پیشه‌وری‌
معرف
جعفر جوادزاده‌، سياستمدار و روزنامه‌نگار ايراني‌، مؤسس‌ فرقة‌ دموكرات‌ آذربايجان‌
متن
پيشه‌وري‌ ، سيدجعفر جوادزاده‌، سياستمدار و روزنامه‌نگار ايراني‌، مؤسس‌ فرقة‌ دموكرات‌ آذربايجان‌. در 1272 ش‌ در روستاي‌ سيّدلَر زيوه‌سي‌، از توابع‌ خلخال‌، به‌ دنيا آمد. در ده‌ يا دوازده‌ سالگي‌ و پس‌ از مختصر تحصيلات‌ ابتدايي‌، همراه‌ با خانوادة‌ خود كه‌ دارايي‌ خود را در يكي‌ از آشوبهاي‌ محلي‌ از دست‌ داده‌ بودند، به‌ قفقاز رفت‌ و در باكو اقامت‌ گزيد كه‌ در آن‌ ايام‌ و تا مدتها به‌ عنوان‌ يك‌ مركز صنعتي‌ نوپا هر ساله‌ هزاران‌ مهاجر جوياي‌ كار را در خود جاي‌ مي‌داد. وي‌ ضمن‌ اشتغال‌ در يكي‌ از مدارس‌ آن‌ حدود، تحصيلات‌ خود را نيز ادامه‌ داد و بعد از اتمام‌ دورة‌ دارالمعلمين‌ باكو، در مدارسي‌ چون‌ مدرسة‌ اتحاد ايرانيان‌ و مدرسة‌ بلدية‌ باكو به‌ تدريس‌ مشغول‌ شد (پيشه‌وري‌، آخرين‌ سنگر آزادي‌، مقدمة‌ رئيس‌نيا، ص‌ 16؛ فعاليتهاي‌ كمونيستي‌ در دورة‌ رضاشاه‌ ، ص‌ 119). پيشه‌وري‌ همچنين‌ از دانش‌آموختگان‌ دانشگاه‌ كمونيستي‌ زحمتكشان‌ شرق‌ (كوتو ) بود (زيبائي‌، ص‌ 147؛ كيانوري‌، ص‌ 51).با وقوع‌ انقلاب‌ 1917 روسيه‌ ــ كه‌ به‌ دور جديدي‌ از فعاليتهاي‌ سياسي‌ در قفقاز، از جمله‌ در ميان‌ طيف‌ گستردة‌ ايرانيان‌ آن‌ حدود، ميدان‌ داد ــ پيشه‌وري‌ كار مطبوعاتي‌ خود را، از همان‌ سال‌، با نگارش‌ مقالاتي‌ در نشريه‌ آچيق‌ سوز (حرف‌ بي‌پرده‌)، ارگان‌ حزب‌ مساوات‌ در باكو، آغاز كرد و سپس‌ با نشرية‌ آذربايجان‌ جزءلاينفك‌ ايران‌ ، ارگان‌ شعبة‌ باكوي‌ حزب‌ دموكرات‌ ايران‌ كه‌ در فاصلة‌ بهمن‌ 1296 تا فروردين‌ 1297 سيزده‌ شمارة‌ آن‌ منتشر شد، به‌ همكاري‌ پرداخت‌ (پيشه‌وري‌، آخرين‌ سنگر آزادي‌، مقدمة‌ رئيس‌نيا، ص‌ 16 ـ 17).در پي‌ حوادث‌ اسفند 1296/ مارس‌ 1918 در باكو، كه‌ به‌ توسعة‌ فعاليت‌ گروههاي‌ سوسياليست‌ و كمونيست‌ در ميان‌ كارگران‌ آن‌ سامان‌ منجر شد، پيشه‌وري‌ به‌ حزب‌ عدالت‌ پيوست‌ كه‌ شاخه‌اي‌ از حزب‌ سوسيال‌ دموكرات‌ قفقاز بود و در ميان‌ كارگران‌ ايراني‌ صنايع‌ نفت‌ باكو فعاليت‌ مي‌كرد. وي‌ در اين‌ دوره‌ (سالهاي‌ 1298 تا 1299 ش‌) فعاليت‌ مطبوعاتي‌ خود را در نشرياتي‌ چون‌ حريت‌ ، ارگان‌ حزب‌ عدالت‌، و ديگر نشريات‌ چپ‌ باكو ادامه‌ داد و در خلال‌ كنفرانس‌ عمومي‌ حزب‌ عدالت‌، كه‌ در اواسط‌ 1298ش‌ برگزار شد، به‌ عضويت‌ كميتة‌ مركزي‌ انتخاب‌ گرديد (همان‌، ص‌ 25 ـ 28).اندك‌ زماني‌ بعد از چيرگي‌ بولشويكها بر جمهوري‌ آذربايجان‌، هنگامي‌ كه‌ در اواخر ارديبهشت‌ 1299 انزلي‌ به‌ اشغال‌ ناوگان‌ روسية‌ شوروي‌ درآمد، پيشه‌وري‌ و تني‌ چند از ديگر فعالان‌ حزب‌ عدالت‌ در گيلان‌ مستقر شده‌ فعاليتهاي‌ سياسي‌ و تبليغاتي‌ گسترده‌اي‌ را آغاز كردند (فخرائي‌، ص‌ 268 ـ 269). در اين‌ ميان‌، در خلال‌ نشستي‌ كه‌ در اوايل‌ تير 1299 در انزلي‌ برگزار شد، حزب‌ عدالت‌ به‌ حزب‌ كمونيست‌ ايران‌ تغيير نام‌ داد؛ در اين‌ دگرگوني‌ پيشه‌وري‌ نيز عضو كميتة‌ مركزي‌ حزب‌ شد (لاجوردي‌، ص‌ 9 ـ 10) و چندي‌ بعد در اوايل‌ مرداد همان‌ سال‌ در حكومت‌ جديدي‌ كه‌ پس‌ از كودتاي‌ عناصر كمونيست‌ بر ضد تشكيلات‌ حاكمة‌ نهضت‌ جنگل‌ بر سركار آمد به‌ سمت‌ كميسري‌ كشور (وزير كشوري‌) منصوب‌ شد (فخرائي‌، ص‌ 271 ـ 272). همزمان‌ با تشكيل‌ كنگرة‌ خلقهاي‌ شرق‌ در باكو (اواسط‌ شهريور 1299) كه‌ پيشه‌وري‌ نيز به‌ عنوان‌ يكي‌ از نمايندگان‌ ايران‌ در آن‌ حضور داشت‌، با تغييراتي‌ كه‌ در تركيب‌ اعضاي‌ كميتة‌ مركزي‌ حزب‌ كمونيست‌ ايران‌ و تغيير خط‌ مشي‌ آن‌ پديد آمد، حكومت‌ انقلابي‌ و تندروي‌ كه‌ در گيلان‌ تشكيل‌ شده‌ بود منحل‌ گرديد و پيشه‌وري‌ نيز به‌ اتحاد شوروي‌ باز گشت‌ (پيشه‌وري‌، آخرين‌ سنگر آزادي‌، مقدمة‌ رئيس‌نيا، ص‌ 45 ـ 47). وي‌ در مدت‌ اقامت‌ خود در باكو روزنامة‌ اَكينجي‌ (زارع‌) را منتشر مي‌كرد (منشور گركاني‌، ص‌ 229).در خلال‌ مرحلة‌ جديدي‌ از فعاليتهاي‌ كمونيستي‌ كه‌ در پي‌ خاتمة‌ نهضت‌ جنگل‌ و خروج‌ نيروهاي‌ شوروي‌ از ايران‌ آغاز شد ــ يعني‌ مرحله‌اي‌ كه‌ در آن‌، با توجه‌ به‌ تفاهم‌ ايران‌ و شوروي‌، سهم‌ چشمگيري‌ نيز براي‌ امكان‌ فعاليتهاي‌ علني‌ منظور شده‌ بود ــ پيشه‌وري‌ در اواسط‌ 1300 ش‌ از طريق‌ خراسان‌ به‌ ايران‌ بازگشت‌ و بعد از مدتي‌ به‌ هيئت‌ تحريرية‌ روزنامة‌ حقيقت‌ ، ارگان‌ اتحادية‌ عمومي‌ كارگران‌ ايران‌، پيوست‌. اين‌ روزنامه‌ از دي‌ 1300 تا تير 1301 در تهران‌ منتشر مي‌شد و با مشي‌ متمايل‌ به‌ چپ‌، يكي‌ از مهمترين‌ نشريات‌ سياسي‌ عصر خود بود و پيشه‌وري‌ در نگارش‌ مقالات‌ آن‌ سهم‌ عمده‌اي‌ داشت‌ (پيشه‌وري‌، آخرين‌ سنگر آزادي‌، مقدمة‌ رئيس‌نيا، ص‌ 1 ـ 2، 47؛ فعاليتهاي‌ كمونيستي‌ در دورة‌ رضاشاه‌، همانجا).با توقيف‌ حقيقت‌ در اوايل‌ تير 1301، و اصولاً با خاتمه‌ يافتن‌ اين‌ دوره‌ از فعاليتهاي‌ كمونيستي‌ در ايران‌ به‌ دليل‌ تضييقات‌ فزايندة‌ دولتي‌، پيشه‌وري‌ در اواسط‌ همان‌ سال‌ به‌ باكو مراجعت‌ كرد. وي‌ در رشته‌ بازجوييهايي‌ كه‌ چندي‌ بعد در تهران‌ از او به‌ عمل‌ آمد در توصيف‌ تحولات‌ اين‌ دوره‌ اظهار داشت‌ كه‌ بعد از تعطيل‌ حقيقت‌ و تحمل‌ دو سه‌ ماه‌ بيكاري‌ مجبور شده‌ است‌ كه‌ به‌ بادكوبه‌ (باكو) برود و در آنجا به‌ شغل‌ معلمي‌ بپردازد و در 1927 (1306 ش‌) به‌ دليل‌ تمايل‌ همسرش‌ به‌ بازگشت‌، همچنين‌ نارضايي‌ از وضع‌ ايرانيها در بادكوبه‌، به‌ ايران‌ بازگشته‌ است‌ ( فعاليتهاي‌ كمونيستي‌ در دورة‌ رضاشاه‌، همانجا). نكته‌اي‌ كه‌ طبيعتاً در اين‌ بازجوييها بيان‌ نشده‌ بود آن‌ بود كه‌ در 1306 ش‌، با تشكيل‌ دومين‌ كنگرة‌ حزب‌ كمونيست‌ ايران‌ در شوروي‌ و براساس‌ مصوبات‌ اين‌ كنگره‌ براي‌ سازماندهي‌ مجدد فعاليتهاي‌ صنفي‌ و سياسي‌ در ايران‌، پيشه‌وري‌ نيز كه‌ گفته‌ مي‌شود مجدداً به‌ سمت‌ «دبيري‌ كميتة‌ مركزي‌ و مسئول‌ تشكيلات‌ حزب‌ در تهران‌» انتخاب‌ شده‌ بود (كيانوري‌، ص‌ 116، پانويس‌) رهسپار ايران‌ گرديده‌ بود.پيشه‌وري‌ پس‌ از مدت‌ زماني‌ اقامت‌ در بارفروش‌ (بابل‌)، احتمالاً در زمستان‌ 1306 ش‌، به‌ تهران‌ آمد و تا اوايل‌ 1308 ش‌ مديريت‌ كتابخانة‌ ] =كتابفروشي‌ [ فروردين‌ را بر عهده‌ داشت‌. آنگاه‌ در اواخر تابستان‌ همان‌ سال‌ در مدرسة‌ شوروي‌ به‌ عنوان‌ معلم‌ استخدام‌ شد. در پي‌ شناسايي‌ شبكه‌هاي‌ كمونيستي‌ در ايران‌ در 1309ش‌، او نيز مانند تعداد ديگري‌ از همكارانش‌ در دي‌ همان‌ سال‌ دستگير و بازجويي‌ شد. وي‌ بالاخره‌ پس‌ از هشت‌ سال‌ بلاتكليفي‌ در اواخر 1318 ش‌ محاكمه‌ و به‌ اتهام‌ قبول‌ عضويت‌ فرقة‌ اشتراكي‌ و تبليغ‌ مرام‌ آن‌ به‌ ده‌ سال‌ حبس‌ مجرد و سه‌ سال‌ حبس‌ تأديبي‌ محكوم‌ گرديد ( فعاليتهاي‌ كمونيستي‌ در دورة‌ رضاشاه‌ ، ص‌ 112 ـ 122، 173 ـ 174؛ براي‌ اطلاع‌ از خاطرات‌ پيشه‌وري‌ در زندان‌ رجوع كنيد به يادداشتهاي‌ زندان‌) . اندك‌ زماني‌ قبل‌ از حوادث‌ شهريور1320، پيشه‌وري‌ بعد از گذراندن‌ دورة‌ ده‌ سالة‌ محكوميت‌ در 1319ش‌ از زندان‌ آزاد و به‌ كاشان‌ تبعيد شد، ولي‌ در پي‌ سقوط‌ رضاشاه‌ او نيز مانند بسياري‌ از ديگر محكومان‌ سياسي‌ از نو پا به‌ عرصة‌ تحولات‌ سياسي‌ كشور نهاد ( گذشته‌، چراغ‌ راه‌ آينده‌ است‌، ص‌ 272 ـ 273). با آنكه‌ پيشه‌وري‌ از اعضاي‌ مؤسس‌ حزب‌ توده‌ * در نشست‌ مهر 1320 بود و در تدوين‌ نخستين‌ مرامنامة‌ حزبي‌ سهمي‌ عمده‌ داشت‌، ظاهراً به‌ علت‌ سوابق‌ اختلافات‌ سياسي‌ با تعدادي‌ از ديگر سران‌ حزب‌ كه‌ به‌ دسته‌بنديهاي‌ دروني‌ حزب‌ كمونيست‌ در سالهاي‌ نخست‌ دهة‌ 1300ش‌ و اختلاف‌ نظرهاي‌ بعدي‌ در زندان‌ بازمي‌گشت‌، فعاليت‌ حزبي‌ چشمگيري‌ نداشت‌ (اسكندري‌، ص‌ 125؛ كيانوري‌، ص‌ 115 ـ 117). در اين‌ دوره‌ وي‌ از نو به‌ روزنامه‌ نگاري‌، كه‌ در آن‌ تبحر داشت‌، روي‌ آورد و روزنامة‌ آژير را تأسيس‌ كرد كه‌ نخستين‌ شمارة‌ آن‌ در اول‌ خرداد 1322 منتشر شد. آژير اگرچه‌ از لحاظ‌ مرام‌ و مسلك‌ در زمرة‌ جرايد چپ‌ آن‌ دوره‌ محسوب‌ مي‌شد، از لحاظ‌ محتوايي‌ بيش‌ از آن‌ كه‌ به‌ طيف‌ جرايد حزبي‌ توده‌ شباهت‌ داشته‌ باشد، روزنامه‌اي‌ بود در طراز جرايد چپ‌ غيرحزبي‌. احتمالاً يكي‌ از دلايل‌ دوري‌ بيش‌ از پيش‌ پيشه‌وري‌ از حزب‌ توده‌ نيز خط‌ مشيي‌ بود كه‌ در آژير پيش‌ گرفته‌ بود؛ كما اينكه‌ در خلال‌ تشكيل‌ نخستين‌ كنگرة‌ حزب‌ توده‌ در اوايل‌ مرداد 1323، با طرح‌ موضوع‌ مقاله‌اي‌ كه‌ وي‌ به‌ مناسبت‌ مرگ‌ رضاشاه‌ نوشته‌ بود و نيز به‌ علت‌ اختلاف‌ نظرهاي‌ قبلي‌ او با عده‌اي‌ از سران‌ حزب‌، از حضور وي‌ به‌ عنوان‌ يكي‌ از نمايندگان‌ منتخب‌ حزب‌ در اين‌ كنگره‌ جلوگيري‌ شد (آوانسيان‌، ص‌ 297ـ 298؛ جودت‌، ص‌ 164؛ كيانوري‌، همانجا).در انتخابات‌ دورة‌ چهاردهم‌ مجلس‌ شوراي‌ ملي‌ پيشه‌وري‌ به‌نمايندگي‌ از تبريز انتخاب‌ شد، ولي‌ به‌ دليل‌ مخالفت‌ نمايندگان‌ محافظه‌كار مجلس‌ و همراهي‌ برخي‌ از نمايندگان‌ حزب‌ توده‌ با اين‌ مخالفت‌، اعتبارنامة‌ وي‌ به‌ تصويب‌ نرسيد و وي‌ به‌ مجلس‌ راه‌ نيافت‌ (اسكندري‌، ص‌ 383 ـ 384؛ كشاورز، ص‌ 34).در مراحل‌ پاياني‌ جنگ‌ دوم‌ جهاني‌، اتحاد جماهير شوروي‌ براي‌ تثبيت‌ و توسعة‌ نفوذ و اقتدار سياسي‌ خود، به‌ مثابة‌ يكي‌ از فاتحان‌ اصلي‌ جنگ‌، در روابط‌ خارجي‌ خود خط‌ مشي‌ جديدي‌ اتخاذ كرد. اين‌ خط‌ مشي‌ جديد كه‌ در سطح‌ مناسبات‌ بين‌المللي‌ به‌ سرآغاز جنگ‌ سرد شهرت‌ يافت‌، در روابط‌ ايران‌ و شوروي‌ خود را به‌ صورت‌ سياست‌ توسعه‌طلبانه‌اي‌ نشان‌ داد كه‌ با تقاضاي‌ دولت‌ شوروي‌ براي‌ اخذ امتياز نفت‌ شمال‌ در پاييز 1323 ش‌ شروع‌ شد و در پي‌ امتناع‌ ايران‌ از گردن‌ نهادن‌ به‌ چنين‌ خواسته‌اي‌، با امتناع‌ شوروي‌ از فراخواندن‌ نيروهايش‌ از مناطق‌ شمالي‌ ايران‌ پس‌ از پايان‌ جنگ‌، به‌ گونه‌اي‌ كه‌ در پيمان‌ سه‌ جانبة‌ بهمن‌ 1320 تعهد كرده‌ بود، و تأسيس‌ يك‌ رشته‌ حكومتهاي‌ خودمختار در آذربايجان‌ و كردستان‌، به‌ نقطة‌ اوج‌ خود رسيد (خامه‌اي‌، ص‌ 423 ـ 424؛ فاوست‌، ص‌ 47 ـ 59). يكي‌ از بازيگران‌ اصلي‌ اين‌ رشته‌ تحولات‌ پيشه‌وري‌ بود كه‌ در اوايل‌ شهريور 1324 به‌ تبريز رفت‌ و همراه‌ با تني‌ چند از ديگر فعالان‌ سياسي‌ آذربايجاني‌، در 12 شهريور تأسيس‌ فرقة‌ دموكرات‌ آذربايجان‌ را اعلان‌ داشت‌. اختيارات‌ گسترده‌تر محلي‌ از لحاظ‌ اداري‌، تدريس‌ زبان‌ تركي‌ در مدارس‌ در كنار زبان‌ فارسي‌ و اصلاحات‌ ارضي‌ و اقتصادي‌ از جمله‌ مهمترين‌ خواسته‌هايي‌ بود كه‌ در توضيح‌ اهداف‌ و خواسته‌هاي‌ اين‌ تشكل‌ جديد سياسي‌ عنوان‌ شده‌ بود (آذربايجان‌ دموقرات‌ فرقه‌سي‌، ص‌ 1 ـ 10).همزمان‌ با پشتيباني‌ آشكار نيروهاي‌ نظامي‌ شوروي‌ از اين‌ حركت‌، و جلوگيري‌ قواي‌ محلي‌ از ورود نيروهاي‌ انتظامي‌ مركز به‌ آذربايجان‌، فرقة‌ دموكرات‌ آذربايجان‌، مجلسي‌ موسوم‌ به‌ كنگرة‌ خلق‌ آذربايجان‌ تشكيل‌ داد. كنگرة‌ مزبور در 30 آبان‌ 1324، برخلاف‌ مصوبة‌ مجلس‌ شوراي‌ ملي‌ كه‌ برگزاري‌ انتخابات‌ را به‌ خروج‌ نيروهاي‌ بيگانه‌ از كشور موكول‌ كرده‌ بود، دستور داد كه‌ براي‌ تشكيل‌ مجلس‌ ملي‌ و در نهايت‌ حكومت‌ ملي‌ آذربايجان‌، انتخاباتي‌ به‌ عمل‌ آيد. اعلام‌ تشكيل‌ حكومت‌ ملي‌، نخستين‌ اقدام‌ اين‌ مجلس‌ در 21 آذر همان‌ سال‌ بود كه‌ پيشه‌وري‌ در مقام‌ نخست‌وزيري‌ در رأس‌ آن‌ قرار داشت‌ ( رجوع كنيد به گذشته‌، چراغ‌ راه‌ آينده‌ است‌، ص‌ 283 ـ 309).پس‌ از رشته‌ تلاشهايي‌ در دو سطح‌ داخلي‌ و خارجي‌، كه‌ تشكيل‌ دولت‌ قوام‌السلطنه‌ در بهمن‌ 1324 و خط‌ مشي‌ جديد او در حل‌ مسالمت‌آميز اين‌ مسائل‌ از طريق‌ تشكيل‌ يك‌ كابينة‌ اصلاح‌طلب‌ و مذاكره‌ با فرقة‌ دموكرات‌ از مهمترين‌ وجوه‌ داخلي‌ آن‌ بود، و طرح‌ دعواي‌ ايران‌ بر ضد تداوم‌ حضور نيروهاي‌ نظامي‌ شوروي‌ در آذربايجان‌ در شوراي‌ امنيت‌ سازمان‌ ملل‌، و در عين‌ حال‌ وعدة‌ اعطاي‌ امتياز نفت‌ شمال‌ به‌ شوروي‌، از مهمترين‌ وجوه‌ خارجي‌ آن‌ محسوب‌ مي‌شد، در اوايل‌ بهار 1325ش‌ دولت‌ شوروي‌ با فراخواندن‌ نيروهايش‌ از شمال‌ و شمال‌ غرب‌ ايران‌ موافقت‌ كرد و بدين‌ ترتيب‌ زمينة‌ حل‌ و فصل‌ نهايي‌ اين‌ مسئله‌ فراهم‌ شد (خامه‌اي‌، ص‌ 425ـ433، 480ـ 482؛ فاوست‌، ص‌ 105 ـ 110). از اين‌ مرحله‌ به‌ بعد بود كه‌ پيشه‌وري‌، چه‌ در طول‌ سفري‌ كه‌ در ارديبهشت‌ براي‌ مذاكره‌ با مقامات‌ تهران‌ به‌ عمل‌ آورد و چه‌ در مراحل‌ بعد (اواخر خرداد) كه‌ در ادامة‌ اين‌ مذاكرات‌ هيئت‌ اعزامي‌ تهران‌ را پذيرفت‌، در اين‌ مجموعه‌ تحولات‌ نقش‌ شاخصتري‌ را احراز كرد (خامه‌اي‌، ص‌ 480 ـ 482).در خلال‌ اقدامات‌ نظامي‌ دولت‌ براي‌ استقرار واحدهاي‌ نظامي‌ در آذربايجان‌ و اعادة‌ حاكميت‌ مركز بر اين‌ نقاط‌، در نيمة‌ دوم‌ آذر 1325 تشكيلات‌ فرقة‌ دموكرات‌ آذربايجان‌ متلاشي‌ گرديد و پيشه‌وري‌ كه‌ در 19 آذر رهبري‌ فرقه‌ را به‌ محمد بي‌ريا واگذار كرده‌ بود ( رجوع كنيد به گذشته‌، چراغ‌ راه‌ آينده‌ است‌، ص‌440 ـ 442) چند روز قبل‌ از فروپاشي‌ كامل‌ فرقة‌ دموكرات‌، همراه‌ با تني‌ چند از ديگر سران‌ فرقه‌ و انبوهي‌ از فعالان‌ اين‌ حركت‌ كه‌ بتدريج‌ و تا چند روز بعد به‌ نحو گسترده‌اي‌ بر تعداد آنها افزوده‌ شد، به‌ شوروي‌ پناهنده‌ شد و در باكو مستقر گرديد (بياني‌، ص‌ 713 ـ 718).يأس‌ ناشي‌ از شكست‌ و تنديهاي‌ حاصل‌ از آن‌، كه‌ رويارويي‌ لفظي‌ پيشه‌وري‌ و ميرجعفر باقراُف‌، صدر وزيران‌ جمهوري‌ آذربايجان‌ شوروي‌، در باب‌ علل‌ شكست‌ فرقة‌ دموكرات‌ يكي‌ از نمونه‌هاي‌ مشهور آن‌ است‌ (جهانشاه‌لوي‌ افشار، بخش‌ 2، ص‌10 ـ 11)، چنان‌ وسيع‌ و دامنه‌دار بود كه‌ وقتي‌ در 20 تير 1326 پيشه‌وري‌ در يك‌ حادثة‌ رانندگي‌ جان‌ باخت‌، احتمال‌ غيرتصادفي‌ بودن‌ اين‌ حادثه‌ و دست‌ داشتن‌ ميرجعفر باقراُف‌ در آن‌ به‌ صورتي‌ جدي‌ مطرح‌ شد (همان‌، بخش‌ 2، ص‌ 34ـ37؛ نظري‌، ص‌ 303 ـ 304).نيز رجوع كنيد به دموكراتِ آذريجان‌ * ، فرقه‌.منابع‌: آذربايجان‌ دموقرات‌ فرقه‌سي‌، شهريورين‌ اون‌ ايكي‌ سي‌، 1324ـ 1325: آذربايجان‌ دموقرات‌ فرقه‌سنين‌ برنجي‌ ايل‌ دونومي‌ مناسبتيله‌ ، تبريز: مركزي‌ تبليغات‌ شعبه‌سنين‌ نشريه‌سي‌، 1325ش‌؛ اردشير آوانسيان‌، خاطرات‌، تهران‌ 1376 ش‌؛ ايرج‌ اسكندري‌، خاطرات‌ سياسي‌، چاپ‌ علي‌ دهباشي‌، تهران‌ 1368ش‌؛ خانبابا بياني‌، غائلة‌ آذربايجان‌ ، تهران‌ 1375ش‌؛ حسين‌ جودت‌، «اختلاف‌ دروني‌ حزب‌ توده‌: از آغاز تا انقلاب‌»، در سياست‌ و سازمان‌ حزب‌ توده‌ از آغاز تا فروپاشي‌ ، ج‌ 1، تهران‌: موسسة‌ مطالعات‌ و پژوهشهاي‌ سياسي‌، 1370ش‌؛ نصرت‌الله‌ جهانشاه‌لوي‌ افشار، سرگذشت‌ ما و بيگانگان‌ ، بخش‌ 2، ] لندن‌ [ : انتشارات‌ مرد امروز، 1367ش‌؛ ميرجعفر پيشه‌وري‌، آخرين‌ سنگر آزادي‌: مجموعه‌ مقالات‌ ، به‌ كوشش‌ رحيم‌ رئيس‌نيا، تهران‌ 1377ش‌؛ همو، يادداشتهاي‌ زندان‌ ، ] بي‌جا، بي‌تا. [ ؛ انور خامه‌اي‌، خاطرات‌ سياسي‌ ، تهران‌ 1372ش‌؛ علي‌ زيبائي‌، كمونيزم‌ در ايران‌، يا، تاريخ‌ مختصر فعاليت‌ كمونيستها در ايران‌ ، تهران‌ 1344ش‌؛ لوئيز لسترينج‌ فاوست‌، ايران‌ و جنگ‌ سرد: بحران‌ آذربايجان‌ ( 25ـ 1324 )، ترجمة‌ كاوه‌ بيات‌، تهران‌ 1373ش‌؛ ابراهيم‌ فخرائي‌، سردار جنگل‌: ميرزاكوچك‌خان‌، تهران‌ 1354ش‌؛ فعاليتهاي‌ كمونيستي‌ در دورة‌ رضاشاه‌: 1300ـ1310، به‌ كوشش‌ كاوه‌ بيات‌، تهران‌ 1370ش‌؛ فريدون‌ كشاورز، من‌ متهم‌ مي‌كنم‌ كميتة‌ مركزي‌ حزب‌ تودة‌ ايران‌ را ، ] تهران‌ 1357ش‌ [ ؛ نورالدين‌ كيانوري‌، خاطرات‌ نورالدين‌ كيانوري‌ ، تهران‌ 1372ش‌؛ گذشته‌، چراغ‌ راه‌ آينده‌ است‌ ، ويراستار: بيژن‌ نيك‌ بين‌، تهران‌ 1362ش‌؛ حبيب‌ لاجوردي‌، اتحاديه‌هاي‌ كارگري‌ و خودكامگي‌ در ايران‌ ، ترجمة‌ ضياء صدقي‌، تهران‌ 1369ش‌؛ محمدعلي‌ منشورگركاني‌، رقابت‌ شوروي‌ و انگليس‌ در ايران‌: از 1296 تا 1306 خورشيدي‌، تهران‌ 1368ش‌؛ حسن‌ نظري‌، گماشتگي‌هاي‌ بدفرجام‌ ، تهران‌ 1376ش‌.
نظر شما
ایمیل ایمیل
مولفان

كاوه‌ بيات‌

حوزه موضوعی
رده های موضوعی
جلد 5
تاریخ چاپ
وضعیت انتشار
  • چاپ نشده