پیکار
معرف
يه‌اي‌ وابسته‌ به‌حزب‌ كمونيست‌ ايران‌ در برلين‌ و وين‌، مخالف‌ رضاشاه‌ پهلوي‌
متن
پيكار ، نشريه‌اي‌ وابسته‌ به‌حزب‌ كمونيست‌ ايران‌ در برلين‌ و وين‌، مخالف‌ رضاشاه‌ پهلوي‌. پس‌ از كنگرة‌ دوم‌ حزب‌ كمونيست‌ ايران‌ (1306ش‌، اروميه‌؛ رجوع كنيد به حزب‌ * )، كميتة‌ مركزي‌ حزب‌ برآن‌ شد كه‌ براي‌ تبليغ‌ عقايد كمونيستي‌ در ميان‌ دانشجويان‌ ايراني‌ مقيم‌ اروپا، مركزي‌ با عنوان‌ «جمعيت‌ جمهوري‌طلبان‌ ايران‌» در اروپا تأسيس‌ كند. اين‌ مركز را آوتيس‌ سلطان‌زاده‌، عضو شوراي‌ مركزي‌ حزب‌ كمونيست‌ ايران‌، تأسيس‌ كرد و مرتضي‌ علوي‌، عضو فعال‌ حزب‌ در اروپا، سرپرست‌ آن‌ شد («راپرت‌ تحقيقات‌ پليس‌»، سند مورخ‌ 24/1/1310؛ كامبخش‌، ص‌35). اين‌ جمعيت‌ ــ كه‌ به‌ «كميتة‌ عامله‌ يا اجرائية‌ جمهوري‌طلبان‌ ايراني‌» نيز مشهور بود ــ در برلين‌، پراگ‌، لمبرگ‌، زوريخ‌، ژنو، كُلن‌، بروكسِل‌، پاريس‌ و نيز حيفا و دهلي‌ نماينده‌ داشت‌. نشرية‌ پيكار زيرنظر اين‌ جمعيت‌ در 26 بهمن‌ 1309 / 15 فوريه‌ 1931 به‌فارسي‌ در برلين‌ منتشر شد («راپرت‌ تحقيقات‌ پليس‌»، همان‌؛ پيكار ، سال‌ 1، ش‌ 1).كارل‌ ونر ، كمونيست‌ تبعة‌ آلمان‌، مدير مسئول‌ اين‌ دو هفته‌نامه‌ بود (اسكندري‌، ص‌96) و با همكاري‌ كساني‌ كه‌ اغلب‌ دانشجويان‌ ايراني‌ مقيم‌ برلين‌ بودند، آن‌ را منتشر كرد («راپرت‌ تحقيقات‌ پليس‌»، همان‌). نشرية‌ پيكار در برلين‌ به‌چاپ‌ مي‌رسيد و تنها در برلين‌ و پاريس‌ دفتر رسميِ تك‌فروشي‌ داشت‌، اما به‌ديگر كشورهاي‌ اروپايي‌ و كشورهايي‌ مانند مصر، روسيه‌ و بويژه‌ ايران‌ نيز فرستاده‌ مي‌شد. مخاطبان‌ اصلي‌ آن‌ دانشجويان‌ ايراني‌ مقيم‌ اروپا و روشنفكران‌ ايراني‌ در خارج‌ و داخل‌ كشور بودند، اما در ظاهر روي‌ سخن‌ آن‌ با «ملت‌ زحمتكش‌ ايران‌» بويژه‌ «دهاقين‌» و «كارگران‌» بود.در نخستين‌ شمارة‌ پيكار ، در مطلبي‌ با عنوان‌ «مقصد ما»، هدف‌ گردانندگان‌ نشريه‌ «آگاهانيدن‌ جرايد و محافل‌ مترقي‌ و آزاديخواه‌ اروپا از جنايات‌ حكومت‌ و از فرياد جگرخراش‌ محبوسين‌ و افشاگري‌» ذكر شده‌ است‌. در ادامه‌، با بيان‌ سير تاريخي‌ پنجاه‌ سال‌ «مبارزات‌ ملت‌ زحمتكش‌ ايران‌» از انقلاب‌ مشروطيت‌ به‌ بعد، بر اين‌ موضوع‌ تأكيد شده‌ كه‌ در اين‌ مدت‌ «مبارزة‌ قطعي‌» كه‌ فرجام‌ و نتيجة‌ مطلوب‌ براي‌ ملت‌ ايران‌ فراهم‌ آورد، صورت‌ نگرفته‌ و «اهميت‌ تاريخي‌ حكومت‌ رضاخان‌» در اين‌ است‌ كه‌ «مبارزة‌ قطعي‌» در زمان‌ حكومت‌ او انجام‌ خواهد گرفت‌. در همان‌ شماره‌ برگه‌اي‌ ضميمه‌ شده‌ بود كه‌ در آن‌ گزارش‌ مبسوط‌ كنفرانس‌ «محصلين‌ انقلابي‌ ايران‌ در اروپا» (اوايل‌ بهمن‌ 1310/ فورية‌ 1931 در كلنِ آلمان‌) آمده‌ بود. اين‌ گزارش‌، با عنوان‌ «خطاب‌ به‌محصلين‌ ايراني‌ و تودة‌ دهاقين‌ و كارگران‌ و عموم‌ هموطنان‌ آزاديخواه‌ ايران‌»، لحني‌ بسيار انقلابي‌ و انتقادي‌ و تحليلي‌ ماركسيستي‌ ـ لنينيستي‌ داشت‌ و اوضاع‌ عمومي‌ ايرانِ تحت‌ سلطة‌ «حكومت‌ رضاخان‌» را شرح‌ مي‌داد و اين‌ حكومت‌ را «مدافع‌ طبقات‌ ملاكين‌ و سرمايه‌داران‌» و «دست‌نشاندة‌ امپرياليزم‌ انگليس‌» معرفي‌ مي‌كرد. در پايان‌، محصلان‌ و كارگران‌ و دهقانان‌ ايران‌ را به‌اداي‌ سوگند براي‌ «مبارزه‌اي‌ سخت‌» با حكومت‌ رضاخان‌ فرا مي‌خواند.مقالات‌، اخبار و گزارشهاي‌ پيكار غالباً دربارة‌ اوضاع‌ سياسي‌، اجتماعي‌ و اقتصادي‌ ايران‌ در فاصلة‌ 1309 تا 1310 ش‌ است‌ و درونماية‌ ايدئولوژيك‌ آن‌ ماركسيستي‌ ـ لنينيستي‌ است‌.نشريه‌ فاقد بخش‌ مشخصي‌ به‌نام‌ سرمقاله‌ است‌، اما صفحة‌ نخست‌ بيشتر شماره‌هايش‌ حاوي‌ ديدگاههاي‌ گردانندگان‌ آن‌ دربارة‌ رخدادها و مسائل‌ مهم‌ مملكتي‌ و در پاره‌اي‌ موارد مسائل‌ سرّي‌ مربوط‌ به‌ «رژيم‌ پهلوي‌» است‌ (براي‌ نمونه‌ رجوع كنيد به افشاي‌ «عهدنامة‌ اهواز» و اثبات‌ دست‌نشاندگي‌ رضاخان‌، در مطلبي‌ با عنوان‌ «سياست‌ جاسوسي‌ انگليسي‌ها در ايران‌»، سال‌1، ش‌6، ص‌ ] 1 [ ). در بيشتر شماره‌هاي‌ پيكار ستون‌ ويژة‌ «اخبار ايران‌» در صفحة‌ دوم‌ نشريه‌ حاوي‌ اخباري‌ از اوضاع‌ نابسامان‌ معيشتي‌ «تودة‌ مردم‌» و «شورش‌ دهقانان‌» و «اعتصاب‌ كارگران‌»، بويژه‌ كارگران‌ نفت‌ جنوب‌ است‌ (براي‌ نمونه‌ رجوع كنيد به «طغيان‌ دهاقين‌ در سوادكوه‌ (مازندران‌)»، سال‌1، ش‌2، ص‌ ] 2 [ ). بخش‌ مشترك‌ اغلب‌ شماره‌هاي‌ پيكار ، با عنوان‌ «مكتوب‌ از...»، حاوي‌ نامه‌هايي‌ از شهرهاي‌ ايران‌ است‌ كه‌ عمدتاً از بدي‌ معيشت‌ «كارگران‌» يا «دهقانان‌ زحمتكش‌» خبر مي‌دهد.از ديگر بخشهاي‌ نشريه‌، ستون‌ افشاي‌ جاسوسان‌ حكومت‌ پهلوي‌ در خارج‌ و داخل‌ ايران‌ است‌. در اين‌ بخش‌ كوشش‌ شده‌ است‌ كه‌ ماهيت‌ پليسي‌ و خفقان‌ حكومت‌ پهلوي‌ براي‌ مخاطبان‌ روشن‌ شود (براي‌ نمونه‌ رجوع كنيد به «عمال‌ سفارت‌ انگليس‌ در ايران‌»، سال‌1، ش‌3، ص‌ ] 2 [ ). بخش‌ ديگر، گزارشهايي‌ است‌ از وضع‌ ناگوار «محبس‌ها و محبوسين‌» در شهرهاي‌ مختلف‌ ايران‌ (براي‌ نمونه‌ رجوع كنيد به «مخبر ما از تبريز مي‌نويسد: محبس‌ در تبريزدر عصر پهلوي‌!»، سال‌1، ش‌4، ص‌ ] 3 [ ؛ «محبس‌ پهلوي‌ در طهران‌، به‌قلم‌ يكي‌ از رفقايي‌ كه‌ بتازگي‌ از سياه‌چال‌ پهلوي‌ خلاصي‌ يافته‌»، سال‌1، ش‌2، ص‌ ] 2 [ ). از ديگر بخشهاي‌ نشريه‌، تصاوير طنزآميزي‌ است‌ از مناسبات‌ «استعماري‌» و «امپرياليستي‌» در ايران‌. اين‌ تصاوير با خطابه‌ها و گفتگوهايي‌ ميان‌ طبقة‌ كارگر با طبقة‌ سرمايه‌دار يا دهقانان‌ با ملاّ كان‌ و درباريان‌ همراه‌ است‌. همچنين‌ در اين‌ بخش‌، نوعي‌ نقد انقلابي‌ سياستهاي‌ رژيم‌ پهلوي‌ در قبال‌ مطبوعات‌ مخالف‌ مشاهده‌ مي‌شود. تصاوير غالباً در صفحة‌ نخست‌ نشريه‌ درج‌ شده‌ است‌.پيكار ، به‌تقليد از تحليلهاي‌ ماركسيستي‌ كه‌ كليسا را توجيه‌كننده‌ و مدافع‌ روابط‌ استعماري‌ و بهره‌كشي‌ طبقة‌ سرمايه‌دار از كارگران‌ و محرومان‌ مي‌دانست‌، با درج‌ مقاله‌اي‌ به‌ستيز با روحانيان‌ شيعه‌ پرداخت‌ ( رجوع كنيد به مقالة‌ «ارتجاع‌ و روحانيون‌» از ب‌. روشن‌، پيكار ، سال‌1، ش‌5، ص‌ ] 3 [ ).از مطالب‌ جالب‌ توجه‌، سلسله‌ مقالاتي‌ به‌امضاي‌ «ا.ذرّه‌» (احتمالاً ابوالقاسم‌ ذرّه‌، شاعر) با عنوان‌ «ما چه‌ مي‌خواهيم‌؟» است‌ كه‌ تحليل‌ ماركسيستي‌ ـ لنينيستي‌ تاريخ‌ 25سالة‌ ايران‌ (از انقلاب‌ مشروطيت‌ تا سلطنت‌ رضاشاه‌) است‌. نويسنده‌ در مقالة‌ پاياني‌ در سيزده‌ بند مقاصد پيكار را برشمرده‌ كه‌ از مهمترين‌ آنهاست‌: تقسيم‌ اراضي‌ ملاّ كان‌ و درباريان‌، پايان‌ نظام‌ استثمار كارگران‌، آزادي‌ قلم‌، تشكيل‌ اتحاديه‌هاي‌ كارگري‌، برقراري‌ روابط‌ دوستانه‌ با اتحاد شوروي‌ به‌عنوان‌ «يگانه‌ دوست‌ صميمي‌ ملل‌ مظلومه‌ شرق‌» و برقراري‌ «جمهوري‌ دموكراسي‌ متحدة‌ ملل‌ مختلفة‌ ايران‌ و ديكتاتوري‌ كارگران‌ و دهاقين‌» ( رجوع كنيد به پيكار ، سال‌1، ش‌8 ـ13).پيكار در مقالاتي‌ تحليلي‌ دربارة‌ اقتصاد ايران‌، پيوسته‌ در مقام‌ مقايسة‌ وضع‌ ايران‌ با جمهوريهاي‌ اتحاد جماهير شوروي‌ مانند تاجيكستان‌ و آذربايجان‌، سياستهاي‌ اقتصادي‌ رژيم‌ پهلوي‌ را در جهت‌ منافع‌ استعمار و امپرياليزم‌ و تثبيت‌ منافع‌ طبقات‌ سرمايه‌دار داخلي‌ و ملاّ كان‌ ارزيابي‌ مي‌كند (براي‌ نمونه‌ رجوع كنيد به «بودجه‌ سال‌ 1310، شاهكار ارتجاعي‌ وزارت‌ پناهي‌ آقاي‌ تقي‌زاده‌»، سال‌1، ش‌6، ص‌4).بيشتر مقالات‌ پيكار امضا دارد؛ ظاهراً برخي‌ از اين‌ امضاها، منسوب‌ به‌اعضاي‌ برجستة‌ شوراي‌ مركزي‌ حزب‌ كمونيست‌ ايران‌ يعني‌ آوتيس‌ سلطان‌زاده‌، ابوالقاسم‌ ذرّه‌ و محمدامين‌ رسول‌زاده‌ است‌. ظاهراً نويسندة‌ مقالات‌ تند بر ضد رضاشاه‌ و سلطنت‌ پهلوي‌، بويژه‌ در شمارة‌ اول‌ و دوم‌ پيكار ، مرتضي‌ علوي‌ بوده‌ است‌ كه‌ سبب‌ شد بعدها دولت‌ ايران‌ به‌دليل‌ توهين‌ به‌پادشاه‌ ايران‌ عليه‌ پيكار اقامة‌ دعوي‌ كند (علوي‌، ص‌83ـ84).پيش‌ از انتشار شمارة‌ دوم‌ پيكار ، سفارت‌ ايران‌ در برلين‌ طي‌ گزارشي‌ خطر نشرية‌ پيكار را به‌وزارت‌ امورخارجه‌ گوشزد كرد و خواستار جلوگيري‌ از ورود آن‌ به‌ايران‌ شد («گزارش‌ سفارت‌ ايران‌ در برلين‌ به‌وزارت‌ دربار پهلوي‌»، سند مورخ‌ 15/12/1309؛ «جوابيه‌ ادارة‌ گمركات‌ به‌وزارت‌ امورخارجه‌»، سند مورخ‌ 23/12/1309؛ «دستورالعمل‌ وزارت‌ امورخارجه‌ به‌وزارت‌ پست‌ و تلگراف‌»، سند مورخ‌ 17/12/1309). محمدعلي‌ فرزين‌، وزير مختار ايران‌ در برلين‌، با وزارت‌ امور خارجة‌ آلمان‌ در مورد توقيف‌ پيكار رايزني‌ كرد و آن‌ وزارتخانه‌ موضوع‌ را به‌وزارت‌ عدلية‌ آلمان‌ احاله‌ نمود. وزارت‌ دربار، دستگاه‌ امنيتي‌ و قضايي‌ و مجلس‌ نيز براي‌ توقيف‌ نشريه‌ و تعقيب‌ گردانندگان‌ و مباشران‌ آن‌ فعاليت‌ كردند تا اينكه‌ سرانجام‌ در 1310ش‌ / 20مارس‌ 1931 محكمة‌ قضايي‌ آلمان‌ حكم‌ توقيف‌ دو شمارة‌ پيكار و تفتيش‌ منازل‌ را براي‌ تحقيق‌ دربارة‌ گردانندگان‌ آن‌ صادر كرد («گزارش‌ سفارت‌ ايران‌ در برلين‌ به‌وزارت‌ امورخارجه‌»، سند مورخ‌ 11/1/1310 و 17/1/1310). مستند اصلي‌ وزارت‌ عدلية‌ آلمان‌ در توقيف‌ و تعقيب‌ و محاكمة‌ گردانندگان‌ پيكار ، مادّة‌ 103 قانون‌ جزاي‌ آلمان‌ بود. طبق‌ اين‌ مادّه‌ «توهين‌ به‌رؤساي‌ ممالك‌ خارجي‌ مُتَحابّه‌ ] =دوست‌ [ »، تعقيب‌ جزايي‌ داشت‌ به‌اين‌ شرط‌ كه‌ در قانون‌ مملكتي‌ كه‌ به‌رئيس‌ آن‌ اهانت‌ شده‌، «معاملة‌ متقابله‌» در نظر گرفته‌ شده‌ باشد. چون‌ در آن‌ زمان‌ شرط‌ «معاملة‌ متقابله‌» در قانون‌ جزاي‌ ايران‌ وجود نداشت‌، موضوع‌ محاكمة‌ گردانندگان‌ پيكار مطرح‌شدني‌ نبود، ازينرو سفارت‌ ايران‌ در برلين‌ و وزارت‌ امور خارجة‌ ايران‌ معضل‌ را به‌اطلاع‌ وزارت‌ عدليه‌ و مجلس‌ رساندند و خواستار تصويب‌ «شرط‌ معاملة‌ متقابله‌» شدند و اين‌ شرط‌ در مدت‌ كوتاهي‌ (احتمالاً در 11 ارديبهشت‌ 1310) به‌تصويب‌ رسيد. پس‌ از توقيف‌ دو شمارة‌ پيكار ، شماره‌هاي‌ بعدي‌ بدون‌ وقفه‌ در موعد مقرّر منتشر شد و حتي‌ با وجود اتخاذ تدابير امنيتي‌ براي‌ جلوگيري‌ از ورود آن‌ به‌ ايران‌، همچنان‌ به‌ ايران‌ راه‌ يافت‌ («گزارش‌ سفارت‌ برلين‌ به‌ وزارت‌ امور خارجه‌»، سند مورخ‌ 24/1/1310 و 9/2/1310؛ «تلگراف‌ سفارت‌ برلين‌ از فروغي‌ به‌فرزين‌»، سند مورخ‌ 9/2/1310 و 21/2/1310). دولت‌ آلمان‌ برسر اين‌ قضيه‌ دچار بحران‌ داخلي‌ گرديد و با فشار ديپلماتيك‌ ايران‌ سرانجام‌ مرتضي‌ علوي‌ را ــ كه‌ به‌ گمان‌ دولت‌ ايران‌ گردانندة‌ اصلي‌ پيكار بود ــ از آلمان‌ اخراج‌ كرد (علوي‌، ص‌84ـ86؛ اسكندري‌، ص‌96ـ97؛ «گزارش‌ سفارت‌ ايران‌ در برلين‌ به‌وزارت‌ امور خارجه‌»، سند مورخ‌ 15/12/1309؛ «رمزـ تلگرافي‌ از فرزين‌ به‌فروغي‌»، سند مورخ‌ 26/1/1310؛ «جوابيه‌ رمز 26/1/1310 از فروغي‌ به‌فرزين‌»، سند مورخ‌ 2/2/1310). با ادامة‌ فشارهاي‌ دولت‌ ايران‌ از طريق‌ سفارت‌ ايران‌ در برلين‌، پيكار پس‌ از پانزده‌ شماره‌ از انتشار بازماند. در 15 فروردين‌ 1311/6 آوريل‌ 1932 محكمة‌ نشرية‌ پيكار به‌اتهام‌ «توهين‌» به‌رضاشاه‌ تشكيل‌ شد. به‌سبب‌ بروز اختلاف‌ در تفسير حقوقي‌ واژة‌ «سلطان‌» در قانون‌ جزاي‌ ايران‌ (مادة‌ 40 قانون‌ مطبوعات‌، به‌ تاريخ‌ 24 محرم‌ 1326) و مطابقت‌ آن‌ با واژة‌ «رئيس‌ جمهور» در قانون‌ جزاي‌ آلمان‌، رأي‌ داير بر تبرئه‌ متهمان‌ (چهار آلماني ‌ از جمله‌ كارل‌ ونر، و مرتضي‌ علوي‌) صادر شد. در اين‌ ضمن‌، «جمعيت‌ جمهوري‌طلبان‌ ايران‌» در آلمان‌ ادعانامه‌اي‌ بر ضد رضاشاه‌ منتشر كرد. پيروزي‌ پيكار و شكست‌ شاه‌ در اغلب‌ مطبوعات‌ آلمان‌، و حتي‌ امريكا و انگليس‌، بازتاب‌ يافت‌. پس‌ از صدور حكم‌ محكمة‌ ابتدايي‌ برلين‌، دولت‌ ايران‌ درخواست‌ استيناف‌ كرد كه‌ بي‌نتيجه‌ بود («گزارش‌ سفارت‌ ايران‌ در برلين‌ به‌وزارت‌ امورخارجه‌»، اسناد مورخ‌ 13/1/1311، 24/1/1311، 17/2/1311، 19/2/1311، و 5/3/1311؛ «درخواست‌ وزارت‌ امور خارجه‌ از وزارت‌ عدليه‌ در خصوص‌ تفسير كلمه‌ «سلطان‌»، اسناد مورخ‌ 29/1/1311؛ «جوابية‌ وزارت‌ عدليه‌ به‌ وزارت‌ امور خارجه‌»، سند مورخ‌ 30/1/1311؛ «تذكاريه‌ وزيرمختار دولت‌ آلمان‌ در تهران‌»، سند مورخ‌ 14 آوريل‌ 1932).دورة‌ جديد نشرية‌ پيكار ، از شهريور 1311 در وين‌ به‌صورت‌ دستنويس‌ منتشر شد. تنها نسخة‌ موجود از اين‌ دوره‌، شمارة‌ نخست‌ آن‌ است‌ و از شماره‌هاي‌ ديگر آن‌ اطلاعي‌ در دست‌ نيست‌. مدير مسئول‌ دورة‌ جديد محمود پايدار بود. در صفحة‌ نخست‌ آن‌ شعار «محو باد رژيم‌ جلاّ د پهلوي‌» نمايان‌ است‌. در اين‌ شماره‌، گزارش‌ مشروحِ «محاكمة‌ پيكار در محكمة‌ برلين‌» و انعكاس‌ اخبار محاكمه‌ در بيش‌ از دويست‌ روزنامه‌ و مجلة‌ آلماني‌ و جرايد انگليس‌ و امريكا آمده‌ است‌ ( پيكار ، سال‌2، ش‌1، ص‌ ] 2 [ ).منابع‌: علاوه‌ بر اسناد مذكور در متن‌، موجود در وزارت‌ امورخارجه‌، ادارة‌ كل‌ اسناد و آرشيو، كارتن‌هاي‌ 1309ـ1311، پروندة‌ ش‌58؛ ايرج‌ اسكندري‌، خاطرات‌ سياسي‌ ، چاپ‌ علي‌ دهباشي‌، تهران‌ 1368ش‌؛ بزرگ‌ علوي‌، خاطرات‌ بزرگ‌ علوي‌ ، چاپ‌ حميد احمدي‌، تهران‌ 1377ش‌؛ عبدالصمد كامبخش‌، شمه‌اي‌ دربارة‌ تاريخ‌ جنبش‌ كارگري‌ ايران‌: سوسيال‌ دمكراسي‌ انقلابي‌، حزب‌ كمونيست‌ ايران‌، حزب‌ تودة‌ ايران‌ ، تهران‌ 1360ش‌.
نظر شما
ایمیل ایمیل
مولفان

جواد كريمي‌

حوزه موضوعی
رده های موضوعی
جلد 5
تاریخ چاپ
وضعیت انتشار
  • چاپ نشده