پوربهای‌ جامی‌ تاج‌الدین‌بن‌ بهاءالدین‌

معرف

شاعران‌ معروف‌ خراسان‌ در نیمة‌ دوم‌ قرن‌ هفتم‌
متن
پوربهای‌ جامی‌ ، تاج‌الدین‌بن‌ بهاءالدین‌ ، از شاعران‌ معروف‌ خراسان‌ در نیمة‌ دوم‌ قرن‌ هفتم‌. او «پوربها» (پوربهای‌ جامی‌، گ‌36) و گاه‌ «بها» (دولتشاه‌ سمرقندی‌، ص‌137) تخلص‌ می‌کرد و با عنوان‌ ملک‌الشعرا (نفیسی‌، ص‌160؛ صفا، ج‌ 3، بخش‌ 1، ص‌660) و ملک‌الحکماء والشعرا نیز از او یاد شده‌ و به‌ «ابن‌بها» هم‌ شهرت‌ داشته‌ است‌ (صفا، ج‌ 3، بخش‌ 1، ص‌ 660ـ661). نیاکانش‌ از قاضیان‌ ولایت‌ جام‌ بودند (دولتشاه‌ سمرقندی‌، ص‌ 136)، ولی‌ او که‌ ظریف‌ و خوش‌طبع‌ بود، به‌ کار قضا رغبتی‌ نداشت‌ (پوربهای‌ جامی‌، گ‌24). پوربها از جام‌ به‌ هرات‌ رفت‌ و بیشتر عمر خود را در آنجا گذرانید (دولتشاه‌ سمرقندی‌، ص‌136؛ مدرس‌ تبریزی‌، ج‌ 1، ص‌311) و در حلقة‌ شاگردان‌ مولانا رکن‌الدین‌ قبایی‌ درآمد و مدتی‌ نیز شاگرد سعید هروی‌ بود (دولتشاه‌ سمرقندی‌، ص‌130، 136؛ آذر بیگدلی‌، ص‌57). سپس‌ مدّاح‌ خواجه‌ عزالدین‌ طاهر فرْیُومدی‌ و پسرش‌ خواجه‌ وجیه‌الدین‌، از وزیران‌ اباقاخان‌بن‌ هلاکو (حک : 662ـ 680) گردید (اقبال‌ آشتیانی‌، ص‌536؛ صفا، ج‌3، بخش‌1، ص‌ 662ـ663).تاج‌الدین‌ بعد از مدتی‌، به‌ عراقین‌ و آذربایجان‌ رفت‌ و با همام‌الدین‌ تبریزی‌ (متوفی‌ 713) ملاقات‌ و مشاعره‌ کرد (صفا، ج‌3، بخش‌ 1، ص‌663؛ مدرس‌ تبریزی‌، همانجا). سپس‌ به‌ دستگاه‌ صاحب‌ دیوان‌ شمس‌الدین‌ محمد جوینی‌ در تبریز راه‌ یافت‌ و به‌ سلک‌ مداحان‌ او و پسرش‌ بهاءالدین‌ محمد و برادرش‌ علاءالدین‌ عطاملک‌، که‌ مدتها حاکم‌ بغداد و عراق‌ بود، درآمد و با شاعران‌ وابسته‌ به‌ صاحب‌ دیوان‌ جوینی‌ ملاقات‌ و مشاعره‌ داشت‌ (اقبال‌ آشتیانی‌، همانجا؛ حمدالله‌ مستوفی‌، ص‌724؛ نفیسی‌، ص‌161؛ پوربهای‌ جامی‌، گ‌ 55).از محتوای‌ قصیده‌ای‌ که‌ پوربها در مدح‌ بهاءالدین‌ محمد پسر شمس‌الدین‌ صاحب‌ دیوان‌ دارد چنین‌ برمی‌آید که‌ «صاحب‌ قران‌» اموال‌ او را مصادره‌ کرده‌ و او ملک‌ پدر را به‌ گرو داده‌ و ظاهراً رهسپار اصفهان‌ شده‌ و در آنجا نیز حتی‌ «کهنه‌ دفتر»های‌ خود را به‌ گرو داده‌ و گرفتار تنگدستی‌ و پریشانی‌ گردیده‌ است‌ (صفا، ج‌ 3، بخش‌ 1، ص‌664ـ 665).اگرچه‌ به‌ استناد بیتی‌ از پوربها که‌ می‌گوید: در نظم‌ و نثر تازی‌ و ترکی‌ و پارسی‌/ برده‌ ز اهل‌ فضل‌ به‌ هر سه‌ زبان‌ گرو، چنین‌ استنباط‌ می‌گردد که‌ باید آثاری‌ به‌ صورت‌ نظم‌ و نثر به‌ تازی‌ و ترکی‌ نیز می‌داشته‌ است‌، اما آنچه‌ تاکنون‌ به‌ دست‌ آمده‌ تنها دیوان‌ فارسی‌ اوست‌.نسخة‌ خطی‌ دیوان‌ پوربها با عنوان‌ کتاب‌ پوربهای‌ جامی‌ (ش‌ 9213: OR در موزة‌ بریتانیا و فیلم‌ آن‌، ش‌ 858، در کتابخانة‌ مرکزی‌ دانشگاه‌ تهران‌) را نظام‌الدین‌ احمدبن‌ عبدالله‌ شیرازی‌، در 1069 ( رجوع کنید به گ‌104) در زمان‌ سلطان‌ محمد قطب‌شاه‌ در حیدرآباد گردآوری‌ کرده‌ است‌. این‌ کتاب‌ دارای‌ 104 برگ‌ شامل‌ قصاید، مقطعات‌، ترکیب‌بند، مثنوی‌ «کارنامة‌ اوقاف‌ خواف‌»، غزلیات‌ و رباعیات‌ است‌. شعر پوربها روان‌ و متوسط‌ است‌ و بعضی‌ او را در سرودن‌ قصیده‌ زبردست‌ دانسته‌اند (نفیسی‌، همانجا). از ویژگیهای‌ قصاید او کاربرد زیاد واژه‌های‌ مغولی‌ است‌ (مثلاً رجوع کنید به قصیده‌هایی‌ در گ‌ 4 و 11).مشهورترین‌ قصیدة‌ پوربها قصیدة‌ مغولیه‌ است‌ در 47 بیت‌. با مطلع‌:ای‌ کرده‌ روح‌ با لب‌ لعل‌ تو نوکری‌/معشوق‌ ازبکی‌ و نگار هیجاوری‌. مینورسکی‌ در مقاله‌ای‌ به‌ نام‌ «قصیدة‌ مغولیة‌ پوربهاء» این‌ قصیده‌ را شرح‌ و ترجمه‌ کرده‌ و بیشتر لغات‌ ترکی‌ آن‌ را توضیح‌ داده‌ است‌. ویژگی‌ بارز این‌ قصیده‌ التزام‌ یک‌ یا دو کلمة‌ ترکی‌ مغولی‌ در همة‌ ابیات‌ است‌ (مینورسکی‌، ص‌ 261ـ 278).مضامین‌ دیوان‌ پوربها مدح‌ شخصیتهای‌ زمان‌ شاعر مانند خواجه‌ شمس‌الدین‌ صاحب‌ دیوان‌ (گ‌18) و خواجه‌ نصیر (گ‌23)، هجو، هزل‌ (مثلاً رجوع کنید به گ‌23، 25، 29، 36) و اطلاعات‌ تاریخی‌ (گ‌54) است‌. او قصیده‌ای‌ در شرح‌ واقعة‌ زلزله‌ و تخریب‌ بیش‌ از حد شهر نیشابور در 666 دارد و پس‌ از نوسازی‌ نیشابور نیز قصیده‌ای‌ دیگر سروده‌ و «بنا نهادن‌ شهر نو» را به‌ اباقاخان‌ تبریک‌ گفته‌ است‌ (خوافی‌، ج‌ 2، ص‌ 337، 340). پوربها در بحور مشکل‌ نیز قصیده‌ سروده‌ است‌ (دولتشاه‌ سمرقندی‌، ص‌137). نقیضه‌گویی‌ برای‌ شعر شاعری‌ مانند ظهیرفاریابی‌ هم‌ در دیوان‌ او دیده‌ می‌شود (گ‌60).پوربها خود را در جِد، همردیف‌ سنایی‌ و در هزل‌، مقلّد سوزنی‌ می‌داند: طبع‌ لطیف‌ من‌ ز سنایی‌ و سوزنی‌/ در جدّ و هزل‌ بُرده‌ به‌ سحر و بیان‌ گرو (همانجا). از شوخ‌ طبعیهای‌ پوربها که‌ در دیوان‌ او وجود دارد تقلید از مردم‌ الکن‌ است‌ که‌ کلمه‌هایی‌ را به‌ صورت‌ مقطع‌ و بریده‌ بریده‌ در شعر خود تکرار کرده‌ است‌ (گ‌40، در مدح‌ ملک‌ قتلغ‌شاه‌). بعضی‌ پوربها را به‌ داشتن‌ «افکار نامأنوس‌ و مضامین‌ غریب‌» توصیف‌ کرده‌اند و سخن‌ او را پر از «صنایع‌ دقیقة‌ لفظی‌ و استعارات‌ بعیده‌» دانسته‌اند که‌ «سبک‌ محکم‌ و منسجم‌» دارد (براون‌، ج‌ 3، ص‌159ـ160). سال‌ فوت‌ پوربها 699 (دهخدا، ذیل‌ مادّه‌) و بعد از 699 (اقبال‌ آشتیانی‌، همانجا) ذکر شده‌ است‌.منابع‌: لطفعلی‌بن‌ آقاخان‌ آذر بیگدلی‌، آتشکدة‌ آذر ، چاپ‌ جعفر شهیدی‌، چاپ‌ افست‌ تهران‌ 1337 ش‌؛ عباس‌ اقبال‌ آشتیانی‌، تاریخ‌ مغول‌: از حملة‌ چنگیز تا تشکیل‌ دولت‌ تیموری‌ ، تهران‌ 1364 ش‌؛ ادوارد گرانویل‌ براون‌، تاریخ‌ ادبی‌ ایران‌ ، ج‌ 3: از سعدی‌ تا جامی‌ ، ترجمه‌ و حواشی‌ علی‌اصغر حکمت‌، تهران‌ 1357 ش‌؛ تاج‌الدین‌بن‌ بهاءالدین‌ پوربهای‌ جامی‌، دیوان‌ ، موزة‌ بریتانیا به‌ شمارة‌ 9213 کتابخانة‌ مرکزی‌ دانشگاه‌ تهران‌، ش‌ فیلم‌ 858؛ حمدالله‌بن‌ ابی‌بکر حمدالله‌ مستوفی‌، تاریخ‌ گزیده‌ ، چاپ‌ عبدالحسین‌ نوائی‌، تهران‌ 1362 ش‌؛ احمدبن‌محمد خوافی‌، مجمل‌ فصیحی‌ ، چاپ‌ محمود فرخ‌، مشهد 1339ـ1341 ش‌؛ دولتشاه‌ سمرقندی‌، تذکرة‌الشعراء ، چاپ‌ محمد رمضانی‌، تهران‌ 1338 ش‌؛ علی‌اکبر دهخدا، لغت‌نامه‌ ، زیرنظرمحمد معین‌، تهران‌ 1325ـ1359 ش‌؛ ذبیح‌الله‌ صفا، تاریخ‌ ادبیات‌ در ایران‌ ،ج‌ 3، بخش‌ 1، تهران‌ 1363 ش‌؛ محمدعلی‌ مدرس‌ تبریزی‌، ریحانة‌ الادب‌ ، تهران‌ 1369 ش‌؛ سعید نفیسی‌، تاریخ‌ نظم‌ و نثر در ایران‌ و در زبان‌ فارسی‌ تا پایان‌ قرن‌ دهم‌ هجری‌ ، تهران‌ 1363 ش‌؛V. Minorsky, "Pu ¦ r-i Baha ¦ 's `Mongol' ode'', BSOAS , 18 (1956).
نظر شما
مولفان
رضا مصطفوي‌ سبزواري‌ ,
گروه
رده موضوعی
جلد5
تاریخ
وضعیت چاپ
  • چاپ نشده