پیشکوه‌
معرف
قه‌اي‌ تاريخي‌ در جنوب‌ غربي‌ ايران‌، در مشرق‌ كبيركوه‌ و كمابيش‌ مطابق‌ با استان‌ لرستان‌ امروزي‌
متن
پيشكوه‌ ، منطقه‌اي‌ تاريخي‌ در جنوب‌ غربي‌ ايران‌، در مشرق‌ كبيركوه‌ و كمابيش‌ مطابق‌ با استان‌ لرستان‌ امروزي‌. رشته‌ كوه‌ كبيركوه‌ * آن‌ را از پشتكوه‌ * جدا مي‌كند. از قرن‌ سيزدهم‌، قسمت‌ شرقي‌ لرستان‌ قديم‌ پيشكوه‌ ناميده‌ شده‌ است‌.پيشكوه‌ را مي‌توان‌ به‌ پيشكوه‌ شرقي‌ مشتمل‌ بر دشتهاي‌: اَليشتَر، خرّم‌آباد، خاوه‌، چَواري‌ تا هَرْسين‌؛ و پيشكوه‌ غربي‌ مشتمل‌ بر هُلِيلان‌، رودبار، سِيمَره‌، سركناب‌ تا شيروان‌ تقسيم‌ كرد. پيشكوه‌ عمدتاً كوهستاني‌ و داراي‌ مراتع‌ طبيعي‌ است‌ و رودهاي‌ كشكان‌ و سيمره‌ در آن‌ جريان‌ دارند. اين‌ منطقه‌ از طريق‌ گردنه‌هاي‌ كوچك‌ (در كبيركوه‌) به‌ پشتكوه‌ راه‌ دارد و سكونتگاه‌ طوايف‌ لُر، كرد، لك‌ و عمله‌ و تيره‌هاي‌ ديگر عرب‌ و سادات‌ است‌. بيشتر اين‌ طوايف‌ امروزه‌ آبادي‌نشين‌ شده‌اند و ظاهراً سكونت‌ آنان‌ از اوايل‌ دورة‌ رضاشاه‌ آغاز شده‌ است‌ (مينورسكي‌، ص‌25؛ كريمي‌، 1316ش‌، ص‌27ـ 28، 76ـ77، 166ـ 168؛ همو، 1329ش‌، ص‌147؛ ايزدپناه‌، ج‌1، ص‌15؛ راولينسون‌ ، ص‌152؛ شهبازي‌، ص‌134).ظاهراً منطقة‌ پيشكوه‌ كمابيش‌ با ولايت‌ قديمي‌ و تاريخي‌ مِهرَجانْ قذَق‌ * و شهر قديمي‌ سيمره‌ * واقع‌ در ايالت‌ جبال‌ (عراق‌ عجم‌) مطابق‌ بوده‌ است‌ و قوم‌ كاسيان‌ در دشتهاي‌ آن‌ مي‌زيسته‌اند. شهر تاريخي‌ ماداكتو (از پايتختهاي‌ عيلاميان‌ در كنار رود سيمره‌) و شهر قديمي‌ شاپورخاست‌ * (نزديك‌ خرّم‌آباد امروزي‌) در اين‌ منطقه‌ قرار داشته‌ است‌ (ايزدپناه‌، ج‌1، ص‌67؛ راولينسون‌، ص‌67؛ نيز رجوع كنيد به مسعودي‌، ص‌49؛ مجمل‌ التواريخ‌ والقصص‌ ، ص‌64؛ دايرة‌المعارف‌ فارسي‌ ، ذيل‌ «ماداكتو»، «مهرجان‌ قذق‌»).در دورة‌ مغول‌، پيشكوه‌ و پشتكوه‌ به‌ لُر كوچك‌ معروف‌ بود. در قرن‌ دهم‌ اين‌ دو منطقه‌ «لرستان‌ فيلي‌» نام‌ گرفت‌ و ادارة‌ پيشكوه‌ در دست‌ واليان‌ لرستان‌ بود (مينورسكي‌، ص‌ 13؛ رجبي‌، ص‌98ـ99؛ ميرزا سميعا، ص‌4؛ راولينسون‌، ص‌ 51). در دورة‌ قاجار، واليان‌ پشتكوه‌ عهده‌دار ادارة‌ پيشكوه‌ بودند و قلعة‌ فلك‌الافلاك‌ خرّم‌آبادِ پيشكوه‌، مركز حكومت‌ آنان‌ (تا زمان‌ فتحعلي‌شاه‌) بود. پس‌ از چندي‌، حكومت‌ اين‌ منطقه‌ به‌ حاكم‌ كرمانشاه‌ محول‌ شد (راد، ص‌191؛ راولينسون‌، ص‌51 ـ52؛ ساكي‌، ص‌ 4ـ 5؛ رجبي‌، ص‌98). پيشكوه‌ در دورة‌ قاجار مركز آشوبهاي‌ پي‌ در پي‌ (بويژه‌ درگيريهاي‌ طايفه‌اي‌) بود كه‌ تا اواخر اين‌ دوره‌ و حتي‌ مدتي‌ پس‌ از آن‌ نيز ادامه‌ داشت‌.راولينسون‌ كه‌ در 1252/1836 به‌ اين‌ منطقه‌ سفر كرده‌ بود، مرز ميان‌ دو منطقة‌ پيشكوه‌ و پشتكوه‌ را صحراي‌ لُرت‌/ لورت‌ (در كنار رود سيمره‌ با خرابه‌هايي‌ از دوران‌ اشكاني‌ و ساساني‌) و رود سيمره‌ ذكر كرده‌ است‌ (ص‌64). وي‌ مي‌نويسد كه‌ طوايف‌ بزرگ‌ پيشكوه‌، خان‌ بزرگ‌ نداشتند و امور هر طايفه‌ با چهار يا پنج‌ توشمال‌ (كدخدا) اداره‌ مي‌شد. وي‌ تعداد خانوار پيشكوه‌ را سي‌ و هشت‌ هزار و ماليات‌ آنجا را چهل‌هزار تومان‌ ذكر كرده‌ است‌ (ص‌152، 154). به‌ نوشتة‌ كرزن‌، در 1310 اين‌ منطقه‌ مستقيماً زير نظر حكومت‌ مركزي‌ اداره‌ مي‌شد (ج‌2، ص‌330ـ331). در اين‌ دوره‌ تجارت‌ اسلحه‌ و مهمات‌ بيشتر از هر چيز ديگر در پيشكوه‌ رواج‌ داشت‌ (آريا لرستاني‌، ص‌105).در زمان‌ جنگ‌ جهاني‌ اول‌ نيز انگليسيها به‌ سبب‌ ناامني‌ منطقه‌ موفق‌ به‌ مساحي‌ پيشكوه‌ و بالاگريوه‌ نشدند (گابريل‌، ص‌372). در همين‌ دوره‌، در پي‌ پيشروي‌ روسها به‌ بخشهايي‌ از مغرب‌ ايران‌ و لرستان‌، طوايفي‌ از پيشكوه‌ و پشتكوه‌ توانستند آنها را تا قزوين‌ عقب‌ برانند (ايزدپناه‌، ج‌1، ص‌303).در 1296/ 1258ش‌ سياح‌ محلاتي‌ وضع‌ اهالي‌ اين‌ منطقه‌ را بسيار بد توصيف‌ كرده‌ است‌ (ص‌224ـ225). ظاهراً اخذ مالياتهاي‌ سنگين‌ از سوي‌ واليان‌ تأثير نامطلوبي‌ بر نحوة‌ زندگي‌ اهالي‌ آنجا داشته‌ است‌ كه‌ از جملة‌ آن‌ مالياتها مي‌توان‌ به‌ «تش‌ شماري‌» و «شاخ‌ شماري‌» اشاره‌ كرد (لمتون‌ ، ص‌509 ـ510).به‌ نوشتة‌ گارثويت‌ در 1302ش‌، جمعيت‌ لُرهاي‌ پيشكوه‌، پشتكوه‌ و بالاگريوه‌ را 702 ، 36 خانوار تخمين‌ زده‌ بودند؛ او يادآور شده‌است‌ كه‌ زبان‌، سياست‌، اقتصاد، اعتقادات‌ و نيز جغرافياي‌ آنها از ايلهاي‌ ديگر جداست‌ (ص‌46).در 1313ش‌، در دورة‌ رضاشاه‌، مساحي‌ از تمام‌ نواحي‌ پيشكوه‌ آغاز شد و براون‌ تعدادي‌ از نقاط‌ مهم‌ را با مختصات‌ رياضي‌ مشخص‌ كرد (گابريل‌، ص‌372). اخذ ماليات‌ نيز در اين‌ دوره‌ رو به‌ زوال‌ گذاشت‌؛ هرچند كه‌ پس‌ از كنار رفتن‌ رضاشاه‌ از حكومت‌ و نفوذ خانهاي‌ عشاير تا مدتي‌ اين‌ مالياتها از مردم‌ دريافت‌ مي‌شد ( رجوع كنيد به لمتون‌، ص‌509ـ510). در 1315ش‌، درپي‌ تصميماتي‌ براي‌ احداث‌ جاده‌ و ساكن‌ كردن‌ عشاير پيشكوه‌، درگيريهايي‌ ميان‌ ارتش‌ رضاشاه‌ و عشاير به‌ وجود آمد كه‌ به‌ كشته‌ شدن‌ شماري‌ از عشاير لُر، به‌ دست‌ نظاميان‌ به‌ فرماندهي‌ سپهبد اميراحمدي‌، منجر شد (داگلاس‌، ص‌ 170ـ176).در اواخر سدة‌ سيزدهم‌ تا چند دهة‌ اول‌ سدة‌ چهاردهم‌ شمسي‌ (نيمة‌ اول‌ سدة‌ بيستم‌) منطقة‌ پيشكوه‌ هدفي‌ مطلوب‌ براي‌ محققان‌ تاريخ‌ قديم‌ و باستان‌شناسان‌ اروپايي‌ به‌ شمار مي‌رفت‌ و طي‌ اين‌ دوره‌ اشيائي‌ از دورة‌ ماقبل‌ تاريخ‌ و هزاره‌هاي‌ پيش‌ و پس‌ از ميلاد به‌ دست‌ آمد. ازينرو اروپاييان‌ بسياري‌ چون‌ دمرگان‌ ، هرتسفلد (در 1343ش‌/ 1925)، گدار (در 1309 ش‌/ 1930)، استارك‌ (در 1311ش‌/ 1932)، اشميت‌ (در 1313ـ1317ش‌/ 1934ـ 1938)، استاين‌ (در 1315ش‌/ 1936) و فيلد (در 1339ش‌/ 1960) براي‌ كاوشهاي‌ باستان‌شناختي‌ به‌ اين‌ منطقه‌ سفر كردند. در اين‌ كاوشها تعداد زيادي‌ آثار و اشياي‌ باستاني‌ بدست‌ آمد و كتابهايي‌ تأليف‌ شد كه‌ به‌ عنوان‌ منابع‌ معتبر تحقيقات‌ باستانشناسي‌ در تدوين‌ تاريخ‌ ايران‌باستان‌ مورد استفاده‌ قرار گرفت‌؛ برخي‌ از اين‌ اشيا نيز از ايران‌ خارج‌ شد كه‌ در موزه‌هاي‌ معروف‌ جهان‌ نگهداري‌ مي‌شود ( رجوع كنيد به نوروززادة‌ چگيني‌، ص‌22ـ23؛ برگ‌، ص‌87 ـ97؛ گابريل‌، ص‌ 376؛ نيز رجوع كنيد به گدار و ديگران‌، ص‌210ـ214؛ استارك‌، ص‌3ـ66).نيز رجوع كنيد به لرستان‌ .منابع‌: محمدحسين‌ آريا لرستاني‌، لرستان‌ در سفرنامه‌ي‌ سياحان‌ ، تهران‌ 1376ش‌؛ فريا استارك‌، سفري‌ به‌ ديار الموت‌، لرستان‌ و ايلام‌ ، ترجمه‌ و حواشي‌ علي‌ محمد ساكي‌، تهران‌ 1364ش‌؛ حميد ايزدپناه‌، تاريخ‌ جغرافيايي‌ و اجتماعي‌ لرستان‌ ، ج‌1، تهران‌ 1376ش‌؛ لوئي‌وان‌ دن‌برگ‌، باستان‌شناسي‌ ايران‌ باستان‌ ، با مقدمة‌ رمن‌ گريشمن‌، ترجمة‌ عيسي‌ بهنام‌، تهران‌ 1345ش‌؛ ويليام‌ اورويل‌ داگلاس‌، سرزمين‌ شگفت‌انگيز و مردمي‌ مهربان‌ و دوست‌ داشتني‌ ، ترجمة‌ فريدون‌ سنجر، تهران‌ 1377ش‌؛ دايرة‌المعارف‌ فارسي‌ ، به‌ سرپرستي‌ غلامحسين‌ مصاحب‌، تهران‌ 1345ـ1374ش‌؛ ناصر راد، تاريخ‌ سرزمين‌ ايلام‌: از روزگار باستان‌ تا انقراض‌ حكومت‌ واليان‌ لرستان‌ و ايلام‌ ، تهران‌ 1374ش‌؛ هنري‌ لرزيك‌ راولينسون‌، سفرنامة‌ راولينسون‌: گذر از ذهاب‌ به‌ خوزستان‌ ، ترجمة‌ سكندر امان‌ اللهي‌ بهاروند، تهران‌ 1362ش‌؛ امين‌ رجبي‌ و صفر رجبي‌، «واليان‌ لرستان‌»، در لرستان‌نامه‌ ، ج‌1، به‌ كوشش‌ فريد قاسمي‌، خرّم‌آباد 1375ش‌؛ علي‌محمد ساكي‌، جغرافياي‌ تاريخي‌ و تاريخ‌ لرستان‌ ، خرّم‌آباد ?] 1343 [ ؛ محمدعلي‌بن‌ محمدرضا سياح‌، خاطرات‌ حاج‌ سياح‌، يا، دورة‌ خوف‌ و وحشت‌ ، چاپ‌ حميد سياح‌ و سيف‌الله‌ گلكار، تهران‌ 1359ش‌؛ عبدالله‌ شهبازي‌، مقدمه‌اي‌ بر شناخت‌ ايلات‌ و عشاير ، تهران‌ 1369ش‌؛ جرج‌ ناتانيل‌ كرزن‌، ايران‌ و قضية‌ ايران‌ ، ترجمة‌ غ‌.وحيد مازندراني‌، تهران‌ 1362ش‌؛ بهمن‌ كريمي‌، جغرافياي‌ مفصّل‌ تاريخي‌ غرب‌ ايران‌ ، تهران‌ 1316ش‌؛ همو، راههاي‌ باستاني‌ و پايتختهاي‌ قديمي‌ غرب‌ ايران‌ ، تهران‌ 1329ش‌؛ آلفونس‌ گابريل‌، تحقيقات‌ جغرافيائي‌ راجع‌ به‌ ايران‌ ، ترجمة‌ فتحعلي‌ خواجه‌ نوري‌، چاپ‌ هومان‌ خواجه‌ نوري‌، تهران‌ 1348ش‌؛ جين‌ رالف‌ گارثويت‌، تاريخ‌ سياسي‌، اجتماعي‌ بختياري‌ ، ترجمه‌ و حواشي‌ مهراب‌ اميري‌، تهران‌ 1373ش‌؛ آندره‌ گدار و ديگران‌، آثار ايران‌ ، ترجمة‌ ابوالحسن‌ سروقد مقدم‌، مشهد 1365ـ 1368ش‌؛ آن‌ كاترين‌ سواين‌ فورد لمتون‌، مالك‌ و زارع‌ در ايران‌ ، ترجمة‌ منوچهر اميري‌، تهران‌ 1345ش‌؛ مجمل‌ التواريخ‌ و القصص‌ ، چاپ‌ محمدتقي‌ بهار، تهران‌ 1318ش‌؛ علي‌بن‌ حسين‌ مسعودي‌، التنبيه‌ والاشراف‌ ، چاپ‌ دخويه‌، ليدن‌ 1967؛ ميرزا سميعا، تذكرة‌الملوك‌ ، چاپ‌ محمد دبير سياقي‌، تهران‌ 1368ش‌؛ ولاديمير فئودوروويچ‌ مينورسكي‌، لرستان‌ و لرها ، در دو سفرنامه‌ دربارة‌ لرستان‌ ، نوشتة‌ سيسيل‌ جان‌ ادموندز و بارون‌ دوبد، ترجمة‌ سكندر امان‌ اللهي‌ بهاروند و ليلي‌ بختيار، تهران‌ 1362ش‌؛ ناصر نوروززادة‌ چگيني‌، «هيأت‌ هلمز: نخستين‌ فعاليتهاي‌ باستان‌شناسي‌ در لرستان‌»، در لرستان‌نامه‌ .
نظر شما
ایمیل ایمیل
مولفان

معصومه‌ بادنج‌

حوزه موضوعی
رده های موضوعی
جلد 5
تاریخ چاپ
وضعیت انتشار
  • چاپ نشده