پیش‌طاق‌
معرف
اً به‌معناي‌ «طاقي‌ در جلو» و در اصطلاح‌ به‌معناي‌ وروديِ باشكوه‌ بنايي‌ مهم‌
متن
پيش‌طاق‌ ، لفظاً به‌معناي‌ «طاقي‌ در جلو» و در اصطلاح‌ به‌معناي‌ وروديِ باشكوه‌ بنايي‌ مهم‌. اين‌ اصطلاح‌ به‌ جلوآمدگي‌ سازه‌ از صفحة‌ نما اطلاق‌ مي‌شود. مشخصة‌ پيش‌طاق‌ را اين‌ جلوآمدگي‌ و مفصل‌بندي‌ صفحات‌ عقبتر تا اتصال‌ آنها به‌ ورودي‌ تشكيل‌ مي‌دهد. هرچند ورودي‌ تزييني‌ در آغاز در سراسر خاورميانه‌ و هندوستان‌ به‌كار مي‌رفت‌، اما بتدريج‌ شاخصترين‌ ويژگي‌ معماري‌ ايراني‌ ـ هندي‌ شد. بنابر منابع‌ ايراني‌، پيش‌طاق‌ با دهليز عربي‌ پيوند دارد كه‌ به‌معناي‌ هشتي‌ قصر است‌ كه‌ حاكم‌ در آن‌ در مقابل‌ عامه‌ ظاهر مي‌شد (نظير عَمّان‌). اين‌ عنصر توصيف‌كنندة‌ عجايب‌ دوران‌ پيش‌ از اسلام‌، بويژه‌ طاق‌ عظيم‌ ساساني‌ (طاق‌ كسري‌' * ، سدة‌ سوم‌ ميلادي‌) در تيسفون‌ است‌ كه‌ بُحتُري‌ * آن‌ را در قرن‌ سوم‌/ نهم‌ ستوده‌ و نيز يادآور عمارات‌ سليمان‌ است‌ كه‌ باب‌ جيرون‌ به‌سبب‌ آنها شهرت‌ يافته‌ است‌ ( رجوع كنيد به سوچك‌ ). چنانكه‌ گلمبك‌ و ويلبر خاطرنشان‌ كرده‌اند، مقياس‌ اين‌ ورودي‌ بيانگر شأن‌ اجتماعي‌ بنيانگذار آن‌ است‌ (ص‌ 206ـ207) و بلندي‌ آن‌ استعارة‌ رايجي‌ براي‌ رفعت‌ و بلندمرتبگي‌ بوده‌ است‌. ورودي‌ غالباً نام‌ بنيانگذار بنا را به‌نمايش‌ مي‌گذارد.كتيبه‌هاي‌ ورودي‌ مساجد، اين‌ اماكن‌ را به‌عنوان‌ راه‌ ورود به‌ جهان‌ عبادت‌ و نهايتاً بهشت‌ معرفي‌ مي‌كنند. هيلنبراند نيز متذكر شده‌ است‌ كه‌ اين‌ وروديها در برخي‌ آرامگاههاي‌ متأخرتر نظير بسطام‌ (700) ممكن‌ است‌ اهميت‌ فرقه‌اي‌ داشته‌ باشند (1982، ص‌ 249).در دوران‌ پيش‌ از اسلام‌، طاق‌ ايوان‌ تيسفون‌ با ديوار تيغه‌اي‌ دو طرف‌ هم‌ سطح‌ است‌. پيوند اين‌ طاق‌ با اين‌ ديوارها در قصر پارتها در آسور كه‌ از الگوهاي‌ رومي‌ گرفته‌ شده‌ بود، بيش‌ از دژ هترا ] الْخَضَر، متعلق‌ به‌ همين‌ دوره‌ [ است‌. اين‌بنا سابقاً قوسي‌ مطبق‌ بر پايه‌هاي‌ قائم‌ داشت‌. اين‌ طاق‌ در طاقچه‌هاي‌ قصر بيشاپور (260 ميلادي‌)، در قاب‌ افريزهاي‌ كليدي‌ شكلي‌ در داخل‌ ستونهاي‌ چهارگوش‌ دوطرف‌ قرار دارد. دروازة‌ قصر ساسانيان‌ در دامغان‌ (6 ميلادي‌)، كه‌ اكنون‌ در موزة‌ هنر فيلادلفيا نگهداري‌ مي‌شود، دوقوس‌ هم‌ مركز را نشان‌ مي‌دهد كه‌ يكي‌ كاملاً در داخل‌ ديگري‌ تو نشسته‌ است‌. تقريباً در همان‌ دوره‌ در ايوانهايي‌ با نماي‌ سنگ‌ تراشيده‌ در طاق‌بستان‌ * ، پشت‌ بغلها داراي‌ فرشته‌هاي‌ گچي‌ و قوس‌ مطبق‌ با تاج‌ گل‌دار هستند. نماي‌ قلعة‌ بزرگي‌ از دوران‌ پس‌ از ساساني‌ كه‌ در ارميتاژ به‌نمايش‌ نهاده‌ شده‌، ويژگيهاي‌ مشتركي‌ با بناي‌ مقدس‌ پارتها در تخت‌سليمان‌ * دارد و نشان‌دهندة‌ ورودي‌ طاقداري‌ است‌ كه‌ در چارچوب‌ مستطيل‌ شكلِ كاملاً مشخصي‌ قرار گرفته‌ است‌ و قاب‌ بالايي‌ آن‌ به‌ تزييناتي‌ متفاوت‌ با ديوارهاي‌ دوطرف‌ منتهي‌ مي‌شود. بدين‌طريق‌، الگوهاي‌ پيش‌ از اسلام‌ كه‌ هم‌ در بناهاي‌ مقدس‌ و هم‌ در قصرها به‌كار مي‌رفته‌، در بناهاي‌ مسلمانان‌ ادامه‌ يافته‌ است‌.در نخستين‌ سده‌هاي‌ اسلامي‌، ورودي‌ مساجد همچنان‌ با باقي‌ بنا هم‌سطح‌ بود تا اينكه‌ سلاطين‌ فاطمي‌ در اوايل‌ قرن‌ چهارم‌ آنها را به‌صورت‌ بيرون‌ نشسته‌ اجرا كردند. از جمله‌ مشخصه‌هاي‌ خاص‌ چنين‌ ورودي‌ باشكوهي‌ نماي‌ مستطيل‌شكلي‌ است‌ كه‌ بلندي‌ آن‌ از پهنايش‌ بيشتر است‌ و گرد آن‌ را يا افريزهاي‌ متوالي‌ در قابي‌ تزييني‌ با كتيبه‌هاي‌ پي‌درپي‌ در برگرفته‌اند كه‌ برخي‌ از آنها در سطوح‌ متفاوت‌ جاي‌ دارند و يا از طاقچه‌هاي‌ روي‌ هم‌ قرار گرفته‌ تشكيل‌ شده‌اند كه‌ يك‌ ساباط‌ * را محصور كرده‌اند و پشت‌ بغلهاي‌ آن‌ با گلميخها، قابها، يا بعدها با طرحهاي‌ اسليمي‌ پوشانده‌ شده‌اند. ديوارة‌ تو نشستة‌ آن‌، به‌ نوبة‌ خود، طاق‌ كوچكتري‌ را در خود جاي‌ داده‌ است‌ كه‌ بعدها با يك‌ نيم‌طاق‌ (به‌ وسيلة‌ مقرنس‌ * يا شبكه‌بندي‌ سكنج‌) به‌ آن‌ متصل‌ شده‌ و برفراز ورودي‌ طرحي‌ سينه‌ سنتوري‌ به‌وجود آورده‌ است‌. هردو طاق‌ ممكن‌ است‌ ميله‌ ستونهاي‌ نبشي‌ گرد داشته‌ باشند. بدين‌قرار ساختار طاقها به‌ محراب‌ * نزديك‌ است‌ و ظاهراً به‌موازات‌ آن‌ پديدار شده‌ است‌. اين‌ قالب‌، بويژه‌ در محيط‌ ايراني‌ ـ هندي‌، در نماي‌ ايوانها نيز به‌كار مي‌رود.كرسول‌ (ص‌ 197) طاق‌ ايوان‌ سمت‌ جنوبي‌ «صحن‌ تشريفات‌» واقع‌ در اُخَيضر * (ح 140ـ160) را نخستين‌ نمونة‌ پيش‌طاق‌ معرفي‌ كرده‌ است‌، اما اين‌ بخش‌ فرو ريخته‌ است‌ و احتمال‌ مي‌رود كه‌ قاب‌ مستطيل‌،بازسازي‌ شده‌ باشد. باوجود اين‌، عمارت‌ نشان‌دهندة‌ قوس‌ بلندي‌ است‌ كه‌ از وجود قطعي‌ يك‌ دهانة‌ وسيع‌ مركزي‌ در ديواري‌ با طاقگان‌ كوچكتر حكايت‌ مي‌كند. ايوان‌ مسجد تاري‌خانه‌ * در دامغان‌ (قرن‌ چهارم‌؛ ] درست‌ آن‌: قرن‌ دوم‌ [ ) با قابي‌ كه‌ از بالاي‌ تاج‌ طاقگانهاي‌ جانبي‌ بر مي‌خيزد، كاملاً با آنچه‌ در مسجد جامع‌ نائين‌ (ح 340) مشاهده‌ مي‌شود قابل‌ مقايسه‌ است‌. همين‌ تركيب‌ را مي‌توان‌ در محراب‌ مسجد جامع‌ سامره‌ (234ـ237) مشاهده‌ كرد، با قاب‌ مرتفع‌ ـ مستطيل‌شكل‌ و فرورفتة‌ دو طاق‌ نوك‌ تيز هم‌ مركز كه‌ روي‌ دوجفت‌ ميله‌ ستون‌ نبشي‌ از جنس‌ مرمر سرخ‌ رنگ‌ در دوطرف‌ و پشت‌ بغلهاي‌ موزاييكي‌ قرار گرفته‌اند. باب‌الوزرا در قرطبه‌ (241) داراي‌ طاقي‌ نعل‌ اسبي‌ است‌ كه‌ در داخل‌ يك‌ قاب‌ مستطيل‌ شكل‌ قرار دارد. اين‌ قاب‌ در بالاي‌ سطح‌ نعل‌ درگاه‌ قرار گرفته‌ است‌، روشي‌ كه‌ در مغرب‌ هنوز پابرجاست‌؛ در هر دو طرف‌ ديوار هم‌سطح‌، آثاري‌ از عناصر جانبي‌ به‌چشم‌ مي‌خورد. نمايش‌ كامل‌ اين‌ قاب‌بندي‌ برجسته‌ با پنج‌ قوس‌ متقاطع‌ بر تارك‌ آن‌، در درِ جانبي‌ به‌جا مانده‌ از دورة‌ حَكَم‌ دوم‌ (ح 364) مشاهده‌ مي‌شود. در مقبره‌اي‌ از سامانيان‌ ] اميراسماعيل‌ ساماني‌ [ در بخارا (پيش‌ از 331)، وروديهاي‌ باشكوه‌ بنا هنوز با ديوارهاي‌ جانبي‌ هم‌سطح‌ است‌، اما دو طاق‌ هم‌مركز روي‌ ميله‌ ستونهاي‌ نبشي‌ قرار گرفته‌اند و سينه‌ سنتوري‌ تزيين‌ شده‌اي‌ برفراز در، قاب‌ بنديهاي‌ هندسي‌ در پشت‌ بغلها و قاب‌ يك‌ افريز برگرد پنجره‌هاي‌ پيرامون‌ بنا مشاهده‌ مي‌شود. كلّ نماي‌ مرقد عرب‌ آتا (367) در تيم‌ ازبكستان‌ پيش‌ طاقي‌ است‌ كه‌ بين‌ ميله‌ ستونهاي‌ چند وجهي‌ واقع‌ در نبشها برافراشته‌ شده‌ تا بخش‌ زيرين‌ گنبد را بپوشاند. يك‌ ابزار رُبع‌گردي‌ قطور در داخل‌ قاب‌، و نيز يك‌ رديف‌ چشمگير متشكل‌ از سه‌ طاقنما در بالاي‌ ورودي‌ تونشستگي‌ را برجستگي‌ مي‌بخشد. طاق‌ در ورودي‌ باشكوه‌ جورجير (قرن‌ چهارم‌) متعلق‌ به‌ آل‌بويه‌ در اصفهان‌ با دو ربع‌ دايره‌ از يك‌ نيم‌گنبد به‌ ديوار ورودي‌ متصل‌ شده‌ و پنجره‌اي‌ ميان‌ آن‌ دو قرار گرفته‌ است‌. استلزامات‌ نماي‌ غالب‌ در تيم‌، در سه‌ مرقد قراخاني‌ در ازگند قرقيزستان‌ (ح 403ـ583) اجرا شده‌ است‌ و در آنها سفالهايي‌ با نقش‌ مربع‌، كه‌ از مرقد سامانيان‌ اخذ شده‌اند، در متن‌ قابهاي‌ متوالي‌ كه‌ تا زمين‌ ادامه‌ يافته‌اند، بدون‌ مداخلة‌ يك‌ طاقگان‌ آشكارا تفكيك‌ و مفصلبندي‌ شده‌اند. اين‌ طرح‌ شامل‌ نقوش‌ هندسي‌ و ابتدايي‌ زنجيرة‌ يوناني‌ است‌. مرقد قراخانيِ علم‌بردار واقع‌ در آستانة‌ بابا (ح 395) در تركمنستان‌ داراي‌ يك‌ محفظة‌ جلو آمدة‌ پيش‌طاق‌ است‌ كه‌ به‌صورت‌ طاقي‌ در داخل‌ ديگري‌ فرو رفته‌ است‌ و آنچه‌ ظاهراً يك‌ قاب‌ فرسب‌ كامل‌ است‌ (قسمت‌ بالاي‌ آن‌ از بين‌ رفته‌)، مركز دهانة‌ يك‌ نماي‌ طاقدار سه‌بخشي‌ را تشكيل‌ مي‌دهد (پوگاچنكوا ، ص‌ 268ـ274). يك‌قرن‌ بعد، در نقطة‌ مقابل‌ اين‌ بنا شاهد يك‌ بقعة‌ سلجوقي‌ ] رجوع كنيد به پير * ، بقعه‌ [ واقع‌ در تاكستان‌ در غرب‌ ايران‌ هستيم‌ كه‌ هنوز داراي‌ يك‌ نماي‌ واحد و كامل‌ است‌ و قاب‌ بيروني‌، قابهايي‌ را كه‌ در سه‌ بخش‌نما به‌طور مكرر تونشستگي‌ يافته‌اند و نيز رديفهايي‌ از مقرنسهاي‌ سه‌ قسمتي‌ هم‌سطح‌ را در بالاي‌ هريك‌ وحدت‌ مي‌بخشد (هيلنبراند، 1972).استفاده‌ از طاقچه‌نماهايي‌ كه‌ در دو طرف‌ طاق‌ اصلي‌ روي‌ هم‌ قرار گرفته‌اند از روم‌ اقتباس‌ شده‌ است‌. اين‌ شيوه‌ در ورودي‌ پيش‌آمدة‌ مسجداعظم‌ مهديه‌ (308؛ ] در افريقيه‌ [ ) اجرا شده‌ و ظاهراً از آنجا به‌ مصر دوران‌ فاطمي‌ منتقل‌ شده‌ است‌ (در مساجد حاكم‌، 393، و اقمر، 519، در قاهره‌)؛ مسجد اقمر يك‌ طاق‌ نيم‌گنبدي‌ با تويزه‌بندي‌ شعاعي‌ دارد كه‌ در دوطرف‌ آن‌ طاقچه‌هاي‌ روي‌ هم‌ قرار گرفتة‌ مشابهي‌ با ميله‌ستونهاي‌ واقع‌ در نبش‌ ايجاد گرديده‌ و براي‌ نخستين‌بار سايبانهاي‌ قابهاي‌ مقرنسي‌ روي‌ جفت‌ پاييني‌ را گرفته‌اند. نبودِ مناره‌ در اين‌ مساجد به‌دليل‌ پيوند ميان‌ همين‌ وروديها و فراخوان‌ نماز (اذان‌) در عصر فاطمي‌ است‌. نماي‌ مسجد اقمر كمي‌ كج‌ اجرا شده‌ است‌ تا جهت‌ خياباني‌ را كه‌ از پيش‌ وجود داشته‌ با فضاي‌ داخلي‌ كه‌ به‌ سمت‌ قبله‌ قرار دارد، تنظيم‌ كند. اقتباس‌ از اين‌ كار در ايران‌ ممكن‌ است‌ به‌شكل‌ ديگري‌ انجام‌ گرفته‌ باشد.طاق‌ هجده‌ متري‌ رباط‌ مَلِك‌ واقع‌ بر جادة‌ بخارا ـ سمرقند (پيش‌ از 471) كه‌ شش‌ متر بلندتر از ديوارهاي‌ بناست‌، در قاب‌ يك‌ فرسب‌ عريض‌ با نقش‌ برجستة‌ ستارگان‌ قرار گرفته‌ است‌ و يك‌ طاق‌ ورودي‌ كوچك‌ را در چارچوب‌ قابي‌ ساده‌، به‌منظور ايجادِ تضاد، در خود جاي‌ داده‌ است‌. همين‌ طاق‌ در رباط‌ شرف‌ سنجر (508) واقع‌ بر جادة‌ مرو ـ نيشابور در قاب‌ يك‌ كتيبة‌ كوفي‌ با نقوش‌ برجسته‌اي‌ كه‌ با ابزار زنيهاي‌ سادة‌ اطراف‌ در تقابل‌ است‌، برگرد يك‌ قوس‌ مطبق‌ چهار مركزة‌ مشابه‌ و پشت‌ بغلهاي‌ داراي‌ نقش‌ مربع‌ (چهارگوش‌) قرار گرفته‌ است‌. اين‌ كتيبه‌ در ورودي‌ از مجرديهايي‌ كه‌ با طاقچه‌هاي‌ بلند در دوطرف‌ دندانه‌ دندانه‌ شده‌ است‌ آغاز مي‌شود. در اوايل‌ قرن‌ ششم‌، ايوان‌ مقصورة‌ مسجد جامع‌ اصفهان‌ احتمالاً پيش‌طاقي‌ داشته‌ كه‌ خيز آن‌ بيش‌ از دوبرابر ارتفاع‌ جناحهاي‌ الحاقي‌ به‌ بنا در دو طرف‌ بوده‌ و در شكل‌ اصلي‌ خود ظاهراً قابهاي‌ قوس‌داري‌ داشته‌ كه‌، همراه‌ با يك‌ قوس‌ مطبق‌ برجسته‌، يكي‌ روي‌ ديگري‌ قرار گرفته‌ بوده‌ است‌. ورودي‌ شمالي‌ در 515 ساخته‌ شد و طبق‌نظر مافرّوخي‌ در دوطرف‌ آن‌ يك‌ جفت‌ مناره‌ احداث‌ شده‌ بود. طاق‌ چهار مركزة‌ سلجوقي‌ كه‌ در دوطرف‌ آن‌ طاقچه‌هاي‌ روي‌ هم‌ افتاده‌ طراحي‌ شده‌ است‌ بوضوح‌ و بسادگي‌ در ايوانهاي‌ مسجد جامع‌ زواره‌ (530) و اردستان‌ (555) به‌ اجرا درآمده‌ و ظهور آنها با ظهور طرح‌ چهار ايوان‌ در ايالت‌ جبال‌ مقارن‌ بوده‌ است‌. مسجد امام‌ حسن‌ در اردستان‌ (اواخر قرن‌ ششم‌) داراي‌ ورودي‌ شكوهمندي‌ است‌ كه‌ روزگاري‌ دومناره‌ برفراز آن‌ قد افراشته‌ بود، و احتمالاً قديمترين‌ نوعي‌ است‌ كه‌ برجاي‌ مانده‌ است‌. سوابق‌ ورودي‌ مرقد مؤمنه‌ خاتون‌ در نخجوان‌ (582؛ اوسينوف‌ و ديگران‌، ص‌ 89،92) نشان‌ دهندة‌ آن‌ است‌ كه‌ ورودي‌ داراي‌ طاق‌ بلندي‌ بوده‌ كه‌ در قاب‌ دومنارة‌ استوانه‌اي‌ بلند قرار داشته‌ است‌. در كارهاي‌ غوريان‌، نظير مدرسة‌ شاه‌مشهد (571) در غرجستان‌ و مسجد جامع‌ هرات‌ (ح 596ـ597)، همچنان‌ بر قابهاي‌ كوفي‌ عريض‌ و بسيار مزيّن‌ تأكيد شده‌ است‌. ايوان‌ شرقي‌ زوزن‌ (616) هم‌ داراي‌ افريزهاي‌ كتيبه‌گونه‌ و هم‌ طاقهاي‌ مقرنس‌ زيبا و پر از ريزه‌كاري‌ است‌. تحولات‌ سازه‌اي‌ و تزييني‌ بعدي‌، اشكال‌ گوناگون‌ اين‌ طرح‌ را تشكيل‌ مي‌دادند. شكل‌ سنّتي‌ اين‌ طرح‌ در طاق‌ عريضي‌ در مسجد جامع‌ ورامين‌ (726) مشاهده‌ شده‌ كه‌ دو طرف‌ آن‌، در سمتِ بيرون‌ نشستگي‌ ساختمان‌، پخ‌دار شده‌ و با بدل‌چينيهاي‌ يكپارچه‌ و تزيينات‌ كاشي‌ و آجر به‌ اجرا درآمده‌ است‌. اين‌ نوع‌ حاشية‌ پخ‌ بعدها به‌ استفادة‌ تيموريان‌ از پيش‌طاق‌ در طرح‌ هشت‌ بهشت‌ منجر شد.نوعي‌ كه‌ به‌ سايبان‌ مقرنسها معروف‌ است‌ و از ديوار جلو تا ديوار ورودي‌ گسترده‌ مي‌شود، در شام‌ پديدار شد؛ نخست‌ با گچ‌كاري‌ نازك‌ در «مورستان‌» ] مارستان‌ = بيمارستان‌ [ نوري‌ در دمشق‌ (549) و سپس‌ به‌طور عميق‌ در سنگ‌ در مدرسة‌ شادبخت‌ (589) يا رباط‌ ناصري‌ (635) در حلب‌. اين‌ تحول‌ به‌ پيدايش‌ نيمرخي‌ مثلثي‌ شكل‌ از قوسهاي‌ متوالي‌ بر روي‌ نما انجاميد كه‌ بعدها از آن‌ در مساجد استفاده‌ كردند. اين‌ طرح‌ از طريق‌ مدرسه‌ بَيبَرْس‌ (662) به‌مصر رسيد. هرچند وروديهاي‌ داراي‌ طاق‌ ضربي‌ جناغي‌ هنوز در برخي‌ كاروانسراهاي‌ آناطولي‌ به‌كار مي‌رفت‌، در حدود 596 در مرقد خليفه‌ غازي‌ در آماسيه‌ (براساس‌ روايات‌، تاريخ‌ آن‌ را 540 مي‌دانند) با ماهيچة‌ پاستون‌ پرپيچ‌ وتابي‌ برگرد طاقي‌ نشسته‌ بر پيشكردگيهاي‌ كشيده‌، در سِتّ ملك‌ كومبتي‌ ] = گنبد سيّده‌ملك‌ [ واقع‌ در ديوريگي‌ (ديوركي‌؛592) با قابي‌ كه‌ به‌آرامي‌ چرخيده‌ است‌، و در ماماخاتون‌ كومبتي‌ (596ـ617) در تِرْجان‌ (كه‌ در آن‌ در دو طرفش‌ طاقچه‌هاي‌ بلند و نوك‌تيز قرار دارند) مشاهده‌ مي‌شد. اين‌ عنصر در 656 در مسجد صاحب‌آتا در قونيه‌ ظاهر شد كه‌ در دوطرفش‌ يك‌ جفت‌ منارة‌ آجري‌ پيلي‌دار در بالاي‌ دو طاقچة‌ كوچك‌ قرار گرفته‌ است‌ كه‌ اين‌ طاقچه‌ها خود در قابي‌ تزييناتي‌ شبيه‌ دور قلاب‌ زير و روي‌ گره‌دار و گچبري‌ شده‌ قرار دارند. اين‌ نوع‌ پيش‌طاق‌ همراه‌ با مناره‌ها در چِفته‌ مناره‌لي‌ مدرسه‌ ] = مدرسة‌ دو مناره‌ [ در ارزروم‌ (639)، و نيز گوك‌ مدرسه‌ ] = مسجد كبود [ و چِفته‌ مناره‌لي‌ مدرسه‌، هر دو متعلق‌ به‌ 670، در سيواس‌ به‌شكل‌ كامل‌ خود رسيد. نوع‌ ديگري‌ با سايباني‌ مسطح‌ و از جنس‌ سنگ‌ مرمر چندرنگ‌ در مدرسة‌ بويوك‌ قره‌تاي‌ قونيه‌ (649) با ميله‌ستونهاي‌ فتيله‌پيچ‌ ديده‌ مي‌شود. ديگر اشكال‌ پيكره‌گون‌ متعلق‌ به‌ آناطولي‌ در اين‌ دوران‌ شگفت‌انگيز خلاقيت‌ و ابداعِ اينجه‌ مناره‌لي‌ مدرسه‌سي‌ ] = مدرسة‌ ظريفْ مناره‌ [ در قونيه‌ (ح 656ـ 678) است‌ با طاقي‌ داخلي‌ كه‌ به‌ كمك‌ يك‌ نوار كتيبة‌ گره‌دار از طريق‌ يك‌ طاق‌ نيم‌گنبد بيروني‌ به‌ يك‌ آذينِ تاجيِ قوس‌ پوش‌ متصل‌ مي‌شود، و اولو جامع‌ در ديوريگي‌ (626) كه‌ در آن‌ كثرت‌ و فراواني‌ بيش‌ از حد تزيينات‌، شكل‌ را پنهان‌ مي‌سازد. شكل‌ كامل‌ مصري‌ را مي‌توان‌ در ارتفاع‌ 37متري‌ در مسجد سلطان‌ حسن‌ در قاهره‌ (760) ديد كه‌ ظاهراً از گوك‌ مدرسه‌ با دو مناره‌اش‌ اقتباس‌ شده‌ است‌. سايبان‌ تا نيم‌گنبد تيزه‌دار و تا رأس‌ آن‌ بالا مي‌رود، اين‌ ويژگيها از شام‌ اخذ شده‌ و در حال‌ حاضر در مسجد اعظم‌ بيبرس‌ (667) در طاقچه‌هاي‌ جانبي‌ آن‌ به‌كار رفته‌ است‌. وروديهاي‌ تزييني‌ عثماني‌ اشكال‌ مسطحي‌ از سايبانهاي‌ سلجوقي‌ را به‌كار مي‌برند، اما اهميت‌ و برجستگي‌ آنها را معمولاً با استفاده‌ از يك‌ طاقگان‌ در جلو بنا كاهش‌ مي‌دادند.شكلي‌ كه‌ در آن‌ از دو مناره‌ استفاده‌ مي‌شد ظاهراً از آذربايجان‌ اقتباس‌ شده‌ بود و ويژگي‌ طرحهاي‌ معماري‌ ايران‌ قرن‌ هشتم‌ را در دوران‌ تسلط‌ مغولان‌ تشكيل‌ مي‌داد. اين‌ مناره‌ها در مسجد جامع‌ اَشْترجان‌ (715) به‌پشت‌ صفحة‌ قاب‌ پيش‌طاق‌ عقب‌ رفته‌ و در بالاي‌ سازه‌ ظاهر شده‌اند. ارتفاع‌ طاق‌ سه‌برابر پهناي‌ آن‌ است‌ و نيم‌گنبد مقرنسي‌ را در خود جاي‌ داده‌ است‌ كه‌ از طاق‌ ورودي‌ به‌كمك‌ يك‌ كتيبة‌ افريز افقي‌ به‌ دو قسمت‌ تقسيم‌ شده‌ است‌ و در دوطرف‌ آن‌ سه‌ طاقچة‌ بلند و روي‌ هم‌ قرار دارد. از آجر لعابدار آبي‌رنگ‌ به‌شكل‌ هوشمندانه‌اي‌ استفاده‌ شده‌ است‌. نمونه‌هاي‌ ديگر عبارت‌اند از وروديهاي‌ خانقاه‌ نطنز (707) و مسجد نظاميه‌ در ابرقوه‌ (ح 725) كه‌ در پيش‌طاق‌ مسجد جامع‌ يزد (ح 730؛ ] درست‌ آن‌: 724 [ )، بازسازي‌ در 765 ] درست‌ آن‌: 930 تا 985 [ با ارتفاعي‌ دوبرابر پهنا با چهار رديف‌ طاقچه‌ در جايي‌ كه‌ به‌ پشتبند اضافي‌ براي‌ نما نياز است‌، به‌اوج‌ مي‌رسد. در مسجد كرمان‌، كه‌ در 750 در دوران‌ حكومت‌ مظفريان‌ احداث‌ شد، اين‌ طرح‌ به‌كمك‌ يك‌ پوشش‌ كامل‌ بدنه‌ از جنس‌ كاشي‌ همراه‌ با طرحهاي‌ اسليمي‌ در پشت‌ بغلها دگرگون‌ شد. استفاده‌ از ابزار مفتولي‌ ( رجوع كنيد به پيچ‌ * ) براي‌ قاب‌ گرفتن‌ طاق‌ اصلي‌ را مي‌توان‌ اشاره‌اي‌ به‌ توانايي‌ حضرت‌ سليمان‌ عليه‌السلام‌ در شكل‌ دادن‌ به‌سنگ‌ دانست‌. شبكه‌هاي‌ سِكُنج‌ براي‌ نخستين‌بار در دوران‌ مظفريان‌ ابداع‌ شد، هرچند اين‌ شبكه‌ها در طاقهاي‌ ستاره‌اي‌ اصفهان‌ متجلي‌اند، در كارهاي‌ دورة‌ تيموري‌ در اواخر قرن‌، ظاهر مي‌شوند: آنها در سازة‌ ايوانهاي‌ مسجد فيروز شاه‌ در تربت‌ جام‌ (846) به‌كار گرفته‌ شده‌ و بعدها به‌صورت‌ كاذب‌ اجرا شده‌اند. اين‌ شبكه‌ها در نيمة‌ دوم‌ قرن‌ نهم‌ به‌وسعت‌ جاي‌ مقرنس‌ را، به‌عنوان‌ عنصر انتقالي‌، گرفتند؛ هرچند مقرنس‌ در سر ستونهاي‌ تزييني‌ و گاه‌ در تلفيق‌ با شبكه‌ (نظير ايوان‌ مرمت‌ شده‌ عليشيرنوايي‌ در مشهد) بيش‌ از هرجاي‌ ديگر به‌ بقاي‌ خود ادامه‌ داد.مسجداعظم‌ علي‌شاه‌ در تبريز (ح 710ـ720) داراي‌ ايواني‌ عريض‌ (دهانة‌ 15ر30 متري‌) بود كه‌ در رقابت‌ آگاهانه‌اي‌ با تيسفون‌ (86ر22 متر دهانه‌) ساخته‌ شده‌ بود ] (مصطفوي‌، ص‌ 48: 65ر25؛ گدار، 1358 ش‌، ص‌ 261: 50ر25) [ . تيمور نه‌تنها از بزرگي‌ اين‌ مسجد، بلكه‌ از ستونهاي‌ مرمرين‌ حياط‌ مركزي‌ و لوحهاي‌ مرمرين‌ بزرگ‌ وروديها نيز در مسجد جامع‌ سمرقند (806) تقليد كرد، و اين‌ علاوه‌ بر سرستون‌ تزييني‌ بزرگتري‌ است‌ كه‌ تيمور براي‌ آق‌ سراي‌ در شهر سبز احداث‌ نمود (781ـ 798؛ 30ر22 متر پهنا، ح 50 متر ارتفاع‌). ممكن‌ است‌ همة‌ اينها تحت‌تأثير سبك‌ مسجدي‌ در اواخر قرن‌ هشتم‌ در سلطانيه‌ بوده‌ باشند كه‌ ديگر وجود ندارد، زيرا در هر سة‌ آنها مناره‌هاي‌ دوطرف‌ از زمين‌ قد برافراشته‌اند (گُلُمبِك‌ و ويلبر، ش‌ 211). در همة‌ اينها نيز پيچ‌ تزييني‌ جاي‌ برجسته‌ و نماياني‌ دارد. اين‌ عنصر، الگويي‌ براي‌ پيش‌طاقهاي‌ بعدي‌ دوران‌ مغول‌، تيموري‌ و صفوي‌ به‌وجود آورد.هندوستان‌ . به‌كار گرفتن‌ جدارهاي‌ طاقدار سنگي‌ تمام‌ رخ‌ به‌ دهانة‌ مركزي‌ امكانات‌ جديدي‌ داد. شكل‌ و مفصل‌بندي‌ نماي‌ رباط‌ شرف‌ در جدارهاي‌ پُركنده‌كاري‌ مسجد قُوّة‌الاسلام‌ (595) در دهلي‌ و بيش‌ از آن‌ در مسجد ارهاءالدين‌ كاجونپرا در اَجمير (607ـ633) با مناره‌هاي‌ جانبي‌ تيزه‌جناغ‌داري‌ كه‌ روي‌ يك‌ دهانة‌ مركزي‌ هفده‌متري‌ قرار گرفته‌اند، تقليد شده‌ است‌: معمار هراتي‌ نيمرخ‌ «قطب‌ منار» را احتمالاً نمادي‌ از سلطه‌ دانسته‌ و بدين‌طريق‌ به‌ آنها معنايي‌ تازه‌ داده‌ كه‌ در ديگر نقاط‌ تكرار مي‌شود. ظاهراً او از لحاظ‌ شكل‌، گونة‌ دوگانة‌ آناطولي‌ را پيش‌بيني‌ كرده‌ بوده‌ است‌. روح‌ و نه‌ شكل‌ چنين‌ طرحي‌ در ايوانها و وروديهاي‌ گنبددار حجيم‌ مساجد تُغْلُقي‌ تداوم‌ يافته‌ است‌. مسجد واقع‌ در جهانپناه‌ (بگمپور ، دهلي‌، ح 744) مشتمل‌ بر يك‌ ورودي‌ سرپوشيدة‌ پيش‌آمدة‌ چهار طاق‌ با ديوارهاي‌ مايل‌ است‌ كه‌ به‌كمك‌ يك‌ پلكان‌ ورودي‌ گُوِه‌سان‌ و پيش‌طاقي‌ بلند براي‌ نمازخانة‌ واقع‌ در ميان‌ برجكهاي‌ هرمي‌ شكل‌ گرد شيپوري‌ (كه‌ در آنها قوس‌ تقريباً به‌همان‌ بلندي‌ جان‌ پناه‌ است‌) ورودي‌ سه‌ قسمتي‌ داخل‌ را تحت‌الشعاع‌ قرار داده‌ است‌. اين‌ گرايش‌ در جانپور و نيز در مسجد اَطاله‌ (811) بازهم‌ تقويت‌ شده‌ است‌. در مسجد اخير دوطرف‌ قاب‌ پيش‌طاق‌ به‌صورت‌ مجرّديهاي‌ مايل‌ مستطيل‌ شكل‌ ارائه‌ شده‌اند كه‌ همچنان‌ حاوي‌ طاقچه‌ها و نيز فرسبي‌ هستند كه‌ در بالا همچون‌ پلي‌ براي‌ طاق‌ عمل‌ مي‌كند؛ سازة‌ بنا در جلو نمازخانه‌ به‌صورت‌ يك‌ دروازة‌ دو برجي‌ پنج‌ طبقه‌ درمي‌آيد كه‌ مرتفعتر از گنبد، و پهناي‌ آن‌ در پايين‌ 17 متر است‌ و 23 متر ارتفاع‌ دارد. خودِ طاق‌ حاوي‌ پنج‌ رديف‌ پلكاني‌ از مجموعة‌ دهانه‌هاست‌. گلدسته‌ كه‌ سرمنارة‌ تزييني‌ ميله‌اي‌ شكلي‌ است‌ به‌صورت‌ ادامة‌ برجك‌ هرمي‌ نبشي‌ در كارهاي‌ تغلقها ظاهر شده‌ و سپس‌ دگرگون‌ گشته‌ است‌. استثنائاً در مسجد لودي‌ در خيرپور، دهلي‌ (900)، نمايي‌ مستقيماً براساس‌ مستنصرية‌ بغداد (630) ساخته‌ شده‌ و به‌ كمك‌ پيش‌ آوردن‌ دهانة‌ مركزي‌ دگرگون‌ شده‌ است‌. در مسجد كهنة‌ دهلي‌ (ح 947) شكلي‌ تيموري‌ با ميله‌ستونهاي‌ نبشي‌ ني‌چين‌ (سِله‌دار) كه‌ يادآور «قطب‌»اند، از ميان‌ شرفه‌هايي‌ در خط‌ افق‌، ابزارهاي‌ چهارگوش‌ سياه‌رنگي‌ كه‌ يك‌ افريز خوشنويسي‌ شده‌ را مي‌آرايند ــ و نخستين‌ كاربرد خاتم‌كاري‌ هندسي‌ به‌كمك‌ مرمر سفيد در سينه‌سنتوري‌ مسطح‌ است‌ ــ به‌ گلدسته‌ منتهي‌ مي‌شوند. از اين‌ پس‌ استفاده‌ از ماسة‌ قرمز رنگ‌ همراه‌ با خاتم‌كاري‌ ( رجوع كنيد به پرچين‌كاري‌ * )، قالب‌ متعارف‌ را تشكيل‌ مي‌دهد. در 969 خيرالمنازل‌ (ح 975ـ978) براي‌ نخستين‌بار از نيم‌گنبد استفاده‌ مي‌كند. ورودي‌ باشكوه‌ مسجد اكبر در چشتي‌درگاه‌ واقع‌ در اَجمير (977) از ميان‌ بغله‌هاي‌ پخ‌دارش‌، با قوسي‌ بلند كه‌ در داخل‌ ديگري‌ فرو رفته‌، پيش‌آمدگي‌ دارد. «بلند دروازه‌» در فتح‌ پورسيكري‌ در 983 به‌ مقياس‌ يادماني‌ بازمي‌گردد با 62ر39 متر پهنا و 84ر40 متر ارتفاع‌ كه‌ در بالاي‌ پلكاني‌ عريض‌ قرار دارد. پيش‌آمدگي‌ آن‌ نيمة‌ يك‌ هشت‌ضلعي‌ است‌ كه‌ ميله‌ستونهايي‌ در نبشها دارد. قوس‌ بزرگِ نماي‌ اصلي‌، يك‌ فرورفتگي‌ نيم‌هشت‌ ضلعي‌ دارد كه‌ در بالاي‌ آن‌ نيم‌گنبدي‌ با شبكه‌اي‌ در سكنج‌ قرار گرفته‌ است‌. هريك‌ از سطوح‌ پخ‌دار و سه‌وجه‌ داخلي‌ در سه‌ طبقه‌ مفصل‌بندي‌ شده‌اند و روي‌ همة‌ آنها مجموعه‌اي‌ از غرفه‌هاي‌ كوچك‌ باز و گنبددار در خط‌ افق‌ قرار گرفته‌اند. نقوشي‌ كه‌ روي‌ قاب‌ كتيبة‌ واقع‌ در فرسب‌ حك‌ شده‌اند نماز را باب‌ بهشت‌ معرفي‌ مي‌كنند. پيش‌طاق‌ در كلاه‌فرنگي‌ نيل‌ كنث‌ در ماندو (982) استقلال‌ تازه‌اي‌ كسب‌ مي‌كند. در اينجا سه‌ پيش‌طاق‌ حياط‌ مركزي‌ با يك‌ آبشاره‌ را احاطه‌ كرده‌اند.دروازة‌ بنا در مرقد اكبر، در سكندرا (1022)، داراي‌ همان‌ قالب‌ طاقدارِ اجمير است‌، اما بالهاي‌ دوطرف‌ آن‌ هريك‌ داراي‌ دوطاق‌ هم‌عمق‌اند كه‌ روي‌ هم‌ واقع‌ شده‌اند. در اينجا براي‌ نخستين‌بار از خاتمكاري‌ براي‌ ارائة‌ مضامين‌ گل‌ و بوته‌ استفاده‌ شده‌ است‌. در بالاي‌ هريك‌ از گوشه‌هاي‌ پخ‌دار يك‌ منارة‌ مرمرين‌ بلند قرار گرفته‌ است‌ كه‌ پاي‌ آنها همچنان‌ ني‌چين‌ است‌. همان‌طور كه‌ در فتح‌پورسيكري‌ معلوم‌ است‌ هدف‌ از بالابردن‌ پيش‌طاق‌ پوشاندن‌ گنبد يك‌ مقصوره‌ در پشت‌ آن‌ است‌. راه‌حلي‌ براي‌ اين‌ مشكل‌ در مسجد كوچك‌ نگينه‌ (ح 1039) واقع‌ در قلعة‌ آگره‌ پيدا شد كه‌ در آن‌ براي‌ بالابردن‌ خط‌ «چاجّا» (چَجَّه‌) برفراز دهانة‌ مركزي‌ از قوس‌ جديد بنگالي‌ استفاده‌ شده‌ بود. در مساجد كوچك‌ از وسايل‌ ديگر نيز استفاده‌ شده‌ است‌، اما در مساجد اصلي‌ در آگره‌ (1058)، دهلي‌ (1060ـ1066)، و لاهور (1084)، پيش‌طاق‌ رابه‌صورت‌ طاقي‌ نسبتاً عريض‌ حفظ‌ كرده‌ بودند كه‌ با فرسبي‌ غيرمنقطع‌ احاطه‌ شده‌ بود و در قاب‌ ميله‌ ستونهاي‌ نبشي‌ قرار داشت‌ كه‌ گسترش‌ يافته‌ به‌ مناره‌هاي‌ باريك‌ و داراي‌ برجك‌ نورگير مي‌رسيدند، و طاق‌ ورودي‌ در بين‌ آنها قرار مي‌گرفت‌. كلاه‌ فرنگيهاي‌ قصر («محلّ») عموماً رخبامهاي‌ مستقيم‌ و بلاانقطاع‌ داشتند و وظيفة‌ پيش‌طاق‌ در حياط‌ به‌ دروازه‌هاي‌ ورودي‌ محدود و غالباً با اتاقكي‌ برآمده‌ براي‌ استقرار نوازندگان‌ همراه‌ مي‌شد.منابع‌: ] آندره‌ گدار، هنر ايران‌ ، ترجمة‌ بهروز حبيبي‌، تهران‌ 1358 ش‌؛ محمدتقي‌ مصطفوي‌، نگاهي‌ به‌ هنر معماري‌ ايران‌ ، تهران‌: شركت‌ سيمان‌ تهران‌ و سيمان‌ شمال‌. براي‌ مطالب‌ مشابه‌ و نيز براي‌ نمونة‌ تصاوير انواع‌ پيش‌طاق‌ رجوع كنيد به د.ج‌.اسلام‌ ، ذيل‌ «باب‌ 4» [ ؛J. M. Bloom. "The mosque of al-H ¤ a ¦ kim in Cairo", in Muqarnas , I (1983), 15-36; Buh ¤ tur ¦ â , tr. G.E. von Grunebaum, in Kritik und Dichtkunst, Wiesbaden 1955, 59 (براي‌ تصوير تيسفون‌) ; K.A.C. Cresswell, A short account of early Muslim architecture, Harmondsworth 1958; B.Finster, in Architekturbeschreibungen arabischer Autoren des 9.-14. Jahrhunderts , in Forschungsforum , é (Orientalistik), Bamberg 1990, 56-63 (براي‌ تصاوير نمونه‌) ; A.Gabriel , Monuments turcs d'Anatolie, é , Paris 1934; Godard," Abarquh", in Athar-ة Iran, I/1, Paris 1936 (براي‌ نمونه‌ آثار متعلق‌ به‌ دورة‌ ايلخانيان‌) ; idem, " Ardistan et Zaware" , in Athar-ة Iran, II/1 Paris 1937, and idem, "Isfahan" ibid (براي‌ نمونه‌ آثار متعلق‌ به‌ دورة‌ سلجوقيان‌ در ايران‌) ; L. Golombek and D.Wilber, The Timurid architecture of Iran and Turan , Princeton 1988; D. Hill and O. Grabar, Islamic architecture and its decoration , London 1967 (مشتمل‌ بر آثار معماري‌ ازگند) ; R.Hillenbrand, The flanged tomb tower at Bast ¤ a ¦ m", in Art et Sociإtإ dans le monde iranien , Paris 1982, 237-261; idem, "Pishtaq", in Dictionary of the Middle Ages , Ix, NewYork 1987; idem, "Saljuq monuments in Iran. II. The`P ¦ â r' mausoleum at Takista ¦ n", in Iran Journal of the British Institute of Persian Studies , X (1972), 45-55; J. D. Hoag, Islamic architecture , NewYork 1977; A.Hutt, Islamic architecture Iran , 1, London 1977, and Kirma ¦ n, in ibid., 2, London 1978(براي‌ تصاوير مربوط‌ به‌ آثار نائين‌، رباط‌ شرف‌، اردستان‌، زواره‌، زوزن‌، بسطام‌، اشترجان‌ و ورامين‌)؛R. Jairazbhoy from J.E. Hanauer, Folklore ofthe Holy ; Land , London 1935, 41 ) (براي‌ داستان‌ نوار مفتولي‌ ; E. Koch, Mughal architecture, an outline of its history and devepment, Munich 1991; A.Kuran, Anadolu medreseleri , I, Ankara 1969; G.A. Pugac § enkova, Putui razvitiya arkhitekturui yuzhnogo Turkmenistana, Moscow 1958; P.Soucek, "The temple of Salomon in Islamic legend and art", in J. Gutman (ed.), The temple of Solomon, ; 1976 (براي‌ تصاوير نمونه‌) ; M. Useynov (Hدseynov), L. Bretanitskiy, and A. Salamzade, Istoriya arkhitekturui Azerbaydzhana , Moscow 1963; D.Wilber, The architecture of Islamic Iran: the Il Kha ¦ nid period, Princeton 1955 .(براي‌ نمونه‌ آثار متعلق‌ به‌ دورة‌ ايلخانيان‌)براي‌ هندوستان‌ رجوع كنيد به به‌ منابع‌ مقالات‌ " â ¦ "Dihl ، "Hind" ، "Masdjid" ، "Mughals" در د.اسلام‌ ، چاپ‌ دوّم‌.تكمله‌. پيش‌طاق‌ در لغت‌ به‌ معناي‌ صحن‌ خانه‌، دروازة‌ بلند قصر، دروازة‌ عظيم‌ كاخ‌ پادشاهان‌ و اميران‌ آمده‌ است‌ (معين‌، فرهنگ‌ فارسي‌ ، ذيل‌ واژه‌) و به‌ گفتة‌ محمدكريم‌ پيرنيا * پيش‌طاق‌ محفظة‌ ايوان‌ با نماهايي‌ است‌ كه‌ قبل‌ از ورودي‌ هر بنا ساخته‌ مي‌شود، ازينرو مي‌توان‌ ايوان‌ سردر ساعت‌ و نقاره‌ خانه‌ در صحن‌ عتيق‌ بارگاه‌ حضرت‌ رضا عليه‌السلام‌ و نظاير آن‌ را مصداق‌ اين‌ تعريف‌ شمرد. افزون‌ بر اين‌، در نواحي‌ جنوبي‌ خراسان‌ به‌ محوطة‌ جلو اتاقها كه‌ بخشي از پيش‌رفتگي‌ حياط‌ مركزي‌ است‌ و از سه‌ طرف‌ به‌ اتاقهايي‌ محدود مي‌شود، پيش‌طاق‌ مي‌گويند. اين‌ نوع‌ از پيش‌طاقها در قسمتهايي‌ از نواحي‌ كويري‌ و حدوداً نيمه‌بياباني‌، كه‌ تابستانها هوا بشدت‌ گرم‌ و طاقت‌ فرسا مي‌شود، معمولاً با سقفي‌ به‌ اشكال‌ مختلف‌ و با دورهاي‌ قوسي‌ و طاقي‌ گوناگون‌ پوشش‌ مي‌يابد. اين‌ پوشش‌ انتقال‌ گرما به‌ اتاقها را به‌طور قابل‌ ملاحظه‌اي‌ كاهش‌ داده‌ فضاهاي‌ مسكوني‌ را در مقابل‌ بادهاي‌ شن‌آلود مصون‌ مي‌دارد. دهانة‌ اين‌ سقفها غالباً محدود ساخته‌ مي‌شود تا در برابر زمين‌ لرزه‌ آسيب‌ نبيند. در مواردي‌ نيز براي‌ تهويه‌ و نوررساني‌ بيشتر به‌ فضاهاي‌ مسكوني‌ پايين‌تر، قسمت‌ مياني‌ اين‌ پوششها را به‌ صورت‌ چشمه‌اي‌ باز مي‌گذارند. اين‌ چشمه‌ ممكن‌است‌ به‌ شكل‌ خيشخان‌ هم‌ اجرا گردد.در نواحي‌ كويري‌ بناها بيشتر داراي‌ صفة‌ * مسقّف‌اند، شبيه‌ پيش‌ ايواني‌ گسترده‌ كه‌ گاهي‌ اتاقهايي‌ در دو طرف‌ اتاقي‌ بزرگ‌ (تالار) در ناحية‌ مياني‌ (ضلع‌ بزرگ‌) آن‌ ساخته‌ مي‌شوند كه‌ در يا پنجره‌هاي‌ آنها معمولاً رو به‌ صفه‌ باز و بسته‌ مي‌شود. در پوشش‌ طاق‌ اين‌ صفه‌ها از لاپوش‌ و به‌ شكل‌ دورهاي‌ «كماني‌ بر نقشي‌» و يا «سه‌ كمانة‌ گلويي‌دار» بسيار خوش‌ ريخت‌ استفاده‌ مي‌گردد. نظر به‌ اينكه‌ اين‌ پوششها در جلو فضاهاي‌ طرفين‌ و مياني‌ ساخته‌ مي‌شوند، در برخي‌ از نواحي‌ ذكر شده‌ به‌ آنها پيش‌طاق‌ مي‌گويند.در بسياري‌ از بناهاي‌ اواخر دورة‌ قاجاريه‌ در گناباد و بيدخت‌، از شهرهاي‌ جنوب‌ استان‌ خراسان‌، هم‌ كه‌ داراي‌ پيش‌ ايوان‌اند و در آنها پوششهاي‌ خشتي‌ گهواره‌اي‌ اجرا شده‌، به‌ اصطلاح‌ پيش‌طاق‌ برمي‌خوريم‌، زيرا معمولاً اين‌پوشش‌ گهواره‌اي‌ كه‌ در يك‌ دهانه‌ و بين‌ دو ديوار اجرا مي‌گردد، تا جلو پيش‌ ايوان‌ را مي‌پوشاند و مقدّم‌ بر طاق‌ فضاي‌ اتاق‌ بزرگ‌ است‌. براي‌ ايجاد سقف‌ پيش‌طاق‌، گاهي‌ از تيرهاي‌ قطور و مقاوم‌ با پيش‌آمدگي‌ تقريباً يك‌ متر يا بيشتر ــ كه‌ دنبالة‌ آنها تا زيرطاقهاي‌ مياني‌ ادامه‌ داشت‌ ــ به‌عنوان‌ پاطاق‌ استفاده‌ مي‌شد (تصوير 1). امروزه‌ براي‌ پاكار پيش‌طاق‌ كه‌ همانند كنسول‌ (كُل‌ پا) در پوشش‌ به‌ شمار مي‌آيد، به‌ جاي‌ تيرهاي‌ چوبي‌ ــ كه‌ در معرض‌ آسيب‌ موريانه‌ها قرار دارند ــ از پروفيل‌ و تيرآهن‌ استفاده‌ مي‌شود (تصوير 2).در مواردي‌، پوشش‌ صفه‌ از دو بخش‌ پيش‌طاق‌ و پس‌طاق‌ تشكيل‌ مي‌شود. در اين‌ اجرا، پيش‌طاق‌ قسمتي‌ از جلو پوشش‌ صفه‌ است‌ كه‌ معمولاً به‌ شيوة‌ لارومي‌ و يا طاق‌ و تويزه‌ اجرا مي‌شود. قسمت‌ دوم‌ پوشش‌ نيم‌طاقي‌ است‌ مركب‌ از نيم‌عرقچين‌ كروي‌ يا پوشش‌ نيم‌هشت‌ با گوش‌فيل‌سازي‌ كه‌ پاكار آن‌ از يك‌ طرف‌ به‌ ديوارة‌ فضا تكيه‌ دارد و از طرف‌ ديگر به‌ پوشش‌ طاق‌ جلو متكي‌ است‌. از اين‌ جهت‌، قسمت‌ پيشين‌ طاق‌ صفه‌ را كه‌ به‌ اين‌ روش‌ پوشش‌ شده‌، پيش‌طاق‌ و قسمت‌ پسين‌ را پس‌طاق‌ و يا كانه‌پوش‌ مي‌نامند. از بين‌ اين‌ گونه‌ پوششها مي‌توان‌ به‌ پوششهاي‌ داخلي‌ ايوان‌ مسجد جامع‌ بيدخت‌ و بسياري‌ ديگر اشاره‌ كرد (تصوير 3).معمولاً در زير بسياري‌ از پوششهاي‌ باربر و خارجي‌، پوشش‌ دومي‌ به‌شكل‌ كاذب‌ و با فاصله‌ از پوشش‌ اصلي‌ اما كاملاً مقاوم‌ و حتي‌ باربر و در نهايت‌ زيبايي‌، همراه‌ با هنرآفرينيهاي‌ فراوان‌ مانند رسمي‌بندي‌ و يزدي‌بندي‌، ساخته‌ مي‌شود. نظر به‌ اين‌كه‌ اين‌ نوع‌ پوششها بعد از طاق‌ اصلي‌ و در زير آن‌ اجرا مي‌گردد، مي‌توان‌ آنها را «پيش‌طاق‌» نيز دانست‌. پيش‌طاق‌ در پوششهاي‌ قوسي‌ (چغد) باربر با رعايت‌ پس‌نشين‌ حدود 20 تا 25 سانتيمتر از راستاي‌ دهانه‌ اجرا مي‌گردد. پس‌ از اين‌ اجرا قسمت‌ پس‌نشين‌ با پوششي‌ از تركيب‌ لاپوش‌ و يا نقوش‌ گلچين‌ در اشكال‌ زيبا، و جز اينها، تزيين‌ مي‌شود. نظر به‌ اينكه‌ پوشش‌ باربر اصلي‌ بيشتر با قوس‌ تيز اجرا مي‌شود و قسمت‌ خالي‌ زير آن‌ در پايان‌ كار با پوششي‌ ديگر تزيين‌ مي‌گردد، اجراي‌ مذكور را نيز پيش‌طاق‌ مي‌نامند. به‌طور كلي‌، در اين‌ شيوة‌ اجرا ابتدا استخوان‌بندي‌ (اسكلت‌) بنا ساخته‌ مي‌شود و با استفاده‌ از آمود ــ اما با رعايت‌ پيوند با استخوان‌بندي‌ بنا ــ نماسازي‌ مي‌گردد (براي‌ نمونه‌ رجوع كنيد به رباط‌ شرف‌ و مسجد جامع‌ زوزن‌ از آثار دورة‌ سلجوقي‌ در خراسان‌).در مواردي‌ كه‌ قوس‌ در زير باري‌ بيش‌ از حد باشد، ابتدا قوس‌ لاپوش‌ در دهانه‌ اجرا مي‌شود و بلافاصله‌ قوس‌ لارومي‌ با ارتفاعي‌ مشخص‌ بر روي‌ قوس‌ لاپوش‌ بنا مي‌گردد. در اين‌ شيوه‌ از اجرا نيز قوس‌ لاپوش‌ پيش‌طاق‌ ناميده‌ مي‌شود. نكتة‌ قابل‌ ذكر آن‌ كه‌ در اجراي‌ پيش‌طاق‌ سازي‌ مراحل‌ قبل‌، به‌ اندازه‌ يك‌ رج‌ از قوس‌ لاپوش‌ براي‌ نماسازي‌ خالي‌ و عقب‌ نشانده‌ شده‌، در صورتي‌ كه‌ در اجراي‌ مرحلة‌ دوم‌، تمام‌ عرض‌ دهانه‌ كه‌ در ديوار و ستون‌ است‌، به‌ طور كامل‌ پوشش‌ مي‌شود.در مواردي‌، در ايوانها و صفه‌ها پوشش‌ با پيش‌ آمدگي‌ قابل‌ توجهي‌ در ارتفاعي‌ حدود نيمي‌ از كل‌ ارتفاع‌ ايوان‌ و صفه‌ به‌وجود مي‌آيد كه‌ راهي‌ براي‌ رفت‌ و آمد در طبقة‌ دوم‌ كمرپوش‌ از غرفه‌ها در طبقة‌ فوقاني‌ ايوان‌ و صفه‌ ايجاد مي‌كند. اين‌ قوس‌ كه‌ در اشكال‌ خنچه‌اي‌، كليل‌، تيز و... ديده‌ مي‌شود و در زير طاق‌پوش‌ اصلي‌ ايوان‌ و يا صفه‌ اجرا مي‌شود، به‌ پيش‌طاق‌ موسوم‌ است‌. در اين‌ خصوص‌ مي‌توان‌ به‌ نمونه‌هايي‌ چون‌ طاق‌ غلامگردشي‌ ايوان‌ مدرسة‌ دو منار طبس‌ از دورة‌ تيموري‌ كه‌ در زلزلة‌ 1357 ش‌ تخريب‌ شد و همچنين‌ طاق‌ غلامگردشي‌ دو ايوان‌ شرقي‌ و غربي‌ بقعة‌ خواجه‌ ربيع‌ و ايوان‌ مدرسة‌ ميرزاجعفر در مشهد از دورة‌ صفويه‌ اشاره‌ كرد.در زير برخي‌ از گنبدخانه‌ها و بخصوص‌ در شبستان‌ مساجد زير پوشش‌ اصلي‌ و خارجي‌ بنا، پوشش‌ دومي‌ براي‌ به‌وجود آوردن‌ كمرپوش‌ با عرضي‌ قابل‌ توجه‌ اجرا شده‌ است‌ كه‌ نوع‌ پوششهاي‌ اين‌ طاقها بر نقشي‌، كليل‌ معمولي‌، كليل‌ آذري‌، تيز و جز آنهاست‌. اين‌ طاقها محل‌ جلوس‌ بانوان‌ اشراف‌ در سوگواريهاي‌ مذهبي‌ بوده‌ است‌. معمولاً راه‌ ارتباط‌ به‌ اين‌ پيش‌طاقها پله‌پيچي‌ بوده‌ كه‌ در درون‌ ديوار مي‌ساخته‌اند. در مواردي‌، براي‌ پيشگيري‌ از چشم‌انداز و ديد مردان‌ به‌ ناحية‌ طاقِ كمرپوش‌، از مشبك‌ بندي‌ آجري‌ لانه‌ كبوتري‌ يا كاشي‌خشتي‌ مشبك‌ و يا كلافبندي‌ چوب‌ از نقوش‌ ساده‌گره‌ درودگران‌ استفاده‌ مي‌شده‌ است‌. اين‌ پوششهاي‌ كمرپوش‌ را مي‌توان‌ اصوليترين‌ نوع‌ پيش‌طاق‌ كه‌ در ارتفاعي‌ در زير طاق‌ اصلي‌ اجرا مي‌شده‌، به‌شمار آورد. پيش‌طاقهاي‌ مسجد جامع‌ اروميه‌ در ناحية‌ بازار اين‌ شهر، مدرسة‌ خان‌ شيراز، مسجد جامع‌ ساوه‌، ايوان‌ مقصورة‌ مدرسة‌ استاد شهيد مطهري‌ (سپهسالار سابق‌) در تهران‌، مسجد نظام‌الدولة‌ تهران‌ و مسجد جامع‌ دربْ خانگاه‌ (در محلة‌ درب‌ خانگاه‌ تهران‌) نمونه‌هايي‌ از اين‌ گونه‌ پيش‌طاقها به‌ شمار مي‌رود (تصوير 4). از اين‌ ميان‌ پيش‌طاق‌ روبه‌ ويراني‌ مسجد درب‌ خانگاه‌ (از دورة‌ قاجاريه‌) باارزشترين‌ نمونة‌ «پيش‌طاق‌ سازي‌» و در نوع‌ خود منحصر به‌ فرد است‌. در اين‌ مسجد علاوه‌ بر پيش‌طاقهاي‌ اجرا شده‌ در ناحية‌ گنبدخانه‌، پيش‌طاقهاي‌ بسيار جالبي‌ نيز در گرداگرد حياطچة‌ بدون‌ سقف‌ آن‌ در پشت‌ ستون‌ باربر گنبدخانه‌ احداث‌ شده‌ كه‌ بر تمامي‌ گنبدخانه‌ مشرف‌ است‌. علاوه‌ بر اينها، بايد به‌ پيش‌طاق‌ سازيهاي‌ بسيار جالب‌ در سرسرا و هشتي‌ رباط‌ زعفرانيه‌ در سبزوار (از دورة‌ سلجوقي‌) و همچنين‌ به‌ پيش‌طاق‌ ورودي‌ كاروانسراي‌ ده‌ ملا واقع‌ در جادة‌ شاهرود و دامغان‌ (از دورة‌ صفويه‌) اشاره‌ كرد.
نظر شما
ایمیل ایمیل
مولفان

اندروز ، با اندكي‌ تصرف‌ از ( د.اسلام‌ )

حسين‌ زمرشيدي‌

حوزه موضوعی
رده های موضوعی
جلد 5
تاریخ چاپ
وضعیت انتشار
  • چاپ نشده