پولادین‌ محمودخان‌
معرف
افسران‌ ژاندارمري‌ و فرمانده‌ هنگ‌ پهلوي‌ در1305ش‌
متن
پولادين‌ ، محمودخان‌ ، از افسران‌ ژاندارمري‌ و فرمانده‌ هنگ‌ پهلوي‌ در1305ش‌. از تاريخ‌ و محل‌تولد او، در منابع‌ موجود اطلاعي‌ نيست‌. پدرش‌، حسن‌خان‌ كفري‌، افسر قزاق‌، به‌ سبب‌ انديشة‌آزاديخواهانه‌اش‌ از «بريگادِقزاق‌ * » اخراج‌شد وهمراه‌ دوتن‌ از پسرانش‌، منصور و محمود كه‌ آنها نيز از مدرسة‌ قزاقخانه‌ اخراج‌ شده‌ بودند، در رشت‌ به‌ اردوي‌ محمدولي‌خان‌ تنكابني‌ پيوست‌. پس‌ از سازماندهي‌ تشكيلات‌ ژاندارمري‌ در 1329/ 1290ش‌، كه‌ زيرنظر افسران‌سوئدي‌ اداره‌مي‌شد، محمود پولادين‌ چون‌ سابقة‌ خدمت‌ نظام‌ داشت‌، به‌ استخدام‌ ژاندارمري‌ درآمد (مهدي‌نيا، ص‌631ـ632). او پس‌از تحصيل‌ درآموزشگاه‌ ژاندارمري‌ با درجة‌ نايب‌ دومي‌ (ستوان‌ يكمي‌) به‌ خدمت‌ مشغول‌ شد.پولادين‌ در زمان‌ جنگ‌ اول‌ جهاني‌، با ستوني‌ از افسران‌ و افراد ژاندارم‌، داوطلبانه‌ به‌ غرب‌ كشور عزيمت‌ كرد (افسر، ص‌ 75ـ76، 107). در 1295 ش‌، همزمان‌ با دومين‌ سال‌ جنگ‌ جهاني‌ اول‌، افزايش‌ نفوذ آلمانيها در تهران‌ سبب‌ شد تا نيروهاي‌ روسيه‌ كه‌ در قزوين‌ مستقر بودند، به‌ سوي‌ تهران‌ پيشروي‌ كنند. نمايندگان‌ مجلس‌ و ملّيون‌ تصميم‌ گرفتند دسته‌جمعي‌ پايتخت‌ را ترك‌ كنند تا دولت‌ جديدي‌ خارج‌ از نظارت‌ نظامي‌ روسها تشكيل‌ دهند (سپهر، ص‌ 293ـ294). پولادين‌ كه‌ در اين‌ هنگام‌ درجة‌ ياوري‌ (سرگردي‌) داشت‌، همراه‌ مهاجرين‌ به‌ قصرشيرين‌ رفت‌ (همان‌، ص‌ 296؛ افسر، ص‌ 107). پولادين‌ به‌ همراهي‌ افسران‌ ايراني‌، مانند ماژور مهديقلي‌خان‌ تاج‌بخش‌، سلطان‌ حبيب‌الله‌خان‌ شيباني‌ و سلطان‌ صادق‌خان‌، در قصرشيرين‌ شيلاندر ، افسر سوئدي‌ ژاندارمري‌، را به‌ تصور ارتباط‌ با كنسول‌ انگليس‌ در اصفهان‌ دستگير كردند. هر چند چيلاندر بزودي‌ آزاد شد، اما كلنل‌ پوپ‌، افسر آلماني‌، براي‌ خوشايند چيلاندر، پولادين‌ و چند تن‌ از افسران‌ ارشد هنگ‌ اصفهان‌ را دستگير و به‌ بغداد تبعيد كرد (قائم‌ مقامي‌، ص‌255، 257).او پس‌ از پايان‌ جنگ‌ جهاني‌ اول‌، در 1298 ش‌ آزاد شد و به‌ ايران‌ بازگشت‌ (افسر، همانجا) و در حدود 1299 ش‌، به‌ هنگام‌ قيام‌ مسلحانة‌ الموت‌، فرمانده‌ ژاندارمري‌ قزوين‌ بود (الموتي‌، ص‌103). پولادين‌ پس‌ از كودتاي‌ 1299 ش‌، در دورة‌ كوتاه‌ رياست‌ وزراييِ سيدضياءالدين‌ طباطبايي‌ (اسفند 1299 تا خرداد 1300) آجودان‌ مخصوص‌ او بود (مكي‌، 1357 ش‌، ص‌212). پولادين‌ در فروردين‌ 1300، با درجة‌ ماژوري‌، حاكم‌ نظامي‌ كرمانشاه‌ شد و براي‌ سركوب‌ صارم‌الدوله‌، والي‌ كرمانشاه‌، به‌ آنجا رفت‌ و او را دستگير كرد و به‌ تهران‌ فرستاد (بيات‌، 1371 ش‌، ص‌26؛ تفرشي‌، ص‌ 41؛ افسر، ص‌276). در پاييز همان‌ سال‌، دولت‌ براي‌ سركوب‌ نهايي‌ شورش‌ اسماعيل‌ آقاسيميتقو (سيميتكو/ سيمكو)، نيروهاي‌ نظامي‌ خود را به‌ آذربايجان‌ فرستاد. پولادين‌ نيز كه‌ فرمانده‌ گروهان‌ مسلسل‌ بود، به‌ اردويي‌ كه‌ به‌ تبريز مي‌رفت‌ پيوست‌ و در شرفخانه‌ مستقر شد (مكي‌، 1362ـ1364 ش‌، ج‌2، ص‌13؛ بيات‌، 1376 ش‌، ص‌ 34). در همين‌ هنگام‌، ماژور ابوالقاسم‌ لاهوتي‌ * ، افسر ژاندارم‌ و رهبر كودتاي‌ تبريز در بهمن‌ 1300، با ميانجيگري‌ مخبرالسلطنه‌ والي‌ آذربايجان‌، به‌ معاونت‌ پولادين‌ منصوب‌ و به‌ جبهة‌ خوي‌ اعزام‌ شد (بهار، ج‌ 1، ص‌ 107؛ مكي‌، 1362ـ 1364 ش‌، ج‌ 2، ص‌119ـ120).تشكيل‌ قشون‌ متحدالشكل‌ در چهارم‌ آذر 1300، كه‌ ادغام‌ نيروهاي‌ قزاق‌ و ژاندارم‌ را در پي‌ داشت‌، از سويي‌، و شكست‌ نيروي‌ ژاندارم‌ از افراد سيميتقو و دشواريهاي‌ ناشي‌ از عدم‌ پرداخت‌ جيره‌ و مواجب‌ سربازان‌، از سوي‌ ديگر، موجب‌ اعتراض‌ ژاندارمها به‌ پولادين‌ شد. ظاهراً او حقوق‌ سربازان‌ را به‌ مصرف‌ شخصي‌ رسانده‌ بود. شورشيان‌ به‌ سركردگي‌ لاهوتي‌، در دهم‌ بهمن‌ 1300، پولادين‌ و ساعدالملك‌، حاكم‌ شرفخانه‌، و رئيس‌ تلگرافخانه‌ را بازداشت‌ و سيمهاي‌ تلگراف‌ را قطع‌ و به‌ سوي‌ تبريز حركت‌ كردند (هدايت‌، ص‌ 331؛ مستوفي‌، ج‌ 3، ص‌371ـ372؛ بهار، ج‌ 1، ص‌ 174ـ 175). قيام‌ در بيستم‌ بهمن‌ همان‌ سال‌ سركوب‌ شد و لاهوتي‌ به‌ اتحاد شوروي‌ گريخت‌ (بيات‌، 1376 ش‌، ص‌ 95). پولادين‌ پس‌ از آزادي‌، در عمليات‌ سركوب‌ سيميتقو شركت‌ كرد (مكي‌، 1362ـ 1364 ش‌، ج‌ 2، ص‌120) و در آذر 1301، به‌ دستور سردارسپه‌، به‌ عضويت‌ كميسيون‌ نشان‌ ذوالفقار درآمد (عاقلي‌، ج‌1، ص‌ 175).مأموريت‌ بعدي‌ او در 1302ش‌، شركت‌ در جنگ‌ لرستان‌ بود. وي‌ از سوي‌ سپهبد اميراحمدي‌، حاكم‌ نظامي‌ خرم‌آباد شد (اميراحمدي‌، ص‌203، 209). او در 1303ش‌ به‌ عضويت‌ كميسيون‌ نشان‌ جنگي‌ سپه‌ درآمد (عاقلي‌، ج‌1، ص‌ 189) و در 1304 ش‌ به‌ فرماندهي‌ هنگ‌ پهلوي‌ منصوب‌ شد و تا شهريور 1305، كه‌ به‌ جرم‌ توطئة‌ كودتا بر ضد رضاشاه‌ دستگير شد، در همين‌ سمت‌ باقي‌ ماند («3 توطئه‌ در 33 سال‌»، ص‌5؛ كرونين‌، ص‌ 283ـ284). ظاهراً پولادين‌ قرباني‌ هراس‌ رضاشاه‌ از توطئه‌ احتمالي‌ قتل‌ خود شد. در اين‌ ميان‌، دسيسه‌هاي‌ كينه‌توزانة‌ محمد درگاهي‌، رئيس‌ نظميه‌، نيز نقش‌ اساسي‌ داشت‌. پس‌از مراسم‌ تاجگذاري‌ رضاشاه‌ در چهارم‌ ارديبهشت‌ 1305، در تهران‌ شبنامه‌هايي‌ در مخالفت‌ با شاه‌ جديد پخش‌ شد. رضاشاه‌، خشمگين‌ و هراسان‌، از محمد درگاهي‌ خواست‌ تا رهبران‌ اين‌ جريان‌ را كه‌ به‌ زعم‌ او از يك‌ سازمان‌ انقلابي‌ افسران‌ مخالف‌ در ارتش‌ نشأت‌ مي‌گرفت‌ شناسايي‌ كند. به‌ اين‌ ترتيب‌، در شهريور 1305، تني‌ چند از افسران‌ ارتش‌ و نظميه‌ و غير نظاميان‌ دستگير شدند. در ميان‌ بازداشت‌شدگان‌، دشمنان‌ شخصي‌ درگاهي‌ و سرتيپ‌ مرتضي‌ يزدان‌پناه‌، فرمانده‌لشكرمركزي‌،از جمله‌ پولادين‌ و شموئيل‌ حييم‌، نمايندة‌ سابق‌ كليميان‌ درمجلس‌،نيزبودند(كرونين‌،ص‌283ـ285).كينة‌پولادين‌از بوذرجمهري‌، در جريان‌ بازديد او از هنگ‌ پهلوي‌ و آزردگي‌ خاطرش‌ از سرتيپ‌ يزدان‌پناه‌، زمينة‌ دستگيري‌ او را فراهم‌ كرده‌ بود (كرونين‌، ص‌285؛ «3 توطئه‌ در 33 سال‌»، همانجا). درگاهي‌ مدارك‌ اثبات‌ جرم‌ را به‌ شاه‌ ارائه‌ داد و او نيز دستور اعدام‌ آنان‌ را صادر كرد. به‌ اصرار مستوفي‌الممالك‌، رئيس‌الوزراء، دادگاه‌ نظامي‌ تشكيل‌ شد. دادگاه‌ پولادين‌ را به‌ سبب‌ مشاركت‌ در چاپ‌ شبنامه‌ به‌ ده‌ سال‌ حبس‌ محكوم‌ كرد و دادگاه‌ تجديدنظر نيز آن‌ را تأييد نمود. به‌ اصرار شاه‌ دادگاه‌ نظامي‌ ديگري‌ تشكيل‌ و پولادين‌ به‌ تيرباران‌ محكوم‌ شد ( اطلاعات‌ در يكربع‌ قرن‌ ، ص‌30؛ كرونين‌، ص‌ 286ـ 288). سرتيپ‌ شيباني‌، كه‌ در آن‌ هنگام‌ رئيس‌ اركان‌ حرب‌ كل‌ قشون‌ بود، از امضاي‌ حكم‌ اعدام‌ پولادين‌ خودداري‌ و از سمت‌ خويش‌ استعفا كرد (بيات‌، 1365 ش‌، ص‌63، پانويس‌ 32؛ كرونين‌، ص‌ 288). محمودخان‌ سرانجام‌ در 24 بهمن‌ 1306 در باغشاه‌ تيرباران‌ شد و بوذرجمهري‌ تير خلاص‌ را به‌ او شليك‌ كرد (مكي‌، 1362ـ 1364 ش‌، ج‌4، ص‌444ـ445؛ اطلاعات‌ در يكربع‌ قرن‌ ، همانجا؛ عاقلي‌، ج‌ 1، ص‌228). پولادين‌ از افسران‌ وفادار رضاشاه‌ بود و نشان‌ شجاعت‌ داشت‌ (كرونين‌، ص‌284)، تركي‌ و عربي‌ و روسي‌ مي‌دانست‌ و با زبان‌ فرانسه‌ نيز آشنايي‌ داشت‌ (مهدي‌نيا، ص‌634).پولادين‌ چهار برادر به‌ نامهاي‌ منصور، مسعود، احمد و مختار داشت‌ (مهدي‌نيا، ص‌631). نايب‌ دوم‌ مسعودخان‌، از افسران‌ ژاندارمري‌ خزانه‌ بود كه‌ تشكيلات‌ آن‌ تابع‌ وزارت‌ ماليه‌ بود. او پس‌ از انحلال‌ آن‌ تشكيلات‌، به‌ خدمت‌ ژاندارمري‌ درآمد و به‌ فارس‌ رفت‌ (افسر، ص‌74،77؛ احرار، ج‌2، ص‌660ـ661). در 1334 ش‌، مسعودخان‌ به‌ اتهام‌ شركت‌ در قيام‌ ماژور عليقلي‌خان‌ پسيان‌، كه‌ در مخالفت‌ با پليس‌ جنوب‌ و انگليسيها صورت‌ گرفت‌، دستگير و به‌ همراه‌ گروهي‌ از افسران‌ ژاندارمري‌ اعدام‌ شد (احرار، ج‌ 2، ص‌661ـ662).منابع‌: احمداحرار، توفان‌ در ايران‌ ، ج‌2، تهران‌ 1352 ش‌؛ اطلاعات‌ در يكربع‌ قرن‌ ، تهران‌: روزنامة‌ اطلاعات‌، 1329 ش‌؛ پرويز افسر، تاريخ‌ ژاندارمري‌ ايران‌ ، قم‌ 1332 ش‌؛ ضياءالدين‌ الموتي‌، قيام‌ مسلحانة‌ دهقانان‌ الموت‌ ، تهران‌ 1359 ش‌؛ احمد اميراحمدي‌، خاطرات‌ نخستين‌ سپهبد ايران‌: احمد اميراحمدي‌ ، چاپ‌ غلامحسين‌ زرگري‌نژاد، تهران‌ 1373 ش‌؛ محمدتقي‌ بهار، تاريخ‌ مختصر احزاب‌ سياسي‌ ايران‌ ، تهران‌ 1357ـ1363 ش‌؛ كاوه‌ بيات‌، شورش‌ عشايري‌فارس‌:1309ـ1307ه.ش‌.،تهران1365ش‌؛همو،«عباس‌خان‌سردار رشيد و كردستان‌ (1294ـ1304 شمسي‌)»، گنجينة‌ اسناد ، سال‌ 2، دفتر 1 و 2 (بهار و تابستان‌ 1371)؛ همو، كودتاي‌ لاهوتي‌: تبريز، بهمن‌ 1300 ، تهران‌ 1376 ش‌؛ مجيد تفرشي‌، «گزيدة‌ روزشمار كودتاي‌ 1299»، گنجينة‌ اسناد ، سال‌ 2، دفتر 1 و 2 (بهار و تابستان‌ 1371)؛ احمدعلي‌ سپهر، ايران‌ در جنگ‌ بزرگ‌: 1918ـ1914 ، تهران‌ 1336 ش‌؛ «3 توطئه‌ در 33 سال‌»، تهران‌ مصوّر ، ش‌ 578 (9 مهر 1333)؛ باقر عاقلي‌، روزشمار تاريخ‌ ايران‌ از مشروطه‌ تا انقلاب‌ اسلامي‌ ، تهران‌ 1376 ش‌؛ رضاقلي‌ قائم‌مقامي‌، وقايع‌ غرب‌ ايران‌ در جنگ‌ اول‌ جهاني‌ ، اراك‌ ] 1333 ش‌ [ ؛ استفاني‌ كرونين‌، ارتش‌ و تشكيل‌ حكومت‌ پهلوي‌ در ايران‌ ، ترجمة‌ غلامرضا علي‌ بابايي‌، تهران‌ 1377 ش‌؛ عبدالله‌ مستوفي‌، شرح‌ زندگاني‌ من‌، يا، تاريخ‌ اجتماعي‌ و اداري‌ دورة‌ قاجاريّه‌ ، تهران‌ 1341ـ1343 ش‌؛ حسين‌ مكي‌، تاريخ‌ بيست‌ سالة‌ ايران‌ ، تهران‌ 1362ـ 1364 ش‌؛ همو، مختصري‌ از زندگاني‌ سياسي‌ سلطان‌ احمدشاه‌ قاجار؛ به‌ ضميمة‌ چند پرده‌ از زندگاني‌ داخلي‌ و خصوصي‌ او، تهران‌ 1357 ش‌؛ جعفر مهدي‌نيا، زندگي‌ سياسي‌ سيد ضياءالدين‌ طباطبائي‌ ، تهران‌ 1369 ش‌؛ مهديقلي‌ هدايت‌، خاطرات‌ و خطرات‌ ، تهران‌ 1363 ش‌.
نظر شما
ایمیل ایمیل
مولفان

مهين‌ فهيمي‌

حوزه موضوعی
رده های موضوعی
جلد 5
تاریخ چاپ
وضعیت انتشار
  • چاپ نشده