پنج‌پیر
معرف
‌ زاهد در شبه‌قارة‌ هند كه‌ پيروي‌ از آنان‌ را آيين‌ «پنج‌ پيري‌» يا «پنج‌ پيريه‌» مي‌گويند
متن
پنج‌پير ، پنج‌ زاهد در شبه‌قارة‌ هند كه‌ پيروي‌ از آنان‌ را آيين‌ «پنج‌ پيري‌» يا «پنج‌ پيريه‌» مي‌گويند. پنج‌ پير در زبان‌ اردو «پانچ‌پير» گفته‌ مي‌شود. دربارة‌ پنج‌ پيري‌، آگاهيِ تاريخي‌ يا مستند بر متون‌ دينيِ چنداني‌ وجود ندارد. مسلمانان‌ عامي‌ و هندوانِ طبقاتِ پايين‌، عقيده‌ و ارادت‌ خاصي‌ به‌ اين‌ آيين‌ دارند. در آيين‌ پنج‌ پيري‌، پيروان‌ به‌ مجموع‌ پنج‌ پير ارادت‌ مي‌ورزند. گرچه‌ هريك‌ از پيرانِ اين‌ حلقة‌ پنج‌تايي‌ داراي‌ قدرتهاي‌ روحاني‌ مخفي‌ است‌، اما هر گاه‌ يكي‌ از پيران‌ را از آن‌ حلقه‌ خارج‌ كنند، همة‌ قدرتهاي‌ آن‌ حلقه‌ سلب‌ مي‌شود، زيرا براي‌ هر گروه‌ پنج‌تايي‌ قدرتهاي‌ ويژه‌اي‌ تصور مي‌شود كه‌ هر يك‌ از اعضا به‌ تنهايي‌ فاقد آن‌ است‌. تركيب‌ «پنج‌ پير» را شايد مسلمانان‌ هندي‌ به‌ تقليد از عقيده‌ به‌ «پنج‌تن‌ * » كه‌ در ايران‌ و هندوستان‌ رواج‌ دارد، وضع‌ كرده‌ باشند.در بنگال‌ و بيهار (در متنهاي‌ كهن‌ فارسي‌: بهار) و شمال‌ هند، اصطلاح‌ «پنجكَري‌» (پنج‌حلقه‌اي‌ يا پنج‌ پير) و در پنجاب‌ و استان‌ شمال‌ غربي‌ (سرحدي‌) پاكستان‌ «پنج‌ پير» متداول‌ است‌ كه‌ از دو كلمة‌ «پانچ‌» (= پنج‌) و «پير» تركيب‌ يافته‌ است‌. ] در هند لقب‌ مذهبي‌ شماري‌ از مردان‌ مقدس‌ از جمله‌ غازي‌ ميان‌، پيرمحمد جونپوري‌ پيرزاده‌ است‌ كه‌ به‌ پنج‌ پير شناخته‌ مي‌شوند (بالفور، ذيل‌ «پيرزاده‌») [ .پير واژه‌اي‌ فارسي‌ و در اصل‌ به‌ معناي‌ سالخورده‌ است‌، اما مجازاً به‌ معناي‌ «انسان‌ مقدّس‌» يا يكي‌ از اولياءالله‌ نيز به‌كار مي‌رود. بي‌مناسبت‌ نيست‌ كه‌ آن‌ را با تهيرا به‌ معناي‌ «پيرمرد» در زبان‌ پالي‌ هم‌ريشه‌ بدانيم‌ كه‌ خود از واژة‌ سانسكريت‌ سَتَهْوِيرَ ، به‌ معناي‌ «پير، كهنه‌ و كهنسال‌ و مرد سالخورده‌» آمده‌ است‌. براساس‌ باوري‌ كهن‌، هنگامي‌ كه‌ سن‌ آدمي‌ بيشتر مي‌شود، بر عقل‌ و دانش‌ او افزوده‌ مي‌گردد، لذا جسمِ چنين‌ كسي‌ را بايد نگاه‌ داشت‌ تا هنگام‌ نياز بتوان‌ با او مشورت‌ كرد و از وي‌ بركت‌ طلبيد. بنابر همين‌ عقيده‌، مقابر بودايي‌ كه‌ به‌ «چَيْتْيَه‌» معروف‌ است‌، بر مزار «تهيراها» بنا گرديده‌ است‌.تعيين‌ درست‌ اركان‌ پنجگانة‌ كيش‌ پنج‌ پيري‌، بسيار دشوار است‌. به‌ همين‌ دليل‌، فهرست‌ نامهاي‌ پنج‌ پير در ميان‌ گروههاي‌ معتقدان‌ يكسان‌ نيست‌؛ در منطقة‌ پنجاب‌، گاه‌ اين‌ حلقة‌ پنج‌تايي‌ خواجه‌ قطب‌الدين‌ (537 ـ634)، خواجه‌ معين‌الدين‌ چشتي‌ اجميري‌ (539 ـ633)، شيخ‌ نظام‌الدين‌ اولياي‌ دهلوي‌ (634ـ 725)، نصيرالدين‌ ابوالخير (متوفي‌ 757) و سلطان‌ ناصرالدين‌ محمود (643ـ 665) است‌. اما فهرست‌ ديگري‌ نيز وجود دارد كه‌ مشتمل‌ است‌ بر: بهاءالدين‌ زكريا مُلتاني‌ (564 ـ 658)، شاه‌ رقعة‌ عالم‌ يا ركن‌ عالم‌ حضرت‌ لكهنوي‌، شاه‌ شمس‌ تبريز ملتاني‌ (متوفي‌ 643)، شيخ‌ جلال‌ مخدوم‌ جهانيان‌ جهانگشت‌ (706ـ 786) و بابا شيخ‌ فريدالدين‌ شكرگنج‌ پاك‌ پَتني‌ (572ـ760) ( د. دين‌ و اخلاق‌ ، ج‌ 9، ص‌ 600). علاوه‌ بر اين‌ دو فهرست‌، فهرستهاي‌ ديگري‌ نيز از پنج‌ پير وجود دارد كه‌ در آنها فقط‌ نام‌ شخصيتهايي‌ چون‌ سخي‌ سروَر سلطان‌ و غازي‌ ميان‌ ديده‌ مي‌شود.دربارة‌ سخي‌ سرور، در محلي‌ كه‌ به‌نام‌ او سخي‌ سرور ناميده‌ شده‌، افسانه‌هايي‌ وجود دارد و زيارتگاهي‌ براي‌ «فرقة‌ سلطاني‌» بنا شده‌ است‌ ( رجوع كنيد به د. دين‌ و اخلاق‌ ، ج‌ 9، ص‌ 606)، اما «غازي‌ ميان‌» كه‌ به‌ سالار مسعود غازي‌ نيز شهرت‌ دارد، گرچه‌ در شمال‌ هند شخصيتي‌ افسانه‌اي‌ پيدا كرده‌، در واقع‌، شخصيتي‌ تاريخي‌ است‌ كه‌ سرگذشت‌ وي‌ در مرآة‌المسعودي‌ آمده‌ است‌. وي‌ برادرزادة‌ سلطان‌ محمود غزنوي‌ (388ـ421) بود كه‌ سلطان‌ وي‌ را براي‌ فتح‌ مناطق‌ شرقي‌ هند گسيل‌ داشت‌. او سراسر فلات‌ گنگ‌ را فتح‌ كرد و در بهرائچ‌، در ايالت‌ اَوده‌، در 425 به‌ شهادت‌ رسيد ( > تاريخ‌ هند < ، ج‌ 2، ص‌ 513 به‌ بعد) و هر ساله‌ اواخر زمستان‌ و اوايل‌ بهار، اجتماع‌ بزرگي‌ در بخش‌ باره‌بنكي‌ از ايالت‌ اوده‌، براي‌ ابراز ارادت‌ به‌ وي‌ تشكيل‌ مي‌شود. در برخي‌ مناطق‌ ديگر، از جمله‌ در گُوركهپور و بهادوهي‌، در بخش‌ ميرزاپور ايالتهاي‌ متحدة‌ هند نيز مراسمي‌ نظير آن‌ برگزار مي‌شود و در آنها بناهاي‌ يادبودي‌ براي‌ وي‌ بنا شده‌ است‌ ( د. دين‌ و اخلاق‌ ، ج‌ 9، ص‌ 601).در ناحية‌ يوسف‌ زئي‌، در شمال‌ غربي‌ پاكستان‌، كوهي‌ به‌نام‌ كوه‌ پنج‌ پير وجود دارد كه‌ روي‌ قلّة‌ آن‌ زيارتگاه‌ پنج‌ پير ــ كه‌ خانه‌اي‌ معمولي‌ است‌ ــ قرار گرفته‌ و براي‌ هندوان‌ و مسلمانان‌ محترم‌ است‌، اما هندوان‌ محلي‌ عقيده‌ دارند كه‌ نام‌ قديم‌ اين‌ كوه‌ «پنج‌ پاندو» بوده‌ است‌ كه‌ پس‌ از فتوحات‌ مسلمانان‌، آن‌ را مسكن‌ پنج‌ پير دانسته‌اند. در شهر ايبوت‌آباد بخش‌ هزارة‌ پاكستان‌ نيز تكيه‌اي‌ منسوب‌ به‌ پنج‌ پير وجود دارد.در ايالتهاي‌ متحدة‌ هند (يوپي‌) مجموعة‌ پنج‌ پير شخصيتهاي‌ نسبتاً كم‌مرتبه‌اي‌ را شامل‌ مي‌شود، از جمله‌: غازي‌ ميان‌، اَمينَه‌ستي‌، هَيرون‌، بُدهنا و بنده‌. امينه‌ زني‌ وفادار بود كه‌ همراه‌ با شوهر متوفايش‌ خود را در آتش‌ افكند. سه‌ نفر بعدي‌، سه‌ شخصيت‌ خدايي‌ يا سه‌ روح‌ خبيث‌ بودند كه‌ طبقات‌ پايين‌ جامعة‌ هندو همواره‌ مي‌كوشند آنان‌ را شاد كنند ( د. دين‌ و اخلاق‌ ، ج‌ 9، ص‌ 600). در همة‌ اين‌ فهرستها نخست‌ نام‌ غازي‌ميان‌ يا سالار مسعود ديده‌ مي‌شود، و چهار نام‌ بعدي‌ از شخصيتهاي‌ تاريخ‌ يا غيرتاريخي‌اند، مانند شاه‌ مدار از مكَن‌پور؛ سلطان‌ شهيد از گيا؛ شيخ‌ سَدّو. شاه‌مدار، چنانكه‌ معمولاً گمان‌ مي‌رود، شخصيت‌ افسانه‌اي‌ نيست‌؛ نام‌ كامل‌ وي‌ بُديع‌الدين‌ شاه‌مدار ( رجوع كنيد به بديع‌الدين‌ قطب‌المدار) است‌ و گزارشهايي‌ دربارة‌ وي‌ در تبليغ‌ اسلام‌ در گجرات‌، اجمير، قنوج‌/ كنوج‌، كالپي‌، جونپور، لكهنو، كنتور و بنگال‌ در دست‌ است‌ (چشتي‌، مرآة‌المداري‌ ).در بخشهاي‌ بيهار، بنگال‌ غربي‌ و مخصوصاً در بِيربُهوم‌، بنكورا و بَردُوان‌، كه‌ متصل‌ به‌ بيهارند، فهرستهاي‌ پنج‌ پيري‌ تقريباً همين‌ كيفيت‌ را دارند و از يك‌ محل‌ به‌ محل‌ ديگر تغيير مي‌كنند. با وجود اين‌، نه‌فقط‌ مسلمانان‌ بلكه‌ بسياري‌ از طبقات‌ پايين‌ هندو، مانند شيرفروشان‌ و قنادان‌ و روغنگيران‌ و پالَكي‌بردارانِ (كجاوه‌كشان‌) بيهار به‌ آنان‌ عقيده‌ و ارادت‌ دارند ( > سرشماري‌ هند < ، ج‌ 6، بخش‌ 4، ص‌ 180).در فهرستهاي‌ بنگالِ شمالي‌ و غربي‌، از پنج‌ پيرها نام‌ اسماعيل‌ غازي‌ شايستة‌ ذكر است‌. او با راجه‌هاي‌ بنگال‌ شمالي‌ و كامروپ‌ جنگيد و آنها را شكست‌ داد؛ در تمام‌ منطقه‌ اسلام‌ را تبليغ‌ كرد، اما باربك‌ شاه‌ او را در 879 به‌ قتل‌ رساند. آرامگاه‌ وي‌ در كانتادوار، در بخش‌ رنگ‌پور، مورد احترام‌ هندوان‌ و مسلمانان‌ است‌ ( > «يادداشتهايي‌ دربارة‌ شاه‌ اسماعيل‌ غازي‌» < ، ص‌ 215 به‌ بعد). ميزان‌ گسترش‌ اعتقاد به‌ «پنج‌ پير»ها را تقريباً از نيم‌قرن‌ پيش‌ در بنگلادش‌، خاصّه‌ در ميان‌ مسلمانان‌ بيسواد و هندوان‌ طبقات‌ پايين‌، مي‌توان‌ از زيارتگاههاي‌ متعدد پنج‌ پيري‌ در اكثر نقاط‌ دريافت‌. اكنون‌ نيز مردم‌ اينگونه‌ آرامگاهها را زيارت‌ مي‌كنند و با رسيدن‌ به‌ مرادشان‌ شيريني‌ نذر و پخش‌ مي‌كنند. از زيارتگاههاي‌ متعلق‌ به‌ پنج‌ پير، دوتا اهميت‌ زيادي‌ دارند: يكي‌ در سنارگائون‌، در نزديكي‌ داكا؛ ديگري‌ در تالورا، در بخش‌ «بوگرا». پيش‌ از اين‌، هرسال‌ در اعزاز و احترام‌ پنج‌ پير، يك‌ اجتماع‌ «مداري‌» برگزار مي‌شد، ولي‌ اكنون‌ به‌شكل‌ يك‌ «عُرس‌» ساليانه‌ درآمده‌ است‌ (محمدمست‌، ص‌ 385). از اينجا معلوم‌ مي‌شود كه‌ سرپرستي‌ اين‌ جماعت‌ پنج‌ پيري‌ نصيب‌ شاه‌ مدار بوده‌ است‌.در بنگلادش‌ كه‌ رود فراوان‌ است‌، ملاّ حان‌ و قايقرانان‌ از پيري‌ كمك‌ روحاني‌ مي‌خواهند كه‌ با آب‌ رابطه‌ داشته‌ باشد. بنابراين‌، «بدر * » كه‌ در چاتگام‌ (چيتاگنگ‌) و مناطق‌ ملحق‌ به‌ آن‌ درميان‌ ملاّ حان‌ و قايقرانان‌ به‌عنوان‌ «پير محافظ‌» شناخته‌ شده‌، در فهرستهاي‌ «پنج‌ پيري‌» وارد شده‌ است‌، و اين‌ ملاّ حان‌ هرگاه‌ بخواهند يكي‌ از رودهاي‌ بزرگ‌ را بپيمايند يا سفري‌ دريايي‌ درپيش‌ گيرند، اين‌ عبارت‌ را برزبان‌ مي‌آورند «اِللّه‌، نبي‌، پنج‌ پير، بَدر، بَدر، بَدر».در ميان‌ قايقرانان‌ مسلمان‌ بنگلادش‌ نيز فهرستهاي‌ متعدد از پنج‌ پيرها رواج‌ دارد، از جمله‌: شاه‌ بدر، شاه‌سلطان‌، شاه‌ جلال‌، شاه‌ محسن‌ ــ كه‌ گاه‌ به‌جاي‌ او شاه‌پير را نام‌ مي‌برند ــ و شيخ‌ فريد كه‌ همه‌ شخصيتهايي‌ تاريخي‌اند و در بنگلادش‌ آرامگاههاي‌ آنان‌ را استهان‌» (= آستان‌) مي‌گويند.درسنارگائون‌،پايتخت‌قديمي‌بنگلادش‌،كه‌ازنرائن‌گنج‌و داكا زياد دور نيست‌، زيارتگاهي‌ وجود دارد كه‌ قايقرانان‌ اطراف‌آن‌رابسيارمحترم‌مي‌شمارندومشتمل‌است‌برقبه‌هاي‌ شكسته‌ و ويران‌ در كنار يكديگر كه‌ در آن‌ پنج‌ پير: شاه‌ سكندر، شمس‌الدّين‌، غياث‌الدّين‌، غازي‌ميان‌ و غازي‌كالو، زيارت‌ و عبادت‌ مي‌شوند. شگفت‌ آن‌ كه‌ از اين‌ ميان‌ سه‌ تن‌ پادشاهان‌ خودمختار بنگال‌ بوده‌اند: شمس‌الدين‌ الياس‌ شاه‌ (حك : 744ـ 758)، سكندرشاه‌ (حك : 758ـ 795) غياث‌الدين‌ اعظم‌شاه‌ (حك : 795ـ802).غازي‌ كالو يا كالوغازي‌، يك‌ شخصيت‌ روحاني‌ مشهور در متون‌ اسلامي‌ است‌؛ تاريخنگاران‌ مسلمان‌ او را افغاني‌تبار دانسته‌اند و هندوان‌، نومسلمان‌ و ملقب‌ به‌ كالاپَهَد . شايد هندوان‌ اين‌ لقب‌ را براي‌ از بين‌ بردن‌ پادشاهيهاي‌ بنگال‌ و اُريسه‌ و بهار (بيهار) و آسام‌، به‌ او داده‌ باشند. او از سپهسالاران‌ پادشاهيِ كُرّانيان‌ بود كه‌ در 988 در جنگ‌ با اكبرشاه‌ كشته‌ شد (مترا، ص‌ 346؛ مجومدار و ديگران‌، ص‌ 386). در فهرستهاي‌ گوناگونِ پنج‌ پيري‌، غير از «خواجه‌ خضر» هيچ‌يك‌ بيگانه‌ نيستند. در جهان‌ اسلام‌، بويژه‌ در هند اسلامي‌ (تيتوس‌ ، ص‌ 139 به‌ بعد)، خضر راهنماي‌ سفر آبي‌ است‌ و از آنجا كه‌ پيروان‌ اين‌ مسلك‌ بيشتر ملاّ حان‌ يا قايقرانان‌اند، حضور او در حلقة‌ پنج‌ پير طبيعي‌ است‌. پيربدر نيز نه‌فقط‌ پير محافظ‌ چاتگام‌ بلكه‌ پير سرپرست‌ و حافظ‌ همة‌ ملاّ حان‌ و قايقرانان‌ است‌. پير بدر در ميان‌ سالهاي‌ 736 و 753، در زمان‌ حكومت‌ فخرالدّين‌ مبارك‌شاه‌، در سنارگائون‌ زندگي‌ مي‌كرد. گاه‌ اين‌ حلقة‌ پنج‌ پيري‌ را با پنج‌تن‌ شيعه‌ يكي‌ مي‌دانند. فهرستهاي‌ «پنج‌ پيري‌» معمولاً مشتمل‌اند بر نامهاي‌ پيران‌ افسانه‌اي‌، اولياءالله‌ داراي‌ شخصيت‌ و هويت‌ تاريخي‌، سلاطين‌ و جهادگران‌ ضد هندو.اعمال‌ و عقايد پنج‌ پيري‌، همانند نام‌ آنها، متفاوت‌ است‌. با اينهمه‌، مي‌توان‌ گفت‌ اين‌ اعتقادات‌ براين‌ پايه‌اند كه‌ اين‌ پيرها جسماً مرده‌اند، اما از نظر روحاني‌ زنده‌ و داراي‌ نيرويي‌ فوق‌العاده‌اند و به‌ كمك‌ پيروان‌ خود مي‌آيند.مكانهايي‌ كه‌ به‌ مناسبت‌ ارادت‌ به‌ پنج‌ پير به‌وجود آمده‌اند، از يكديگر جدا هستند و نام‌ و شيوة‌ معماري‌ واحدي‌ ندارند؛ در شمال‌غربي‌ پاكستان‌، «زيارت‌»، در استان‌ پنجاب‌ «درگاه‌»، در ايالتهاي‌ متحدة‌ هند، بيهار و بنگال‌ نيز «درگاه‌» يا «آستانه‌» خوانده‌ مي‌شوند. هندوها هم‌ آنها را «دهيري‌» (تپه‌ ـ قبر)، «آسن‌» (نشست‌گاه‌ مسكن‌) «ويدي‌» (سكو) مي‌گويند. اين‌ مكانها معمولاً پنج‌ مقبرة‌ كوچك‌ و گنبدي‌شكل‌ در زير درخت‌ پِيَپل‌ (تبريزي‌) يا بَرگَد (انجيرهندي‌) با سقفهايي‌ از كاه‌ و چوب‌اند و گاه‌ به‌ صورت‌ سكوهايي‌ در اتاقهاي‌ مسكوني‌ هستند كه‌ زائران‌ براي‌ علاج‌ نازايي‌، نجات‌ از بيماريهاي‌ مهلك‌ نظير آبله‌، مالاريا، حصبه‌ و وبا، و يا موفقيت‌ در كار و ازدياد محصول‌، شيردهي‌ گاوان‌ و باردادن‌ درختان‌ ميوه‌ و سفر بي‌خطر، جانوراني‌ چون‌ بُز نر و خروس‌، و شيريني‌ و گل‌ و غيره‌ نذر آنها مي‌كنند.در بنگال‌ غربي‌ و بيهار، گاه‌ برخي‌ معتقدان‌ به‌ «پنج‌ پير»، اتاقي‌ در خانة‌ خود، به‌ اين‌ پيرها اختصاص‌ مي‌دهند كه‌ در آنجا آنان‌ را به‌عنوان‌ خدايان‌ خانوادگي‌ پرستش‌ كنند. معمولاً در گوشة‌ شمال‌ غربي‌ اين‌ اتاق‌، سكويي‌ كوچك‌ قرار دارد كه‌ در نزديك‌ آن‌ بر روي‌ يك‌ چهارپايه‌، پنجه‌اي‌ آهنين‌ به‌ شكل‌ دست‌ انسان‌ گذاشته‌ مي‌شود و بر ساعد آن‌ پارچه‌اي‌ زردرنگ‌ و برانگشتان‌ آن‌ تكه‌هاي‌ پارچه‌ بسته‌ مي‌شود. در هر چهارشنبه‌ اين‌ سكو را مي‌شويند و تميز مي‌كنند و بر آن‌ چهار پايه‌ گلِ رُس‌ مي‌مالند، آنگاه‌ چيزي‌ خوشبو مي‌سوزانند و نذر ميوه‌ ادا مي‌كنند. اين‌ معتقدان‌، به‌ مناسبتهاي‌ خاص‌ نيز نذوراتي‌ مي‌دهند و اگر هندو باشند، معمولاً به‌ مسلمانان‌ دهل‌زن‌ خواهند گفت‌ كه‌ از طرف‌ ايشان‌ اين‌ نذر را ادا كنند. هندوان‌ پنج‌ پيري‌ گوشت‌ بزي‌ را كه‌ ذبح‌ اسلامي‌ شده‌ باشد، مي‌خورند، اما به‌ گوشتي‌ كه‌ نذر يك‌ خداي‌ هندو شده‌ باشد، دست‌ نمي‌زنند، اگرچه‌ در پرستش‌ خدايان‌ هندو كوتاهي‌ نمي‌كنند ( > سرشماري‌ هند < ، ج‌6، بخش‌1، ص‌185).در بخش‌ «بيست‌ و چهار پرگنه‌اي‌» بنگال‌ غربي‌، بيشتر پيروان‌ پنج‌ پير مسلمان‌اند و براي‌ پنج‌ پير نوعي‌ شيريني‌ نذر مي‌كنند كه‌ معمولاً از شير، نارگيل‌، شكر و برنج‌ درست‌ مي‌شود. آنگاه‌ وردِ مخصوص‌ و مختصري‌ خوانده‌ اين‌ شيريني‌ را ميان‌ كودكان‌ تقسيم‌ مي‌كنند. افراد مسنّ از گرفتن‌ شيريني‌ خودداري‌ مي‌كنند. اين‌ نوع‌ رسم‌ «پنج‌ پيري‌» را معمولاً روحانيان‌ مساجد انجام‌ مي‌دهند. بهاي‌ اين‌ شيريني‌ طبق‌ استطاعت‌ مالي‌ مريدان‌ هميشه‌ بايد مضربي‌ از پنج‌ باشد. در بنگال‌ شرقي‌ نيز علاوه‌ بر خيرات‌ شيريني‌، بُز نر و خروس‌ نيز قرباني‌ مي‌شود و «شيريني‌» كه‌ گويي‌ اصطلاحي‌ براي‌ هر نوع‌ نذر يا قرباني‌ است‌، ميان‌ حاضران‌ تقسيم‌ مي‌گردد. مريدان‌ «پنج‌ پير» اعتقاد دارند كه‌ اگر از ته‌ دل‌ و به‌روش‌ تعيين‌ شده‌ اظهار ارادت‌ و اعتقاد شود، به‌طور حتم‌ نتيجة‌ آن‌ رضايت‌بخش‌ خواهد بود (حق‌، ص‌ 244 به‌ بعد).اعتقاد به‌ پنج‌ پير، حتي‌ در هند كه‌ مذهب‌ شكلهاي‌ مختلف‌ و غيرمعمولي‌ دارد، شگفت‌انگيز است‌ و تحقيق‌ در اصل‌ و ابتداي‌ فرقة‌ معتقد به‌ آن‌ تقريباً غير ممكن‌ است‌. اما مي‌توان‌ تلاشهاي‌ ساكنان‌ هند را براي‌ ايجاد تفاهم‌ ميان‌ طبقات‌ حاكم‌ و رعايا و كم‌ كردن‌ اختلافات‌ مذهبي‌، بويژه‌ در دورة‌ اكبرشاه‌ و «صلح‌ كل‌» او، در رواج‌ اين‌ نوع‌ باورها مؤثر دانست‌ ( > سرشماري‌ هند < ، همانجا). از طرف‌ ديگر، عقايد پنج‌ تن‌ پاك‌ و پنج‌ پير در هندوستان‌ به‌ موازات‌ هم‌ قرار مي‌گيرند و هيچ‌ يك‌ از دو فرقه‌ نتوانسته‌ است‌ مانع‌ رواج‌ عقيدة‌ ديگري‌ شود. در اين‌ صورت‌، گمان‌ غالب‌ همين‌ است‌ كه‌ «كيش‌ پنج‌ پيري‌» اصلاً هندي‌ ـ پاكستاني‌ است‌.دكتر وايز كوشيد تا ثابت‌ كند كه‌ در فرقة‌ پنج‌ پيري‌ «پير همان‌ مرتبه‌اي‌ را دارد كه‌ در فرقة‌ نانك‌ شاهي‌ به‌ «مَهْنَت‌» داده‌ مي‌شود و اصل‌ عقيدة‌ پنج‌ پيري‌ به‌ پنجاب‌ و گورونانك‌ (رهبر سيكها؛ 873 ـ944) مي‌رسد» (وايز، ص‌17 به‌ بعد)، اما بايد درنظر داشت‌ كه‌ در بنگلادش‌ مذهب‌ سيك‌ چندان‌ شناخته‌ شده‌ نبوده‌ است‌. لذا مي‌توان‌ گفت‌ كه‌ براي‌ آغاز فرقة‌ «پنج‌ پيري‌» نمي‌توان‌ زمان‌، شخص‌ يا جاي‌ خاصي‌ را درنظر گرفت‌، بلكه‌ اين‌ باور بتدريج‌، به‌سبب‌ اعتقادات‌ شخصي‌ و گروهي‌، به‌صورت‌ يك‌ روش‌ مخفي‌ به‌وجود آمده‌ است‌. با اينهمه‌، به‌نظر مي‌رسد كه‌ در حدود قرنهاي‌ نهم‌ و دهم‌، كيش‌ و عقايد پنج‌ پيري‌ در شمال‌غربي‌ يا پنجاب‌ پاكستان‌ به‌ وجود آمده‌ و آنگاه‌، با گسترش‌ اسلام‌ در شبه‌قاره‌، به‌ اتارپرادش‌ بيهار و بنگال‌ رسيده‌ باشد. اگرچه‌ هندوان‌ طبقات‌ بالا نيز، مانند مسلمانان‌ تحصيل‌ كرده‌، پنج‌ پير را پرستش‌ نمي‌كنند، اما گمان‌ مي‌كنند كه‌ آستانها يا مقابر آنان‌ مربوط‌ به‌ «پنج‌پاندو» از مهابهاراتا باشد ـ بدين‌ شرح‌ كه‌ پاندوها در اثناي‌ سفرهاي‌ طولاني‌ (دوازده‌سالة‌) خود، به‌ مدت‌ كوتاه‌ و در گمنامي‌، در جاهايي‌ اقامت‌ مي‌كردند، و آن‌ نواحي‌، از آن‌ طريق‌، به‌صورت‌ مكانهاي‌ مقدّس‌ در مي‌آمد. پس‌ از فتوحات‌ اسلامي‌، بعضي‌ از اين‌ مكانها به‌صورت‌ درگاه‌ يا آستانة‌ «پنج‌ پير» در پاكستان‌ و هند، براي‌ مسلمانان‌ و هندوان‌، جاهاي‌ مقدّس‌ و متبرك‌ شد. با وجود آن‌، هيچ‌ هندويي‌ به‌ طور قطع‌ نمي‌تواند همة‌ اين‌ محلها را به‌ پاندوها نسبت‌ دهد، بويژه‌ در بنگال‌ شرقي‌، كه‌ هندوان‌ آن‌ را سرزميني‌ مي‌دانستند كه‌ پاندوها از آن‌ قطع‌ تعلق‌ كرده‌ بودند (مترا، ص‌762). لذا تبديل‌شدن‌ آستان‌ پاندو به‌ «آستانة‌ پنج‌ پيريه‌» در بنگال‌ شرقي‌، كه‌ تعداد آنها بسيار نيز هست‌، دست‌كم‌ منتفي‌ است‌. علاوه‌ بر آن‌، هيچ‌ نمونه‌اي‌ از تبديل‌ كردن‌ «آستان‌ پاندو به‌ آستانة‌ پنج‌ پيريه‌» در تاريخ‌ هند اسلامي‌ ديده‌ نمي‌شود.درك‌ اين‌ امر نيز مشكل‌ نيست‌ كه‌ نام‌ پادشاهاني‌ ــ مانند ناصرالدين‌ محمود، پادشاه‌ دهلي‌؛ شمس‌الدّين‌ الياس‌ شاه‌، پادشاه‌ بنگال‌؛ سكندرشاه‌ و غياث‌الدين‌ اعظم‌شاه‌ ــ در اين‌ فهرست‌، ناشي‌ از احترام‌ و ارادت‌ به‌ آنها باشد. زيرا رعاياي‌ هندو و مسلمان‌، به‌ پاس‌ دينداري‌ و اخلاق‌ و كردار نيك‌ و شجاعت‌، آنان‌ را مقدّس‌ مي‌شمرده‌اند.ذكر نام‌ غازي‌ ميان‌ (سالار مسعود)، اسماعيل‌غازي‌ و كالوغازي‌ و ديگران‌ ــ كه‌ دشمنان‌ اصلي‌ كفر وشرك‌ و بت‌شكنان‌ معروف‌ بوده‌اند ــ در فهرست‌ پنج‌ پيري‌ مسلمانان‌ و هندوان‌، در نظر اول‌ دشوار به‌نظر مي‌رسد، اما از آنجا كه‌ نزد مسلمانان‌ شخصيت‌ غازي‌ بسيار مقدّس‌ است‌ احتمال‌ بسيار دارد كه‌ مسلمانان‌ نام‌ ايشان‌ را براي‌ مراتب‌ بلند روحاني‌ داخل‌ اين‌ فهرستها كرده‌ باشند؛ و چون‌ عقايد پنج‌ پيري‌ رفته‌ رفته‌ به‌صورت‌ كيشي‌ براي‌ طبقات‌ پايين‌ هندوان‌ درآمده‌، آنان‌ «غازي‌ها» را نيز مرشد خود دانسته‌ و مانند خدايان‌ هندو، به‌ پرستش‌ آنها روي‌ آورده‌اند. اصل‌ و حقيقت‌ كيش‌ پنج‌ پيري‌ هرچه‌ باشد، در اين‌ مجموعة‌ پنج‌ پيريها، عدد پنج‌ بسيار توجه‌ برانگيز است‌.بايد دانست‌ كه‌ در جهان‌ قديم‌، عدد «پنج‌» را مقدّس‌، روحاني‌ و اسرارآميز مي‌پنداشتند (براي‌ تفصيل‌ رجوع كنيد به د.اسلام‌ ، چاپ‌ دوم‌، ذيل‌ مادّه‌؛ كه‌ در آن‌ دربارة‌ عقايد هندوان‌ و مسلمانان‌ و ديگر اقوام‌، شرح‌ مفصّلي‌ داده‌ شده‌ است‌).درپي‌تحولات‌ صدوپنجاه ‌سالة‌اخير درميان‌مسلمانان‌هند و پاكستان‌ و نهضتهاي‌ اصلاح‌طلبانه‌ عقيدة‌ «پنج‌ پيري‌» ميان‌ مسلمانان‌ شبه‌قاره‌، به‌ ضعف‌ گراييده‌ ولي‌ كاملاً از ميان‌ نرفته‌ است‌.منابع‌: عبدالرحمان‌ چشتي‌، مرآة‌ المداري‌ (تذكرة‌ صوفيه‌)، نسخة‌ خطي‌ كتابخانة‌ بوهار كلكته‌، ش‌88؛ ايس‌ ـ سي‌ مترا، سرل‌ بنگله‌ ابهي‌ دهان‌ ، كلكته‌ 1928؛Edward Balfour, The cyclopaedia of India and of eastern and southern Asia , 3rd ed., London 1885, repr., Graz 1967-1968, s.v. "Pirzadah", Census of India , ed. E. A. Gait, 1901; EI 2 , s.v. "Pandj p ¦ â r" (by D. S. Margoliouth and J. Burton-Page); [ Encyclopaedia of religions and ethics , ed. James Hastings, Edinburgh 1980-1981, s.vv. "Panchpiriya ¦ " (by W. Crooke), "Panjab and north-west frontier province" (by H. A. Rose)]; M. A. H ¤ aqq, Bange Sufi Prabhava , 1935; The History of India as told by its own historians , ed. H. M. Elliot and J. Dowson, London 1867-1877; R. C. Majumdar et al., An advanced history of India , London; Muh ¤ ammad Mast, Bagnda ¦ r Itika ¦ hini , 1957; "Notes on Shah Ismail Ghazi", Journal and Proceedings of the Asiatic Society of Bengal , vol. 43 (1874); M. T. Titus, Indian Islam , London 1930; J. Wise, Notes on the races, castes and trades of East Bangal , London 1883.
نظر شما
ایمیل ایمیل
مولفان

محمد انعام‌الحق‌ ، تلخيص‌ از ( د. اردو )

حوزه موضوعی
رده های موضوعی
جلد 5
تاریخ چاپ
وضعیت انتشار
  • چاپ نشده