پونتیاناک‌
معرف
‌ بخشي‌ از مقرّ فرمانداري‌ كل‌ هلند («وستر ـ افديلينگ‌ ») در بورنئو، و نيز سلطان‌نشيني‌ در دلتاي‌ رود كاپواس‌ و پايتخت‌ آن‌؛ امروزه‌ اين‌ نقاط‌ در منطقة‌ ] غرب‌ [ كاليمانتان‌ * جمهوري‌ اندونزي‌ قرار دارند
متن
پونتياناك‌ ، نام‌ بخشي‌ از مقرّ فرمانداري‌ كل‌ هلند («وستر ـ افديلينگ‌ ») در بورنئو، و نيز سلطان‌نشيني‌ در دلتاي‌ رود كاپواس‌ و پايتخت‌ آن‌؛ امروزه‌ اين‌ نقاط‌ در منطقة‌ ] غرب‌ [ كاليمانتان‌ * جمهوري‌ اندونزي‌ قرار دارند.پونتياناك‌ به‌عنوان‌ ايالتي‌ هلندي‌ شامل‌ نواحي‌ پونتياناك‌، كوبو ، لَنْدَك‌، سانگائو ، سيكادائو، تاجان‌ و ميليائو بود. دستگاه‌ اداري‌ در اختيار معاون‌ فرماندار بود كه‌ مقرّ آن‌ در پونتياناك‌ بود، يعني‌ جايي‌ كه‌ اقامتگاه‌ وستر ـ افديلينگ‌ نيز در آن‌ قرار داشت‌. مستعمرة‌ هلندي‌ در ساحل‌ چپ‌ رود كاپواس‌ قرار دارد، منطقة‌ تجاري‌ چينيها نيز در آنجاست‌. شهر مالايا در مقابل‌ آن‌ در ساحل‌ راست‌ واقع‌ است‌.سلطان‌نشين‌ پونتياناك‌ با پايتختش‌ به‌ همين‌ نام‌، زير حاكميت‌ هلنديها، مستقل‌ بود و 545 ، 4 كيلومتر مربع‌ وسعت‌ داشت‌. در 1309 ش‌/1930 جمعيت‌ آن‌ مشتمل‌ بود بر 000 ، 100 مالايايي‌ و دياك‌، 562 اروپايي‌، 425 ، 26 چيني‌ و 378 ، 2 شرقي‌ ديگر. ] جمعيت‌ پونتياناك‌ طبق‌ آمار 1375ش‌/ 1996، 100 ، 459 تن‌ بوده‌ است‌ [ . اصطلاح‌ مالايايي‌ دربرگيرندة‌ كلية‌ مسلمانان‌ بومي‌ است‌ از جمله‌ اخلاف‌ اعراب‌، جاوه‌ايها، بوگيها و دياكها كه‌ اسلام‌ را پذيرفتند. دياكهاي‌ نواحي‌ مركزي‌ هنوز مسلمان‌ نشده‌اند. هيئتهاي‌ تبليغي‌ كاتوليك‌ رومي‌ ميان‌ دياكها و چينيها فعاليت‌ مي‌كنند. وجود اين‌ جمعيت‌ بسيار مختلط‌ را منشأ و تكامل‌ پونتياناك‌ توجيه‌ مي‌كند.در 1186/1772 شريف‌ عبدالرحمان‌، يكي‌ از پسران‌ شريف‌ حسين‌بن‌احمدالقادري‌، اين‌ شهر را بنا كرد. شريف‌ حسين‌ در 1148/1735 در ماتان‌ اقامت‌ گزيد و در 1185/1771 در مامپاوا درگذشت‌، وي‌ در آن‌ زمان‌ وزير بود و به‌سبب‌ تقوايش‌ حرمت‌ داشت‌. در 1155/1742 عبدالرحمان‌، از يك‌ زن‌ دياك‌ به‌دنيا آمد و خيلي‌ زود به‌سبب‌ روحية‌ متهورانه‌اش‌ متمايز شد. او كوشيد بترتيب‌ در مامپاوا، پالِمبانگ‌ * و بانجَرمسين‌ * / بانجارماسين‌ قدرت‌ را به‌دست‌ گيرد و هرچند سلطان‌ از او حمايت‌ مي‌كرد، پس‌ از اينكه‌ چندين‌ كشتي‌ اروپايي‌ و محلي‌ را تصرف‌ كرد، مجبور شد همراه‌ با دارودستة‌ خود عقب‌نشيني‌ كند. تا اين‌ زمان‌، او با شاهزاده‌اي‌ از مامپاوا و بانجرمسين‌ ازدواج‌ كرده‌ و ثروت‌ عظيمي‌ به‌دست‌ آورده‌ بود. هنگامي‌ كه‌ به‌ مامپاوا بازگشت‌، پدرش‌ تازه‌ مرده‌ بود. از آنجا كه‌ او در اين‌ محل‌ با توفيقي‌ روبرو نشد، تصميم‌ گرفت‌ با عده‌اي‌ از فرصت‌طلبان‌ براي‌ خود شهري‌ احداث‌ كند. ناحيه‌اي‌ غيرمسكوني‌ در دهانة‌ اتصال‌ لندك‌ و كاپواس‌، كه‌ به‌ پاتوق‌ خطرناك‌ ارواح‌ پليد شهرت‌ داشت‌، به‌نظر او مناسب‌ آمد. پس‌ از آنكه‌ ارواح‌ را ساعتها به‌ توپ‌ بستند و از محل‌ دور كردند، او نخستين‌ كسي‌ بود كه‌ به‌ ساحل‌ آمد، دستور داد جنگل‌ را صاف‌ كردند و براي‌ خود و پيروانش‌ كلبه‌هايي‌ برپا كرد.موقعيت‌ مناسب‌ اين‌ محل‌ و حمايت‌ از تجارت‌ در آنجا، بزودي‌ بازرگانان‌ بوگي‌، مالايايي‌ و چيني‌ را به‌آنجا جلب‌ كرد، به‌طوري‌ كه‌ پونتياناك‌ بسرعت‌ توسعه‌ يافت‌ و شريف‌ عبدالرحمان‌ توانست‌ با دورانديشي‌ و توانش‌، شهر خود را در مقابل‌ پادشاهيهاي‌ همسايه‌ (ماتان‌، سوكادانا، مامپاوا و سانگائو) حفظ‌ كند.او براي‌ هريك‌ از گروههاي‌ مختلف‌ مردم‌، رئيسي‌ تعيين‌ كرد و با تعرفه‌هاي‌ مناسب‌ به‌ تجارت‌ نظم‌ داد. او آنقدر بر نمايندگان‌ كمپاني‌ هندشرقي‌ هلند در باتاويا تأثير گذاشت‌ كه‌ آنها پس‌ از خلاصي‌ كمپاني‌ از شر دعاوي‌ بانتن‌ درخصوص‌ بورنئوي‌ غربي‌، پادشاهيهاي‌ پونتياناك‌ و سانگائو را به‌عنوان‌ تيول‌ به‌ او دادند. در1186/ 1772 شاهزادة‌ بوگي‌، راجه‌ حاجّي‌، به‌ او عنوان‌ سلطان‌ داد. پس‌ از مرگ‌ او در 1223/1808، پسرش‌ شريف‌ قاسم‌ جانشين‌ او شد. او نخستين‌كسي‌ بود كه‌ در دربار خود تشريفات‌ باب‌ روز را به‌جاي‌ تشريفات‌ اعراب‌ گذاشت‌.طبق‌ معاهدة‌ اين‌ سلطان‌ با دولت‌ هند هلند در 1271/1855، سلطان‌ مستمري‌ ثابتي‌ از آنها دريافت‌ مي‌كرد و آنها تشكيلات‌ قضايي‌ و پليس‌ كشور را اداره‌ مي‌كردند. چگونگي‌ رابطه‌ با دولت‌ هند هلند و همچنين‌ امور قضايي‌ و مالياتها در توافقنامة‌ مبسوطي‌ در 1330/1912 مشخص‌ شد. سلطان‌ از خزانه‌داري‌ محلي‌، كه‌ در آن‌ زمان‌ تشكيل‌ شده‌ بود، ماهانه‌ 800 ، 6 گيلدر مي‌گرفت‌ و همچنين‌ 50% ماليات‌ غيرمستقيمِ كشاورزي‌ و معادن‌ را دريافت‌ مي‌كرد.جمعيت‌ پونتياناك‌ در تداوم‌ وضع‌ پيشين‌ خود، غالباً مسلمان‌اند و هرسال‌ عدة‌ نسبتاً زيادي‌ در مراسم‌ حج‌ شركت‌ مي‌كنند. سلطان‌ پس‌ از انجام‌ مراسم‌ حج‌ در دهة‌ 1297/ 1880، براي‌ اين‌ حجّاج‌ ــ كه‌ جاوه‌ فونتيانا ناميده‌ مي‌شوند ــ چندين‌ خانة‌ وقفي‌ در مكّه‌ احداث‌ كرد.فعاليت‌ عمدة‌ اقتصادي‌ كل‌ جمعيت‌، كشاورزي‌ و در كنار آن‌ تجارت‌ محصولات‌ جنگلي‌ است‌. صادرات‌ اين‌ منطقه‌ مغز نارگيل‌، فلفل‌، شيرة‌ روناسيان‌، آردساگو، لاستيك‌ و راتان‌، بويژه‌ به‌ سنگاپور و جاوه‌، است‌. برنج‌، پوشاك‌ و ديگر اقلام‌ مورد نياز اروپاييها و چينيها و عربهاي‌ مرفه‌تر، وارد مي‌شود. واردات‌ و صادرات‌ به‌طور عمده‌ در دست‌ چينيهاست‌. آنها با هم‌ در محلة‌ چينيها واقع‌ در نيمة‌ اروپايي‌ پونتياناك‌ در ساحل‌ چپ‌ زندگي‌ مي‌كنند، يعني‌ جايي‌ كه‌ در آن‌ ديگر شرقيهاي‌ خارجي‌ نيز سكونت‌ دارند. ازينرو اين‌ مكان‌ مركز تجارت‌ و بازرگاني‌ در درة‌ كاپواس‌ است‌.ارتباط‌ با جهان‌ خارج‌ در سرزمينهاي‌ باتلاقي‌ پونتياناك‌ تقريباً فقط‌ از راههاي‌ آبي‌ انجام‌ مي‌گيرد. تنها در دهه‌هاي‌ 1300 و 1310 ش‌/1920 و 1930، معابر اتومبيل‌رو روي‌ زمينهاي‌ مرتفعتر، از پونتياناك‌ تا مامپاوا و سامباس‌، به‌ سونگي‌ كاپ‌ و از مندور به‌ لندك‌ احداث‌ شده‌ است‌.منابع‌:J. J. K. Enthoven, "Bijdragen tot de geographie van Borneo's Wester-Afdeeling", in Tijdschrift Kon . Aardrijkskundig Genootschap, 1912, 203-210; P.J. Veth, Borneo's Wester-Afdeeling.
نظر شما
ایمیل ایمیل
مولفان

ا.و.نيوون‌ هويز ( د.اسلام‌ )

حوزه موضوعی
رده های موضوعی
جلد 5
تاریخ چاپ
وضعیت انتشار
  • چاپ نشده