پیرنیا ابوالحسن‌
معرف

ملقب به‌ معاضدالسلطنه‌، والي‌ و وزير، و وكيل‌ مجلس‌ شوراي‌ ملي‌

متن


پيرنيا، ابوالحسن‌ ، ملقب‌ به‌ معاضدالسلطنه‌، والي‌ و وزير، و وكيل‌ مجلس‌ شوراي‌ ملي‌. در ۱۲۸۶/۱۲۴۸ش‌، در نائين‌ متولد شد. پدرش‌، ميرزامحمدخان‌، از مالكان‌ نائين‌ بود. ابوالحسن‌ تحصيلات‌ خود را، اعم‌ از قديم‌ و جديد، در موطن‌ خود در حد عالي‌ انجام‌ داد (شجيعي‌، ص‌ ۳۱۳). در ۱۳۱۰ به‌ خدمت‌ وزارت‌ امورخارجه‌ درآمد. اولين‌ سمت‌ وي‌ عضويت‌ كارگزاري‌ در آذربايجان‌ بود؛ بعد به‌ تهران‌ انتقال‌ يافت‌ و رياست‌ «دفتر ثبت‌ نوشتجات‌» وزارت‌ امورخارجه‌ را برعهده‌ گرفت‌ و سپس‌ به‌ رياست‌ تنظيم‌ «دفتر عتيق‌» وزارت‌ امورخارجه‌ منصوب‌ شد. از ديگر مشاغل‌ او رياست‌ دفتر جنرال‌ (سر) كنسول‌ تفليس‌ و كنسول‌ بادكوبه‌ بود (ميرزاهاشم‌ خان‌، ص‌ ۱۲۷). معاضدالسلطنه‌ در اوايل‌ ۱۳۲۴ به‌ اروپا رفت‌ و به‌ تحصيل‌ زبان‌ فرانسه‌ پرداخت‌ و در كشورهاي‌ اروپا سياحت‌ كرد. مشاهدة‌ زندگي‌ پيشرفتة‌ مردم‌ اروپا افكارش‌ را متحول‌ كرد. او از آن‌ پس‌ هدف‌ سياسي‌ و اجتماعي‌ تازه‌اي‌ پيدا كرد و انديشه‌اش‌ به‌ سوسياليزم‌ ملي‌ گراييد و با نداي‌ مشروطه‌خواهان‌ ايران‌ هماهنگ‌ شد (صفائي‌، ج‌ ۱، ص‌ ۶۳۰).معاضدالسلطنه‌ در ۱۳۲۵ به‌ ايران‌ بازگشت‌ و به‌ نمايندگي‌ دورة‌ اول‌ مجلس‌ شوراي‌ ملي‌ تعيين‌ گرديد (همانجا). هنگام‌ به‌ توپ‌ بستن‌ مجلس‌ شوراي‌ ملي‌ در جمادي‌الاولي‌ ۱۳۲۶، به‌ اروپا سفر كرد و در لندن‌ به‌ اتفاق‌ سيدحسن‌ تقي‌زاده‌ * ، كميته‌اي‌ تشكيل‌ داد و بعد از فتح‌ تهران‌ در ۱۳۲۷، به‌ ايران‌ آمد و در دورة‌ دوم‌ مجلس‌ شوراي‌ ملي‌ نمايندة‌ گيلان‌ شد (بامداد، ج‌ ۱، ص‌ ۳۹).نجفقلي‌خان‌ صمصام‌السلطنه‌ بختياري‌ * در رجب‌ ۱۳۲۹/ مرداد ۱۲۹۰ وزراي‌ كابينة‌ خود را به‌ مجلس‌ معرفي‌ كرد. ميرزاحسين‌خان‌ دبيرالملك‌، وزير پست‌ و تلگراف‌ اين‌ كابينه‌، پس‌ از چندي‌ استعفا كرد و معاضدالسلطنه‌، كه‌ از جناح‌ اعتدالي‌ مجلس‌ بود، جانشين‌ او شد و در ۱۷ رمضان‌ ۱۳۲۹ به‌ مجلس‌ معرفي‌ گرديد. در ترميم‌ كابينه‌، كه‌ در ۷ ذيحجة‌ ۱۳۲۹/ ۶ آذر ۱۲۹۰ انجام‌ گرفت‌، معاضدالسلطنه‌ در سمت‌ خود تثبيت‌ شد، اما در اواسط‌ ۱۳۳۰/ اوايل‌ ۱۲۹۱ ش‌، كه‌ موضوع‌ تمديد امتياز «شركت‌ تلگرافي‌ هند و اروپ‌» مطرح‌ شد، به‌ سبب‌ مخالفت‌ با آن‌، از وزارت‌ پست‌ و تلگراف‌ استعفا كرد (ضرغام‌ بروجني‌، ص‌ ۶۸ـ۷۶؛ صفائي‌، ج‌ ۱، ص‌ ۶۳۹).پس‌ از سقوط‌ كابينة‌ صمصام‌السلطنه‌، معاضدالسلطنه‌ به‌ حكومت‌ يزد و كرمان‌ منصوب‌ شد ولي‌ در آن‌ شغل‌ چندان‌ نپاييد و پس‌ از يك‌ سال‌ و اندي‌ به‌ تهران‌ بازگشت‌ (بامداد؛ صفائي‌، همانجاها). در سومين‌ كابينه‌ مستوفي‌الممالك‌، كه‌ هنگامة‌ مهاجرت‌ پيش‌ آمد (محرم‌ ۱۳۳۴)، معاضدالسلطنه‌ از روي‌ احساسات‌ ملي‌ به‌ گروه‌ كوچندگان‌ پيوست‌ ولي‌ چون‌ با مقاصد شخصي‌ و سياسي‌ آنان‌ هماهنگي‌ نداشت‌، در كار مهاجرت‌ منفرد بود و چندين‌ ماه‌ در سميرم‌ و شهركرد بختياري‌ به‌ سر برد. در حكومت‌ اخير وثوق‌الدوله‌، وقتي‌ قرارداد ۱۹۱۹ امضا و منتشر شد، معاضدالسلطنه‌ به‌ حكم‌ احساسات‌ تند ملي‌ در صف‌ مخالفان‌ قرار گرفت‌، ولي‌ از آنجايي‌ كه‌ مخالفت‌ او آشكار و مستقيم‌ نبود، وثوق‌الدوله‌ متعرض‌ وي‌ نشد و تبعيدش‌ نكرد (صفائي‌، همانجا).در اوايل‌ آبان‌ ۱۳۰۲ احمد شاه‌ قاجار، در فترت‌ بين‌ مجلس‌ چهارم‌ و پنجم‌، سردار سپه‌ رضاخان‌، وزير جنگ‌، را به‌ رئيس‌الوزرايي‌ برگزيد. وي‌ بي‌درنگ‌ به‌ تعيين‌ وزيران‌ پرداخت‌ و روز پنجم‌ آبان‌ آنان‌ را به‌ احمدشاه‌ معرفي‌ كرد. در اولين‌ كابينة‌ سردار سپه‌، معاضدالسلطنه‌ به‌ وزارت‌ عدليه‌ رسيد و تا ۷ شهريور ۱۳۰۳ در اين‌ سمت‌ ماند. در آن‌ تاريخ‌، اديب‌السلطنه‌ به‌ جاي‌ وي‌ وزير عدليه‌ شد. معاضدالسلطنه‌ در انتخابات‌ دورة‌ پنجم‌ مجلس‌ شوراي‌ ملي‌ (۲۲ بهمن‌ ۱۳۰۲ ـ ۲۲ بهمن‌ ۱۳۰۴) از نائين‌ به‌ وكالت‌ مجلس‌ شوراي‌ ملي‌ تعيين‌ گرديد ولي‌ به‌ علت‌ عضويت‌ در كابينه‌ در جلسات‌ مجلس‌ شركت‌ ننمود و بعداً در شهريور ۱۳۰۳ به‌ مجلس‌ وارد شد (عاقلي‌، ج‌ ۱، ص‌ ۱۸۰، ۱۸۷ـ ۱۸۸، ۱۹۱؛ فرهنگ‌ قهرماني‌، ص‌ ۵۴، ۶۱). پس‌ از پايان‌ مجلس‌ پنجم‌، معاضدالسلطنه‌ پيرنيا قريب‌ دو سال‌ خانه‌نشين‌ بود، و سرانجام‌ در ۲۲ مرداد ۱۳۰۸ والي‌ كرمان‌ شد (عاقلي‌، ج‌ ۱، ص‌ ۲۴۶؛ صفائي‌، ج‌ ۱، ص‌ ۶۴۶). در انتخابات‌ دورة‌ هشتم‌ مجلس‌ شوراي‌ ملي‌ نيز مجدداً از نائين‌ به‌ وكالت‌ مجلس‌ شوراي‌ ملي‌ تعيين‌ شد. اين‌ مجلس‌ در ۲۴ آذر ۱۳۰۹ افتتاح‌، و در ۲۴ دي‌ ۱۳۱۱ اختتام‌ يافت‌ (فرهنگ‌ قهرماني‌، ص‌ ۹۶، ۱۰۲).پس‌ از اختتام‌ دورة‌ هشتم‌، معاضدالسلطنه‌ به‌ استانداري‌ فارس‌ تعيين‌ شد. فارس‌ در آن‌ هنگام‌، بر اثر اغتشاشهاي‌ داخلي‌ و شورش‌ عشاير فارس‌ و خشونت‌ رفتار نظاميان‌ و تحريكات‌ قوام‌، آرام‌ نبود. با اقداماتي‌ كه‌ وي‌ در سمت‌ خود انجام‌ داد، امنيت‌ و آرامش‌ به‌ حوزة‌ فارس‌ بازگشت‌ (صفائي‌، ج‌ ۱، ص‌ ۶۴۷). در ۱۳۱۴ ش‌ معاضدالسلطنه‌ بار ديگر به‌ استانداري‌ كرمان‌ منصوب‌ گرديد (باستاني‌ پاريزي‌، ص‌ ۶۳۸). او در ارديبهشت‌ ۱۳۱۸ بار ديگر به‌ استانداري‌ فارس‌ منصوب‌ شد. در اين‌ اوقات‌، در اطراف‌ فارس‌ ناامني‌ تازه‌اي‌ روي‌ داده‌ بود، و او با سابقه‌اي‌ كه‌ در فارس‌ داشت‌، مي‌توانست‌ در اين‌ مأموريت‌ مفيد واقع‌ گردد و منشأ خدمتي‌ شود. معاضدالسلطنه‌، در حالي‌ كه‌ براي‌ آرامش‌ حوزة‌ فارس‌ گامهاي‌ مفيدي‌ برمي‌داشت‌، در شب‌ ۱۳ آذر ۱۳۱۸، پس‌ از ترك‌ باشگاه‌ شيراز، به‌ منزل‌ خود نرسيد و بامدادان‌ جسد بي‌روح‌ او را جلو خانه‌اش‌ (باغ‌ منتصريه‌) و جسد نوكرش‌ را در كنار رودخانه‌ پيدا كردند. اين‌ حادثه‌ مردم‌ فارس‌ را متأثر كرد. مرگ‌ وي‌ كاملاً مشكوك‌ و مرموز بود و به‌ توطئه‌ شباهت‌ داشت‌؛ توطئه‌اي‌ كه‌ احتمالاً بعضي‌ از مأموران‌ نظامي‌ فارس‌ آن‌ را طراحي‌ كرده‌ بودند (صفائي‌، ج‌ ۱، ص‌ ۶۴۸).



منابع‌: محمدابراهيم‌ باستاني‌ پاريزي‌، «فهرست‌ اسامي‌ حكام‌ كرمان‌»، در يحيي‌ احمدي‌ كرماني‌، فرماندهان‌ كرمان‌ ، چاپ‌ محمدابراهيم‌ باستاني‌ پاريزي‌، تهران‌ ۱۳۷۱ ش‌؛ مهدي‌ بامداد، شرح‌ حال‌ رجال‌ ايران‌ در قرن‌ ۱۲ و ۱۳ و ۱۴ هجري‌، تهران‌ ۱۳۵۷ ش‌؛ زهرا شجيعي‌، نمايندگان‌ مجلس‌ شوراي‌ ملي‌ در بيست‌ويكدوره‌ قانونگذاري‌ ، تهران‌ ۱۳۴۴ ش‌؛ ابراهيم‌ صفائي‌، رهبران‌ مشروطه‌ ، ج‌ ۱، تهران‌ ۱۳۶۳ ش‌؛ جمشيد ضرغام‌ بروجني‌، دولتهاي‌ عصر مشروطيّت‌ ، تهران‌ ] تاريخ‌ مقدمه‌ ۱۳۵۰ ش‌ [ ؛ باقر عاقلي‌، روزشمارتاريخ‌ ايران‌ از مشروطه‌ تا انقلاب‌ اسلامي‌ ، تهران‌ ۱۳۷۶ ش‌؛ عطاءالله‌ فرهنگ‌ قهرماني‌، اسامي‌ نمايندگان‌ مجلس‌ شوراي‌ ملي‌ از آغاز مشروطيت‌ تا دورة‌ ۲۴ قانونگذاري‌ و نمايندگان‌ مجلس‌ سنا در هفت‌ دورة‌ تقنينيه‌ از ۲۵۰۸ تا ۲۵۳۶ شاهنشاهي‌ ، تهران‌ ۱۳۵۶ ش‌؛ ميرزا هاشم‌خان‌، «تعرفة‌ احوال‌ و اعضاء وزارت‌ امورخارجه‌ دولت‌ عليّه‌ ايران‌»، در مهدي‌بن‌رضاقلي‌ ممتحن‌الدوله‌، رجال‌ وزارت‌ خارجه‌ در عصر ناصري‌ و مظفّري‌ ، چاپ‌ ايرج‌ افشار، تهران‌ ۱۳۶۵ ش‌.


نظر شما
ایمیل ایمیل
مولفان

باقر عاقلي‌

حوزه موضوعی
رده های موضوعی
جلد 5
تاریخ چاپ
وضعیت انتشار
  • چاپ نشده