پنجاه‌وسه‌ نفر
معرف
هي‌ سياسي‌ با گرايشهاي‌ ماركسيستي‌ به‌ رهبري‌ دكتر تقي‌ اراني‌ ؛ نيز معروف‌ به‌ گروه‌ اراني‌
متن
پنجاه‌وسه‌ نفر ، گروهي‌ سياسي‌ با گرايشهاي‌ ماركسيستي‌ به‌ رهبري‌ دكتر تقي‌ اراني‌ ؛ نيز معروف‌ به‌ گروه‌ اراني‌. نام‌ اين‌ گروه‌ از شمار اعضاي‌ آن‌ گرفته‌ شده‌ است‌، هر چند كه‌ پس‌ از گذشت‌ سالها هنوز هم‌ شمار دقيق‌ آنها مسجل‌ نيست‌ عدة‌ ديگري‌ كه‌ با سران‌ اين‌ گروه‌ پيوستگيهايي‌ داشته‌اند، يا به‌ دام‌ پليس‌ نيفتادند يا از اين‌ دام‌ جستند. به‌ گفتة‌ يكي‌ از اعضاي‌ گروه‌، در دو ماه‌ اول‌ 1316 ش‌ حدود 300 تن‌ مورد سوءظنّ، تعقيب‌ و بازجويي‌ مأموران‌ شهرباني‌ رضاشاهي‌ قرار گرفتند و عدة‌ زيادي‌ با اعمال‌ نفوذ و رشوه‌ و اقدامات‌ ديگر آزاد شدند (گرگاني‌، ص‌ 122). در سطر اول‌ ادّعانامة‌ دادستان‌ عليه‌ اين‌ گروه‌، عبارت‌ «عده‌اي‌ بالغ‌ بر 53 نفر» ذكر شده‌ و چند سطر بعد، عبارت‌ «فرقة‌ مزبور» به‌كار رفته‌ است‌ ( رجوع كنيد به پروندة‌ پنجاه‌وسه‌نفر ، ص‌ 483). در همان‌ ادّعانامه‌ و در رأي‌ دادگاه‌ عالي‌جنايي‌ در پايان‌ محاكمة‌ گروه‌، بتناوب‌ به‌ اين‌ گروه‌ «فرقه‌»، «فرقة‌ اشتراكي‌» و «تشكيلات‌» اطلاق‌ شده‌ و رأي‌ دادگاه‌ هم‌ سرانجام‌ فقط‌ در حق‌ 47 تن‌ صادر شده‌ است‌. دكتر اراني‌ در آخرين‌ دفاع‌ خود در دادگاه‌، عبارت‌ «دستة‌ پنجاه‌وچندنفري‌» را به‌كار برده‌ است‌ (همان‌، ص‌ 515). اعضاي‌ صاحب‌ قلم‌ اين‌ گروه‌ با نامهاي‌ مختلف‌ از گروه‌ خود ياد كرده‌اند؛ انور خامه‌اي‌: «حزب‌» (ص‌ 83)؛ احسان‌ طبري‌: «سازمان‌ مخفي‌ حزب‌ كمونيست‌» ( كژراهه‌ ، ص‌ 20) و «سازمان‌ نوين‌ حزب‌ كمونيست‌» (كامبخش‌، پيش‌سخن‌ طبري‌، ص‌ 8)؛ بزرگ‌ علوي‌: بتناوب‌ «دسته‌» و «گروه‌» (1377 ش‌، جاهاي‌ متعدد)؛ و عبدالصمد كامبخش‌: «سازمان‌ نوين‌» (ص‌ 37).در 1310 ش‌ قانوني‌ داير بر ممنوعيّت‌ عضويّت‌ در سازمانهاي‌ داراي‌ مرام‌ اشتراكي‌ (= ماركسيستي‌/ كمونيستي‌) به‌ تصويب‌ رسيد. در 1316 ش‌ دايرة‌ آگاهي‌ شهرباني‌ وقت‌ به‌ فعاليت‌ چندتن‌ ظنين‌ شد، آنان‌ را تحت‌ مراقبت‌ قرار داد، سپس‌ دستگير كرد و از طريق‌ بازجوييهايي‌ كه‌ با همه‌گونه‌ ارعاب‌، فشار و شكنجه‌هاي‌ جسمي‌ و روحي‌ همراه‌ بود (براي‌ تفصيل‌ رجوع كنيد به علوي‌، 1357 ش‌، جاهاي‌ متعدد)، اين‌ اتهامات‌ را براي‌ جمعي‌ از آنان‌ مطرح‌ كرد: تشكيل‌ فرقة‌ غيرقانوني‌، ترويج‌ مرام‌ اشتراكي‌ و فلسفة‌ ماديگري‌ از طريق‌ انتشار مجلة‌ دنيا ، اعزام‌ غيرقانوني‌ افراد به‌ اتّحاد شوروي‌ براي‌ كسب‌ دستور، مداخله‌ در اعتصابهاي‌ كارگري‌ و دانشجويي‌، توزيع‌ بيانيّه‌ و گرفتن‌ كمك‌ مالي‌ از كمينترن‌ يا بين‌الملل‌ سوم‌ ( پروندة‌ پنجاه‌وسه‌نفر ، ص‌ 483ـ485؛ براي‌ آگاهي‌ از نام‌ و مشخصات‌ دستگيرشدگان‌ رجوع كنيد به آبراهاميان‌، ص‌ 196ـ 197؛ براي‌ آگاهي‌ تفصيلي‌تر دربارة‌ آنان‌ رجوع كنيد به پروندة‌ پنجاه‌وسه‌نفر ، ص‌ 131ـ 132، 485ـ514).پروندة‌ بازجوييهاي‌ پنجاه‌وسه‌نفر فعلاً در دست‌ نيست‌ و شايع‌ است‌ كه‌ با مداخلة‌ ايادي‌ حزب‌ توده‌ * و بنا به‌ ملاحظات‌ حزبي‌ از بايگاني‌ دادگستري‌ ربوده‌ و معدوم‌ شده‌ است‌ (همان‌، مقدمة‌ فرزانه‌، ص‌ 7). در بازجويي‌ شهرباني‌ از رهبران‌ اصلي‌ و سران‌ اين‌ گروه‌ (تقي‌ اراني‌، عبدالصمد كامبخش‌، محمد بهرامي‌، بزرگ‌ علوي‌، ايرج‌ اسكندري‌، مرتضي‌ يزدي‌ و عده‌اي‌ ديگر) كه‌ متن‌ سؤال‌ و جوابها در كتاب‌ پروندة‌ پنجاه‌وسه‌نفر ( رجوع كنيد به منابع‌ مقاله‌) ضبط‌ است‌، همگي‌ به‌ مجموع‌ يا بخشي‌ از اتهامات‌ اعتراف‌ كرده‌اند، اما در محضر دادگاه‌ جملگي‌ همة‌ اعترافات‌ خود را كه‌ در بازجوييهاي‌ اوليه‌ انجام‌ شده‌ بود و هرگونه‌ فعاليّت‌ و عضويّت‌ در فرقة‌ كمونيستي‌ را بكلّي‌ انكار كرده‌اند (همان‌، مقدمة‌ فرزانه‌، ص‌ 29). آخرين‌ دفاع‌ دكتر اراني‌ در دادگاه‌، متن‌ نسبتاً بلندي‌ است‌ با بياني‌ صريح‌، بدون‌ ابهام‌ و شجاعانه‌ در دفاع‌ از اصول‌ آزادي‌ و حقوق‌ مردم‌ محروم‌، محكوميت‌ فساد حكومت‌ و اعمال‌ غيرقانوني‌ مأموران‌ شهرباني‌ رضاشاه‌، از جمله‌ شكنجه‌، تهمت‌، افترا، جعل‌ اكاذيب‌، پرونده‌سازي‌ و، در ضمن‌، انكار ارتكاب‌ هرگونه‌ جرم‌ و عمل‌ خلاف‌ قانون‌ خود و درخواست‌ برائت‌ براي‌ خود و همة‌ اعضاي‌ گروه‌ (براي‌ متن‌ كامل‌ آخرين‌ دفاع‌ رجوع كنيد به همان‌، ص‌ 515 ـ540). البته‌ لحن‌ و تعابير كاملاً ماركسيستي‌ دكتر اراني‌ در آخرين‌ دفاعيات‌ او صريح‌ و آشكار است‌.مأموران‌ اعضاي‌ گروه‌ را ظرف‌ مدتي‌ بسيار كوتاه‌، بدون‌ هيچ‌گونه‌ مقاومتي‌ از جانب‌ آنان‌، دستگير كردند و پس‌ از هشت‌ماه‌ بازجويي‌ پرونده‌هاي‌ آنان‌ را همراه‌ با گزارش‌ مفصّلي‌ در دي‌ 1316 به‌ دادگستري‌ فرستادند. به‌رغم‌ پرونده‌سازي‌ و بزرگنمايي‌ شهرباني‌، و با اينكه‌ براي‌ مسؤولان‌ حكومت‌ مسلّم‌ بود كه‌ بازماندگاني‌ از تشكيلات‌ كمونيستي‌ قبلي‌ در اين‌ گروه‌ بوده‌اند و مجلة‌ دنيا نيز در پس‌ ظاهر علمي‌ و غيرسياسي‌اش‌ ناشر افكار گروه‌ و مروّج‌ جهان‌بيني‌ مادّيگرايانه‌ و انديشه‌هاي‌ ماركسيستي‌ بوده‌ است‌، همچنين‌ روابطي‌ كه‌ ميان‌ برخي‌ از سران‌ و كمينترن‌ وجود داشته‌ است‌؛ مسؤولان‌ دولت‌، ظاهراً بنا به‌ مصالح‌ سياسي‌ و بين‌المللي‌، نخواستند تشكيلات‌ پنجاه‌وسه‌نفر را با اتّهاماتي‌ چون‌ جاسوسي‌ يا وابستگي‌ به‌ نيروهاي‌ خارجي‌ در دادگاه‌ نظامي‌ محاكمه‌ كنند. علي‌ اصغر حكمت‌، وزير معارف‌ وقت‌، مي‌گويد كه‌ پروندة‌ پنجاه‌وسه‌نفر را براي‌ اطلاع‌ از ماوقع‌ به‌وي‌ سپرده‌اند و او سرپاس‌ مختاري‌، رئيس‌ شهرباني‌، را از تندروي‌ جدّاً برحذر داشته‌ است‌. او به‌ جلسة‌ هيئت‌وزيران‌ در حضور رضاشاه‌ و «تأسف‌ و تألّم‌» شاه‌ از دستگيري‌ اين‌ عده‌ اشاره‌ مي‌كند و از زبان‌ وي‌ اين‌ عبارت‌ را نقل‌ مي‌كند: «همين‌ قدر تنبيه‌ آنها كفايت‌ است‌. البته‌ بايد آنها را اندك‌ گوشمالي‌ داد، بعدهم‌ آنها را آزاد كرد بلكه‌ مصدر خدمت‌ شوند» ( سي‌ خاطره‌ ، به‌ نقل‌ مكّي‌، ج‌ 6، ص‌ 372ـ 375، 383).محاكمة‌ گروه‌ با شركت‌ وكيلان‌ مدافع‌ و حضور بظاهر آزادانة‌ مردم‌ و تحت‌ مراقبتهاي‌ امنيتي‌ از 11 تا 22 آبان‌ 1317 در بنايي‌ قديمي‌، جنب‌ سردر الماسيّه‌، محل‌ كنوني‌ وزارت‌ دارايي‌، تشكيل‌ شد. حسينقلي‌خان‌ وحيد، ابوالفضل‌ رجاء و محمود دره‌ قضات‌، و فرهت‌ دادستان‌ دادگاه‌ بودند. ادّعانامة‌ دادستان‌ را احمدي‌ بختياري‌، داديار، قرائت‌ كرد. عده‌اي‌ مأمور مسلّح‌ در جلسات‌ دادگاه‌ بين‌ تماشاگراني‌ كه‌ ظاهراً بيشتر مأمور بودند، حضور داشتند (گرگاني‌، ص‌ 124ـ 125؛ خامه‌اي‌، ص‌ 142ـ 149؛ براي‌ جزئيات‌ رجوع كنيد به علوي‌، 1357 ش‌، قسمت‌ مربوط‌ به‌ دادگاه‌). متهمّان‌ در جلسات‌ دادگاه‌ به‌ جرايم‌ و نحوة‌ بازجوييها اعتراض‌ كردند و دفاعيّاتي‌ را كه‌ شخصاً يا به‌ كمك‌ وكيلانشان‌ آماده‌ ساخته‌ بودند ايراد كردند. از مجموع‌ آنان‌، سي‌ونه‌ تن‌ سابقة‌ سياسي‌ نداشتند و نه‌ تن‌ در جنبش‌ جنگل‌ و فعاليتهاي‌ كمونيستي‌ قبلي‌ شركت‌ داشتند. ده‌نفر، از جمله‌ دكتر اراني‌، به‌ ده‌ سال‌ زندان‌، هشت‌نفر به‌ شش‌ تا هشت‌سال‌، هفده‌ نفر به‌ پنج‌سال‌، ده‌نفر به‌ دو تا چهارسال‌ زندان‌ محكوم‌ و سه‌تن‌ ديگر تبرئه‌ اما از تهران‌ تبعيد شدند (آبراهاميان‌، ص‌ 194ـ197). رأي‌ دادگاه‌ در 24 آبان‌ 1317 خوانده‌ شد و حدود يك‌ سال‌ بعد دكتر اراني‌ به‌طرز مشكوكي‌ در زندان‌ درگذشت‌ ( رجوع كنيد به اراني‌، تقي‌). بقية‌ محكومان‌ در اوضاع‌ آشفتة‌ ناشي‌ از حملة‌ متفقين‌ و اشغال‌ كشور در شهريور 1320، پس‌ از استعفا و كناره‌گيري‌ رضاشاه‌ از سلطنت‌ و به‌موجب‌ فرمان‌ عفو عمومي‌ كه‌ روز 28 شهريور 1320 رسماً ابلاغ‌ گرديد، از زندان‌ آزاد شدند ( رجوع كنيد به اطلاّعات‌ ، ش‌4651، ص‌ 1، ش‌ 4654، ص‌ 1).چند روز بعد، نخستين‌ جلسه‌ براي‌ تأسيس‌ حزب‌ تودة‌ ايران‌ در منزل‌ سليمان‌ ميرزا اسكندري‌ برگزار شد و شماري‌ از گروه‌ پنجاه‌وسه‌نفر در اين‌ جلسه‌ شركت‌ كردند (اسكندري‌، ص‌ 320 به‌ بعد؛ خامه‌اي‌، ص‌ 251 و بعد). از محكوم‌شدگان‌ هفده‌نفر از فعاليتهاي‌ سياسي‌ بكلّي‌ كناره‌گرفتند، بيست‌وهشت‌ تن‌ به‌ حزب‌ توده‌ پيوستند و به‌ سلك‌ سازماندهان‌ و فعّالان‌ آن‌ حزب‌ درآمدند كه‌ دوتن‌ از آنها، رضا رادمنش‌ و ايرج‌ اسكندري‌، بعدها به‌ دبيركلّي‌ حزب‌ رسيدند (آبراهاميان‌، ص‌ 196ـ197). به‌رغم‌ اينكه‌ اكثريت‌ گروه‌ پنجاه‌وسه‌نفر به‌ حزب‌ توده‌ پيوستند و حتي‌ انعقاد نطفة‌ اين‌ حزب‌ را در زندان‌، در ميان‌ برخي‌ اعضاي‌ پنجاه‌وسه‌نفر و به‌ گونه‌اي‌ در تداوم‌ تشكيلات‌ كمونيستي‌ قبلي‌ مي‌دانند (از جمله‌ رجوع كنيد به كولائي‌، ص‌ 84)، پيوسته‌انگاشتن‌ همة‌ اين‌ جريانها به‌عنوان‌ تداومي‌ فكري‌ ـ تشكيلاتي‌، محل‌ بحث‌ است‌. بويژه‌ آن‌ دسته‌ از سازمانهاي‌ سياسي‌ چپگرا كه‌ خواسته‌اند سابقة‌ فعاليّت‌ سياسي‌ خود را مستمر و منسجم‌ تصوير كنند، نظير حزب‌ توده‌، سازمان‌ انقلابي‌ (بعدها: حزب‌ رنجبران‌) و گروههاي‌ سياسي‌ همانند آنان‌، برعنصر استمرار و تداوم‌، گاه‌ تا سرحدّ تحريف‌ رويدادهاي‌ تاريخي‌ يا تعبير كردن‌ آنها به‌زعم‌ خود، بيش‌ از حدّ تأكيد كرده‌اند. گروه‌ پنجاه‌وسه‌نفر نه‌ اساسنامه‌ و مرامنامه‌ داشت‌ و نه‌ ارتباط‌ منظّم‌ و تعريف‌ شدة‌ تشكيلاتي‌؛ حتي‌ ميان‌ اعضاي‌ آن‌ سنخيّت‌ و همفكري‌ كامل‌ نبود. حسين‌ فرزانه‌ ] نام‌ مستعار [ اعضاي‌ گروه‌ را به‌ سه‌ دسته‌ تقسيم‌ مي‌كند: 1) مطلقاً از همه‌جا بي‌خبر و فاقد ارتباط‌ تشكيلاتي‌؛ 2) داراي‌ سنخيّت‌ فكري‌، اما فاقد ارتباط‌ تشكيلاتي‌؛ 3) كاملاً آگاه‌ به‌ تشكيلات‌ ( پروندة‌ پنجاه‌وسه‌نفر ، مقدمه‌،ص‌ 60ـ61). اين‌ گروه‌ نامنسجم‌، يا به‌ قولي‌ «محفل‌ بي‌انسجام‌ و درهم‌» (بيات‌، ص‌ 203) پيش‌ از آنكه‌ بتواند هيئت‌ فكري‌ مشخصي‌ به‌خود بگيرد و جنبش‌ چپگرايي‌ را در فضاي‌ اختناق‌ و پليسي‌ عصر رضاشاه‌ احيا يا ايجاد كند، در دام‌ پليس‌ سياسي‌ گرفتار و سركوب‌ شد. تأكيدهاي‌ مبالغه‌آميز بر فعاليت‌ گروه‌ از هرسو، چه‌ گزارش‌ پليس‌ و ادّعانامة‌ دادستان‌ چه‌ تعبير و تفسيرهاي‌ برخي‌ از خود اعضا طي‌ سالهاي‌ بعد، به‌ ابهامات‌ راجع‌ به‌ ماهيّت‌ و دامنة‌ فعاليت‌ آن‌ دامن‌ زده‌ است‌ (براي‌ بحث‌ پيرامون‌ هماهنگي‌ اين‌ گروه‌ با جنبشهاي‌ چپگراي‌ تحت‌ نظارت‌ كمينترن‌ رجوع كنيد به كامبخش‌؛ دربارة‌ نقش‌ خود كامبخش‌ در ماجرا رجوع كنيد به خامه‌اي‌؛ طبري‌؛ پروندة‌ پنجاه‌وسه‌نفر ؛ كيانوري‌، 1372 ش‌؛ ملكي‌، جاهاي‌ متعدد؛ براي‌ توصيفهاي‌ داستان‌گونه‌ و عاطفي‌ ـ احساسي‌ رجوع كنيد به علوي‌، 1357 ش‌؛ راجع‌ به‌ تأكيد بيش‌ از حدّ معمول‌ بر تأثير اين‌ گروه‌ بر جريانهاي‌ فكري‌ معاصر رجوع كنيد به خامه‌اي‌؛ «افسانه‌ و اساطير»ي‌ كه‌ عده‌اي‌ از اين‌ ماجرا ساخته‌اند رجوع كنيد به آل‌ احمد). در ضمن‌، از بررسي‌ آثار سران‌ حزب‌ توده‌ و انتشارات‌ اين‌ حزب‌، نظر رسمي‌ و واحد و همگني‌ دربارة‌ پنجاه‌وسه‌نفر به‌دست‌ نمي‌آيد. ماجراي‌ پنجاه‌وسه‌نفر بر ادبيات‌ چپگراي‌ پس‌ از شهريور 1320 ايران‌، بويژه‌ بر برخي‌ از آثار بزرگ‌ علوي‌ و اشعار شاعران‌ نوپرداز چپگرا، و به‌طور كلّي‌ بر انديشه‌ و جنبش‌ چپ‌ در ايران‌، تأثير گذاشته‌ است‌.منابع‌: يروانـد آبراهاميـان‌، ايـران‌ بيـن‌ دو انقـلاب‌: درآمدي‌ بـر جامعه‌شناسي‌ سياسي‌ ايران‌ معاصر ، ترجمة‌ احمد گل‌محمدي‌ و محمد ابراهيم‌ فتّاحي‌ ولي‌لايي‌، تهران‌ 1377 ش‌؛ ع‌. آگاهي‌ ] نام‌ مستعار [ ، «دكتر تقي‌ اراني‌ چهره‌اي‌ تابان‌ در تاريخ‌ جنبش‌ كارگري‌ و كمونيستي‌ ايران‌»، دنيا ، دورة‌ 4، سال‌ 1، ش‌ 5 (دي‌ 1358)، ص‌ 150ـ156؛ جلال‌ آل‌ احمد، در خدمت‌ و خيانت‌ روشنفكران‌ ، تهران‌ 1374 ش‌؛ ايرج‌ اسكندري‌، خاطرات‌ سياسي‌ ، چاپ‌ علي‌ دهباشي‌، تهران‌ 1368 ش‌؛ اطلاعات‌ ، سال‌ 16، ش‌ 4651، 25 شهريور 1320، ش‌ 4654، 28 شهريور 1320؛ كاوه‌ بيات‌، « ] معرفي‌ كتاب‌ [ پرونده‌ پنجاه‌وسه‌نفر »، گفتگو ، ش‌ 4 (تابستان‌ 1373)؛ پروندة‌ پنجاه‌وسه‌نفر ، چاپ‌ حسين‌ فرزانه‌، تهران‌ 1372 ش‌؛ انور خامه‌اي‌، خاطرات‌ سياسي‌ ، تهران‌ 1372 ش‌؛ دنيا ، دورة‌ 4، سال‌ 1 (مرداد 1358ـ اسفند 1358)؛ احسان‌ طبري‌، كژراهه‌: خاطراتي‌ از تاريخ‌ حزب‌ توده‌ ، تهران‌ 1367 ش‌؛ بزرگ‌ علوي‌، پنجاه‌وسه‌نفر ، تهران‌ 1357 ش‌؛ همو، خاطرات‌ بزرگ‌ علوي‌، چاپ‌ حميد احمدي‌، تهران‌ 1377 ش‌؛ عبدالصمد كامبخش‌، شمه‌اي‌ دربارة‌ تاريخ‌ جنبش‌ كارگري‌ ايران‌: سوسيال‌ دمكراسي‌ انقلابي‌، حزب‌ كمونيست‌ ايران‌، حزب‌ تودة‌ ايران‌ ، تهران‌ 1360 ش‌؛ الهه‌ كولائي‌، استالينيسم‌ و حزب‌ تودة‌ ايران‌ ، تهران‌ 1376 ش‌؛ نورالدين‌ كيانوري‌، خاطرات‌ نورالدين‌ كيانوري‌ ، تهران‌ 1372 ش‌؛ همو، گفتگو با تاريخ‌ ، تهران‌ 1376 ش‌؛ فضل‌الله‌ گرگاني‌، «آن‌ روي‌ سكه‌: به‌ مناسبت‌ سالگرد شهادت‌ دكتر تقي‌ اراني‌» دنيا ، دورة‌ 4، سال‌ 1، ش‌ 6 (اسفند 1358)؛ حبيب‌ لاجوردي‌، اتحاديه‌هاي‌ كارگري‌ و خودكامگي‌ در ايران‌ ، ترجمة‌ ضياء صدقي‌، تهران‌ 1369 ش‌؛ افشين‌ متين‌، كنفدراسيون‌: تاريخ‌ جنبش‌ دانشجويان‌ ايراني‌ در خارج‌ از كشور 57 ـ1332، ترجمة‌ ارسطو آذري‌، تهران‌ 1378 ش‌؛ حسين‌ مكّي‌، تاريخ‌ بيست‌ سالة‌ ايران‌ ، ج‌ 6، تهران‌ 1362 ش‌؛ خليل‌ ملكي‌، خاطرات‌ سياسي‌ خليل‌ ملكي‌ ، با مقدمة‌ محمدعلي‌ كاتوزيان‌، تهران‌ 1368 ش‌.
نظر شما
ایمیل ایمیل
مولفان

عبدالحسين‌ آذرنگ‌

حوزه موضوعی
رده های موضوعی
جلد 5
تاریخ چاپ
وضعیت انتشار
  • چاپ نشده