پندنامه‌
معرف
وعه‌اي‌ از سفارشها و نصايح‌، صورت‌ نخستينِ كتابهاي‌ اخلاقي‌ در زبان‌ فارسي‌
متن
پندنامه‌ ، مجموعه‌اي‌ از سفارشها و نصايح‌، صورت‌ نخستينِ كتابهاي‌ اخلاقي‌ در زبان‌ فارسي‌. پند در نوشته‌هاي‌ زرتشتي‌ به‌زبان‌ پهلوي‌ تا سدة‌ سوم‌، واژه‌اي‌ بسيار آشنا و معناي‌ متداول‌ آن‌ برابر با «اندرز» به‌معناي‌ نصيحت‌ است‌، ولي‌ گهگاه‌ به‌معناي‌ «راه‌» نيز مي‌آيد كه‌ واژة‌ اوستايي‌ pantay (بارتولومه‌، ستون‌ 847) درست‌ به‌همين‌ معناست‌. پند در نوشته‌هاي‌ مانويِ به‌زبان‌ پارتي‌ نيز وجود دارد (بويس‌، ص‌ 119، متن‌ bn ). در ايران‌ پيش‌ از اسلام‌، ادبيات‌ اندرز، مهمترين‌ بخش‌ ادبيات‌ پهلوي‌ را تشكيل‌ مي‌داده‌ است‌ (تفضلي‌، ص‌ 180). برخي‌ پندنامه‌ها در زبان‌ پهلوي‌ به‌صورت‌ پرسش‌ و پاسخ‌ است‌ كه‌ در آن‌ پندها در پاسخ‌ به‌ پرسشها آورده‌ مي‌شود (مانند يادگار بزرگمهر و اندرز پوريوتكيشان‌ رجوع كنيد به تفضلي‌، ص‌ 185، 188). اين‌ روش‌ در واقع‌ نوعي‌ ترفند تربيتي‌ است‌ كه‌ در آن‌ كلمه‌ يا كلمات‌ اصلي‌ و كليدي‌ پند را با پرسش‌ دربارة‌ آنها استخراج‌ مي‌كنيم‌. اگر پند به‌اين‌ صورت‌ عنوان‌ نشود، معمولاً به‌ وجه‌ اخباري‌ و يا امري‌ بيان‌ مي‌شود (مانند اندرز خسرو قبادان‌ رجوع كنيد به تفضلي‌، ص‌ 188).آنچه‌ از ادبيات‌ اندرزي‌ از پهلوي‌ به‌عربي‌ و فارسي‌ راه‌ يافته‌، بسيار است‌. اين‌ متون‌ مجموعة‌ عبارات‌ عبرت‌آموز مؤثري‌ است‌ كه‌ با رشد و گسترش‌ ادبيات‌، اندكي‌ بعد در نثر، ضمن‌ حكايات‌ و در شعر، در مواقع‌ مناسب‌، جاي‌ گرفته‌ است‌. سلسله‌ آثار موسوم‌ به‌ كتاب‌ التّاج‌ يا تاج‌نامه‌ * در ادبيات‌ عربي‌ نشاني‌ از همان‌ اندرزنامه‌هاي‌ دورة‌ ساساني‌ دارد (محمدي‌، ص‌ 162). در نخستين‌ متون‌ فارسي‌ دري‌، ميان‌ قرون‌ چهارم‌ و پنجم‌، واژة‌ پند كاربردي‌ عمومي‌تر از برابرهاي‌ آن‌، بخصوص‌ واژة‌ اندرز و معادلهاي‌ عربي‌ آن‌، دارد ولي‌ اندك‌ اندك‌ اين‌ واژه‌ها بويژه‌ واژة‌ نصيحت‌ و اندكي‌ هم‌ وصيت‌ و جمع‌ آن‌، وصايا ، جاي‌ پند را گرفته‌اند؛ اگرچه‌ سعدي‌، در قرن‌ هفتم‌، هنوز اين‌ واژه‌ را به‌كار مي‌برد (1368 ش‌، ص‌ 170، 187) و حافظ‌ در ديوان‌ خود هفده‌ بار آن‌ را آورده‌ (صديقيان‌، ص‌ 248) ولي‌ لفظ‌ اندرز را به‌ كار نبرده‌ است‌. در متون‌ كهن‌ فارسي‌ واژة‌ پند در تركيباتي‌ مانند پندگير ، پندپذير ، پندشنو و پندنيوش‌ ، به‌معناي‌ نصيحت‌ شنو و رام‌، نيز ديده‌ مي‌شود.پند معمولاً در كلمات‌ محدود و غالباً در يك‌جمله‌ بيان‌ شده‌ است‌، در صورتي‌ كه‌ اندرز بيشتر به‌ مجموعه‌اي‌ از پند گفته‌ مي‌شود، چنانكه‌ در پهلوي‌ نيز چنين‌ است‌. اندرز (در پهلوي‌: handarz ) در آغاز به‌ سفارشهايي‌ گفته‌ شده‌ كه‌ پدر به‌ فرزندش‌ يا استاد و كارفرما به‌ شاگردش‌ مي‌كرده‌ است‌ (مثلاً اندرز آذرباد مَهْرَسْپندان‌ و اندرز اوشنردانا رجوع كنيد به تفضلي‌، ص‌ 182، 186). فردوسي‌ چندين‌بار پند و اندرز را معطوف‌ به‌هم‌ آورده‌ است‌ تا مجموع‌ نصايح‌ يا وصاياي‌ شخصيتي‌ را نشان‌ دهد (مثلاً ج‌ 1، ص‌ 105، بيت‌ 1127، ج‌ 4، ص‌ 342، بيت‌ 3845). او اندرز را به‌ معناي‌ هشدارهايي‌ مي‌آورد كه‌ مثلاً شاهي‌ به‌ جانشين‌ خود پيش‌ از مرگ‌ مي‌دهد، و نوعي‌ هشدار پيشگويانه‌ است‌ (براي‌ نمونه‌ ج‌ 1، ص‌ 189، بيت‌ 1992، ج‌ 4، ص‌ 142، بيت‌ 42)، مانند آنچه‌ فرنگيس‌ از قول‌ سياوش‌ به‌ كيخسرو مي‌گويد در باب‌ اين‌كه‌ گيو براي‌ نجات‌ او خواهد آمد (ج‌ 2، ص‌ 245).در ادبيات‌ فارسي‌ پندنامه‌ها به‌نوع‌ بسيار كهني‌ از ادبِ تعليمي‌ تعلّق‌ دارد. پند يا نصيحت‌ واحد اوليه‌اي‌ است‌ كه‌ به‌ كمك‌ آن‌ مجموعة‌ پندنامه‌ پديد مي‌آيد.از اواخر قرن‌ پنجم‌، تدوين‌ رساله‌هاي‌ اخلاقي‌ موسوم‌ به‌ «پندنامه‌» آغاز شد كه‌ همگي‌ ريشه‌ در اخلاقيات‌ اندرزنامه‌هاي‌ ايران‌ باستان‌ داشتند (فوشه‌كور، ص‌ 5). شناسايي‌ منابع‌ بي‌واسطة‌ اخلاقي‌ نهفته‌ در پندنامه‌هاي‌ فارسي‌ كاري‌ بس‌ دشوار و بلكه‌ ناممكن‌ است‌. در اين‌ متون‌ تنها از اخلاقيات‌ رايج‌ در زبان‌ پهلوي‌ استفاده‌ نشده‌ است‌ و دين‌ آنها به‌ فرهنگ‌ يوناني‌ نيز، كه‌ از ديرباز در آسياي‌ مركزي‌ حضور داشته‌، بسيار است‌. نتايج‌ افكار يوناني‌ و اسكندراني‌ و رومي‌ جزو سابقة‌ متون‌ اخلاقي‌ فارسي‌ است‌. ذهنيتي‌ اخلاقي‌ كه‌ در پشت‌ اين‌ متون‌ پنهان‌ است‌، بيش‌ از ارسطو به‌نخستين‌ فلاسفة‌ يوناني‌ نزديك‌ است‌ (همان‌، ص‌ 7).با اين‌ حال‌ تعليمات‌ اخلاقي‌ اين‌ متون‌ به‌ طور بارز متأثر از تعليمات‌ اسلامي‌ به‌ نظر مي‌رسد. چنانكه‌ بسياري‌ از پندهاي‌ آنها با اندرزهاي‌ قرآن‌ و احاديث‌ مطابقت‌ دارد. پاسداشت‌ ياد خدا در جابه‌جاي‌ برخي‌ از پندنامه‌ها تأكيد شده‌ است‌ و در برخي‌ از آنها نظير پندنامة‌ ماتُريدي‌ صبغه‌اي‌ از حكمت‌ و عرفان‌ اسلامي‌ بوضوح‌ مشهود است‌. با شگفتي‌ مي‌بينيم‌ كه‌ پندنامه‌هاي‌ فارسي‌ در قديم‌، مؤلف‌ شناخته‌ و تاريخي‌ ندارند و بسياري‌ از آنها به‌ معروفترين‌ شخصيتهاي‌ فرهنگ‌ ايران‌ منسوب‌اند و گويي‌ اهميت‌ و اقتدار اين‌ شخصيتهاست‌ كه‌ بدل‌ به‌ پندنامه‌ شده‌ است‌. از مهمترين‌ پندنامه‌هاي‌ فارسي‌ مي‌توان‌ به‌اين‌ عناوين‌ اشاره‌ كرد: 1) خردنامه‌ از مقالات‌ حكما شامل‌ هفده‌متن‌ ( رجوع كنيد به همان‌، ص‌ 23ـ40) از جمله‌ حكمت‌ پندنامة‌ بزرجمهر حكيم‌ (همان‌، ص‌ 30)، پندنامة‌ نوشيروان‌ عادل‌ (همان‌، ص‌ 31ـ32) مشتمل‌ بر وصيت‌نامة‌ او يا پندهايي‌ نگاشته‌ بر مقبره‌ يا تاج‌ او كه‌ وسيعاً به‌ ادبيات‌ عربي‌ هم‌ راه‌ يافته‌ است‌ (براي‌ روايتهاي‌ گوناگون‌ پندهاي‌ منسوب‌ به‌ انوشيروان‌ رجوع كنيد به همان‌، ص‌ 49ـ52)، نكته‌هاي‌ كتاب‌ جاويدان‌ خرد كه‌ ظاهراً كهنترين‌ روايت‌ فارسي‌ اندرزهاي‌ منتسب‌ به‌ هوشنگ‌ است‌ ( رجوع كنيد به جاويدان‌ خرد * )؛ 2) راحة‌الانسان‌ ، نسخة‌ منظوم‌ كهن‌ از اندرزهاي‌ تاج‌ انوشيروان‌، در قالب‌ مثنوي‌ و در بحر متقارب‌ كه‌ شارل‌ شفر آن‌ را به‌چاپ‌ رسانده‌ است‌ (پاريس‌ 1883) و سرايندة‌ آن‌ شريف‌ نام‌ دارد (براي‌ توضيحات‌ بيشتر رجوع كنيد به همان‌، ص‌ 52 ـ 55)؛ 3) ظفرنامه‌ ، از اندرزنامه‌هاي‌ منسوب‌ به‌ بزرگمهر كه‌ از قرن‌ هشتم‌ به‌جاي‌ مانده‌ و شامل‌ پرسشهاي‌ بزرگمهر از استادش‌ و پاسخهاي‌ اوست‌. ظفرنامه‌ نسخه‌هاي‌ متفاوت‌ دارد و چندين‌بار به‌طبع‌ رسيده‌ كه‌ از آن‌ جمله‌ است‌ چاپ‌ شارل‌ شفر (پاريس‌ 1883). اين‌ اثر يك‌بار نيز به‌نظم‌ كشيده‌ شده‌ است‌ و برگردان‌ آن‌ را از پهلوي‌ به‌ فارسي‌ به‌ ابوعلي‌ سينا نسبت‌ داده‌اند كه‌ با چنين‌ نظري‌ غلامحسين‌ صديقي‌ (تهران‌ 1348 ش‌) آن‌ را چاپ‌ كرده‌ است‌ (براي‌ توضيحات‌ بيشتر رجوع كنيد به همان‌، ص‌ 77ـ 80)؛ 4) پندنامة‌ ارسطاطاليس‌ به‌ اسكندر ، از متون‌ كهن‌ نثر فارسي‌ است‌ و شامل‌ اندرزهايي‌ است‌ كه‌ اسكندر از ارسطو درخواست‌ كرده‌ است‌ و به‌ كوشش‌ حسين‌نخجواني‌ به‌ طبع‌ رسيده‌ است‌ ( يغما ، سال‌ 5، ش‌1، فروردين‌ 1331، ص‌ 31ـ34)؛ 5) پندنامة‌ ماتُريدي‌ شامل‌ چهارصد و يازده‌ اندرز كه‌ به‌طور نامساوي‌ در ده‌فصل‌ آمده‌، همة‌ پندها حالت‌ فرماني‌ دارد و به‌ سبكي‌ فشرده‌ و عاري‌ از فنون‌ ادبي‌ و تربيتي‌ است‌. از اين‌ نوشته‌ تنها دو نسخه‌ از قرن‌ هشتم‌ باقي‌ است‌ كه‌ ايرج‌ افشار آنها را به‌ چاپ‌ رسانده‌ است‌ ( فرهنگ‌ ايران‌ زمين‌ ، ج‌9، 1340 ش‌، ص‌ 47ـ67)؛ 6) صدپند لقمان‌ ، تعيين‌ دقيق‌ سرچشمة‌ اين‌ متن‌ كه‌ از لحاظ‌ محتوا مطابق‌ اندرزنامه‌هاي‌ كهن‌ فارسي‌ است‌، كاري‌ دشوار است‌. هيچ‌ نسخة‌ خطي‌ كهني‌ از آن‌ باقي‌ نمانده‌ و نسخه‌هاي‌ آن‌ از قرن‌ نهم‌ به‌ بعد استنساخ‌ شده‌ و در برخي‌ از آنها كمي‌ بيشتر يا كمتر از صد اندرز ذكر شده‌ است‌. در ادبيات‌ عرب‌ هم‌ دو مجموعة‌ متفاوت‌ و كهن‌ اندرز به‌ لقمان‌ نسبت‌ داده‌ شده‌ است‌. المبشر در مختارالحكم‌ (تأليف‌ 445) متن‌ بلندي‌ آورده‌ كه‌ اندرزهاي‌ متعدد آن‌ در آثار كهنتر و خاصّه‌ سخنان‌ پيامبرانِ گذشته‌ قابل‌ شناسايي‌ است‌. اما اندرزهاي‌ لقمان‌ به‌ فرزندش‌ در الحكمة‌الخالدة‌/جاويدان‌ خردِ مسكويه‌ (تأليف‌ 382) بكلّي‌ با متن‌ مختارالحكم‌ فرق‌ دارد. اين‌ مجموعه‌ كه‌ اندرزهاي‌ قرآني‌ لقمان‌ را هم‌ دربر دارد، به‌صورت‌ فرمان‌ است‌ (فوشه‌كور، ص‌ 126ـ127).يكي‌ از پندنامه‌هاي‌ منظوم‌ و مشهور در ادب‌ فارسي‌ هم‌ پندنامة‌ منسوب‌ به‌ عطارنيشابوري‌ است‌ ( رجوع كنيد به بخش‌ دوم‌ مقاله‌). اين‌ دست‌ از منظومه‌هاي‌ اخلاقي‌ كه‌ تعاليم‌ و مضامين‌ قرآن‌ و حديث‌ در آنها فراوان‌ است‌، خاصّه‌ از روزگار نظامي‌ گنجوي‌ سرمشق‌ تقليد و نوآفرينيهاي‌ ادبي‌ بوده‌اند كه‌ يكي‌ از نمونه‌هاي‌ خوب‌ آن‌ خردنامة‌ اسكندري‌ عبدالرحمان‌ جامي‌ * است‌. سنّت‌ پندنامه‌نويسي‌ و توجه‌ به‌ پندنامه‌ها در دوره‌هاي‌ متأخّر نيز ادامه‌ داشته‌ است‌. پندنامة‌ يحيوية‌ حسنعلي‌خان‌ اميرنظام‌ گَروسي‌ (آرين‌پور، ج‌ 1، ص‌ 168) شاهدي‌ بر اين‌ مدّعاست‌، و يا ترجمة‌ پندنامة‌ ماركوس‌ از روسي‌ كه‌ طالبوف‌ انجام‌ داده‌ است‌ (همان‌، ج‌1، ص‌ 292).شكل‌ سادة‌ پند در ادب‌ فارسي‌ خيلي‌ زود دگرگون‌ شد و چندين‌ صنعت‌ ادبي‌، از قبيل‌ تجنيس‌، سؤال‌ و جواب‌، لغز و چيستان‌ و صورت‌ عددي‌ و برشماري‌ دادن‌ به‌ پندها، براي‌ بيان‌ و تعريف‌ آن‌ معمول‌ گرديد. براي‌ نمونه‌ در پندنامه‌هاي‌ پرسش‌ ـ پاسخي‌، يك‌ سلسله‌ پرسش‌ دربارة‌ نامهايي‌ كه‌ همگي‌ يك‌ مخرج‌ مشترك‌ دارند و همينطور دربارة‌ صفاتي‌ كه‌ بايد موصوفهاي‌ آنها را يافت‌، ارائه‌ مي‌شود. در پندنامه‌هاي‌ شماره‌اي‌، برشماري‌ ساده‌اي‌ به‌عمل‌ مي‌آيد، از قبيل‌ «سه‌ چيز شايستة‌ سه‌چيز ديگر است‌» يا «چهارچيز بي‌چهار چيز محال‌ است‌».در ادبيات‌ فارسي‌، بزرگترين‌ نوآوري‌ در پند و اندرز، آوردن‌ زمينة‌ داستاني‌ براي‌ آن‌ است‌. اين‌ داستانها بسيار بندرت‌ به‌زمان‌ گوينده‌ مربوط‌ است‌. نويسندگان‌ قابوسنامه‌ * و سياستنامه‌ * براي‌ دادن‌ اين‌ زمينة‌ داستاني‌ به‌ نصايح‌ خود، از وقايع‌ روزگار خود استفاده‌ كرده‌اند؛ ولي‌ معمولاً قصّة‌ پندآميز، داستان‌ ادبي‌ واقعي‌ است‌ كه‌ زمان‌ معيّن‌ ندارد و در همة‌ زمانها معتبر است‌. در واقع‌ سخن‌ پندآميز جز با وابستگي‌ به‌ قصّه‌اي‌ شيرين‌ برجستگي‌ پيدا نمي‌كند. پند نكتة‌ ظريفي‌ است‌ كه‌ داستان‌ براي‌ نشان‌ دادن‌ و برجسته‌ كردن‌ آن‌ ساخته‌ مي‌شود و داستان‌ مي‌تواند توجه‌ خواننده‌ را برانگيزد به‌نحوي‌ كه‌ او را به‌ موضوع‌ پند نيز علاقه‌مند سازد. سعدي‌ نمونة‌ برجستة‌ اندرزگوي‌ داستان‌پرداز است‌ كه‌ تمام‌ قدرتش‌ در كلام‌ اوست‌.هسته‌ و بنيان‌ همة‌ پندها، پندي‌ است‌ كه‌ به‌ «كم‌آزاري‌» مي‌خواند. چيزي‌ كه‌ بعد از آن‌ توصيه‌ مي‌شود اين‌ است‌ كه‌ نبايد سهل‌انگار و بي‌توجه‌ بود، بايد بي‌احتياطي‌ و شتابزدگي‌ نكرد، خلاصه‌ بايد قبل‌ از دست‌زدن‌ به‌ هركاري‌ بيدار و هشيار بود. براي‌ توجه‌، اراده‌ و عزم‌ لازم‌ است‌، نخستين‌ عمل‌ نابخردانه‌ بي‌توجهي‌ است‌. پند براي‌ عمل‌ كردن‌ است‌ و عمل‌ را از پيش‌ توصيه‌ مي‌كند؛ آنچه‌ بيان‌ مي‌كند، غالباً از ذوق‌ سليم‌ نشئت‌ مي‌گيرد. مخاطب‌ اين‌ پندها كلاً انسان‌ بالغي‌ است‌ كه‌ مسئول‌ زندگي‌ خود و حتي‌ خانوادة‌ خود است‌. چند پندنامة‌ برجاي‌ مانده‌ خطاب‌ به‌ كودكان‌، كه‌ در آغاز از زبان‌ عربي‌ به‌ فارسي‌ ترجمه‌ شده‌اند، از سنتي‌ بسيار كهنسال‌ و دور نشئت‌ مي‌گيرند. يكي‌ از مخاطبان‌ بزرگ‌ پندنامه‌ها شخص‌ اوّل‌ مملكت‌ يعني‌ شاه‌ است‌؛ كتابهايي‌ با عنوان‌ نصيحة‌الملوك‌ بخشي‌ بسيار غني‌ و مفصّل‌ از ادبيات‌ فارسي‌ را تشكيل‌ مي‌دهند كه‌ از آن‌ جمله‌ است‌ نصيحة‌الملوك‌ سعدي‌ (1363 ش‌، ص‌ 871ـ887). يكي‌ از موضوعات‌ اين‌ ادبيات‌ همواره‌ «مرگ‌» بوده‌ است‌. نخستين‌ اهرم‌ اخلاقي‌ سازندگان‌ جوامع‌ ظاهراً بيداريِ نگاه‌ و داشتنِ چشم‌باز دربارة‌ سرنوشت‌ فناپذيري‌ مردان‌ مقتدر بوده‌ است‌ (نيز رجوع كنيد به وعظ‌).منابع‌: يحيي‌ آرين‌پور، از صبا تا نيما ، ج‌1، تهران‌ 1357ش‌؛ احمد تفضلي‌، تاريخ‌ ادبيات‌ ايران‌ پيش‌ از اسلام‌ ، چاپ‌ ژاله‌ آموزگار، تهران‌ 1376ش‌؛ مصلح‌بن‌ عبدالله‌ سعدي‌، كليات‌ سعدي‌ ، چاپ‌ محمدعلي‌ فروغي‌، تهران‌ 1363ش‌؛ همو، گلستان‌ سعدي‌ ، چاپ‌ غلامحسين‌ يوسفي‌، تهران‌ 1368ش‌؛ مهيندخت‌ صديقيان‌، فرهنگ‌ واژه‌ نماي‌ حافظ‌ ، تهران‌ 1366ش‌؛ ابوالقاسم‌ فردوسي‌، شاهنامة‌ فردوسي‌ ، چاپ‌ ژول‌ مول‌، تهران‌ 1363ش‌؛ شارل‌ ـ هانري‌ دو فوشه‌كور، اخلاقيات‌: مفاهيم‌ اخلاقي‌ در ادبيات‌ فارسي‌ از سدة‌ سوم‌ تا سدة‌ هفتم‌ هجري‌ ، ترجمة‌ محمدعلي‌ اميرمعزي‌ و عبدالمحمد روح‌بخشان‌، تهران‌ 1377ش‌؛ محمد محمدي‌، فرهنگ‌ ايراني‌ پيش‌ از اسلام‌ و آثار آن‌ در تمدن‌ اسلامي‌ و ادبيات‌ عربي‌ ، تهران‌ 1374ش‌؛Christian Bartholomae , Altiranisches wخrterbuch , Strasbourg 1904, refr. Berlin 1961; Mary Boyce, A reader in Manichaean Middle Persian and Parthian texts with notes , in Acta Iranica, 9, Leiden 1975.پندنامة‌ عطار ، منظومه‌اي‌ حكمي‌ ـ اخلاقي‌، در قالب‌ مثنوي‌ و به‌ زبان‌ فارسي‌. از ميان‌ آثار زيادي‌ كه‌ به‌ عطار نسبت‌ داده‌ شده‌ است‌، بعضي‌ مثنوي‌ پندنامه‌ را قطعاً از عطار دانسته‌اند (امين‌ احمد رازي‌، ج‌ 2، ص‌228؛ هدايت‌، ص‌173؛ صبا، ص‌552)، اما برخي‌ ديگر ضمن‌ اينكه‌ اين‌ انتساب‌ را رد نكرده‌اند در آن‌ ترديد روا داشته‌اند (فروزانفر، ص‌75ـ76) و يا با احتياط‌ بيشتري‌ ضمن‌ اصيل‌ شمردن‌ اين‌ منظومه‌، آن‌ را «عطارگونه‌» و بيش‌ و كم‌ از عطار دانسته‌اند (زرين‌كوب‌، 1357 ش‌، ص‌265؛ همو، 1362 ش‌، ص‌ 162؛ قس‌ همو، 1378 ش‌، ص‌ 12، كه‌ پندنامة‌ عطار را مجعول‌ مي‌داند).اين‌ كتاب‌، كه‌ در چاپ‌ مصحَّح‌ سيلوستر دوساسي‌ 853 بيت‌ و 79 عنوان‌ دارد، با ستايش‌ خداوند آغاز مي‌شود و شاعر ابتدا به‌ ذكر نشانه‌هاي‌ قدرت‌ پروردگار مي‌پردازد و از پيامبراني‌ چون‌ نوح‌ و لوط‌ و ابراهيم‌ سخن‌ به‌ ميان‌ مي‌آورد، سپس‌ به‌ اوصاف‌ پيامبر اكرم‌ پرداخته‌، وجودش‌ را رحمةٌ للعالمين‌ مي‌داند. شاعر به‌ خلفاي‌ راشدين‌ اشاره‌ كرده‌، از علي‌ عليه‌السلام‌ به‌ عنوان‌ «باب‌ مدينة‌ علم‌» ياد مي‌كند و در ادامه‌ از فضيلت‌ ائمة‌ دين‌ سخن‌ مي‌گويد (عطار، ص‌47ـ49) و بعد از مناجات‌ به‌ موضوع‌ اصلي‌ كتاب‌ مي‌پردازد.اندرزهاي‌ پندنامه‌ متنوع‌ و در زمينه‌هاي‌ گوناگون‌ است‌، از قبيل‌ آداب‌ زندگي‌، بهداشت‌ و تندرستي‌، مهمان‌نوازي‌، بخشش‌ و جوانمردي‌ و كشورداري‌. از مضامين‌ ديگر پندنامه‌ اصل‌ ايمان‌ است‌ كه‌ در شش‌ چيز خلاصه‌ مي‌گردد: يقين‌، خوف‌، رجا، توكل‌، محبّت‌، حيا.از ويژگيهاي‌ پندنامه‌ لطف‌ خطابهاي‌ متنوع‌ آن‌ است‌ كه‌ گويي‌ شاعر با مريد يا شاگردي‌ عزيز و تشنة‌ آموختن‌ سر و كار دارد و او را با خطابهاي‌ مهرآميز مي‌خواند، همانند: اي‌ جان‌ عزيز (ص‌ 77)، اي‌ پسر (ص‌ 76)، اي‌ هوشيار (ص‌ 82)، اي‌ اخي‌ (ص‌ 96)، اي‌ جان‌ پدر (ص‌ 87).چاپهاي‌ زيادي‌ از پندنامه‌ در كشورهاي‌ مختلف‌ به‌ عمل‌ آمده‌ است‌ كه‌ مي‌توان‌ به‌ اينها اشاره‌ كرد: چاپ‌ ساسي‌ (پاريس‌، 1819)، با مقابله‌ و بازنويسي‌ ع‌. روح‌بخشان‌ (تهران‌ 1373 ش‌)؛ چاپ‌ جي‌. اچ‌. هندلي‌ (لندن‌ 1809)؛ چاپ‌ تقي‌ حاتمي‌ (تهران‌ 1316 ش‌؛ براي‌ چاپهاي‌ ديگر رجوع كنيد به مشار، ج‌ 1، ستون‌ 623ـ 624؛ نفيسي‌، ص‌109ـ110؛ عطار، مقدمة‌ ساسي‌، ص‌ 10؛ مصطفوي‌ سبزواري‌، ص‌ 12ـ13).ترجمه‌هاي‌ متعددي‌ از پندنامه‌ وجود دارد كه‌ اهم‌ آنها عبارت‌اند از: ترجمة‌ احمد راشد خلوتي‌ به‌ عربي‌ (مصر 1289)؛ اَمْري‌ ادرنوي‌ به‌ تركي‌ منظوم‌ (اته‌، ص‌159؛ نفيسي‌، ص‌109)، ساسي‌ به‌ فرانسه‌؛ نسلمن‌ به‌ آلماني‌؛ بارون‌ اريك‌ هرملين‌ به‌ سوئدي‌ (براي‌ ترجمه‌هاي‌ ديگر رجوع كنيد به اته‌، ص‌158ـ159؛ نفيسي‌، 108ـ 109). همچنين‌ شرحهاي‌ متعددي‌ بر پندنامه‌ نوشته‌ شده‌ كه‌ از جملة‌ آنهاست‌: شرح‌ شعوري‌ (متوفي‌ 1105؛ د.اسلام‌ ، چاپ‌ دوم‌، ذيل‌ «عطار»)؛ شرح‌ مصطفي‌ متخلص‌به‌ شمعي‌ (متوفي‌ 1009؛ اته‌، ص‌159)؛ شرح‌ محمديه‌ تصنيف‌ محمد كلدي‌ هندي‌ در لاهور (مدرس‌ تبريزي‌، ج‌4، ص‌ 147ـ 148)؛ شرح‌ حاج‌محمد مراد (استانبول‌ 1252؛ نفيسي‌، ص‌109)؛ شرح‌ محمدبن‌ غلام‌ اكبر خوشابي‌ و محمدبن‌ غلام‌ محمد گلهوي‌ (منزوي‌، ج‌ 7، ص‌ 184).استقبال‌ از پندنامة‌ عطار در شبه‌قارة‌ هند كم‌نظير بوده‌ و اين‌ تأليف‌، حتي‌ به‌ عنوان‌ كتاب‌ درسي‌ هم‌، در حوزه‌هاي‌ علميه‌ تدريس‌ مي‌شده‌ است‌. حاشيه‌هايي‌ هم‌ بر آن‌ نوشته‌ شده‌است‌، مانند تحشية‌ پندنامه‌ به‌ زبان‌ اردو از مولانا سجاد حسين‌، مدرس‌ اول‌ مدرسة‌ عاليه‌ فتحپوري‌ دهلي‌ (مصطفوي‌ سبزواري‌، ص‌12). پندنامه‌ در شبه‌قاره‌ بارها چاپ‌ و شرح‌ شده‌ است‌ ( رجوع كنيد به مشار، همانجا) و گاه‌ پس‌ از شرح‌ و ترجمه‌، نامهاي‌ جديدي‌ بر آن‌ نهاده‌اند، از جمله‌ ترجمة‌ آن‌ به‌ اردو به‌ نام‌ تحفة‌الابرار از مفتي‌ غلام‌ سرور لاهوري‌ (براي‌ اطلاع‌ بيشتر رجوع كنيد به مصطفوي‌ سبزواري‌، ص‌ 11؛ نيز براي‌ ترجمه‌هاي‌ منثور يا منظوم‌ رجوع كنيد به اختر راهي‌، ص‌ 53، 338).منابع‌: كارل‌ هرمان‌ اته‌، تاريخ‌ ادبيات‌ فارسي‌ ، ترجمة‌ رضازاده‌ شفق‌، تهران‌ 1356 ش‌؛ سفير اختر راهي‌، ترجمه‌هاي‌ متون‌ فارسي‌ به‌ زبانهاي‌ پاكستاني‌ ، اسلام‌آباد 1365 ش‌؛ امين‌احمد رازي‌، هفت‌ اقليم‌ ، چاپ‌ جواد فاضل‌، تهران‌ ] بي‌تا. [ ؛ عبدالحسين‌ زرين‌كوب‌، با كاروان‌ حله‌ ، تهران‌ 1362 ش‌؛ همو، جستجو در تصوف‌ ايران‌ ، تهران‌ 1357 ش‌؛ همو، صداي‌ بال‌ سيمرغ‌: دربارة‌ زندگي‌ و انديشة‌ عطار ، تهران‌ 1378ش‌؛ محمدمظفر حسين‌بن‌ محمد يوسفعلي‌ صبا، تذكرة‌ روز روشن‌ ، چاپ‌ محمدحسين‌ ركن‌زادة‌ آدميت‌، تهران‌ 1343 ش‌؛ محمدبن‌ ابراهيم‌ عطار، پندنامه‌ ، به‌ تصحيح‌ و تحشية‌ سيلوستر دوساسي‌، چاپ‌ ع‌. روح‌بخشان‌، تهران‌ 1373 ش‌؛ محمدحسن‌ فروزانفر، شرح‌ احوال‌ و نقد و تحليل‌ آثار شيخ‌ فريدالدين‌ محمد عطار نيشابوري‌ ، تهران‌ 1353 ش‌؛ محمدعلي‌ مدرس‌ تبريزي‌، ريحانة‌الادب‌ ، تهران‌ 1369 ش‌؛ خانبابا مشار، فهرست‌ كتابهاي‌ چاپي‌ فارسي‌ ، تهران‌ 1352 ش‌؛ رضامصطفوي‌ سبزواري‌، «عطار در شبه‌ قارة‌ هند: پژوهشي‌ در نسخه‌هاي‌ خطي‌ و چاپي‌ و شرح‌هاي‌ آثار عطار»، قند پارسي‌ ، ش‌ 8 (پاييز 1373)؛ احمد منزوي‌، فهرست‌ مشترك‌ نسخه‌هاي‌ خطي‌ فارسي‌ پاكستان‌ ، اسلام‌آباد 1362ـ1370 ش‌؛ سعيد نفيسي‌، جستجو در احوال‌ و آثار فريدالدين‌ عطار نيشابوري‌ ، تهران‌ 1320 ش‌؛ رضاقلي‌بن‌ محمد هادي‌هدايت‌، تذكرة‌ رياض‌العارفين‌ ، چاپ‌ مهرعلي‌ گركاني‌، تهران‌ ] 1344 ش‌ [ ؛EI 2 , s.v. " ـ At ¤ t ¤ a ¦ r, Far ¦ â d A l-d ¦ â n Muh ¤ ammad b. Ibra ¦ h ¦ â m" (by H. Ritter).
نظر شما
ایمیل ایمیل
مولفان

شارل‌ ـ هانري‌ دوفوشه‌كور

رضا مصطفوي‌ سبزواري‌

حوزه موضوعی
رده های موضوعی
جلد 5
تاریخ چاپ
وضعیت انتشار
  • چاپ نشده