پوستین‌
معرف
‌ از قديمترين‌ جامه‌هايي‌ كه‌ بشر از پوست‌ جانوران‌ تهيه‌ مي‌كرده‌ است‌، امروزه‌ جامه‌اي‌ از پوست‌ پرداخت‌ شدة‌ گوسفند
متن
پوستين‌ ، يكي‌ از قديمترين‌ جامه‌هايي‌ كه‌ بشر از پوست‌ جانوران‌ تهيه‌ مي‌كرده‌ است‌، امروزه‌ جامه‌اي‌ از پوست‌ پرداخت‌ شدة‌ گوسفند. در كتاب‌ مقدس‌ آمده‌ است‌ كه‌ خداوند لباسهايي‌ از پوست‌ حيوان‌ تهيه‌ كرد و آدم‌ و همسرش‌ را پوشاند (سفر پيدايش‌، 3:21). بنابر شاهنامه‌ ، كيومرث‌ از پوست‌ پلنگ‌ لباس‌ تهيه‌ كرد و سيامك‌، فرزند وي‌، در جنگ‌ با ديوبچه‌ پلنگينه‌ پوشيد (فردوسي‌، ج‌1، ص‌ 28ـ30). رستم‌ نيز هنگام‌ نبرد جامة‌ زره‌مانندي‌ به‌ نام‌ «ببرِبَيان‌» مي‌پوشيد ( رجوع كنيد به همان‌، ج‌2، ص‌715، 759، 765؛ نيز رجوع كنيد به ببر * ).قديمترين‌ نشانه‌هاي‌ استفاده‌ از پوست‌ براي‌ پوشش‌، از تصاوير ماقبل‌ تاريخي‌ غارها به‌دست‌ آمده‌ است‌ (خادمپور، ص‌11). در حدود پانصد هزار سال‌ پيش‌ از ميلاد، در عصريخبندان‌ و پيش‌ از كشف‌ الياف‌ طبيعي‌، انسانها پوستين‌ مي‌پوشيدند (رحماني‌، ص‌ 1).دربارة‌ روند تكامل‌ شيوة‌ پرداخت‌ پوست‌ اطلاع‌ چنداني‌ در دست‌ نيست‌، احتمالاً تشخيص‌ اثر عصاره‌هاي‌ گياهي‌ در نگهداري‌ از پوست‌ تصادفي‌ بوده‌ و دباغي‌ اندكي‌ پس‌ از استفاده‌ از پوست‌ به‌وجود آمده‌ و بتدريج‌ تكامل‌ يافته‌ است‌ ( رجوع كنيد به ادامة‌ مقاله‌). در غاري‌ واقع‌ در سواحل‌ جنوبي‌ درياي‌ خزر سنگهاي‌ تراشيده‌اي‌ متعلق‌ به‌ 5400 سال‌ پيش‌ از ميلاد، و در تپة‌ يحيي‌ در جنوب‌ كرمان‌ سنگهايي‌ از 4500 سال‌ پيش‌ از ميلاد كشف‌ شده‌ كه‌ براي‌ پاك‌ و آماده‌ كردن‌ پوست‌ به‌كار مي‌رفته‌ است‌ (خليلي‌آذر، ص‌ 1334).از هزارة‌ چهارم‌ پيش‌ از ميلاد، پوست‌ نوعي‌ زيرانداز شد ( رجوع كنيد به فرش‌ * ). در هزارة‌ چهارم‌ و سوم‌ پيش‌ از ميلاد، تدريجاً دباغي‌ پوست‌ از حالت‌ بدوي‌ خارج‌ شد و با كشف‌ شيوة‌ تهية‌ چرم‌، كاملاً تخصصي‌ گرديد. براساس‌ اسناد موجود، پوستين‌دوزي‌ و دباغي‌ در روم‌ قديم‌ حرفه‌هايي‌ كاملاً مستقل‌ بودند (ورزي‌، ص‌11؛ نيز رجوع كنيد به خادمپور، ص‌ 19).نقش‌ برجسته‌اي‌ از هزارة‌ سوم‌ پيش‌ از ميلاد در سرپل‌ذهاب‌ باقي‌ مانده‌ است‌ كه‌ آنوباني‌ني‌ ، پادشاه‌ لولوبيان‌ (قوم‌ جنگجوي‌ ساكن‌ در شمال‌ عيلام‌ و غرب‌ همدان‌)، را با دامني‌ از پوست‌ در برابر الهه‌ ني‌ني‌ نشان‌ مي‌دهد و الهه‌ نيز جامه‌اي‌ بلند از پوست‌ بر تن‌ دارد (گيرشمن‌، ص‌ 41ـ43). به‌ نوشتة‌ دياكونوف‌، لباس‌ لولوبيان‌ در هزارة‌ سوم‌ پيش‌ از ميلاد نيم‌تنه‌اي‌ بود كه‌ تكّه‌پوستي‌ بر آن‌ مي‌افكندند و بر شانة‌ چپ‌ محكم‌ مي‌ساختند؛ گاه‌ نيز پوست‌ را از زير كمربند رد مي‌كردند. ثروتمندان‌ پوست‌ يوزپلنگ‌ و مستمندان‌ پوست‌ گوسفند به‌ كار مي‌بردند. اين‌ رسم‌، يعني‌ افكندن‌ پوست‌ بر شانه‌، تا امروز نيز در ميان‌ شبانان‌ كوهستاني‌ آذربايجان‌ محفوظ‌ مانده‌ است‌ (ص‌336). در نقوش‌ آشوري‌ نيز مادها پوستينهاي‌ بلندي‌ بر تن‌ دارند كه‌ عموماً سرشانه‌ و روي‌ بازوي‌ آنها را مي‌پوشاند (ضياءپور، ص‌ 11).از 550 پيش‌ از ميلاد تا 244 ميلادي‌، لباس‌ و زره‌ ايرانيان‌ از چرم‌ و پوست‌ بود، پرداخت‌ پوست‌ شغل‌ مهمي‌ به‌شمار مي‌آمد و رموز آن‌ از پدر به‌ پسر انتقال‌ مي‌يافت‌. از 244 تا 650 ميلادي‌، دباغان‌ و پوست‌دوزان‌ اتحاديه‌ ] صنفي‌ [ داشتند (خادمپور، ص‌ 27 ـ 28).از 244 تا 650 ميلادي‌، در شبه‌جزيرة‌ عربستان‌ استفاده‌ از پوستهاي‌ قيمتي‌ رواج‌ داشت‌. كلمة‌ فرْو يا فَروَه‌ در عربي‌ به‌ پوست‌ و پوستين‌ و رداي‌ پشمينه‌ اطلاق‌ مي‌شود و در اشعار قديمي‌ به‌ معناي‌ پوست‌ گوسفند و پشم‌ آن‌ است‌. در روايتي‌ آمده‌ است‌ كه‌ ابوبكر فروه‌اي‌ را كه‌ به‌ همراه‌ داشت‌ براي‌ استراحت‌ پيامبر بر زمين‌ غار گسترد (بخاري‌ جعفي‌، ج‌ 4، ص‌ 262). در عراق‌، بويژه‌ موصل‌، به‌ پوستين‌دوزان‌ «فَروْچي‌» گفته‌ مي‌شد (سامرائي‌، ص‌30).در قرون‌ اولية‌ اسلامي‌، جهانگردان‌ مسلمان‌ از پوست‌ گوسفند، دَلَه‌ ] مينك‌ [ ، فَنَك‌ ] نوعي‌ روباه‌ [ ، سنجاب‌، سمور،قاقم‌،روباه‌ ( حدودالعالم‌ ، ص‌73، 76، 194؛ ابن‌فضلان‌، ص‌153)، خز (ابن‌حوقل‌، ص‌392؛ مسعودي‌، ج‌1، ص‌181) نام‌ برده‌اند كه‌ عمدتاً از بلغارستان‌ و نواحي‌ صقالبه‌ ] اسلاونشين‌ [ (ابن‌حوقل‌، همانجا) و روسيه‌ (ابن‌فضلان‌، همانجا) و بُرطاس‌ (مسعودي‌، همانجا) و سرزمينهاي‌ ترك‌نشين‌ و براذاس‌ و تبت‌ در آسياي‌ ميانه‌ و آسياي‌ شرقي‌ مي‌آمده‌ است‌ ( حدودالعالم‌ ، همانجاها). تُطَيله‌ * در اسپانيا به‌دليل‌ داشتن‌ پوست‌ سمور شهرت‌ داشت‌ (مقدسي‌، ص‌ 239). پوست‌ سگ‌ آبي‌ به‌ ميزان‌ فراواني‌ در قَبَلَه‌ در اَرّان‌ تهيه‌ ( حدودالعالم‌ ، ص‌ 163) و درهمانجادباغي‌مي‌شد(يعقوبي‌،ص‌278). ابن‌خرداذبه‌ از تاجران‌ يهودي‌ موسوم‌ به‌ راذانيه‌ و تاجران‌ روس‌ ياد مي‌كند كه‌ اجناس‌ گوناگون‌، از جمله‌ پوست‌، را به‌ مصر وخليفه‌نشينهاي‌شرقي‌مي‌بردند ( ص‌ 153ـ154). پوست‌ از اروپا، هم‌ از راه‌ دريايي‌ از بنادر بالتيك‌ و هم‌ از راه‌ زميني‌ از سرزمينهاي‌ اسلاوها و فرانكها، به‌ اسپانيا صادر مي‌شد ( د. اسلام‌،چاپ‌دوم‌،ذيل‌«فرو»).برخي‌جهانگردان‌مسلمان‌به‌پوستهايي‌كه‌ در كشورهاي‌ سردسير مي‌پوشيدند، اشاره‌ كرده‌اند (براي‌ نمونه‌ رجوع كنيد به ابن‌فضلان‌، ص‌ 85)؛ ابن‌بطوطه‌ هنگام‌ ترك‌ قسطنطنيه‌ سه‌ بالاپوش‌ پوستي‌ به‌همراه‌ داشته‌ است‌ (ج‌1، ص‌362). مسعودي‌ از فراواني‌ پوست‌ دباغي‌ نشدة‌ روباه‌ قرمز و سياه‌ كه‌ازبرطاس‌به‌كشورهاي‌ديگرصادرمي‌شد،يادكرده‌وگفته‌ است‌ كه‌ پادشاهان‌ عرب‌ و عجم‌ پوست‌ روباه‌ سياه‌ را بر پوست‌ قرمز ترجيح‌ مي‌دادند (همانجا). پوست‌ قاقم‌ وسنجاب‌منطقة‌خزروخوارزم‌دربالاترين‌رتبه‌قرارداشته‌وازپوست‌روباه‌قرمزوخاكستري‌گرانتربوده‌،وپوست‌ سمور چيني‌ از سمور خزر گرانبهاتر بوده‌ است‌ ( د. اسلام‌ ، همانجا). از قرن‌ چهارم‌ تا هشتم‌/ دهم‌ تا چهاردهم‌، رنگرزي‌ پوست‌ بتدريج‌ كاري‌ كاملاً هنري‌ و تجاري‌شد.در همين‌ دوره‌ بهاي‌ پوست‌ به‌ علت‌ ناامني‌ جادة‌ ابريشم‌ وراه‌مديترانه‌، بسته‌ شدن‌ بندرهاي‌ چين‌ به‌ روي‌ بازرگانان‌، و غارتگري‌ در جاده‌هاي‌ هند افزايش‌ يافت‌. تصاوير كارگاههاي‌ پوست‌ در سفرنامه‌ها و كتابهاي‌ قرون‌ وسطا، مراحل‌ تبديل‌ پوست‌ را به‌ پوشاك‌ نشان‌ مي‌دهد (حسن‌بيگي‌،1361 ش‌، ص‌ 8 ـ 9).در ايران‌ در طول‌ تاريخ‌ مهمترين‌ مراكز پوست‌، خراسان‌ و ماوراءالنهر ( شهرهايي‌ نظير طوس‌، بخارا، نيشابور و مرو) بوده‌ است‌. بعد از اسلام‌ در ايران‌ صنعت‌ پرداخت‌ پوست‌ رونق‌ يافت‌ و پوست‌ ايران‌، مخصوصاً پوست‌ بره‌، شهرت‌ جهاني‌ پيدا كرد (خادمپور، ص‌ 31). در دورة‌ صفويه‌ پوستين‌ (پوست‌ پرداخت‌ شدة‌ گوسفند) ايران‌ عمدتاً به‌ اروپا و عثماني‌ و هندوستان‌ صادر مي‌شد (همان‌، ص‌ 36). در رساله‌هاي‌ درويشان‌ آن‌ دوره‌ و دورة‌ قاجار، از تخته‌پوستي‌ ياد شده‌ كه‌ درويشان‌ گاه‌ بر دوش‌ مي‌انداختند و گاه‌ به‌ عنوان‌ زيرانداز از آن‌ استفاده‌ مي‌كردند ( آئين‌ قلندري‌، ص‌ 114، 277). در دورة‌ قاجار، به‌ موازات‌ انحطاط‌ بسياري‌ از صنايع‌، صنعت‌ پوست‌ نيز دچار ركود شد. در اين‌ دوره‌ پوستهاي‌ قيمتي‌ از روسيه‌ وارد مي‌شد (خادمپور، ص‌ 37).از دهة‌ 1340ش‌، تجارت‌ پوستين‌ در ايران‌ دوباره‌ رونق‌ يافت‌ و از خراسان‌ به‌ بازارهاي‌ داخلي‌ و خارجي‌ صادر شد (حسن‌بيگي‌، 1358ش‌، ص‌ 4). پس‌ از تأسيس‌ شركت‌ صنايع‌ پوست‌ و چرم‌ ايران‌ چند كارخانه‌ در نواحي‌ مختلف‌، از جمله‌ در خراسان‌ و لرستان‌، احداث‌ شد. امروزه‌ پوست‌ بره‌ يكي‌ از كالاهاي‌ صادراتي‌ ايران‌ است‌ (خادمپور، ص‌38). پوستين‌ ايراني‌ از پوستينهاي‌ رايج‌ در كشورهاي‌ عربي‌ است‌ (سامرائي‌، ص‌ 31).پوستين‌ انواع‌ گوناگوني‌ داشته‌ است‌. نظام‌ قاري‌ (ص‌206) حدود بيست‌ نوع‌ از آنها (از جمله‌ ادك‌، آس‌، الطائي‌، كول‌، كيش‌ و وسق‌) را نام‌ برده‌ است‌. بهترين‌ نوع‌ پوست‌ براي‌ توليد پوستين‌، پوست‌ برة‌ «شيرْمَسْت‌» است‌؛ يعني‌ برة‌ نرينه‌اي‌ كه‌ حداكثر سه‌ ماه‌ داشته‌ باشد و فقط‌ با شير مادر و علف‌ تازه‌ تغذيه‌ كرده‌ باشد. برة‌ شيرمست‌ اگر پروردة‌ كوهستان‌ باشد، پوستي‌ مرغوبتر دارد؛ رونق‌ پوستين‌دوزي‌ استان‌ خراسان‌ نيز احتمالاً به‌ سبب‌ مناسب‌ بودن‌ آب‌ و هواي‌ آنجاست‌ (حسن‌بيگي‌، 1358 ش‌، ص‌ 5).پوستين‌ ايران‌، به‌سبب‌ طرحهاي‌ اصيل‌ ايراني‌ (زغاله‌پردازي‌ چهار بغل‌)، از پوستين‌ ديگر كشورها متمايز است‌. اين‌ طرحها با نخهاي‌ رنگين‌ روي‌ پوست‌ سوزن‌دوزي‌ مي‌شوند (همان‌، ص‌ 10ـ11).در ادبيات‌ فارسي‌ كنايات‌ و عبارات‌ گوناگوني‌ با پوستين‌ ساخته‌ شده‌ كه‌ از آن‌ جمله‌ است‌: «پوستين‌ باژگونه‌ كردن‌» (سخت‌ تصميم‌گرفتن‌، تغيير روش‌ و رفتار دادن‌؛ قس‌ نهج‌البلاغه‌ ، خطبة‌ 108: لُبِسَ الاسلامٌ لُبْسَ الفَرْو مَقلوباً) «پوستين‌ به‌ گازر دادن‌» (كار به‌ غير اهل‌ آن‌ واگذار كردن‌)، «پوستين‌ دريدن‌» (پرده‌دري‌، افشاي‌راز)، «در پوستين‌ كسي‌ افتادن‌» (بدگويي‌ و غيبت‌ كردن‌؛ رجوع كنيد به دهخدا، ذيل‌ واژه‌).نيز رجوع كنيد به چرم‌ * ؛ پشم‌ * ؛ صنايع‌ دستي‌ * .منابع‌: علاوه‌ بر كتاب‌ مقدس‌. عهد عتيق‌؛ آئين‌ قلندري‌: مشتمل‌ بر چهار رساله‌ در باب‌ قلندري‌، خاكساري‌، فرقة‌ عجم‌ و سخنوري‌ چاپ‌ ابوطالب‌ ميرعابديني‌ و مهران‌ افشاري‌، تهران‌ 1374ش‌؛ ابن‌بطوطه‌، رحلة‌ ابن‌بطوطة‌ ، چاپ‌ محمد عبدالمنعم‌ عريان‌، بيروت‌ 1407/1987؛ ابن‌حوقل‌، كتاب‌ صورة‌الارض‌ ، چاپ‌ كرامرس‌، ليدن‌ 1967؛ ابن‌خرداذبه‌، كتاب‌ المسالك‌ و الممالك‌ ، چاپ‌ دخويه‌، ليدن‌ 1967؛ ابن‌فضلان‌، رسالة‌ ابن‌فضلان‌ ، چاپ‌ سامي‌ دهان‌، دمشق‌ 1379/1960؛ محمدبن‌ اسماعيل‌ بخاري‌ جعفي‌، صحيح‌البخاري‌ ، استانبول‌ 1981؛ حدودالعالم‌ من‌ المشرق‌ الي‌المغرب‌ ، چاپ‌ منوچهر ستوده‌، تهران‌ 1340ش‌؛ محمدرضا حسن‌بيگي‌، پوست‌ و دباغي‌ ، ] تهران‌ [ : سازمان‌ صنايع‌ دستي‌ ايران‌، 1361ش‌؛ همو، پوستين‌ تن‌پوشي‌ به‌ گرمي‌ خورشيد ، ] تهران‌ [ : سازمان‌ صنايع‌ دستي‌ ايران‌، 1358ش‌؛ گلناز خادمپور، «تحقيقي‌ پيرامون‌ پوست‌ و چرم‌ ايران‌»، پايان‌نامة‌ كارشناسي‌ صنايع‌دستي‌، مجتمع‌ دانشگاهي‌ هنر، 1368ش‌؛ مهرداد خليلي‌ آذر، «تاريخچة‌ چرم‌ و چرم‌سازي‌ در ايران‌: از عهد باستان‌ تا زمان‌ حاضر»، در بهزاد احمدي‌ و سعيد سامي‌، شيمي‌ پوست‌ و چرم‌ ، ج‌2، تهران‌ 1366ش‌؛ علي‌اكبر دهخدا، لغت‌نامه‌ ، زيرنظر محمد معين‌، تهران‌ 1325ـ 1359ش‌؛ ايگور ميخائيلوويچ‌ دياكونوف‌، تاريخ‌ ماد ، ترجمة‌ كريم‌ كشاورز، تهران‌ 1357ش‌؛ پرويز رحماني‌، تحقيق‌ در صنعت‌ چرم‌ ايران‌ ، ] تهران‌ [ : مركز آمار ايران‌، 1365ش‌؛ يونس‌ ابراهيم‌ سامرائي‌، «لباس‌ الفرو»، التراث‌ الشعبي‌ ، سال‌1، ش‌6 (ذيقعده‌/ ذيحجه‌ 1970)؛ جليل‌ ضياءپور، «بررسي‌ مدارك‌ مربوط‌ به‌ پوشاك‌ ايرانيان‌ و رسيدگي‌ به‌ نوشته‌ها و نظريات‌ شرق‌شناسان‌ در اين‌ باره‌»، هنر و مردم‌ ، دورة‌ جديد، ش‌65 (اسفند 1346)؛ علي‌بن‌ ابي‌طالب‌ (ع‌)، امام‌ اول‌، نهج‌البلاغه‌ ، ترجمة‌ جعفر شهيدي‌، تهران‌ 1370ش‌؛ ابوالقاسم‌ فردوسي‌، شاهنامة‌ فردوسي‌ ، متن‌ انتقادي‌، مسكو 1963ـ1971؛ رومن‌ گيرشمن‌، ايران‌ از آغاز تا اسلام‌ ، ترجمة‌ محمد معين‌، تهران‌ 1374ش‌؛ علي‌بن‌ حسين‌ مسعودي‌، مروج‌ الذّهب‌ و معادن‌ الجوهر ، چاپ‌ محمد محيي‌الدين‌ عبدالحميد، مصر 1384ـ 1385/ 1964ـ 1965؛ محمدبن‌ احمد مقدسي‌، كتاب‌ احسن‌ التقاسيم‌ في‌ معرفة‌الاقاليم‌ ، چاپ‌ دخويه‌، ليدن‌ 1967؛ محمودبن‌ امير احمدنظام‌ قاري‌، ديوان‌ البسة‌ مولانا نظام‌ قاري‌ ، چاپ‌ ميرزا حبيب‌ اصفهاني‌، استانبول‌ 1303؛ منصور ورزي‌، هنر و صنعت‌ پرداخت‌ و رنگرزي‌ پوست‌ ، تهران‌ 1354ش‌؛ احمدبن‌ اسحاق‌ يعقوبي‌، كتاب‌ البلدان‌ ، چاپ‌ دخويه‌، ليدن‌ 1967؛EI 2 , s.v. "Farw".
نظر شما
ایمیل ایمیل
مولفان

مريم‌ بهاري‌

حوزه موضوعی
رده های موضوعی
جلد 5
تاریخ چاپ
وضعیت انتشار
  • چاپ نشده