پیر بقعه‌
معرف
يي‌ تاريخي‌ در تاكستان‌
متن
پير، بقعه‌ ، بنايي‌ تاريخي‌ در تاكستان‌. اين‌ بقعة‌ تقريباً در جنوب‌غربي‌ شهر به‌ فاصله‌ دو كيلومتري‌ از بافت‌ قديم‌ آن‌ و در كنار محوطة‌ قبرستاني‌ متروك‌ واقع‌ شده‌ است‌. گرچه‌ برخي‌ آن‌ را آتشكده‌ و متعلق‌ به‌ پيش‌ از اسلام‌ مي‌دانند، اما از نوع‌ آجركاري‌، بخصوص‌ آجركاري‌ سردر و سرپايه‌هاي‌ اطراف‌ آن‌، كه‌ از آن‌ دورة‌ سلجوقي‌ است‌ ( رجوع كنيد به سطور بعد)، بسيار بعيد به‌ نظر مي‌رسد كه‌ چنين‌ باشد. سه‌ ضلع‌ ديگر بنا، جز ازارة‌ ضلع‌ پُشت‌ آن‌، كاملاً خالي‌ از هرگونه‌ نقوش‌ آجري‌ است‌.بقعه‌ در محل‌ گودي‌ به‌ عمق‌ حدود 160 سانتيمتر واقع‌ شده‌ و با هفت‌ پلة‌ آجري‌ مي‌توان‌ به‌ حياطچة‌ جلوي‌ بنا رسيد. مقطع‌ عرضي‌ آن‌ مربعي‌ به‌ ابعاد 60ر6*70ر6 متر و اطراف‌ بنا به‌ شكل‌ راهروي‌ متصل‌ به‌ حياطچه‌ به‌ عرض‌ 125 سانتيمتر، در سه‌ جهت‌ خالي‌ است‌.داخل‌ بقعه‌ فاقد هرگونه‌ سنگ‌ قبر يا صندوقي‌ است‌ كه‌ حاكي‌ از دفن‌ كسي‌ در آن‌ باشد. كاوشهاي‌ انجام‌ شده‌ در حدود 1355ش‌، اين‌ واقعيت‌ را تأييد كرده‌ است‌. در نتيجة‌ اين‌ كاوشها در اطراف‌ بقعه‌، در گوشة‌ راست‌ حياطچه‌ در مقابل‌ بنا، استخوانهاي‌ سه‌ جسد بلند قامت‌، كه‌ پاهاي‌ هر سه‌ جمع‌ بوده‌، همراه‌ با دو خنجر بزرگ‌ و شيشه‌اي‌ حاوي‌ مايع‌ آبي‌ رنگ‌ كشف‌ شده‌ است‌.در حدود 1363ش‌، ادارة‌ ميراث‌ فرهنگي‌، براي‌ حفاظت‌ بنا و پيشگيري‌ از رطوبت‌ بالارونده‌، در چهار سمت‌ بنا، به‌ طور اصولي‌ نايكشي‌ (زهكشي‌) كرده‌ است‌. پله‌هاي‌ ورودي‌ و ديوارهاي‌ حياطچه‌ و ديوارة‌ راهرو اطراف‌ بنا نيز، با آجركاري‌ به‌ روش‌ كله‌ و راسته‌، بنّايي‌ شده‌است‌. نقاش‌ و جهانگرد فرانسوي‌، اوژن‌ فلاندن‌ ، در 1257/1841 از تاكستان‌ امروزي‌، كه‌ در آن‌ زمان‌ سياهْ دُهُن‌، ناميده‌ مي‌شد، ديدن‌ كرده‌ و اين‌ بنا را توصيف‌ و تصويري‌ از آن‌ كشيده‌ است‌. بقعة‌ پير در آن‌ هنگام‌، در كنار ده‌، بنايي‌ عظيم‌ با تزييناتي‌ از آجرهاي‌ كوچك‌ با حجمهاي‌ مختلف‌ بوده‌ كه‌ كنگره‌ و گيلوييهايش‌ روي‌ هم‌ واقع‌ شده‌ بوده‌ و تنها درِ آن‌، براثر آوار زياد، بسته‌ بوده‌ است‌. اين‌ بناي‌ بشدت‌ آسيب‌ ديده‌، محوطه‌اي‌ مربع‌ با گنبدي‌ كشيده‌ داشته‌ و به‌گفتة‌ فلاندن‌ (ص‌98)، طرح‌ بنا به‌ سبك‌ هندي‌ و از دورة‌ مغول‌ بوده‌ است‌. او در نقاشي‌ خود، بنا را عظيم‌ نشان‌ داده‌ است‌ (ورجاوند، ص‌ 388).سرپايه‌هاي‌ اصلي‌، يك‌ آجره‌ و ساير پس‌نشينها يك‌ نيمه‌ است‌. درِ چوبي‌ بقعه‌، حدود 200*100 سانتيمتر و داراي‌ كتيبه‌اي‌ است‌ كه‌ ميله‌هاي‌ آهني‌ از آن‌ محافظت‌ مي‌كند. بالاي‌ در نعل‌ درگاه‌ چوبي‌ و سپس‌ تيغة‌ آجري‌ سبب‌ استقرار سرچهاركه‌كشيِ افقي‌ شده‌ است‌. چهار رگ‌ بالاي‌ سرچهاركة‌ افقي‌، زمينة‌ كتيبة‌ گودي‌ را به‌ وجود آورده‌ است‌. قطار مقرنس‌ آجري‌ بنا سه‌ رديف‌ دارد: رديف‌ اول‌ با هفت‌ قطار مشابه‌؛ رديف‌ دوم‌ با شش‌ قطار، كه‌ دو تا دوتا يك‌ سطح‌ برجستة‌ مياني‌ مشترك‌ دارد؛ رديف‌ سوم‌ و بالايي‌، با پنج‌ قطار مقرنس‌، مانند رديف‌اول‌، كه‌ سبب‌ جمع‌ شدن‌ و شكل‌گيري‌ مجموع‌ قطار مقرنس‌ بنا شده‌ است‌. از ويژگيهاي‌ اين‌ اجرا به‌ كارگيري‌ نقش‌ چليپا از گچبري‌ در بين‌ آجرها به‌جاي‌ كوربند است‌ كه‌ سبب‌ شيوايي‌ خاص‌ در اين‌ نما گرديده‌ است‌. نوع‌ آجركاري‌ و خصوصاً چليپاهاي‌ گچبري‌، نشان‌ مي‌دهد كه‌ بنا به‌ دورة‌ سلجوقي‌ تعلق‌ دارد.قابِ كتيبه‌هاي‌ عمودي‌ طرفينِ نما از سرپاية‌ يك‌ آجرة‌ مياني‌، با دو پس‌نشين‌ يك‌ نيمه‌، و از طرف‌ نبش‌ بنا با چهار پس‌نشين‌ يك‌ نيمه‌، به‌ متن‌ كتيبة‌ عمودي‌ رسيده‌ است‌. از ويژگيهاي‌ اين‌ كتيبه‌ وجود گچبري‌ با نقوش‌ «سه‌ گرو چوبخطي‌» ــ نوعي‌ گره‌ در معماري‌ اسلامي‌ ــ است‌ كه‌ در يك‌ قاب‌ مربع‌ به‌ وجود آمده‌ است‌. اطراف‌ زمينة‌ گچبري‌، با رج‌ عمودي‌ و افقي‌ به‌ شكل‌ «لا»، سبب‌ شكل‌ دهي‌ گچبري‌ شده‌ است‌. در بالاي‌ قاب‌ گچبري‌، رديف‌ قطار مقرنس‌ اول‌ و سپس‌ قطار دوم‌ و در انتها يك‌ قطار واحد در دو طرف‌ سردر، بر زيبايي‌ بنا افزوده‌ است‌. از ويژگيهاي‌ اين‌ اجرا تراش‌ قطعات‌ آجر به‌ روش‌ تيشه‌داري‌ است‌. در اين‌ دو قطار مقرنس‌ طرفين‌، از نقش‌ گچبري‌ چليپا استفاده‌ نشده‌ است‌. پس‌ از ختم‌ سرپايه‌هاي‌ مياني‌ و كناري‌، دو كتيبة‌ كوچك‌ طرفين‌، با اختلاف‌ سطح‌ از تراز كتيبة‌ افقي‌ مياني‌، با زمينه‌اي‌ در سه‌ رگ‌ ساخته‌ شده‌ است‌.ابعاد داخلي‌ بقعه‌ 30ر4*40ر4 متر است‌ كه‌ در نتيجة‌ تفاضل‌ اندازه‌هاي‌ خارجي‌ و داخلي‌، عرض‌ ديوارهاي‌ بنا حدود صد سانتيمتر يا بيشتر خواهد بود. در وسط‌ ضلع‌ اصلي‌، درِ ورودي‌ واقع‌ است‌. در سه‌ ضلع‌ ديگر طاقنما در وسط‌ اضلاع‌ به‌ عرض‌ 220 سانتيمتر، با ازارة‌ دست‌انداز حدود 105 سانتيمتر و با ستونهاي‌ باربر تا ارتفاع‌ 110 سانتيمتر، قوس‌ تيز باربر با «جَست‌» از پاكار تا تيزه‌ 150 سانتيمتر، با پس‌نشين‌ طاقنماها (طاقچه‌هاي‌ بزرگ‌) سبب‌ شكل‌ گرفتن‌ قسمت‌ داخلي‌ بنا شده‌ است‌. گنبد اولية‌ بنا به‌ شكل‌ پيازي‌ كشيده‌ و بلند (تند) بوده‌ (ورجاوند، همانجا) كه‌ بعدها رو به‌ ويراني‌ نهاده‌ است‌. در مجموع‌، اين‌ گنبدخانه‌ پوششي‌ يك‌ پوسته‌ داشته‌ كه‌ به‌ شكل‌ رجهاي‌ گردچين‌ دوردار بنّايي‌ شده‌ است‌. روزنه‌اي‌ مربع‌ مستطيل‌، حدوداً تا نصف‌ ارتفاع‌ گنبد برابر در، سبب‌ نوررساني‌ و تهوية‌ فضاي‌ داخلي‌ بقعه‌ مي‌شود.نقوش‌ بين‌ طاقنماهاي‌ باربر فوقاني‌ و فيلپوشها از انواع‌ گلچين‌ خفته‌ و راسته‌، دو خفته‌ و يك‌ راسته‌ و گل‌اندازي‌، سبب‌ شيوايي‌ هنر آجركاري‌ قسمت‌ داخلي‌ بنا شده‌ است‌. همچنين‌ در بين‌ قطعات‌ به‌ كار رفتة‌ آجر در متن‌ طاقنماهاي‌ باربر هشتگانه‌، از نقش‌ چليپاي‌ گچبري‌ مانند نماي‌ بيرون‌ بقعه‌ استفاده‌ شده‌ است‌.در ناحية‌ تيزة‌ طاقنماهاي‌ مياني‌ و فيلپوشها در گوشه‌سازيها و همچنين‌ هشت‌ فيلپوشچه‌ از ساقه‌ و گل‌ برجستة‌ گچبري‌ به‌ شكل‌ منفرد، نقش‌ جالبي‌ به‌ فضاي‌ سادة‌ داخلي‌ بنا داده‌ است‌. بندهاي‌ افقي‌ و عمودي‌ و مورب‌ آجركاري‌ داخل‌ بقعه‌ نيز با بندكشي‌ اصولي‌ گود اجرا شده‌ و كف‌ فضاي‌ داخلي‌ بقعه‌ با آجر مربع‌ مفروش‌ شده‌ است‌. ضمناً كلية‌ آجركاري‌ قسمت‌ داخلي‌ و خارجي‌ بنا با آجر 22*22 سانتيمتر است‌.تعدادي‌ قطعات‌ سنگ‌ قبر، از مرمر شفاف‌ با نقوش‌ اسليمي‌ و انواع‌ خط‌ حجاري‌ شده‌، در داخل‌ بقعه‌ نگهداري‌ مي‌شود كه‌ از گورستانهاي‌ اطراف‌ بقعه‌ جمع‌آوري‌ شده‌ است‌ (ورجاوند، ص‌ 391).منابع‌: علاوه‌ بر اطلاعات‌ شخصي‌ مؤلف‌؛ اوژن‌ ناپلئون‌ فلاندن‌، سفرنامة‌ اوژن‌ فلاندن‌ به‌ ايران‌ ، ترجمة‌ حسين‌ نورصادقي‌، تهران‌ 1356 ش‌؛ پرويز ورجاوند، سرزمين‌ قزوين‌ ، تهران‌ 1349 ش‌.
نظر شما
ایمیل ایمیل
مولفان

حسين‌ زمرشيدي‌

حوزه موضوعی
رده های موضوعی
جلد 5
تاریخ چاپ
وضعیت انتشار
  • چاپ نشده