پشتکوه‌
معرف
قه‌اي‌ تاريخي‌ در مغرب‌ ايران‌، كمابيش‌ مطابق‌ با استان‌ ايلام‌ * كنوني‌
متن
پشتكوه‌ ، منطقه‌اي‌ تاريخي‌ در مغرب‌ ايران‌، كمابيش‌ مطابق‌ با استان‌ ايلام‌ * كنوني‌. منطقة‌ پشتكوه‌ قسمت‌ غربي‌ سرزمين‌ لرستان‌ قديم‌ است‌ كه‌ رشته‌ كوه‌ كبيركوه‌ * آن‌ را از پيشكوه‌ جدا مي‌سازد و قرار گرفتن‌ آن‌ در پشتِ (مغرب‌) اين‌ كوه‌، وجه‌ تسمية‌ نام‌ آن‌ است‌ (رزم‌آرا، 1320 ش‌ الف‌ ، ص‌ 3؛ دايرة‌المعارف‌ فارسي‌ ، ذيل‌ «پشتكوه‌»). در منابع‌ قرن‌ سيزدهم‌ از اين‌ منطقه‌ نام‌ برده‌ شده‌ است‌.پشتكوه‌ را به‌ دو قسمت‌ تقسيم‌ كرده‌اند: پشتكوه‌ لرستان‌، از اسلام‌آباد تا دهلران‌، كه‌ قسمتي‌ از خاك‌ لرستان‌ محسوب‌ مي‌شود؛ و پشتكوه‌ خوزستان‌، از دهلران‌ تا شوش‌، كه‌ قسمتي‌ از خاك‌ خوزستان‌ به‌شمار مي‌آيد (كريمي‌، ص‌ 81 ـ82).منطقة‌ پشتكوه‌ در گذشته‌ خالي‌ از دهات‌ و خانه‌ بود و جز يكي‌ دو قلعه‌، ساختمان‌ ديگري‌ نداشت‌ و اهالي‌ اغلب‌ در چادر زندگي‌ مي‌كردند. كردها كه‌ بيشتر طوايف‌ آن‌ را تشكيل‌ مي‌دادند در شمال‌ منطقه‌ و لرها در جنوب‌ آن‌ مي‌زيستند (كريمي‌، همانجا؛ مورگان‌، ص‌ 243). به‌ گفتة‌ ايزدپناه‌ (ج‌ 2، ص‌ 420) جاده‌اي‌ كه‌ از تنگِ شيخ‌ ماخو (شيخ‌ مكان‌) در هشت‌ كيلومتري‌ مشرق‌ دره‌ شهر، (محل‌ قديمي‌ شهر سيمره‌ * رجوع كنيد به دايرة‌المعارف‌ فارسي‌ ، ذيل‌ «صيمره‌»)، از كبيركوه‌ مي‌گذشت‌ و به‌ پشتكوه‌ منتهي‌ مي‌شد يكي‌ از راههاي‌ باستاني‌ بوده‌ است‌ كه‌ شوش‌ را به‌ ماداكتو * (شهر قديمي‌ در ولايت‌ مهرجان‌ قذق‌ * رجوع كنيد به همان‌، ذيل‌ «ماداكتو») مربوط‌ مي‌ساخت‌.پشتكوه‌ مطابق‌ با ولايت‌ تاريخي‌ ماسبدان‌ است‌. ظاهراً قديمترين‌ نام‌ منطقة‌ پشتكوه‌، «آريوخ‌ » بوده‌ و تا قبل‌ از سدة‌ هفتم‌/ سيزدهم‌، اين‌ منطقه‌ به‌ «اريوحان‌ » شهرت‌ داشته‌ است‌ و شايد محل‌ حَرا كه‌ مربوط‌ به‌ اسارت‌ ] يهوديان‌ [ است‌، در همان‌ حوالي‌ باشد. بنيامين‌ تودِلايي‌ اين‌ محل‌ را «ارين‌ »، استرابو «ماساباتيس‌ »، پليني‌ ، «مزوباتن‌ » و بطلميوس‌ ساكنان‌ آنجا را «سامباتايي‌ » و ديونوسيوس‌ «مزاباتايي‌ » ناميده‌ است‌. ديودوروس‌ در شرح‌ لشكركشي‌ اسكندر، اين‌ محل‌ را «سمبنه‌ » مي‌نامد. ظاهراً، پيش‌ از اسكندر نام‌ آريوخ‌ به‌ سَبَد/ سَبَدان‌ تغيير كرد و با پيشوند ماه‌ (منطقه‌)، به‌ صورت‌ ماه‌سبدان‌ درآمد كه‌ حدود آن‌ كمابيش‌ با حدود پشتكوه‌ منطبق‌ است‌ (راولينسون‌، ص‌43ـ44، 48؛ نيز رجوع كنيد به ماسبدان‌ * ).در دورة‌ مغول‌ پشتكوه‌ و پيشكوه‌ به‌ لُر كوچك‌ معروف‌ و در قرن‌ دهم‌ اين‌ دو منطقه‌ لرستان‌ فِيلي‌ ناميده‌ مي‌شد و ادارة‌ پشتكوه‌ در اختيار اتابكان‌ لر بود (مينورسكي‌، ص‌13؛ حمدالله‌ مستوفي‌، ص‌552ـ561؛ نيز رجوع كنيد به پيشكوه‌ * ؛ لرستان‌ * ). در دورة‌ زنديه‌ منطقة‌ پشتكوه‌ و پيشكوه‌ در جنگ‌ و ناامني‌ به‌سر مي‌برد چنانكه‌ در 1176 نظرعلي‌خان‌ زند، از سرداران‌ بنام‌ كريم‌خان‌، زكي‌خان‌ را كه‌ شورش‌ كرده‌ بود در اين‌ منطقه‌ شكست‌ داد. در همين‌ سال‌ كريم‌خان‌ زند، اسماعيل‌خان‌ والي‌ پشتكوه‌ را به‌ دليل‌ آزار و اذيت‌ اهالي‌ معزول‌ كرد. اسماعيل‌ خان‌ به‌ اين‌ رأي‌ گردن‌ ننهاد، ازينرو كريم‌خان‌ به‌ همراه‌ سپاهش‌ براي‌ سركوبي‌ وي‌ به‌ منطقه‌ رفت‌ و اسماعيل‌خان‌ وادار به‌ فرار شد (نامي‌ اصفهاني‌، ص‌ 123ـ126، 128ـ 129؛ پري‌، ص‌ 164ـ166؛ شوشتري‌، ص‌ 173).در دورة‌ قاجار، والي‌ پشتكوه‌ قسمتهايي‌ از پيشكوه‌ را ضميمة‌ قلمرو خود كرد (ساكي‌، ص‌5). در زمان‌ آقامحمدخان‌ دو افسر انگليسي‌ كه‌ از سوي‌ سرجان‌ ملكم‌ براي‌ شناسايي‌ منطقه‌ به‌ لرستان‌ اعزام‌ شده‌ بودند، در پشتكوه‌ به‌ قتل‌ رسيدند (كرزن‌، ج‌2، ص‌336). فتحعلي‌شاه‌ قاجار مركز حكومت‌ واليان‌ را از پيشكوه‌ به‌ پشتكوه‌ منتقل‌ كرد. ظاهراً يكي‌ از دلايل‌ اين‌ انتقال‌، ناامني‌ منطقة‌ مرزي‌ پشتكوه‌ در آن‌ زمان‌ بود تا والي‌ براي‌ دفاع‌ به‌ مرز نزديكتر باشد (ساكي‌، ص‌306؛ راد، ص‌191).راولينسون‌ (ص‌ 152) طوايف‌ پشتكوه‌ را فيلي‌ ناميده‌ و آنها را شامل‌ طايفه‌هاي‌ كرد، شوهوتي‌، محكي‌، چهارستون‌ و ديناروند دانسته‌ است‌. وي‌ تعداد اهالي‌ پشتكوه‌ را دوازده‌ هزار خانوار و ماليات‌ آنجا را پانزده‌ هزار تومان‌ ذكر كرده‌ است‌.به‌ نوشتة‌ حاج‌ سياح‌ محلاتي‌ در 1258، وضع‌ اهالي‌ آنجا بسيار بد بوده‌ است‌. وي‌ مي‌نويسد كه‌ حسين‌ خان‌ والي‌ به‌ بهانه‌اي‌ جمعي‌ از اهالي‌ پشتكوه‌ را به‌قتل‌ رساند (ص‌224ـ 225). در اين‌ زمان‌ حسين‌قلي‌خان‌ والي‌ (ملقب‌ به‌ ابوقداره‌) با عثمانيها در منطقة‌ باغساي‌/ باقساي‌/ باغ‌ شاهي‌ در خاك‌ عراق‌ جنگيد و اين‌ منطقه‌ را ضميمة‌ خاك‌ پشتكوه‌ كرد (راد، ص‌218). اروپايياني‌ كه‌ به‌ پشتكوه‌ سفر كرده‌اند، چون‌ مونسل‌ (در 1305/ 1888)، مورگان‌ (در 1307/1890) و كرزن‌ (در 1309/ 1892)، از حسين‌قلي‌خان‌ والي‌ چون‌ سلطان‌ كوچكي‌ ياد كرده‌اند كه‌ حاكم‌ مطلق‌ كوهستانهاي‌ خويش‌ بوده‌ است‌. والي‌ در قلعة‌ مكعب‌شكلي‌ كه‌ با وسايل‌ تجملي‌ اروپايي‌ آراسته‌ شده‌ بود زندگي‌ مي‌كرد، در حالي‌ كه‌ افراد او در چادرها و سايبانها مستقر بودند. به‌ گزارش‌ آنان‌، با آنكه‌ پشتكوه‌ جزو قلمرو شاه‌ قاجار قلمداد مي‌شد، در عمل‌ مستقل‌ بود و هيچگونه‌ مالياتي‌ نمي‌پرداخت‌ (كرزن‌، ج‌2، ص‌336ـ337؛ مورگان‌، ص‌ 223، 241ـ 242، 244). در اين‌ دوره‌ به‌ نظر بارتولد (ص‌ 234)، ساكنان‌ پشتكوه‌ بهتر از ديگران‌ توانسته‌ بودند خصلتهاي‌ اصيل‌ و ابتدايي‌ قوم‌ خود را حفظ‌ كنند و رؤساي‌ بزرگ‌ آنان‌ به‌ لقب‌ عربيِ والي‌ يا لقب‌ نظامي‌ تركيِ امير تومان‌ ناميده‌ مي‌شدند. آثار و ابنية‌ بسياري‌ متعلق‌ به‌ اين‌ دوره‌، چون‌ قلعه‌ رَزَه‌، كاخ‌، باغ‌ و حمام‌، به‌ جا مانده‌ است‌ (ايزدپناه‌، ج‌1، ص‌168). دو بد در 1257/ 1841 از ويرانه‌هاي‌ دژ آن‌ ديدن‌ كرده‌ است‌ (ص‌380). در 1326 عثمانيها براي‌ غارت‌ محصول‌ به‌ پشتكوه‌ حمله‌ كردند اما شكست‌ خوردند (رزم‌آرا،1320 ش‌ الف‌ ، ص‌105، 107).در جنگ‌ جهاني‌ اول‌، نام‌ پشتكوه‌ به‌ سبب‌ نزديكي‌ به‌ مرز در بسياري‌ از منابع‌ به‌عنوان‌ منطقه‌اي‌ مهم‌ ذكر شده‌ است‌ ( رجوع كنيد به گابريل‌، ص‌ 354؛ ايزدپناه‌، ج‌ 1، ص‌ 303؛ مابرلي‌، ص‌90ـ91، 116، 184ـ 185، 584).در 1306ش‌/ 1927 استارك‌ زيباترين‌ سكنة‌ بغداد را لرهاي‌ پشتكوهي‌ مي‌داند كه‌ در گمركخانة‌ بغداد كار مي‌كردند و سالي‌ يك‌ بار نوع‌ معيشت‌ خود را براي‌ تعداد كمي‌ تماشاچي‌ به‌ نمايش‌ درمي‌آوردند (ص‌67ـ 68). لمتون‌ (ص‌ 509 ـ510) از ماليات‌ «شاخ‌ شماري‌» ياد مي‌ كند كه‌ به‌ موجب‌ آن‌ خانها مبلغي‌ به‌ ازاي‌ تعداد دام‌ از اهالي‌ دريافت‌ مي‌كردند، و همچنين‌ از ماليات‌ «تش‌ شماري‌» (آتش‌ شماري‌) كه‌ به‌ موجب‌ آن‌ هر گاه‌ اجاق‌ خانواده‌اي‌ روشن‌ بود مي‌بايست‌ به‌ ازاي‌ آن‌ مبلغي‌ به‌ خان‌ بپردازد.در دورة‌ رضاشاه‌، علي‌رغم‌ برخي‌ مقاومتها، از نفوذ خانها كاسته‌ شد و پشتكوه‌ تحت‌ ادارة‌ حكومت‌ مركزي‌ درآمد. در 1308ش‌، در پي‌ لشكركشي‌ فرماندهان‌ نظامي‌ به‌ لرستان‌، خوانين‌ در پشتكوه‌ سلاحهاي‌ خود را تحويل‌ دادند كه‌ تمامي‌ آنها سوزانده‌ شد. در همان‌ سال‌ حسين‌آبادِ پشتكوه‌ كه‌ مقرّ تيمسار كوپال‌ بود به‌ محاصرة‌ يدالله‌خان‌، پسر والي‌ اسبق‌، و عده‌اي‌ از اهالي‌ پشتكوه‌ درآمد اما نيروي‌ اعزامي‌ از كرمانشاهان‌ محاصره‌ را در هم‌ شكستند (رزم‌آرا،1320 ش‌ ب‌ ، ص‌18ـ19؛ ساكي‌، ص‌316).(نيز رجوع كنيد به ايلام‌ * ).منابع‌: فريا استارك‌، سفري‌ به‌ الموت‌ لرستان‌ و ايلام‌ ، ترجمه‌ و حواشي‌ از علي‌محمد ساكي‌، تهران‌ 1364 ش‌؛ حميد ايزدپناه‌، تاريخ‌ جغرافيايي‌ و اجتماعي‌ لرستان‌ ، تهران‌ 1376 ش‌؛ واسيلي‌ ولاديميروويچ‌ بارتولد، جغرافياي‌ تاريخي‌ ايران‌ ، ترجمه‌ از روسي‌ به‌ انگليسي‌ از سوات‌ سوچك‌، ترجمه‌ به‌ فارسي‌ از همايون‌ صنعتي‌زاده‌، تهران‌ 1377 ش‌؛ جان‌ ر. پري‌، كريم‌خان‌ زند ، ترجمة‌ علي‌محمد ساكي‌، تهران‌ 1365 ش‌؛ حمدالله‌بن‌ ابي‌بكر حمدالله‌ مستوفي‌، تاريخ‌ گزيده‌ ، چاپ‌ عبدالحسين‌ نوائي‌، تهران‌ 1362 ش‌؛ دايرة‌المعارف‌ فارسي‌ ، به‌ سرپرستي‌ غلامحسين‌ مصاحب‌، تهران‌ 1345ـ1374 ش‌؛ كلمنت‌ اوگاستس‌ دو بد، سفرنامة‌ لرستان‌ و خوزستان‌ ، ترجمة‌ محمدحسين‌ آريا، تهران‌ 1371 ش‌؛ ناصر راد، تاريخ‌ سرزمين‌ ايلام‌، ج‌ 1: از روزگاران‌ باستان‌ تا انقراض‌ حكومت‌ واليان‌ لرستان‌ و ايلام‌ ، تهران‌ 1374 ش‌؛ هنري‌ كرزيك‌ راولينسون‌، سفرنامة‌ راولينسون‌: گذر از زهاب‌ به‌ خوزستان‌ ، ترجمة‌ سكندر امان‌اللهي‌ بهاروند، تهران‌ 1362 ش‌؛ علي‌ رزم‌آرا، جغرافياي‌ نظامي‌ ايران‌: پشت‌كوه‌ ، تهران‌ 1320 ش‌ الف‌ ؛ همو، جغرافياي‌ نظامي‌ ايران‌: لرستان‌ ، تهران‌ 1320 ش‌ ب‌ ؛ علي‌محمد ساكي‌، جغرافياي‌ تاريخي‌ و تاريخ‌ لرستان‌ ، خرم‌آباد ?] 1343 ش‌ [ ؛ محمدعلي‌بن‌ محمدرضا سياح‌، خاطرات‌ حاج‌ سياح‌، يا، دورة‌ خوف‌ و وحشت‌ ، چاپ‌ حميد سياح‌ و سيف‌الله‌ گلكار، تهران‌ 1359 ش‌؛ عبداللطيف‌بن‌ ابيطالب‌ شوشتري‌، تحفة‌العالم‌، و، ذيل‌ التّحفه‌ ، چاپ‌ صمد موحد، تهران‌ 1363 ش‌؛ جرج‌ ناتانيل‌ كرزن‌، ايران‌ و قضية‌ ايران‌ ، ترجمة‌ غ‌. وحيد مازندراني‌، تهران‌ 1362 ش‌؛ بهمن‌ كريمي‌، جغرافياي‌ مفصّل‌ تاريخي‌ غرب‌ ايران‌ ، تهران‌ 1316 ش‌؛ آلفونس‌ گابريل‌، تحقيقات‌ جغرافيائي‌ راجع‌ به‌ ايران‌ ، ترجمة‌ فتحعلي‌ خواجه‌نوري‌، چاپ‌ هومان‌ خواجه‌ نوري‌، تهران‌ 1348 ش‌؛ آن‌ كاترين‌ سواين‌ فورد لمتون‌، مالك‌ و زارع‌ در ايران‌ ، ترجمة‌ منوچهر اميري‌، تهران‌ 1362 ش‌؛ فردريك‌ جيمز مابرلي‌، عمليات‌ در ايران‌: جنگ‌ جهاني‌ اول‌ 1919ـ1914 ، ترجمة‌ كاوه‌ بيات‌، تهران‌ 1369 ش‌؛ ژاك‌ژان‌ ماري‌ دومورگان‌، جغرافياي‌ غرب‌ ايران‌ ، ترجمة‌ كاظم‌ وديعي‌، تبريز 1339 ش‌؛ ولاديمير فئودوروويچ‌ مينورسكي‌، لرستان‌ و لرها ، در دو سفرنامه‌ دربارة‌ لرستان‌ ، نوشتة‌ سيسيل‌جان‌ ادموندز و كلمنت‌ اوگاستس‌ دو بد، ترجمة‌ سكندر امان‌اللهي‌ بهاروند و ليلي‌ بختيار، تهران‌ 1362 ش‌؛ محمدصادق‌ نامي‌ اصفهاني‌، تاريخ‌ گيتي‌گشا ، با مقدمة‌ سعيد نفيسي‌، تهران‌ 1363 ش‌.
نظر شما
ایمیل ایمیل
مولفان

معصومه‌ بادنج‌

حوزه موضوعی
رده های موضوعی
جلد 5
تاریخ چاپ
وضعیت انتشار
  • چاپ نشده