پیشخدمت‌
معرف
انِ صاحب‌ يكي‌ از مشاغل‌ ديواني‌ و درباري‌ دورة‌ صفويه‌ و قاجاريه‌
متن
پيشخدمت‌ ، عنوانِ صاحب‌ يكي‌ از مشاغل‌ ديواني‌ و درباري‌ دورة‌ صفويه‌ و قاجاريه‌. اين‌ واژه‌ در لغت‌ مترادف‌ پيشكار و خدمتكار است‌ و اغلب‌ به‌نوكري‌ گفته‌ مي‌شود كه‌ خدمات‌ حضوري‌ در مجالس‌ به‌او سپرده‌ شده‌ باشد (دهخدا، ذيل‌ مادّه‌). واژة‌ پيشخدمت‌ در منابع‌ پيش‌ از صفويه‌ به‌چشم‌ نمي‌خورد؛ گرچه‌ دو جزء اين‌ كلمه‌ به‌صورت‌ تركيبِ اضافي‌ در تاريخ‌ بيهقي‌ چاپ‌ خطيب‌ رهبر (ج‌1، ص‌214، تعليقات‌، ص‌339) و چاپ‌ فياض‌ (ص‌204) به‌كار رفته‌ است‌. بااينهمه‌، استعمال‌ واژه‌هاي‌ مرادف‌ با پيشخدمت‌، همچون‌ پيشكار ، در اشعار رودكي‌ نيز سابقه‌ دارد (ص‌ 24،27)؛ چنانكه‌ در قبل‌ از اسلام‌ هم‌ در فارسي‌ پهلوي‌ واژة‌ paristag در همين‌ معني‌ استعمال‌ مي‌شده‌ است‌ (مكنزي‌، ص‌213).در بسياري‌ از كتابهاي‌ دورة‌ صفويه‌ از پيشخدمت‌، احتمالاً به‌دليل‌ بي‌اهميتي‌ شغل‌ خدمتكاري‌ ( رجوع كنيد به مشيزي‌، ص‌258) سخني‌ به‌ميان‌ نيامده‌ است‌. با وجود اين‌، پاره‌اي‌ از سياحان‌ اين‌ دوره‌ مانند شاردن‌ (ج‌3، ص‌1287) و كمپفر (ص‌227،233) نسبتاً بتفصيل‌ از پيشخدمتها و وظايف‌ آنان‌ سخن‌ رانده‌اند. اما روشن‌ نيست‌ كه‌ واژة‌ پيشخدمت‌ كه‌ در ترجمة‌ فارسي‌ منابع‌ يادشده‌ آمده‌ دقيقاً به‌ خود پيشخدمت‌ اشاره‌ دارد يا ساير خدمتگزاران‌ درباري‌ را نيز دربر مي‌گيرد.در تذكرة‌الملوك‌ (ميرزا سميعا، ص‌65ـ66) از پيشخدمت‌ به‌عنوان‌ ابواب‌جمعي‌ «ركابخانه‌»، «ميوه‌خانه‌» و «قيجاجيخانة‌ خاصه‌ و خياطخانه‌» (ادارة‌ ملبوسات‌) ياد شده‌ است‌. بنابر ارقام‌ مذكور در اين‌ كتاب‌، سهم‌ پيشخدمتان‌ از اعتبارات‌ و وجوه‌ اختصاص‌ يافته‌ به‌اين‌ كارخانه‌ها كمتر از سهم‌ متوليان‌ و دست‌اندركاران‌ ديگر اين‌ ادارات‌ بوده‌ است‌. ازينرو شايد بتوان‌ پيشخدمتي‌ دورة‌ صفويه‌ را در شمار مشاغل‌ كم‌درآمد آورد، اگرچه‌ اين‌ استنباط‌ به‌علت‌ نامشخص‌ بودن‌ شمار نفرات‌ هر بخش‌، از جمله‌ پيشخدمتان‌، چندان‌ دقيق‌ نيست‌. در دستور شهرياران‌ (نصيري‌، ص‌ 59) نيز از «پيشخدمت‌ فراشخانه‌» ياد شده‌ است‌.در آثاري‌ كه‌ در فاصلة‌ ميان‌ دوره‌هاي‌ صفويه‌ و قاجار نوشته‌ شده‌، واژة‌ پيشخدمت‌ بسيار اندك‌ به‌كار رفته‌ است‌ (غفاري‌ كاشاني‌، ص‌286). اما پاره‌اي‌ از وظايف‌ پيشخدمت‌، از جمله‌ فراهم‌ آوردن‌ اسباب‌ جشن‌ و پذيرايي‌، در ضمن‌ واژة‌ « خدمت‌ پيشگان‌ » ذكر شده‌ است‌ (همان‌، ص‌ 520، 658) كه‌ دقيقاً روشن‌ نمي‌كند به‌سمت‌ «پيشخدمت‌» اشاره‌ دارد يا ساير خدمتكاران‌ و كارگزاران‌ دربار.در منابع‌ دورة‌ قاجار از پيشخدمت‌ بسيار ياد شده‌ و دربارة‌ آن‌ اطلاعات‌ فراواني‌ آمده‌ است‌. با اينهمه‌، تبيين‌ دقيق‌ وظايف‌ پيشخدمتها و تعيين‌ مراتب‌ و دسته‌بندي‌ آنان‌ در اين‌ دوره‌، خالي‌ از دشواري‌ نيست‌؛ در برخي‌ منابع‌ از شخصي‌ با عنوان‌ پيشخدمت‌ و در منابع‌ ديگر از همان‌ شخص‌ با عناوين‌ ديگري‌ چون‌ پيشخدمت‌ خاصه‌ يا پيشخدمت‌ باشي‌ ( رجوع كنيد به سطور بعد) ياد شده‌ است‌. تداخل‌ وظايف‌ انواع‌ پيشخدمتها و دگرگونيهاي‌ سازماني‌ منصب‌ پيشخدمتي‌ در مقاطع‌ مختلف‌ از ديگر مشكلات‌ اين‌ بررسي‌ است‌. علاوه‌ بر اينها، نمي‌توان‌ دانست‌ كه‌ مراد از واژة‌ پيشخدمت‌ در ترجمه‌هاي‌ فارسي‌ سفرنامه‌هاي‌ اروپاييان‌، مفهوم‌ لغوي‌ آن‌ است‌ يا معناي‌ اصطلاحي‌اش‌. برخي‌ از شاهان‌ قاجار نيز در سفرنامه‌هاي‌ خود از همة‌ صاحب‌منصبان‌ حكومتي‌، حتي‌ صدراعظم‌، باعنوان‌ پيشخدمت‌ ياد مي‌كنند (براي‌ نمونه‌ رجوع كنيد به ناصرالدين‌ قاجار، كتاب‌ اول‌، ص‌ 105). سابقة‌ ايجاد منصب‌ پيشخدمتي‌ در اين‌ دوره‌ به‌ سلطنت‌ فتحعليشاه‌ مي‌رسد. در اين‌ سالها براي‌ شكوه‌ سلطنت‌، مؤسسات‌ و نهادهايي‌ شكل‌ گرفت‌ كه‌ از جملة‌ آنها ادارة‌ خلوت‌ بود و در واقع‌ ادارة‌ پيشخدمتان‌ و فراش‌خلوتان‌ به‌شمار مي‌آمد (مستوفي‌، ج‌ 1، ص‌ 27). در عين‌حال‌ تا دورة‌ ناصرالدين‌ شاه‌ ضرورت‌ و فايدة‌ اين‌ مؤسسات‌ براي‌ پيشبرد كارها كاملاً احساس‌ مي‌شد، اما در دورة‌ ناصرالدين‌شاه‌ پيشخدمتي‌ بيشتر جنبة‌ عنوان‌ پيدا كرد و نردبان‌ ترقي‌ افراد شد؛ ازينرو شمار پيشخدمتان‌ از حدّ لزوم‌ گذشت‌ و براي‌ آنان‌ سرپرست‌ معين‌ شد. سرپرست‌ ادارة‌ پيشخدمتان‌ را ناظم‌ خلوت‌ و سرپرست‌ ادارة‌ فراش‌خلوتان‌ را دَهباشي‌ مي‌گفتند كه‌ وظيفه‌ داشتند بر كار حضور و غياب‌ افراد خويش‌ نظارت‌ كنند (همان‌، ج‌1، ص‌390). دربارة‌ تفاوت‌ وظايف‌ پيشخدمتان‌ و فراش‌خلوتان‌ اطلاع‌ چنداني‌ نداريم‌؛ در اين‌ زمينه‌ تنها مستوفي‌ آگاهي‌ اندكي‌ به‌دست‌ داده‌ است‌. برپاية‌ نوشتة‌ او، معمولاً رساندن‌ خلعت‌ حكام‌ بزرگ‌ را پيشخدمتهاي‌ شاه‌ برعهده‌ مي‌گرفتند و از آنان‌ انعام‌ مي‌گرفتند، اما بردن‌ خلعت‌ حكام‌ كوچكتر با فراش‌خلوتان‌ بوده‌ است‌ (ج‌1، ص‌ 408ـ 409). به‌گواهي‌ منابع‌، پيشخدمت‌ نسبت‌ به‌ فراش‌ خلوت‌ اهميت‌ بيشتري‌ داشته‌ است‌ (مليجك‌، ج‌1، ص‌ 63؛ زين‌العابدين‌ مراغه‌يي‌، ص‌ 44). بعدها دو كلمة‌ فراش‌خلوت‌ و پيشخدمت‌ مترادف‌ هم‌ به‌كار رفتند (مليجك‌، ج‌1، ص‌47). بااينهمه‌، بندرت‌ پيش‌ مي‌آمد كه‌ برخي‌ از فراش‌ خلوتها، به‌علت‌ ويژگيهاي‌ شخصي‌، برخلاف‌ معمول‌، محترمتر از پيشخدمتها باشند (همانجا). در اين‌ دوره‌ پيشخدمتي‌ اعتبار فزاينده‌اي‌ يافت‌، چنانكه‌ بويژه‌ پيشخدمتان‌ شاه‌ كه‌ از آنان‌ غالباً با عناويني‌ چون‌ «پيشخدمت‌ حضور»، «پيشخدمت‌ خاصه‌» و «پيشخدمت‌ همايوني‌» ياد مي‌شده‌، چندان‌ اهميت‌ يافتند كه‌ رسيدن‌ به‌مرتبة‌ آنان‌ غايت‌ آرزوي‌ برخي‌ از شاهزادگان‌ نيز بود ( رجوع كنيد به احتشام‌السلطنه‌، ص‌39؛ مستوفي‌، ج‌1، ص‌390). اينان‌ غالباً از مرحلة‌ غلام‌بچگي‌ يا غلام‌پيشخدمتي‌ به‌اين‌ مرتبه‌ مي‌رسيدند (مليجك‌، ج‌1، ص‌63؛ مستوفي‌، ج‌ 1، ص‌ 45؛ سعادت‌ نوري‌، ص‌219). به‌نوشتة‌ اعتمادالسلطنه‌ (1363 ش‌، ص‌47، 425) غلام‌ پيشخدمت‌باشي‌ بايد شخص‌ معتبري‌ باشد، چنانكه‌ كساني‌ چون‌ عباسقلي‌خان‌ امين‌الوزاره‌، غلامعلي‌خان‌ عزيزالسلطان‌ و عليرضاخان‌ قاجار عضدالملك‌ عهده‌دار اين‌ سمت‌ بوده‌اند. از جمله‌ وظايف‌ غلام‌پيشخدمتها آن‌ بود كه‌ در مراسم‌ سلام‌ در جاي‌ مخصوص‌ مي‌ايستادند (ناصرالدين‌ قاجار، كتاب‌ اول‌، ص‌ 22) و براي‌ بدرقة‌ شاه‌ به‌هنگام‌ سفر در دو سوي‌ خيابانها به‌ترتيب‌ خاصي‌ صف‌ مي‌كشيدند (مليجك‌، ج‌ 1، ص‌147)؛ گاه‌ نيز شاه‌ را در سفرها همراهي‌ مي‌كردند (صديق‌الممالك‌، ص‌128ـ129). سپهر ( مرآت‌ الوقايع‌ مظفري‌ ، ص‌ 92-93) شمار غلام‌ پيشخدمتها را در سال‌ نخست‌ سلطنت‌ مظفرالدين‌ شاه‌ (1314) 162 تن‌ گزارش‌ كرده‌ است‌. در فهرستي‌ كه‌ صديق‌الممالك‌ (ص‌130) دربارة‌ پيشخدمتهاي‌ شاه‌ آورده‌ است‌، از صاحب‌ منصبان‌ متعددي‌ مانند رئيس‌ تفنگداران‌، آجودان‌ مخصوص‌ و نقيب‌باشي‌ سخن‌ رفته‌ است‌ اما روشن‌ نيست‌ كه‌ عنوان‌ پيشخدمت‌ دربارة‌ صاحبان‌ اين‌ مناصب‌ صرفاً در معناي‌ لغوي‌ به‌كار رفته‌ است‌ يا بر وظايف‌ آنان‌ به‌عنوان‌ پيشخدمت‌ اشاره‌ دارد. تعابير «پيشخدمت‌باشي‌ خاصه‌» (اعتمادالسلطنه‌، 1363 ش‌، ص‌42؛ صديق‌الممالك‌، ص‌126) و «پيشخدمت‌باشي‌ صندوق‌دار» (اعتمادالسلطنه‌، 1363 ش‌، ص‌43) در اداره‌هاي‌ «نظارت‌ و خوانسالاري‌»، «اصطبلِ خاصه‌» و «عملة‌ خلوت‌ خاص‌ همايوني‌» بر وظايف‌ خاص‌ اين‌ پيشخدمتها اشاره‌ دارد.وظايف‌ پيشخدمتها متناسب‌ با تقرب‌ و نفوذ آنها و نيز اعتبار مخدومشان‌ تفاوت‌ مي‌كرد. با اينهمه‌، گاه‌ پيشخدمت‌ فارغ‌ از موقعيت‌ و اعتبار خويش‌ وظايف‌ مختلفي‌، از پيش‌ پا افتاده‌ترين‌ كارها تا حياتي‌ترين‌ مأموريتها، را انجام‌ مي‌داد؛ از قبيل‌ شست‌ و شوي‌ دستان‌ شاه‌ (سپهر، مرآت‌ الوقايع‌ مظفري‌ ، ص‌ 47)، مشت‌مال‌ دادن‌ به‌شاه‌ در هنگام‌ خواب‌، گفتن‌ سخنان‌ شيرين‌ و شادي‌بخش‌ در وقت‌ فراغت‌ شاه‌ كه‌ بعضاً افراد شاخصي‌ عهده‌دار اين‌ كار مي‌شدند تا مطالب‌ حكمت‌آميز و مسائل‌ مهم‌ سياسي‌ را به‌ظرافت‌ به‌گوش‌ شاه‌ برسانند (همان‌، ص‌ 47ـ 48). رساندن‌ پيغامهاي‌ فوري‌ شاه‌ به‌كارگزاران‌ حكومتي‌ (همان‌، ص‌251) از ديگر مأموريتهايي‌ بود كه‌ گاه‌ به‌پيشخدمتها داده‌ مي‌شد. گاه‌ نيز پيشخدمتها در قبال‌ پايان‌ دادن‌ به‌منازعات‌، از طرفين‌ نزاع‌ مبالغي‌ مي‌ستاندند كه‌ بخشي‌ از آن‌ را به‌شاهزاده‌ مي‌دادند (زين‌العابدين‌ مراغه‌يي‌، همانجا). گاه‌ نيز پيشخدمتها صرفاً نقش‌ تشريفاتي‌ داشتند و در مراسم‌ سلام‌، لباس‌ جواهرنشان‌ بر تن‌، در دو جانب‌ تخت‌ شاه‌ مي‌ايستادند ( رجوع كنيد به سرابي‌، مقدمة‌ غفاري‌، ص‌ 5) و گاه‌ نيز از امتياز همسفري‌ با شاه‌ در سفرهاي‌ داخلي‌ و خارجي‌ برخوردار بودند (مظفرالدين‌ قاجار، ج‌ 1، ص‌ 100؛ سپهر، يادداشتهاي‌ ملك‌المورخين‌ ، ص‌ 45،150؛ ناصرالدين‌ قاجار، كتاب‌ اول‌، ص‌ 29، 41؛ صديق‌الممالك‌، ص‌156، 204).به‌طوركلي‌ در دورة‌ قاجار پيشخدمتي‌ از مشاغل‌ نسبتاً محترم‌ به‌شمار مي‌آمد و مقدمة‌ رياستها و حكومتهاي‌ ايالات‌ و ولايات‌ و حتي‌ صدارت‌ بود و ازينرو طالبان‌ بسيار داشت‌ (مستوفي‌، ج‌1، ص‌390). در منابع‌ اين‌ دوره‌ نمونه‌هاي‌ زيادي‌ در تأييد اين‌ سخن‌ وجود دارد، چنانكه‌ به‌گزارش‌ سپهر ( يادداشتهاي‌ ملك‌المورخين‌ ، ص‌114) پاره‌اي‌ از پيشخدمتها دفتر و مدير دفتر داشتند. اين‌ موضوع‌ از اهميت‌ برخي‌ پيشخدمتها حكايت‌ دارد. فرخ‌خان‌ غفاري‌ كاشاني‌ را ــ كه‌ جوان‌ زيبايي‌ بود ــ در اوايل‌ جواني‌ از كاشان‌ به‌دربار فرستادند و پيشخدمت‌ فتحعلي‌شاه‌ شد. او براثر استعداد از مرتبة‌ پيشخدمتي‌ به‌رياست‌ خلوت‌ ارتقا يافت‌ و سرانجام‌ توانست‌ به‌مقام‌ سفارت‌ و وزارت‌ دست‌ يابد (مستوفي‌، ج‌1، ص‌90، پانويس‌ 2). ميرزاعلي‌خان‌ امين‌الدوله‌ (متوفي‌1322) ابتدا پيشخدمت‌ ناصرالدين‌شاه‌ بود، سپس‌ منشي‌ حضور شد، آنگاه‌ منصب‌ پدرش‌ يعني‌ وزارت‌ وظايف‌ و اوقاف‌ را برعهده‌ گرفت‌، و حتي‌ در دورة‌ مظفرالدين‌ شاه‌ صدراعظم‌ شد و شش‌ ماه‌ در اين‌ مقام‌ ماند (سپهر، يادداشتهاي‌ ملك‌المورخين‌ ، ص‌75-76). ميرزامحمدخان‌ غفاري‌ ملقب‌ به‌اقبال‌الدوله‌ ابتدا در زمرة‌ پيشخدمتهاي‌ مخصوص‌ ناصرالدين‌ شاه‌ بود و، براثر حسن‌ خدمت‌ و ابراز لياقت‌، رئيس‌ تفنگداران‌ شاهي‌ شد. او در سفر دوم‌ شاه‌ به‌اروپا از ملتزمان‌ ركاب‌ بود و پس‌ از بازگشت‌ از آن‌ سرزمين‌ وزير خالصه‌ شد (معيرالممالك‌، ص‌ 129). اگر نامهاي‌ همه‌ پيشخدمتهايي‌ كه‌ در دورة‌ قاجار به‌مناصب‌ بالاي‌ حكومتي‌ و حكمراني‌ ولايات‌ رسيده‌اند شماره‌ شود، بي‌گمان‌ فهرست‌ بلندبالايي‌ خواهد شد (براي‌ نمونه‌ رجوع كنيد به سپهر، مرآت‌الوقايع‌ مظفري‌ ، ص‌109، 190ـ191، 236ـ237، 313؛ اعتمادالسلطنه‌، 1363 ش‌، ص‌58، 60).پيشخدمتها معمولاً به‌دليل‌ تقرب‌ نزد شاه‌ و يا به‌علت‌ ابراز لياقت‌، القاب‌ و نشانهاي‌ افتخار دريافت‌ مي‌كردند، چنانكه‌ در 1249 فرخ‌خان‌ پيشخدمت‌ به‌درجة‌ سرهنگي‌ رسيد (سرابي‌، همانجا)؛ آقاعلي‌ آشتياني‌ پيشخدمت‌ خاصه‌ در 1284 لقب‌ «امين‌ حضور» گرفت‌ (صديق‌الممالك‌، ص‌146)؛ در 1310 ميرزامحمدعلي‌خان‌ كاشاني‌ نايب‌ پيشخدمت‌باشي‌ ( رجوع كنيد به سطور بعد) به‌ «خطاب‌جنابي‌» ملقب‌ گرديد (همان‌، ص‌272) و كاظم‌خان‌ سرتيپ‌ پيشخدمت‌ در 1315 لقب‌ «معين‌ خاقان‌» يافت‌ (سپهر، مرآت‌الوقايع‌ مظفري‌ ، ص‌230؛ براي‌ نمونه‌هاي‌ ديگر رجوع كنيد به همان‌، ص‌91ـ92، 190، 289، 313، 333، 336).برخي‌ از پيشخدمتها از تحصيلات‌ عاليه‌ نيز بهره‌مند بودند و به‌ تناسب‌ دانش‌ و هنر و تقرب‌ خويش‌، صاحب‌القاب‌ و مناصب‌ مي‌شدند؛ چنانكه‌ ميرزا صادق‌خان‌ اميرالشعراي‌ فراهاني‌ پيش‌ از آنكه‌ در 1314 ملقب‌ به‌ اديب‌الممالك‌ شود، پيشخدمت‌ ناصرالدين‌شاه‌ بود (سپهر، مرآت‌ الوقايع‌ مظفري‌ ، ص‌ 92). وي‌ بعدها به‌ مقامات‌ مهمي‌ دست‌ يافت‌ (آرين‌پور، ج‌ 2، ص‌ 137). ميرزاعلي‌ نقي‌ (متوفي‌ 1320) كه‌ در پاريس‌ طب‌ و زبان‌ فرانسه‌ خواند و بعدها لقب‌ «مشاورالسلطان‌» گرفت‌، از پيشخدمتهاي‌ ناصرالدين‌شاه‌ بود (سپهر، يادداشتهاي‌ ملك‌المورخين‌ ، ص‌ 19). ميرزامحمدخان‌ پيشخدمت‌ نيز «نقاشباشي‌» بود (صديق‌الممالك‌، ص‌ 256). ميرزاعلي‌ خان‌ مستوفي‌ و پيشخدمت‌ كه‌ گاهي‌ فرمانهاي‌ دولتي‌ را مي‌نوشت‌، در 1314 ملقب‌ به‌ دبيرالسلطان‌ شد (سپهر، مرآت‌الوقايع‌ مظفري‌ ، ص‌ 93). پيشخدمتهاي‌ خوشنويس‌ و نقاش‌ براي‌ نوشتن‌ و تصويرگريِ سفرنامه‌هاي‌ شاهان‌ به‌كار گرفته‌ مي‌شدند ( رجوع كنيد به ظل‌السلطان‌، ج‌ 2، ص‌ 687).پيشخدمتها معمولاً از امكانات‌ مالي‌ خوبي‌ برخوردار و اغلب‌ به‌دليل‌ تقرب‌ به‌دستگاه‌ سلطنت‌ تيول‌دار بودند (سپهر، يادداشتهاي‌ ملك‌المورخين‌ ، ص‌147؛ مستوفي‌، ج‌ 1، ص‌ 407). برخي‌ از آنان‌ كه‌ به‌حكمراني‌ ولايات‌ نيز ارتقا يافته‌ بودند، در ساية‌ اين‌ برخورداريها و روابط‌ ويژه‌ با دربار، حتي‌ مي‌توانستند بي‌پروا به‌اموال‌ مردم‌ دست‌ دراز كنند (سياح‌، ص‌138). افزايش‌ تعداد پيشخدمتها در دربار سبب‌ شد كه‌ مظفرالدين‌ شاه‌ در سالهاي‌ آخر سلطنت‌ خويش‌ براي‌ جلوگيري‌ از ازدحام‌ و مزاحمت‌ پيشخدمتهاي‌ مخصوص‌ كه‌ هر روزه‌ به‌حضور مي‌آمدند، شمار پيشخدمتهاي‌ مخصوص‌ دائم‌الحضور را به‌ 24 يا 25 نفر كاهش‌ دهد و مقرّر شد كه‌ ساير پيشخدمتهاي‌ مخصوص‌ نيز فقط‌ هفته‌اي‌ يك‌ روز به‌خلوت‌ بيايند. وي‌ همچنين‌ پيشخدمتان‌ مخصوص‌ را موظف‌ كرد كه‌ لباس‌ مخصوص‌ بپوشند و مقرّر شد كه‌ به‌سه‌هزار تومان‌ مواجب‌ سالانة‌ خود اكتفا كنند (سپهر، يادداشتهاي‌ ملك‌المورخين‌ ، ص‌221-222،269). پيشخدمتها در برابر فرمان‌ تغيير لباس‌ مقاومت‌ كردند كه‌ در نتيجه‌ اجراي‌ آن‌ متوقف‌ شد (همان‌، 269).به‌طور كلي‌ پيشخدمتها جزو ادارة‌ خلوت‌ و زيردست‌ امين‌خلوت‌ بودند و حكم‌ پيشخدمتي‌ آنان‌ بايست‌ به‌ امضاي‌ امين‌خلوت‌ مي‌رسيد تا شاه‌ برآن‌ صحّه‌ گذارد (سعادت‌ نوري‌، ص‌ 219؛ مليجك‌، ج‌ 1، ص‌ 47)، اما در منابع‌ به‌ واژة‌ پيشخدمت‌ باشي‌ نيز برمي‌خوريم‌ كه‌ ممكن‌ است‌ در نگاه‌ اول‌ با امين‌خلوت‌ يكي‌ گرفته‌ شود؛ از بررسي‌ منابع‌ و با تكيه‌ بر پاره‌اي‌ قراين‌ مي‌توان‌ احتمال‌ داد كه‌ همواره‌ چنين‌ نبوده‌ و پيشخدمت‌باشي‌ گاه‌ صرفاً جنبة‌ لقب‌ داشته‌ و برخلاف‌ معنايش‌، رئيس‌ پيشخدمتها (دهخدا، ذيل‌ «پيشخدمت‌باشي‌») به‌شمار نمي‌آمده‌ است‌. يكي‌ از اين‌ قراين‌ آن‌ است‌ كه‌ در منابع‌ دورة‌ قاجار بندرت‌ تصريح‌ شده‌ كه‌ پيشخدمت‌باشي‌ رئيس‌ پيشخدمتهاست‌. قرينة‌ ديگر آن‌ است‌ كه‌ برخي‌ از پيشخدمت‌ باشيان‌ سمت‌ امين‌ خلوتي‌ (رياست‌ پيشخدمتان‌) را داشته‌اند. ازينرو مي‌توان‌ گفت‌ بعضي‌ نيز بوده‌اند كه‌ با وجود داشتن‌ عنوان‌ پيشخدمت‌باشي‌ از لحاظ‌ سازماني‌ ارتباطي‌ با پيشخدمتها نداشته‌اند.از متون‌ دورة‌ سلاطين‌ قاجار برمي‌آيد كه‌ در دربار آنان‌ دو گونه‌ پيشخدمت‌باشي‌ وجود داشته‌ است‌: «پيشخدمت‌باشيان‌ سلام‌ عام‌» و «پيشخدمت‌باشيان‌ حضور مبارك‌». وظيفة‌ پيشخدمت‌باشي‌ سلام‌ در عهد فتحعلي‌شاه‌ آن‌ بود كه‌ در هنگام‌ سلام‌ قليان‌ تمام‌ مرصّعي‌ در دست‌ مي‌گرفت‌ و كنار تخت‌ مي‌ايستاد تا شاه‌ گاه‌ پُكي‌ به‌قليان‌ بزند (مستوفي‌، ج‌ 1، ص‌ 404). پيشخدمت‌باشي‌ سلام‌ همچنين‌ در مراسم‌ استقبال‌ از شاه‌ حضور مي‌يافت‌ ( رجوع كنيد به مجموعة‌ اسناد و مدارك‌ فرخ‌خان‌ امين‌الدوله‌ ، ج‌4، ص‌261). اين‌ منصب‌ موروثي‌ بود، چنانكه‌ در عهد فتحعلي‌شاه‌، حاج‌آقا اسماعيل‌ آن‌ را در اختيار داشت‌ (اعتمادالسلطنه‌، 1363 ش‌، ص‌46؛ سرابي‌، ص‌ 6، عنوان‌ او را «پيشخدمت‌ خاصة‌ سلام‌» نوشته‌ است‌) و پس‌ از وي‌ به‌پسرش‌ ميرزا علي‌نقي‌ حكيم‌الممالك‌ رسيد. بعد از او در دورة‌ مظفرالدين‌ شاه‌ (1314-1324) اين‌ شغل‌ متروك‌ شد (مستوفي‌؛ اعتمادالسلطنه‌، 1363 ش‌، همانجاها). با اين‌ حال‌، وي‌ سالي‌ يك‌ بار در حياط‌ تخت‌مرمر به‌سلام‌ مي‌نشست‌ و پيشخدمت‌ ] باشي‌ [ مخصوص‌ ِ سلام‌، قليان‌ را برايش‌ نگه‌ مي‌داشت‌ (سپهر، مرآت‌الوقايع‌ مظفري‌ ، ص‌49). اعتبار و اهميت‌ عنوان‌ پيشخدمت‌باشيِ سلام‌ چندان‌ بود كه‌ متصديان‌ آن‌ بعدها وقتي‌ به‌حكومت‌ ولايات‌ مي‌رسيدند، باز هم‌ اين‌ عنوان‌ را حفظ‌ مي‌كردند (اعتمادالسلطنه‌، 1363 ش‌، ص‌385). حتي‌ حكيم‌الممالك‌، پيشخدمت‌باشي‌ سلام‌، شايد به‌اقتضاي‌ همين‌ منصبِ خود از اعضاي‌ «مجلس‌ دربار اعظم‌» بوده‌ است‌ (همانجا). اما وظايف‌ پيشخدمت‌باشيان‌ حضور مبارك‌ ظاهراً فراتر از حدّ تشريفات‌ بوده‌ و برخي‌ از آنان‌ سمت‌ امين‌خلوت‌ هم‌ داشته‌اند (همان‌، ص‌46)، چنانكه‌ پيشخدمت‌باشيان‌ وليعهد و ساير شاهزادگان‌ نيز صاحب‌ عنوان‌ صرف‌ نبوده‌اند، بلكه‌ رئيس‌ خلوت‌ آنان‌ به‌شمار مي‌آمده‌اند ( رجوع كنيد به سپهر، مرآت‌الوقايع‌ مظفري‌ ، ص‌63؛ظل‌السلطان‌، ج‌2، ص‌579، 581؛ اعتمادالسلطنه‌، 1357 ش‌، ص‌246). گاه‌ به‌بعضي‌ از اينان‌ حكمراني‌ ولايات‌ بزرگ‌ را مي‌دادند، اما سررشتة‌ كارها در اصل‌ در دست‌ ديگران‌ بود (ظل‌السلطان‌، ج‌2، ص‌618). در منابع‌ همچنين‌ از كساني‌ با عنوان‌ نايب‌ پيشخدمت‌باشي‌ شاه‌ يا وليعهد ياد شده‌ كه‌ برخي‌ از آنها مقام‌ و موقعيت‌ برجسته‌اي‌ داشته‌اند (اعتمادالسلطنه‌، 1363 ش‌، ج‌1، ص‌425؛ سپهر، مرآت‌الوقايع‌ مظفري‌ ، ص‌211؛ صديق‌الممالك‌، ص‌272).منصب‌ پيشخدمتي‌ به‌طور رسمي‌ تا سالهاي‌ آخر سلطنت‌ قاجار نيز برپا بود، چنانكه‌ مليجك‌ ثاني‌ براثر اقدامات‌ مستوفي‌الممالك‌ و نظر مساعد رضاخان‌ با عنوان‌ پيشخدمت‌ مخصوص‌ وليعهد (محمدحسن‌ ميرزا قاجار) بازنشسته‌ شد و ماهانه‌ هزار ريال‌ برايش‌ مقرر گرديد (مليجك‌، ج‌ 1، مقدمة‌ ميرزائي‌، ص‌7).در آغاز سلطنت‌ رضاشاه‌، پيشخدمتان‌ به‌جاي‌ ادارة‌ خلوت‌ زيرنظر وزارت‌ دربار قرار گرفتند و ابوالفتح‌ دولتشاهي‌ به‌سمت‌ رياست‌ پيشخدمتها منصوب‌ شد. از اين‌ پس‌ به‌ فرمان‌ شاه‌ جنبة‌ تشريفاتي‌ و لقب‌ پيشخدمتي‌ حذف‌ گرديد و افراد سرشناسي‌ هم‌ كه‌، به‌رسم‌ گذشته‌، داوطلب‌ پيشخدمتي‌ ِ افتخاري‌ بودند، به‌تناسب‌ تحصيلات‌ و توانايي‌ خويش‌ در وزارتخانه‌هاي‌ مختلف‌ به‌كار گمارده‌ شدند. در اين‌ دوره‌ پيشخدمتها فقط‌ به‌كارهاي‌ خدماتي‌ مشغول‌ بودند و حتي‌ پيشخدمت‌ شاه‌ كه‌ ظاهراً عنوان‌ پيشخدمت‌ مخصوص‌ نيز داشت‌، از اين‌ فرمان‌ مستثنا نبود ( رجوع كنيد به بهبودي‌، ص‌ 292ـ296، 300، 312؛ ايزدي‌، ص‌ 480). در پي‌ اين‌ تحولات‌، پيشخدمتان‌ جايگاه‌ و اعتبار گذشته‌ را از دست‌ دادند و برخلاف‌ دوره‌هاي‌ پيش‌ در مراسم‌ تشريفاتي‌ ِ دربار نقشي‌ نداشتند؛ چنانكه‌ در دفترچه‌اي‌ به‌نام‌ دستور تشريفات‌ درباري‌ (چاپ‌ در 1321 ش‌) و نيز در دستور تشريفات‌ شاهنشاهي‌ (چاپ‌ در 1314 ش‌) كه‌ بتفصيل‌ به‌ تشريفات‌ خاص‌ ديدارها و باريابيها و ميهمانيهاي‌ رسمي‌ پرداخته‌ شده‌، نامي‌ از پيشخدمت‌ به‌ميان‌ نيامده‌ است‌ (بترتيب‌ سند ش‌ فيش‌ 00330155 محل‌ در آرشيو سازمان‌ اسناد ملي‌ ايران‌، 420 ت‌ 3 آ پ‌ ا، ش‌ 297004963 و سند ش‌ فيش‌ 00030109، محل‌ در همانجا، 117 ط‌ 3 ب‌ آ ا، ش‌ 293000464).منابع‌: يحيي‌ آرين‌پور، از صبا تا نيما ، ج‌ 2، تهران‌ 1354 ش‌؛ محمود احتشام‌السلطنه‌، خاطرات‌ احتشام‌السلطنه‌ ، چاپ‌ محمد مهدي‌ موسوي‌، تهران‌ 1366 ش‌؛ محمدحسن‌بن‌علي‌ اعتمادالسلطنه‌، خلسه‌ مشهور به‌ خواب‌ نامه‌ ، چاپ‌ محمود كتيرائي‌، تهران‌ 1357 ش‌، همو، المآثر والا´ثار ، در چهل‌ سال‌ تاريخ‌ ايران‌ ، چاپ‌ ايرج‌ افشار، ج‌ 1، تهران‌ 1363 ش‌؛ علي‌ ايزدي‌، «خاطرات‌ علي‌ ايزدي‌: مرگ‌ رضاشاه‌»، در رضاشاه‌: خاطرات‌ سليمان‌ بهبودي‌، شمس‌ پهلوي‌، علي‌ ايزدي‌ ، چاپ‌ غلامحسين‌ ميرزا صالح‌، تهران‌ 1372 ش‌؛ سليمان‌ بهبودي‌، «خاطرات‌ سليمان‌ بهبودي‌: بيست‌ سال‌ با رضاشاه‌»، در رضاشاه‌: خاطرات‌... ؛ محمدبن‌ حسين‌ بيهقي‌، تاريخ‌ بيهقي‌ ، چاپ‌ خليل‌ خطيب‌ رهبر، تهران‌ 1368 ش‌؛ همان‌، چاپ‌ علي‌اكبر فياض‌، مشهد 1350 ش‌؛ علي‌اكبر دهخدا، لغت‌نامه‌ ، زيرنظر محمدمعين‌، تهران‌ 1325ـ 1359 ش‌؛ جعفربن‌ محمد رودكي‌، ديوان‌ شعر رودكي‌ ، چاپ‌ جعفر شعار، تهران‌ 1378 ش‌؛ زين‌العابدين‌ مراغه‌يي‌، سياحتنامة‌ ابراهيم‌ بيك‌، يا، بلاي‌ تعصب‌ او ، تهران‌ 1353 ش‌؛ عبدالحسين‌ سپهر، مرآت‌ الوقايع‌ مظفري‌؛ و، يادداشتهاي‌ ملك‌المورخين‌ ، چاپ‌ عبدالحسين‌ نوائي‌، تهران‌ 1368 ش‌؛ حسين‌بن‌ عبدالله‌ سرابي‌، مخزن‌الوقايع‌: شرح‌ مأموريت‌ و مسافرت‌ فرخ‌خان‌ امين‌الدوله‌ ، ج‌ 1، چاپ‌ كريم‌ اصفهانيان‌ و قدرت‌الله‌ روشني‌، تهران‌ 1344 ش‌؛ حسين‌ سعادت‌ نوري‌، رجال‌ دورة‌ قاجاريه‌ ، تهران‌ 1364 ش‌؛ محمدعلي‌بن‌ محمدرضا سياح‌، خاطرات‌ حاج‌ سياح‌، يا دورة‌ خوف‌ و وحشت‌ ، چاپ‌ حميد سياح‌ و سيف‌الله‌ گلكار، تهران‌ 1359 ش‌؛ ژان‌ شاردن‌، سفرنامة‌ شاردن‌ ، ترجمة‌ اقبال‌ يغمايي‌، تهران‌ 1372ـ 1375 ش‌؛ ابراهيم‌بن‌ اسدالله‌ صديق‌الممالك‌، منتخب‌التواريخ‌ ، تهران‌ 1366 ش‌؛ مسعود ميرزابن‌ ناصر ظل‌السلطان‌، خاطرات‌ ظل‌السلطان‌ ، چاپ‌ حسين‌ خديو جم‌، تهران‌ 1368 ش‌؛ ابوالحسن‌ غفاري‌ كاشاني‌، گلشن‌ مراد ، چاپ‌ غلامرضا طباطبائي‌ مجد، تهران‌ 1369 ش‌؛ انگلبرت‌ كمپفر، سفرنامة‌ كمپفر ، ترجمة‌ كيكاووس‌ جهانداري‌، تهران‌ 1360 ش‌؛ مجموعة‌ اسناد و مدارك‌ فرخ‌خان‌ امين‌الدوله‌ ، ج‌ 4، چاپ‌ كريم‌ اصفهانيان‌، تهران‌ 1354 ش‌؛ عبدالله‌ مستوفي‌، شرح‌ زندگاني‌ من‌، يا، تاريخ‌ اجتماعي‌ و اداري‌ دورة‌ قاجاريه‌ ، تهران‌ 1360 ش‌؛ ميرمحمد سعيدبن‌علي‌ مشيزي‌، تذكرة‌ صفويه‌ كرمان‌ ، چاپ‌ محمدابراهيم‌ باستاني‌ پاريزي‌، تهران‌ 1369 ش‌؛ مظفرالدين‌ قاجار، شاه‌ ايران‌، سفرنامة‌ فرنگستان‌ ، ج‌ 1: سفر اول‌ ، مقدمه‌ و فهرست‌ها از اميرشيرازي‌، تهران‌ 1363 ش‌؛ دوستعلي‌ معيرالممالك‌، رجال‌ عصر ناصري‌ ، تهران‌ 1361 ش‌؛ ديويد نيل‌ مكنزي‌، فرهنگ‌ كوچك‌ زبان‌ پهلوي‌ ، ترجمة‌ مهشيد ميرفخرايي‌، تهران‌ 1373 ش‌؛ غلامعلي‌ مليجك‌، روزنامة‌ خاطرات‌ عزيزالسلطان‌ ، چاپ‌ محسن‌ ميرزائي‌، تهران‌ 1376 ش‌؛ ميرزا سميعا، تذكرة‌ الملوك‌ ، چاپ‌ محمد دبير سياقي‌، تهران‌ 1368 ش‌؛ ناصرالدين‌ قاجار، شاه‌ ايران‌، روزنامة‌ خاطرات‌ ناصرالدين‌ شاه‌ در سفر سوّم‌ فرنگستان‌ ، چاپ‌ محمداسماعيل‌ رضواني‌ و فاطمه‌ قاضيها، تهران‌ 1369ـ1373 ش‌؛ محمدابراهيم‌ بن‌ زين‌العابدين‌ نصيري‌، دستور شهرياران‌: سالهاي‌ 1105 تا 1110 ه . ق‌ پادشاهي‌ شاه‌ سلطان‌ حسين‌ صفوي‌ ، چاپ‌ محمد نادر نصيري‌ مقدم‌، تهران‌ 1373 ش‌.
نظر شما
ایمیل ایمیل
مولفان

قنبرعلي‌ رودگر

حوزه موضوعی
رده های موضوعی
جلد 5
تاریخ چاپ
وضعیت انتشار
  • چاپ نشده