پنجاب‌ («سرزمین‌ پنج‌ رود»)
معرف
لتي‌ در شمال‌ غربي‌ شبه‌ قارة‌ هند
متن
پنجاب‌ («سرزمين‌ پنج‌ رود»)، ايالتي‌ در شمال‌ غربي‌ شبه‌ قارة‌ هند. پيش‌ از تقسيم‌ هند بريتانيا، پنجاب‌ تمامي‌ قلمرو حكومتي‌ هند، بجز ايالت‌ مرز شمال‌ غرب‌ و كشمير، شمال‌ سند و راجپوتانا و غرب‌ رودخانة‌ جمنا/ يامونا را شامل‌ مي‌شد. بنابراين‌، پنجاب‌ از لحاظ‌ جغرافيايي‌ مناطقي‌ بيش‌ از آنچه‌ را كه‌ از نامش‌ برمي‌آيد دربر مي‌گيرد. زيرا علاوه‌ بر مناطقي‌ كه‌ با رودهاي‌ جهلم‌ ، چناب‌ ، راوي‌، بياس‌ و ستلج‌ آبياري‌ مي‌شوند، فلات‌ سرهند واقع‌ در ميان‌ ستلج‌ و جمنا، سند ـ ساگر دوآب‌ ميان‌ ستلج‌ و سند، و ناحية‌ ديره‌ غازي‌ خان‌ را نيز شامل‌ مي‌شود.] طبق‌ معاهدة‌ 1339ش‌/ 1960، آب‌ رودخانه‌هاي‌ سند، جهلم‌ و چناب‌ به‌ پاكستان‌ اختصاص‌ يافته‌ است‌ (اسعدي‌، ج‌2، ص‌125). اين‌ پنج‌ رود در منطقة‌ پنج‌ند در پاكستان‌ به‌ يكديگر مي‌پيوندند و از آن‌ پس‌ پنج‌ند (يعني‌ رودي‌ متشكل‌ از پنج‌ رودخانه‌) خوانده‌ مي‌شود كه‌ در نهايت‌ به‌ رودخانة‌ سند مي‌ريزد. تأسيسات‌ تنظيم‌ جريان‌ آب‌ در ناحية‌ پنج‌ند، آب‌ اين‌ رودخانه‌ را منشعب‌ و منطقة‌ جنوب‌ غربي‌ پاكستان‌ را سيراب‌ مي‌كند ( د.اردو ، ذيل‌ «پنج‌ند») [ .پنجاب‌ از 1326ش‌/ 1947 ميان‌ پاكستان‌ و هند تقسيم‌ شده‌ است‌. بخش‌ شرقي‌، يعني‌ بخش‌ هندي‌نشين‌، به‌ ايالتهاي‌ پنجاب‌ و هاريانا و هيماچال‌ پرادش‌ تقسيم‌ شده‌ است‌ ( رجوع كنيد به قسمت‌ دوم‌ مقاله‌).از لحاظ‌ اداري‌ ايالت‌ پنجاب‌ در دورة‌ حاكميت‌ بريتانيا به‌ دو قسمت‌ تقسيم‌ شد: قلمرو بريتانيا و ولايات‌ پنجاب‌.قلمرو بريتانيا در 1310ش‌/ 1931 مساحتي‌ در حدود 095 ، 257 كيلومتر مربع‌ و جمعيتي‌ در حدود 852 ، 580 ، 23 تن‌ داشت‌. كه‌ به‌ 29 بخش‌ اداري‌ («ضلع‌») تقسيم‌ و هر بخش‌ زير نظر يك‌ معاون‌ مأمور اداري‌ («بخشدار») اداره‌ مي‌شد. اين‌ بخشها در پنج‌ قسمت‌ انباله‌ ، جالندر ، لاهور، راولپندي‌ و مُلتان‌، هر كدام‌ زير نظر يك‌ مأمور اداري‌، گروه‌بندي‌ مي‌شدند.ولايات‌ پنجاب‌ در 1310ش‌/ 1931 مساحتي‌ در حدود 640 ، 97 كيلومتر مربع‌ و جمعيتي‌ در حدود 005 ، 910 ، 4 نفر داشت‌.تاريخ‌ پنجاب‌ تا 1329/ 1911. معابر كوهستاني‌ مرز شمال‌ غربي‌ كه‌ به‌ دشتهاي‌ پنجاب‌ منتهي‌ مي‌شود در تاريخ‌ منطقه‌ تأثير بسزايي‌ داشته‌ است‌. به‌ همين‌ دليل‌، پنجاب‌ از لحاظ‌ قومي‌ به‌ آسياي‌ مركزي‌ نزديكتر از هند است‌. كاوشهايي‌ كه‌ از1328 در هارپا در ناحية‌ مُنْتُگُمِري‌ انجام‌ گرفت‌ حاكي‌ از وجود تمدني‌ است‌ كه‌ احتمالاً در حدود سه‌ هزار سال‌ پيش‌ از ميلاد در درة‌ سند رونق‌ داشته‌ و شبيه‌ تمدنهاي‌ عيلام‌ و بين‌النهرين‌ بوده‌ است‌ (مارشال‌، 1931). اما براساس‌ شواهد موجود، اقوام‌ آريايي‌ زبان‌ نخستين‌ مهاجراني‌ بودند كه‌ در اعصار پيش‌ از تاريخ‌ در دشتهاي‌ پنجاب‌ اسكان‌ يافتند. قرنها بعد، سيل‌ مهاجمان‌ از معابر كوهستاني‌ شمال‌ ـ غرب‌ سرازير شد. ايرانيان‌، يونانيها و افغانها، سپاهيان‌ اسكندر و محمود غزنوي‌، سپاهيان‌ تيمور، بابر و نادرشاه‌ و سربازان‌ احمد شاه‌ درّاني‌ * از همين‌ معابر پيشروي‌ كردند و دشتهاي‌ حاصلخيز پنجاب‌ را ويران‌ ساختند. اين‌ مهاجرتها و هجومها به‌ ناهمگوني‌ جمعيت‌ ساكن‌ در سرزمين‌ پنج‌ رودخانه‌ افزود. تاريخ‌ تهاجمات‌ از آسياي‌ مركزي‌ نشان‌ مي‌دهد كه‌ پنجاب‌ و منطقة‌ سرحد (از كرانه‌هاي‌ سند تا كوهپايه‌هاي‌ رشته‌ كوههاي‌ سليمان‌ در افغانستان‌) هرگز نتوانسته‌اند سدي‌ واقعي‌ در برابر فرماندهي‌ متهور به‌ وجود آورند. رشته‌ كوه‌ سليمان‌ بندرت‌ مرزي‌ سياسي‌ تشكيل‌ داده‌ است‌، زيرا پارسها، موريا ها، يونانيها ـ بلخيها، سكاها، پهله‌وه‌ها ] پارتها [ ، شاخة‌ كوشاني‌ يوئه‌چي‌ و هونها، همگي‌ در دو سوي‌ اين‌ سد كوهستاني‌ حضور داشتند.وقتي‌ محمدبن‌ قاسم‌ در 94، ملتان‌ را تصرف‌ كرد، قدرت‌ مسلمانان‌ تا سند عليا و پنجاب‌ سفلي‌ گسترش‌ يافت‌، اما تهديد واقعي‌ از سوي‌ افغانستان‌ امروزي‌ بود. مهاجمان‌ غزنوي‌ با سلسلة‌ قدرتمند هندوشاهيانِ * وي‌هند روبرو شدند كه‌ در لمغان‌ و چَناب‌ حكمراني‌ مي‌كردند. محمود غزنوي‌ قدرت‌ اين‌ حكومت‌ هندو را به‌ طور كامل‌ درهم‌ شكست‌ و پنجاب‌ را به‌ صورت‌ ايالتي‌ مرزي‌ به‌ قلمرو وسيع‌ خود ضميمه‌ كرد. پايتخت‌ اين‌ قلمرو، لاهور * ، تنها پناهگاه‌ اخلاف‌ وي‌ بود كه‌ سلاطين‌ آل‌ شَنسَب‌ غور آنان‌ را از غزنه‌ بيرون‌ رانده‌ بودند. ملتان‌ و حومة‌ آن‌ از روزگار فتح‌ مسلمانان‌ در اختيار آنان‌ بود، اما اين‌ واقعيت‌ كه‌ حاكمان‌ آن‌ قرامطة‌ رافضي‌ (اسماعيليان‌) بودند سبب‌ حملة‌ سلطان‌ محمود در 396 به‌ آنجا شد. محمد غوري‌ در 582 پنجاب‌ را تصرف‌ كرد. پس‌ از وفات‌ وي‌ در 602، پنجاب‌ به‌ يكي‌ از ايالتهاي‌ سلطان‌نشين‌ دهلي‌ تحت‌ حكمراني‌ قطب‌الدين‌ اَيْبك‌ * تبديل‌ شد. با وجود تهديدات‌ و حملات‌ گهگاه‌ اقوام‌ آسياي‌ مركزي‌، پنجاب‌ تحت‌ حاكميت‌ سلاطين‌ دهلي‌ باقي‌ ماند. ظهيرالدين‌ بابر در 932، ابراهيم‌ لودي‌ را در پاني‌پت‌ * شكست‌ داد و راه‌ را براي‌ تشكيل‌ حكومت‌ مغول‌ هموار كرد. در دورة‌ حاكميت‌ اكبرشاه‌، ايالت‌ كنوني‌ پنجاب‌ ضميمة‌ « صُوبه‌ » ] ايالت‌ [ هاي‌ لاهور، ملتان‌ و دهلي‌ شد (علامي‌، ج‌2، ص‌278ـ341).سياست‌ انعطاف‌ناپذيرتر جانشينان‌ بلافصل‌ اكبر و در رأس‌ همه‌ اورنگ‌ زيب‌، به‌ افزايش‌ قدرت‌ سياسي‌ سيكها در پنجاب‌ انجاميد و گروهي‌ از معتقدان‌ مذهبي‌ را كه‌ گورونانك‌ در نيمة‌ دوم‌ قرن‌ نهم‌ تشكيل‌ داده‌ بود، به‌ يك‌ مشترك‌ المنافع‌ نظامي‌ يا «خالصه‌»، با تنفري‌ عميق‌ نسبت‌ به‌ مسلمانان‌ تبديل‌ كرد ( رجوع كنيد به سيكها * ). تضعيف‌ دولت‌ مركزي‌ و وضعيت‌ بلادفاع‌ ايالات‌ مرزي‌ در اواخر دوران‌ حاكميت‌ مغولها، هندوستان‌ را در معرض‌ تهاجمات‌ نادرشاه‌ و احمدشاه‌ دُرّاني‌ قرار داد. مراتهه‌ها * كه‌ آرزوي‌ حكومت‌ بر جهان‌ را در سر مي‌پروراندند در 1175 در نبرد خونين‌ پاني‌پت‌، بسختي‌ از مهاجمان‌ افغان‌ شكست‌ خوردند. سال‌ بعد، احمدشاه‌ در برناله‌ در نزديكي‌ لدهيانه‌ (لُديانه‌)، سيكها را كه‌ از غيبت‌ او در كابل‌ استفاده‌ كرده‌ و حومة‌ لاهور را به‌ تصرف‌ در آورده‌ بودند قتل‌ عام‌ كرد. سيكها بزودي‌ سلطة‌ خود را تا مناطق‌ جنوب‌ ستلج‌ گسترش‌ دادند و به‌ دروازه‌هاي‌ دهلي‌ نيز حمله‌ بردند، اما مراتهه‌ها كه‌ پس‌ از شكست‌ در پاني‌پت‌ بسرعت‌ نيروي‌ خود را باز يافته‌ بودند، آنان‌ را متوقف‌ كردند. شكست‌ مراتهه‌ها در 1218/1803 به‌ دست‌ لُرد ليك‌ ، به‌ قيام‌ رنجيت‌ سنگه‌ و ايجاد پادشاهي‌ قدرتمند سيك‌ در پنجاب‌ منجر شد. كوششهاي‌ وي‌ براي‌ گسترش‌ سلطه‌ بر سيكهاي‌ اين‌ سوي‌ ستلج‌ موجب‌ درگيري‌ او با بريتانياييها شد. او در پيمان‌ 1224/1809 ستلج‌ را به‌ عنوان‌ سرحد شمال‌غربي‌ قلمرو بريتانيا در هند به‌ رسميت‌ شناخت‌ (ايچيسون‌ ، ج‌8، ش‌53). پس‌ از مرگ‌ رنجيت‌ سنگه‌ در 1255/1839، قلمرو او بسرعت‌ در ميان‌ اخلافش‌ تقسيم‌ شد. انقلاب‌ در پي‌ انقلاب‌ روي‌ داد و در دوران‌ حكومت‌ دليپ‌ سنگه‌ كه‌ صغير بود، نيروهاي‌ نظامي‌ خالصه‌، حاكمان‌ واقعي‌ منطقه‌ شدند. هجوم‌ بي‌دليل‌ به‌ قلمرو بريتانيا موجب‌ دو جنگ‌ بريتانيا با سيكها شد كه‌ با الحاق‌ پنجاب‌ به‌ قلمرو بريتانيا در 1265/1849 خاتمه‌ يافت‌.در آغاز، مناطق‌ تصرف‌ شده‌ زير نظر هيئت‌ اجرايي‌ قرار گرفت‌. اين‌ هيئت‌ در 1270/1853 منحل‌ و اختيارات‌ و وظايف‌ آن‌ به‌ نماينده‌اي‌ عاليرتبه‌ واگذار شد. در 1275 كه‌ دهلي‌ از ايالات‌ شمال‌ غربي‌ (سپس‌ سرزمينهاي‌ اتحادي‌) جدا شد، پنجاب‌ و توابع‌ آن‌ به‌ بخشداري‌ مبدل‌ گرديد.با گسترش‌ حدود اداري‌ بريتانيا به‌ آن‌ سوي‌ سند، پنجاب‌ به‌ اين‌ محدوده‌ ملحق‌ شد و دولت‌ هند با قبايل‌ پتهان‌ در سرحدات‌ شمال‌ غربي‌ و امير افغانستان‌ ارتباط‌ نزديكتري‌ پيدا كرد. از آنجا كه‌ اين‌ سرحد بسيار طولاني‌ و كوهستاني‌بود، دفاع‌ از آن‌ تنها با نيروي‌ نظامي‌ ميسر نمي‌شد و به‌ برقراري‌ مناسبات‌ سياسي‌ با قبايل‌ بستگي‌ داشت‌. در آغاز نهاد ويژه‌اي‌ براي‌ برقراري‌ ارتباط‌ با نواحي‌ قبيله‌نشين‌ وجود نداشت‌ و بخشداران‌ بخشهاي‌ هزاره‌،پيشاور،كوهات‌،بنّو]=بَنُّون[،ديره‌ اسماعيل‌خان‌ و ديره‌غازي‌ خان‌ ( رجوع كنيد به ديرَجات‌ * )، برقراري‌ مناسبات‌ با قبايل‌ را به‌ عهده‌ داشتند. در 1293/1876 بخشداري‌ پيشاور از سه‌ ناحية‌ شمالي‌ و بخشداري‌ ديرجات‌ از سه‌ ناحية‌ جنوبي‌ شكل‌ مي‌يافت‌. نظام‌ نمايندگي‌ سياسي‌ تا 1295/ 1878به‌كارگرفته‌نشد.دراين‌سال‌درجريان‌جنگ‌دوم‌افغان‌، صاحب‌ منصب‌ ويژه‌اي‌ براي‌ خيبر تعيين‌ شد. كُرَّم‌ * در 1310/ 1892 نمايندگي‌ يافت‌ و نمايندگيهاي‌ ملكند ، توچي‌ و وانه‌ در فاصلة‌ 1313ـ1314/ 1895ـ1896 تأسيس‌شدند.ملكندازآغاززيرنظارت‌مستقيم‌دولت‌هندقرار داشت‌ و ساير نمايندگيها زير نظر دولت‌ پنجاب‌ باقي‌ ماندند. اين‌ ترتيبات‌ تا تشكيل‌ ايالت‌ مرز شمال‌ غرب‌ در 1319/1901 برقرار بود.ايالت‌ پنجاب‌ در دورة‌ هند بريتانيا در 1329/1911 كه‌ دهلي‌ ايالت‌ جداگانه‌اي‌ شد به‌ مرزهاي‌ نهايي‌ خود رسيد و در 1300ش‌/ 1921 به‌ ايالت‌ حاكم‌نشين‌ ارتقا يافت‌.منابع‌: علاوه‌ بر منابع‌ معيار دربارة‌ تاريخ‌ هند رجوع كنيد به ] اردو دائرة‌ معارف‌ اسلاميّه‌ ، لاهور 1384ـ1410/ 1964ـ1989، ذيل‌ «پنج‌ند» (از قاضي‌ سعيدالدين‌ احمد)؛ مرتضي‌ اسعدي‌، جهان‌ اسلام‌ ، تهران‌ 1366ـ1369ش‌ [ ؛ مفتي‌ علي‌الدين‌، عبرت‌نامه‌ ، نسخة‌ خطي‌ كتابخانة‌ ديوان‌ هند، ش‌3241؛ غلام‌ محيي‌الدين‌، تاريخ‌ پنجاب‌ ، نسخة‌ خطي‌ كتابخانة‌ ديوان‌ هند، ش‌3244؛ محمدنقي‌، شير سينگ‌نامه‌ ، نسخة‌ خطي‌ كتابخانة‌ ديوان‌ هند، ش‌3231؛C. U. Aitchison, Treaties engagements, and sanads , VIII, 1909; Abu'l - Fad ¤ l ـ Alla ¦ m ¦ â , A ¦ Ý i ¦ n-i-Akbar i ¦ , tr. Jarrett, II, Calcutta 1891; K.K. Aziz, Briand Muslim India, 1857-1947 , London 1963; J.D. Cunningham, History of the Sikhs , Oxford 1918; M.L. Darling, The Punjab peasant in prosperity and debt , London 1925; C.C. Davies, The problem of the North-West Frontier 1890-1908 2 , London 1975; C. Gough and A.D. Innes, The Sikhs and the Sikh War , London 1897; L.H. Griffin, The Punjab chiefs , Lahore 1890; idem, The Rajas of the Punjab , Lahore 1870; idem, Ranjit Singh , Oxford 1892; A.B.M. Habibullah, The foundation of Muslim rule in India 2 , Allahabad 1961; Indian Statutory Commission , x, 1930; S.M. Latif, History of the Panja ¦ b , Calcutta 1891; idem, Lahore, its history, architectural remains and antiquities , 1892; M. Macauliffe, The Sikh religion , Oxford 1909; Sir John Marshall, Mohenjo-Daro and the Indus civilization , London 1931; Punjab administration reports ; H.A. Rose, A glossary of the tribes and castes of the Punjab and North - West Frontier province , Lahore 1911-1919.تاريخ‌ پنجاب‌ پس‌ از 1329/ 1911. خط‌ مشي‌ سياسي‌ بريتانيا پس‌ از 1329، عميقاً بر توسعة‌ سياسي‌ منطقه‌ تأثير گذاشت‌. بريتانيا سلطة‌ خود را بر اساس‌ اتحاد با قدرتمندان‌ روستايي‌ برقرار كرد. بريتانيا همچنين‌ مشوق‌ هويت‌ سياسي‌ «مبتني‌ بر كشاورزي‌» بود كه‌ فراتر از محدوده‌هاي‌ قومي‌ عمل‌ مي‌كرد. اتخاذ اين‌ روش‌ عمدتاً براي‌ تأمين‌ ثبات‌ روستايي‌ در منطقه‌اي‌ تحميل‌ مي‌شد كه‌ كانون‌ اصلي‌ سربازگيري‌ ارتش‌ هند به‌ شمار مي‌آمد. اما اقدامات‌ دولت‌ هند بريتانيا براي‌ بهبود ارتباطات‌، يعني‌ گسترش‌ آموزش‌ غربي‌ و فعاليت‌ مبلغان‌ مذهبي‌، محرك‌ جنبش‌ احياي‌ مذهبي‌ شد. بدين‌ ترتيب‌ در جوامعِ شهرهاي‌ پنجاب‌ نوعي‌ آرمان‌ سياسي‌ مشترك‌ شكل‌ گرفت‌ كه‌ با تعريف‌ معمول‌ بريتانيايي‌ از جامعه‌ در تعارض‌ بود.دو نوع‌ نظام‌ سياسي‌ پديدار شد؛ نظام‌ سياسي‌ حامي‌ ـ پيرو روستايي‌ و نظام‌ سياسي‌ دينيِ شهري‌.نهادهاي‌ سياسي‌ دولت‌ هند بريتانيا به‌ ميزان‌ زيادي‌ جوامع‌ شهري‌ را از قدرت‌ دور نگاه‌ داشته‌ بودند. فقط‌ اعضاي‌ قبايل‌ قانوني‌ «كشاورز» مي‌توانستند براي‌ رأي‌گيري‌ در حوزه‌هاي‌ انتخابية‌ روستايي‌ شركت‌ كنند و به‌ همين‌ دليل‌ اكثريت‌ كرسيهاي‌ مجلس‌ ايالتي‌ را، كه‌ در 1316ش‌/ 1937 تأسيس‌ شده‌ بود، به‌ دست‌ آوردند. كشاورزان‌ تقريباً سه‌ چهارم‌ كرسيهاي‌ اين‌ انتخابات‌ هدايت‌ شده‌ را به‌ دست‌ آوردند. اين‌ امر كنگرة‌ ملي‌ هند و «جمعيت‌ مسلمانان‌ سراسر هند» ] مسلم‌ ليگ‌ [ را كاملاً فلج‌ كرد، زيرا حاميان‌ آنها در شهرهاي‌ پنجاب‌ متمركز بودند.حزب‌ وحدت‌گرا ، نيروي‌ سياسي‌ حاكم‌ را تشكيل‌ مي‌داد. اين‌ حزب‌ در 1302ش‌/ 1923 تأسيس‌ شد و حمايت‌ ملاكان‌ مسلمان‌ پنجاب‌ غربي‌ و نيز دهقانان‌ جَت‌/ جاط‌ هندو در بخش‌ انبالة‌ شرقي‌ را به‌ دست‌ آورد. خط‌ مشي‌ اصلي‌ اين‌ حزب‌ بر لغو بدهيهاي‌ روستاييان‌ متمركز بود. سنگ‌ بناي‌ اين‌ حزب‌ قانون‌ واگذاري‌ سند زمين‌ در 1318 بود كه‌ انتقال‌ زمين‌ را محدود مي‌ساخت‌ و جامعة‌ پنجاب‌ را به‌ دو گروه‌ «كشاورز» و «غيركشاورز» تقسيم‌ مي‌كرد. اما سياستمداران‌ شهري‌ بر هويتهاي‌ قومي‌ تأكيد مي‌كردند. جمعيت‌ اَحرار به‌ حمايت‌ از حقوق‌ مسلمانان‌ كشمير پرداخت‌ و جامعة‌ بدعت‌گذار احمدي‌ ] پيروان‌ ميرزاغلام‌ احمد قادياني‌ [ را به‌ انتقاد گرفت‌. گروه‌ خاكسارها، ملي‌گرايي‌ اسلامي‌ انقلابي‌ را تبليغ‌ مي‌كردند. سيكهاي‌ اكالي‌ براي‌ نخستين‌ بار توانستند ارزشهاي‌ قومي‌ را وارد سياستهاي‌ روستايي‌ كنند. آنها در درگيري‌ نظامي‌، در اوايل‌ دهة‌ 1300 ش‌، معابد و اماكن‌ مقدس‌ سيكها را در اختيار گرفتند و به‌اين‌ ترتيب‌ قدرت‌ ملاكان‌ «حزب‌ ملي‌ خالصه‌» را غصب‌ كردند. مسلمانان‌ سياستهاي‌ گذشته‌ را ادامه‌ دادند. حزب‌ وحدت‌گرا در انتخابات‌ ايالتي‌ 1316ش‌/ 1937 پيروز شد و مسلم‌ ليگ‌ تنها يك‌ كرسي‌ به‌ دست‌ آورد. اسكندر حيات‌ خان‌، نخست‌ وزير جديد وحدت‌گرا، در پيمان‌ 1316ش‌/ 1937، حمايت‌ از سياستهاي‌ محمدعلي‌ جناح‌ را پذيرفت‌، اما اين‌ توافق‌ به‌ بهاي‌ سلطة‌ حزب‌ وحدت‌گرا بر شعبة‌ مسلم‌ ليگ‌ در پنجاب‌، كه‌ تجديد سازمان‌ يافته‌ بود، تمام‌ شد.جنگ‌ جهاني‌ دوم‌ ضرباتي‌ بر حزب‌ وحدت‌گرا وارد ساخت‌. اين‌ حزب‌ ناگزير شد با لايحة‌ غير مردمي‌ مصادرة‌ گندم‌ موافقت‌ كند. همچنين‌ جنگ‌ با تقويت‌ موقعيت‌ جناح‌، از خروج‌ قريب‌الوقوع‌ بريتانيا از هند خبر مي‌داد و به‌ اين‌ ترتيب‌ موقعيت‌ حزب‌ وحدت‌گرا را تحليل‌ برد. در همين‌ هنگام‌ مرگ‌ ناگهاني‌ اسكندر و چهوتو رام‌ از رهبران‌ جت‌ اين‌ حزب‌، آن‌ را از درون‌ تضعيف‌ كرد. در 1321ش‌/ 1943 خضرحيات‌ خان‌ توانه‌ جانشين‌ اسكندر شد. او به‌ موضع‌ درون‌ فرقه‌اي‌ حزب‌ وفادار ماند، اما توانايي‌ سلف‌ خود را در متحدكردن‌ همة‌ گروههاي‌ مسلمان‌ نداشت‌. جناح‌ از فرصت‌ استفاده‌ كرد تا دوباره‌ نفوذ خود را بر مسلم‌ليگ‌ پنجاب‌ برقرار سازد. او پس‌ از مذاكرات‌ طولاني‌، در ارديبهشت‌ 1323/مه‌ 1944 خضر را از حزب‌ اخراج‌ كرد. پس‌ از آن‌ جريان‌ مداومي‌ از انتقال‌ بي‌هدف‌ وحدت‌گرايان‌ مسلمان‌ به‌ مسلم‌ليگ‌ به‌ وجود آمد و اين‌ در حالي‌ بود كه‌ همتايان‌ هندوي‌ آنها به‌ حزب‌ كنگره‌ مي‌پيوستند.در انتخابات‌ ايالتي‌ 1325ش‌/ 1946 حزب‌ وحدت‌گرا به‌ گروه‌ 21 نفرة‌ بي‌اعتباري‌ تنزل‌ يافت‌. تا اسفند 1325/ مارس‌ 1947 خضر همچنان‌ نخست‌ وزير كابينه‌اي‌ ائتلافي‌ بود. استعفاي‌ او موجب‌ برانگيختن‌ شورشي‌ فرقه‌اي‌ شد كه‌ تا تابستان‌ 1326ش‌/ 1947 گسترش‌ يافت‌. از هم‌ پاشيدن‌ نيروي‌ پليس‌ و ديگر سازمانها، علت‌ هرج‌ و مرجي‌ را كه‌ در پي‌ خروج‌ بريتانيا منطقه‌ را برآشفت‌، روشن‌ مي‌سازد.پذيرش‌ طرح‌ سوم‌ ژوئن‌ به‌ تجزية‌ پنجاب‌ منجر شد. كميسيون‌ تعيين‌ مرز، خط‌ مرزي‌ را كه‌ از ميان‌ لاهور و امرتسر مي‌گذشت‌ تعيين‌ كرد. واگذار كردن‌ منطقه‌اي‌ به‌ مساحت‌ تقريباً 949،12 كيلومتر مربع‌ از اراضيِ اكثريت‌ مسلمان‌ به‌ هند، براي‌ حفظ‌ «پيوستگي‌» مجموعة‌ راهها و آبراهها، جنجال‌ بسيار برانگيخت‌.در مهاجرت‌ نامنظم‌ دو سويه‌ از مرداد تا آبان‌ 1326/ اوت‌ تا نوامبر 1947، 13 ميليون‌ تن‌ از مرزهاي‌ جديد عبور كردند. در 1335ش‌/ 1956 پتياله‌ و اتحادية‌ ايالات‌ پنجاب‌ شرقي‌ در ايالت‌ پنجاب‌ هندي‌ ادغام‌ شد، اما در 1345ش‌/ 1966، به‌ موازات‌ تقسيم‌بنديهاي‌ زباني‌ و ايجاد نواحي‌ هندي‌ زبان‌، تجديد سازمان‌ يافت‌ و به‌ ايالت‌ جديد هاريانا ملحق‌ شد. نواحي‌ تپه‌اي‌ هيمالايا نيز جدا شد و بخشي‌ از ايالت‌ هيماچال‌ پرادش‌ را تشكيل‌ داد. براي‌ نخستين‌ بار سيكها در موطن‌ خود در اكثريت‌ قرار گرفتند. آنها در 1360ش‌/ 1981، 56% از جمعيت‌ 000 ، 800 ، 16 نفري‌ ايالت‌ را تشكيل‌ مي‌دادند. پنجاب‌ غربي‌ با تغييرات‌ ارضي‌ بسيار كمتري‌ روبرو بوده‌ است‌. پنجاب‌ غربي‌، ايالت‌ سابق‌ بهاولپور * را در خود جاي‌ داد. از 1334 تا 1349 ش‌/ 1955ـ1970 در ايالت‌ مجزاي‌ پاكستان‌غربي‌ ادغام‌ شده‌ بود. هنگامي‌ كه‌ اين‌ ايالت‌ دوباره‌ تشكيل‌ شد داراي‌ 28 بخش‌، 5 قسمت‌ و جمعيتي‌ بالغ‌ بر 000 ، 400 ، 37 تن‌ بود.پنجاب‌ هند و پنجاب‌ پاكستان‌ از لحاظ‌ تاريخي‌ جايگاهي‌ داشتند كه‌ از انقلاب‌ سبز دهة‌ 1340 ش‌/ 1960 بهره‌ بردند. اين‌ دو منطقه‌ داراي‌ جاده‌ها و آبراههاي‌ مناسب‌ و كشاورزان‌ ماهر بودند. توليدات‌ كشاورزي‌ با ترويج‌ بذرهاي‌ اصلاح‌ شده‌ و فناوري‌ انقلاب‌ سبز افزايش‌ يافت‌ و اين‌ دو منطقه‌ از نواحي‌ غني‌ كشورهاي‌ خود شدند. پنجاب‌ پاكستان‌ داراي‌ ميراث‌ مطلوب‌ ديگري‌ نيز بود، يعني‌ نظارت‌ انحصاري‌ بر سربازگيري‌ ارتش‌.ميراث‌ استعمار تحولات‌ سياسي‌ منطقة‌ پنجاب‌ را شكل‌ داده‌ است‌. موقعيت‌ برتر اكالي‌ دال‌ در فعاليتهاي‌ سياسي‌ سيكها به‌ روزگاري‌ باز مي‌گردد كه‌ اين‌ گروه‌ معابد و اماكن‌ مقدس‌ سيكها را به‌ تصرف‌ درآورد. منشأ تقاضاي‌ خالصتان‌ ] كشور مستقل‌ سيكها [ بغرنج‌ بود و به‌ طور عمده‌ در تغييرات‌ اجتماعي‌ حاصل‌ از انقلاب‌ سبز و كشمكشهاي‌ موجود در دولتِ مركزي‌ حكومت‌ خانم‌ گاندي‌ ريشه‌ داشت‌. با اينهمه‌، تقويت‌ هويت‌ قومي‌ سيك‌ در دوران‌ استعماري‌ و بي‌اعتمادي‌ سيكها به‌ كنگره‌ در پي‌ ناكامي‌ درخواست‌ تشكيل‌ سيكستان‌ در 1326ش‌/ 1947، عوامل‌ تاريخي‌ مهمي‌ به‌ شمار مي‌آيند.يكي‌ از ميراثهاي‌ مهم‌ استعماري‌ در سياستهاي‌ پنجاب‌ پاكستان‌ و سراسر پاكستان‌، استقرار اين‌ منطقه‌ به‌ عنوان‌ مركز اصلي‌ سربازگيري‌ ارتش‌ بوده‌ است‌. زيرا در عمل‌ غيرپنجابيها را از ادامة‌ مشاركت‌ نظامي‌ در قدرت‌ محروم‌ كرده‌ و با تشديد اختلافات‌ منطقه‌اي‌ بر جدايي‌ از مركز افزوده‌ است‌. خدمت‌ نظامي‌، زمين‌داري‌ و قدرت‌ سياسي‌ بيش‌ از پيش‌ با يكديگر هماهنگ‌ شده‌اند. اما ميراث‌ استعماري‌ ديگر كه‌ به‌ همان‌ اندازه‌ اهميت‌ دارد، اختلاف‌ حل‌ نشده‌ ميان‌ قدرت‌ سياسي‌ متكي‌ بر مداخلة‌ رهبران‌ محلي‌ و آرمانهاي‌ اسلامي‌ است‌. اين‌ اختلاف‌ كهنه‌ در شورشهاي‌ ضد احمدي‌ لاهور در 1332 ش‌/ 1953 خود را نشان‌ داد، شورشهايي‌ كه‌ يادآور مبارزات‌ احرار در دهة‌ 1309 ش‌/ 1930 بود. اين‌ شورشها مقدمة‌ حكومت‌ نظامي‌ در لاهور و سقوط‌ نخست‌وزير پاكستان‌ بود و راه‌ را براي‌ ايفاي‌ نقش‌ با اهميت‌تر ارتش‌ در سياستهاي‌ ملي‌ هموار كرد.] از نظر تقسيمات‌ سياسي‌ كنوني‌، پنجاب‌ تقريباً مشتمل‌ بر ايالت‌ كوچكي‌ در هند و ايالت‌ وسيعي‌ در پاكستان‌ است‌. پنجاب‌ هند به‌ مركزيت‌ شهر چَنديگر در شمال‌ هند واقع‌ است‌ و حدود 362 ، 50 كيلومترمربع‌ وسعت‌ دارد. جمعيت‌ آن‌ در 1373 ش‌/ 1994، 000 ، 695 ، 21 تن‌ بوده‌ است‌ ( > كتاب‌ سال‌ بريتانيكا 1998 < ، ص‌ 621). پنجاب‌ پاكستان‌ به‌ مركزيت‌ شهر لاهور، حدود 344 ، 205 كيلومترمربع‌ وسعت‌ (بيش‌ از 14 مساحت‌ پاكستان‌) دارد. جمعيت‌ آن‌ در 1377ش‌/ 1998، 000 ، 585 ، 72 تن‌ بوده‌ است‌. حدود نيمي‌ از جمعيت‌ آن‌ شهري‌ و نيم‌ ديگر روستايي‌اند. هفت‌ شهر از ده‌ شهر مهم‌ پاكستان‌ در اين‌ ايالت‌ واقع‌ است‌. پنجاب‌ به‌ دليل‌ فراواني‌ منابع‌ آب‌ و خاك‌ و حاصلخيزي‌ و شبكة‌ گسترده‌ انتقال‌ آب‌، در نتيجه‌ احداث‌ 15 سدّ، تأسيسات‌ صنعتي‌ و منابع‌ زيرزميني‌ از ايالتهاي‌ مهم‌ پاكستان‌ است‌ ( رجوع كنيد به حافظ‌نيا، ص‌ 80ـ100؛ > كتاب‌ سال‌ جهان‌ اروپا 1999 < ، ج‌ 2، ص‌ 2739) [ .منابع‌: عاشق‌ حسين‌ بتالوي‌، اقبال‌ كي‌ آخري‌ دو سال‌ ، كراچي‌ 1969؛ ] محمدرضا حافظ‌نيا، «موقعيت‌ اجتماعي‌ و اقتصادي‌ پنجاب‌ در پاكستان‌»، فصلنامة‌ تحقيقات‌ جغرافيائي‌ ، سال‌ 11، ش‌ 1 (بهار 1375) [ ؛W. Ahmad, Letters of Mian Fazl-i Husain , Lahore 1976; I. Ali, The Punjab under imperialism, 1885-1947 , Princeton 1988; P. Chowdhry, Punjab politics: the role of Sir Chhotu Ram , New Delhi 1984; [ The Europa world yearbook 1999 , London 1999]; R. G. Fox, Lions of the Punjab: culture in the making , Berkeley 1985; D. Gilmartin, Empire and Islam: Punjab and the making of Pakistan , Berkeley 1989; J.S. Grewal, The Sikhs of the Punjab , Cambridge 1990; R. Kapur, Sikh separatism: the politics of faith , London 1986; S. Lavan, The Ahmadiyah movement , Delhi 1974; I.H. Malik, Sikander Hayat Khan (1892- 1942): a political biography , Islamabad 1985; [ 1998 Britannica book of the year , Chicago 1998]; Punjab Government, Report of the Government Inquiry constituted under Punjab Act II of 1954 to enquire into the Punjab disturbances of 1953 , Lahore 1954; Punjab Provincial Muslim League, Manifesto of the Punjab Provincial Muslim League , Lahore 1944; Punjab Unionist Party, Rules and regulations , Lahore 1936; I. Talbot, Punjab and the Raj, 1849-1947 , New Delhi 1988; S.Zaheer, Muslim L i ¦ g awr Yu ¦ nyu ¦ nist Part i ¦ : Pandja ¦ b men  h ¤ ak ¤ k ¤ o ba ¦ t ¤ il ki kashmakash , Bombay 1944.
نظر شما
ایمیل ایمیل
مولفان

ك‌.ك‌. ديويس‌ ( د.اسلام‌ )

تالبوت‌ ( د.اسلام‌ )

حوزه موضوعی
رده های موضوعی
جلد 5
تاریخ چاپ
وضعیت انتشار
  • چاپ نشده