پیرنیا حسین‌
معرف

ملقب  به‌ مؤتمن‌الملك‌، دولتمرد اواخر دورة‌ قاجاريه‌ و نمايندة‌ مجلس‌ شوراي‌ ملي‌

متن


پيرنيا، حسين‌ ، ملقب‌ به‌ مؤتمن‌الملك‌، دولتمرد اواخر دورة‌ قاجاريه‌ و نمايندة‌ مجلس‌ شوراي‌ ملي‌. فرزند ميرزانصرالله‌خان‌ نائيني‌ مشيرالدوله‌ بود. در ۱۲۹۲/۱۲۵۴ ش‌، در تهران‌ متولد شد. تحصيلات‌ ابتدايي‌ و معلومات‌ متداول‌ را در تهران‌ فرا گرفت‌ و سپس‌ عازم‌ اروپا شد و در مدرسة‌ حقوق‌ پاريس‌ ادامة‌ تحصيل‌ داد. پس‌ از بازگشت‌ به‌ايران‌ به‌ خدمت‌ وزارت‌ امورخارجه‌ درآمد و در ۱۳۱۷، كه‌ مدرسة‌ علوم‌ سياسي‌ دايرگرديد، در آنجا به‌ تدريس‌ پرداخت‌. در ۱۳۲۰ به‌ رياست‌ دفتر وزارت‌ امور خارجه‌ منصوب‌ شد، تا ۱۳۲۵ در اين‌ سمت‌ باقي‌ بود و درهمين‌ سمت‌ لقب‌ مؤتمن‌الملك‌ گرفت‌ (بامداد، ج‌ ۱، ص‌ ۳۸۸؛ سپهر، ص‌ ۱۳۸).مؤتمن‌الملك‌ در آغاز نهضت‌ مشروطه‌، چون‌ تحصيلكردة‌ فرانسه‌ بود، به‌ اين‌ نهضت‌ گرايش‌ جُست‌ و به‌ اتفاق‌ برادرش‌، پدر را در ياري‌ مشروطه‌خواهان‌ تشويق‌ كرد و سرانجام‌ در تنظيم‌ قانون‌ اساسي‌ و نظامنامة‌ انتخابات‌ و متمم‌ قانون‌ اساسي‌ شركت‌ جست‌ و در اين‌ راه‌ كوشش‌ بسيار كرد (صفائي‌، ج‌ ۱، ص‌ ۷۱۵).در ۲۹ رمضان‌ ۱۳۲۵/۴آبان‌ ۱۲۸۶ ميرزا ابوالقاسم‌خان‌ ناصرالملك‌، كه‌ به‌ رئيس‌الوزرايي‌ منصوب‌ شده‌ بود، كابينة‌ خود را به‌ شاه‌ و مجلس‌ معرفي‌ كرد. در اين‌ كابينه‌، براي‌ اولين‌ بار، مؤتمن‌الملك‌ مقام‌ وزارت‌ گرفت‌ و متصدي‌ وزارت‌ تجارت‌ و گمركات‌ شد (ضرغام‌ بروجني‌، ص‌ ۱۶). در ترميم‌ كابينة‌ نظام‌السلطنة‌ مافي‌، براي‌ باردوم‌، به‌ وزارت‌ تجارت‌ منصوب‌ و در ترميم‌ سوم‌ كابينه‌ نيز همان‌ سمت‌ را دارا شد (همان‌، ص‌ ۲۲، ۲۴). در اولين‌ كابينة‌ ميرزا احمدخان‌ مشيرالسلطنه‌، كه‌ در ۷جمادي‌الاولي‌ ۱۳۲۶/ ۱۷ خرداد ۱۲۸۷ در باغ‌شاه‌ به‌ محمدعلي‌شاه‌ معرفي‌ شد، سمت‌ مؤتمن‌الملك‌ وزارت‌ فوائد عامه‌ و تجارت‌ بود، و در ترميم‌ كابينه‌ همان‌ سمت‌ را حفظ‌ كرد (همان‌، ص‌ ۲۶ـ۲۹) ولي‌ به‌هنگام‌ ترميم‌ كابينه‌ در ۷ ذيحجة‌ ۱۳۲۶/ ۱۵ دي‌ ۱۲۸۷ ازوزارت‌مستعفي‌گرديد. در رئيس‌الوزرايي‌ دوم‌ ميرزا ابوالقاسم‌ خان‌ ناصرالملك‌، كه‌ به‌ كفالت‌ ميرزا جوادخان‌ سعدالدوله‌ تشكيل‌ يافت‌، مؤتمن‌الملك‌ به‌ سمت‌ وزارت‌ علوم‌ و معارف‌ تعيين‌ گرديد و در ترميم‌ كابينه‌ همچنان‌ سمت‌ خود را حفظ‌ كرد (همان‌، ص‌ ۳۴ـ۳۵). پس‌ از استبداد صغير و فتح‌ تهران‌، كه‌ در نتيجه‌ محمدعلي‌شاه‌ از سلطنت‌ خلع‌ گرديد و احمدميرزا وليعهد با نيابت‌ عليرضا خان‌ عضدالملك‌ جانشين‌ پدر شد (همان‌، ص‌ ۳۷)، مؤتمن‌الملك‌ از تهران‌ به‌ نمايندگي‌ دورة‌ دوم‌ مجلس‌ شوراي‌ ملي‌ انتخاب‌ گرديد و در انتخاب‌ هيئت‌ رئيسة‌ موقتي‌، به‌ رياست‌ برگزيده‌ شد (فرهنگ‌ قهرماني‌، ص‌ ۱۶،۲۱). بعداً نيز چهارمين‌ رئيس‌ اين‌ دورة‌ مجلس‌ شد كه‌ هشت‌ ماه‌ و چهارده‌ روز به‌طول‌ انجاميد (همان‌، ص‌ ۲۵).پس‌ از انحلال‌ مجلس‌ دوم‌ و آغاز فترت‌ در ۱۹ صفر ۱۳۳۲/۲۸ دي‌ ۱۲۹۱، كه‌ محمدعلي‌ خان‌ علاءالسلطنه‌ به‌ رئيس‌الوزرايي‌ انتخاب‌ شد، در كابينة‌ خود مؤتمن‌الملك‌ را به‌ سمت‌ وزارت‌ فوائد عامه‌ و تجارت‌ منصوب‌ كرد، ولي‌ وي‌ پس‌ از مدت‌ كوتاهي‌، از عضويت‌ كابينه‌ استعفا كرد (ضرغام‌ بروجني‌، ص‌ ۸۲ ـ۸۳؛ عاقلي‌، ج‌ ۱، ص‌ ۹۴ـ۹۵).در انتخابات‌ دورة‌ سوم‌ مجلس‌ شوراي‌ ملي‌، مؤتمن‌الملك‌ وكيل‌ اول‌ تهران‌ شد و از نخستين‌ روز افتتاح‌ مجلس‌ در ۱۵ محرم‌ ۱۳۳۳/ ۱۳ آذر ۱۲۹۳ تا سفر مهاجرت‌ و تعطيلي‌ مجلس‌ در ۶ محرم‌ ۱۳۳۴/ ۲۳ آبان‌ ۱۲۹۴ رياست‌ با او بود. عمر مجلس‌ سوم‌ يك‌ سال‌ بود (فرهنگ‌ قهرماني‌، ص‌ ۲۹،۳۵ـ ۳۸؛ عاقلي‌، ج‌ ۱، ص‌ ۱۰۷).مؤتمن‌الملك‌ در ۱۳۳۵/۱۲۹۶ش‌ در دو كابينة‌ علاءالسلطنه‌ به‌ وزارت‌ فوائد عامه‌ و تجارت‌ معرفي‌ شد و در كابينة‌ عين‌الدوله‌ هم‌ داراي‌ همان‌ سمت‌ بود. او در همان‌ سال‌ در كابينة‌ حسن‌ مستوفي‌، وزير معارف‌ و اوقاف‌ شد (ضرغام‌ بروجني‌، ص‌ ۱۰۱ـ ۱۰۷) و در ۱۳۳۸ در كابينة‌ ميرزاحسن‌خان‌ مشيرالدوله‌، مقام‌ وزارت‌ مشاور گرفت‌ (همان‌، ص‌ ۱۱۹ـ۱۲۰). وي‌ در دورة‌ چهارم‌ مجلس‌ شورا كه‌ در تير ۱۳۰۰ افتتاح‌ گرديد، از تهران‌ به‌ نمايندگي‌ انتخاب‌ شد و در تمام‌ آن‌ دوره‌ رياست‌ مجلس‌ شوراي‌ ملي‌ را برعهده‌ داشت‌. در دورة‌ پنجم‌ نيز كماكان‌ از تهران‌ به‌ وكالت‌ مجلس‌ شوراي‌ ملي‌ انتخاب‌ شد و به‌ رياست‌ مجلس‌ رسيد (فرهنگ‌ قهرماني‌، ص‌ ۴۲، ۴۸ـ۴۹، ۵۷، ۶۳).روز ۲ فروردين‌ ۱۳۰۳ جلسة‌ علني‌ مجلس‌ شوراي‌ ملي‌ براي‌ اعلام‌ جمهوريت‌ تشكيل‌ شد. عدة‌ زيادي‌ از روحانيان‌ و اصناف‌ در ميدان‌ بهارستان‌ اجتماع‌ كردند و در مخالفت‌ با جمهوري‌ سردارسپه‌ شعار دادند. در نتيجه‌ بين‌ مردم‌ و نظاميان‌ زدوخورد شديدي‌ روي‌ داد. به‌دستور سردارسپه‌ رئيس‌الوزرا و وزير جنگ‌، عدة‌ زيادي‌ نظامي‌ وارد ميدان‌ شده‌، به‌ ضرب‌ و شتم‌ مردم‌ پرداختند. بسياري‌ از مردم‌ مصدوم‌ و مجروح‌ يا مقتول‌ شدند و جلسة‌ مجلس‌ بدون‌ اخذ نتيجه‌ تعطيل‌ شد. مؤتمن‌الملك‌، رئيس‌ مجلس‌، به‌ سردارسپه‌ نسبت‌ به‌ ضرب‌ و شتم‌ مردم‌ شديداً اعتراض‌ كرد و نظم‌ مجلس‌ و بهارستان‌ را برعهدة‌ خود دانست‌. سردارسپه‌ اظهار كرد كه‌ امنيت‌ مملكت‌ با اوست‌ و به‌ وظيفة‌ خود عمل‌ كرده‌ است‌. مؤتمن‌الملك‌ دستور داد كه‌ زنگ‌ جلسه‌ را بنوازند تا تكليف‌ سردارسپه‌ را تعيين‌ كند. با شفاعت‌ عده‌اي‌ از نمايندگان‌، از جمله‌ مشيرالدوله‌، بين‌ سردارسپه‌ و مؤتمن‌الملك‌ سازش‌ و تفاهم‌ به‌وجود آمد و سردارسپه‌ از عمل‌ خود معذرت‌ خواهي‌ كرد (عاقلي‌، ج‌ ۱، ص‌ ۱۸۵).روز ۱۵ مهر ۱۳۰۴، طبق‌ عرف‌ مجلس‌، انتخاب‌ هيئت‌ رئيسة‌ مجلس‌ پنجم‌ انجام‌ گرفت‌ و مؤتمن‌الملك‌ به‌ رياست‌ مجلس‌ انتخاب‌ شد، ولي‌ در همان‌ روز وي‌ اين‌ منصب‌ را نپذيرفت‌ و استعفا كرد. روز ۱۹ مهر ۱۳۰۴ مجدداً براي‌ انتخاب‌ رياست‌ مجلس‌ رأي‌گيري‌ شد و نمايندگان‌ به‌ رياست‌ مؤتمن‌الملك‌ رأي‌ دادند. روز ۲۱ مهر مجدداً مؤتمن‌الملك‌ مستعفي‌ شد و از حضور در جلسات‌ مجلس‌ خودداري‌ كرد (همان‌، ج‌ ۱، ص‌ ۱۹۷).مؤتمن‌الملك‌ و مشيرالدوله‌، مستوفي‌ را تشويق‌ به‌ رياست‌ كردند ولي‌ او هم‌ نپذيرفت‌. استعفاي‌ مؤتمن‌الملك‌ به‌ حسب‌ ظاهر براي‌ طرفداري‌ از اصل‌ لايتغير بودن‌ قانون‌ اساسي‌ بود، ولي‌ او با تغيير سلطنت‌ مخالفتي‌ نداشت‌ زيرا مي‌دانست‌ كه‌ حكومت‌ فرسودة‌ قاجاريه‌ و ناتواني‌ احمدشاه‌ با تحولات‌ و مخالفتهاي‌ سياست‌ خارجي‌ و با اوضاع‌ و احوال‌ بخصوصي‌ كه‌ در مملكت‌ پيش‌ آمده‌ بود ديگر قابل‌ دوام‌ نيست‌. مؤتمن‌الملك‌، با كمال‌ زيركي‌، با يك‌ تير دو نشان‌ زد، يعني‌ با استعفاي‌ خويش‌ و سپردن‌ رياست‌ مجلس‌ به‌دست‌ سيدمحمد تدين‌، هم‌ امر انقراض‌ سلطنت‌ قاجاريه‌ را تسهيل‌ كرد و هم‌ وجهة‌ ملي‌ خود را حفظ‌ نمود (صفائي‌، ج‌ ۱، ص‌ ۷۲۳ـ۷۲۴).مؤتمن‌الملك‌ در انتخابات‌ دورة‌ ششم‌ مجلس‌ شوراي‌ ملي‌ از تهران‌ به‌ وكالت‌ رسيد ولي‌ داوطلب‌ رياست‌ مجلس‌ نبود و تدين‌ به‌رياست‌ انتخاب‌ گرديد (فرهنگ‌ قهرماني‌، ص‌ ۷۰). تدين‌ در بهمن‌ ۱۳۰۵ از رياست‌ مجلس‌ مستعفي‌ و در كابينة‌ حسن‌ مستوفي‌ به‌ وزارت‌ معارف‌ انتخاب‌ گرديد (عاقلي‌، ج‌ ۱، ص‌ ۲۱۷، ۲۱۸) و در نتيجه‌ در ۱۵ فروردين‌ ۱۳۰۶، كه‌ انتخاب‌ هيئت‌ رئيسه‌ تجديد شد، مؤتمن‌الملك‌ به‌ رياست‌ مجلس‌ انتخاب‌ گرديد و تا آخر دورة‌ ششم‌ رياست‌ داشت‌ (فرهنگ‌ قهرماني‌، ص‌ ۷۹ـ۸۱). در انتخابات‌ دورة‌ هفتم‌ مجلس‌ شوراي‌ ملي‌، بارديگر مؤتمن‌الملك‌ از تهران‌ به‌ وكالت‌ انتخاب‌ گرديد و چون‌ از اين‌ دوره‌ (۱۳۰۷ ش‌) به‌ بعد، اصول‌ انتخابات‌ تغيير كرد و صورت‌ فرمايشي‌ به‌ خود گرفت‌ كه‌ در تمام‌ دورة‌ سلطنت‌ پهلوي‌ ادامه‌ داشت‌، مؤتمن‌الملك‌ نمايندگي‌ مجلس‌ را نپذيرفت‌ (بامداد، ج‌ ۱، ص‌ ۳۸۸ـ۳۸۹).مؤتمن‌الملك‌ در دورة‌ چهاردهم‌ از تهران‌ به‌وكالت‌ مجلس‌ شوراي‌ ملي‌ انتخاب‌ شد ولي‌ نمايندگي‌ مجلس‌ را نپذيرفت‌. در ۱۸ مرداد ۱۳۲۱، پس‌ از استعفاي‌ نخستين‌ كابينة‌ علي‌ سهيلي‌، اكثريت‌ نمايندگان‌ دورة‌ سيزدهم‌ رأي‌ به‌ زمامداري‌ او دادند ولي‌ وي‌ به‌هيچوجه‌ زيربار مسئوليت‌ نرفت‌ (صفائي‌، ج‌ ۱، ص‌ ۷۲۶).در اوايل‌ بهمن‌ ۱۳۲۴ وي‌ مجدداً از طرف‌ نمايندگان‌ مجلس‌ نامزد نخست‌وزيري‌ شد و ۵۱ نفر از نمايندگان‌ به‌ او ابراز تمايل‌ كردند اما رقيب‌ وي‌، احمد قوام‌، با دو رأي‌ اضافي‌ نخست‌وزير شد (عاقلي‌، ج‌ ۱، ص‌ ۳۸۴).حسين‌ پيرنيا مؤتمن‌الملك‌ در روز ۹ شهريور ۱۳۲۶، در ۷۳ سالگي‌، درگذشت‌ و در آرامگاه‌ خانوادگي‌، در امامزاده‌ صالح‌ تجريش‌، دفن‌ گرديد. روز دهم‌ شهريور، به‌ مناسب‌ درگذشت‌ او، تمام‌ وزارتخانه‌ها و ادارات‌ دولتي‌ تعطيل‌ شد (عاقلي‌، ج‌ ۱، ص‌ ۴۰۸). وي‌ را از رجال‌ عاقل‌ و متين‌ ايران‌ شمرده‌اند (بامداد، ج‌ ۱، ص‌ ۳۸۸).



منابع‌: مهدي‌ بامداد، شرح‌ حال‌ رجال‌ ايران‌ در قرن‌ ۱۲و۱۳و ۱۴ هجري‌، ج‌ ۱، تهران‌ ۱۳۴۷ ش‌؛ احمدعلي‌ سپهر، ايران‌ در جنگ‌ بزرگ‌: ۱۹۱۸ـ۱۹۱۴ ، تهران‌ ۱۳۳۶ ش‌؛ ابراهيم‌ صفائي‌، رهبران‌ مشروطه‌ ، ج‌ ۱، تهران‌ ۱۳۶۳ ش‌؛ جمشيد ضرغام‌ بروجني‌، دولتهاي‌ عصر مشروطيّت‌ ، تهران‌ ] تاريخ‌ مقدمه‌ ۱۳۵۰ ش‌ [ ؛ باقر عاقلي‌، روزشمار تاريخ‌ ايران‌ از مشروطه‌ تا انقلاب‌ اسلامي‌ ، تهران‌ ۱۳۷۶ ش‌؛ عطاءالله‌ فرهنگ‌ قهرماني‌، اسامي‌ نمايندگان‌ مجلس‌ شوراي‌ ملي‌ از آغاز مشروطيت‌ تا دورة‌ ۲۴ قانونگذاري‌ و نمايندگان‌ مجلس‌ سنا در هفت‌ دورة‌ تقنينيه‌ از ۲۵۰۸ تا ۲۵۳۶ شاهنشاهي‌ ، تهران‌ ۱۳۵۶ ش‌.


نظر شما
ایمیل ایمیل
مولفان

باقر عاقلي

حوزه موضوعی
رده های موضوعی
جلد 5
تاریخ چاپ
وضعیت انتشار
  • چاپ نشده