پسنْتْرن‌
معرف
زبان‌ جاوه‌اي‌ محل‌ تحصيل‌ «سنتري‌ »، يعني‌ طلاّ ب‌ علوم‌ ديني‌
متن
پَسَنْتْرِن‌ ، در زبان‌ جاوه‌اي‌ محل‌ تحصيل‌ «سنتري‌ »، يعني‌ طلاّ ب‌ علوم‌ ديني‌. پسنترن‌ ، در اندونزي‌ نام‌ مؤسساتي‌ آموزشي‌ است‌ كه‌ در آنها طلاّ ب‌ علوم‌ اسلامي‌ را فرامي‌گيرند و زندگي‌ مشترك‌ براساس‌ اصول‌ و احكام‌ اسلامي‌ را مي‌آزمايند. شقّ ديگر اين‌ واژه‌، كلمة‌ پُنْدُك‌ (خانة‌ كوچك‌ يا كُلبه‌، قس‌ فُندُق‌ عربي‌ به‌ معناي‌ مهمانخانه‌) است‌ كه‌ توسعاً به‌ «مدرسة‌ شبانه‌روزي‌ علوم‌ اسلامي‌» اطلاق‌ مي‌شود. پسنترن‌ بيشتر در اندونزي‌ (بخصوص‌ در جاوه‌) به‌ كار مي‌رود، در حالي‌ كه‌ پندك‌ عمدتاً در مالزي‌ و نواحي‌ پاتاني‌ در جنوب‌ تايلند كاربرد دارد. گاه‌ اين‌ دو اصطلاح‌ در اندونزي‌ به‌ صورت‌ تركيبي‌ پندك‌ پسنترن‌ استعمال‌ مي‌شود، و آن‌ هنگامي‌ است‌ كه‌ مقصود گوينده‌ «مدرسة‌ شبانه‌روزي‌ اسلامي‌» باشد نه‌ فقط‌ مدرسة‌ روزانة‌ ديني‌. در ناحية‌ مينانگ‌ كابائو * در سوماترا نيز، گونه‌اي‌ مشابه‌ همين‌ مدارس‌ اسلامي‌ هست‌ كه‌ سورائو ناميده‌ مي‌شود. اين‌ مقاله‌ بيشتر به‌ بحث‌ دربارة‌ مؤسسة‌ اندونزيايي‌ مي‌پردازد، هرچند به‌ نوع‌ مالزيايي‌ آن‌ هم‌ اشاراتي‌ خواهد شد.بعضي‌ از پژوهشگران‌ برآن‌اند كه‌ منشأ پسنترن‌ در جاوه‌، به‌ مدارس‌ روستايي‌ هندو ـ بودايي‌ موسوم‌ به‌ ماندالا در نواحي‌ شرقي‌ و مركزي‌ جاوه‌ برمي‌گردد كه‌ در آنها گوروها ي‌ مرتاض‌، اصول‌ عقايد ديني‌ و معرفت‌ صوفيانه‌ را به‌ شاگرداني‌ كه‌ در اين‌ محيطها به‌ طور جمعي‌ زندگي‌ مي‌كردند، مي‌آموختند (كوئنچارانينگرات‌ ، ص‌ 55، 321ـ323؛ سوئباردي‌ و وودكرافت‌ ـ لي‌ ، ص‌ 183ـ184). مسلمان‌ شدن‌ تدريجي‌ جاوه‌ ـ تا حدودي‌ با اثرپذيري‌ از مشرب‌ طريقت‌ و تصوف‌ رايج‌ ـ و گرايش‌ اين‌ گوروها به‌ اسلام‌، سبب‌ شد كه‌ ماندالاها تبديل‌ به‌ پسنترن‌ شوند. در اين‌ مدارس‌، مدرسان‌ سنّتي‌، كه‌ در فن‌ طبابت‌ و جادو ماهر بودند، با جذبة‌ روحاني‌ فوق‌العاده‌شان‌ به‌ كيائيِ (معلم‌ ديني‌ بلندپايه‌، پيرمرد محترم‌، شيخ‌ ) دوران‌ اسلامي‌ تغيير نام‌ يافتند.مدرسة‌ سنّتي‌ اسلاميِ قرآن‌ ــ معروف‌ به‌ كُتّاب‌ ــ بسادگي‌ با نمونة‌ مدرسه‌هاي‌ جاوه‌ درآميخت‌، و اين‌ خود به‌ پذيرش‌ عمومي‌ اسلام‌ در جاوه‌ كمك‌ كرد و از طريق‌ فقه‌ شافعي‌ ــ كه‌ فقه‌ حاكم‌ بود ــ اسلام‌ را در جاوه‌ رواج‌ داد و به‌ زندگي‌ مردم‌ پيوند زد، هر چند آن‌ را دين‌ واحد نكرد. همچنين‌، در برنامه‌هاي‌ آموزشي‌ بسياري‌ از پسنترنها محتواي‌ وسيعي‌ از انديشه‌هاي‌ تصوف‌ وجود داشت‌، كه‌ البته‌ نتوانست‌ غالب‌ گردد، اما توانست‌ به‌ عنوان‌ عامل‌ مهمي‌، در بخشي‌ از زندگي‌ پسنترن‌ در اندونزي‌ مؤثر افتد ( رجوع كنيد به مجيد، 1983؛ ناسوتيون‌ و ديگران‌، 1990). تحول‌ تاريخي‌ پسنترن‌ موضوعي‌ پيچيده‌ است‌ و شناخت‌ آن‌ مستلزم‌ تحليلي‌ است‌ از موجوديت‌ آن‌ در آستانة‌ امروزينه‌ شدن‌، در يك‌ رابطة‌ پويا و سه‌گانه‌ با حكمرانان‌ (كراتُن‌ ) و بازار ( رجوع كنيد به عبدالله‌، 1986).ريشة‌ كلمه‌ پندك‌ مالايايي‌، احتمالاً از زبان‌ پاتاني‌ سده‌هاي‌ نهم‌ و دهم‌/ پانزدهم‌ و شانزدهم‌ آمده‌ است‌. مسلمانان‌ پاتاني‌، به‌ سبب‌ سنّتهاي‌ خود در تربيت‌ اسلامي‌، پيوند نزديكشان‌ با خاورميانة‌ اسلامي‌، نپذيرفتن‌ سلطة‌ زبان‌ و آداب‌ و رسوم‌ تايلندي‌ (عمدتاً به‌ دليل‌ وجود نظام‌ آموزشي‌ فُندُك‌، يعني‌ يك‌ جهان‌ كوچك‌ اسلامي‌)، و از اين‌ كه‌ بسياري‌ از كتب‌ ديني‌ در مالزي‌ به‌ خط‌ عربي‌ ( كتاب‌ جاوي‌ ) نوشته‌ شده‌ است‌ به‌ خود مي‌بالند. پاتاني‌ و همساية‌ آنان‌، كلانتان‌ ، در مالزي‌، سنّتهاي‌ قومي‌ پندك‌ را، كه‌ از بسياري‌ جهات‌ شبيه‌ همين‌ سنّتها در اندونزي‌ است‌، تا امروز حفظ‌ كرده‌اند ( رجوع كنيد به ماتسون‌ و هوكر ، ص‌ 43ـ46؛ وينزلر ، 1975).پسنترن‌ تا قرن‌ يازدهم‌/ هفدهم‌، در زندگي‌ روستايي‌ جاوه‌ كاملاً تثبيت‌ شد، و تا زمان‌ حاضر در شخصيت‌ معنوي‌، فرهنگي‌، اجتماعي‌ و اقتصادي‌ زندگي‌ روستايي‌ اسلامي‌ سهيم‌ بوده‌ است‌ ( رجوع كنيد به گرتس‌ ، 1956، ص‌144 به‌ بعد؛ اوئپن‌ و كارچر ، جاهاي‌ متعدد). در دوران‌ استعمار، پسنترن‌ جاوه‌اي‌، در اندونزي‌ مؤسسه‌اي‌ آموزشي‌ و تربيتي‌ اسلامي‌ فراگير و غالب‌، و در برابر نفوذ زبان‌ و فرهنگ‌ هلندي‌ در ايمان‌ و نظام‌ اسلامي‌ شهر، همچون‌ دژي‌ محكم‌ بود (براي‌ بحث‌ دربارة‌ تغييرات‌ تدريجي‌ پسنترنها از محيطهاي‌ بسته‌ وتحت‌الحفظ‌ به‌ محيطهاي‌ بازتر و اجتماعي‌تر در دورة‌ بعد از استقلال‌ رجوع كنيد به رهارجو ، 1985، ص‌ 245).پسنترنها معمولاً در مكاني‌ توسعه‌نيافته‌، نزديك‌ روستا يا بخش‌ جداگانه‌اي‌ در يك‌ قطعه‌ زمين‌ مسكوني‌ ساخته‌ شده‌اند. بسياري‌ از طلاّ ب‌، طبق‌ سنّت‌، براي‌ داخل‌ شدن‌ به‌ پسنترنها از سرزمين‌ خود مسافرت‌ مي‌كرده‌اند. مسافرت‌ براي‌ تحصيل‌ يكي‌ از شاخصهاي‌ تعليم‌ و تربيت‌ اسلامي‌ در دوره‌هاي‌ نخستين‌ در جاوه‌ بوده‌ است‌، كه‌ هم‌ در جاوة‌ قبل‌ از اسلام‌ و هم‌ در دوران‌ اولية‌ اسلامي‌ سابقه‌ دارد. در سالهاي‌ اخير، طلاّ ب‌ پسنترن‌، در مؤسسات‌ گزيده‌اي‌، ارائة‌ بعضي‌ خدمات‌ اجتماعي‌ و اقتصادي‌ را ــ به‌ عنوان‌ بخشي‌ از توسعة‌ نوين‌ روستايي‌ ــ در مناطق‌ روستايي‌ خود، آغاز كرده‌اند. سرپرستي‌ يك‌ پسنترن‌ تخصصي‌، «دارالفلاح‌»، در بوگور ، در غرب‌ جاوه‌، را معلّمهاي‌ مؤسسة‌ كشاورزي‌ بوگور به‌ عهده‌ دارند كه‌ هدف‌ آن‌ آموزش‌ كشاورزي‌ و صنايع‌ دستي‌ به‌ همراه‌ اعتقادات‌ محكم‌ اسلامي‌ به‌ طلاب‌ است‌ تا خود را وقف‌ مشاغل‌ مفيد در توسعة‌ روستايي‌ كنند (براي‌ مطالعة‌ اجمالي‌ رجوع كنيد به ويدودو ، ص‌140ـ 145)، ولي‌، براي‌ مثال‌، طلاب‌ «پندك‌ جديد»، در شرق‌ جاوه‌، از داشتن‌ مناسبات‌ اجتماعي‌ با اهالي‌ شهر گونتور منع‌ شده‌اند، و در اين‌ مؤسسه‌ فكر خدمت‌ به‌ نزديكترين‌ محيط‌ اجتماعي‌ به‌ دست‌ فراموشي‌ سپرده‌ شده‌ است‌. در عين‌ حال‌، پندك‌ جديد، سخت‌ بر اين‌ عقيده‌ است‌ كه‌ وقفي‌ است‌ متعلّق‌ به‌ جامعة‌ جهاني‌ مسلمين‌ ( رجوع كنيد به > شرح‌ كوتاهي‌ دربارة‌ نهاد تعليم‌ و تربيت‌ اسلامي‌ پندك‌ جديد و دانشگاه‌ دارالسلام‌ آن‌ < ، ص‌ 26).در جاوه‌ (مانند ناصره‌ ) براي‌ يك‌ رهبر روحاني‌، شايسته‌ نمي‌دانند كه‌ در محيط‌ اجتماعي‌ خود تحصيل‌ كرده‌ باشد؛ اما كسي‌ كه‌ بعد از كسب‌ دانش‌ و توانايي‌، از خارج‌ به‌ وطن‌ برگردد، مي‌تواند در زادگاه‌ خود مورد پذيرش‌ اجتماع‌ قرار گيرد و از موقعيت‌ مناسبي‌ برخوردار شود. بعلاوه‌، پسنترن‌ نمونة‌ مطلوب‌ همبستگي‌ براساس‌ اصول‌ و اعتقاد مشترك‌ و متعالي‌ اسلامي‌ است‌، در حالي‌كه‌ بيشتر زندگي‌ مجمع‌الجزاير برمحور آداب‌ و رسوم‌ محلي‌ و سرمشقهاي‌ اجتماعي‌ ـ سنّتي‌ متمركز است‌. از طرفي‌، زندگي‌ در پسنترن‌ براي‌ جوانان‌، آزمايشگاهي‌ براي‌ اجتماعي‌ شدن‌ و استقلال‌ براي‌ جامعة‌ متحد و هماهنگ‌ بزرگتر را فراهم‌ مي‌سازد كه‌ ساكنان‌ مجمع‌الجزاير اندونزي‌ ـ مالزيايي‌ نيز براي‌ آن‌ ارزش‌ زيادي‌ قائل‌اند.مسلمانان‌ تحصيلكردة‌ پسنترن‌، معمولاً از هموطنان‌ خود، به‌سبب‌ نداشتن‌ اعتقاد خالص‌ اسلامي‌ و كوتاهي‌ در اجراي‌ شعاير ديني‌، انتقاد مي‌كنند. اين‌ نگرش‌ اسلام‌گرايانه‌، به‌ اندونزي‌ (عمدتاً در قرن‌ چهاردهم‌/ بيستم‌) تفكر تحليلي‌تري‌ را ارزاني‌ داشته‌ است‌ كه‌ با نگرش‌ اسلامي‌ بسياري‌ از مردم‌ عامي‌، كه‌ آميزه‌اي‌ از اعتقادات‌ اسلامي‌ و آداب‌ و رسوم‌ محلي‌ است‌، تفاوت‌ دارد (براي‌ مرور مفصّلترِ تفاوتهاي‌ جزئي‌ ويژگيهاي‌ اجتماعي‌ ـ ديني‌ جاوه‌ رجوع كنيد به گرتس‌، 1960 ب‌ ، ص‌ 5 ـ7؛ رجوع كنيد به ريكلفس‌ ، 1979، ص‌ 118ـ 125).طبق‌ سنّت‌، بيشتر طلاّ ب‌ در پسنترنها پسر بوده‌اند، اما مدتهاست‌ كه‌ طلاب‌ دختر نيز در اين‌ مؤسسات‌ حضور مي‌يابند، و امروزه‌ بخش‌ بزرگي‌ از طلاّ ب‌ پسنترنها را دختران‌ تشكيل‌ مي‌دهند. دختران‌ و پسران‌ هميشه‌ در پسنترنها جدا از هم‌ اسكان‌ مي‌يابند و آموزش‌ داده‌ مي‌شوند، اما غالباً در محوطه‌هاي‌ دانشگاهي‌ مجاور هم‌، براي‌ استفادة‌ مشترك‌ از دانشكده‌ها و استادان‌ (كيائيها) كه‌ ممكن‌ است‌ از هر دو جنسيت‌ (مرد و زن‌) باشند، تسهيلاتي‌ وجود دارد. در پندكهاي‌ مالزي‌ شمار طلاّ ب‌ دختر زياد نيست‌، و اين‌ دانشجويان‌ معمولاً در ساختمان‌ گورو و با نظارت‌ دقيق‌ زندگي‌ مي‌كنند. ولي‌ در پاتاني‌ طلاّ ب‌ پسر و دختر بسيار زيادي‌ (بعد از سن‌ بلوغ‌) در پندك‌ شركت‌ مي‌كنند.هرچند پسنترن‌ در يك‌ منطقة‌ روستايي‌ معمولاً نوعي‌ زندگي‌ اجتماعي‌ جداگانه‌ دارد، اما شخصيت‌ اصلي‌ آن‌، كيائي‌ (كه‌ در مالزي‌ و تايلند گورو ناميده‌ مي‌شود)، غالباً شخصي‌ برجسته‌ و قوي‌ اراده‌ از اهالي‌ محل‌ است‌ كه‌ استعدادهاي‌ فوق‌العادة‌ روحاني‌ آميخته‌ با تعاليم‌ اسلامي‌ و بهره‌مند از نيروي‌ غيبي‌ سحرآميزي‌ مانند شَمَن‌ ( دوكن‌ ) دارد (قس‌ گرتس‌، 1960 الف‌ ؛ رهارجو، 1985). پسنترن‌ بدون‌ وجود كيائي‌ كه مؤسس‌، حامي‌)، حافظ‌ و حاكم‌ مطلق‌ آن‌ است‌، نمي‌تواند وجود داشته‌ باشد. طلاّ ب‌ پيشينِ پسنترن‌ جاوه‌اي‌ يا پندك‌ مالزيايي‌، از اين‌ كه‌ گهگاه‌ به‌ دست‌ استادانشان‌ تنبيه‌ بدني‌ شده‌ يا مجبور به‌ بيگاري‌ براي‌ آنها در مزارع‌ و يا كارهاي‌ ديگر شده‌اند، خاطرات‌ زنده‌اي‌ دارند. گاهي‌ كيائي‌، يك‌ فرد محلّي‌ بوده‌ است‌ كه‌ براي‌ تحصيلات‌ به‌ خارج‌ يا به‌ حج‌ رفته‌ و پس‌ از بازگشت‌ كم‌ و بيش‌ به‌ تدريس‌ تعاليم‌ اعتقادي‌ اسلامي‌ پرداخته‌ و يا افراد محلي‌ براي‌ شفا و هدايت‌ روحاني‌ به‌ او مراجعه‌ مي‌كرده‌اند. كيائيها غالباً در دورة‌ استعمار بيش‌ از دورة‌ اصلاح‌طلبي‌ اخير به‌ طلاّ ب‌ و به‌ گروههاي‌ مردم‌ اصول‌ و عقايد صوفيانه‌ تعليم‌ مي‌دادند.اموال‌ شخصي‌ كيائي‌ ــ زمين‌ يا ساختمان‌ ــ نيز از موارد قابل‌ توجه‌ است‌ كه‌ ممكن‌ است‌ از راه‌ ارث‌ به‌ او رسيده‌ يا به‌ عنوان‌ وقف‌ به‌ وي‌ هبه‌ شده‌ باشد، و يا او با تلاش‌ خود كسب‌ كرده‌ باشد. هرچه‌ در مسير اجراي‌ برنامه‌هاي‌ آموزش‌ اسلامي‌ پيش‌ بيايد ــ و اين‌ در گذشته‌ تنوع‌ بيشتري‌ داشته‌ است‌، هرچند امروزه‌ معيارهاي‌ آموزش‌ به‌ شكل‌ فراگيري‌ جا افتاده‌ است‌ ــ باز، كيائيها به‌ عمل‌ خويش‌ قداست‌ و مشروعيّت‌ خاصي‌ مي‌دهند. در ميان‌ كيائيها و گوروها افراد بسيار برجسته‌ با تحصيلات‌ عالي‌ در مكّه‌ يا قاهره‌ و نيز تعدادي‌ تعليم‌نديده‌ با جذبة‌ روحاني‌ و با اندك‌ تحصيلات‌ رسمي‌ اسلامي‌ در نظام‌ سنّتي‌ آموزش‌ عربي‌ وجود داشته‌اند. هرچند مرگ‌ يك‌ كيائي‌ پسنترن‌ را غالباً دچار آسيب‌ مي‌كند، اما گاه‌ اين‌ نهاد پابرجا مي‌ماند، و حتي‌ به‌ دست‌ وارثان‌ اين‌ كيائيها شكوفا مي‌شود، كه‌ در ميان‌ آنان‌ مي‌توان‌ طلاّ ب‌ پيشين‌ همين‌ پسنترنها را يافت‌ كه‌ با دختران‌ كيائيها ازدواج‌ كرده‌ و سنّت‌ آموزش‌ را ادامه‌ مي‌دهند.نقشة‌ ساختماني‌ يك‌ پسنترن‌، شامل‌ اين‌ بخشهاست‌: خانة‌ كيائي‌ و اقامتگاهي‌ براي‌ دستياران‌، ساختماني‌ براي‌ برگزاري‌ نمازهاي‌ يوميّه‌ و آموزش‌، فضاي‌ باز براي‌ فعاليتهاي‌ جمعي‌ و ورزش‌، حمام‌ و دستشويي‌ با امكانات‌ تطهير، اتاقهاي‌ طلاب‌ (اختصاصاً پندك‌)، و ساختمانهاي‌ عام‌المنفعه‌ مانند انبار غلّه‌ و آذوقه‌ و مزارع‌ اطراف‌ كه‌ دانشجويان‌ در آنها كار مي‌كنند. در ميان‌ پسنترنها از ساختمانهاي‌ ويژة‌ نيازهاي‌ جزئي‌ طلاّ ب‌ تا دانشكده‌هاي‌ مجهز و مجلل‌ ديده‌ مي‌شود. مثلاً «پندك‌ جديد» در شرق‌ جاوه‌، كه‌ داراي‌ دانشكده‌هاي‌ مجهز، مسجد جمعه‌ با منارة‌ بلند، كتابخانة‌ مجهز، كتابفروشي‌، رختشويخانة‌ دانشجويي‌، اقامتگاه‌ ويژة‌ مهمانان‌، زمينهاي‌ بازي‌، تالارهاي‌ ورزشي‌ و ساير امكانات‌ و تسهيلات‌ است‌.پسنترن‌ در اندونزي‌ تا اوايل‌ قرن‌ چهاردهم‌/ بيستم‌، كه‌ آموزشگاههاي‌ جديد ــ مثل‌ «مدرسه‌» ــ بتدريج‌ تأسيس‌ شد، به‌ عنوان‌ اصلي‌ترين‌ شكل‌ نهاد آموزشي‌ اسلامي‌ باقي‌ ماند. يك‌ مشخصة‌ بارز پسنترن‌ اين‌ است‌ كه‌ نهاد آموزشي‌ تقريباً جامعي‌ به‌ شمار مي‌رود. هرچند طلاب‌ آزادانه‌ رفت‌ و آمد مي‌كنند، و گرچه‌ برنامة‌ درسي‌ و آموزشي‌ در آن‌ غالباً و تا حد زيادي‌ از طريق‌ مطالعة‌ فردي‌ و تعامل‌ فردي‌ با كيائي‌ يا دستياران‌ او انجام‌ مي‌شود، اما نظام‌ پسنترن‌، نوعي‌ برنامة‌ زندگي‌ شبانه‌روزي‌ است‌. صبحها به‌ ساعات‌ درس‌ و جلسات‌ خصوصي‌ آموزشي‌ و قرائت‌ قرآن‌ و بعدازظهرها به‌ مطالعه‌ و كار در مزارع‌ اختصاص‌ دارد، و بقية‌ اوقات‌ صرف‌ تهية‌ غذا، پرداختن‌ به‌ امور شخصي‌ و احتمالاً مأموريتهاي‌ ديني‌ براي‌ كيائي‌ و دستيارانش‌ و جمع‌آوري‌ صدقات‌ (بخصوص‌ در دوره‌هاي‌ اوليه‌) مي‌شود. نمازهاي‌ واجب‌ يوميّه‌، فعاليتهاي‌ روزانه‌ را زمان‌بندي‌ مي‌كند.پسنترن‌ اغلب‌ مكاني‌ است‌ با آسايش‌ و آرامش‌ اندك‌، جمعيت‌ بسيار و امكانات‌ ناچيز. تعداد طلاّ ب‌ از دسته‌هاي‌ بيست‌ تا هزاران‌ نفري‌ گسترش‌ مي‌يابد، و چندين‌ مؤسسه‌ در جاوه‌ طلاّ ب‌ را از سراسر اندونزي‌ و خارج‌ جذب‌ مي‌كنند (براي‌ اطلاع‌ از آمار ثبت‌نام‌ و برنامة‌ آموزشي‌ 255 مؤسسة‌ منتخب‌ از ميان‌ بيش‌ از پنجهزار مؤسسه‌ در اندونزي‌ رجوع كنيد به > راهنماي‌ پسنترن‌ < ، ج‌ 1، جاهاي‌ متعدد). از آنجا كه‌ بسته‌ به‌ نوع‌ مؤسسه‌، هزينه‌اي‌ دريافت‌ نمي‌شود و يا هزينة‌ ناچيزي‌ دريافت‌ مي‌شود، طلاّ ب‌ بي‌بضاعت‌ مي‌توانند در دوره‌هاي‌ فشردة‌ آموزش‌ اخلاقي‌، مذهبي‌، آمادگي‌ براي‌ جامعة‌ مستقل‌ و فرصت‌ مناسب‌ براي‌ تأمل‌ و تفكر دربارة‌ زندگي‌ از ديدگاه‌ اسلامي‌ شركت‌ كنند. سن‌ دانش‌آموزان‌ معمولاً بين‌ ده‌ تا بيست‌ سال‌ است‌، هرچند، گاهي‌ كودكان‌ هفت‌ساله‌ نيز در پسنترن‌ شركت‌ مي‌كنند (مثل‌ پسنترن‌ دارالعلوم‌، نزديك‌ گرسيك‌ در شرق‌ جاوه‌). در پسنترنهاي‌ بزرگ‌، طلاّ ب‌ باسابقه‌، معلّم‌ طلاّ ب‌ جديد مي‌شوند و خودگرداني‌ در آنجا يك‌ قانون‌ است‌، به‌ اين‌ ترتيب‌ كه‌ كيائي‌ دور از بقيه‌ زندگي‌ مي‌كند، خانة‌ او از بخش‌ فندك‌ محوطة‌ دانشگاه‌، كه‌ اقامتگاه‌ طلاّ ب‌ است‌، جداست‌. به‌ او تنها به‌ دلايل‌ خاص‌ و ضروري‌ براي‌ كمك‌ و مداخله‌ مراجعه‌ مي‌شود.برنامة‌ آموزشي‌ در پسنترن‌ همواره‌ بر محور قرآن‌، هم‌ قرائت‌ و هم‌ تفسير آن‌، متون‌ فقهي‌ عربي‌ (يا به‌ زبان‌ مالزيايي‌ يا جاوه‌اي‌ به‌ خط‌ عربي‌)، اصول‌ اعتقادات‌، نحو سنّتي‌ عربي‌، علم‌ بديع‌، اخلاق‌، تصوف‌، حديث‌ و احكام‌ عملي‌ و عبادي‌ متمركز بوده‌ است‌ (براي‌ آشنايي‌ با انواع‌ و عناوين‌ كتابهاي‌ نوشته‌ شده‌ به‌ خط‌ عربي‌ كه‌ در پسنترنها و پندكها در طول‌ قرن‌ گذشته‌ استفاده‌ مي‌شد رجوع كنيد به ماتسون‌ و هوكر، 1988؛ بروئينسن‌ ، 1990). درسنامه‌هاي‌ پسنترن‌ غالباً كتاب‌ كونينگ‌ يا «كتب‌ زرد» ناميده‌ مي‌شود، زيرا كاغذ اوراق‌ اين‌ كتابها اغلب‌ زردرنگ‌ است‌. پسنترنهاي‌ نوگرا، مانند پسنترنهاي‌ تحت‌ حمايت‌ «محمديه‌»، از درسنامه‌هايي‌ كه‌ به‌ زبان‌ رومي‌ ـ اندونزي‌ (و همچنين‌ زبان‌ يا خط‌ عربي‌) نوشته‌ شده‌ است‌، استفاده‌ مي‌كنند كه‌ در مقابل‌ «كُتب‌ زرد» به‌ آنها بوكو پوتيه‌ يا «كتب‌ سفيد» مي‌گويند. اين‌ تفاوت‌ ميان‌ دو نوع‌ آموزش‌ اسلامي‌ ـ سنّتي‌ و پيشرفته‌، كه‌ از طريق‌ رنگها نمود يافته‌ است‌، بيش‌ از يك‌ نسل‌ قدمت‌ ندارد.امروزه‌، بيشتر پسنترنهاي‌ اندونزي‌ دروس‌ دوره‌هاي‌ تحصيلي‌ سنّتي‌ خود را به‌ سوي‌ ايجاد برنامة‌ آموزشي‌، مواد و موضوعات‌ جديد گسترش‌ داده‌ و تقويت‌ كرده‌اند. اين‌ برنامة‌ آموزشي‌ به‌ سه‌ مقطع‌ آموزشي‌ تقسيم‌ مي‌شود كه‌ عبارت‌ است‌ از: «ابتدائيه‌» (با حدود 60% محتواي‌ كلي‌)؛ «ثانويه‌» (با حدود 40ـ50% محتواي‌ كلي‌)؛ و «عاليه‌» (با تنها 20%؛ رهارجو، 1985، ص‌241). بعضي‌ از پسنترنها يك‌ سطح‌ پيشرفته‌ يا «تخصص‌» (تخصصي‌) نيز دارند كه‌ در آن‌ طلاّ ب‌ فقط‌ موضوعات‌ اسلامي‌ از قبيل‌ علوم‌ قرآني‌، فقه‌ و تصوف‌ را تحصيل‌ و مطالعه‌ مي‌كنند. بسياري‌ از پسنترنها هنوز روستايي‌ و ايالتي‌اند، و برنامه‌هاي‌ آموزشي‌ آنها موضوعات‌ اسلامي‌ است‌ كه‌ خيلي‌ سطحي‌ و تكراري‌ تدريس‌ مي‌شود. سطح‌ بَسندِگي‌ زبان‌ عربي‌ بسيار متنوع‌ است‌، اما كيائيهايي‌ هستند كه‌ مي‌توانند توانايي‌ دانشجويان‌ را تا حدي‌ بالا ببرند كه‌ براي‌ خواندن‌ متنهاي‌ پيچيدة‌ سنّتي‌، و نه‌ فقط‌ متون‌ خلاصة‌ ساده‌، كافي‌ باشد. بعلاوه‌، اگر دانشجويان‌ بخواهند در مطالعات‌ سنّتي‌ اسلامي‌ مراحل‌ تحصيلي‌ كافي‌ را طي‌ كنند، ناگزيرند در بيش‌ از يك‌ پسنترن‌ (در اندونزي‌ يا در مالايا) تحصيل‌ كنند. با اين‌ حال‌، محتواي‌ درسي‌ و روشهاي‌ آموزشي‌ پسنترن‌ در مؤسسات‌ پيشرفته‌تر نوگرايي‌ زيادي‌ يافته‌ است‌. نمونة‌ آن‌ مؤسسات‌ گونتور و بوگور سابق‌الذكر است‌ كه‌ در آنها موضوعات‌ غيرمذهبي‌، از قبيل‌ علوم‌ اجتماعي‌، علوم‌ طبيعي‌، رياضيات‌، تاريخ‌ و زبان‌ انگليسي‌، نيز تدريس‌ مي‌شود.پسنترنهاي‌ سنّتي‌، كه‌ بر پاية‌ آموزشهاي‌ فرديِ زيرنظر و اقتدار كيائيها استوار است‌، گرچه‌ هنوز هم‌ به‌ مراجعان‌ روستايي‌ و غالباً ــ نه‌ منحصراً ــ فقير خدمات‌ ارائه‌ مي‌دهند، اما از زمان‌ استقلال‌ تاكنون‌ همواره‌ از تعداد و اهميت‌ آنها كاسته‌ شده‌ است‌، زيرا از زمان‌ استقلال‌ به‌ بعد «مدرسه‌»هاي‌ جديد در آموزش‌ و پرورش‌ اسلامي‌، و «سكوله‌ » يا مدارس‌ غيرمذهبي‌ با حداقل‌ آموزشهاي‌ ديني‌ رواج‌ يافته‌اند. «مدرسه‌» كه‌ طبق‌ قوانين‌ نظام‌ اداري‌ (چه‌ به‌ ياري‌ دولت‌ چه‌ انجمنهاي‌ ديني‌ داوطلب‌) اداره‌ مي‌شود، همراه‌ با علوم‌ اسلامي‌، موضوعات‌ و دروس‌ جديد را ارائه‌ مي‌دهد، اما برخلاف‌ پسنترن‌ نه‌ كيائي‌ دارد و نه‌ ضوابط‌ فراگير اسلامي‌ حاكم‌ بر تمامي‌ شئون‌ محيط‌ اجتماعي‌. «مدرسه‌» بزودي‌ بخش‌ عمدة‌ آموزش‌ و پرورش‌ اندونزي‌ را دربر خواهد گرفت‌، هرچند كه‌ سكوله‌ هم‌ دائماً زمينه‌هايي‌ به‌ عنوان‌ آموزش‌ و پرورش‌ عمومي‌ (دولتي‌) كسب‌ كرده‌ و بتدريج‌ در اندونزي‌ به‌ يك‌ «واقعيت‌» تبديل‌ خواهد شد (استين‌برينك‌ ، 1986).نوع‌ جديد پسنترن‌ با سبك‌ قديمي‌ آن‌ تفاوت‌ بسيار دارد؛ مثلاً در گونتور بيش‌ از 1900 دانشجو مجبورند كه‌ در محيط‌ درس‌ خود، با ديگران‌ فقط‌ به‌ زبان‌ عربي‌ و انگليسي‌ صحبت‌ كنند (زبان‌ اندونزي‌ زبان‌ آموزش‌ رسمي‌ دروس‌ عمومي‌، زبان‌ عربي‌ زبان‌ دروس‌ عربي‌ و علوم‌ اسلامي‌، و انگليسي‌ براي‌ تدريس‌ زبان‌ انگليسي‌ است‌). در اندونزي‌ و جاوه‌ مجازات‌ خطاها و بزهكاريها در زندگي‌ روزمره‌ كوتاه‌ كردن‌ موي‌ سر است‌، كه‌ اين‌ عمل‌ براي‌ جواناني‌ كه‌ با فرهنگ‌ عامه‌ و زندگي‌ خياباني‌ در جاكارتا يا سورابايا آشنايي‌ دارند، تحقير بزرگي‌ است‌ (عبارت‌ «ترا به‌ پندك‌ پسنترن‌ مي‌فرستم‌» تهديد مكرر والدين‌ براي‌ كودكاني‌ است‌ كه‌ در خانه‌ سركشي‌ مي‌كنند). تأكيد شديد بر قانونِ «فقط‌ عربي‌ و انگليسي‌» گواهي‌ است‌ بر الزام‌ اين‌ مؤسسات‌ در تربيت‌ دانشجويان‌ به‌ گونه‌اي‌ كه‌ بتوانند در اجتماعات‌ جهاني‌ اسلامي‌ و اقتصادي‌ شركت‌ كنند. تعدادي‌ از رهبران‌ برجستة‌ ديني‌، محلي‌، حكومتي‌ و تربيتي‌ از گونتور فارغ‌التحصيل‌ شده‌اند؛ مؤسسه‌اي‌ كه‌ از اواخر دهة‌ 1340 ش‌/ 1960 درجة‌ ليسانس‌ (در اصول‌ دين‌) به‌ فارغ‌التحصيلان‌ اعطا كرده‌ است‌. پندك‌ جديد، برخلاف‌ بيشتر پسنترنهاي‌ قديمي‌، بر مبنايي‌ استوار و مطمئن‌ بنا نهاده‌ شده‌ است‌ تا به‌ عنوان يك‌ سازمان‌ منطقي‌ با كاركنان‌ مجرب‌ و حرفه‌اي‌ و پشتوانة‌ مالي‌ داخلي‌ و خارجي‌ به‌ رشد و توسعة‌ مداوم‌ بپردازد (به‌ عنوان‌ مثال‌، دولت‌ سعودي‌ منابع‌ لازم‌ براي‌ احداث‌ يك‌ ساختمان‌ اصلي‌ دانشگاهي‌ در محوطة‌ اين‌ مجتمع‌ آموزشي‌ را تأمين‌ كرده‌ است‌).پسنترن‌ نوين‌، چه‌ در بوگور و گونتور چه‌ در جاهاي‌ ديگر، فقط‌ يك‌ نام‌ و عنوان‌ نيست‌، زيرا، همانند اسلاف‌ خود، به‌ حفظ‌ و استمرار آداب‌ هميشگي‌ و بسيار منظم‌ اسلامي‌ مي‌پردازد كه‌ از آدابِ متفاوت‌ اما به‌ يك‌ اندازه‌ نگران‌كنندة‌ فرهنگ‌ چند مذهبي‌ جاوه‌ و ماده‌گرايي‌ جديد متمايز و برتر دانسته‌ مي‌شود. جاوه هم‌اكنون‌ به‌ طور خاص‌ هجوم‌ فزايندة‌ شهرنشيني‌ به‌ مناطق‌ روستايي‌ را تجربه‌ مي‌كند، به‌ گونه‌اي‌ كه‌ پسنترنهاي‌ منزوي‌، در محاصرة‌ رام‌ و مهارنشدني‌ توسعه‌ قرار دارند. بعضي‌ از خصوصيات‌ آموزش‌ در پسنترن‌ را ــ اما با روشهاي‌ جديد و امروزي‌ ــ شايد بتوان‌ حفظ‌ كرد. پسنترن‌ كلات‌ (يا آموزش‌ فشرده‌ در پسنترن‌) يك‌ طرح‌ فراگير در اندونزي‌ است‌. اين‌ طرح‌ عبارت‌ است‌ از دوره‌هاي‌ آموزش‌ فشرده‌ براي‌ جوانان‌ در تعطيلات‌ تابستان‌ كه‌ در مجموعه‌هاي‌ دانشگاهي‌ يا مكانهاي‌ ديگر برگزار مي‌شود. توفيق‌ عبدالله‌، دانشمند علوم‌ اجتماعي‌ اندونزي‌، اين‌ موقعيت‌ را به‌ طور خلاصه‌ چنين‌ بيان‌ مي‌كند: «آيندة‌ پسنترن‌ را ميزان‌ توانايي‌ آن‌ در حفظ‌ هويت‌ آن‌ به‌ عنوان‌ يك‌ نهاد آموزشي‌ (علما ـ سالاري‌) تعيين‌ خواهد كرد، و در همان‌ حال‌ نقش‌ آن‌ را به‌ عنوان‌ مكمل‌ آموزش‌ ملّي‌ روشن‌ خواهد ساخت‌» (ص‌102).منابع‌:T. Abdullah, "Pesantren in historical perspective", in Islam and society in Southeast Asia , ed. T. Abdullah and S. Siddique, Singapore 1986, 80-107; M. van Bruinessen, "Kitab kuning: books in Arabic script used in the pesantren milieu", BTLV , XLVI/ 2-3 (1990), 226-269(بررسي‌ مشروح‌ يكصد عنوان‌ برجسته‌ دربارة‌ برنامه‌ آموزشي‌ پسنترن‌)؛Z. Dhofier, Tradisi pesantren (سنّتهاي‌ پسنترن‌) , Jakarta 1982(ترجمة‌ رسالة‌ دكتري‌ نويسنده‌ با عنوان‌:"The pesantren tradition: a study of the role of the kyai in the maintenance of the traditional ideology of Islam in Java", Australian National University, Canberra 1980); Direktori pesantren , I, Jakarta 1986; C. Geertz, "Religious belief and economic behavior in a Central Javanese town: some preliminary considerations", Economic development and cultural change , IV /2 (Jan. 1956), 134-158; idem, "The Javanese kijaji: the changing role of a cultural broker", Comparative studies in society and history , II/2 (Jan. 1960a); idem, The religion of Java , Glencoe, III, 1960b; Koentjaraningrat, Javanese culture , Singapore 1985; N. Madjid, "Pesantren dan tasauf" (پسنترن‌ و تصوف‌) , in pesantren dan pembaharuan (پسنترن‌ و اصلاحات‌) , ed. M. D. Rahardjo, Jakarta 1974, 95-120( اين‌ مجلد چند مقالة‌ مفيد دربارة‌ پسنترن‌ معاصر دارد)؛V. Matheson and M. B. Hooker, "Jawi literature in Patani: the maintenance of an Islamic tradition", JMBRAS , lXI/ I/ 254 (1988), 1-86; J. Nagata, The reflowering of Malaysian Islam: modern religious radicals and their roots , Vancouver 1984, 38-42(پندك‌ را در بافت‌ آموزش‌ اسلامي‌ در مالزي‌ شرح‌ مي‌دهد)؛H. Nasution, ed., Thoriqot Qodiriyyah Naqsabandiyyah: sejarah, asal-usul, dan perkembangannya(طريقت‌ قادريّه‌ ـ نقشبنديّه‌: تاريخ‌، اصل‌ و ماهيت‌، و توسعة‌ آن‌)؛Tasikmalaya, Indonesia 1991(مقالات‌ محققانه‌ يادمان‌ هشتاد و پنجمين‌ سالگرد پندك‌ پسنترن‌ تصوف‌ محور در سوريالايا، غرب‌ جاوه‌ و كيائي‌ مشهور آن‌)؛M. Oepen and W. Karcher, eds., The impact of pesantren in education and community development in Indonesia , Jakarta 1988 (مالات‌ همايش‌ برلن‌ در سال‌ 1987) ; S. Prasodjo, "The kyai, the pesantren, and the village: a preliminary sketch", in A. Ibrahim, S. Siddique, and Y. Hussain, comps., Readings on Islam in Southeast Asia , Singapore 1985, 240-246; S. Prasodjo et al., Profil pesantren , Jakarta 1974 (مطالعات‌ كمّي‌ چند پسنترن‌ در ناحية‌ بوگور در غرب‌ جاوه‌) ; M. C. Ricklefs, "Six centuries of islamization in Java", in Conversion to Islam , ed. N. Levtzion, New York 1979, 100-128 (مروري‌ مهم‌ بر منابع‌ و نظريه‌ها) ; A Short description of Islamic educational institution Pondok-Modern and its Daarussalaam University , Gontor-Ponorogo, Indonesia [n.d.]; C. Snouck Hurgronje, The Achehnese , Leiden1906; S. Soebardi, "Santri-religious elements as reflected in the Book of Tjentini", BTLV , CXXVII/3 (1971), 331- 349(جدال‌ ميان‌ تصوف‌ جاوه‌اي‌ و شرع‌ اسلام‌، حدود قرن‌ 17ـ 18)؛S. Soebardi and C. P. Woodcroft-Lee, "Islam in Indonesia", in The crescent in the east: Islam in Asia Major , ed. R. Israeli, London 1982, 180-210; K. A. Steenbrink, Pesantren, madrasah, sekolah: recente ontwikkelingen in indonesisch islamonderricht , Nijmegen 1974(كه‌ به‌ زبان‌ اندونزيايي‌ هم‌ تحت‌ همين‌ عنوان‌ اصلي‌، در 1986 در جاكارتا منتشر شده‌ است‌)؛S. Widodo, "Rural vocational training in pesantren", in The impact of pesantren in education and community , ed. M. Oepen and W. Karcher, Jakarta 1988; R. L. Winzeler, "Traditional Islamic schools in Kelantan, JMBRAS , XLVIII/1 (May 1975), 91-103 (illustrated).
نظر شما
ایمیل ایمیل
مولفان

ف‌. م‌. دني‌ ، با اندكي‌ تلخيص‌ از ( د. اسلام‌ )

حوزه موضوعی
رده های موضوعی
جلد 5
تاریخ چاپ
وضعیت انتشار
  • چاپ نشده