پیربوداق‌ قراقوینلو(1)
معرف
ر تركمان‌ حاكم‌ فارس‌ و بغداد (حك :866 ـ871)
متن
پيربوداق‌ قراقوينلو(1) ، امير تركمان‌ حاكم‌ فارس‌ و بغداد (حك :866 ـ871). عضدالدولة‌ والدين‌ ابوالفتح‌ ميرزا پيربوداق‌ فرزند جهانشاه‌ قراقوينلو بود. از سال‌ تولد او اطلاعي‌ در دست‌ نيست‌. ورود وي‌ به‌ عرصة‌ تاخت‌ و تازهاي‌ سياسي‌ ايران‌ با قدرت‌ گرفتن‌ پدرش‌ در 841، از سوي‌ شاهرخ‌، آغاز شد. آنگاه‌ در 852 از جانب‌ پدر حاكم‌ بغداد شد (غياثي‌، ص‌305). پيربوداق‌ در ربيع‌الاول‌ 856 بغداد را به‌ قصد تصرف‌ عراق‌ عجم‌ و فارس‌ ترك‌ كرد و در همين‌ سال‌ قم‌ و گلپايگان‌ (جرباذقان‌) و اصفهان‌ و كاشان‌ و شيراز را گرفت‌ (همان‌، ص‌306ـ307؛ طهراني‌، ص‌326؛ كاتب‌ يزدي‌، ص‌12ـ13؛ هينتس‌، ص‌173). از سوي‌ ديگر، در پي‌ پراكندگي‌ سپاه‌ عراق‌ عجم‌ بابر ميرزا، حاكم‌ شيراز، يزد را به‌ خليل‌ ميرزا، نوة‌ شاهرخ‌، سپرد و به‌ خراسان‌ رفت‌. پس‌ از آنكه‌ جهانشاه‌ پسران‌ خود، پيربوداق‌ و محمدي‌ ميرزا، را از شيراز و اصفهان‌ فراخواند و اين‌ دو شهر از تركمانان‌ تخليه‌ شد، بابرميرزا سنجرميرزا را از سوي‌ خود حاكم‌ شيراز كرد. در اواخر شعبان‌ 858 ميان‌ سنجر و پيربوداق‌ جنگي‌ درگرفت‌ كه‌ به‌ پيروزي‌ پيربوداق‌ انجاميد و شيراز در دست‌ او باقي‌ ماند (غياثي‌، ص‌307؛ طهراني‌، ص‌331، 333؛ كاتب‌ يزدي‌، ص‌265ـ266؛ ميرخواند، ج‌6، ص‌756، 782ـ785). پس‌ از فرار سنجر به‌ خراسان‌، در همان‌ سال‌ پيربوداق‌ قلمرو خود را گسترش‌ داد و از فارس‌ تا خوزستان‌ و بغداد و لار و جِرون‌ (بندرعباس‌) را تصرف‌ كرد (طهراني‌، ص‌334ـ335؛ ميرخواند، ج‌6، ص‌853)، سپس‌ از سوي‌ پدر مأمور دفع‌ مخالفان‌ در كرمان‌ شد و در جنگهاي‌ متعدد با سنجر، كرمان‌ را تصرف‌ كرد. پيربوداق‌ پس‌ از خرابي‌ بسيار در كرمان‌، حكومت‌ آنجا را به‌ درخواست‌ مادرش‌ به‌ برادر خود، ابويوسف‌ ميرزا، واگذارد و عازم‌ شيراز شد (طهراني‌، ص‌336ـ 338، 340؛ كاتب‌ يزدي‌، ص‌274ـ275).در 861 جهانشاه‌ تصميم‌ به‌ تصرف‌ خراسان‌ گرفت‌. پس‌ از آنكه‌ وي‌ هرات‌ را تصرف‌ كرد، سلطان‌ ابوسعيد، فرمانرواي‌ سمرقند و ماوراءالنهر، براي‌ تسخير هرات‌ به‌ راه‌ افتاد. پيربوداق‌ از شيراز به‌ پدرش‌ پيوست‌ و داوطلب‌ جنگ‌ با ابوسعيد شد، اما پس‌ از اسارت‌ تعدادي‌ از تركمانان‌، ناچار به‌ اردوي‌ پدر گريخت‌ (طهراني‌، ص‌ 354ـ 355؛ غياثي‌، ص‌ 314؛ خواندمير، ج‌ 4، ص‌ 74ـ 75؛ عبدالرزاق‌ سمرقندي‌، ج‌ 2، جزء 3، ص‌ 1180ـ 1181، دو منبع‌ اخير تاريخ‌ تصرف‌ خراسان‌ را 863 ذكر كرده‌اند). جهانشاه‌، كه‌ خبر ناخوشايند شورش‌ پسرش‌، حسن‌علي‌، در آذربايجان‌ به‌ گوشش‌ رسيده‌ بود، تصميم‌ به‌ مصالحه‌ گرفت‌ و به‌ آذربايجان‌ بازگشت‌. پيربوداق‌ نيز رهسپار يزد شد و در آنجا دست‌ به‌ ويراني‌ و آشوب‌ زد. سپس‌ به‌ شيراز رفت‌ و بر پدر عصيان‌ كرد و به‌ مال‌ و ملك‌ عراق‌ عجم‌ دست‌ اندازي‌ كرد (غياثي‌، ص‌315ـ316؛ طهراني‌، ص‌ 355ـ357، 361؛ قس‌ عبدالرزاق‌ سمرقندي‌، ج‌2، جزء3، ص‌ 1182، 1307ـ 1308؛ خواندمير، ج‌4، ص‌75؛ ميرخواند، همانجا؛ هينتس‌، ص‌ 173ـ 174). جهانشاه‌ به‌ سوي‌ شيراز لشكر كشيد. پيربوداق‌ نيز از نيريز تا شولستان‌ را كه‌ حدود پنجاه‌ فرسخ‌ بود سد كشيد و هر جا كه‌ مناسب‌ ديد برج‌ و بارو ساخت‌. با در گرفتن‌ جنگ‌، كار بر پيربوداق‌ سخت‌ گرديد و با وساطت‌ مادرش‌ قرار شد پيربوداق‌ به‌ شوشتر برود و به‌ عصيان‌ خود خاتمه‌ دهد. اما جهانشاه‌ او را از شوشتر به‌ بغداد راند. پيربوداق‌ همچنان‌ در خيال‌ تصرف‌ شيراز و مخالفت‌ با پدرش‌ بود و به‌ قلمرو پدرش‌ دست‌اندازي‌ مي‌كرد (غياثي‌، ص‌317؛ طهراني‌، ص‌360ـ366؛ خواندمير، ج‌4، ص‌85). پس‌ از مدتي‌ جهانشاه‌ به‌ بغداد حمله‌ كرد و يك‌ يا دو سال‌ بغداد را در محاصره‌ داشت‌ تا آنكه‌ شهر دچار قحطي‌ شد و تعدادي‌ از ياران‌ پيربوداق‌ به‌ اردوي‌ جهانشاه‌ پناه‌ بردند. گروهي‌ از اميران‌ پيربوداق‌ نيز قصد داشتند شهر را به‌ جهانشاه‌ تسليم‌ كنند كه‌ پيربوداق‌ آنان‌ را كشت‌. سرانجام‌ پيربوداق‌ واسطة‌ صلح‌ فرستاد و قرار شد كه‌ شهر و خزاين‌ را تسليم‌ پدر كند و از شهر خارج‌ شود. اما محمدي‌ ميرزا، برادر پيربوداق‌، به‌ دستور پدر او را در اول‌ ذيقعدة‌ 870 (قس‌ عبدالرزاق‌ سمرقندي‌، ج‌2، جزء 3، ص‌1310؛ دولتشاه‌ سمرقندي‌، ص‌345) به‌ قتل‌ رساند. مرگ‌ او سرآغاز زوال‌ اين‌ خاندان‌ شد، زيرا مردم‌ از اين‌ رفتار جهانشاه‌ متنفر شدند (غياثي‌، ص‌ 322ـ 325؛ طهراني‌، ص‌ 289، 371ـ 373).پيربوداق‌ بي‌اندازه‌ خشن‌ و در شهرهاي‌ فتح‌ شده‌ دست‌ به‌ غارت‌ و كشتار مي‌زد. از او اشعاري‌ باقي‌ مانده‌ است‌ كه‌ از مكاتبات‌ منظوم‌ او و پدرش‌ حكايت‌ دارد. احمدبن‌ حسين‌بن‌ علي‌ كاتب‌، تاريخ‌ جديد يزد را به‌ نام‌ پيربوداق‌ نوشته‌ است‌ (طهراني‌، ص‌337ـ340، 356؛ دولتشاه‌ سمرقندي‌، ص‌344ـ 345؛ ميرخواند، همانجا).منابع‌: غياث‌الدين‌بن‌ همام‌الدين‌ خواندمير، تاريخ‌ حبيب‌السير ، چاپ‌ محمد دبيرسياقي‌، تهران‌ 1362ش‌؛ دولتشاه‌ سمرقندي‌، تذكرة‌الشعراء ، چاپ‌ محمدرمضاني‌، تهران‌ 1338ش‌؛ ابوبكر طهراني‌، كتاب‌ ديار بكريه‌ ، چاپ‌ نجاتي‌ لوغال‌ و فاروق‌ سومر، تهران‌ 1356ش‌؛ عبدالرزاق‌ سمرقندي‌، مطلع‌ سعدين‌ و مجمع‌ بحرين‌ ، ج‌2، چاپ‌ محمد شفيع‌، لاهور 1365ـ 1368؛ عبدالله‌بن‌ فتح‌الله‌ غياثي‌، التاريخ‌ الغياثي‌: الفصل‌ الخامس‌ من‌ سنة‌ 656ـ891ه / 1258ـ1486م‌ ، چاپ‌ طارق‌ نافع‌ حمداني‌، بغداد 1975؛ احمدبن‌ حسين‌ كاتب‌ يزدي‌، تاريخ‌ جديديزد ، چاپ‌ ايرج‌ افشار، تهران‌ 1357ش‌؛ محمدبن‌ خاوند شاه‌ ميرخواند، تاريخ‌ روضة‌الصفا ، تهران‌ 1338ـ1339ش‌؛ والتر هينتس‌، تشكيل‌ دولت‌ ملّي‌ در ايران‌: حكومت‌ آق‌قوينلو و ظهور دولت‌ صفوي‌ ، ترجمة‌ كيكاوس‌ جهانداري‌، تهران‌ 1346ش‌.
نظر شما
ایمیل ایمیل
مولفان

منيژه‌ ربيعي‌

حوزه موضوعی
رده های موضوعی
جلد 5
تاریخ چاپ
وضعیت انتشار
  • چاپ نشده