پندیات‌ جوانمردی‌
معرف
بي‌ به‌ فارسي‌ دربارة‌ تعليمات‌ اخلاقي‌ اسماعيلية‌ نزاري‌
متن
پنديات‌ جوانمردي‌ ، كتابي‌ به‌ فارسي‌ دربارة‌ تعليمات‌ اخلاقي‌ اسماعيلية‌ نزاري‌. اين‌ كتاب‌ كه‌ در قرن‌ نهم‌ و دهم‌ تأليف‌ شده‌، مشتمل‌ است‌ بر موعظه‌هاي‌ علي‌شاه‌ معروف‌ به‌ مستنصر بالله‌ دوم‌ (متوفي‌ 885)، سي‌ودومين‌ امامِ شاخة‌ قاسم‌شاهي‌ اسماعيليان‌ نزاري‌ (دفتري‌، 1992، ص‌ 456). نسخه‌هاي‌ فارسي‌ پنديات‌ جوانمردي‌ هنوز در مجموعه‌هاي‌ نسخه‌هاي‌ خطي‌ اسماعيليان‌ نزاري‌ قاسم‌شاهي‌، كه‌ تنها بازماندگان‌ اسماعيليان‌ نزاري‌ هستند، در بدخشانِ تاجيكستان‌ (درشُغنان‌ و روشن‌ و ديگر نواحي‌ آنجا)، بدخشانِ افغانستان‌، و مناطق‌ مجاور از جمله‌ هونزا و ديگر نواحي‌ شمال‌ پاكستان‌ و نيز در كاشغر در تركستان‌ چين‌ نگهداري‌ مي‌شود. «خوجه‌ * »هاي‌ نزاري‌ شبه‌قارة‌ هند نيز تحريرات‌ سِندي‌ (به‌ خط‌ خوجكي‌) و گُجراتي‌ اين‌ كتاب‌ را حفظ‌ كرده‌اند (پوناوالا، ص‌268).مطالب‌ و مفاهيم‌ پنديات‌ جوانمردي‌ بوضوح‌ از اوضاع‌ واحوالي‌ حكايت‌ مي‌كند كه‌ در اثناي‌ دو قرن‌ بعد از حملة‌ مغول‌ و سقوط‌ دولت‌ اسماعيلية‌ نزاري‌ (در 654) براي‌ نزاريان‌ تار و مار شده‌ در ايران‌ و مناطق‌ مجاور پيش‌ آمده‌ بود. در اين‌ دوران‌، نزاريان‌، كه‌ بدون‌ تشكيلات‌ باقي‌ مانده‌ بودند و به‌ امامان‌ خود نيز دسترسي‌ نداشتند، براي‌ حفظ‌ جان‌ و موقعيت‌ بحراني‌ خود، سخت‌ تقيه‌ مي‌كردند. در چنين‌ اوضاعي‌ كيش‌ نزاريه‌ * در ايران‌ و آسياي‌ مركزي‌ و افغانستان‌ تدريجاً با تعاليم‌ و مفاهيم‌ صوفيه‌ درآميخت‌، و در جنبه‌هاي‌ ظاهري‌ نيز ايشان‌ شيوة‌ زندگي‌ صوفيان‌ را پيش‌ گرفتند. امامان‌ نزاريه‌ اغلب‌ در اختفا و در زِيِّ پيران‌ صوفيه‌ مي‌زيستند و پيروانشان‌، كه‌ عنوان‌ مريد به‌ خود نهاده‌ بودند، عمدتاً تابع‌ رهبري‌ عمال‌ و رؤساي‌ محلي‌ خويش‌ بودند. از زمان‌ مستنصر بالله‌ دوم‌ كه‌ در حدود 868 بر مسند امامت‌ نشست‌، امامان‌ قاسم‌شاهي‌ به‌ طور قطع‌ در اَنجِدان‌ (بين‌ محلات‌ و اراك‌) مستقر شدند و دورة‌ انجدان‌ در كيش‌ نزاري‌ بعد از دورة‌ الموت‌ را آغاز كردند كه‌ دورة‌ تجديد حيات‌ دعوت‌ و فعاليتهاي‌ ادبي‌ نزاريان‌ ايران‌ است‌. اين‌ تجديد حيات‌ بزودي‌ باعث‌ اشاعة‌ نهضت‌ نزاريه‌ (قاسم‌شاهي‌) و تثبيت‌ اقتدار مركزي‌ امامان‌ اين‌ شاخه‌ بر جماعتهاي‌ مختلف‌ نزاري‌، بخصوص‌ در ايران‌ و افغانستان‌ و آسياي‌ مركزي‌ و هند، گرديد. اما امامان‌ و پيروانشان‌ هنوز مجبور به‌ تقيه‌ و استفاده‌ از خرقة‌ تصوف‌ براي‌ پنهان‌ داشتن‌ هويت‌ واقعي‌ خود بودند. به‌ طور مثال‌، نام‌ صوفيانة‌ امام‌ مستنصر بالله‌ دوم‌ «شاه‌ قلندر» بود و بقعة‌ وي‌ هنوز به‌ اين‌ اسم‌ در انجدان‌ پاي‌ برجاست‌.از آغاز دورة‌ انجدان‌ در نيمة‌ قرن‌ نهم‌، امامان‌ نزاري‌ براي‌ تجديد سازمان‌ و گسترش‌ دعوت‌ نزاريه‌ و براي‌ آنكه‌ سلطة‌ خود را بر جماعتهاي‌ نزاري‌ مناطق‌ مختلف‌ مستولي‌ سازند، به‌ منابع‌ مالي‌ كافي‌ و داعيان‌ وفاداري‌ كه‌ به‌ عنوان‌ پيشوايان‌ محلي‌ پيروان‌ دعوت‌ نزاريه‌ را هدايت‌ كنند، نياز مبرم‌ داشتند. اين‌ داعيان‌ مي‌بايست‌ بخصوص‌ بر اطاعت‌ از امام‌ وقت‌ و پرداخت‌ منظم‌ وجوه‌ ديني‌ به‌ وي‌ تأكيد مي‌كردند. تمام‌ اين‌ نكات‌ مكرراً در پنديات‌ جوانمردي‌ ذكر شده‌ و منعكس‌كنندة‌ خطابه‌ها و دستورهاي‌ مستنصربالله‌ دوم‌ است‌. در اين‌ خطابه‌ها نصايحي‌ خطاب‌ به‌ «مؤمنان‌ واقعي‌» و آنان‌ كه‌ طالب‌ حصول‌ به‌ مقام‌ جوانمردي‌ هستند مندرج‌ است‌. در پنديات‌ جوانمردي‌ به‌ نزاريان‌ با اصطلاحات‌ صوفيه‌، مانند «اهل‌ حق‌» و «اهل‌ حقيقت‌» خطاب‌ و از خود امام‌ با عناوين‌ «پير» و «مرشد» ياد شده‌ است‌. در واقع‌، نصايح‌ امام‌ نمايانگر انديشه‌هاي‌ صوفيانه‌ است‌ و با تقسيم‌بندي‌ سه‌ گانة‌ صوفيه‌: «شريعت‌ ـ طريقت‌ ـ حقيقت‌» آغاز مي‌شود، و سپس‌ امام‌ نزاري‌ حقيقت‌ را به‌ عنوان‌ باطن‌ شريعت‌ كه‌ مؤمنان‌ از راه‌ پيمودن‌ طريقت‌ معنوي‌ بدان‌ خواهند رسيد، مطرح‌ مي‌سازد، اما بلافاصله‌ بيان‌ مي‌شود كه‌ حقيقت‌، در اصل‌، شناختن‌ امام‌ حاضر است‌. پنديات‌ جوانمردي‌ پيوسته‌ وظيفة‌ مؤمنان‌ را در شناخت‌ و اطاعت‌ از امام‌ حاضر گوشزد مي‌كند و با تأكيد مشابهي‌ از وظيفة‌ مؤمنان‌ براي‌ پرداخت‌ ديون‌ مذهبي‌، بويژه‌ عشريه‌ (ده‌ يك‌)، سخن‌ مي‌راند (دفتري‌، 1992، ص‌ 468ـ 469، 481ـ483).از قرار معلوم‌، پنديات‌ جوانمردي‌ را يك‌ نزاري‌ گمنام‌ در دورة‌ امامت‌ پسر و جانشين‌ مستنصر بالله‌ دوم‌، عبدالسلام‌شاه‌، گردآوري‌ و به‌ فارسي‌ نوشته‌ است‌. خوجه‌هاي‌ نزاري‌ در هند، كه‌ تحريرات‌ سندي‌ و گُجراتي‌ پنديات‌ جوانمردي‌ را حفظ‌ كرده‌اند، معتقدند كه‌ اين‌ كتاب‌ بعداً براي‌ راهنمايي‌ آنها به‌ هندوستان‌ فرستاده‌ شده‌ بوده‌ است‌. در واقع‌، از اوايل‌ قرن‌ دهم‌، امامان‌ شخص‌ جديدي‌ را به‌ عنوان‌ پير يا داعي‌ براي‌ نزاريان‌ هند تعيين‌ نكردند و به‌ عوض‌، همين‌ كتاب‌ پنديات‌ را فرستادند كه‌ در نيمة‌ دوم‌ قرن‌ دهم‌ به‌ سند و سپس‌به‌ديگر نواحي‌ شبه‌قارة‌ هند رسيد. در آن‌ زمان‌، امامان‌ نزاري‌ قاسم‌شاهي‌ سخت‌ مي‌كوشيدند كه‌ اقتدار خود را بر جوامع‌ نزاري‌ هند و آسياي‌ مركزي‌ برقرار سازند. در چنين‌ شرايطي‌ پنديات‌ جوانمردي‌ جاي‌ بيست‌ و ششمين‌ پير را در فهرست‌ سنتي‌ پيران‌ نزارية‌ هند گرفت‌.به‌ نظر مي‌رسد كه‌ پنديات‌ جوانمردي‌ بعدها، براي‌ جماعتهاي‌ نزاري‌ ساير مناطق‌، بخصوص‌ بدخشان‌، نيز فرستاده‌ شده‌ باشد تا بيعت‌ آنها را با امامان‌ شاخة‌ قاسم‌شاهي‌ نزاريه‌ مؤكد گرداند (دفتري‌،1992، همانجاها).منابع‌: علي‌بن‌محمد مستنصربالله‌ ثاني‌، پنديات‌ جوانمردي‌: از موعظات‌ امام‌ شاه‌ مستنصر بالله‌ دوم‌ ، چاپ‌ و. ايوانف‌، ليدن‌ 1953؛Andrei E. Berthels and M. Baqoev, Alphabetic catalogue of manuscripts found by 1959-1963 expedition in Gorno- Badakhshan autonomous region , Moscow 1967, 36-37; F. Daftary, The Isma ¦ Ü i ¦ l i ¦ s, their history and doctrines , Cambridge 1992; idem, A short history of the Ismailis , Edinburgh 1998, 172-173, 181-182; W. Ivanow, Ismaili literature: a bibliographical survey, Tehran 1963, 139-140; A. Nanji, The Niza ¦ r i ¦ Isma ¦ Ü i ¦ l i ¦ stradition in the Indo-Pakistan subcontinent, Delmar, N. Y. 1978, 27, 65, 80-81, 85-86, 89; Ismail K. Poonawala, Biobibliography of Isma ¦ Ü i ¦ l i ¦ literature, Malibu, Calif. 1977.
نظر شما
ایمیل ایمیل
مولفان

فرهاد دفتري‌

حوزه موضوعی
رده های موضوعی
جلد 5
تاریخ چاپ
وضعیت انتشار
  • چاپ نشده