پیمان‌ مرکزی‌ سازمان‌
معرف
ان‌ همكاري‌ امنيتي‌، دفاعي‌ و اقتصادي‌ چند جانبه‌ با عضويت‌ كشورهاي‌ ايران‌، تركيه‌، پاكستان‌، انگلستان‌ و مشاركت‌ امريكا به‌ عنوان‌ عضو ناظر در 1338ـ1357ش‌/ 1959ـ1979
متن
پيمان‌ مركزي‌، سازمان‌ ، پيمان‌ همكاري‌ امنيتي‌، دفاعي‌ و اقتصادي‌ چند جانبه‌ با عضويت‌ كشورهاي‌ ايران‌، تركيه‌، پاكستان‌، انگلستان‌ و مشاركت‌ امريكا به‌ عنوان‌ عضو ناظر در 1338ـ1357ش‌/ 1959ـ1979. اين‌ پيمان‌ تا 1334/1959 به‌ پيمان‌ بغداد معروف‌ بود اما در پي‌ كناره‌گيري‌ عراق‌، در مرداد 1338/ اوت‌ 1959، به‌ سازمان‌ پيمان‌ مركزي‌ (سنتو) موسوم‌ شد ( رجوع كنيد به بغداد * ، پيمان‌) و مركز آن‌ به‌ آنكارا انتقال‌ يافت‌.بحرانهاي‌ سياسي‌ دهة‌ 1330 ش‌/ 1950، زمينه‌ساز انعقاد پيمان‌ سنتو بود. در بهمن‌ 1331/ فورية‌ 1953 رئيس‌جمهور امريكا، آيزنهاور، بر ايجاد سامانة‌ اتحاد در منطقة‌ خاورميانه‌ براي‌ مقابله‌ با تهديد كمونيسم‌ شوروي‌ سابق‌ تأكيد كرد. وزير امور خارجة‌ امريكا، جان‌ فوستر دالس‌ ، نيز ضمن‌ طرح‌ راهبرد نظاميِ انتقام‌ گسترده‌ ، اتحاد كمربند شمالي‌ ، شامل‌ تركيه‌ و ايران‌ و پاكستان‌ را براي‌ مقابله‌ با تهديد شوروي‌ مطرح‌ ساخت‌ ( فرهنگ‌ روابط‌ بين‌الملل‌ ، ص‌ 431؛ سيكل‌ ، ص‌444؛ ازغندي‌، 1370 ش‌، ص‌ 30ـ31؛ متقي‌، ص‌ 56 ـ 57). با آنكه‌ امريكا طراح‌ اصلي‌ اين‌ پيمان‌ بود، هيچگاه‌ عضويت‌ رسمي‌ پيمان‌ را نپذيرفت‌ اما به‌ عنوان‌ عضو ناظر با شركت‌ در كميته‌هاي‌ مختلف‌ سازمان‌ و انعقاد موافقتنامه‌هاي‌ دو جانبة‌ نظامي‌ با اعضا، نقش‌ اساسي‌ و تعيين‌ كننده‌اي‌ در پيمان‌ داشت‌ (سيكل‌، ص‌445؛ هيل‌ و بهارير ، ص‌ 217؛ قوام‌، ص‌253ـ254؛ > خاورميانه‌ و شمال‌ افريقا1977ـ 1978 < ، ص‌ 149).ساخت‌ سازماني‌ سنتو عبارت‌ بود از يك‌ شورا و دبيرخانه‌؛ شورا داراي‌ كميتة‌ نظامي‌، كميتة‌ ضد براندازي‌، كميتة‌ ارتباطي‌ و كميتة‌ اقتصادي‌ بود و به‌ عنوان‌ ركن‌ عالي‌ سازمان‌، در سطح‌ نخست‌ وزيران‌ يا وزيران‌ امورخارجه‌ به‌ طور معمول‌ اجلاس‌ سالانه‌ داشت‌. بعلاوه‌، شوراي‌ نمايندگان‌، در سطح‌ سفراي‌ كشورهاي‌ عضو و به‌ رياست‌ دبيركل‌ سازمان‌، به‌ طور مداوم‌ نشستهايي‌ در آنكارا برگزار مي‌كرد. دبيرخانه‌ داراي‌ چهار بخش‌ سياسي‌ و اداري‌، اقتصادي‌، روابط‌ عمومي‌ و امنيت‌ بود. گروه‌ دايمي‌ نمايندگان‌ نظامي‌ از پنج‌ افسر ارشد، به‌ نمايندگي‌ از كميتة‌ نظامي‌ تشكيل‌ مي‌شد و در مسائل‌ نظامي‌ خليج‌ فارس‌ و كشورهاي‌ عضو منطقه‌ (كمربند شمالي‌)، طرف‌ مشورت‌ اين‌ كميته‌ قرار مي‌گرفت‌. اين‌ گروه‌، وظيفة‌ هدايت‌ ستاد مشترك‌ برنامه‌ريزي‌ نظامي‌ را نيز به‌ عهده‌ داشت‌. دبيرخانة‌ علمي‌ نيز براي‌ پژوهش‌ دربارة‌ كشاورزي‌ و سرمايه‌ گذاري‌ فني‌ در تهران‌ مستقر بود ( > خاورميانه‌ و شمال‌ افريقا1977ـ 1978 < ، ص‌ 149ـ150؛ ايرانيكا ، ذيل‌ مادّه‌).وظيفة‌ كميتة‌ نظامي‌ سنتو، كه‌ از نمايندگان‌ پنج‌ كشور عضوتشكيل‌ مي‌شد، تأمين‌ و تحكيم‌ امنيت‌ نظامي‌ كشورهاي‌ منطقه‌ و همكاري‌ در مسائل‌ دفاعي‌ بود. اين‌ كميته‌، هماهنگي‌ طرحهاي‌ نظامي‌ و تمهيد برنامه‌هاي‌ آموزش‌ نظامي‌ و مانورهاي‌ مشترك‌ را به‌ عهده‌ داشت‌ و فاقد هر گونه‌ ساختار فرماندهي‌ نظامي‌ يا لشكرهاي‌ جنگي‌ تحت‌ امر سازمان‌ بود. اغلب‌ تمرينهاي‌ نظامي‌، با مشاركت‌ نيروهاي‌ ايران‌ و تركيه‌ در درياي‌ عمان‌ و خليج‌ فارس‌ انجام‌ مي‌گرفت‌. كميتة‌ نظامي‌ از 1339ش‌/ 1960 تا 1356ش‌/ 1977 چهار مانور مشترك‌ نظامي‌ برگزار كرد (ازغندي‌، 1376 ش‌، ص‌ 377؛ ايرانيكا ، همانجا).كميتة‌ اقتصادي‌ سنتو كه‌ از كميته‌هاي‌ فرعي‌ ارتباطات‌، بهداشت‌، كشاورزي‌، تحقيقات‌ و آموزش‌ علمي‌ و گروه‌ مشاوران‌ توسعة‌ مواد معدني‌ تشكيل‌ شده‌ بود، وظيفة‌ هماهنگي‌ همكاريهاي‌ اقتصادي‌ بين‌ كشورهاي‌ عضو و توسعه‌ و تقويت‌ منابع‌ مشترك‌ مالي‌ و اقتصادي‌ را بر عهده‌ داشت‌ (ازغندي‌، 1376 ش‌؛ ايرانيكا ، همانجاها).كاركردهاي‌ اصلي‌ كميتة‌ ضد براندازي‌ سنتو ايجاد هماهنگي‌، پخش‌ اطلاعات‌ و برنامه‌ريزي‌ براي‌ جنگ‌ چريكي‌ در برابر حملة‌ احتمالي‌ شوروي‌ در منطقه‌ بود (گازيوروسكي‌، ص‌ 211).پس‌ از تأسيس‌ سنتو، امريكا براي‌ حمايت‌ از اين‌ پيمان‌، قراردادهاي‌ دو جانبة‌ نظامي‌ با كشورهاي‌ عضو منعقد كرد. اين‌ قراردادها در شش‌ ماده‌ با متن‌ و محتواي‌ يكسان‌ تنظيم‌ شده‌ بود كه‌ بر طبق‌ مادة‌ يك‌ آن‌ واشنگتن‌ متعهد مي‌شد به‌ هنگام‌ تجاوز به‌ هر يك‌ از كشورهاي‌ عضو و بنا به‌ درخواست‌ آن‌ كشور اقدامات‌ مقتضي‌، از جمله‌ استفاده‌ از نيروي‌ مسلح‌، به‌ عمل‌ آورد ( رجوع كنيد به علي‌ بابائي‌، ج‌ 1، ص‌ 342ـ344). اين‌ معاهده‌ تمايل‌ امريكا به‌ دخالت‌ نظامي‌ در دفاع‌ از اين‌ كشورها را تأييد مي‌كرد، اما حمايت‌ امريكا را به‌ طور رسمي‌ تضمين‌ نمي‌كرد. همچنين‌، سياستگذاران‌ امريكا مخفيانه‌ به‌ آماده‌ سازي‌ طرحهاي‌ اضطراري‌ در منطقه‌ پرداختند تا در صورت‌ بروز جنگ‌ فراگير، سلاحهاي‌ هسته‌اي‌ ـ تاكتيكي‌ را به‌ كار گيرند. شوروي‌ اقدام‌ امريكا را در انعقاد قراردادهاي‌ نظامي‌ بشدت‌ محكوم‌ كرد. نيكيتا خروشچف‌، دبيركل‌ حزب‌ كمونيست‌ و نخست‌ وزير اتحاد جماهير شوروي‌ (1958ـ1964)، انعقاد قرارداد نظامي‌ ايران‌ ـ امريكا را اقدامي‌ براي‌ تبديل‌ ايران‌ به‌ پايگاه‌ نظامي‌ امريكا ارزيابي‌ كرد كه‌ واشنگتن‌ را قادر مي‌ساخت‌ در مرزهاي‌ مشترك‌ ايران‌ و شوروي‌ پايگاه‌ موشكي‌ مستقر سازد (گازيوروسكي‌، ص‌ 210؛ علي‌ بابائي‌، همانجا؛ سيكل‌، ص‌ 445ـ446).انگلستان‌ سنتو را براي‌ امنيت‌ خود حياتي‌ مي‌دانست‌ و آن‌ را پيروزي‌ بزرگي‌ قلمداد مي‌كرد كه‌ مكمل‌ كاميابي‌ آنان‌ در كودتاي‌ 28 مرداد 1332 بود. به‌ گمان‌ آنها، كارآيي‌ و پايداري‌ سامانة‌ امنيتي‌ خاورميانه‌، بويژه‌ پيمان‌ سنتو، با مشاركت‌ دول‌ عربي‌ خاصه‌ مصر، تضمين‌ مي‌شد (محمدي‌، ص‌112؛ ايرانيكا ، همانجا).هر يك‌ از كشورهاي‌ عضو، به‌ دنبال‌ اهداف‌ خاصي‌ عضويت‌ در اين‌ پيمان‌ را پذيرفته‌ بودند. حكومت‌ محمدرضا پهلوي‌ كه‌ در پي‌ اتحاد منحصر به‌ فرد با غرب‌ و رابطة‌ حامي‌ ـ وابسته‌ با امريكا بود، به‌ عضويت‌ پيمان‌ سنتو درآمد. شاه‌ انتظار داشت‌ كه‌ در مقابل‌ اتخاذ اين‌ سياست‌، امريكا و غرب‌ اسباب‌ تحكيم‌ سلطنت‌ وي‌ را فراهم‌ آورند. تحولات‌ انقلابي‌ خاورميانه‌ به‌ رهبري‌ جمال‌ عبدالناصر، وقوع‌ كودتا و واژگوني‌ سلطنت‌ در عراق‌ و قطع‌ رابطة‌ مصر با ايران‌، منجر به‌ بيم‌ و انزواي‌ حكومت‌ ايران‌ در منطقه‌ شد. اين‌ اوضاع‌ شاه‌ را ناگزير از برقراري‌ مناسبات‌ نزديكتر با امريكا و امضاي‌ موافقتنامة‌ دفاعي‌ دو جانبه‌ با امريكا كرد. اما اين‌ موافقتنامه‌، كمك‌ نظامي‌ امريكا را در صورت‌ تجاوز كمونيسم‌ بين‌المللي‌ پيش‌بيني‌ مي‌كرد، در حالي‌ كه‌ شاه‌ بيشتر نگران‌ ملي‌گرايي‌ عربي‌ بويژه‌ در خليج‌فارس‌ بود (مهدوي‌، ص‌ 335ـ336؛ سيكل‌، همانجا). شاه‌ از عدم‌عضويت‌ كامل‌ امريكا در سازمان‌ پيمان‌ مركزي‌ نيز ناخرسند بود و بيم‌ آن‌ داشت‌ كه‌ پيمان‌ بدون‌ حضور رسمي‌ امريكا كارآيي‌ لازم‌ را نداشته‌ باشد و كمكهاي‌ نظامي‌ و مالي‌ امريكا به‌ ايران‌، محدود شود (مهدوي‌، ص‌ 335؛ سيكل‌، همانجا).از ديدگاه‌ دولت‌ پاكستان‌، پيوستن‌ به‌ بلوك‌ غرب‌ در قالب‌ سيتو و پس‌ از آن‌ سنتو، مؤثرترين‌ روش‌ براي‌ مقابله‌ با نگرانيهاي‌ امنيتي‌ در برابر هند و مسئلة‌ پشتونستان‌ و بحران‌ جامو و كشمير بود ( رجوع كنيد به ازغندي‌، 1376ش‌، ص‌ 380؛ هيل‌ و بهارير، همانجا).منافع‌ تركيه‌ در پيمان‌ سنتو نيز، چون‌ ايران‌، روشن‌ بود. تركيه‌ كه‌ عضو ناتو (پيمان‌ آتلانتيك‌ شمالي‌) هم‌ بود، از هنگام‌ پايان‌ گرفتن‌ جنگ‌ جهاني‌ دوم‌ به‌ يكي‌ از مهمترين‌ پايگاههاي‌ مقابله‌ با شوروي‌ در منطقه‌ تبديل‌ گرديد و در دهه‌هاي‌ سي‌ و چهل‌ شمسي‌/ پنجاه‌ و شصت‌ ميلادي‌ كمكهاي‌ مالي‌ و نظامي‌ امريكا برخوردار شد (بويد ، ص‌ 106؛ قاسمي‌، ص‌ 197، 211؛ هيل‌ و بهارير، همانجا).در مقايسه‌ با اتحادهاي‌ ضدشوروي‌ در اروپاي‌ غربي‌ و آسياي‌ جنوب‌ شرقي‌، سنتو گسترش‌ محدودي‌ داشت‌. اعضاي‌ سنتو دربارة‌ مسائل‌ بنيادي‌ از قبيل‌ فرماندهي‌ مشترك‌ نظامي‌ و طرحهاي‌ اضطراري‌ براي‌ جنگ‌ محدود توافق‌ نداشتند. اگرچه‌ در پيمان‌ سنتو برنامه‌ريزي‌ و تمرينهاي‌ نظامي‌ مشترك‌ انجام‌ مي‌شد، كمك‌ اين‌ اتحاديه‌ به‌ توان‌ نظامي‌ كشورهاي‌ عضو، «حاشيه‌اي‌» بود و بيشتر همكاريهاي‌ نظامي‌ و اطلاعاتي‌ بين‌ كشورهاي‌ عضو به‌ صورت‌ دو جانبه‌ و خارج‌ از محدودة‌ اين‌ سازمان‌ انجام‌ مي‌گرفت‌. از دهة‌ 1340ش‌ به‌ اين‌ سو، تخفيف‌ جنگ‌ سرد و تنش‌زدايي‌ در روابط‌ امريكا و شوروي‌ و پيشرفت‌ فن‌آوري‌ موشكي‌ امريكا، ماهيت‌ منافع‌ امريكا را در برابر سنتو دگرگون‌ كرد و رويكرد امريكا به‌ اين‌ سازمان‌، از بُعد راهبردي‌ ـ نظامي‌ به‌ بُعد اقتصادي‌ تغيير يافت‌ (ازغندي‌، 1370 ش‌، ص‌ 45ـ 85؛ گازيوروسكي‌، ص‌ 211ـ212؛ هاليدي‌، ص‌ 252ـ 253؛ هيل‌ و بهارير، ص‌ 218؛ نقيب‌زاده‌، ص‌ 216). بدين‌سان‌، مشخصه‌هاي‌ امنيتي‌ ـ دفاعي‌ سنتو در برابر فعاليتهاي‌ اقتصادي‌ اين‌ سازمان‌ اهميت‌ خود را از دست‌ داد. تأمين‌ اعتبارهاي‌ كلان‌ از سوي‌ صندوق‌ قرضة‌ توسعة‌ امريكا و وامهاي‌ بلاعوض‌ بريتانيا، نشانة‌ برتري‌ همكاريهاي‌ اقتصادي‌ بود. طرحهاي‌ عمراني‌ مانند تكميل‌ خط‌ آهن‌ ايران‌ ـ تركيه‌، ايجاد شبكة‌ مستقيم‌ مايكروويو آنكارا ـ تهران‌ ـ كراچي‌ و طرحهاي‌ برقراري‌ خطوط‌ ارتباطي‌ راديويي‌ و هوايي‌ بين‌ كشورهاي‌ عضو كه‌ در دهه‌هاي‌ 1340 و 1350 ش‌ به‌ اجرا در آمد، از جمله‌ همكاريهاي‌ اقتصادي‌ كشورهاي‌ عضو پيمان‌ بود ( > خاورميانه‌ و شمال‌ افريقا1977ـ 1978 < ، ص‌150؛ ازغندي‌، 1376ش‌، ص‌377؛ گازيوروسكي‌، همانجا).ناكامي‌ پيمان‌ در جلب‌ عضويت‌ دولتهاي‌ عرب‌ و تغيير كاركرد اصلي‌ پيمان‌ كه‌ جلب‌ حمايتهاي‌ نظامي‌ و مالي‌ غرب‌ (بويژه‌ ايالات‌ متحده‌) بود، نگرانيهاي‌ امنيتي‌ كشورهاي‌ عضو را شدت‌ بخشيد و اين‌ كشورها را بر آن‌ داشت‌ تا پيماني‌ منطقه‌اي‌ و بدون‌ حضور قدرتهاي‌ خارجي‌ منعقد سازند (هيل‌ و بهارير، همانجا). در پي‌ مذاكرات‌ مقدماتي‌ ميان‌ وزراي‌ خارجه‌ و اقتصاد تركيه‌ و ايران‌ و پاكستان‌ در تير 1343، سران‌ سه‌ كشور، جمال‌ گورسل‌، محمدرضا پهلوي‌ و ايوب‌خان‌، در 29 و 30 تير 1343/ 20 و 21 ژوئية‌ 1964 در اجلاسي‌ در استانبول‌، با صدور اعلامية‌ مشتركي‌ علاقه‌مندي‌ خود را به‌ گسترش‌ همكاريهاي‌ بازرگاني‌ و اقتصادي‌، خارج‌ از حوزة‌ همكاريهاي‌ دوجانبه‌ و سنتو، و در چارچوب‌ سازمان‌ جديد «همكاري‌ عمران‌ منطقه‌اي‌» (آر. سي‌. دي‌.) اعلام‌ كردند (همان‌، ص‌218ـ219؛ ازغندي‌، 1376 ش‌، ص‌382؛ مهدوي‌، ص‌337). سازمان‌ همكاري‌ عمران‌ منطقه‌اي‌ طي‌ دهة‌ 1350ش‌ بتدريج‌ جاي‌ سنتو را گرفت‌ ( رجوع كنيد به همكاري‌ اقتصادي‌ * ، سازمان‌). تداوم‌ سياست‌ تنش‌زدايي‌، بويژه‌ در اواخر دهه‌هاي‌ چهل‌ و پنجاه‌ شمسي‌/ دهه‌هاي‌ شصت‌ و هفتاد ميلادي‌، به‌ تعديل‌ مواضع‌ امريكا در پيمانها و اتحادهاي‌ منطقه‌اي‌ از جمله‌ سنتو انجاميد. بدين‌ترتيب‌، عملكرد ضعيف‌ امريكا و انگليس‌ در اين‌ پيمان‌، به‌ زوال‌ آن‌ شتاب‌ بخشيد. در جنگ‌ هند و پاكستان‌ در 1344ش‌/ 1965، امريكا با اعلام‌ بيطرفي‌ از كمك‌ نظامي‌ به‌ پاكستان‌ خودداري‌ كرد. همچنين‌ در جنگ‌ هند و پاكستان‌ در 1350 ش‌/ 1971، كه‌ به‌ تجزية‌ پاكستان‌ و اعلام‌ استقلال‌ بنگلادش‌ منجر شد، امريكا، متحد پاكستان‌ در پيمانهاي‌ سيتو و سنتو، كمترين‌ حمايتي‌ از پاكستان‌ به‌ عمل‌ نياورد. اين‌ تجارب‌ به‌ ناخشنودي‌ پاكستان‌ و بي‌اعتمادي‌ محمدرضا پهلوي‌ انجاميد (مهدوي‌، ص‌338ـ399؛ نقيب‌زاده‌، همانجا). پس‌ از خروج‌ انگلستان‌ از خليج‌فارس‌ در اواخر 1350 ش‌/ 1971، كشورهاي‌ عضو سازمان‌ پيمان‌ مركزي‌، با صدور اعلاميه‌اي‌ در 12 خرداد 1351/ 2 ژوئن‌ 1972 در پايان‌ نوزدهمين‌ اجلاس‌ شوراي‌ وزيران‌ سنتو، نگراني خود را دربارة‌ مسئلة‌ خرابكاري‌ (مانند شورش‌ ظفار) در منطقة‌ خليج‌ فارس‌ ابراز كردند. اين‌ در حالي‌ بود كه‌ اشاره‌ به‌ فعاليتهاي‌ خرابكاري‌، در اعلاميه‌ به‌ اصرار ايران‌ صورت‌ پذيرفت‌ (مهدوي‌، ص‌ 340ـ 341؛ سيكل‌، ص‌450ـ453). در اين‌ هنگام‌ امريكا، متأثر از فضاي‌ تنش‌زدايي‌، با تأكيد بر دكترين‌ سياسي‌ «دو ستون‌» نيكسون‌ در منطقة‌ خليج‌ فارس‌، مبتني‌ بر عدم‌ مداخلة‌ مستقيم‌ امريكا و واگذاري‌ نقش‌ ژاندارمي‌ به‌ شاه‌، به‌ حمايت‌ لفظي‌ از ايران‌ اكتفا كرد و نشان‌ داد كه‌ بيشتر نگران‌ تنش‌زدايي‌ با شوروي‌ است‌. همچنين‌، پس‌ از مداخلة‌ تركيه‌ در قبرس‌ (1974)، امريكا با تحريم‌ تسليحاتي‌ تركيه‌ (1975ـ 1978) كه‌ در پيمانهاي‌ ناتو و سنتو عضويت‌ داشت‌، موضع‌ اين‌ كشور را در قبال‌ يونان‌ تضعيف‌ كرد (قاسمي‌، ص‌211ـ212). اين‌ رخدادها پيمان‌ سنتو را عملاً به‌ صورت‌ باشگاهي‌ درآورد كه‌ هر سال‌ نمايندگان‌ كشورهاي‌ عضو در آن‌ گردهم‌ مي‌آمدند و بي‌ آنكه‌ اقدامي‌ انجام‌ دهند، متفرق‌ مي‌شدند (مهدوي‌، ص‌ 341).پيروزي‌ انقلاب‌ اسلامي‌ ايران‌ (بهمن‌ 1357)، موجب‌ تغييرات‌ بنيادي‌ در اصول‌ و مواضع‌ سياست‌ خارجي‌ اين‌ عضو سنتو شد. پيگيري‌ سياست‌ عدم‌ تعهد در روابط‌ بين‌الملل‌ و اصل‌ «نه‌ شرقي‌، نه‌ غربي‌» ايجاب‌ مي‌كرد كه‌ ايران‌ از اين‌ اتحاد خارج‌ شود. بر اين‌ اساس‌، دولت‌ ايران‌، نخست‌ طي‌ اعلامية‌ 20 اسفند 1357 وزارت‌ امور خارجه‌، عدم‌تعهد خود را به‌ مفاد اين‌ پيمان‌ اعلام‌ كرد و سپس‌ در 6 فروردين‌ 1358 رسماً كناره‌گيري‌ خود را از پيمان‌ به‌ دولتهاي‌ تركيه‌، پاكستان‌ و انگلستان‌ اعلام‌ داشت‌. چندي‌ بعد دولت‌ پاكستان‌ نيز، همسو با موضع‌گيري‌ ايران‌، خروج‌ خود را از پيمان‌ رسماً اعلام‌ كرد. با خروج‌ ايران‌ و پاكستان‌، سازمان‌ پيمان‌ مركزي‌ عملاً موجوديت‌ خود را از دست‌ داد و منحل‌ شد ( اطلاعات‌ ، ش‌ 15806، ص‌ 8؛ ش‌ 15815، ص‌ 1).منابع‌: عليرضا ازغندي‌، روابط‌ خارجي‌ ايران‌: دولت‌ دست‌ نشانده‌، 1320ـ1357 ، تهران‌ 1376 ش‌؛ همو، نظام‌ بين‌الملل‌ و بازدارندگي‌ و همپايگي‌ استراتژيك‌ ، تهران‌ 1370 ش‌؛ اطلاعات‌ ، ش‌ 15806، 21 اسفند 1357، ش‌ 15815، 7 فروردين‌ 1358؛ غلامرضا علي‌ بابائي‌، فرهنگ‌ تاريخي‌ ـ سياسي‌ ايران‌ و خاورميانه‌ ، تهران‌ 1374 ش‌؛ صابرقاسمي‌، تركيه‌ ، تهران‌: دفتر مطالعات‌ سياسي‌ و بين‌المللي‌، 1374 ش‌؛ عبدالعلي‌ قوام‌، اصول‌ سياست‌ خارجي‌ و سياست‌ بين‌الملل‌ ، تهران‌ 1372 ش‌؛ مارك‌ گازيوروسكي‌، سياست‌ خارجي‌ آمريكا و شاه‌: بناي‌ دولتي‌ دست‌ نشانده‌ در ايران‌ ، ترجمة‌ فريدون‌ فاطمي‌، تهران‌ 1371 ش‌؛ ابراهيم‌ متقي‌، تحولات‌ سياست‌ خارجي‌ آمريكا: مداخله‌گرايي‌ و گسترش‌ 1997ـ1945 ، تهران‌ 1376 ش‌؛ منوچهر محمدي‌، مروري‌ بر سياست‌ خارجي‌ ايران‌ دوران‌ پهلوي‌، يا، تصميم‌گيري‌ در نظام‌ تحت‌ سلطه‌ ، تهران‌ 1377 ش‌؛ عبدالرضا هوشنگ‌ مهدوي‌، سياست‌ خارجي‌ ايران‌ در دوران‌ پهلوي‌ 1357ـ1300 ، تهران‌ 1373 ش‌؛ احمد نقيب‌زاده‌، تحولات‌ روابط‌ بين‌الملل‌، تهران‌ 1375 ش‌؛Andrew Boyd, An atlas of world affairs , 6th ed. London 1970; Dictionary of international relations , ed. Jack C.Plino and Roy Alton, London 1988; Encyclopaedia Iranica , s.v. "Central Treaty Organization" (by Joseph A. Kechichian); W.M.Hale and Julian Bharier, "CENTO, R.C.D. and the Northern Tieres: a political and economic appraisal", Middle Eastern studies, vol.8, no.2 (may 1972); Fred Halliday, Iran: dictatorship and development, Middlesex, England 1979; The Middle East and North Africa 1977-78, 24th ed. London 1977; Amin Saikal, "Iranian foreign policy, 1921-1979", in The Cambridge history of Iran , vol.7, Cambridge 1991.
نظر شما
ایمیل ایمیل
مولفان

جواد كريمي‌

حوزه موضوعی
رده های موضوعی
جلد 5
تاریخ چاپ
وضعیت انتشار
  • چاپ نشده