پشدری‌
معرف
وعه‌اي‌ از طوايف‌ كرد ايران‌ و عراق‌
متن
پِشدري‌ ، مجموعه‌اي‌ از طوايف‌ كرد ايران‌ و عراق‌. به‌ ناحية‌ پِشدر يا پِژدر منسوب‌اند (ادموندز، ص‌238؛ عَزّاوي‌، ج‌2، ص‌ 95ـ96). اين‌ ناحيه‌ يكي‌ از پنج‌ فرمانداريِ (قضاي‌) استان‌ سليمانية‌ كردستان‌ عراق‌ در تقسيمات‌ اداري‌ دولت‌ عثماني‌، و نام‌ ديگر آن‌ «معمورة‌الحميديه‌» بود. فرمانداري‌ پشدر در منتهااليه‌ شمال‌ استان‌ سليمانيه‌ و در جوار مرزهاي‌ ايران‌ قرار داشت‌. مركز آن‌ در عصر عثماني‌ قصبة‌ مَرگه‌ بود كه‌ بعدها به‌ قلعه‌ دِزَه‌ (قلادزه‌) منتقل‌ شد (ادموندز، ص‌92؛ عزاوي‌، ج‌2، ص‌95). پشدر قشلاق‌ شماري‌ از طوايف‌ كرد ايران‌ و عراق‌ بود (اميرنظام‌ گروسي‌، ص‌256). پشدريها بر اثر افزايش‌ جمعيت‌، بتدريج‌، به‌ اطراف‌ پشدر مهاجرت‌ كردند. گروههايي‌ از آنان‌ در ناحية‌ مُكريِ ايران‌ (مهاباد) مقيم‌ شدند و گروههايي‌ به‌ اربيل‌ مهاجرت‌ كردند (عزاوي‌، ج‌2، ص‌95ـ96).طوايف‌ بزرگ‌ و معروف‌ پشدري‌ عبارت‌اند از: ميراَوْدُلي‌ كه‌ طايفة‌ حكومتگر پشدري‌ است‌ و اغلب‌ رؤساي‌ بزرگ‌ و معروف‌ پشدري‌ از اين‌ طايفه‌ برخاسته‌اند؛ نورالديني‌ كه‌ ظاهراً بزرگترين‌ طايفة‌ پشدري‌ است‌؛ شيلاني‌ يا شيلانه‌ كه‌ در اطراف‌ مَرگه‌ و سورداش‌ پراكنده‌اند؛ سوسني‌ كه‌ از طايفة‌ نورالديني‌ جدا شده‌ و به‌ صورت‌ عشيره‌اي‌ مستقل‌ در ناحية‌ مكري‌ ايران‌ اسكان‌ يافته‌اند؛ جاف‌ پشدر يا جاف‌ رشكه‌ كه‌ در حوالي‌ سورداش‌ و بين‌ پشدر و سليمانيه‌ مستقر شده‌اند و بيگزاده‌ كه‌ در ماوت‌ و مرگه‌ و قلعه‌ دزه‌ پراكنده‌اند (همان‌، ج‌2، ص‌96ـ97؛ ادموندز، ص‌238ـ241؛ مردوخ‌، ج‌1، ص‌97). طوايف‌ بيگزادة‌ بانه‌ و فيض‌الله‌ بيگي‌ سقز نيز ظاهراً از پشدريها جدا شده‌اند (عزاوي‌، ج‌2، ص‌95،97). طوايف‌ پشدري‌ از جملة‌ مهمترين‌ و قدرتمندترين‌ طوايف‌ در جنوب‌ نواحي‌ كردنشين‌ به‌ شمار مي‌آمدند و اقتدار رؤساي‌ آنان‌ تا تشكيل‌ دولت‌ و كشور عراق‌ ادامه‌ داشت‌ (ادموندز، ص‌238؛ عزاوي‌، ج‌2، ص‌95) و بعضي‌ از اينان‌ همچون‌ بابكرِسليم‌ آغا در هر دو سوي‌ مرزهاي‌ ايران‌ و عراق‌ به‌ پشدريها رياست‌ داشتند (ادموندز، ص‌241).اصل‌ و منشأ طوايف‌ پشدري‌ نامعلوم‌ است‌. بعضي‌ افسانه‌ها حاكي‌ است‌ كه‌ اجداد بابانها، پشدريها و مكريها برادران‌ يكديگر و پسران‌ فقي‌ ] =فقيه‌ [ احمد داريشمانه‌اي‌ بوده‌اند (همان‌، ص‌239). طبق‌ همين‌ اخبار، پشدريها و بلباس‌ * نيز ظاهراً فرزندان‌ يك‌ پدر بوده‌اند (عزاوي‌، همانجا).از جمعيت‌ طوايف‌ پشدري‌ اطلاعي‌ در دست‌ نيست‌، اما با توجه‌ به‌ اهميت‌ آنان‌، احتمالاً جمعيت‌ قابل‌ توجهي‌ داشته‌اند. مردوخ‌ جمعيت‌ پشدريهاي‌ عراق‌ را، بدون‌ ذكر تاريخ‌ و زمان‌، حدود 000 ، 2 خانوار نوشته‌ است‌ (ج‌1، ص‌83)، حال‌ آنكه‌ در حدود 1272/1856 فقط‌ بابكرآغا پسر حَمَه‌ ] =محمد [ گورَه‌ كه‌ در حوالي‌ قلعه‌ دزه‌ مي‌زيست‌، قدرت‌ بسيج‌ دو هزار جنگجو را داشت‌ (ادموندز، ص‌240). طوايف‌ پشدري‌ در جنگهاي‌ ميان‌ سليمان‌ پاشا بابان‌ و دولت‌ صفويه‌ در 1109، حامي‌ سليمان‌ پاشا بودند كه‌ پس‌ از غلبة‌ قزلباشان‌ به‌ ميان‌ پشدريها گريخت‌ (نصيري‌، ص‌235، 237). قزلباشان‌ به‌ تلافي‌، ولايت‌ پشدر را به‌ تصرف‌ در آوردند و پس‌ از قتل‌ و غارت‌ بسيار، قلعه‌ دزه‌ و قلعة‌ بال‌آباد را ويران‌ كردند. طوايف‌ پشدر و بابان‌ و بلباس‌ نيز متحداً به‌ جنگ‌ قزلباشان‌ آمدند، اما بار ديگر شكست‌ خوردند و قزلباشان‌ همچنان‌ در پشدر باقي‌ ماندند (همان‌، ص‌313ـ314). طوايف‌ پشدري‌ حامي‌ شورش‌ شيخ‌ عبيدالله‌ شمزيني‌ و حمزه‌ آقا منگور بودند، و حمزه‌ آقا پس‌ از شكست‌ از سپاه‌ ايران‌ در 1297، به‌ ناحية‌ پشدر گريخت‌ و در سيداحمدان‌ مستقر شد (اميرنظام‌ گروسي‌، ص‌162ـ163) و ظاهراً دولت‌ عثماني‌ او را قائم‌مقام‌ پشدر و بيتوين‌ كرد (همان‌، ص‌255ـ256). وي‌ تا 1298 در ميان‌ طوايف‌ پشدري‌ به‌ سر مي‌برد (همان‌، ص‌313). تعدادي‌ از سران‌ پشدري‌ كردستان‌ عراق‌، از جمله‌ بابكرآغا پسر سليم‌ و برخي‌ بستگان‌ او، در سالهاي‌ قيمومت‌ انگلستان‌ بر آن‌ كشور، متحد ارتش‌ انگليس‌ و عوامل‌ آن‌ دولت‌ در كردستان‌ عراق‌ بودند (ادموندز، ص‌240ـ241، 338ـ339، 358ـ360، 365). امروزه‌، طوايف‌ پشدري‌، بويژه‌ در ايران‌، اسكان‌ يافته‌ و چادرنشيني‌ را ترك‌ گفته‌اند (اسكندري‌نيا، ص‌401؛ ايرانشهر ، ج‌ 1، ص‌ 124).منابع‌: سيسيل‌ جان‌ ادموندز، كردها، تركها، عربها ، ترجمة‌ ابراهيم‌ يونسي‌، تهران‌ 1367ش‌؛ ابراهيم‌ اسكندري‌نيا، ساختار سازمان‌ ايلات‌ و شيوه‌ معيشت‌ عشاير آذربايجان‌ غربي‌ ، اروميه‌ 1366ش‌؛ حسنعلي‌بن‌ محمدصادق‌ امير نظام‌ گروسي‌، گزارشها و نامه‌هاي‌ ديواني‌ و نظامي‌ اميرنظام‌ گروسي‌ دربارة‌ وقايع‌ كردستان‌ در سال‌ 1297 هجري‌ ، چاپ‌ ايرج‌ افشار، تهران‌ 1373ش‌؛ ايرانشهر ، تهران‌: كميسيون‌ ملي‌ يونسكو در ايران‌، 1342ـ1343ش‌؛ عباس‌ عَزّاوي‌، عشائرالعراق‌ ، بغداد 1937ـ1956، چاپ‌ افست‌ قم‌ 1370ش‌؛ محمد مردوخ‌، تاريخ‌ مردوخ‌: تاريخ‌ كرد و كردستان‌ ، سنندج‌ 1351ش‌؛ محمد ابراهيم‌بن‌ زين‌العابدين‌ نصيري‌، دستور شهرياران‌: سالهاي‌ 1105 تا 1110 ه . ق‌، پادشاهي‌ شاه‌ سلطان‌ حسين‌ صفوي‌ ، چاپ‌ محمد نادر نصيري‌ مقدم‌، تهران‌ 1373ش‌.
نظر شما
ایمیل ایمیل
مولفان

علي‌ پورصفر قصابي‌نژاد

حوزه موضوعی
رده های موضوعی
جلد 5
تاریخ چاپ
وضعیت انتشار
  • چاپ نشده