پیلارام‌ فرامرز
معرف
ش‌ و خوشنويس‌ معاصر ايراني‌، از نمايندگان‌ مكتب‌ سقّاخانه‌
متن
پيلارام‌ ، فرامرز ، نقاش‌ و خوشنويس‌ معاصر ايراني‌، از نمايندگان‌ مكتب‌ سقّاخانه‌. در 1316ش‌ در تهران‌ به‌ دنيا آمد. استعداد وي‌ در نقاشي‌ و تمايلش‌ به‌ ادامة‌ آن‌ باعث‌ شد كه‌ پس‌ از پايان‌ دوران‌ دبستان‌، به‌ هنرستان‌ هنرهاي‌ زيباي‌ پسران‌ راه‌ يابد. همزمان‌ با تحصيل‌، در ادارة‌ آمار عمومي‌ مشغول‌ به‌ كار شد. در 1340ش‌ از هنرستان‌ ديپلم‌ گرفت‌ (اشرفي‌، ص‌ 38؛ كاشفي‌، ص‌129)، سپس‌ در دانشكدة‌ هنرهاي‌ تزييني‌ به‌ تحصيل‌ پرداخت‌ و در 1347ش‌ موفق‌ به‌ دريافت‌ درجه‌ فوق‌ ليسانس‌ در رشتة‌ معماري‌ داخلي‌ و نقاشي‌ تزييني‌ شد و در 1349 ش‌، براي‌ مطالعة‌ بيشتر دربارة‌ نقاشي‌، ليتوگرافي‌ و انواع‌ چاپ‌ به‌ فرانسه‌ سفر كرد («بياد پيلارام‌: نقاش‌ و خطاط‌ معاصر»، ص‌ 199؛ كاشفي‌، همانجا).پيلارام‌ همواره‌ در پيِ به‌ تصوير كشيدنِ نمادهاي‌ اصيل‌ ايراني‌ بود. در كارهاي‌ اوليه‌اش‌ مُهرهايي‌ را كه‌ در قديم‌ به‌ جاي‌ امضا از آن‌ استفاده‌ مي‌كردند، بزرگ‌نمايي‌ كرد و زمينه‌اي‌ كتيبه‌گونه‌ به‌ وجود آورد و در آن‌ نمادهاي‌ مذهبي‌، مانند عَلَم‌ و پنجه‌، را با اشكال‌ هندسي‌ درآميخت‌ ( رجوع كنيد به پاكباز، ص‌ 149). او با علاقه‌ و توجه‌ به‌ هنرهاي‌ سنّتي‌ ايراني‌، نظير كاشيكاري‌ و در مسير يافتن‌ راههاي‌ نو براي‌ «تركيب‌بندي‌» هاي‌ جديد، و دريافتِ اين‌ مطلب‌ كه‌ خط‌ فارسي‌، بويژه‌ نستعليق‌، در تلفيق‌ با نقاشي‌ ويژگي‌ ممتازي‌ به‌ تابلوها مي‌بخشد، به‌ آموختن‌ خطاطي‌ در انجمن‌ خوشنويسان‌ پرداخت‌ و سپس‌ مدتي‌ در آنجا تدريس‌ كرد («بياد پيلارام‌: نقاش‌ و خطاط‌ معاصر»، ص‌ 199ـ200؛ پيلارام‌، 1348 ش‌، ص‌ 33). از آن‌ پس‌، خط‌ دستماية‌ اصلي‌ آثار او شد. ازينرو مي‌توان‌ او را از پيشگامان‌ نقاشي‌ ـ خط‌ در ايران‌ دانست‌. پيلارام‌ با كاربرد خط‌ در نقاشي‌، به‌ خطاطي‌ نيز شكل‌ نويني‌ بخشيد و آن‌ را از چارچوبهاي‌ سنّتي‌ خارج‌ ساخت‌. اين‌ زمان‌ (1340ـ1341 ش‌) مصادف‌ بود با سالهايي‌ كه‌ هنرهاي‌ اصيل‌ ايراني‌ در مقابل‌ موج‌ نوگرايي‌ غربي‌ در همة‌ زمينه‌ها قرار گرفت‌ (شهرتي‌، ص‌35؛ «بياد پيلارام‌: نقاش‌ و خطاط‌ معاصر»، ص‌ 199). در 1341 ش‌ پيلارام‌ و تني‌ چند از هنرمندان‌ مكتب‌ سقّاخانه‌ * را ــ كه‌ شيوه‌اي‌ اصيل‌ و بر پاية‌ اعتقادات‌ و نمادهاي‌ مذهبي‌ و ايراني‌ بود ــ در نقاشي‌ و مجسمه‌سازي‌ بنيان‌ نهادند (پيلارام‌، 1354 ش‌، ص‌ 26؛ پاكباز، ص‌ 307). او در سومين‌ و چهارمين‌ دو سالانة‌ تهران‌ (1343ش‌، 1345ش‌) شركت‌ كرد و برندة‌ مدال‌ شد. پس‌ از آن‌ كارهاي‌ او و ديگر هنرمندان‌ مكتب‌ سقّاخانه‌ به‌ دوسالانة‌ و نيز فرستاده‌ شد و بسيار مورد توجه‌ قرار گرفت‌. موزة‌ هنرهاي‌ جديد نيويورك‌ هم‌ يكي‌ از آثار او و آثار چند تن‌ ديگر از هنرمندان‌ اين‌ مكتب‌ را خريداري‌ كرد (پيلارام‌، 1354 ش‌، همانجا).پيلارام‌ در نمايشگاههاي‌ متعدد ديگري‌ نيز شركت‌ كرد ــ از جمله‌ دو نمايشگاه‌ مستقل‌ در تالار فرهنگ‌ (1342ش‌)، نمايشگاه‌ هنر معاصر ايران‌ در موناكو (1343ش‌) و نمايشگاه‌ هنر معاصر ايران‌ در امريكا (1347ش‌) ــ و چند مدال‌ و جايزه‌ گرفت‌ (پيلارام‌، 1348 ش‌، همانجاها).پيلارام‌ در 1353ش‌ با هنرمنداني‌ چون‌ مرتضي‌ مميز، ماركو گريگوريان‌ و چند تن‌ ديگر، «گروه‌ آزاد» را تشكيل‌ داد. اين‌ گروه‌ چهار سال‌ فعاليت‌ داشت‌ و چندين‌ نمايشگاه‌ از آثار نقاشان‌ ايراني‌ در شهرهاي‌ مختلف‌ دنيا برپا كرد (پاكباز، ص‌ 451).پيلارام‌ به‌ تدريس‌ نيز علاقه‌مند بود، ازينرو از 1351 تا 1359 ش‌ با سمت‌ استاديار در دانشكدة‌ معماري‌ دانشگاه‌ علم‌ و صنعت‌ به‌ تدريس‌ طراحي‌ پرداخت‌ (اشرفي‌، همانجا).آثار پيلارام‌ تابلوهاي‌ رنگ‌ و روغن‌ با ساختاري‌ محكم‌ است‌ كه‌ خط‌ در آنها با تكيه‌ بر هنرهاي‌ سنّتي‌ حركاتي‌ آهنگين‌ دارد. آهنگ‌ خطوط‌ در كارهاي‌ او با تكرار يك‌ حرف‌ به‌ وجود مي‌آيد و بزرگ‌نمايي‌ و هدايت‌ اَشكال‌، حس‌ حركتِ بصري‌ را به‌ بيننده‌ القا مي‌كند. ادغام‌ خطوط‌ سياه‌ و ضخيم‌ و سفيد و نازك‌ و تركيب‌ آنها با عنصر خط‌ در آثار او نوعي‌ وحدت‌ به‌ وجود مي‌آورد (مجابي‌، ص‌ 81؛ اشرفي‌؛ شهرتي‌، همانجاها). از ديگر ويژگيهاي‌ آثار پيلارام‌ اندازة‌ بزرگ‌ تابلوهايش‌، غلبة‌ شكل‌ بر محتوا، تضادهاي‌ رنگي‌ شديد و بهره‌گيري‌ از رنگها به‌ صورت‌ حجيم‌ و ضخيم‌ است‌. از جمله‌ تابلوهاي‌ اوست‌: تيغه‌ها (1341ش‌)، تركيب‌بندي‌ سبز (1346ش‌)، ريتم‌ با كلمة‌ علي‌ (1350ش‌) و عاق‌ والدين‌ (1355ش‌؛ اشرفي‌، همانجا؛ پاكباز، ص‌ 150). ساير فعاليتهاي‌ او ساخت‌ مجسمه‌هاي‌ بزرگ‌ برنزي‌ و پيكره‌ هاي‌ عظيم‌ چوبي‌ به‌ صورت‌ حجمهايي‌ تشكيل‌ يافته‌ از خط‌ بود (اشرفي‌، همانجا؛ «بياد پيلارام‌: نقاش‌ و خطاط‌ معاصر»، ص‌ 200؛ كاشفي‌، ص‌ 84). او معتقد بود كه‌ چون‌ آثارش‌ برگرفته‌ از زندگي‌ است‌، پس‌ بايد در خدمت‌ مردم‌ و در اختيار آنان‌ باشد و تابلوها و آثار هنري‌ بايد از انحصار مجموعه‌ها و نمايشگاهها خارج‌ شود و حتي‌ در سطح‌ شهر در معرض‌ ديد مردم‌ قرار گيرد تا همگان‌ از آن‌ بهره‌ ببرند (پيلارام‌، 1356 ش‌، ص‌ 12).پيلارام‌ در شهريور 1362 درگذشت‌ (كاشفي‌، ص‌83). در خرداد 1371 نمايشگاهي‌ از آثار نقاشي‌ ـ خط‌ او در نگارخانة‌ نور برپا شد. تعدادي‌ از آثار او در موزة‌ سعدآباد، موزة‌ هنرهاي‌ زيبا و موزة‌ هنرهاي‌ معاصر تهران‌ نگهداري‌ مي‌شود.منابع‌: هادي‌ اشرفي‌، «از طراحي‌ به‌ طراحي‌: گزارشي‌ از نمايشگاه‌ فرامرز پيل‌آرام‌»، رستاخيز جوان‌ ، ش‌ 82 (اسفند 1355)؛ «بياد پيلارام‌: نقاش‌ و خطاط‌ معاصر»، فصلنامة‌ هنر ، ش‌ 5 (زمستان‌ ـ بهار 1362 ـ 1363)؛ رويين‌ پاكباز، دايرة‌المعارف‌ هنر: نقّاشي‌، پيكره‌سازي‌، گرافيك‌ ، تهران‌ 1378 ش‌؛ فرامرز پيلارام‌، «خط‌ و عينيت‌ در نقاشي‌» (مصاحبه‌)، فردوسي‌ ، ش‌ 907 (ارديبهشت‌ 1348)؛ همو، «گفتگو با فرامرز پيل‌آرام‌: من‌ آدم‌ ساده‌ و بلندپروازي‌ هستم‌»، تلاش‌ ، سال‌ 10، ش‌ 55 (بهمن‌ 1354)؛ همو، «گفتگو با فرامرز پيل‌آرام‌، نقاش‌: شكل‌ در درجه‌ اول‌ اهميت‌ قرار دارد»، كيهان‌ ، ش‌ 10120، 4 فروردين‌ 1356؛ مجيد شهرتي‌، «خطاطي‌ پيشرو»، سروش‌ ، سال‌ 14، ش‌ 616 (شهريور 1371)؛ جلال‌الدين‌ كاشفي‌، «تلفيق‌ عناصر همگن‌ در كالبد شكل‌ و رنگ‌»، فصلنامة‌ هنر ، ش‌ 15 (بهار 1367)؛ جواد مجابي‌، «نقاشاني‌ كه‌ دوستشان‌ داشته‌ام‌»، گردون‌ (بهار 1370).
نظر شما
ایمیل ایمیل
مولفان

هلن‌ خوش‌چين‌گل‌

حوزه موضوعی
رده های موضوعی
جلد 5
تاریخ چاپ
وضعیت انتشار
  • چاپ نشده