پولیساریو
معرف
ماني‌ سياسي‌ ـ نظامي‌، متشكل‌ از مردم‌ صحراي‌ غربي‌ در شمال‌غربي‌ افريقا، كه‌ در راه‌ كسب‌ استقلال‌ اين‌ناحيه‌ مبارزه‌ مي‌كند
متن
پوليساريو ، سازماني‌ سياسي‌ ـ نظامي‌، متشكل‌ از مردم‌ صحراي‌ غربي‌ در شمال‌غربي‌ افريقا، كه‌ در راه‌ كسب‌ استقلال‌ اين‌ناحيه‌ مبارزه‌ مي‌كند. پوليساريو سرنامِ عنوان‌ اسپانياييِ اين‌ سازمان‌ (= جبهة‌ مردمي‌ براي‌ آزادي‌ ساقية‌الحمراء و ريو دُ اورو) است‌. ريو د اورو نام‌ قديم‌ پرتغالي‌ است‌ كه‌ پرتغاليها به‌ بخشي‌ از صحراي‌ غربي‌ داده‌اند. پيش‌ از تشكيل‌ اين‌ جبهه‌ چند سازمان‌ و تشكّل‌ سياسي‌ با هدف‌ ايجاد وحدت‌ براي‌ صحراي‌ غربي‌ تأسيس‌ شده‌ بود، اما هيچ‌ كدام‌ موفقيتي‌ به‌ دست‌ نياورده‌ بود (موروني‌ ، ج‌2، ص‌695؛ > دايرة‌المعارف‌ خاورميانة‌ معاصر < ، ذيل‌ "Polisario" ).صحراي‌ غربي‌ در متون‌ قديم‌ جغرافيايي‌ و تاريخي‌ اسلامي‌ ذيل‌ نام‌ كلي‌ «صحراء» وصف‌ شده‌ است‌. ابوالفداء، جغرافيانويس‌ قرن‌ هفتم‌ ـ هشتم‌، زير عنوان‌ «ذكر بلاد مغرب‌» به‌ صحرا اشاره‌ كرده‌ است‌ (ص‌163). ادريسي‌ (ج‌1، ص‌221، 223، 225، 250، 260 و جاهاي‌ ديگر) و لئوي‌ آفريقايي‌ (جاهاي‌ متعدد) هم‌ در آثار خود از صحرا ياد كرده‌اند. صحراي‌ غربي‌ امروزه‌ به‌ ناحيه‌اي‌ گفته‌ مي‌شود (با وسعت‌ 000 ، 284 كيلومتر مربع‌، بر اساس‌ اعلام‌ جبهة‌ پوليساريو ـ اردلان‌، ص‌203) كه‌ بين‌ كشورهاي‌ مراكش‌، الجزاير، موريتاني‌ و اقيانوس‌ اطلس‌ واقع‌ است‌ (براي‌ آگاهي‌ از جزئيات‌ جغرافيايي‌ و تاريخي‌ رجوع كنيد به صحرا(2) * و صحراي‌ غربي‌ * ).صحراي‌ غربي‌ ناحيه‌اي‌ مسلمان‌نشين‌ بود كه‌ در قرن‌ دوازدهم‌/ هجدهم‌ مستعمرة‌ اسپانيا شد. اسپانياييها ناحية‌ قديمي‌ ساقية‌الحمراء و ناحية‌ اسلامي‌ ـ افريقايي‌ ريو د اورو را در 1337ش‌/ 1958 در يك‌ واحد جغرافيايي‌ متمركز كردند و آن‌ را «صحراي‌ اسپانيا» ناميدند و شورايي‌ اسپانيايي‌ براي‌ ادارة‌ آن‌ تشكيل‌ دادند (موروني‌، همانجا). تسلط‌ استعماري‌ اسپانيا بر اين‌ ناحية‌ افريقاي‌ اسلامي‌، كه‌ معدن‌ غني‌ فسفات‌ آن‌ مشهور و از بزرگترين‌ معدنهاي‌ فسفات‌ جهان‌ است‌ (شيخ‌نوري‌، ص‌ 121) و ساحلهاي‌ مناسب‌ دريايي‌ آن‌ براي‌ ماهيگيري‌ طمع‌ استعمارگران‌ را برانگيخته‌ بود، به‌ آساني‌ صورت‌ نگرفت‌. برخوردهاي‌ شديد با اسپانياييها از همان‌ آغاز اقدامات‌ استعماري‌ شكل‌ گرفت‌، اما مدتي‌ طول‌ كشيد تا مقاومتهاي‌ مردمي‌ پراكنده‌ و سازمان‌ نيافته‌ به‌ حركتي‌ استقلال‌ خواهانه‌ و جنبشي‌ ضداستعماري‌ تبديل‌ شد ( > دايرة‌المعارف‌ بزرگ‌ شوروي‌ < ، ج‌ 9، ص‌ 447). سالهاي‌ 1309ـ1329 ش‌/ 1930ـ 1950 را از لحاظ‌ تكوين‌ و قوام‌ يافتن‌ جنبش‌ ضدّاسپانيايي‌ در آن‌ ناحيه‌، دورة‌ با اهميتي‌ مي‌دانند (موروني‌، ج‌2، ص‌683). تحوّل‌ جدّي‌ سياسي‌ در صحراي‌ غربي‌ از زماني‌ آغاز شد كه‌ كشور مراكش‌، همساية‌ شمالي‌ و نيرومند صحراي‌ غربي‌، كه‌ از ديرباز دعاوي‌ ارضي‌ در اين‌ ناحيه‌ داشته‌ است‌، استقلال‌ خود را از فرانسه‌ باز گرفت‌ (اسفند 1334/ مارس‌ 1956). اسپانيا اندكي‌ بعد، از همة‌ دعاوي‌ سابق‌ خود در مراكش‌ صرف‌ نظر كرد و عملاً به‌ حمايت‌ از دولت‌ تازه‌ تأسيس‌ مراكش‌ پرداخت‌ و در 1335ش‌/ 1957 نيروهاي‌ خود را از ريو د اورو بيرون‌ كشيد. اسپانيا خروج‌ از صحرا را با عقد توافقي‌ با دولتهاي‌ مراكش‌ و موريتاني‌ (موافقتنامة‌ مادريد، منعقد در 23 آبان‌ 1354/ 14 نوامبر 1975) آغاز كرد و متعهد شد كه‌ تا 9 اسفند 1354/ 28 فورية‌ 1976 از صحراي‌ غربي‌ خارج‌ شود و دو سوم‌ اين‌ صحرا را در شمال‌ اين‌ سرزمين‌، كه‌ معدنهاي‌ غني‌ و نقاط‌ آباد در آن‌ واقع‌ شده‌ است‌، در اختيار مراكش‌ و يك‌ سوم‌ ديگر را، كه‌ بيشتر ناحيه‌اي‌ كويري‌ و در جنوب‌ واقع‌ است‌، در اختيار موريتاني‌ قرار دهد (موروني‌، ج‌2، ص‌ 683، 695؛ ويليامز، ص‌ 708؛ سريع‌القلم‌، ص‌ 45).مراكش‌ و موريتاني‌ در مهر 1354/ اكتبر 1975 محرمانه‌ توافق‌ كردند كه‌ از دعاوي‌ تاريخي‌ خود براي‌ تقسيم‌ صحراي‌ غربي‌ بين‌ خود پشتيباني‌ كنند (موروني‌، ج‌2، ص‌695). مراكش‌ در پي‌ اين‌ توافق‌، دعوي‌ مالكيت‌ خود را بر بخشي‌ از صحراي‌ غربي‌ در دادگاه‌ جهاني‌ مطرح‌ كرد و به‌ دنبال‌ تهييجي‌ عمومي‌ و تبليغاتي‌، با دست‌ زدن‌ به‌ «راهپيمايي‌ سبز»، سياستهاي‌ ديپلماتيك‌ و تبليغاتي‌ خود را همراه‌ كرد. در اين‌ راهپيمايي‌ 000 ، 350 مراكشي‌ از مرز مراكش‌ و صحرا گذشتند تا بدين‌ وسيله‌ مالكيت‌ مراكش‌ را محرز كنند. در همان‌ زمان‌، مراكش‌ در نهان‌ براي‌ اقدامات‌ نظامي‌ آماده‌ مي‌شد و خود را به‌ جنگ‌افزارهاي‌ جديد مسلح‌ مي‌ساخت‌ (همانجا). اين‌ رويدادها به‌ زيان‌ حقوق‌ و مصالح‌ و منافع‌ مردم‌ صحرا بود و زمينه‌ را براي‌ برخوردهاي‌ خشونت‌آميز و ظهور جنبشهاي‌ سياسي‌ ـ نظامي‌ مردم‌ صحراي‌ غربي‌ فراهم‌ ساخت‌.هستة‌ اصلي‌ جبهة‌ آزاديبخش‌ پوليساريو را چند تن‌ از مبارزان‌ با تجربة‌ ضدّ استعماري‌، كه‌ در اواخر دهة‌ 1330ش‌/ 1950 در موريتاني‌ ساكن‌ بودند، و جواناني‌ از صحرا تشكيل‌ دادند. از 20 ارديبهشت‌ 1352/ 10 مه‌ 1973 كه‌ گروهي‌ از دانشجويان‌ صحراوي‌ در دانشگاه‌ محمد پنجم‌ در رباط‌ موجوديت‌ جبهه‌ را اعلان‌ كردند، پوليساريو عملاً وارد صحنة‌ مبارزات‌ سياسي‌ شد. در بيانيّة‌ سياسي‌ تأسيس‌، از مشي‌ «قهر انقلابي‌» و «مبارزة‌ مسلّحانه‌» با حكومت‌ استعمارگر اسپانيا سخن‌ رفته‌ بود. در كنگرة‌ جبهه‌، مصطفي‌ سيدالاوالي‌ كه‌ چهرة‌ سياسي‌ مؤثر و با نفوذي‌ بود، به‌ عنوان‌ رهبر جبهه‌ برگزيده‌ شد. او در خرداد ـ تير 1355/ ژوئن‌ 1976 در جريان‌ عمليات‌ نظامي‌ در موريتاني‌ كشته‌ شد (بركات‌، ص‌175).در كنگرة‌ دوم‌، كه‌ تقريباً با فاصلة‌ زماني‌ كمتر از يك‌ سال‌ از كنگرة‌ اول‌ برگزار شد، استقلال‌ صحراي‌ غربي‌ به‌ عنوان‌ هدف‌ اصلي‌ پوليساريو رسماً اعلام‌ گرديد ( > دايرة‌المعارف‌ خاورميانة‌ معاصر < ، همانجا). البته‌ ديدگاههاي‌ سياسي‌ جبهه‌ و ويژگيهاي‌ ايدئولوژيك‌ حاكم‌ بر آن‌، هيچ‌ گاه‌ از سوي‌ جبهه‌ يا رهبران‌ و مسئولان‌ آن‌ بتفصيل‌ و بصراحت‌ بيان‌ نشده‌ است‌، اما پژوهشگران‌ سياسي‌ از خلال‌ گفته‌ها و نوشته‌هاي‌ مسئولان‌ جبهه‌ گرايش‌ شديد به‌ ملي‌گرايي‌ عربي‌ را بيش‌ از گرايش‌ به‌ انديشه‌هاي‌ سياسي‌ ديگر تشخيص‌ داده‌اند (بركات‌، ص‌146).تشكيلات‌ سياسي‌ جبهة‌ پوليساريو آميزه‌اي‌ از ساختار سازماني‌ نظامي‌ ـ سياسي‌ است‌. فرمانده‌ كل‌ و هيئت‌ اجرايي‌،كه‌گفته‌مي‌شودازسوي‌اعضاي‌جبهه‌انتخاب‌مي‌شوند،در رأس‌ تشكيلات‌ پوليساريو قرار دارد. اعضاي‌ هيئت‌ دولت‌ جمهوري‌ دموكراتيك‌ صحرا، متشكّل‌ از رئيس‌ جمهور (دبيركل‌ جبهه‌ پوليساريو) و نخست‌ وزير و چند وزير،از سوي‌ هيئت‌ اجرايي‌ برگزيده‌ مي‌شوند (گلشن‌، ص‌ 311؛ فيشتليوس‌، ص‌ 159ـ162). طرحي‌ از نمودار تشكيلات‌ سياسي‌ پوليساريو ارائه‌ شده‌ است‌ كه‌ در آن‌، جهت‌ پيكانها نشان‌دهندة‌ برگزيننده‌ و گزيده‌ شونده‌ است‌ ( رجوع كنيد به فيشتليوس‌، همانجا):حملات‌ چريكي‌ جبهة‌ آزاديبخش‌ پوليساريو به‌ اسپانيا و مراكش‌ و موريتاني‌، پس‌ از اعلان‌ مفاد موافقتنامة‌ مادريد، آغاز شد. گفته‌ شده‌ است‌ كه‌ چريكها در اين‌ حملات‌ از سلاحهاي‌ ساخت‌ روسيه‌ استفاده‌ مي‌كرده‌اند و به‌ احتمال‌ نزديك‌ به‌ يقين‌ اين‌ سلاحها از طريق‌ ليبي‌ و الجزاير در اختيار آنها قرار مي‌گرفته‌ است‌ (بركات‌، ص‌148). سياست‌ نظامي‌ پوليساريو اين‌ بود كه‌ نخست‌ به‌ نيروهاي‌ موريتاني‌ در صحرا حمله‌ برد و پس‌ از تضعيف‌ آنها، به‌ نيروهاي‌ مراكشي‌ و تأسيسات‌ خارجي‌ در صحرا يورش‌ آورد. چريكهاي‌ پوليساريو در پي‌ اين‌ سياست‌ نظامي‌، از مرز صحرا و موريتاني‌ گذشتند و به‌ تأسيسات‌ شركتهاي‌ فرانسوي‌ در خاك‌ اين‌ كشور شبيخون‌ زدند و در 11 ارديبهشت‌ 1355/ اول‌ مه‌ 1976 عده‌اي‌ از متخصصان‌ فرانسوي‌ را به‌ گروگان‌ گرفتند، و در يورشهاي‌ بعدي‌ همين‌ عمل‌ را تكرار كردند كه‌ به‌ واكنشهاي‌ تند دولت‌ فرانسه‌ و برخي‌ كشورها و سازمانهاي‌ بين‌المللي‌ انجاميد. هواپيماهاي‌ جنگندة‌ فرانسه‌ از پايگاههاي‌ موريتاني‌ به‌ پرواز درآمدند و مواضع‌ پوليساريو را بمباران‌ كردند، و صليب‌ سرخ‌ فرانسه‌ و صليب‌ سرخ‌ جهاني‌ با همكاري‌ هلال‌ احمر كشور الجزاير براي‌ آزادي‌ گروگانهاي‌ فرانسوي‌ به‌ فعاليت‌ پرداختند (موروني‌، ج‌2، ص‌695؛ سريع‌القلم‌، ص‌83).در 1354ش‌/ اوايل‌ 1976 نيروهاي‌ اسپانيا صحراي‌ غربي‌ را ترك‌ گفتند و ارتشهاي‌ مراكش‌ و موريتاني‌ وارد صحرا شدند و نقاط‌ حساس‌ را اشغال‌ كردند. شمار بسياري‌ از مردم‌ صحرا، كه‌ رقم‌ آنها را بين‌ يك‌ تا دو سوم‌ كل‌ جمعيت‌ صحراي‌ غربي‌ (جمعيت‌ كل‌ صحراي‌ غربي‌ بر اساس‌ اعلام‌ جبهة‌ پوليساريو: رقم‌ اغراق‌آميز يك‌ ميليون‌ تن‌؛ بر پايه‌ آخرين‌ سرشماري‌ در 1353 ش‌/ 1974:487 ، 73 تن‌؛ و بنا به‌ ادعاي‌ مراكش‌: 000 ، 120 تن‌؛ اردلان‌، ص‌205) تخمين‌ مي‌زنند، خانه‌ و كاشانه‌شان‌ را بر اثر همين‌ تهاجمها از دست‌ دادند و به‌ سمت‌ مرز الجزاير روانه‌ شدند. جمعيت‌ انبوهي‌ از صحراويها در حواشي‌ شهر مرزي‌ تيندوف‌ در اردوگاههاي‌ آوارگان‌ متمركز شدند. زندگي‌ گروهي‌ عظيم‌ آواره‌ و مهاجر در اردوگاه‌، زمينه‌ را براي‌ تبديل‌ شدن‌ اردوگاه‌ به‌ پايگاه‌ آموزشها و تمرينهاي‌ سياسي‌ و نظامي‌ فراهم‌ آورد. چريكهاي‌ پوليساريو عضوگيري‌ از ميان‌ جوانان‌ آواره‌، تبليغ‌ سياسي‌ در اردوگاه‌، آموزشهاي‌ رزمي‌ و تقويت‌ نيروهاي‌ رزمندة‌ خود را آغاز و حملات‌ به‌ مواضع‌ موريتاني‌، و بالاخص‌، مراكش‌ را تشديد كردند ( > دايرة‌المعارف‌ خاورميانة‌ معاصر < ، همانجا).از 1354 تا 1357ش‌/ 1976ـ 1979 مبارزة‌ نظامي‌ پوليساريو با مراكش‌ با پيروزي‌ چشمگيري‌ روبرو بود، اما از 1357ش‌/ 1979 به‌ بعد برتري‌ با مراكش‌ بود ( رجوع كنيد به ادامه‌ مقاله‌). در 10 آذر 1356/ اول‌ دسامبر 1977، هواپيماهاي‌ جنگندة‌ فرانسوي‌ پايگاههاي‌ پوليساريو را در صحراي‌ غربي‌ بمباران‌ كردند. فرانسه‌، هماهنگ‌ با مراكش‌ و موريتاني‌، مي‌خواست‌ با كاهش‌ دادن‌ توان‌ رزمي‌ پوليساريو، از فشار حملات‌ چريكي‌ پوليساريو به‌ آن‌ دو كشور بكاهد. در ارديبهشت‌ 1357/ آوريل‌ 1978، پوليساريو به‌ چند كشتي‌ اسپانيا در سواحل‌ صحراي‌ غربي‌ حمله‌ كرد و عده‌اي‌ از ماهيگيران‌ اسپانيايي‌ را گروگان‌ گرفت‌ و در همين‌ ماه‌ با حمله‌ بردن‌ به‌ مواضع‌ مراكش‌ خسارتهاي‌ سنگيني‌ بر اين‌ كشور وارد آورد، اما چون‌ اين‌ ايام‌ با رويدادهاي‌ انقلابي‌ كشورهاي‌ ايران‌ و نيكاراگوئه‌ و حبشه‌ (اتيوپي‌) مقارن‌ شده‌ بود و بيم‌ آن‌ مي‌رفت‌ كه‌ حكومت‌ سلطنتي‌ مراكش‌ با تهديد جدي‌ روبرو شود، كمكهاي‌ نظامي‌ امريكا به‌ مراكش‌ افزايش‌ يافت‌. پيش‌ از آن‌، ارتش‌ مراكش‌ به‌ سلاحهاي‌ فرانسوي‌ مجهّز بود. كمكهاي‌ نظامي‌ اخير، معادلة‌ قدرت‌ نظامي‌ را به‌ زيان‌ پوليساريو تغيير داد (بركات‌، ص‌148ـ149؛ سريع‌القلم‌، ص‌64).دولت‌ موريتاني‌ در 14 مرداد 1358/ 5 اوت‌ 1979 منكر دعاوي‌ گذشتة‌ خود بر صحرا شد و جبهة‌ پوليساريو را به‌ رسميت‌ شناخت‌ ( آمريكانا ، ج‌18، ص‌527). سرهنگ‌ محمد خونا اولد، نخست‌ وزير موريتاني‌، در 14 دي‌ 1358/ 4 ژانوية‌ 1980 از طريق‌ كودتاي‌ آرام‌ و بدون‌ خونريزي‌، حكومت‌ لولي‌ را سرنگون‌ كرد و قدرت‌ را به‌ دست‌ گرفت‌ (همانجا). دولت‌ مراكش‌ در اين‌ اثنا مدّعي‌ كل‌ صحرا شد، مراكزي‌ را كه‌ موريتاني‌ تخليه‌ كرده‌ بود به‌ تصرف‌ درآورد و عمليات‌ نظامي‌ بر ضد پوليساريو را مستقلاً شدت‌ بخشيد، در عين‌ حال‌ براي‌ جلوگيري‌ از اقدامات‌ نظامي‌ و نفوذ چريكهاي‌ پوليساريو و محافظت‌ از معدنهاي‌ فسفات‌، از 1358ش‌/1980 با استفاده‌ از طبيعت‌ وشنهاي‌ صحرا شبكه‌اي‌ از چند رشته‌ ديوار دفاعي‌ جمعاً به‌ طول‌ 600 ، 2 كيلومتر ايجاد كرد كه‌ ناحيه‌اي‌ به‌ وسعت‌ 000 ، 266 كيلومتر مربع‌ را تحت‌ حفاظت‌ قرار مي‌دهد. در حاشية‌ ديوارها دستگاههاي‌ الكترونيكي‌ نصب‌ شده‌ است‌ كه‌ هر گونه‌ رفت‌ و آمد چريكها را هشدار مي‌دهد. مراكش‌ با احداث‌ اين‌ ديوار، كه‌ به‌ نوبة‌ خود يكي‌ از عظيمترين‌ تدابير دفاعي‌ است‌، نه‌ تنها در صدد بر آمد كه‌ مالكيت‌ خود را بر نواحي‌ اشغالي‌ محرز كند، بلكه‌ توانست‌ تا حد قابل‌ توجّهي‌ امنيت‌ را در نواحي‌ مرزي‌ برقرار سازد (موروني‌، ج‌ 1، ص‌ 358).از دهة‌ 1360ش‌/ 1980 اوضاع‌ به‌ چند علت‌ به‌ زيان‌ پوليساريو تغيير كرد. مراكش‌ بر قدرت‌ تسليحاتي‌ خود بيش‌ از پيش‌ افزود، به‌ گونه‌اي‌ كه‌ چهل‌ درصد بودجة‌ كشور و به‌ طور متوسط‌ روزي‌ يك‌ ميليون‌ دلار صرف‌ هزينه‌هاي‌ نظامي‌ كرد. بروز بحران‌ داخلي‌ در الجزاير سبب‌ شد كه‌ اين‌ كشور نتواند مانند گذشته‌ از پوليساريو حمايت‌ كند. همچنين‌ روي‌ كار آمدن‌ جمهوريخواهان‌ در امريكا و اتخاذ سياست‌ تهاجمي‌ در قبال‌ پوليساريو و پشتيباني‌ جدي‌ سياسي‌ ـ نظامي‌ از مراكش‌، از جملة‌ مهمترين‌ علتهاي‌ خارجي‌ بود كه‌ پوليساريو را در موضع‌ ضعيفتري‌ قرار داد. شايد همين‌ ضعف‌، كه‌ از سوي‌ برخي‌ از رهبران‌ پوليساريو به‌ شكست‌ سياستهاي‌ اين‌ جبهه‌ تعبير مي‌شد، عامل‌ اصلي‌ ايجاد شكاف‌ در رهبري‌ و اختلاف‌ سران‌ پوليساريو بوده‌ باشد (همان‌، ج‌1، ص‌ 359؛ > دايرة‌المعارف‌ خاورميانة‌ معاصر < ، همانجا؛ سريع‌القلم‌، ص‌ 115).مراكش‌ پس‌ از دست‌ يافتن‌ به‌ برتري‌ نظامي‌ و تسلط‌ مرزي‌، از 1360ش‌/ 1982 به‌ طور صريح‌ بر راهبرد نظامي‌ و، در عوض‌، پوليساريو بر راه‌حلهاي‌ سياسي‌ تأكيد ورزيد. محمد عبدالعزيز، كه‌ در كنگرة‌ سوم‌ جبهة‌ آزاديبخش‌ پوليساريو به‌ مقام‌ رهبري‌ برگزيده‌ شده‌ بود، در بهمن‌ 1361/ فورية‌ 1983 موضوع‌ تهاجمات‌ مستقيم‌ و منظم‌ امريكا و فرانسه‌ و مراكش‌ و عربستان‌ سعودي‌ را در دستور كار اجلاس‌ و بحث‌ اصلي‌ «صدر» (دولت‌ «جمهوري‌ عربي‌ مردمي‌ صحرا»، در تبعيد، تشكيل‌ شده‌ در بهمن‌ 1354/ فورية‌ 1976) قرار داد. ليبي‌ هم‌ كمكهاي‌ خود را به‌ پوليساريو، به‌ اتهام‌ يا به‌ بهانة‌ وابستگي‌ اين‌ جبهه‌ به‌ الجزاير، قطع‌ كرد. اتحاد شوروي‌ تا پيش‌ از فروپاشي‌، از تشكيل‌ دولت‌ صحرا، البته‌ با روشي‌ محتاطانه‌ و با پرهيز از برخورد سياسي‌ با طرفين‌ مخاصمه‌ در صحرا، حمايت‌ مي‌كرد. در فرانسه‌ جنبشهاي‌ هوادار صلح‌، اتحاديه‌هاي‌ چپگراي‌ كارگري‌ و شماري‌ از نمايندگان‌ غيرراست‌ مجلس‌ از جنبش‌ مردم‌ صحراي‌ غربي‌ و جبهة‌ پوليساريو پشتيباني‌ مي‌كردند، اما اين‌ پشتيبانيها بر سياست‌ رسمي‌ فرانسه‌ در قبال‌ مسائل‌ صحرا، كه‌ بيشتر با سياستهاي‌ امريكا و مراكش‌ همسو بود، تأثيري‌ نداشت‌. احزاب‌ و جنبشهاي‌ چپگراي‌ اسپانيا نيز به‌ جنبش‌ مردم‌ صحرا و به‌ جبهة‌ پوليساريو روي‌ موافق‌ نشان‌ مي‌دادند، اما موافقت‌ آنها هم‌ تأثيري‌ در سياست‌ خارجي‌ دولت‌ اسپانيا در قبال‌ پوليساريو نداشت‌ (موروني‌، همانجا؛ سريع‌القلم‌، ص‌88، 103، 128).اسپانيا و مراكش‌ در 1362 ش‌/ 1983 و 1364 ش‌/ 1985، موافقتنامه‌هاي‌ تازه‌اي‌ امضا كردند و در سياستهاي‌ خارجي‌ خود در برابر صحرا به‌ هم‌ نزديكتر شدند. الجزاير و اسپانيا نيز در اين‌ خصوص‌ نزديكتر شدند. اين‌ توافقهاي‌ سياسي‌ بر روند تجديدنظر پوليساريو در مشي‌ قهرآميز و روي‌ آوردن‌ به‌ سياستهاي‌ مسالمت‌آميزتر تأثير جدي‌ گذاشت‌. پوليساريو به‌ رغم‌ نيروهاي‌ مسلح‌ چريكي‌ خود، كه‌ رقم‌ آن‌ را تا 000 ، 25 تن‌ تخمين‌ زده‌اند (موروني‌، ج‌2، ص‌696)، و با وجود همة‌ تجهيزات‌ نظامي‌ كه‌ به‌ كمك‌ الجزاير و ليبي‌ از يوگوسلاوي‌ و كرة‌ شمالي‌ مي‌گرفت‌، و حتي‌ تانكها و توپها و نفربرهاي‌ زرهي‌ كه‌ در نبردها از ارتش‌ مراكش‌ به‌ غنيمت‌ گرفته‌ بود، ديگر نتوانست‌ معادلة‌ قدرت‌ را، كه‌ بر اثر تغيير و تحولات‌ سياسي‌ جهان‌ به‌ زيان‌ خود مي‌ديد، دگرگون‌ سازد.بر پاية‌ اسناد سازمان‌ ملل‌ متحد، تلاشهاي‌ اين‌ سازمان‌ از حدود اوايل‌ دهة‌ 1360ش‌/ دهة‌ 1980 براي‌ مذاكره‌ ميان‌ دولت‌ مراكش‌ و «صدر» به‌ منظور ترك‌ مخاصمه‌ و ايجاد شرايط‌ مناسب‌ براي‌ برگزاري‌ همه‌پرسي‌ از مردم‌ صحراي‌ غربي‌ در خصوص‌ تعيين‌ سرنوشت‌ و استقلال‌ صحراي‌ غربي‌، يا پيوستن‌ مردم‌ صحرا به‌ مراكش‌، افزايش‌ يافته‌ است‌. گزارشهاي‌ كميسارياي‌ عالي‌ سازمان‌ ملل‌ متحد در امور پناهندگان‌ به‌ سازمان‌ ملل‌ متحد، زمينة‌ اصلي‌ صدور چند قطعنامة‌ شوراي‌ امنيت‌ در امور صحراي‌ غربي‌ است‌ ( رجوع كنيد به سازمان‌ ملل‌ متحد. شوراي‌ امنيت‌، قطعنامه‌هاي‌ مربوط‌؛ شيخ‌ نوري‌، ص‌ 137ـ 138).سازمان‌ ملل‌ متحد با توجه‌ به‌ اين‌ كه‌ برگزاري‌ همه‌ پرسي‌ بدون‌ موافقت‌ كامل‌ مراكش‌ و پوليساريو ميسر نخواهد بود و اين‌ كه‌ عده‌اي‌ از صاحب‌نظران‌ سياسي‌ تشكيل‌ كشور مستقل‌ صحرا را به‌ لحاظ‌ كمي‌ جمعيت‌، نبودن‌ ساختارهاي‌ مناسب‌ اجتماعي‌ ـ اقتصادي‌، پايين‌ بودن‌ سطح‌ آموزش‌ و تحصيلات‌، كمبود در آمدهاي‌ اقتصادي‌ و فقر عمومي‌ (سريع‌القلم‌، ص‌ 99)، به‌ منزلة‌ افزودن‌ يك‌ كشور فقير ديگر برشمار كشورهاي‌ فقير جهان‌ مي‌دانند، و با در نظر داشتن‌ اين‌ نكته‌ كه‌ مراحل‌ پس‌ از همه‌پرسي‌ بسيار مهمتر از خود همه‌پرسي‌ است‌ ( رجوع كنيد به سازمان‌ ملل‌ متحد. شوراي‌ امنيت‌، قطعنامة‌ 1056)، روند همه‌پرسي‌ را با احتياط‌ و احتمالاً با تأنّي‌ دنبال‌ مي‌كند.همه‌پرسي‌ كه‌ قرار بود در 8 شهريور 1367/ 30اوت‌ 1988 برگزار شود، سالهاست‌ به‌ تعويق‌ افتاده‌ است‌. مراكش‌ كه‌ از مذاكرة‌ مستقيم‌ با پوليساريو رويگردان‌ بود، سرانجام‌ در همان‌ سال‌ با طرح‌ صلح‌ سازمان‌ ملل‌ و ترك‌ مخاصمه‌ موافقت‌ كرد. در 27 شهريور 1367/ 18 سپتامبر 1988 برخورد خونيني‌ ميان‌ نيروهاي‌ مراكشي‌ و پوليساريو صورت‌ گرفت‌. مراكش‌، به‌ رغم‌ برتري‌ چشمگير نظامي‌، نمي‌تواند پوليساريو را بكلي‌ سركوب‌ و صحراي‌ غربي‌ را يكسره‌ اشغال‌ كند، زيرا با واكنش‌ شديد الجزاير روبرو خواهد شد و رويارويي‌ اين‌ دو كشور ثبات‌ منطقه‌ را به‌ هم‌ خواهد زد. دولت‌ فرانسه‌ بالاخص‌ با هر گونه‌ رويارويي‌ صراحتاً مخالفت‌ كرده‌ است‌ و مراكش‌ و پوليساريو، به‌ رغم‌ برخوردهاي‌ خونيني‌ كه‌ با يكديگر داشته‌اند، در پاييز 1377ش‌/ 1998 بر انجام‌ گرفتن‌ همه‌ پرسي‌ تحت‌ نظارت‌ سازمان‌ ملل‌ متحد تأكيد كردند ( رجوع كنيد به سازمان‌ ملل‌ متحد، اطلاعية‌ مطبوعاتي‌ SC/6226 /Rev.1 ؛ سازمان‌ ملل‌ متحد. شوراي‌ امنيت‌، قطعنامة‌ 1204).در ضمن‌، بروز بحران‌ صحرا كه‌ دستاويز تسويه‌ حسابهاي‌ قديمي‌ سياسي‌ كشورهاي‌ مجاور صحرا و مناقشات‌ ارضي‌ قرار گرفته‌ بود، به‌ طرحهاي‌ وحدت‌ و همكاري‌ و ايجاد بازار مشترك‌ اقتصادي‌ در كشورهاي‌ منطقه‌ لطمه‌ زد، اما از زماني‌ كه‌ رقابتهاي‌ ناشي‌ از نظام‌ دو قطبي‌ جهاني‌ فروكش‌ كرد و حمايتهاي‌ مالي‌ و تسليحاتي‌ از بين‌ رفت‌ يا كاهش‌ يافت‌ و تمايل‌ به‌ تنش‌زدايي‌ در روابط‌ سياسي‌ كشورهاي‌ منطقه‌ پديدار شد، پشتيباني‌ از پوليساريو تنزّل‌ يافت‌. پس‌ از 1368 ش‌/ 1989 الجزاير كه‌ بزرگترين‌ حامي‌ پوليساريو بود، كوشيد در روابط‌ سياسي‌ خود با مراكش‌ مناسبات‌ دو كشور را از تأثير عامل‌ صحرا آزاد كند (اردلان‌، ص‌213ـ214). در سالهاي‌ اخير سطح‌ مبادلات‌ تجارتي‌ و سرمايه‌گذاريهاي‌ مشترك‌ و امور بانكي‌ در كشورهاي‌ منطقه‌ رو به‌ افزايش‌ گذارده‌ و مسئلة‌ صحرا تحت‌الشعاع‌ منافع‌ في‌مابين‌ كشورها قرار گرفته‌ است‌ (همان‌، ص‌214).بر پاية‌ اسناد سازمان‌ ملل‌ متحد، رهبري‌ جبهة‌ پوليساريو با انتقادها و اعتراضهايي‌ روبرو شده‌ است‌. بويژه‌ در سالهاي‌ اخير شماري‌ از صحراويهاي‌ ناراضي‌، جبهة‌ پوليساريو را به‌ خودكامگي‌، قتل‌ مخالفان‌، تصفيه‌هاي‌ سياسي‌، اعمال‌ شكنجه‌، سوءاستفاده‌ از كمكهاي‌ مالي‌ خارجي‌، رفتار نامناسب‌ با آوارگان‌ و خانواده‌هاي‌ آنان‌ در اردوگاهها و تبعيضهاي‌ قومي‌ ـ طايفه‌اي‌، متهم‌ كرده‌اند ( رجوع كنيد به سازمان‌ ملل‌ متحد، اطلاعية‌ مطبوعاتي‌ GA/SPD/86 ). اينان‌ مدعي‌اند كه‌ رهبري‌ پوليساريو در پي‌ راه‌ حل‌ نهايي‌ نيست‌، بلكه‌ خواهان‌ حفظ‌ و تداوم‌ وضع‌ موجود است‌ (همانجا). آن‌ دسته‌ از كشورهاي‌ افريقايي‌ كه‌ با سياستهاي‌ الجزاير و ليبي‌ موافق‌ نيستند، تشكيل‌ كشور مستقل‌ صحرا را به‌ رهبري‌ پوليساريو براي‌ صلح‌ و ثبات‌ منطقة‌ خود خطرناك‌ مي‌دانند. در ارزيابي‌ سياسي‌ اين‌ كشورها، پوليساريو پس‌ از دست‌ يافتن‌ به‌ پيروزي‌، موازنة‌ قدرت‌ را در افريقا به‌ زيان‌ آنان‌ به‌ هم‌ خواهد زد. اين‌ ديدگاه‌ سياسي‌ با نظر قدرتهاي‌ بزرگ‌ سياسي‌ همسوست‌ و احتمالاً از علتهاي‌ تأخير و تعلّل‌ در حل‌ نهايي‌ مشكل‌ مردم‌ آوارة‌ صحرا و تعيين‌ تكليف‌ جبهة‌ پوليساريوست‌.روابط‌ سياسي‌ جمهوري‌ اسلامي‌ ايران‌ با جبهة‌ پوليساريو دستخوش‌ نوساناتي‌ بوده‌ است‌. در پي‌ بروز تنشي‌ در مناسبات‌ سياسي‌ ميان‌ ايران‌ و مغرب‌، كه‌ ناشي‌ از پناه‌ دادن‌ آن‌ كشور به‌ شاه‌ مخلوع‌ بود ( اطلاعات‌ ، ش‌ 15795، 8 اسفند 1357، ص‌ 8) ايران‌ در 1358ش‌، جمهوري‌ دموكراتيك‌ صحرا را به‌ رسميت‌ شناخت‌ و سفارت‌ صحرا در تهران‌ افتتاح‌ و سفير ايران‌ در الجزيره‌ به‌ عنوان‌ سفير اكرديته‌ در صحرا معرفي‌ شد (ايران‌. وزارت‌ امورخارجه‌. ادارة‌ دوم‌ خاورميانه‌ و شمال‌ افريقا، نامة‌ مورخ‌ 25/8/1379). پس‌ از آنكه‌ سازمان‌ ملل‌ متحد به‌ منظور رسيدگي‌ به‌ دعاوي‌ مردم‌ صحرا و برگزاري‌ همه‌پرسي‌، نقش‌ فعالانه‌تري‌ در رويدادهاي‌ سياسي‌ مربوط‌ به‌ صحرا به‌ عهده‌ گرفت‌ و در عين‌ حال‌ مذاكرات‌ مستقيم‌ با كشورهاي‌ همسايه‌ و ذينفع‌ در امور صحرا را آغاز كرد، تعديلهايي‌ در سياست‌ خارجي‌ جمهوري‌ اسلامي‌ ايران‌ در قبال‌ صحرا و كشورهاي‌ همساية‌ آن‌ صورت‌ گرفت‌. روابط‌ سياسي‌ جمهوري‌ اسلامي‌ ايران‌ با مغرب‌ و الجزاير گسترش‌ يافته‌ و همچنان‌ در گسترش‌ است‌، اما روابط‌ سياسي‌ با صحرا و جبهة‌ پوليساريو، عملاً به‌ تعيين‌ سرنوشت‌ صحرا از راه‌ همه‌پرسي‌ و با نظارت‌ رسمي‌ سازمان‌ ملل‌ متحد موكول‌ شده‌ است‌ (همان‌ نامه‌؛ براي‌ خبر مربوط‌ به‌ آغاز رابطة‌ ايران‌ با جبهة‌ پوليساريو رجوع كنيد به اطلاعات‌ ، ش‌ 15795، 8 اسفند 1357، ص‌ 8، ش‌ 15796، 9 اسفند 1357، ص‌ 8).منابع‌: اسماعيل‌بن‌ علي‌ ابوالفداء، تقويم‌البلدان‌ ، ترجمة‌ عبدالمحمد آيتي‌، تهران‌ 1349ش‌؛ محمدبن‌ محمد ادريسي‌، كتاب‌ نزهة‌المشتاق‌ في‌اختراق‌الا´فاق‌ ، بيروت‌ 1409/1989؛ اسعد اردلان‌، «موانع‌ توسعه‌ و همكاري‌ در شمال‌ آفريقا: صحرا عامل‌ وحدت‌ يا تفرقه‌»، مطالعات‌ افريقا ، سال‌1، ش‌3 (تابستان‌ 1374)؛ محمود سريع‌القلم‌، نظام‌ بين‌الملل‌ و مسئلة‌ صحراي‌ غربي‌ ، تهران‌ 1374ش‌؛ محمدامير شيخ‌ نوري‌، پژوهشي‌ دربارة‌ نهضت‌هاي‌ رهايي‌بخش‌ ، تهران‌ 1371ش‌؛ اريك‌ فيشتليوس‌، جبهة‌ پوليساريو ، ترجمة‌ مجيد نوحي‌، تهران‌ 1359ش‌؛ محمدرسول‌ گلشن‌، انقلاب‌ صحرا ، تهران‌ 1363ش‌؛ حسن‌بن‌ محمد لئوي‌ آفريقايي‌، وصف‌ افريقيا ، ترجمه‌ عن‌الفرنسية‌ محمد حجي‌ و محمداخضر، بيروت‌ 1983؛Halim Barakat, Contemporary North Africa: issues of development and integration , London 1985; EI 2 , s.v." A l-S ¤ ah ¤ rہ ف " (by Y. Callot); The Encyclopedia Americana , Danbury 1984; Encyclopedia of the modern Middle East , eds. Reeva S. Simon, Philip Mattar, and Richard W. Bulliet, New York 1996, s.v. "Polisario" (by Bruce Maddy-Weitzman); Great/ Soviet/ encyclopedia , NewYork 1973-1983; Sean Moroney, Africa , New York 1989; United Nations, Press release , GA/SPD/84: Fourth Committee hears statements on situations relating to Guam, Gibraltar, New Caledonia, Western Sahara (7 Oct. 1996). [On-line]. Available: http:// srch 0.un.org: 80/ plweb-cgi/ fastweb?...= adj & Template Name = predoc. tmpl & set Cookie= 1; idem, Press release, GA/ SPD/86: economic viability must not be used to justify delay in self-determination, Fourth Committee is told (10 Oct. 1996). [On-line]. Available: http:// srch 0. un. org: 80/ plweb - cgi/ fastweb? ...= adj & Template Name= predoc. tmpl & set Cookie=1; idem, Press release, SC/ 6226/ Rev.1: Security Council extends mandate of minurso until 30 November; reduces military component ) 29 May 1996 ). [On-line]. Available: http// srch 0. un. org:80/ plweb-cgi/ fastweb?...= adj & Templ ¤ ate Name = predoc. tmpl & set Cookie=1; United Nations. Security Council, Resolution 1002 ( 1995 ): adopted by the Security Council at its 3550th meeting, on 30 June 1995. [On-line]. Available: http: //www.un. org/ Docs/ scres/ 1995/ 9519722e. htm; idem, Resolution 1056 ) 1996 ) : adopted by the Security Council at its 3668th meeting, on 29 May 1996. [On-line]. Available: http://www.un.org/ Docs/scres/ 1996/9613412e. htm; idem, Resolution 1204 ) 1998 ): adopted by the Security Council at its 3938th meeting, on 30 October 1998 . [On-line]. Available: http:// www. un. org/ Docs/ scres/ 1998/ sres 1204. htm; Tim Guyse Williams, ed., BBC world service glossary of current affairs , Chicago 1991.
نظر شما
ایمیل ایمیل
مولفان

عبدالحسين‌ آذرنگ‌

حوزه موضوعی
رده های موضوعی
جلد 5
تاریخ چاپ
وضعیت انتشار
  • چاپ نشده