پلْونه‌ (امروزه‌ پلون‌ )
معرف
ي‌ در شمال‌ بلغارستان‌
متن
پِلْوِنِه‌ (امروزه‌ پلون‌ )، شهري‌ در شمال‌ بلغارستان‌. اين‌ شهر در ارتفاع‌ 105 متري‌، در فرورفتگي‌ فلات‌ پله‌ون‌ كه‌ رود توچه‌نيكا (توچنيچه‌) آن‌ را تشكيل‌ داده‌ است‌ قرار دارد. اين‌ رود از انشعابات‌ رود ويت‌ است‌ و در شش‌ كيلومتري‌ مغرب‌ شهر جريان‌ دارد. جاده‌ و راه‌آهن‌ مهمي‌ كه‌ از صوفيه‌ به‌ بخارست‌ و وارنا (بندر درياي‌ سياه‌) كشيده‌ شده‌ است‌ از شهر مي‌گذرد.پلونه ‌جانشين ‌غيرمستقيم‌ شهررومي‌استورگوسياكه‌در 441ـ 448 پيش‌ از ميلاد، هونها آن‌ را نابودكردند اما، بر اساس‌ يافته‌هاي‌ باستان‌شناسي‌ از قرن‌ ششم‌، بعدها بازسازي‌ شد. اين‌ سكونتگاه‌ در منطقة‌ قيالق‌ در بالاي‌ شهر فعلي‌واقع‌بود و در حدود 600 ميلادي‌ در پي‌ هجوم‌ اسلاوها و آوارها از بين‌ رفته‌ است‌.در منابع‌ مكتوب‌ قرون‌ وسطا تنها در گزارش‌ لشكركشي‌ استفان‌ كبير، شاه‌ مجارستان‌، به‌ بلغارستان‌ در 665/1266 از پلونه‌ ياد شده‌ است‌. در دورة‌ تسلط‌ بلغار ـ روم‌ شرقي‌ در سده‌هاي‌ ميانه‌، احتمالاً يك‌ قلعه‌ و حومة‌ آن‌ پا برجا بوده‌، اما اطلاع‌ اندكي‌ از آن‌ در دست‌ است‌.شهر در دورة‌ عثماني‌ (795ـ 1295) يكي‌ از مراكز اسلامي‌ با مساجد بسيار چند مدرسة‌ مهم‌ و مركز «قضا»يي‌ متشكل‌ از 46 روستا بود و در بيشترين‌ مدت‌ اين‌ دوره‌ به‌ سنجق‌ نيكبولي‌ * (نيگبولو/ نيكوپول‌) تعلق‌ داشت‌ و پس‌ از تجديد سازمان‌ دستگاه‌ اداري‌ ايالتي‌ در 1281/1864، شهر جزوي‌ از سنجق‌ روسجوق‌ در ولايت‌ طونه‌ شد.در منابع‌ محلي‌ يا منابع‌ اولية‌ عثماني‌ تصرف‌ قلعة‌ پلونه‌ توسط‌ عثمانيها ثبت‌ نشده‌ است‌. تصرف‌ آن‌ بايد در لشكركشي‌ وزير اعظم‌، جاندارلي‌ (چندرلي‌)زاده‌ علي‌ پاشا، صورت‌ گرفته‌ باشد كه‌ طي‌ آن‌ ارتش‌ عثماني‌ در 790ـ791 پس‌ از تصرف‌ نيكبولي‌، در راه‌ بازگشت‌ به‌ ادرنه‌ از طريق‌ پلونه‌ و لوفچه‌ (لووچ‌)، مي‌توانست‌ آن‌ را تصرف‌ كند. تنها منبعي‌ كه‌ اين‌ لشكركشي‌ را وصف‌ كرده‌ نِشري‌ است‌، اما وي‌ در ذكر قلاع‌ و شهرهاي‌ مهم‌ بلغارستان‌ به‌ پلونه‌ و لوفچه‌ اشاره‌ نكرده‌ است‌. احتمال‌ دارد پلونة‌ قرون‌ وسطا در همين‌ واقعه‌ نابوده‌ شده‌ باشد. همچنين‌ ممكن‌ است‌ در نبرد وارنا در 848/1444 مانند اغلب‌ شهرهاي‌ شمال‌ بلغارستان‌ در آتش‌ سوخته‌ باشد.نخستين‌ بار در قديمترين‌ تحرير (دفتر آمار) عثماني‌ از سنجق‌ نيكبولي‌، كه‌ آمارِ اجمالي‌ از 884/1479ـ1480 است‌، از «پلونة‌ بالا» نام‌ برده‌ شده‌ كه‌ ده‌ خانوار مسيحي‌ و نُه‌ خانوار مسلمان‌ در آن‌ زندگي‌ مي‌كردند (تودوروف‌ و ندكوف‌ ، ص‌244ـ 245). پلونة‌ بالا با وجود كوچكي‌، مركز اداري‌ ناحيه‌ بود و در پايين‌ آن‌ سكونتگاهي‌ به‌ نام‌ «پلونة‌ زير» وجود داشت‌.در فاصلة‌ سالهاي‌ 884 ـ894/1480ـ 1490 پلونة‌ بالا و پلونة‌ زير و بيست‌ مزرعة‌ غيرمسكوني‌ به‌ تصرف‌ ميخال‌ اوغلو غازي‌علي‌بيگ‌ درآمد و او صدها تن‌ از مهاجران‌ مسيحي‌ بلغاري‌ و ترك‌ مسلمان‌ را در آنجا سكونت‌ داد و شهر پلونه‌ و بيست‌ دهكده‌ را در فرورفتگي‌ واقع‌ در پايين‌ دست‌ قلعة‌ مخروبه‌ در محل‌ پلونة‌ زير بنا كرد. شهر جديد بر گرداگرد بناهاي‌ اجتماعي‌ ـ مذهبي‌ (مجموعه‌اي‌ شامل‌ مسجد، مدرسة‌ بزرگ‌، عمارت‌، زاويه‌، مدرسة‌ ابتدايي‌ و حمام‌ كه‌ به‌ وسيلة‌ ميخال‌ اوغلوغازي‌علي‌بيگ‌ احداث‌ شده‌ بود)، گسترش‌ يافت‌. در 901، همة‌ اين‌ اماكن‌ وقف‌ شد ( رجوع كنيد به لوند، ص‌ 359ـ360). علي‌بيگ‌ يهوديان‌ اسپانيايي‌ را نيز به‌ شهر جديد خود دعوت‌ كرد (در 922: 69 خانواده‌). از جاذبه‌هاي‌ شهر براي‌ سكونت‌ در آنجا معافيت‌ از عوارض‌ و مالياتهاي‌ «تكاليف‌» بود و مسيحيان‌ آنجا فقط‌ نيمي‌ از جزيه‌ را پرداخت‌ مي‌كردند. پس‌ از مرگ‌ علي‌بيگ‌ (در 913) پسران‌ و نوه‌هاي‌ او همچنان‌ به‌ توسعة‌ شهر ادامه‌ دادند. فواره‌هاي‌ متعدد ساخته‌ و خيابانها سنگفرش‌ شد. در 981 سليمان‌ بيگ‌ مسجد «قورشونلو» را با بهترين‌ سبك‌ عثماني‌ ساخت‌ و خضربيگ‌ مدرسه‌اي‌ به‌ آن‌ اضافه‌ كرد كه‌ به‌ همراه‌ مدرسة‌ بزرگ‌ علي‌بيگ‌، پلونه‌ را به‌ مركز مهم‌ آموزش‌ اسلامي‌ مبدل‌ ساخت‌. علاوه‌ براين‌ بناها، از پنج‌ مسجد كوچكتر در تحرير سال‌ 957 و مسجد خديجه‌ سلطان‌، نوة‌ علي‌بيگ‌ و مسجد جمعة‌ جديد سليمان‌بيگ‌ و شماري‌ مسجد ديگر در تحرير سال‌ 987 ياد شده‌ است‌.در 932 كه‌ عثمانيها بوداپست‌ را تصرف‌ كردند، گروهي‌ از يهوديان‌ آن‌ شهر به‌ اقامت‌ در پلونه‌ دعوت‌ شدند ( تحرير 957/1550، تحرير دفتري‌ ، ش‌ 382، ص‌685ـ686: 41 خانواده‌). وجود 62 خانوار يهودي‌ از آلمان‌ و 84 خانوار يهودي‌ از سرزمينهاي‌ لاتيني‌ (يهوديان‌ فرنك‌) كه‌ در دهة‌ 980 تعداد آنها به‌ بيش‌ از 200 خانوار افزايش‌ يافت‌ پلونه‌ را به‌ يكي‌ از بزرگترين‌ مراكز يهودي‌نشين‌ بالكان‌ تبديل‌ كرد. پلونه‌ در سراسر اين‌ چند صدسال‌ شهري‌ مسلمان‌نشين‌ باقي‌ ماند و در طول‌ زمان‌ بخشي‌ از جمعيت‌ بلغاري‌ محلي‌ را جذب‌ و مسلمان‌ كرد (در 951، 20% از مسلمانان‌ پلونه‌ قبلاً غير مسلمان‌ بوده‌اند).در قرن‌ دهم‌/ شانزدهم‌ دهكده‌هاي‌ وقفي‌ مسيحي‌ در اطراف‌ پلونه‌ و صومعه‌هاي‌ سنت‌ جورج‌ در نزديكي‌ شهر و سادووك‌ در خارج‌ آن‌ به‌ نوشتن‌ كتب‌ مقدس‌ كليسايي‌ براي‌ كليساهاي‌ ارتدوكس‌ بلغاريِ شمال‌ بلغارستان‌ پرداختند (بررسي‌ تريفونف‌ از نسخ‌ به‌ جا مانده‌، ص‌53ـ56). تأليفات‌ يهوديان‌ پلونه‌ نيز اهميت‌ بسياري‌ داشت‌.ظاهراً شهر در قرون‌ يازدهم‌ ـ دوازدهم‌ رو به‌ زوال‌ رفت‌. علت‌ آن‌، علاوه‌ بر مسائل‌ داخلي‌، غارت‌ و انهدام‌ شهر به‌ دست‌ رومانياييها به‌ رهبري‌ ميخائيل‌ دلير در 1064/1596 بود كه‌ طي‌ آن‌ هزاران‌ تن‌ از ساكنان‌ دهكده‌هاي‌ وقفي‌ را به‌ اجبار در والاكيا ] نام‌ عثماني‌:افلاق‌ * [ اسكان‌ دادند. پس‌ از اين‌ هجومها ويرانه‌هاي‌ قلعة‌ قرون‌ وسطايي‌ را خراب‌ و سنگهاي‌ آن‌ را براي‌ احداث‌ يك‌ «خان‌» (كاروانسراي‌) بزرگِ جديد با هفتاد بخاري‌ ديواري‌ در مجاورت‌ «بدستان‌» (راسته‌ بازار) به‌ كار بردند. در 1070/1659 فيليپ‌ استانيسلاوف‌ (اسقف‌ كاتوليك‌ بلغاري‌) از شهر كه‌ پانصد بلغاري‌ ارتدكس‌، دو كليسا، پنجهزار ترك‌ مسلمان‌ و هفت‌ مسجد داشت‌ ديدار كرده‌ و سه‌ سال‌ بعد اولياچلبي‌ به‌ آنجا سفر كرده‌ و از حملات‌ اهالي‌ والاكيا در 1064/1596 خبر داده‌ است‌، هر چند كه‌ بيشتر مطالب‌ وي‌ افسانه‌پردازي‌ و غير واقعي‌ است‌. وي‌ نيز از هفت‌ مكتب‌، شش‌ تكيه‌ و شش‌خان‌ در شهر ياد مي‌كند و از «عمارت‌» غازي‌علي‌ بيگ‌ كه‌ طبق‌ سند وقفيش‌ دوبار در روز، براي‌ همگان‌ بدون‌ توجه‌ به‌ دين‌ يا، نژاد، غذا طبخ‌ مي‌كرد، گزارش‌ مي‌دهد (ج‌ 6، ص‌ 164ـ 165). در پايان‌ قرن‌ يازدهم‌/ هفدهم‌ پلونه‌ در جريان‌ عبور ارتش‌ تاتارهاي‌ كريمه‌، به‌ رهبري‌ خان‌ سليم‌گراي‌، از ميان‌ بلغارستان‌ شمالي‌ صدمة‌ بسيار ديد (بر اساس‌ يادداشتي‌ درحاشية ‌يك ‌كتاب ‌كليسابه ‌تاريخ ‌اكتبر1689).شهردرسيل‌ 1131/ 1719 نيز بشدت‌ آسيب‌ ديد. بر اساس‌ مفصل‌ عوارض‌ دفتر ، مربوط‌ به‌ 1164/1751 (باشباقانلق‌ آرشيوي‌، تدوين‌ كپه‌جي‌، موقوفات‌، 2913) شهر به‌ ميزان ‌قابل ‌توجهي‌ كوچكترازاواخرقرن ‌دهم‌/شانزدهم ‌بودوتقريباً34شهررا مسلمانان‌ تشكيل‌ مي‌دادند.پس‌ از پايان‌ قرن‌ دوازدهم‌/ هجدهم‌ و در سراسر قرن‌ سيزدهم‌/ نوزدهم‌ شهر مجدداً و با سرعت‌ گسترش‌ پيدا كرد و جمعيت‌ مسيحيان‌ افزايش‌ يافت‌. به‌ طوري‌ كه‌ در پايان‌ دورة‌ عثماني‌، شمار آنان‌ از مسلمانان‌ بيشتر بود. طبق‌ سالنامة‌ ولايت‌ طونه‌ مربوط‌ به‌ 1286/1869ـ1870، شهر داراي‌ 18 مسجد، دو كليسا، يك‌ كنيسه‌، 925 مغازه‌، يك‌ حمام‌ و 30 خان‌ بود. فيليكس‌ كانيتس‌ ، جغرافيدان‌، در آخرين‌ سالهاي‌ دوران‌ عثماني‌، 627 ، 1 خانه‌ را متعلق‌ به‌ مسلمانان‌ و 474 ، 1 خانه‌ را متعلق‌ به‌ مسيحيان‌ آورده‌ و جمعيت‌ شهر را حدود 000 ، 17 تن‌ ضبط‌ كرده‌ است‌. با توجه‌ به‌ اينكه‌ مسيحيان‌ خانوارهاي‌ بزرگتري‌ داشتند، جمعيت‌ آنان‌ بايد كمي‌ بيشتر از مسلمانان‌ بوده‌ باشد.در جنگ‌ روس‌ و عثماني‌ (1294ـ 1295/1877ـ 1878) كه‌ روسيه‌ به‌ مناطق‌ بالكان‌ عثماني‌ حمله‌ كرد، شهر پلونه‌ به‌ فرماندهي‌ غازي‌ عثمان‌ پاشا پنج‌ ماه‌ در برابر اين‌ هجوم‌ مقاومت‌ دليرانه‌ كرد و به‌ اين‌ سبب‌ شهرت‌ جهاني‌ يافت‌. اين‌ مقاومت‌ بر نتيجة‌ جنگ‌ تأثير بسيار داشت‌. شهر فاقد استحكامات‌ بود و عثمان‌پاشا از موقعيت‌ عالي‌ تپه‌هاي‌ پيرامون‌ آن‌ استفاده‌ كرد. روسها نيز با محاصرة‌ شهر ارتباط‌ پلونه‌ را با جهان‌ خارج‌ قطع‌ كردند. سرانجام‌ آخرين‌ تلاش‌ عثمان‌ پاشا براي‌ درهم‌ شكستن‌ محاصره‌ نيز ناموفق‌ بود؛ وي‌ كه‌ به‌ «شيرپلونه‌» ملقب‌ بود زخمي‌ و مجبور به‌ تسليم‌ شد و پلونه‌ سقوط‌ كرد. محاصرة‌ پنج‌ ماهة‌ شهر به‌ بهاي‌ از دست‌ دادن‌ بيش‌ از 000 ، 40 تن‌ براي‌ روسها و متحدانشان‌ بود. سقوط‌ پلونه‌ راه‌ پيشروي‌ روسها به‌ ادرنه‌ وسان‌استفانوراهمواركرد.درسان‌استفانومعاهدة‌ صلحي ‌بر اساس‌ آتش‌ بس‌ توافق‌ شدة‌ يك‌ ماه‌ قبل‌ در ادرنه‌، به‌ امضارسيد.شهرپس‌ازاين‌هجوم ‌نيمه‌ ويران ‌شد وساكنان ‌ترك‌ آن‌ از ترس‌ گروههاي‌ نامنظم‌ بلغاري‌ گريختند و پس‌ ازبرقراري‌نظم ‌درحكومت ‌جديد بلغاري ‌،تنها يك‌ سوم ‌ازآنها به‌ شهر بازگشتند. جاي‌ خالي‌ تركها را تازه‌واردان‌ بلغاري‌ (از دهكده‌هاي‌ اطراف‌) پر كردند و ازينرو جمعيت‌ مسلمانان‌ كاهش‌ يافت‌. در دهه‌هاي‌ پيش‌ از جنگ‌ جهاني‌ اول‌ بيشتر ساختمانهاي‌ عثماني‌ شهر تخريب‌ شد و يك‌ آرامگاه‌ بزرگ‌ روسي‌ به‌ سبك‌ نوبيزانسي‌ جايگزين‌ مدرسه‌، مسجد و عمارت‌ غازي‌ علي‌ بيگ‌ شد. مسجد سليمان‌ بيگ‌ تا 1310 ش‌/1931 پابرجا بود و پس‌ از آن‌ جاي‌خودرابه‌باشگاه‌نظامي‌داد. بخشي‌ از خاكريزها و استحكامات‌ خاكي‌ عثمان‌ پاشا (كه‌ امروزه‌ نيز ديده‌ مي‌شود) به‌ عنوان‌ يادبود حفظ‌ شد. اين‌ تجهيزات‌ دفاعي‌ تأثير عميقي‌ بر استحكامات‌ بعدي‌ غرب‌ گذارد. در دهة‌ 1350 ش‌/1970 يك‌ بناي‌ يادبود بزرگ‌ و منظرة‌ باشكوهي‌ از ميدان‌ جنگ‌ ساخته‌ شد.شهر پلونه‌ كه‌ پيش‌ از جنگ‌ جهاني‌ دوم‌، از جمله‌، داراي‌ منسوجات‌ و صنايع‌ فلزي‌ بود، پس‌ از جنگ‌ بسرعت‌ رشدكردوبه ‌يكي‌از بزرگترين ‌مراكز صنعتي‌ شمال ‌بلغارستان‌ تبديل‌ شد.] جمعيت‌ شهر در سرشماري‌ 1371 ش‌/1992 برابر با 812 ، 130 تن‌ بوده‌ است‌ ( > اطلس‌بريتانيكا < ، 1996) [ . تا اوايل‌ دهة‌ 1350 ش‌/1970 تنها يك‌ مسجد چوبي‌ در شهر وجود داشت‌ كه‌ جامعة‌ كوچك‌ مسلمانان‌ شهر از آن‌ استفاده‌ نمي‌كردند. امروزه‌ در پلونه‌، بجز خاكريزها و استحكامات‌ 1294/1877، حتي‌ يك‌ ساختمان‌ عثماني‌ ديده‌ نمي‌شود كه‌ گواه‌ پيشينة‌ طولاني‌ اسلامي‌ آن‌ باشد.منابع‌: محمد ظلي‌بن‌ درويش‌ اولياچلبي‌، اولياچلبي‌ سياحتنامه‌سي‌ ، ج‌6، چاپ‌ احمد جودت‌، استانبول‌ 1314؛[ Britannica atlas , Chicago: Encyclopaedia Britannica, 1996]; F. Kanitz, Donau- Bulgarien und der Balkan 2 , Leipzig 1882, II, esp. 76 ff.; Agہh S â rr â Levend, Gazava ¦ t- na ¦ meler ve Mihalog § lu Ali Bey'in Gazava ¦ t - names ¦ i , Ankara 1956; N. Todorov and B. Nedkov, eds., Turski izvori za Ba § lg. istorija , II, Sofia 1966, 244-245; J. Trifonov, Istorija na grada Pleven do osvoboditelnata voina , Sofia 1933.براي‌ صورت‌ كامل‌ منابع‌ رجوع كنيد به د.اسلام‌ ، چاپ‌ دوم‌، ذيل‌ مادّه‌.
نظر شما
ایمیل ایمیل
مولفان

م‌. كيل‌ ، تلخيص‌ از ( د. اسلام‌ )

حوزه موضوعی
رده های موضوعی
جلد 5
تاریخ چاپ
وضعیت انتشار
  • چاپ نشده