پیشدادیان‌
معرف
تين‌ سلسلة‌ پادشاهان‌ ايران‌
متن
پيشداديان‌ ، نخستين‌ سلسلة‌ پادشاهان‌ ايران‌. تاريخ‌ ملّي‌ ـ روايي‌ ايران‌، كه‌ نيمه‌ اساطيري‌ ـ نيمه‌ تاريخي‌ است‌، از آغاز تا دورة‌ ساسانيان‌، به‌ چهار دوره‌ تقسيم‌ مي‌شود كه‌ نخستين‌ آنها از آنِ پيشداديان‌ است‌. پادشاهان‌ اين‌ سلسله‌ نُه‌تن‌ بوده‌اند و در حدود 470 ، 2 سال‌ در مشرق‌ ايران‌ فرمانروايي‌ داشته‌اند ( د. اسلام‌ ، چاپ‌ دوّم‌، ذيل‌ dids" ¦ "Pishda ). روايات‌ تاريخي‌ و بعضي‌ از شخصيتهاي‌ اين‌ دودمان‌، متعلق‌ به‌ دورة‌ همزيستي‌ ايرانيان‌ و هنديان‌ است‌. ذكر شاهان‌ پيشدادي‌ و اعمالشان‌ در اين‌ منابع‌ آمده‌ است‌:1) اوستا : «زامياد يشت‌»، بندهاي‌ 25 تا 77 ( اوستا ، ج‌ 1، ص‌489ـ 499)؛ «دَرْواسپ‌يشت‌»، بندهاي‌ 3ـ33 (همان‌، ج‌ 1، ص‌346ـ351)؛ «رام‌يشت‌»، بندهاي‌ 2ـ41 (همان‌، ج‌1، ص‌448ـ 454)؛ بخش‌ نخست‌ «ويديوداد» (ونديداد؛ همان‌، ج‌ 2، ص‌ 665ـ672).2) منابع‌ هندي‌ باستان‌ ( رجوع كنيد به آموزگاريگانه‌، ص‌ 6ـ7؛ يارشاطر، ص‌ 478).3) كتابهاي‌ زرتشتي‌ به‌ فارسي‌ميانه‌، مانند دينكرد (كتابهاي‌ سوم‌ و هفتم‌ تا نهم‌)؛ بندهش‌ (ص‌ 155ـ156)؛ مينوي‌ خرد (پرسش‌ 26، ص‌ 41ـ44)؛ روايت‌ پهلوي‌ (ص‌ 56ـ57، 158، 169،180)؛ گزيده‌هاي‌ زادسپرم‌ ( رجوع كنيد به فهرست‌ نامها، جاهاي‌ متعدد)؛ زند بهمن‌يسن‌ (ص‌ 41، 43، 45) و بويژه‌ در «خُوَداي‌ نامگ‌»هاي‌ پهلوي‌ ( رجوع كنيد به يارشاطر، ص‌ 472؛ آموزگاريگانه‌، ص‌ 9).عنوان‌ اين‌ سلسله‌، از لقب‌ يا نام‌ اصلي‌ هوشنگ‌، كه‌ چندبار در اوستا به‌ صورت‌ «پرذاته‌ » آمده‌، گرفته‌ شده‌ كه‌ آن‌ را «پيش‌آفريده‌» (يارشاطر، ص‌ 530 ـ531) يا نخستين‌ كسي‌ كه‌ ] براي‌ حكومت‌ [ تعيين‌ شده‌ است‌ (آموزگاريگانه‌، ص‌ 47)، و بعدها «نخستين‌ قانونگذار» يا «نخستين‌ دادگستر» معني‌ كرده‌اند. از اين‌ لقب‌ اوستايي‌، كه‌ «نخستين‌ آفريده‌» يا «نخست‌ آفريده‌ شده‌» نيز معني‌ مي‌دهد، مي‌توان‌ حدس‌ زد كه‌ روزگاري‌ در پاره‌اي‌ از اساطير محلي‌، وي‌ را نخستين‌ انسان‌ مي‌انگاشته‌اند (يارشاطر، همانجا).برطبق‌ بعضي‌ روايات‌، شاهان‌ اين‌ سلسله‌ عبارت‌ بوده‌اند از: هوشنگ‌، تهمورث‌، جمشيد، ضحّاك‌، فريدون‌ و منوچهر، و طبق‌ خداينامه‌ ، شاهنامه‌ و برخي‌ ديگر از روايات‌: كيومرث‌ (گَيوُمرد)، هوشنگ‌، تهمورث‌، جمشيد، ضحّاك‌، فريدون‌، منوچهر، نوذر، افراسياب‌، زو (زاب‌) و گرشاسب‌. بنابر سنّت‌ ايراني‌، تاريخ‌ بشر با كيومرث‌ آغاز مي‌شود كه‌ در متون‌ نسبتاً متأخر به‌ عنوان‌ نخستين‌ شاه‌جهان‌ شناخته‌ شده‌ اما متنهاي‌ قديمتر، او را نخستين‌ انسان‌ مي‌دانند. در مدت‌ پادشاهي‌ و تبار و دودمان‌ اين‌ شاهان‌، اختلافات‌ فراواني‌ در تواريخ‌ به‌ چشم‌ مي‌خورد (همان‌، ص‌ 482) كه‌ ريشه‌ در روايات‌ شفاهي‌ دورة‌ ساساني‌ دارد.اين‌ شاهان‌، با نوآوريها و تعاليم‌ و نهادهايي‌ كه‌ پي‌افكنده‌اند، به‌ پيشرفت‌ و گسترش‌ تمدن‌ مادي‌ انسان‌ ياري‌ بسيار كرده‌اند و بعضي‌ خصوصيات‌ استثنايي‌ داشته‌اند، مثلاً هم‌ بر انسانها فرمان‌ مي‌رانده‌اند و هم‌ بر جانوران‌ (همان‌، ص‌ 479). دشمنان‌ اصلي‌ آنان‌ ديوان‌، تجسمهاي‌ بدي‌ و برهم‌ زنندگان‌ آسايش‌ مادي‌، بوده‌اند و طول‌ عمر و شاهيشان‌ گاهي‌ چندبرابر معمول‌ بوده‌ است‌. هر يك‌ از آنان‌، لقبي‌ خاص‌ خود دارد و كارهايي‌ بدو منسوب‌ است‌ كه‌ براي‌ اولين‌ بار در زندگي‌ آدميان‌ اتفاق‌ افتاده‌ است‌.هوشنگ‌ ملقب‌ به‌ «پيشداد»، داراي‌ فرّه‌ شاهي‌ است‌ و دوسوم‌ ديوان‌ بزرگ‌ (مازني‌ يا مازندري‌) را كشته‌ و آتش‌ را براي‌ نخستين‌ بار كشف‌ كرده‌ است‌؛ استخراج‌ معدن‌، ساختن‌ ابزار، آبياري‌ و كشاورزي‌، اهلي‌ كردن‌ حيوانات‌، خوردن‌ و خوراندن‌ گوشت‌، ساختن‌ جامه‌هاي‌ پوشيدني‌ و گستردني‌، شناختن‌ زنبور و كرم‌ ابريشم‌، كشتن‌ جانوران‌ زيان‌رسان‌، آوردن‌ پيشه‌هاي‌ نو و ساختن‌ ارّه‌ و تيشه‌ و آهنگري‌، علم‌ نجوم‌ و وضع‌ قوانين‌ گرفتن‌ جشن‌ سده‌ و عيد مهرگان‌، ساختن‌ عبادتگاه‌ و زندان‌ و قلعه‌ از تعليمات‌ اوست‌ (صديقيان‌، ج‌ 1، ص‌ 37ـ46).كيومرث‌، ملقب‌ به‌ «گرشاه‌» (= كوه‌شاه‌)، نخستين‌ انسان‌ و نخستين‌ شاه‌ بود كه‌ سي‌سال‌ پادشاهي‌ كرد؛ كوه‌نشين‌ و پلنگينه‌پوش‌ بود، ساختن‌ سلاح‌ (تير و كمان‌)، پرورش‌ جانوران‌، دوختن‌ جامه‌، نوشتن‌ خط‌، دفن‌ مردگان‌، تقسيم‌ سال‌ به‌ دوازده‌ ماه‌، شوم‌ شمردن‌ جغد، آيين‌ شاهي‌، برپايي‌ سده‌، نوروز، شهرسازي‌ و آباداني‌ (ساختن‌ شهرها و قلعه‌ها) را او به‌ مردمان‌ آموخت‌ ( رجوع كنيد به همان‌، ج‌ 1، ص‌ 1ـ12).طهمورث‌، ملقب‌ به‌ زيناوند (تمام‌ سلاح‌)، فرمانروايي‌ است‌ كه‌ بودا در زمان‌ او پديدار شد. نبشتن‌ و خواندن‌، ساختن‌ طنبور، اهلي‌ كردن‌ و سود جستن‌ از جانوران‌ (بخصوص‌ از استر)، بافتن‌ پشم‌ و ابريشم‌، روزه‌ داشتن‌، عمارت‌ و آباداني‌، ساختن‌ كوچه‌ و بازار از كارهاي‌ اوست‌؛ اولين‌ كسي‌ است‌ كه‌ خط‌ پهلوي‌ را به‌ كاربرد و دبيري‌ را بنياد نهاد (همان‌، ج‌ 1، ص‌ 58 ـ 68).جمشيد، ملقب‌ به‌ «هورچهر» و «خوب‌رَمه‌» ( اوستا ، ج‌ 1، ص‌ 490، ج‌ 2، ص‌ 665)، هم‌ شاه‌ است‌، هم‌ موبد و دارندة‌ فرّة‌ ايزدي‌؛ بيرون‌ آوردن‌ فلزات‌ از كانها (طلا، نقره‌، مس‌، ارزيز و سرب‌)، استخراج‌ جواهر از سنگ‌، بيرون‌ آوردن‌ مرواريد از دريا، كاشتن‌ درخت‌ و كندن‌ جوي‌، ساختن‌ انگشتري‌، رشتن‌ و تابيدن‌ ابريشم‌، رنگ‌ كردن‌ جامه‌ها، نقاشي‌ و نگارگري‌ و ساختن‌ زرورق‌، ساختن‌ تير و كمان‌، استخراج‌ آهن‌ و پولاد، ساختن‌ ابزارهاي‌ جنگ‌، ساختن‌ ابزارهاي‌ صنعت‌ و حرفه‌، پديد آوردن‌ پيشه‌هاي‌ نو، علم‌ نجوم‌ و پزشكي‌، نوشتن‌ خط‌، ايجاد طبقات‌ اجتماعي‌، يافتن‌ گياهان‌ طبي‌، مواد خوشبو و ادويه‌ و نيشكر، پديد آوردن‌ استر از افكندن‌ خر بر اسب‌، اهلي‌ كردن‌ حيوانات‌، پديد آوردن‌ مصالح‌ ساختماني‌، ساختن‌ گرمابه‌، ساختن‌ راه‌، ساختن‌ پل‌، حفر رودخانه‌، ساختن‌ كاخ‌ و بناهاي‌ رفيع‌، ساختن‌ آتشكده‌، شهرسازي‌، نوروز، جشن‌ اسفندارمذ بر ضد حشرات‌ گزنده‌، غُسل‌ كردن‌ و آب‌ پاشيدن‌ به‌ يكديگر در روزگار او معمول‌ شد (صديقيان‌، ج‌ 1، ص‌ 81 ـ 98).دربارة‌ ضحّاك‌ ملقب‌ به‌ «بيوَرَاسب‌» و براي‌ فريدون‌ و منوچهر و ديگران‌ هم‌، بر اين‌ قياس‌، اعمالي‌ ذكر كرده‌اند (همان‌، ج‌ 1، ذيل‌ نامها).منابع‌: ژاله‌ آموزگار يگانه‌، تاريخ‌ اساطيري‌ ايران‌ ، تهران‌ 1374 ش‌؛ اوستا ، گزارش‌ و پژوهش‌ جليل‌ دوستخواه‌، تهران‌ 1370 ش‌؛ بندهش‌ ، ] گردآوري‌ [ فرنبغ‌ دادگي‌، ترجمة‌ مهرداد بهار، تهران‌ 1369 ش‌؛ روايت‌ پهلوي‌ ، ترجمة‌ مهشيد ميرفخرايي‌، تهران‌ 1367 ش‌؛ زادسپَرَم‌، گزيده‌هاي‌ زادسپرم‌ ، ترجمة‌ محمدتقي‌ راشد محصّل‌، تهران‌ 1366 ش‌؛ زند بهمن‌ يسن‌ ، تصحيح‌ متن‌، آوانويسي‌، برگردان‌ فارسي‌ و يادداشتها از محمدتقي‌ راشد محصّل‌، تهران‌ 1370 ش‌؛ مهين‌دخت‌ صديقيان‌، فرهنگ‌ اساطيري‌ ـ حماسي‌ ايران‌: به‌ روايت‌ منابع‌ بعداز اسلام‌، ج‌ 1: پيشداديان‌ ، تهران‌ 1375 ش‌؛ مينوي‌ خرد ، ترجمة‌ احمد تفضلي‌، تهران‌ 1354 ش‌؛ احسان‌ يارشاطر، «تاريخ‌ ملي‌ ايران‌»، در تاريخ‌ ايران‌ ، ج‌ 3، قسمت‌ 1: از سلوكيان‌ تا فروپاشي‌ دولت‌ ساسانيان‌ ، گردآوري‌ احسان‌ يارشاطر، ترجمة‌ حسن‌ انوشه‌، تهران‌ 1373 ش‌؛EI 2 , s.v. "P ¦ â shda ¦ dids" (by C. E. Bosworth).
نظر شما
ایمیل ایمیل
مولفان

ايرج‌ پروشاني

حوزه موضوعی
رده های موضوعی
جلد 5
تاریخ چاپ
وضعیت انتشار
  • چاپ نشده