پیر بکران‌
معرف
پير بكران‌ ،# شهر و بقعه‌اي‌ به‌ همين‌ نام‌ در استان‌ اصفهان‌.
متن
پير بكران‌ ، شهر و بقعه‌اي‌ به‌ همين‌ نام‌ در استان‌ اصفهان‌.1) شهر (جمعيت‌ طبق‌ سرشماري‌ 1375ش‌، 464 ، 5 تن‌). در حدود پانزده‌ كيلومتري‌ جنوب‌ شرقي‌ شهرستان‌ فَلاوَرجان‌ و 26 كيلومتري‌ جنوب‌ غربي‌ اصفهان‌، در ارتفاع‌ حدود 625 ، 1 متري‌ و در دشتي‌ با آب‌ و هواي‌ معتدل‌ خشك‌ قرار دارد. كوه‌ موسي‌ در جنوب‌ شرقي‌ آن‌ واقع‌ شده‌ و زاينده‌رود در مغرب‌ شهر جاري‌ است‌. در جنوب‌ شهر يك‌ معدن‌ سنگ‌ آهك‌ نسوز قرار دارد (ايران‌. وزارت‌ دفاع‌، ج‌1، ص‌60). راه‌ مباركه‌ ـ فلاورجان‌ به‌ طول‌ حدود 24 كيلومتر از آنجا مي‌گذرد. پير بكران‌ از طريق‌ گردنة‌ آب‌ نيل‌ در جنوب‌ غربي‌ اصفهان‌، به‌ مركز استان‌ راه‌ دارد.آثار تاريخي‌ پير بكران‌ عبارت‌اند از: چناري‌ كهنسال‌؛ قبرستان‌ قديمي‌ يهوديان‌ به‌ نام‌ استرخاتون‌ (همانجا؛ هنرفر، ص‌ 26) و بقعة‌ پيربكران‌ كه‌ نام‌ شهر از آن‌ گرفته‌ شده‌ است‌ (نوبان‌، ص‌ 136).تا قبل‌ از 1373 ش‌، آبادي‌ پير بكران‌ مركز دهستان‌ گَرگَن‌ شمالي‌ در بخش‌ گرگن‌ شمالي‌ بود و در اين‌ سال‌ به‌ شهر تبديل‌ شد (ايران‌. قوانين‌ و احكام‌، ص‌952؛ ايران‌. وزارت‌ كشور، 1371ش‌، ص‌54).منابع‌: ايران‌. قوانين‌ و احكام‌، مجموعة‌ قوانين‌ سال‌ 1373 ، تهران‌: روزنامة‌ رسمي‌ كشور، 1374ش‌؛ ايران‌. وزارت‌ دفاع‌. ادارة‌ جغرافيائي‌ ارتش‌، فرهنگ‌ جغرافيائي‌ آباديهاي‌ كشور جمهوري‌ اسلامي‌ ايران‌ ، ج‌71: اصفهان‌ ، تهران‌ 1367ش‌؛ ايران‌. وزارت‌ كشور. معاونت‌ سياسي‌ و اجتماعي‌. دفتر تقسيمات‌ كشوري‌، سازمان‌ تقسيمات‌ كشوري‌ جمهوري‌ اسلامي‌ ايران‌ ، تهران‌ 1371ش‌؛ همو، سازمان‌ تقسيمات‌ كشوري‌ جمهوري‌ اسلامي‌ ايران‌ ، تهران‌ 1377ش‌؛ مركز آمار ايران‌، سرشماري‌ عمومي‌ نفوس‌ و مسكن‌ 1375: نتايج‌ تفصيلي‌ كل‌ كشور ، تهران‌ 1376ش‌؛ نقشة‌ راههاي‌ ايران‌ ، تهران‌: سازمان‌ نقشه‌برداري‌ كشور، 1377ش‌؛ مهرالزمان‌ نوبان‌، نام‌ مكانهاي‌ جغرافيايي‌ در بستر زمان‌ ، تهران‌ 1376ش‌؛ لطف‌الله‌ هنرفر، گنجينة‌ آثار تاريخي‌ اصفهان‌ ، اصفهان‌ 1350ش‌.2) بقعه‌، آرامگاه‌ محمدبن‌ بكران‌ از عرفاي‌ قرن‌ هفتم‌ در ده‌ پيربكران‌، حدود سي‌ كيلومتري‌ جنوب‌ اصفهان‌. اين‌ بنا از آثار دورة‌ الجايتو، معروف‌ به‌ سلطان‌ محمد خدابنده‌ (حك : 703ـ 716) و نزديك‌ قبرستان‌ قديم‌ يهوديانِ اصفهان‌ (استرخاتون‌) است‌. بناي‌ اصلي‌ بقعه‌ طبق‌ كتيبه‌هاي‌ آن‌، بين‌ سالهاي‌ 703 (سال‌ وفات‌ پيربكران‌) تا 712 ساخته‌ شده‌ است‌ (هنرفر، ص‌252ـ253)، اما در اين‌ محل‌ پيش‌ از آن‌ نيز شبستاني‌ گنبددار وجود داشته‌ كه‌ احتمالاً مزار يكي‌ از شخصيتهاي‌ برجستة‌ محلي‌ بوده‌ است‌. همچنين‌ كاشي‌ جلاداري‌ به‌ تاريخ‌ 698 در آن‌ يافت‌ شده‌ است‌ (ويلبر، ص‌132، 135).بقعة‌ پيربكران‌ از سه‌ قسمت‌ راهرو يا رواق‌، صحن‌ و آرامگاه‌ تشكيل‌ شده‌ است‌. رواق‌ بقعه‌ از كوچة‌ مجاور به‌ صحن‌ منتهي‌ مي‌گردد. صحن‌ محوطة‌ سرپوشيده‌اي‌ است‌ كه‌ از چهار جانب‌ محصور و فقط‌ بالاي‌ ضلع‌ جنوبي‌ آن‌ كه‌ محراب‌ نفيسي‌ در آن‌ واقع‌ شده‌، باز است‌. سقف‌ اين‌ صحن‌ بلند است‌ و در اطراف‌ آن‌ ايوانچه‌ها و غلام‌ گردشهايي‌ وجود دارد. ضلع‌ شرقي‌ و غربي‌ صحن‌ به‌ قرينه‌ داراي‌ دو جرز و يك‌ طاقنماي‌ كوچك‌ است‌ (رفيعي‌ مهرآبادي‌، ص‌850؛ هنرفر، ص‌253ـ255، 259).در ضلع‌ شرقي‌ صحن‌، تخته‌ سنگي‌ است‌ كه‌ در آن‌ يك‌ فرورفتگي‌ ديده‌ مي‌شود. بعضي‌ آن‌ را جاي‌ پاي‌ دُلدُل‌ (استر رسول‌اكرم‌) و برخي‌ جاي‌ پاي‌ اسب‌ الياس‌ پيامبر مي‌دانند كه‌ احتمالاً از گورستان‌ قديمي‌ يهوديان‌ به‌ اين‌ محل‌ انتقال‌ يافته‌ است‌ (رفيعي‌ مهرآبادي‌، ص‌851). به‌ نظر هرتسفلد در آثار ايران‌ (گدار، ص‌217)، اين‌ تخته‌ سنگ‌ اصلاً براي‌ تعبيه‌ در معبد بيت‌المقدس‌ در نظر گرفته‌ شده‌ بود.مقبرة‌ محمدبن‌ بكران‌ در ضلع‌ شمالي‌ صحن‌ قرار دارد (هنرفر، ص‌260). در اصل‌ اين‌ فضا و ايوان‌ شكوهمند آن‌، محل‌ تدريس‌ پيربكران‌ بوده‌ است‌. انتهاي‌ ايوان‌ را با ديوار مشبكي‌ محصور و اين‌ ايوان‌ وسيع‌ را به‌ مقبره‌ تبديل‌ كرده‌اند (گدار، ص‌218). طاق‌ ايوان‌ نوك‌ تيز و ديوارهاي‌ كنار آن‌ داراي‌ نِغولهايي‌ با پوشش‌ و تزيين‌ گچبري‌ است‌ (ويلبر، ص‌133). در قسمت‌ فوقاني‌ آرامگاه‌، ايوان‌ ديگري‌ كه‌ قسمتي‌ از طبقة‌ دوم‌ اين‌ ساختمان‌ را تشكيل‌ مي‌دهد، رابط‌ بين‌ غلام‌ گردشهاي‌ دو طرف‌ است‌ (هنرفر، همانجا). آرامگاه‌ با ورودي‌ كوتاهي‌ در ضلع‌ شمالي‌ كه‌ به‌ حالت‌ خميده‌ بايد از آن‌ گذشت‌، به‌ اتاق‌ تاريكي‌ با طاق‌ مخروطي‌ شكل‌ راه‌ دارد (همان‌، ص‌264). احتمالاً پيربكران‌ قبل‌ از ساخت‌ ايوان‌ در اين‌ محل‌ تدريس‌ مي‌كرده‌ است‌ (گدار، ص‌217؛ ويلبر، ص‌132). سنگ‌ قبر مرمري‌ و بزرگ‌ محمدبن‌ بكران‌ تاريخ‌ 703 را دارد و بر آن‌ نام‌ استاد حجار آن‌، سراج‌ نوشته‌ شده‌ است‌ (هنرفر، ص‌261ـ262).بنا داراي‌ تزييناتِ پُركار با گچبريهاي‌ فراوان‌ و كاشيهاي‌ ظريف‌ است‌ (پوپ‌، ص‌222)، به‌ طوري‌ كه‌ هيچ‌ فضاي‌ قابل‌ توجهي‌ بدون‌ ريزه‌كاريهاي‌ گچبري‌ رها نشده‌؛ به‌ همين‌ دليل‌ اين‌ بقعه‌ حاوي‌ يك‌ نمونه‌ از شاهكارهاي‌ هنر گچبري‌ است‌ كه‌ در دورة‌ ايلخاني‌ به‌ اوج‌ خود رسيد (دوري‌، ص‌175ـ176). سطوح‌ ديوارهاي‌ مهمتر داخلي‌ با پوشش‌ سفالي‌ يا گچبري‌ عالي‌ پوشيده‌ شده‌ است‌ و آنهايي‌ كه‌ اهميت‌ كمتري‌ داشته‌ سفيدكاري‌ و طرح‌ آجر چيني‌ و شبه‌ بند آجري‌ روي‌ آنها نقش‌ شده‌ است‌. گچبريها، بخصوص‌ در محراب‌، ماهرانه‌ و متنوع‌ است‌. در اين‌ بنا كاشيهاي‌ لعابي‌ نيلي‌ و آبي‌ به‌ اندازه‌ها و اشكال‌ مختلف‌ به‌ كار رفته‌ است‌. كاشيهاي‌ ستاره‌اي‌ و صليبي‌ كه‌ معمولاً براي‌ پوشش‌ ازارة‌ اتاق‌ استفاده‌ مي‌شد، در اينجا قسمت‌ فوقاني‌ ديوارهاي‌ داخلي‌ و خارجي‌ را تزيين‌ نموده‌ است‌ (ويلبر، ص‌133).خطوطِ بنّايي‌ آجري‌ و گچبري‌ شده‌ و نيز كتيبه‌هاي‌ اين‌ بقعه‌ قابل‌ توجه‌ است‌. اين‌ خطوط‌ و كتيبه‌ها اغلب‌ با خط‌ كوفي‌ و ثلث‌ گچبري‌ شده‌اند و مضمون‌ آنها بيشتر، آيات‌ و صلوات‌ بر ائمه‌ عليهم‌السلام‌ و توصيف‌ محمدبن‌ بكران‌ است‌ (هنرفر، ص‌253ـ263). نام‌ گچبر هنرمند اين‌ بقعه‌، محمدشاه‌ نقاش‌، بر روي‌ يكي‌ از كتيبه‌هاي‌ آن‌ آمده‌ است‌ (همان‌، ص‌256؛ كريم‌زاده‌ تبريزي‌، ج‌3، ص‌889).اين‌ بناي‌ تك‌ ايواني‌، از نظر سبك‌ معماري‌ شبيه‌ به‌ معماري‌ دورة‌ ساساني‌ و يادآور طاق‌ كسري‌ است‌، ولي‌ طاق‌ ايوان‌ به‌ جاي‌ اينكه‌ مانند طاقهاي‌ دورة‌ ساساني‌ هلالي‌ باشد، نوك‌دار است‌ (پوپ‌، همانجا؛ ويلسون‌، ص‌177). از طرفي‌ نيز اندازة‌ بلند و استعمال‌ نغولهاي‌ فرو رفته‌ در چند طبقه‌ بر روي‌ جرزهاي‌ دو طرف‌ ساختمان‌، به‌ ايوان‌ آباقاخان‌ در تخت‌ سليمان‌ و ايوان‌ منار جنبان‌ اصفهان‌ شباهت‌ دارد (ويلبر، ص‌134).منابع‌: آرتور اپهام‌ پوپ‌، معماري‌ ايران‌: پيروزي‌ شكل‌ و رنگ‌ ، ترجمة‌ كرامت‌ الله‌ افسر، تهران‌ 1365ش‌؛ كارل‌ جي‌ دوري‌، هنر اسلامي‌ ، ترجمه‌ رضا بصيري‌، تهران‌ 1363ش‌؛ ابوالقاسم‌ رفيعي‌ مهرآبادي‌، آثار ملي‌ اصفهان‌ ، تهران‌ 1352ش‌؛ محمد علي‌ كريم‌زاده‌ تبريزي‌، احوال‌ و آثار نقاشان‌ قديم‌ ايران‌ و برخي‌ از مشاهير نگارگر هند و عثماني‌ ، لندن‌ 1363ـ1370ش‌؛ آندره‌ گدار و ديگران‌، آثار ايران‌ ، ترجمة‌ ابوالحسن‌ سرو قد مقدم‌، مشهد 1365ـ 1368ش‌؛ دونالد نيوتن‌ ويلبر، معماري‌ اسلامي‌ ايران‌ در دورة‌ ايلخانان‌ ، ترجمه‌ عبدالله‌ فريار، تهران‌ 1365ش‌؛ كريستي‌ ويلسون‌، تاريخ‌ صنايع‌ ايران‌ ، ترجمه‌ عبدالله‌ فريار، تهران‌ 1366ش‌؛ لطف‌الله‌ هنرفر، گنجينة‌ آثار تاريخي‌ اصفهان‌ ، اصفهان‌ 1344 ش‌.
نظر شما
ایمیل ایمیل
مولفان

مجيد عبدالهي‌

اكرم‌ ارجح‌

حوزه موضوعی
رده های موضوعی
جلد 5
تاریخ چاپ
وضعیت انتشار
  • چاپ نشده