پسر
معرف
گذشته‌ سلطان‌نشيني‌ در جنوب‌شرقي‌ بورنِئو، امروزه‌ در ايالت‌ كاليمانتان‌ تيمور در جمهوري‌ اندونزي‌
متن
پَسِر ، در گذشته‌ سلطان‌نشيني‌ در جنوب‌شرقي‌ بورنِئو، امروزه‌ در ايالت‌ كاليمانتان‌ تيمور در جمهوري‌ اندونزي‌. پسر شامل‌ درّة‌ رود پسر يا كنديلو است‌ كه‌ از مرزهاي‌ كوتي‌ در شمال‌ سرچشمه‌ مي‌گيرد و در جهت‌ جنوب‌شرقي‌ در طول‌ مرزهاي‌ شرقي‌ رشته‌ كوههاي‌ براتوس‌ جريان‌ مي‌يابد، به‌ سمت‌ شرق‌ مي‌پيچد و سرانجام‌ از ناحيه‌اي‌ باتلاقي‌ مي‌گذرد و به‌ تنگه‌هاي‌ ماكاسار مي‌رسد. پسر، با وسعت‌ حدود 125 ، 1 كيلومتر مربع‌، هنوز جنگلهاي‌ كهني‌ دارد كه‌ آنها را براي‌ كشت‌ برنج‌ از بين‌ نبرده‌اند. جمعيت‌ اندك‌ آن‌، عمدتاً در پسر، اقامتگاه‌ سلطان‌ و در تنه‌ گروگوت‌ ، مركز رسمي‌ اداري‌، ساكن‌اند. هرچند مقداري‌ طلا، نفت‌ و زغال‌سنگ‌ در پسر يافته‌ شده‌ است‌، اروپاييها آنها را استخراج‌ نكرده‌اند و به‌ كشاورزي‌ نيز چندان‌ نپرداخته‌اند. در 1319/1901 براي‌ نخستين‌بار يك‌ مأمور اداري‌ اروپايي‌ در تنه‌گروگوت‌ در مدخل‌ رود كنديلو مستقر شد.بنابراين‌، پسر نمونة‌ خوبي‌ بود از ايالت‌ ساحلي‌ بورنئو كه‌ مطابق‌ ديدگاه‌ اسلام‌، مستقل‌ از نفوذ اروپاييها توسعه‌ يافت‌. جمعيت‌ سلطان‌نشين‌ مشتمل‌ است‌ بر دياك‌ ها كه‌ با كشت‌ برنج‌ زندگي‌ مي‌كنند و بانجار ها و بوگي‌ هاي‌ مهاجر از جزيرة‌ سلب‌ كه‌ بر امور بازرگاني‌ نظارت‌ دارند. آنها به‌طور عمده‌ در نواحي‌ هموار در دهانة‌ رودخانه‌ ساكن‌اند. باجوها ي‌ ماهيگير در نواحي‌ ساحلي‌ در دهكده‌هايي‌ كه‌ بر روي‌ پايه‌هايي‌ در دريا ساخته‌ شده‌ است‌، زندگي‌ مي‌كنند. تا دهة‌ 1930، از حدود 000 ، 9 دياك‌، 000 ، 4 تن‌ اسلام‌ را پذيرفته‌ بودند و 000 ، 5 تني‌ كه‌ در مناطق‌ كوهستاني‌ زندگي‌ مي‌كردند، بي‌دين‌ بودند. بوگيها به‌سبب‌ تعداد زياد و مكنت‌ و ثروتشان‌ نفوذ بسيار دارند؛ بانجارها اهميت‌ كمتري‌ دارند. در پسر تعداد اندكي‌ اروپايي‌ و گروه‌ كوچكي‌ چيني‌ و عرب‌ وجود دارد. بنابراين‌ نيمي‌ از جمعيت‌ خارجي‌اند، اما نظير دياكها به‌نژاد مالايايي‌ تعلق‌ دارند و با يكديگر مي‌آميزند.در حالي‌ كه‌ بورنئو تا 1328 ش‌/1949 بخشي‌ از هند شرقي‌ هلند را تشكيل‌ مي‌داد، پسر را سلطان‌ و اعضاي‌ خانواده‌اش‌ مستبدانه‌ اداره‌ مي‌كردند و مردم‌ در حكومت‌ رأيي‌ نداشتند. در كنار سلطان‌ و جانشينش‌ شورايي‌ پنج‌ نفري‌ از سرشناسان‌ وجود داشت‌ كه‌ سلطان‌ با آنها دربارة‌ مسائل‌ مهم‌ مشورت‌ مي‌كرد. اين‌ شورا عاليترين‌ دادگاه‌ كشور نيز به‌شمار مي‌آمد. اين‌ افراد سرشناس‌ و تعدادي‌ از اعضاي‌ خانوادة‌ سلطان‌، داراي‌ تيول‌ بودند. از 1260/1844 هر سلطان‌ پس‌ از رسيدن‌ به‌ سلطنت‌، با حكومت‌ هند شرقي‌ هلند معاهده‌اي‌ امضا مي‌كرد. در 1326/ 1908 آنان‌ خود را خراجگزار آن‌ حكومت‌ اعلام‌ كردند.مالياتهايي‌ نيز به‌ سلطان‌ تعلق‌ مي‌گرفت‌، بدينقرار: ماليات‌ سرانه‌ از مردان‌ بالغ‌؛ 110 محصولات‌ مزارع‌ برنج‌ و محصولات‌ جنگلي‌؛ دو نارگيل‌ از هريك‌ از درختان‌ بارده‌ و نيز خدمت‌ سپاهي‌. او از دستگاه‌ قضا در پايتخت‌ نيز عايدي‌ داشت‌.از تاريخ‌ افسانه‌اي‌ كشور مي‌توان‌ دريافت‌ كه‌ اين‌ حكومت‌ مستبد ــ كه‌ براي‌ دياكها بيگانه‌ است‌ ــ از شرق‌ جاوه‌ به‌ اين‌ مكان‌ آمده‌ بود. پايين‌تر از طبقة‌ حاكم‌، رؤساي‌ فرودست‌، كشيشها و مَلاّ كان‌ و افراد آزاد به‌عنوان‌ طبقة‌ متوسط‌ قرار داشتند. در آغاز قرن‌ چهاردهم‌/ بيستم‌ هنوز بردگان‌ و بدهكار ـ بردگان‌ پايين‌ترين‌ طبقة‌ پسر را تشكيل‌ مي‌دادند، هرچند ديرزماني‌ بود كه‌ بردگي‌ در ديگر ايالات‌ هند هلند تحت‌تأثير و نفوذ هلند ملغي‌ شده‌ بود. همانگونه‌ كه‌ در ميان‌ ديگر قبايل‌ دياك‌ معمول‌ بود، بردگان‌ همچون‌ افراد آزاد به‌كار مي‌پرداختند، در كلية‌ جشنها و بازيها شركت‌ مي‌كردند، مي‌توانستند مال‌ وثروت‌ داشته‌ باشند و حتي‌ از روي‌ لباس‌ قابل‌ تشخيص‌ نبودند. اگر كسي‌ بدهي‌ آنها را به‌ اربابشان‌ مي‌پرداخت‌ بردة‌ او مي‌شدند. بردگان‌ فروخته‌ نمي‌شدند.مطالب‌ زير به‌ دياكهاي‌ بي‌دين‌ و خويشاوندان‌ مسلمان‌ آنها، يعني‌ پسرها، محدود است‌:طبق‌ روايات‌، عربي‌ به‌ نام‌ توئن‌ سيد اسلام‌ را به‌ پسر برد. ازدواج‌ او با دختر حاكم‌، سهم‌ بسزايي‌ در پيشرفت‌ اسلام‌ در پسر داشت‌.زندگي‌ اجتماعي‌ مردم‌ پسر به‌طور سطحي‌ از اسلام‌ تأثير گرفته‌ و در زندگي‌ روزمره‌ هنوز از عبادت‌ خداوند و جهان‌ ارواح‌ برداشتي‌ الحادي‌ حاكم‌ است‌. باور قديمي‌ در مورد تأثير مهم‌ ارواح‌ بر سرنوشت‌ انسان‌ و وابستگي‌ به‌ نشانه‌هاي‌ ارواح‌ از شواهد اين‌ امر است‌. اين‌ واقعيت‌ نيز مهم‌ است‌ كه‌ در دهة‌ 1310ش‌/ 1930 در سراسر پسر فقط‌ يك‌ «مسگت‌» ] = مسجد [ و تعداد كمي‌ عبادتگاه‌ كوچكتر وجود داشت‌. تعداد رهبران‌ مذهبي‌ و حاجيها نيز اندك‌ بود و شور و حرارتي‌ براي‌ سفر حج‌ وجود نداشت‌. در مواقع‌ مهم‌ براي‌ كمك‌ به‌ ارواح‌ از مردم‌ كمك‌ مي‌خواهند؛ اين‌ مطلب‌ در ميان‌ اهالي‌ پسر، بويژه‌ از هنگام‌ بروز بيماري‌، صادق‌ است‌ كه‌ به‌ برپايي‌ جشنهاي‌ كفرآميز بليان‌ روي‌ مي‌آورند، مراسمي‌ كه‌ در بورنئوي‌ جنوبي‌ نيز برپا مي‌شود. روحاني‌ فرقة‌ الحادي‌ ( باليان‌ ) در ميان‌ سروصداي‌ مهيب‌ زنگها و طبلها كه‌ از دوردست‌ هم‌ شنيده‌ مي‌شود، به‌ تسخير روح‌ موردنظر درمي‌آيد، و روح‌، درمان‌ بيماري‌ را به‌ او اعلام‌ مي‌كند. حتي‌ در پايتخت‌ پسر كه‌ سكنة‌ آن‌ را منحصراً مسلمانان‌ تشكيل‌ مي‌دهند، با باليان‌ مشورت‌ مي‌كنند و سلطان‌ اين‌ كار را تنها در ايام‌ رمضان‌ ممنوع‌ كرده‌ است‌.ميزان‌ پيروي‌ طبقات‌ بالاي‌ پسر از اعتقادات‌ «جاندارپندارانه‌» از افسانه‌اي‌ رايج‌، معلوم‌ است‌. طبق‌ اين‌ افسانه‌، سلطان‌ آدم‌ در اواسط‌ قرن‌ نوزدهم‌/ سيزدهم‌ چند روز در سال‌ عزلت‌ مي‌گزيد و به‌ كوه‌ ارواح‌، به‌ نام‌ گونونگ‌ ملكت‌ مي‌رفت‌. در اين‌ مكان‌ با جنّي‌ ازدواج‌ كرد و از اين‌ ازدواج‌ صاحب‌ پسري‌ به‌ نام‌ تندانگ‌ شد. اين‌ پسر از موهبت‌ نامرئي‌ بودن‌ برخوردار بود و در جزيرة‌ مادورا زندگي‌ مي‌كرد و در آنجا با يك‌ شاهزادة‌ جنّ ازدواج‌ كرد و هنگامي‌ كه‌ در پسر جشن‌ قرباني‌ بزرگي‌ برگزار مي‌شود (در گذشته‌ انسان‌ را نيز قرباني‌ مي‌كردند)، ظاهر مي‌گردد. اين‌ جشنها هنوز نيز گهگاه‌ برگزار مي‌شود، بويژه‌ براي‌ رهانيدن‌ ايالت‌ از شر بدبختي‌ و بيماري‌.درآمد روحانيان‌ مشتمل‌ بر كمكهايي‌ است‌ كه‌ در پايان‌ ماه‌ روزه‌، در قالب‌ زكات‌ و «پطره‌» ] = فطريه‌ [ ، گرد مي‌آورند. هركس‌ هرچند بتواند مي‌دهد و رؤسا هيچگونه‌ فشاري‌ اعمال‌ نمي‌كنند. روحانيان‌ حق‌الزحمة‌ كمي‌ در مراسم‌ ازدواج‌ يا طلاق‌ دريافت‌ مي‌كنند.تقويمي‌ كه‌ امروزه‌ در سلطان‌نشين‌ استفاده‌ مي‌شود، تقويم‌ اسلامي‌ است‌. بدانگونه‌ كه‌ ميان‌ دياكها در جاهاي‌ ديگر نيز مرسوم‌ است‌، كار كشاورزي‌ هنگامي‌ آغاز مي‌شود كه‌ صورت‌ فلكي‌ خاصي‌ در آسمان‌ ظاهر شود.زندگي‌ خانوادگي‌ در ميان‌ مردم‌ پسر تاحدي‌ طبق‌ آيين‌ اسلامي‌ شكل‌ گرفته‌ است‌، ازدواج‌ ميان‌ مسلمانان‌ به‌ وساطت‌ رهبر مذهبي‌ انجام‌ مي‌گيرد و پدر يا مرد ديگري‌ به‌عنوان‌ ولي‌ در آن‌ حضور دارد، اما ازدواج‌ تنها پس‌ از حصول‌ توافق‌ بر سر هديه‌اي‌ سنگين‌ سرمي‌گيرد. اين‌ هديه‌ به‌ والدين‌ عروس‌ پرداخت‌ مي‌شود و خود او تنها بخش‌ كوچكي‌ از آن‌ را دريافت‌ مي‌كند. طبق‌ سنّت‌ دياكها، پسر و دختر جوان‌ مجازند كه‌ پيش‌ از ازدواج‌ آزادانه‌ با يكديگر ديدار كنند. داماد پيش‌ از آنكه‌ بتواند عروس‌ را به‌ خانة‌ خود ببرد، دست‌كم‌ يك‌سال‌ در خانة‌ والدين‌ عروس‌ به‌ سر مي‌برد. طلاق‌ بسيار رايج‌ است‌، زيرا بندرت‌ در تصميم‌گيريها و گفتگوهاي‌ ميان‌ والدين‌ به‌ نظر زن‌ توجه‌ مي‌شود. مرد و زن‌ پس‌ از ازدواج‌، اموال‌ خود را حفظ‌ مي‌كنند و اين‌ اموال‌ پس‌ از طلاق‌ به‌ خانواده‌ بازمي‌گردد. اموالي‌ كه‌ در طول‌ زندگي‌ زناشويي‌ به‌دست‌ آمده‌ است‌، به‌ دو قسمت‌ مساوي‌ بين‌ شوهر و زن‌ تقسيم‌ مي‌شود. پس‌ از مرگ‌ يكي‌ از طرفين‌، طرف‌ ديگر همة‌ اموال‌ را تصرف‌ مي‌كند. خانواده‌هاي‌ معدودي‌ از قانون‌ ارث‌ اسلامي‌ پيروي‌ مي‌كنند. مسلمانان‌ طبق‌ آيين‌ اسلام‌ دفن‌ مي‌شوند.منابع‌:A. H. F. J. Nusselein, "Beschrijving van het landschap Pasir", Bijdragen tot de Taal-, Land-en Volkenkunde (1905).
نظر شما
ایمیل ایمیل
مولفان

ا. و. نيوون‌ هويز ، با اندكي‌ تلخيص‌ از ( د. اسلام‌ )

حوزه موضوعی
رده های موضوعی
جلد 5
تاریخ چاپ
وضعیت انتشار
  • چاپ نشده