پیرگلرنگ‌
معرف

از تعابير حافظ‌ شيرازی كه‌ برخي‌ آن‌ را اشاره‌ به‌ شيخ‌ محمود عطار، پير و مرشد حافظ‌، دانسته‌اند

متن


پيرگلرنگ‌، از تعابير حافظ‌ شيرازی كه‌ برخي‌ آن‌ را اشاره‌ به‌ شيخ‌ محمود عطار، پير و مرشد حافظ‌، دانسته‌اند. حافظ‌ اين‌ تعبير را در اين‌ بيت‌ آورده‌ است‌: پيرگلرنگ‌ من‌ اندر حق‌ ازرق‌ پوشان‌/ رخصت‌ خبث‌ نداد ار نه‌ حكايتها بود (غزل‌ ۱۹۹، بيت‌۸).برخلاف‌ برخي‌ تذكره‌نويسان‌، همچون‌ عبدالرحمان‌ جامي‌، در نفحات‌ الانس‌ (ص‌۶۱۲)، كه‌ از ارادت‌ حافظ‌ به‌ مشايخ‌ اظهار بي‌ اطلاعي‌ كرده‌اند، برخي‌ همشهريان‌ او كه‌ نزديك‌ به‌ عصر او مي‌زيسته‌اند، در آثار خود به‌ وجود پير و مرشدي‌ در شيراز كه‌ حافظ‌ از ارادتمندان‌ او بوده‌ است‌ اشاره‌ كرده‌اند. نخست‌ جلال‌الدين‌ دوّاني‌ (۸۳۰ ـ ۹۰۸) در شرح‌ غزلي‌ از حافظ‌، با دو واسطه‌ از درويشان‌ شيراز نقل‌ كرده‌ است‌ كه‌ حافظ‌ پيري‌ به‌ نام‌ شيخ‌ محمود عطار داشته‌ كه‌ در شيراز مي‌زيسته‌ و در مشرب‌ شيخ‌ روزبهان‌ بقلي‌ * بوده‌ است‌ (ص‌۲۴۲). محمدبن‌ محمود دهدار شيرازي‌ (متوفي‌ ۱۰۱۶) نيز در حاشية‌ نفحات‌ الانس‌ از وجود پيري‌ در شيراز مشهور به‌ گلرنگ‌ خبر مي‌دهد كه‌ اوقات‌ خود را در جامع‌ عتيق‌ شيراز مي‌گذرانده‌ و حافظ‌ به‌ او ارادت‌ داشته‌ و قبرش‌ در شيراز است‌ (گ‌ ۱۷۳ پ‌). همچنين‌ عبداللطيف‌ شيرواني‌، مشهور به‌ افلاطون‌، از عرفاي‌ قرن‌ دهم‌، پيرگلرنگ‌ را پيرحافظ‌ و علت‌ اشتهار او را به‌ گلرنگ‌ رخسار گلگون‌ او دانسته‌ است‌ (فخرالزماني‌، ص‌ ۹۳، حواشي‌).محمد افندي‌ مشهور به‌ سودي‌ (ج‌ ۲، ص‌ ۱۱۸۸) در شرح‌ خود بر اشعار حافظ‌، پيرگلرنگ‌ را با شيخ‌ محمود عطار مطابقت‌ داده‌ است‌. وي‌ محمود عطار را مريد شيخ‌ عبدالسلام‌ و او را مريد فخرالدين‌ احمد، پسر شيخ‌ روزبهان‌، معرفي‌ كرده‌ و بدين‌ ترتيب‌ نسبت‌ خرقة‌ او را به‌ دو واسطه‌ به‌ روزبهان‌ رسانده‌ است‌. بر اساس‌ اين‌ طرز تلقي‌، سودي‌ و عده‌اي‌ ديگر از شارحان‌ حافظ‌ برخي‌ اشعار او را با درنظر گرفتن‌ نسبت‌ او با پير خود شرح‌ كرده‌اند. به‌ نوشتة‌ شيرواني‌ (فخرالزماني‌، همانجا) برخي‌، بيشتر ابيات‌ حافظ‌ را مضمون‌ سخنهاي‌ پيرگلرنگ‌ دانسته‌اند. سودي‌ (ج‌ ۲، ص‌ ۷۶۸، ۷۹۳، ۱۰۴۵، ۱۱۷۷ـ ۱۱۷۸، ۱۱۸۸ـ۱۱۸۹)، برخي‌ تعابير حافظ‌ مانند «پير دردي‌كش‌ ما»، «شيخي‌ كه‌ خانقاه‌ ندارد»، «دردي‌كشان‌ يكرنگ‌» و «پيرگلرنگ‌» را قطعاً و برخي‌ ديگر از جمله‌ «رند عافيت‌سوز» را احتمالاً اشاره‌ به‌ شيخ‌ محمود عطار مي‌داند.ختمي‌ لاهوري‌ نيز برخي‌ از تعابير را با پيرگلرنگ‌ مرتبط‌ ساخته‌ است‌ (جاهاي‌ متعدد). از پيرگلرنگ‌ و شيخ‌ محمود عطار در منابع‌ ديگري‌ نيز ياد شده‌ كه‌ كثرت‌ آنها خبر را به‌ صورت‌ متواتر درآورده‌ است‌ (براي‌ اطلاع‌ بيشتر رجوع كنيد به ثبوت‌، ص‌ ۸۰ ـ۸۷).از سويي‌ برخي‌ اشارات‌ حافظ‌ را بر لزوم‌ تبعيت‌ از پير مي‌توان‌ دليل‌ بر ارادت‌ او به‌ پير و مرشدي‌ دانست‌ (براي‌ نمونه‌ رجوع كنيد به غزل‌ ۴۷۹، بيت‌ ۶) و از سوي‌ ديگر اين‌ احتمال‌ كه‌ تعبير «گلرنگ‌» به‌ نحوي‌ با مشرب‌ روزبهان‌ بقلي‌ مرتبط‌ باشد، بسيار است‌. در آثار روزبهان‌ و همچنين‌ اخلاف‌ او تركيب‌ گلرنگ‌ بارها به‌ كار رفته‌ است‌ و پيداست‌ كه‌ بدان‌ تعلق‌ خاطري‌ داشته‌اند ( رجوع كنيد به ثبوت‌، ص‌۸۹ ـ۹۰). بنابراين‌، بعيد نيست‌ كه‌ در روزگار حافظ‌ فردي‌ متعلق‌ به‌ اين‌ حوزة‌ تصوف‌ شهرت‌ «گلرنگ‌» داشته‌ و حافظ‌ نيز دست‌كم‌ در دوره‌اي‌ از حيات‌ خود به‌ او ارادت‌ ورزيده‌ باشد.برخي‌ محققان‌ همچون‌ معين‌ (روزبهان‌ بقلي‌، مقدمة‌ معين‌، ص‌ ۶۲ـ۶۳)، اين‌ امر را محتمل‌ مي‌شمارند. برخي‌ نيز مانند مرتضوي‌ (ص‌ ۲۶۹، پانويس‌ ۲) قراين‌ حاكي‌ از وجود چنين‌ فردي‌ را كافي‌ نمي‌دانند. البته‌ هيچ‌ يك‌ از اين‌ دو از وجود گزارشهاي‌ متقدماني‌ همچون‌ دوّاني‌ و دهدار كه‌ اين‌ احتمال‌ را تقويت‌ مي‌كند مطلع‌ نبوده‌اند. در مقابل‌، عده‌اي‌ ديگر از پژوهندگان‌، تعبير پيرگلرنگ‌ را كنايه‌ از «شراب‌ سرخ‌ كهن‌» دانسته‌ و ارادت‌ حافظ‌ را به‌ مشايخ‌ انكار كرده‌اند (زرين‌كوب‌، ص‌ ۲۳۴؛ رياحي‌، ص‌ ۱۱۶ـ۱۱۷؛ خرمشاهي‌، بخش‌ ۲، ص‌ ۷۴۰ـ ۷۴۱).طبق‌ نظري‌ ديگر، پير در تركيب‌ پيرگلرنگ‌ وجودي‌ نوراني‌ و ملكوتي‌ است‌ كه‌ در دل‌ سالك‌ ظهور مي‌كند و او را با حقايقي‌ آشنا مي‌سازد، راهنماي‌ باطني‌ و نمايندة‌ عقل‌ فعال‌ و جبرئيل‌ يا روح‌القدس‌، و فرشته‌اي‌ دانا از كرّوبيان‌ است‌. گلرنگ‌ خواندن‌ او نيز مأخوذ از رسالة‌ عقل‌ سرخ‌ سهروردي‌ است‌ (ملاح‌، ص‌۵۷ـ۶۲؛ پورجوادي‌، ص‌۴۵، ۴۹، ۵۳). البته‌ اين‌ تفسير منافاتي‌ با اين‌ باور ندارد كه‌ پيرگلرنگ‌ از مشايخ‌ طريقت‌ بوده‌ است‌؛ اصطلاح‌ پيرگلرنگ‌ را، مانند بسياري‌ از اصطلاحات‌ ديگر، مي‌توان‌ در دو ساحت‌ معنايي‌ تفسير كرد (پورجوادي‌، ص‌۵۴).



منابع‌: نصرالله‌ پورجوادي‌، «پير گلرنگ‌»، نشر دانش‌ ، سال‌ ۱۶، ش‌ ۴ (زمستان‌ ۱۳۷۸)؛ اكبر ثبوت‌، «حافظ‌ و پيرگلرنگ‌»، در حرم‌ دوست‌: يادوارة‌ استاد سادات‌ ناصري‌ ، چاپ‌ ابراهيم‌ زارعي‌، تهران‌ ۱۳۷۰ ش‌؛ عبدالرحمان‌بن‌ احمد جامي‌، نفحات‌ الانس‌ ، چاپ‌ محمود عابدي‌، تهران‌ ۱۳۷۰ ش‌؛ شمس‌الدين‌ محمد حافظ‌، ديوان‌ ، چاپ‌ پرويز ناتل‌ خانلري‌، تهران‌ ۱۳۶۲ ش‌؛ عبدالرحمان‌بن‌ سليمان‌ ختمي‌ لاهوري‌، شرح‌ عرفاني‌ غزلهاي‌ حافظ‌ ، چاپ‌ بهاءالدين‌ خرمشاهي‌، كورش‌ منصوري‌، و حسين‌ مطيعي‌امين‌، تهران‌ ۱۳۷۴ ش‌؛ بهاءالدين‌ خرمشاهي‌، حافظ‌نامه‌: شرح‌ الفاظ‌، اعلام‌، مفاهيم‌ كليدي‌ و ابيات‌ دشوار حافظ‌ ، تهران‌ ۱۳۶۶ ش‌؛ محمدبن‌ اسعد دواني‌، شرح‌ شعر خواجه‌ حافظ‌ ، در در شبستان‌ عرفان‌: مجموعة‌ رسائل‌ فارسي‌ از پيران‌ ايران‌ ، چاپ‌ نجيب‌ مايل‌ هروي‌، تهران‌ ۱۳۶۹ ش‌؛ محمدبن‌ محمود دهدار شيرازي‌، حاشيه‌ بر نفحات‌ الانس‌ جامي‌ ، نسخة‌ خطي‌ كتابخانة‌ لكهنو، ش‌ ۹۸۵؛ روزبهان‌ بقلي‌، كتاب‌ عبهر العاشقين‌ ، چاپ‌ هانري‌ كوربن‌ و محمدمعين‌، تهران‌ ۱۳۶۰ ش‌؛ محمدامين‌ رياحي‌، گلگشت‌ ، تهران‌ ۱۳۶۸ ش‌؛ عبدالحسين‌ زرين‌كوب‌، جستجو در تصوف‌ ايران‌ ، تهران‌ ۱۳۵۷ ش‌؛ محمد سودي‌، شرح‌ سودي‌ بر حافظ‌ ، ترجمة‌ عصمت‌ ستارزاده‌، تهران‌ ۱۳۶۶ ش‌؛ عبدالنبي‌بن‌ خلف‌ فخرالزماني‌، تذكرة‌ ميخانه‌ ، چاپ‌ احمد گلچين‌ معاني‌، تهران‌ ۱۳۶۲ ش‌؛ منوچهر مرتضوي‌، مكتب‌ حافظ‌، يا، مقدمه‌ بر حافظ‌ شناسي‌ ، تهران‌ ۱۳۶۵ ش‌؛ حسينعلي‌ ملاّ ح‌، «پير گلرنگ‌ كيست‌؟» در حافظ‌شناسي‌ ، ج‌ ۸ ، چاپ‌ سعيد نياز كريمي‌، تهران‌ ۱۳۶۷ ش‌.


نظر شما
ایمیل ایمیل
مولفان

اكبر ثبوت‌

حوزه موضوعی
رده های موضوعی
جلد 5
تاریخ چاپ
وضعیت انتشار
  • چاپ نشده