پهلْواروی‌ جعفری‌
معرف
دان‌ مشهوري‌ در شرق‌ هند
متن
پُهلْوارَوي‌ جعفري‌ ، خاندان‌ مشهوري‌ در شرق‌ هند. آنان‌ نسبِ خود را به‌ جعفر طيّار، برادر امام‌ علي‌ عليه‌السلام‌، مي‌رسانند. اصل‌ اين‌ خاندان‌ از پهلواري‌ (پُلواري‌)، قريه‌اي‌ از توابع‌ عظيم‌آباد است‌ و در سده‌هاي‌ دوازدهم‌ تا چهاردهم‌، دانشمندان‌ متعددي‌ از آن‌ برخاسته‌اند؛ از آن‌ جمله‌اند:1) امان‌الله‌، فرزند محمد امين‌، از علما و مدرّسان‌ سدة‌ دوازدهم‌ (حسني‌، ج‌6، ص‌302)؛ 2) وجيه‌الحق‌، فرزند امان‌الله‌. نزد پدرش‌ درس‌ آموخت‌ و در جرگة‌ مدرّسان‌ و علماي‌ ديني‌ درآمد و آثاري‌ نيز تأليف‌ كرد و در 1150 درگذشت‌ (همان‌، ج‌6، ص‌397)؛ 3) وحيدالحق‌ (متوفي‌1200 يا 1201)، فرزند وجيه‌الحق‌. نزد پدر خود و دايي‌اش‌، شيخ‌ مبين‌ جعفري‌ پهلواروي‌، شاگردي‌ كرد و به‌ مرتبة‌ استادي‌ رسيد و بسياري‌ از علما در محضر وي‌ دانش‌ آموختند. او در پرهيزكاري‌، راستگويي‌، ساده‌زيستي‌، شيرين‌سخني‌ و خوشخويي‌ نمونه‌ بود؛ از شُبهات‌ پرهيز مي‌كرد و از خوراك‌ كارگزاران‌ دولت‌ انگليس‌ نمي‌خورد. در آغاز، مانند فقيهان‌ حنفي‌، از غنا پرهيز مي‌كرد، ولي‌ بعدها كه‌ احوال‌ عرفاني‌ بر وي‌ غلبه‌ كرد، در مجلس‌ سماع‌ حضور مي‌يافت‌. او آثار متعددي‌ برجا نهاد، از جمله‌ تعليقه‌ بر شمايل‌ ترمذي‌ و بر تفسير بيضاوي‌ (همان‌، ج‌7، ص‌538 ـ539)؛ 4) احمدي‌ پهلواروي‌ (1176ـ1252)، فرزند وحيدالحق‌. در پهلواري‌ چشم‌ به‌ جهان‌ گشود و در همانجا بزرگ‌ شد و در محضر پدر دانش‌ آموخت‌ و سپس‌ به‌ تدريس‌ روي‌ آورد و رياست‌ علمي‌ در شرق‌ هندوستان‌ به‌ او رسيد. آثار وي‌ بر تبحّرش‌ در علوم‌ حكمي‌، خصوصاً فنون‌ رياضي‌ و براهين‌ هندسي‌، دلالت‌ دارد كه‌ از ميان‌ آنها چهار تعليقة‌ وي‌ در دست‌ است‌: الف‌) تعليقه‌ بر حاشية‌ مير زاهد هروي‌ بر شرح‌ تهذيب‌ جلال‌ دواني‌ در منطق‌؛ ب‌) تعليقه‌ بر حاشية‌ او بر شرح‌ شريف‌ جرجاني‌ بر مواقف‌ قاضي‌ عضد در علم‌ كلام‌؛ ج‌) تعليقه‌ بر الشمس‌ البازغة‌ محمود جونپوري‌ در فلسفه‌؛ د) تعليقه‌ بر شرح‌ هداية‌الحكمة‌ از صدراي‌ شيرازي‌ در فلسفه‌ (همان‌، ج‌7، ص‌49ـ50؛ صدرالدين‌ شيرازي‌، ص‌14)؛ 5) شرف‌الدين‌ (1235ـ1289)، فرزند شيخ‌ هادي‌. در فقه‌ و تصوف‌ مبرّز بوده‌ و شرحي‌ مبسوط‌ بر تهذيب‌ المنطق‌ نوشته‌ است‌ (حسني‌، ج‌7، ص‌211)؛ 6) بدرالدين‌ (1268ـ1343)، فرزند شرف‌الدين‌. نزد پدر شاگردي‌ كرد و در جرگة‌ مشايخ‌ طريقت‌ درآمد و منصب‌ اميرالشريعه‌اي‌ را به‌ او تفويض‌ كردند، و حكومت‌ انگليسي‌ هند به‌ او لقب‌ «شمس‌ العلماء» داد؛ اما وقتي‌ كه‌ دشمني‌ انگليسيها با مسلمانان‌ آشكار شد، او اين‌ لقب‌ را به‌ انگليسيها پس‌ داد (همان‌، ج‌8، ص‌88ـ89).از شاخه‌هاي‌ ديگر اين‌ خاندان‌، اين‌ افراد قابل‌ ذكرند: 1) مجيب‌الله‌ (1098ـ1191)، فرزند ظهورالله‌. در پهلواري‌ در محضر فصيح‌الدين‌ جعفري‌ پهلواروي‌، و در بنارس‌ نزد شيخ‌ محمد وارث‌ بنارسي‌ دانش‌ آموخت‌ و از دومي‌ طريقة‌ اويسي‌ قادري‌، و از پسر دايي‌اش‌، عمادالدين‌، طريقة‌ قلندري‌ را فرا گرفت‌ و بر مسند ارشاد تكيه‌ زد. عدة‌ بسياري‌ طريقت‌ را از او اخذ كردند (همان‌، ج‌6، ص‌251)؛ 2) نعمة‌الله‌ (1160ـ1247)، فرزند مجيب‌الله‌. از مشايخ‌ معروف‌ بود و بيشتر كتابهاي‌ درسي‌ را نزد وحيدالحق‌، شوهر خواهرش‌، خواند و طريقت‌ را از پدرش‌ فراگرفت‌ و پس‌ از او به‌ منصب‌ شيخي‌ رسيد (همان‌، ج‌7، ص‌520ـ521)؛ 3) نورالحق‌ (1156ـ1233)، فرزند عبدالحق‌ و نوة‌ مجيب‌الله‌. در محضر وحيدالحق‌ به‌ تحصيل‌ پرداخت‌ و طريقت‌ را از جدّ خود فراگرفت‌. از آثار او ديوان‌ شعري‌ است‌ به‌ فارسي‌ (همان‌، ج‌7، ص‌527 ـ 528)؛ 4) ظهورالحق‌ (1184ـ1234)، فرزند نورالحق‌ از فقهاي‌ حنفي‌ بود. شاه‌ عبدالعزيز دهلوي‌ به‌ او اجازة‌ حديث‌ داد، و او طريقت‌ را از پدرش‌ فراگرفت‌. كتابهايي‌ در فقه‌ و سلوك‌ تصنيف‌ كرده‌ است‌ (همان‌، ج‌7، ص‌232)؛ 5) ابوالحسن‌ (1191ـ1265)، فرزند نعمة‌الله‌ از مشايخ‌ بزرگ‌ بود. در محضر احمدي‌ پهلواروي‌ درس‌ خواند و در معقول‌ و منقول‌ و ادبيات‌ استاد شد. مدتي‌ به‌ طبابت‌ اشتغال‌ داشت‌ و پس‌ از پدر بر مسند ارشاد نشست‌. آثار متعددي‌ تأليف‌ كرد، از جمله‌: حاشيه‌ بر شرح‌ حمدالله‌ ــ از علماي‌ شيعه‌ ــ بر سُلَّم‌ العلوم‌ در منطق‌؛ رساله‌اي‌ در تحقيق‌ حديثي‌ كه‌ در باب‌ دوازده‌ جانشين‌ پيامبر صلي‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم‌ رسيده‌ است‌؛ و ديوان‌ شعر فارسي‌ (همان‌، ج‌7، ص‌11ـ12)؛ 6) محمد امام‌ (1194ـ1255)، فرزند ديگر نعمة‌الله‌ در منطق‌ و حكمت‌ مبرّز بود. مانند برادرش‌، ابوتراب‌، نزد احمدي‌ پهلواروي‌ درس‌ خواند. طريقت‌ را از پدرش‌ آموخت‌. به‌ تدريس‌ مي‌پرداخت‌ و رساله‌هايي‌ در منطق‌ نوشت‌ (همان‌، ج‌7، ص‌440)؛ 7) محمد (1198ـ1272)، فرزند نعمة‌الله‌ از مشايخ‌ بزرگ‌ بود. نزد احمدي‌ پهلواروي‌ درس‌ خواند. طريقت‌ را از پدر آموخت‌. وي‌ از اصحاب‌ و جد به‌ شمار مي‌رفت‌ (همان‌، ج‌7، ص‌432)؛ 8) علي‌سجاد (1199ـ1271)، فرزند نعمة‌الله‌ صاحب‌ آثار متعدد از جمله‌ ديوان‌ شعر فارسي‌ بود (همان‌، ج‌7، ص‌340ـ341)؛ 9) مصطفي‌ (1199ـ1249)، فرزند شمس‌الدين‌، از مشايخ‌ قادري‌ و از شاگردان‌ احمدي‌ پهلواروي‌ بود. در طريقت‌ از پدر اجازه‌ گرفت‌ و پس‌ از او به‌ مقام‌ شيخي‌ در كلكته‌ رسيد (همان‌، ج‌7، ص‌496)؛ 10) وَصي‌احمد (1224ـ1293)، فرزند مصطفي‌ از دانشمندان‌ متصوف‌ بود. نزد دو دايي‌ خود، ابوالحسن‌ و محمدحسين‌، درس‌ خواند. طريقت‌ را از جدّ مادري‌اش‌، نعمة‌الله‌ پهلواروي‌، و دايي‌اش‌، ابوتراب‌، فراگرفت‌. نيكو شعر مي‌سرود و از آثار او ديوان‌ شعر فارسي‌ و هندي‌ است‌ (همان‌، ج‌7، ص‌539)؛ 11) علي‌ حبيب‌ (1249ـ1295)، فرزند ابوالحسن‌ و نوة‌ نعمة‌الله‌ در محضر پدر و برادرش‌، نورالعين‌، و دو عمويش‌، ابوتراب‌ و محمد حسين‌ كه‌ همه‌ از اصحاب‌ احمدي‌ پهلواروي‌ بودند، دانش‌ آموخت‌. صحاح‌ ستّه‌ را از پسر عمويش‌، شيخ‌ آل‌احمد، استماع‌ كرد. در فقه‌ حنفي‌ استاد بود. با بدعتها مخالفت‌ مي‌نمود و در فقه‌ و عقايد كتابهايي‌ تصنيف‌ كرد. ديوان‌ شعري‌ به‌ فارسي‌ دارد كه‌ در آن‌ «نصر» تخلّص‌ كرده‌ است‌ (همان‌، ج‌7، ص‌339ـ340).منابع‌: عبدالحي‌ حسني‌، نزهة‌ الخواطر و بهجة‌ المسامع‌ و النواظر ، حيدرآباد دكن‌، ج‌6، 1398/1978، ج‌7، 1399/1979، ج‌8 ، 1402/ 1981؛ محمدبن‌ ابراهيم‌ صدرالدين‌ شيرازي‌، شرح‌ الهداية‌ الاثيرية‌ ، ] چاپ‌ سنگي‌ تهران‌ 1313 [ ، چاپ‌ افست‌ ] بي‌جا، بي‌تا. [ .
نظر شما
ایمیل ایمیل
مولفان

اكبر ثبوت‌

حوزه موضوعی
رده های موضوعی
جلد 5
تاریخ چاپ
وضعیت انتشار
  • چاپ نشده