از اروپاى غربى و امريكا به كشورهاى آسيايى، افريقايى و امريكاى لاتين منتقل كرد. حمايت از مبارزه براى آزادى فلسطين، مبارزات مستضعفان جهان، نهضتهاى آزاديبخش و تلاش براى اتحاد مسلمانان نيز از محورهاى مهم سياست خارجى رجايى بود (← محمدعلى رجايى، ۱۳۶۲ش، دفتر۱، ص ۹۷؛ (em)كيهان(/em)، ش ۱۱۲۸۷، ۲۹ ارديبهشت ۱۳۶۰، ص۱۰؛ (em)گزارش سفر(/em)، ص ۷ـ۹). سياست داخلى دولت رجايى بر پاية گسترش عدالت اجتماعى و اقتصادى بود. برهمين مبنا او نظارت دولت بر اقتصاد را افزايش داد. نظام كالابرگى و سهميه(span dir="LTR")‌(/span)بندى كالاهاى اساسى براى توزيع عادلانه كالاها و تأسيس ستاد بسيج اقتصادى براى مديريت نظام سهميه(span dir="LTR")‌(/span)بندى براى حمايت از قشرهاى آسيب(span dir="LTR")‌(/span)پذير جامعه از اقدامات او در اين زمينه بود. در ۱۳۵۹ش، دستور بهبود كيفيت آموزشى و كتابهاى درسى را بر مبناى اهداف جمهورى اسلامى ايران صادر كرد و با ايجاد سازمان آموزش فنى و حرفه(span dir="LTR")‌(/span)اى تغييرات بنيادى در آموزش و پرورش داد. همچنين در فروردين ۱۳۶۰ براى رعايت حجاب بانوان دستورى صادر كرد (← (em)سازمان اسناد ملى ايران(/em)، ش ۴۹۶۸۶ـ۲۹۷، ص ۲۱ـ۲۲؛ (em)كيهان(/em)، ش ۱۱۲۱۱،  ۱۹ بهمن ۱۳۵۹، ص ۸؛ (em)كارنامه دولت جمهورى اسلامى ايران(/em)، ص۵۰؛ (em)اسنادى از دولت شهيد رجايى(/em)، ص ۷۸).(/p)
(p dir="RTL")
در ۳۱ خرداد ۱۳۶۰، طرح عدم كفايت رئيس(span dir="LTR")‌(/span)جمهور در مجلس شوراى اسلامى تصويب شد و فرداى آن روز امام خمينى فرمان عزل بنى(span dir="LTR")‌(/span)صدر را صادر كرد. وظايف رئيس(span dir="LTR")‌(/span)جمهور به شوراى موقت رياست جمهورى محول شد كه رجايى نيز از اعضاى آن بود ( (em)كيهان(/em)، ش ۱۱۳۱۴، ۱ تير ۱۳۶۰، ص ۱ـ۳، ش ۱۱۳۱۵، ۲ تير ۱۳۶۰، ص ۲؛ مركز اسناد انقلاب اسلامى، آرشيو، ش ۶۲۱۶، ص ۲). رجايى در دومين دورة انتخابات رياست جمهورى شركت كرد و با تأييد شوراى نگهبان و حمايت احزاب، سازمانها و گروههاى خط امام، در ۲ مرداد ۱۳۶۰ با كسب اكثريت آرا، دومين رئيس(span dir="LTR")‌(/span)جمهور ايران شد. او همكار و همرزم خود، محمدجواد باهنر، را به(span dir="LTR")‌(/span)عنوان نخست(span dir="LTR")‌(/span)وزير به مجلس معرفى كرد و در چهاردهم مرداد همان سال از مجلس رأى اعتماد گرفت ( (em)اطلاعات(/em)، ش ۱۶۴۷۳، ۲۰ تير ۱۳۶۰، ص ۱، ۱۲، ش ۱۶۴۸۴، ۳ مرداد ۱۳۶۰، ص ۱ـ۳، ش ۱۶۴۹۳، ۱۴ مرداد ۱۳۶۰، ص ۱؛ (em)شهيد دكتر باهنر : الگوى هنر مقاومت(/em)، ج ۱، ص ۲۱۹).(/p)
(p dir="RTL")
با انتخاب هيئت دولت محمدجواد باهنر، دولت انقلابى ـ مكتبى موردنظر رجايى و نيروهاى خط امام، شكل گرفت. برنامة دولت او، مبارزه با گروههاى مسلح، دولتى(span dir="LTR")‌(/span)كردن تجارت خارجى، نفى بهره(span dir="LTR")‌(/span)كشى در محيط كار، مبارزه با زمين(span dir="LTR")‌(/span)خوارى، اصلاحات ارضى اسلامى و اجراى احكام اسلامى بود. او پيش از اجراى اين برنامه­ها، در ۸ شهريور ۱۳۶۰ زمانى كه در جلسة شوراى امنيت كشور در دفتر نخست(span dir="LTR")‌(/span)وزيرى شركت كرده بود، به علت انفجار بمب به دست دشمنان انقلاب اسلامى، به(span dir="LTR")‌(/span)همراه محمدجواد باهنر و سرتيپ هوشنگ دستگردى رياست شهربانى كل كشور و چند تن از رجال سياسى و نظامى به شهادت رسيد (← (em)اطلاعات(/em)، ش ۱۶۵۰۳، ۲۶ مرداد ۱۳۶۰، ص ۱، ۳، ۱۶، ش ۱۶۵۱۴، ۹ شهريور ۱۳۶۰، ص ۱ـ۲). رجايى انسانى ساده(span dir="LTR")‌(/span)زيست و بى(span dir="LTR")‌(/span)آلايش بود، رفتارى منطبق با اعتقادات انقلابى ـ اسلامى خود داشت و قانون، عدالت و استقلال را ناشى از اين اعتقاد مى(span dir="LTR")‌(/span)دانست (← محمدعلى رجايى، ۱۳۶۰ش، ص ۸).(/p)
(p dir="RTL")
(strong)منابع: (/strong)علاوه بر اسناد مذكور در متن؛ (em)اسنادى از دولت شهيد رجايى(/em)، به(span dir="LTR")‌(/span)كوشش سجاد راعى، مجيد حكيمى(span dir="LTR")‌(/span)خرّم، و حجت(span dir="LTR")‌(/span)اللّه كريمى، تهران: مركز پژوهش، سنجش و اسناد رياست جمهورى، ۱۳۹۱ش؛ غلامعلى (strong)رجايى(/strong)، (em)سيره شهيد رجايى(/em)، تهران ۱۳۸۵ش؛ محمدعلى (strong)رجايى(/strong)، (em)شهيد رجائى(/em) (em)اسوه صبر و استقامت(/em)، دفتر۱، (span dir="LTR")](/span)تهران(span dir="LTR")[(/span) ۱۳۶۲ش؛ همو، «طليعه(span dir="LTR")‌(/span)دار جمهورى اسلامى روحانيت مبارز و بهترين نمونه آن امام امت است»، (em)كيهان(/em)، ش۱۱۲۵۰ (۱۶ فروردين ۱۳۶۰)؛ اميررضا (strong)ستوده(/strong) و حميد (strong)كاويانى(/strong)، (em)بحران ۴۴۴ روزه در تهران: گفته(/em)(span dir="LTR")‌(/span)(em)ها و ناگفته(/em)(span dir="LTR")‌(/span)(em)هايى از تصرف سفارت امريكا(/em)، تهران ۱۳۷۹ش؛ (em)شهيد دكتر باهنر: الگوى هنر مقاومت(/em)، ج ۱، تهران: واحد فرهنگى بنياد شهيد انقلاب اسلامى، ۱۳۶۱ش؛ هاشم (strong)صباغيان(/strong)، «روزهاى پراضطراب در ستاد استقبال»، (span dir="LTR")](/span)گفتگوكننده(span dir="LTR")[(/span): سينا حامد، (em)ايران فردا(/em)، ش ۵۱ (بهمن و اسفند ۱۳۷۷)؛ جلال(span dir="LTR")‌(/span)الدين (strong)فارسى(/strong)، (em)زواياى تاريك(/em)، تهران ۱۳۷۳ش؛ (em)كارنامه دولت جمهورى اسلامى ايران ۲۰/۶/۱۳۵۹ ـ ۲۰/۴/ ۱۳۶۰(/em)، تهران: وزارت ارشاد اسلامى، دفتر تحقيقات اجتماعى، ۱۳۶۰ش؛ (em)گزارش سفر: كارنامة سفر چهار(/em) (em)روزة نخست(/em)(span dir="LTR")‌(/span)(em)وزير به شوراى امنيت ـ الجزاير و ليبى و بيان مواضع سياست خارجى ايران(/em)، تهران: نخست(span dir="LTR")‌(/span)وزيرى، دفتر تحقيقات و انتشارات روابط عمومى، ۱۳۵۹ش؛ لطف(span dir="LTR")‌(/span)اللّه (strong)ميثمى(/strong)، (em)خاطرات لطف(/em)(span dir="LTR")‌(/span)(em)اللّه ميثمى(/em)، تهران (span dir="LTR")](/span) ۱۳۷۸(span dir="LTR")[(/span)ـ۱۳۸۲ش؛ اكبر (strong)هاشمى(/strong)(span dir="LTR")‌(/span)(strong)رفسنجانى(/strong)، (em)هاشمى رفسنجانى: دوران مبارزه(/em)، زيرنظر محسن هاشمى، تهران ۱۳۷۶ش؛ (em)ياران امام به روايت اسناد ساواك(/em)، كتاب ۱۴: (em)شهيد محمدعلى رجايى(/em)، تهران: وزارت اطلاعات، مركز بررسى اسناد تاريخى، ۱۳۷۸ش.(/p)
(p align="right" dir="RTL")
(strong)/ سجاد راعى(/strong)(span dir="LTR")‌(/span)(strong)گلوجه­/(/strong)(/p)
نظر شما
مولفان
/ سجاد راعى گلوجه / ,
گروه
اسلام معاصر ,
رده موضوعی
اسلام معاصر - اعلام ,
جلد19
تاریخ1393
وضعیت چاپ
  • چاپ شده