پیشکش‌
معرف
ه‌اي‌ معمولاً از مقامي‌ پايين‌تر به‌ مقامي‌ والاتر
متن
پيشكش‌ ، هديه‌اي‌ معمولاً از مقامي‌ پايين‌تر به‌ مقامي‌ والاتر. به‌ عنوان‌ يك‌ اصطلاح‌ ديواني‌ به‌ ماليات‌ «منظم‌» (پيشكش‌ مستمرّي‌) و ماليات‌ مورديِ وضع‌ شده‌اي‌ اطلاق‌ مي‌شود كه‌ فرمانروايان‌ بر حاكمان‌ ولايات‌ و ديگران‌مقرّر مي‌ساختند و يا مالياتي‌ كه‌ حاكمان‌ و مأموران‌ در مسند قدرت‌ بر اتباع‌ خود تحميل‌ مي‌كردند. تقديم‌ هدايا به‌ فرمانروايان‌ و ديگران‌ از دوره‌هاي‌ نخستين‌ شناخته‌ شده‌ بود ( رجوع كنيد به بيهقي‌، ص‌655، 679، 705، 734ـ735، 789، 815). با افزايش‌ باج‌ و خراج‌ در حكومت‌ ايلخانان‌، تقديم‌ هدايا به‌ حاكم‌ و سرداران‌ او به‌ مالياتي‌ موردي‌ تبديل‌ شد كه‌ بيشتر با اصطلاحاتي‌ همچون‌ ساوُري‌ و تُزغو معروف‌ است‌ تا پيشكش‌ ( رجوع كنيد به دورفر ، ج‌ 1، ص‌ 335). در حكومت‌ تيموريان‌ و سلسله‌هاي‌ تركمان‌، اصطلاح‌ پيشكش‌ براي‌ چنين‌ مالياتهايي‌ معمول‌ بوده‌ است‌. پيشكش‌ به‌ طور گروهي‌ بر جمعيت‌ يك‌ ناحيه‌ (پيشكش‌ جمعي‌) و يا به‌ صورت‌ فردي‌ (پيشكش‌ غير جمعي‌) مقرّر مي‌شده‌ است‌ ( رجوع كنيد به مدرسي‌ طباطبائي‌، ص‌103، 115، 126). در دورة‌ صفويان‌ نيز پيشكش‌ هم‌ به‌ صورت‌ مالياتي‌ كه‌ بر اساسي‌ منظم‌ پرداخت‌ مي‌شد و هم‌ به‌ عنوان‌ مالياتي‌ موردي‌ منبع‌ درآمد مهمي‌ را تشكيل‌ مي‌داد. يك‌ منشي‌ دبيرخانة‌ سلطنتي‌ (دفترخانه‌)، معروف‌ به‌ پيشكش‌نويس‌، تعداد و ارزش‌ پيشكشها را ثبت‌ مي‌كرد. اين‌ منصب‌ تا نيمة‌ دوم‌ قرن‌ سيزدهم‌/ نوزدهم‌ نيز وجود داشت‌ ( رجوع كنيد به اوزلي‌ ، ج‌ 2، ص‌172ـ173). حاكمان‌ ولايتي‌ هنگام‌ انتصاب‌ خود، و از آن‌ پس‌ ساليانه‌، در نوروز * ( رجوع كنيد به رهربرن‌ ، ص‌92) پيشكش‌ مي‌دادند.صاحبان‌ تيول‌ و سيورغال‌، مگر در مواردي‌ كه‌ از معافيت‌ برخوردار مي‌شدند، و نيز رؤساي‌ گروههاي‌ اهل‌ ذمّه‌، موظف‌ به‌ پرداختِ پيشكش‌ بودند ( رجوع كنيد به اسناد در پاپازيان‌، 1956؛ همو، 1959؛ بوسه‌ ، ص‌212ـ213). همچون‌ ديگر مالياتها و درآمدها، گاه‌ براي‌ پيشكش‌ براتهايي‌ صادر و در محل‌ گردآوري‌ مي‌شد. در دستورالملوك‌ ميرزا رفيعا (انصاري‌ مستوفي‌الممالك‌) و تذكرة‌ الملوك‌ ميرزا سميعا نحوة‌ عمل‌ و نيز ماليات‌ حق‌العمل‌ و بهاي‌ پيشكشهاي‌ وضع‌ شده‌ براي‌ مناصب‌ گوناگون‌ در اواخر دورة‌ صفوي‌ آمده‌ است‌. مناسبتهاي‌ اخذ پيشكش‌ موردي‌، متعدد بود؛ از جمله‌ فتح‌ يك‌ شهر يا ناحيه‌، ختنة‌ شاهزادگان‌، ازدواج‌ افراد خانوادة‌ سلطنتي‌، «پيشرويهاي‌» سلطنتي‌ يا پيشرويهاي‌ حاكمان‌ در ايالاتشان‌. اگر شاه‌ به‌ ديدار يكي‌ از رعاياي‌ خود مي‌رفت‌، از ميزبان‌ انتظار مي‌رفت‌ كه‌ متقابلاً پيشكشي‌ به‌ شاه‌ بدهد (دومان‌ ، ص‌33). ميزان‌ معافيت‌ از پيشكش‌ در شماري‌ از اسناد ( رجوع كنيد به مدرسي‌ طباطبائي‌؛ پاپازيان‌، همانجاها) و فرمانها ( رجوع كنيد به فرمان‌ شاه‌ طهماسب‌ به‌ تاريخ‌ 932 كه‌ در مدخل‌ مسجد اميرعمادالدين‌ در كاشان‌ كنده‌ شده‌) آمده‌ است‌ (نوائي‌، ص‌509).مالياتِ پيشكش‌ «منظم‌» و پيشكش‌ موردي‌ در حكومت‌ قاجاريان‌ نيز ادامه‌ يافت‌ ( رجوع كنيد به عيسوي‌، ص‌ 366؛ نيز رجوع كنيد به قائم‌مقامي‌، ص‌215ـ216: عهدنامة‌ ميان‌ امام‌ مسقط‌ و حاكم‌ ايراني‌، مورخ‌ 1272؛ همچنين‌ رجوع كنيد به طرب‌ ناييني‌، ص‌592، 593ـ594؛ افضل‌الملك‌، ص‌391، 435). اين‌ ماليات‌ بر مردم‌ فشار سختي‌ وارد مي‌آورد ( رجوع كنيد به شل‌ ،ص‌393). انتقاد آشكار از اجراي‌ ماليات‌ پيشكش‌ مرسوم‌ نبود، اما اغلب‌ اعتراضاتي‌ بر ضد آن‌ شنيده‌ مي‌شد؛ از آن‌ جمله‌ اعتراض‌ محمد شفيع‌ قزويني‌، كلاهفروشي‌ از شهر قزوين‌، بود كه‌ در باب‌ زيانهاي‌ پيشكش‌ در عريضه‌اي‌ ميان‌ سالهاي‌ 1264ـ1266، انتقادهايي‌ كرده‌ و براي‌ اميركبير، نخستين‌ صدراعظم‌ ناصرالدين‌ شاه‌، فرستاده‌ است‌.منابع‌: غلامحسين‌بن‌مهدي‌ افضل‌الملك‌، افضل‌التواريخ‌ ، چاپ‌ منصوره‌ اتحاديه‌ و سيروس‌ سعدونديان‌، تهران‌ 1361 ش‌؛ محمد رفيع‌ انصاري‌ مستوفي‌الممالك‌، دستورالملوك‌ ، چاپ‌ محمدتقي‌ دانش‌پژوه‌، در مجلة‌ دانشكدة‌ ادبيات‌ و علوم‌ انساني‌ دانشگاه‌ تهران‌، سال‌ 15، ش‌ 5 و 6 (مرداد 1347)، سال‌ 16، ش‌ 1ـ6 (1347ـ 1348 ش‌)؛ محمدبن‌حسين‌ بيهقي‌، تاريخ‌ بيهقي‌ ، چاپ‌ علي‌اكبر فياض‌، مشهد 1350 ش‌؛ محمدجعفربن‌ محمدحسين‌ طرب‌ ناييني‌، جامع‌ جعفري‌: تاريخ‌ يزد در دوران‌ نادري‌، زندي‌ و عصر سلطنت‌ فتحعلي‌شاه‌ ، چاپ‌ ايرج‌ افشار، تهران‌ 1353 ش‌؛ چارلز عيسوي‌، ويرايشگر، تاريخ‌ اقتصادي‌ ايران‌: عصر قاجار، 1332ـ1215 ه .ق‌ ، ترجمة‌ يعقوب‌ آژند، تهران‌ 1362 ش‌؛ جهانگير قائم‌مقامي‌، يكصدوپنجاه‌ سند تاريخي‌: از جلايريان‌ تا پهلوي‌ ، تهران‌ 1348 ش‌؛ محمد شفيع‌ قزويني‌، قانون‌ قزويني‌: انتقاد اوضاع‌ اجتماعي‌ ايران‌ دورة‌ ناصري‌ ، چاپ‌ ايرج‌ افشار، تهران‌ 1370 ش‌؛ حسين‌ مدرسي‌ طباطبائي‌، فرمانهاي‌ تركمانان‌ قراقويونلو و آق‌ قويونلو ، قم‌ 1352 ش‌؛ ] ميرزا سميعا، تذكرة‌الملوك‌ ، چاپ‌ محمددبير سياقي‌، تهران‌ 1368 ش‌ [ ؛ عبدالحسين‌ نوائي‌، شاه‌ طهماسب‌ صفوي‌: مجموعة‌ اسناد و مكاتبات‌ تاريخي‌ همراه‌ با يادداشتهاي‌ تفضيلي‌ ، تهران‌ 1350 ش‌؛H.Busse, Untersuchungen zum فslamischen Kanzleiwesen, Cairo 1959; G.Doerfer, Tدrkische und mongolische Elemente im Neupersischen, Wiesbaden 1963-1975; R.Du Mans, Estat de la Perse en 1660, ed. C. Schefer, Paris 1890; A.K.S. Lambton, "P ¦ â shkash: present or tribute?", BSO [ A ] S , lVI (1993); W.Ouseley, Travels in various countries of the East, more particularly Persia, etc., London 1819; A.D. Papazyan, Persidskie dokument i Matenadarana. 1. Ukaz i , v i pusk perv i ) XV-XVI vv .), Erivan 1956; idem, Persidskie dokument i Maternadarana. 2. Ukaz i , v i puskvtoroy ( 1601-1650 ), Erivan 1959; K.Rخhrborn, Provinzen und Zentralgewalt Persiens im 16. und 17. Jahrhundert, Berlin 1966; Lady Sheil, Glimpses of life and manners in Persia, London 1856.
نظر شما
ایمیل ایمیل
مولفان

ا. ك‌. س‌. لمتون‌ ( د. اسلام‌ )

حوزه موضوعی
رده های موضوعی
جلد 5
تاریخ چاپ
وضعیت انتشار
  • چاپ نشده