پیرمحمد
معرف
دة‌ تيمور و حاكم‌ فارس‌
متن
پيرمحمد ، نوادة‌ تيمور و حاكم‌ فارس‌. پدرش‌ عمرشيخ‌ (متوفي‌ 796) پسر تيمور بود (خواندمير، ج‌3، ص‌459). مادرش‌، ملكت‌آغا (متوفي‌ 844)، پس‌ از مرگ‌ همسرش‌، به‌ فرمان‌ تيمور به‌ عقد شاهرخ‌، پسر ديگر تيمور، درآمد (همان‌، ج‌3، ص‌571). پيرمحمد احتمالاً در 781 به‌ دنيا آمد، زيرا به‌ گزارش‌ خواندمير (ج‌3، ص‌534،541) وي‌ هنگام‌ مرگ‌ تيمور (در 807) 26 ساله‌ بوده‌ است‌. از اوايل‌ زندگي‌ او اطلاعي‌ در دست‌ نيست‌. در جواني‌ و پس‌ از مرگ‌ پدرش‌، به‌ فرمان‌ تيمور حاكم‌ فارس‌ شد (نظام‌الدين‌ شامي‌، ص‌ 149؛ خوافي‌، ج‌ 3، ص‌ 137) و در بسياري‌ از جنگهاي‌ او شركت‌ كرد (نظام‌الدين‌ شامي‌، جاهاي‌ متعدد). در 798، براي‌ سركوبي‌ سلطان‌ محمد كه‌ در يزد طغيان‌ كرده‌ بود، به‌ آنجا حمله‌ و شهر را، پس‌ از محاصره‌، گرفت‌ (ميرخواند، ج‌6، ص‌259ـ261؛ فسائي‌، ج‌ 1، ص‌ 325). تيمور در 802 رستم‌، برادر كوچكتر پيرمحمد، را با ده‌هزار نفر روانة‌ فارس‌ كرد تا با پيرمحمد و اميرسعيد بَرلاس‌ به‌ بغداد بروند. پيرمحمد در راه‌ تمارض‌ كرد و به‌ شيراز بازگشت‌ و در آنجا به‌ تحريك‌ ملازمانش‌ تصميم‌ به‌ شورش‌ گرفت‌، اما برلاس‌ پيرمحمد را در قُهَنْدِز زنداني‌ كرد. تيمور پس‌ از آگاهي‌ از اين‌ رخداد، اميرالله‌داد را به‌ شيراز فرستاد تا كساني‌ را كه‌ شاهزاده‌ را فريفته‌ بودند، از بين‌ ببرد. وي‌ همچنين‌ رستم‌ را به‌ جاي‌ پيرمحمد حاكم‌ شيراز كرد و رستم‌ او را نزد تيمور فرستاد (شرف‌الدين‌ علي‌ يزدي‌، ج‌2، ص‌167ـ 168). تيمور در 805 پيرمحمد را عفو كرد و حكومت‌ فارس‌ را دوباره‌ به‌ او سپرد (همان‌، ج‌2، ص‌367؛ ميرخواند، ج‌6، ص‌444). با مرگ‌ تيمور، پيرمحمد به‌ نام‌ شاهرخ‌ سكه‌ زد و خطبه‌ خواند و نزد او ايلچي‌ فرستاد و فرمانبرداري‌ خويش‌ را به‌ اطلاع‌ او رساند (روملو، ج‌11، ص‌11؛ خوافي‌، ج‌3، ص‌156؛ عبدالرزاق‌ سمرقندي‌، ج‌2، جزء1، ص‌16). در 809 اسكندر، برادر پيرمحمد، كه‌ از جانب‌ وي‌ حاكم‌ يزد شده‌ بود، به‌ تصرف‌ كرمان‌ طمع‌ كرد، اما پيرمحمد وي‌ را دستگير و روانة‌ خراسان‌ كرد و يزد را به‌ يكي‌ از معتمدان‌ خود سپرد و خزانة‌ يزد را به‌ شيراز منتقل‌ كرد. اسكندر در بين‌ راه‌ به‌ اصفهان‌ گريخت‌. رستم‌، حاكم‌ اصفهان‌، او را پذيرفت‌ و هر دو به‌ جنگ‌ پيرمحمد رفتند. پيرمحمد فرمان‌ داد تا از گذرگاههاي‌ رودخانة‌ كُرْبال‌، مرودشت‌ و رامجِرد محافظت‌ كنند و جلو عبور سپاهيان‌ اصفهان‌ را بگيرند، اما اسكندر و رستم‌ سپاه‌ خود را از راههاي‌ ديگر رودخانه‌ گذراندند و چهل‌ روز شيراز را محاصره‌ كردند. هنگامي‌ كه‌ از فتح‌ شهر نااميد شدند، گرمسيرات‌ (اراضي‌ پست‌ ساحلي‌ فارس‌) را غارت‌ كردند و به‌ اصفهان‌ بازگشتند. سال‌ بعد، پيرمحمد براي‌ انتقام‌ با سپاهيان‌ خود عازم‌ اصفهان‌ شد و توانست‌ سپاه‌ بدون‌ فرمانده‌ اصفهان‌ را شكست‌ دهد، زيرا رستم‌ از بيم‌ وبا و طاعون‌ به‌ گَندُمان‌ (در بروجن‌) گريخته‌ بود. پيرمحمد حكومت‌ آنجا را به‌ پسرش‌ عمرشيخ‌ سپرد و خود به‌ شيراز برگشت‌ (حافظ‌ ابرو، ج‌1، ص‌217ـ220؛ خوافي‌، ج‌3، ص‌172، 177ـ 178؛ عبدالرزاق‌ سمرقندي‌، ج‌2، جزء1، ص‌57ـ59؛ فسائي‌، ج‌ 1، ص‌ 331). در همين‌ سال‌، پيرمحمد به‌ خوزستان‌ حمله‌ كرد و دزفول‌، حُويزه‌/ هويزه‌ و شوشتر را گرفت‌ (روملو، ج‌11، ص‌53؛ خوافي‌، ج‌3، ص‌181). رستم‌ كه‌ با اسكندر به‌ خراسان‌ گريخته‌ بود، در 811 به‌ هرات‌ نزد شاهرخ‌، و اسكندر نيز به‌ بلخ‌ رفت‌. پس‌ از چندي‌، شاهرخ‌ از پيرمحمد خواست‌ تا اسكندر را عفو كند، و اسكندر توانست‌ به‌ شيراز برود و پيرمحمد او را بگرمي‌ پذيرفت‌ (خواندمير، ج‌3، ص‌572 ـ573).پيرمحمد در 812، در لشكركشي‌ به‌ كرمان‌ در محلي‌ به‌ نام‌ دوجاهه‌ به‌ دست‌ حسين‌ شربت‌دار ــ كه‌ پيش‌ از آن‌ طبيب‌ بود و پيرمحمد او را به‌ امارت‌ رسانده‌ بود ــ كشته‌ شد. پس‌ از وي‌، اسكندر حاكم‌ شيراز شد (عبدالرزاق‌ سمرقندي‌، ج‌2، جزء1، ص‌96ـ97؛ خواندمير، ج‌3، ص‌573 ـ574).منابع‌: عبدالله‌بن‌ لطف‌الله‌ حافظ‌ ابرو، زبدة‌التواريخ‌ ، چاپ‌ كمال‌ حاج‌ سيدجوادي‌، تهران‌ 1372 ش‌؛ احمدبن‌ محمد خوافي‌، مجمل‌ فصيحي‌ ، چاپ‌ محمود فرخ‌، مشهد 1339ـ1341 ش‌؛ غياث‌الدين‌بن‌ همام‌الدين‌ خواندمير، تاريخ‌ حبيب‌السير ، چاپ‌ محمد دبير سياقي‌، تهران‌ 1362 ش‌؛ حسن‌ روملو، احسن‌التواريخ‌ ، چاپ‌ عبدالحسين‌ نوائي‌، ج‌ 11، تهران‌ 1349 ش‌؛ شرف‌الدين‌ علي‌ يزدي‌، ظفرنامه‌: تاريخ‌ عمومي‌ مفصل‌ ايران‌ در دورة‌ تيموريان‌ ، چاپ‌ محمد عباسي‌، تهران‌ 1336 ش‌؛ عبدالرزاق‌ سمرقندي‌، مطلع‌ سعدين‌ و مجمع‌ بحرين‌، ج‌ 2، چاپ‌ محمد شفيع‌، لاهور 1365ـ 1368؛ حسن‌بن‌ حسن‌ فسائي‌، فارسنامة‌ ناصري‌ ، چاپ‌ منصور رستگار فسائي‌، تهران‌ 1367 ش‌؛ محمدبن‌ خاوند شاه‌ ميرخواند، تاريخ‌ روضة‌الصفا ، تهران‌ 1338ـ 1339 ش‌؛ نظام‌الدين‌ شامي‌، ظفرنامه‌ ، چاپ‌ پناهي‌ سمناني‌، تهران‌ 1363 ش‌.
نظر شما
ایمیل ایمیل
مولفان

فهيمه‌ علي‌بيگي‌

حوزه موضوعی
رده های موضوعی
جلد 5
تاریخ چاپ
وضعیت انتشار
  • چاپ نشده