پنج‌کوت‌
معرف
‌ از انواع‌ سهم‌بري‌ از محصولات‌ كشاورزي‌ در مناسباتِ توليديِ به‌جا مانده‌ از دورة‌ نظام‌ ارباب‌ ـ رعيتي‌ در برخي‌ از مناطق‌ ايران‌
متن
پنج‌كوت‌ ، يكي‌ از انواع‌ سهم‌بري‌ از محصولات‌ كشاورزي‌ در مناسباتِ توليديِ به‌جا مانده‌ از دورة‌ نظام‌ ارباب‌ ـ رعيتي‌ در برخي‌ از مناطق‌ ايران‌. كوت‌ در لغت‌ به‌معناي‌ كپه‌، تودة‌ خاك‌ و در اصطلاح‌ يكي‌ از پنج‌ سهمي‌ است‌ كه‌ بر حسب‌ سنّت‌ در تنظيم‌ روابط‌ و تعيين‌ سهم‌ مالك‌ و زارع‌ مبناي‌ تقسيم‌ محصول‌ به‌شمار مي‌رود (امام‌ شوشتري‌، ذيل‌ «كود»؛ دهخدا؛ معين‌، ذيل‌ «كوت‌»). در نظام‌ ارباب‌ ـ رعيتي‌ مبناي‌ تعيين‌ سهم‌ مالك‌ و زارع‌ «آورده‌ها» يا عوامل‌ پنجگانة‌ توليد زراعي‌: زمين‌، آب‌، بذر، نيروي‌ شخم‌ و نيروي‌ انساني‌ يا عامل‌ كار (عوامل‌ منقول‌) بود. هر يك‌ از اين‌ آورده‌ها يك‌ سهم‌ يا كوت‌ از محصول‌ جمع‌آوري‌ شده‌ را به‌عنوان‌ سهم‌ يا بهرة‌ آورده‌ به‌ خود اختصاص‌ مي‌داد. البته‌ اين‌ اصل‌ در همة‌ نواحي‌ به‌يك‌ شكل‌ به‌اجرا در نيامده‌ و برحسب‌ مرغوبيت‌ زمين‌، ميزان‌ كار زارع‌، هزينه‌هاي‌ برعهده‌ گرفتة‌ مالك‌ بويژه‌ براي‌ تأمين‌ آب‌ متفاوت‌ بوده‌ است‌. چنانكه‌ در اراضي‌ ديم‌، عامل‌ آب‌ را جزو عوامل‌ تعيين‌ سهم‌ به‌ حساب‌ نمي‌آوردند (صفي‌نژاد، 1356ش‌، ج‌1، ص‌19،72؛ دايرة‌المعارف‌ فارسي‌ ، ذيل‌ «عوامل‌ پنجگانه‌»).هنگام‌ تقسيم‌ خرمن‌، سهم‌ هريك‌ از عوامل‌ پنجگانه‌ با پيمانه‌اي‌ كه‌ كيل‌ نيز خوانده‌ مي‌شد، از خرمن‌ جدا شده‌ كوت‌ مي‌شد و سپس‌ اين‌ كوتها كه‌ معمولاً دو يا سه‌ كوت‌ بود، طبق‌ عرف‌ به‌ مالك‌ و زارع‌ و يا گاوبند (مالك‌ گاو) داده‌ مي‌شد. زمين‌ و آب‌ به‌عنوان‌ اصليترين‌ عامل‌ توليد از طرف‌ مالك‌ تأمين‌ مي‌شد و نيروي‌ كار سهم‌ ثابت‌ زارع‌ بود، عامل‌ شخم‌ را معمولاً زارع‌ و يا گاوبند و گاهي‌ مالك‌ تهيه‌ مي‌كرد و بذر، بسته‌ به‌ عرف‌ محل‌، از طرف‌ مالك‌ يا زارع‌ و يا هر دو و يا توسط‌ گاوبند تأمين‌ مي‌شد (لمتون‌، ص‌ 540 ـ541). با اين‌ حال‌، مبناي‌ تقسيم‌ محصول‌ ميان‌ مالك‌ و زارع‌ در محصولات‌ پاييزه‌ و بهاره‌ و زراعتهاي‌ آبي‌ و ديم‌ و در مناطق‌ مختلف‌ تفاوت‌ داشت‌ (الوندي‌، ص‌ 412ـ 413؛ صفي‌نژاد، 1368 ش‌، ص‌ 299ـ 305؛ پناهي‌ سمناني‌، ص‌ 360). در كشتهاي‌ خاص‌ و كاربر مانند جاليزكاري‌ و شاليكاري‌ ( رجوع كنيد به برنج‌ * ) سهم‌ نيروي‌ كار بيش‌ از سهم‌ ساير عوامل‌ بود و محصول‌ براساس‌ سه‌ كوت‌ تقسيم‌ مي‌شد. سهم‌ مالك‌ يك‌ و سهم‌ زارع‌ دو كوت‌ بود. در زراعتهاي‌ ديم‌ كه‌ تنهازمين‌آوردة‌مالك‌بود،ازپنج‌كوت‌محصول‌چهاركوت‌متعلق به‌زارع‌ بود. اكنون‌ متناسب‌ با شرايط‌ توسعه‌ و اهميت‌ عامل‌كار و سهم‌ مالك‌ و زارع‌ در تأمين‌ عوامل‌ پنجگانة‌ توليد، در تقسيم‌ محصول‌ و نسبت‌ آن‌ تغييراتي‌ رخ‌ داده‌ و آوردة‌ زارع‌ بابت‌ عامل‌ كار با آوردة‌ مالك‌ بابت‌ زمين‌ و آب‌ تقريباً مساوي‌ شده‌ است‌. به‌ همين‌ علت‌، در نقاطي‌ كه‌ آب‌ و زمين‌و شخم‌ و نهاده‌ها (مانند كود و بذر و سم‌) و درو با كمباين‌ را مالك‌ تأمين‌ مي‌كند و بذر و كودپاشي‌ و آبياري‌ و وجين‌ با زارع‌ است‌، محصول‌ چهاركوت‌ مي‌شود و زارع‌ يك‌كوت‌ مي‌برد. در نقاطي‌ كه‌ مالك‌ آب‌ و زمين‌ را تأمين‌ مي‌كند و زارع‌ هزينه‌هاي‌ توليد را مي‌پردازد، محصول‌ سه‌كوت‌ مي‌شود كه‌ دوكوت‌ از آنِ زارع‌ است‌. در مناسبات‌ نصفه‌كاري‌ كه‌ امروزه‌ در ايران‌ رايجتر است‌، بسته‌ به‌ نوع‌ محصول‌ و قرارداد، محصول‌ ميان‌ مالك‌ و زارع‌ نصف‌ مي‌شود. در موارد ديگري‌ نيز كه‌ زارع‌ هزينة‌ نهاده‌هاي‌ مصرفي‌ و مالك‌ و زارع‌ هزينة‌ ماشين‌آلات‌ شخم‌ و درو را به‌ اشتراك‌ مي‌پردازند، محصول‌ ميان‌ مالك‌ و زارع‌ نصف‌ مي‌شود.منابع‌: مينو الوندي‌، «دربارة‌ تقسيم‌ محصول‌ براساس‌ عوامل‌ پنجگانة‌ توليد»، در مسائل‌ ارضي‌ و دهقاني‌: مجموعه‌ مقالات‌ ، تهران‌: انتشارات‌ آگاه‌، 1361 ش‌؛ محمدعلي‌ امام‌ شوشتري‌، فرهنگ‌ واژه‌هاي‌ فارسي‌ در زبان‌ عربي‌ ، تهران‌ 1347 ش‌؛ محمداحمد پناهي‌ سمناني‌، آداب‌ و رسوم‌ مردم‌ سمنان‌ ، تهران‌ 1374 ش‌؛ دايرة‌المعارف‌ فارسي‌ ، به‌ سرپرستي‌ غلامحسين‌ مصاحب‌، تهران‌ 1345ـ1374 ش‌؛ علي‌اكبر دهخدا، لغت‌نامه‌ ، زيرنظر محمدمعين‌، تهران‌ 1325ـ 1359 ش‌؛ جواد صفي‌نژاد، اسناد بنه‌ها ، ج‌ 1: اسناد بنه‌هاي‌ شهري‌ ، تهران‌ 1356 ش‌؛ همو، بنه‌: نظامهاي‌ زراعي‌ سنتي‌ در ايران‌ ، تهران‌ 1368 ش‌؛ آن‌ كاترين‌ سواين‌ فورد لمتون‌، مالك‌ و زارع‌ در ايران‌ ، ترجمة‌ منوچهر اميري‌، تهران‌ 1345 ش‌؛ محمد معين‌، فرهنگ‌ فارسي‌ ، تهران‌ 1363 ش‌.
نظر شما
ایمیل ایمیل
مولفان

عباس‌ عبدالله‌ گروسي‌

حوزه موضوعی
رده های موضوعی
جلد 5
تاریخ چاپ
وضعیت انتشار
  • چاپ نشده