پیرمحمد جهانگیر
معرف
ر تيموري‌ (حك : 807 ـ 809) و وليعهد تيمور
متن
پيرمحمد جهانگير ، امير تيموري‌ (حك : 807 ـ 809) و وليعهد تيمور. پدرش‌، جهانگير ميرزا، پسر ارشد تيمور، و مادرش‌ بخت‌ ملك‌ آغا بود. پيرمحمد چهل‌ روز پس‌ از مرگ‌ پدرش‌، در 777 به‌ دنيا آمد (شرف‌الدين‌ علي‌ يزدي‌، ج‌1، ص‌201). در 794 تيمور او را به‌ حكومت‌ زابلستان‌ منصوب‌ كرد (همان‌، ج‌ 1، ص‌401). در دومين‌ يورش‌ تيمور به‌ ايران‌ (794ـ 798)، پيرمحمد و برادر بزرگش‌، محمد سلطان‌ (متوفي‌ 807)، پيشاپيش‌ سپاه‌ تيمور، پس‌ از تصرف‌ قزوين‌ به‌ سوي‌ كردستان‌ رفتند و سپس‌ در تستر (شوشتر) به‌ اردوي‌ تيمور پيوستند (ميرخواند، ج‌6، ص‌208ـ209). چندي‌ بعد تيمور ولايات‌ قُندُز، بقلان‌، كابل‌، غزنين‌ و قندهار تا سرحد هندوستان‌ را به‌ پيرمحمد واگذار كرد (خواندمير، ج‌3، ص‌471). او در 800 به‌ ملتان‌/ مولتان‌ حمله‌ برد ( رجوع كنيد به ميرخواند، ج‌6، ص‌284) و پس‌ از شش‌ ماه‌ محاصره‌، شهر را تصرف‌ كرد، اما به‌ سبب‌ بدي‌ هوا بسياري‌ از اسبها و لشكريانش‌ از بين‌ رفتند. در اين‌ هنگام‌، سپاه‌ تيمور به‌ مولتان‌ رسيد و به‌ ياري‌ پيرمحمد شتافت‌ (همان‌، ج‌6، ص‌ 286ـ 287). پيرمحمد در 801 در حملة‌ تيمور به‌ دهلي‌ ــ كه‌ در واقع‌ تصرف‌ مولتان‌ مقدمة‌ آن‌ بود ــ از فرماندهان‌ سپاه‌ بود (خواندمير، ج‌3، ص‌475). كلاويخو در 807 در سمرقند به‌ حضور پيرمحمد ــ كه‌ پس‌ از هفت‌ سال‌ براي‌ ديدار جدّش‌ به‌ دربار آمده‌ بود ــ رسيده‌ و در كتابش‌ (ص‌253ـ254) وي‌ را وصف‌ كرده‌ است‌.در 807 تيمور به‌ قصد تصرف‌ چين‌ به‌ اُتْرار رفت‌، اما در آنجا به‌ بيماري‌ سختي‌ دچار شد، ازينرو پيرمحمد را به‌ وليعهدي‌ خود برگزيد و حكومت‌ سمرقند را به‌ او واگذار كرد و در همان‌ سال‌ درگذشت‌ (خواندمير، ج‌ 3، ص‌ 533 ـ534). اميراني‌ كه‌ در اردو بودند، قاصدي‌ نزد پيرمحمد به‌ كابل‌ فرستادند تا درگذشت‌ تيمور را به‌ او اطلاع‌ دهد (حافظ‌ ابرو، ج‌1، ص‌1ـ2). اما برخي‌ از ايشان‌ خواهان‌ جانشيني‌ شاهرخ‌، پسر تيمور، بودند و به‌ بهانة‌ دوري‌ پيرمحمد از سمرقند، قرار گذاشتند تا شاهرخ‌ را به‌ سلطنت‌ برسانند (شرف‌الدين‌ علي‌ يزدي‌، ج‌ 2، ص‌ 479). پيرمحمد براي‌ رسيدن‌ به‌ سلطنت‌ بجز شاهرخ‌ دو رقيب‌ ديگر نيز داشت‌؛ يكي‌ سلطان‌ حسين‌، فرزند آكه‌ بيگي‌ دختر تيمور، ديگري‌ خليل‌ سلطان‌، نوة‌ تيمور و پسر ميرانشاه‌. سلطان‌ حسين‌ كه‌ داعية‌ سلطنت‌ داشت‌، پس‌ از آگاهي‌ از مرگ‌ تيمور به‌ سوي‌ سمرقند رفت‌ (خواندمير، ج‌3، ص‌ 536 ـ537). خليل‌ سلطان‌ نيز با سرپيچي‌ از وصيت‌ تيمور و تصرف‌ خزاين‌ او، و حمايت‌ امراي‌ تاشكند به‌ تخت‌ نشست‌ و به‌ مكتوبي‌ كه‌ اميرشاه‌ ملك‌ و اميرشيخ‌ نورالدين‌،حاميان‌ پيرمحمد، براي‌ او فرستادند وقعي‌ ننهاد وبه‌ سوي‌ سمرقند رفت‌ (همان‌، ج‌ 3، ص‌ 537 ـ 538). پيرمحمد نيز به‌ همراه‌ اميرشاه‌ ملك‌ و الغ‌بيگ‌، پسر شاهرخ‌ تيموري‌، به‌ جنگ‌ خليل‌ سلطان‌ رفت‌. دو سپاه‌ در حوالي‌ نَسَف‌ (نخشب‌) با يكديگر روبرو شدند كه‌ به‌ شكست‌ پيرمحمد انجاميد (عبدالرزاق‌ سمرقندي‌، ج‌2، جزء 1، ص‌36ـ37). در 808 پيرمحمد از اميرسليمانشاه‌ خواست‌ تا سلطان‌ حسين‌ را كه‌ نزد او در شبورغان‌ بود، تسليم‌ وي‌ كند، اما چون‌ امير نپذيرفت‌، به‌ آنجا حمله‌ كرد. اميرسليمانشاه‌ و سلطان‌ حسين‌ كه‌ تاب‌ رويارويي‌ نداشتند، به‌ هرات‌ نزد شاهرخ‌ گريختند (حافظ‌ ابرو، ج‌ 1، ص‌ 85 ـ86).پيرمحمد در 14 رمضان‌ 809 به‌ دست‌ وزيرش‌، پيرعلي‌تاز، كه‌ داعية‌ استقلال‌ داشت‌، به‌ قتل‌ رسيد (عبدالرزاق‌ سمرقندي‌، ج‌2، جزء 1، ص‌48ـ49؛ حافظ‌ ابرو، ج‌1، ص‌142ـ146). شاهرخ‌ پس‌ از آگاهي‌ از مرگ‌ برادرزاده‌اش‌، در 810 به‌ بلخ‌ حمله‌ كرد. پيرعلي‌تاز گريخت‌ اما به‌ دست‌ سرداران‌ هزاره‌، طايفه‌اي‌ در افغانستان‌، كشته‌ شد. شاهرخ‌، بلخ‌ و سپس‌ در 812 همة‌ ولايات‌ پيرمحمد را به‌ پسر او، اميرزاده‌ قيدو، واگذار كرد و امير توكل‌ بَرلاس‌ و امير شمس‌الدين‌ اوچ‌ قرا را كه‌ از ملازمان‌ پيرمحمد بودند، همراه‌ او كرد (عبدالرزاق‌ سمرقندي‌، ج‌2، جزء 1، ص‌64؛ حافظ‌ ابرو، ج‌1، ص‌192، 318).منابع‌: عبدالله‌بن‌ لطف‌الله‌ حافظ‌ابرو، زبدة‌التواريخ‌ ، چاپ‌ كمال‌ حاج‌ سيدجوادي‌، تهران‌ 1372 ش‌؛ غياث‌الدين‌بن‌همام‌الدين‌ خواندمير، تاريخ‌ حبيب‌السير ، چاپ‌ محمد دبيرسياقي‌، تهران‌ 1362 ش‌؛ شرف‌الدين‌ علي‌ يزدي‌، ظفرنامه‌: تاريخ‌ عمومي‌ مفصّل‌ ايران‌ در دورة‌ تيموريان‌ ، چاپ‌ محمدعباسي‌، تهران‌ 1336 ش‌؛ عبدالرزاق‌ سمرقندي‌، مطلع‌ سعدين‌ و مجمع‌ بحرين‌ ، ج‌ 2، چاپ‌ محمد شفيع‌، لاهور 1365ـ 1368؛ روي‌ گونثالث‌ د كلاويخو، سفرنامة‌ كلاويخو ، ترجمة‌ مسعود رجب‌نيا، تهران‌ 1344 ش‌؛ محمدبن‌ خاوندشاه‌ ميرخواند، تاريخ‌ روضة‌الصفا ، تهران‌ 1338ـ 1339 ش‌.
نظر شما
ایمیل ایمیل
مولفان

مهين‌ فهيمي‌

حوزه موضوعی
رده های موضوعی
جلد 5
تاریخ چاپ
وضعیت انتشار
  • چاپ نشده