پکْتیا (پختیا)
معرف
يتي‌ در مشرق‌ افغانستان‌ (جمعيت‌ طبق‌ آمار 1375ش‌/1996، 000 ، 500 تن‌)
متن
پَكْتيا (پَختيا)، ولايتي‌ در مشرق‌ افغانستان‌ (جمعيت‌ طبق‌ آمار 1375ش‌/1996، 000 ، 500 تن‌). از شمال‌ به‌ قسمتهايي‌ از ولايت‌ نَنْگَرهار و ولايت‌ لوگَر، از جنوب‌ به‌ ولايت‌ پَكتيكا * ، از مشرق‌ و جنوب‌ شرقي‌ به‌ پاكستان‌، از شمال‌ غربي‌ به‌ ولايت‌ لوگر و از مغرب‌ به‌ ولايت‌ غزني‌ محدود مي‌شود ( > دايرة‌المعارف‌ خاورميانة‌ معاصر < ، ذيل‌ مادّه‌). مساحت‌ آن‌ حدود 5ر778 ، 9 كيلومترمربع‌ و مركز آن‌ شهر گرديز * است‌. شهرهاي‌ زَرْمَت‌ و سيدكَرَم‌ از شهرهاي‌ مهم‌ ولايت‌ پكتيا به‌ شمار مي‌آيند (علي‌آبادي‌، ص‌192، 194؛ دولت‌آبادي‌، ص‌45). اين‌ ولايت‌ به‌ دو ناحيه‌ تقسيم‌ مي‌شود: ناحية‌ مرتفع‌ در شمال‌ و مغرب‌ با آب‌ و هواي‌ سرد و بهار ملايم‌ و شرايط‌ نامساعد براي‌ كشاورزي‌؛ ناحية‌ پست‌ (منطقة‌ خوست‌ در حوضة‌ رودخانة‌ گيتو با محصولات‌ متعدد) در مشرق‌، با آب‌ و هواي‌ گرم‌ و مرطوب‌ و شرايط‌ مناسب‌ براي‌ كشاورزي‌ ( آريانا ، ذيل‌ مادّه‌).در جنگلهاي‌ پكتيا انواع‌ بسياري‌ از پرندگان‌ هيماليايي‌ مانند قرقاول‌ هيماليايي‌ (مرغ‌ زرّين‌)، جيجاق‌ (بلوط‌ خورَك‌)، بلبل‌ كله‌ سفيد و بوچانگاي‌ سياه‌ هيماليايي‌ (شاه‌ كَرا) وجود دارد و نوعي‌ طوطي‌ طوق‌ صورتي‌ (طوطي‌ طوقي‌) و طوطي‌ نورستاني‌ به‌ آنجا مهاجرت‌ مي‌كند ( ايرانيكا ، ج‌ 1، ص‌ 494). در جنگلهاي‌ اين‌ ولايت‌، نوعي‌ بُز كوهي‌ (مارخور) و نوعي‌ پستاندار به‌ نام‌ بوزينة‌ هندي‌ (شادي‌ لَنگور) يافت‌ مي‌شود (همان‌، ج‌1، ص‌ 494ـ 495).آبياري‌ اراضي‌ اين‌ ناحيه‌ از طريق‌ نهر و كانال‌، چشمه‌، كاريز و چاه‌ صورت‌ مي‌گيرد. محصولات‌ كشاورزي‌ آن‌ شامل‌ گندم‌، جو، ميوه‌ و حبوبات‌ است‌. امروزه‌ با تغيير روشهاي‌ كشاورزي‌، محصولاتي‌ نظير مارچوبه‌، زيتون‌ و چاي‌ نيز در آنجا نيز كشت‌ مي‌شود (دولت‌آبادي‌، ص‌ 46؛ > دايرة‌المعارف‌ خاورميانه‌ معاصر < ، همانجا؛ بريتانيكا ، ذيل‌ مادّه‌). مردم‌ پكتيا عمدتاً كشاورز و دامدارند و كوچ‌نشينان‌ و نيمه‌ كوچ‌نشينان‌ احشام‌ پرورش‌ مي‌دهند ( بريتانيكا ، همانجا). اين‌ منطقه‌ به‌ لحاظ‌ نزديكي‌ با مرز پاكستان‌، در تجارت‌ و صدور الوار از طريق‌ پاراچنار * و تَل‌ (به‌ پاكستان‌)، و نيز قاچاق‌ مواد مخدّر، بسيار فعّال‌ بوده‌ است‌ (دوپره‌، ص‌ 534؛ > دايرة‌المعارف‌ خاورميانه‌ معاصر < ؛ بريتانيكا ، همانجاها). مردم‌ ولايت‌ پكتيا بيشتر پشتو زبان‌ و از پشتوهاي‌ غَلجايي‌/ غَلزايي‌اند ( رجوع كنيد به دولت‌آبادي‌، ص‌ 42ـ45). تنها شيعيان‌ اين‌ منطقه‌ قوم‌ «توري‌» هستند (حسيني‌، ص‌ 52). بر اساس‌ تقسيمات‌ اداري‌ افغانستان‌، از 1342 ش‌ پكتيا از ولايات‌ مهم‌ و درجه‌ يك‌ افغانستان‌ به‌ شمار آمد. اين‌ ولايت‌ 26 شهر دارد و طبق‌ آخرين‌ تقسيمات‌ كشوري‌ (تا پايان‌ 1370 ش‌)، يكي‌ از 29 ولايت‌ افغانستان‌ بوده‌ است‌ ( اطلس‌ عمومي‌ و مصور افغانستان‌ ، ص‌41؛ علي‌آبادي‌، ص‌ 192).در كاوشهاي‌ باستان‌شناسي‌ در آبادي‌ ميرزكي‌ ، نزديك‌ گرديز در پكتيا، اشيائي‌ متعلق‌ به‌ قرن‌ سوم‌ پيش‌ از ميلاد تا قرن‌ سوم‌ ميلادي‌ به‌ دست‌ آمده‌ كه‌ برخي‌ از آنها عبارت‌اند از: بيش‌ از يازده‌ هزار سكّة‌ باكتريايي‌، مائوريايي‌ ، هندويوناني‌ ، هندوسكايي‌، هندوپارتي‌ و كوشاني‌ ( ايرانيكا ، ج‌ 1، ص‌ 532). اشيائي‌ نيز متعلق‌ به‌ قرن‌ دوم‌ تا چهارم‌/ هشتم‌ ـ دهم‌ پيداشده‌ كه‌ عبارت‌اند از: در گرديز سرِ مجسمة‌ شيوا و تنديسِ مرمريِ درگا مهيشمرديني‌ ؛ در تگائو سرِ دُرگا، پيكره‌اي‌ بدون‌ سر، لينگم‌ ، و سكه‌هاي‌ مختلف‌. تنديس‌ مرمريِ گنشا و كتيبه‌اي‌ متعلق‌ به‌ بعد از دورة‌ گوپتا به‌ زبان‌ سانسكريت‌ نيز در آنجا يافت‌ شده‌ كه‌ در تعيين‌ تاريخ‌ كتيبه‌ اختلاف‌ نظر وجود دارد ( ايرانيكا ، ج‌1، ص‌537).پيشينه‌. دربارة‌ سابقة‌ تاريخي‌ ولايت‌ پكتيا اطلاع‌ چنداني‌ در دست‌ نيست‌. اين‌ ناحيه‌ در گذشته‌ بخشي‌ از خراسان‌ بزرگ‌ بوده‌ و قسمتي‌ از پشتونستان‌ شمرده‌ مي‌شده‌ است‌ ( رجوع كنيد به آريانا ، ذيل‌ «پشتونستان‌»). هيچيك‌ از منابع‌ در دسترس‌ به‌ حوادث‌ تاريخي‌ قبل‌ از دورة‌ اسلامي‌ در آنجا اشاره‌ نكرده‌اند، جز حملة‌ اسكندر مقدوني‌ در سدة‌ چهارم‌ پيش‌ از ميلاد به‌ منطقه‌اي‌ كه‌ بعدها پشتونستان‌ ناميده‌ شد و بخش‌ بزرگي‌ از شمال‌ شرقي‌ تا جنوب‌ غربي‌ افغانستان‌ را دربر مي‌گرفت‌. تنها اخبار موجود، مربوط‌ است‌ به‌ قرن‌ سوم‌ تا اوايل‌ قرن‌ پنجم‌ هجري‌ كه‌ اين‌ رويدادها بيشتر متوجه‌ گرديز بوده‌ است‌ ( رجوع كنيد به گرديزي‌، ص‌369؛ حبيبي‌، ص‌32ـ33). از اواسط‌ قرن‌ سيزدهم‌ تا اواسط‌ قرن‌ چهاردهم‌/ نوزدهم‌ و بيستم‌، انگليسيها در منطقة‌ پشتونستان‌ نفوذ كردند و بر بيشتر نواحي‌ آن‌، از جمله‌ ولايت‌ پكتيا، تسلط‌ يافتند، اما همواره‌ با مخالفتِ مردم‌ ناحيه‌ مواجه‌ بودند ( آريانا ، همانجا). در طي‌ دومين‌ جنگ‌ انگليس‌ ـ افغانستان‌ در 1295/ 1878، پيشروي‌ نيروهاي‌ انگليسي‌ به‌ مناطق‌ ديگر افغانستان‌ از اين‌ ناحيه‌ صورت‌ گرفت‌ ( بريتانيكا ، همانجا). در 1330/1912، به‌ سبب‌ تهديدها و فشارهاي‌ محمداكبرخان‌، والي‌ پكتيا، مردم‌ قيام‌ كردند كه‌ تا سال‌ بعد ادامه‌ داشت‌ (غبار، ص‌ 712). در 1331/ 1913 جاندادخان‌ احمدزايي‌، از فئودالهاي‌ بزرگ‌ كابل‌، از طرف‌ دولت‌ مأمور سركوبي‌ شورشيان‌ در پكتيا و مناطق‌ ديگر شد، اما با همدستي‌ برادرزاده‌اش‌، ولي‌محمدخان‌ (جاسوس‌ انگليس‌)، براي‌ پيشبرد مقاصد خود به‌ شورشيان‌ پيوست‌ (همانجا). نادرخان‌ دُراني‌ پس‌ از اطلاع‌ از رويدادهاي‌ افغانستان‌ به‌ اتفاق‌ چند تن‌ از برادران‌ خود از فرانسه‌ عازم‌ هند شد و به‌ منظور همبستگي‌ و اتحاد قومي‌ به‌ پكتيا رفت‌ و با فراهم‌ آوردن‌ سپاهي‌ (مركّب‌ از طوايف‌ مختلف‌) رهسپار كابل‌ گرديد ( ايرانيكا ، ج‌1، ص‌555). از 1298 تا 1358ش‌/ 1919ـ1979 كه‌ افغانستان‌ با كشمكشها و منازعات‌ داخلي‌ روبرو بود، اين‌ ولايت‌ نيز تحت‌ تأثير قرار گرفت‌. در اواسط‌ 1358ش‌/ 1979 در پي‌ اشغال‌ افغانستان‌ توسط‌ ارتش‌ شوروي‌ (سابق‌)، ولايت‌ پكتيا نيز اشغال‌ شد. مردم‌ پكتيا سالها در برابر اشغالگران‌ مقاومت‌ كردند. اين‌ ولايت‌، خصوصاً به‌ دليل‌ نزديكي‌ با پاكستان‌، از نواحي‌ بسيار مهم‌ در تأمين‌ ملزومات‌ مجاهدان‌ افغانستان‌ بود (علي‌آبادي‌، ص‌168؛ بريتانيكا ، همانجا).منابع‌: آريانا دائرة‌المعارف‌ ، كابل‌ 1328ـ 1348ش‌؛ اطلس‌ عمومي‌ و مصور افغانستان‌ ، تهران‌: موسسة‌ جغرافيائي‌ و كارتوگرافي‌ سحاب‌، 1366ش‌؛ عبدالحي‌ حبيبي‌، تاريخ‌ افغانستان‌ بعد از اسلام‌ ، تهران‌ 1363ش‌؛ اصغر كيوان‌ حسيني‌، «سياست‌ خارجي‌ جمهوري‌ اسلامي‌ ايران‌ و بحران‌ افغانستان‌»، مطالعات‌ آسياي‌ مركزي‌ و قفقاز ، ش‌22 (تابستان‌ 1377)؛ بصير احمد دولت‌آبادي‌، شناسنامة‌ افغانستان‌ ، قم‌ 1371ش‌؛ عليرضا علي‌آبادي‌، افغانستان‌ ، تهران‌: دفتر مطالعات‌ سياسي‌ و بين‌المللي‌، 1372ش‌؛ غلام‌ محمد غبار، افغانستان‌ در مسير تاريخ‌ ، تهران‌ 1374ش‌؛ عبدالحي‌بن‌ ضحاك‌ گرديزي‌، تاريخ‌ گرديزي‌ ، چاپ‌ عبدالحي‌حبيبي‌، تهران‌ 1363ش‌؛ نقشة‌ راهنماي‌ افغانستان‌ ، تهران‌: گيتاشناسي‌، ] بي‌تا. [ ؛Louis Dupree, Afghanistan , Princeton, N. J., 1973; Encyclopaedia Iranica , s.v. "Afghanistan. III: fauna" (by K. Habibi), "Afghanistan. VIII: archeology" (by N. H. Dupree), "Afghanistan. X: political history" (by D. Balland); Encyclopedia of the modern Middle East , eds. Reeva S. Simon, Philip Mattar, and Richard W. Bulliet, New York 1996, s.v. "Paktia" (by Grant Farr); The New Encyclopaedia Britannica , Chicago 1985, Micropaedia , s.v. "Pakt ¦ â a ¦ ".
نظر شما
ایمیل ایمیل
مولفان

مهدي‌ جوزي‌

حوزه موضوعی
رده های موضوعی
جلد 5
تاریخ چاپ
وضعیت انتشار
  • چاپ نشده