پیرصدرالدین‌
معرف
‌ از نخستين‌ داعيان‌ اسماعيلية‌ نزاري‌ در شبه‌قارة‌ هندوستان‌
متن
پيرصدرالدين‌ ، يكي‌ از نخستين‌ داعيان‌ اسماعيلية‌ نزاري‌ در شبه‌قارة‌ هندوستان‌. پيرصدرالدين‌ در اشاعة‌ دعوت‌ اسماعيلية‌ نزاري‌ در هند و همچنين‌ تشكيلات‌ و سازمان‌ آن‌ دعوت‌ نقش‌ بسزايي‌ داشت‌. اين‌ دعوت‌ در هند به‌ نام‌ «سات‌ پانت‌ » يا راه‌ حقيقي‌ شهرت‌ يافت‌. وي‌ كه‌ از اخلاف‌ پيرشمس‌الدين‌ * بود پس‌ از پدرش‌، پيرشهاب‌الدين‌، به‌ رياست‌ دعوت‌ سات‌پانت‌ در هند رسيد. اطلاعات‌ موجود دربارة‌ پيرصدرالدين‌ عمدتاً مبتني‌ است‌ بر ادبيات‌ ديني‌ اسماعيليان‌ نزاري‌ هندوستان‌، كه‌ گنان‌ * ناميده‌ مي‌شود. تأليف‌ بسياري‌ از اين‌ گنانها را به‌ پيرصدرالدين‌ نسبت‌ داده‌اند. طبق‌ اين‌ روايات‌، پيرصدرالدين‌ در زماني‌ ميان‌ نيمة‌ دوم‌ قرن‌ هشتم‌ و دهه‌هاي‌ آغازين‌ قرن‌ نهم‌ مي‌زيسته‌ است‌. بدين‌ترتيب‌ پيرصدرالدين‌ با اسلام‌شاه‌، كه‌ در فهرست‌ امامان‌ اسماعيليان‌ نزاري‌ (شاخة‌ قاسم‌ شاهي‌) مرتبة‌ سي‌ام‌ را دارد، معاصر بوده‌ است‌.پيرصدرالدين‌ بسياري‌ از هندوهاي‌ طبقه‌ يا كاست‌ لوهانا را به‌ كيش‌ اسماعيلية‌ نزاري‌ درآورد و به‌ آنها نام‌ خوجه‌ * داد كه‌ از كلمة‌ فارسي‌ خواجه‌ ، به‌ معناي‌ ارباب‌، مشتق‌ شده‌، و با واژة‌ هندوي‌ تاكور كه‌ به‌ هندوهاي‌ لوهانا اطلاق‌ مي‌شد، هم‌معني‌ است‌. پيرصدرالدين‌ همچنين‌ اولين‌ جماعت‌ خانه‌، محل‌ عبادت‌ نزاريه‌، را در كوتري‌ در سند (در ايالت‌ پنجاب‌ كنوني‌ در پاكستان‌) بنيان‌ نهاد. وي‌ سپس‌ دو جماعت‌ خانة‌ ديگر در پنجاب‌ و كشمير ساخت‌ و براي‌ آنها مُكي‌ (برگرفته‌ از واژة‌ سانسكريت‌ مُكيا به‌ معناي‌ رئيس‌ يا مهمترين‌) برگمارد. بدين‌ترتيب‌ پيرصدرالدين‌ اساس‌ تشكيلات‌ جماعتي‌ اسماعيليان‌ نزاري‌ هند را، كه‌ از آن‌ پس‌ به‌ خوجه‌ها شهرت‌ يافتند، پي‌ريزي‌ كرد.با گذشت‌ زمان‌، وي‌ دعوت‌ سات‌ پانت‌ را به‌ گجرات‌ نيز اشاعه‌ داد و موفقيتهاي‌ قابل‌توجهي‌ در ميان‌ لوهاناها و ديگر هندوهاي‌ متعلق‌ به‌ كاستهاي‌ تجارت‌ پيشة‌ آن‌ منطقه‌ به‌ دست‌ آورد. ولي‌ مركز فعاليتهاي‌ پيرصدرالدين‌ همچنان‌ در اوچ‌ ، در سند، باقي‌ ماند. منطقة‌ سند در آن‌ زمان‌ تابع‌ حكومت‌ سما ها بود كه‌ در حدود 752 سلسلة‌ خود را جانشين‌ سمره‌ ها كرده‌ بودند كه‌ مذهب‌ اسماعيلي‌ داشتند. اما سماها بزودي‌ پيرو مذهب‌ اهل‌سنّت‌ شدند. طبق‌ روايات‌ منقول‌ در گنانها، پيرصدرالدين‌ براي‌ تحويل‌ وجوهات‌ مذهبي‌، يعني‌ داسوند يا عشريه‌، به‌ امام‌ نزاري‌، سفري‌ به‌ ايران‌ كرده‌ و در آنجا به‌ ديدار امام‌ اسلام‌شاه‌ نايل‌ شده‌ بوده‌ است‌.مزار پيرصدرالدين‌ در نزديكي‌ جت‌پور ، در حومة‌ اوچ‌، در جنوب‌ ملتان‌/ مولتان‌ قرار دارد. متوليان‌ اين‌ مزار اكنون‌ خود را پيرو مذهب‌ شيعة‌ اثناعشري‌ مي‌دانند و از پيرصدرالدين‌ به‌ عنوان‌ حاج‌صدرشاه‌ ياد مي‌كنند. پس‌ از صدرالدين‌ فرزند ارشدش‌، حسن‌ كبيرالدين‌، جانشين‌ پدر شد و امور دعوت‌ سات‌پانت‌ و خوجه‌هاي‌ نزاري‌ را به‌ دست‌ گرفت‌.در روايات‌ سنتي‌ خوجه‌هاي‌ نزاري‌، پيرصدرالدين‌ مؤلف‌ بيشترين‌ تعداد از گنان‌ها معرفي‌ شده‌ است‌، از جمله‌ يكي‌ از سه‌ تحرير موجود از گنان‌ مهم‌ دسه‌ اوتار (ده‌ اوتار يا ده‌ مظهر) كه‌ اصول‌ عقايد اسماعيلية‌ نزاري‌ را در چهارچوب‌ هندويي‌ مطرح‌ مي‌سازد. خوجه‌ها، گنان‌ ديگري‌ به‌ پيرصدرالدين‌ منسوب‌ كرده‌اند كه‌ تحقيقات‌ جديد صحت‌ اين‌ انتساب‌ را ردّ كرده‌ است‌. اين‌ گنان‌ كه‌ به‌ بوج‌ نيرانجان‌ (معرفت‌ توحيد) مشهور است‌ منظومه‌اي‌ به‌ زبان‌ هندوستاني‌ دربارة‌ طريقت‌ صوفيّه‌ است‌. اين‌ منظومه‌ در اصل‌ در محافل‌ قادريه‌ در سند پديدار گشته‌ و سپس‌ وارد مكتوبات‌ گناني‌ خوجه‌ها شده‌ است‌. علي‌رغم‌ اينكه‌ هيچگونه‌ اصول‌ عقايد سات‌پانت‌ در آن‌ يافت‌ نمي‌شود، آن‌ را به‌ پيرصدرالدين‌ منسوب‌ كرده‌اند. در هر صورت‌ اين‌ گنان‌ سند ديگري‌ است‌ كه‌ از وجود مناسبات‌ نزديك‌ بين‌ خوجه‌ها و صوفيان‌ شبه‌قارة‌ هند حكايت‌ دارد.منابع‌: پيرزاده‌ درگاه‌ والا، تواريخ‌ پير ، نوسري‌ 1914ـ 1935، ج‌ 2 (گجراتي‌)؛ علي‌محمد ج‌. چونارا، نورمبين‌ ، بمبئي‌ 1936 (اردو)؛ همان‌، بمبئي‌ 1936 (گجراتي‌)؛ فرهاد دفتري‌، تاريخ‌ و عقايد اسماعيليه‌ ، ترجمة‌ فريدون‌ بدره‌اي‌، تهران‌ 1375 ش‌؛Ali S. Asani, The Bu ¦ jh Niranjan:an Ismaili mystical poem, Cambridge, Mass., 1991; Farhad Daftary, A short history of the Ismailis: traditions of a Muslim community, Edinburgh 1998; Vali Mahomed N. Hooda, "Some specimens of Satpanth literature", in Collectanea , ed. V. Ivanov, Leiden 1948, 104-109, 112-121; Vladimir Ivanov, Ismaili literature: a bibliographical survey, Tehran 1963, 177-178; Azim Nanji, The Niza ¦ r i ¦ Isma ¦ Ü i ¦ l i ¦ tradition in the Indo-Pakistan subcontinent , Delmar, N. Y., 1978; Ismail K. Poonawala, Biobibliography of Isma ¦ Ü i ¦ l i ¦ literature, Malibu, Calif., 1977, 301-302.
نظر شما
ایمیل ایمیل
مولفان

فرهاد دفتري‌

حوزه موضوعی
رده های موضوعی
جلد 5
تاریخ چاپ
وضعیت انتشار
  • چاپ نشده